<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sarvclinic79</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_57141581</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-30 23:09:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3015711/avatar/fKOdVF.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Sarvclinic79</title>
            <link>https://virgool.io/@m_57141581</link>
        </image>

                    <item>
                <title>8 بازی برای افزایش توجه و تمرکز کودکان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/8-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-ney1qefkxywb</link>
                <description>افزایش توجه و تمرکز روی یک موضوع آموزشی برای بچه‌های دبستانی و پیش دبستانی کار سختی است. متخصصان می‌گویند هر کودک به ازای هر سال سن خود، می‌تواند بین 3 تا 5 دقیقه تمرکز کند. بنابراین یک کودک 5 ساله می‌تواند حدود 16 دقیقه روی یک موضوع تمرکز کند درحالی که یک نوجوان ده ساله می‌تواند دایره تمرکزش را حدود 50 دقیقه حفظ کند.بیشتر بچه‌ها بازه‌ تمرکزی کوتاهی دارند، به خصوص روی فعالیت‌هایی که به نظرشان جذاب نیست یا وقتی که عوامل حواس‌پرتی زیادی در اطرافشان وجود دارد. با این حال می‌توان با استفاده از فعالیت‌های جالب و مفرحی مثل بازی‌هایی که در ادامه معرفی می‌کنیم، توجه و تمرکز آنها را افزایش داد:سکه بازی: این بازی حافظه و تمرکز کودک را برای یاد گرفتن ترتیب اشیا تقویت می کند. تعدادی سکه را در یک کاسه کوچک بگذارید. چند تا از آنها را به هر ترتیب خاصی که مدنظرتان است کنار هم بچینید. مثلا سکه‌ صد تومانی، پنجاه تومانی، پانصد تومانی و دویست تومانی. از کودک بخواهید حدود 20 ثانیه به آنها نگاه کند. سپس روی سکه‌ها را با یک کاغذ بپوشانید.کاسه سکه‌ها را جلوی او بگذارید تا از میان سکه‌ها انتخاب کند و به همان ترتیبی که شما چیده‌اید، سکه‌ها را بچیند. برای اندازه‌گیری زمان هم از یک ثانیه شمار استفاده کنید. وقتی کار فرزندتان تمام شد، زمان را یادداشت کنید و ببینید سکه‌ها را درست چیده‌ است یا نه. اگر درست نبوده از او بخواهید که کارش را دوباره انجام دهد.هر قدر بیشتر این بازی را انجام دهید، کودک ترتیب را بهتر رعایت می‌کند و شما می‌توانید با اضافه کردن ردیف سکه‌ها، بازی را سخت‌تر کنید. در ابتدا سکه‌ها را در دسته‌های جدا بچینید و وقتی فرزند شما بزرگ‌تر شد می‌توانید همه سکه‌ها را در کاسه بریزید تا از میان آنها انتخاب کند.بازی تشخیص تفاوت‌ها: این بازی یکی از بهترین بازی‌ها برای افزایش دقت و توجه کودکان به جزئیات است. شما می‌توانید با توجه به سن و توانایی فرزندتان کارت‌های متفاوت را نقاشی کنید یا آن را از اینترنت پرینت بگیرید. این بازی به دلیل سادگی و در دسترس بودن، یکی از بهترین بازی‌ها برای زمان مسافرت یا زمانهایی است که شما در جایی مثل مطب دکتر منتظر هستید. پازل‌هایی که کودک باید یک شی پنهان شده در تصویر را پیدا کند هم بازی‌های خوبی برای تمرین تمرکز هستند.کپی کردن یک تصویر: این تمرین به فرزند شما در تمرکز کردن روی یک چیز کمک می کند. یک تصویر ساده و یک صفحه کاغذ سفید جلوی کودک بگذارید. از او بخواهید زمان کوتاهی، مثلاً حدود سی ثانیه، روی کپی کردن تصویر تمرکز کند. سپس دست‌ها و بازوهایش را برای آزاد شدن انرژی و تنش درون بدن به خوبی تکان دهد و سی ثانیه دیگر روی نقاشی‌اش تمرکز کند و به همین ترتیب ادامه دهد. به مرور می‌توانید زمان نقاشی کردن را زیادتر و زمان استراحت را کم‌تر کنید.علامت‌هایی را که نشان می‌دهد کودک مشغول انجام کارش است را به او بگویید: کمر صاف، سر پایین و مداد در حال حرکت. این علامت‌ها به فرزندتان یادآوری می‌کند کارش را انجام دهد.بازی کیم: این بازی قدیمی شیوه خیلی خوبی برای افزایش تمرکز کودک است. چند چیز کوچک از وسایل خانه مثل قاشق چای‌خوری، کلید، گیره مو و ... را بردارید (در مجموع به حدود 20 شی کوچک نیاز دارید). آنها را روی میز بچینید و 30 ثانیه به فرزندتان فرصت دهید که با دقت به آنها نگاه کند. سپس آنها را با یک پارچه یا حوله بپوشانید.از این جا به بعد می‌توانید بازی را به دو صورت انجام دهید: می‌توانید از فرزندتان بخواهید اشیایی را که به خاطر می‌آورد نام ببرد یا می‌توانید یکی از اشیا را بردارید و از کودک بپرسید چه چیزی سر جایش نیست.رفتم مغازه: این بازی قدیمی یکی از بهترین تمرین‌های گروهی برای افزایش توجه و تمرکز است که می‌توانید آن را با فرزندتان و دوستانش انجام دهید. در پایان بازی هم جو شاد و مفرحی بین بچه‌ها ایجاد می‌شود.روی زمین به شکل دایره یا دور یک میز بنشینید. اولین نفر می‌گوید: رفتم مغازه، ... خریدم. اسم این شی باید با الف شروع شود. مثلا رفتم مغازه، آب‌ معدنی خریدم. نفر دوم باید یک شی که با ب شروع می‌شود و همان شی قبلی را بگوید: رفتم مغازه، بستنی و آب معدنی خریدم. بازی به همین ترتیب با سایر حروف الفبا ادامه میابد تا مشخص شود هر کدام از بچه‌ها تا چند آیتم می‌توانند ادامه دهند.شمارش برعکس: شمردن یکی از مهارت‌هایی است که هر بچه‌ای در سال‌های اولیه زندگی به دست می‌آورد اما شمردن برعکس به خصوص در اعداد چندرقمی نیازمند دقت بالایی است که توجه و تمرکز کودک را افزایش می‌دهد.یک عدد تصادفی مثلا 147 را به فرزندتان بگویید و از او بخواهید ارقام این عدد را به صورت برعکس و به شکل یک عدد سه رقمی بگوید: 741. این کار سخت‌تر از چیزی است که فکر می‌کنید و مغز کودک را به چالش می‌کشد.رنگ‌آمیزی: به تازگی رنگ‌آمیزی بزرگسالان برای کمک به رهایی از استرس‌های روزانه و تمرکز بر کاری که در حال انجامش هستیم فراگیر شده است و این دقیقا همان کاری است که رنگ‌آمیزی با ذهن کودکان انجام می‌دهد.برای شروع، دایره‌های کوچکی روی یک کاغذ سفید بکشید و از کودک بخواهید تا جایی که می‌تواند تمیز و مرتب آنها را رنگ کند. چون دایره‌ها کوچک هستند رنگ کردن هر کدام بیشتر از یکی دو دقیقه وقت نمی‌گیرد. روز بعد دایر‌ه‌های کمی برزگ‌تری بکشید.به مرور که توانایی توجه و تمرکز فرزندتان بیشتر شد می‌توانید شکل‌های بزرگ‌تر و متنوع‌تری بکشید که رنگ‌آمیزی آنها بیشتر طول می‌کشد و بازه زمانی تمرکز کودک را هم افزایش می‌دهد.شمارش کلمات: این بازی یک تمرین خوب برای بچه‌هایی است که مشکل تمرکز دارند. یک کتاب بردارید و یک پاراگراف از آن را انتخاب کنید. هدف این نیست که فرزندتان کتاب را بخواند بلکه باید تعداد کلماتی را که در پاراگراف وجود دارد بشمارد.وقتی شمردنش تمام شد به او بگویید برگردد و دوباره بشمارد. عدد جدید همان شماره‌ای است که دفعه قبل گفته؟ اگر نه، از او بخواهید دوباره بشمارد. و اگر درست گفته، پاراگراف دیگری را به او بدهید تا بشمارد. وقتی مشغول کاری با این جزئیات است تقریبا محال است که به چیز دیگری توجه کند.</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Tue, 06 Aug 2024 14:28:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اختلال خواب در کودکان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-bt0xhuoy0i45</link>
                <description>ما انسان ها حدود يك سوم از زندگي خودمان را در خواب مي گذرانيم، خواب تا ٣ ماهگي نوزاد صرفا يك نياز جسماني است، از حدود سه ماهگي به خواب رفتن نوزاد كمتر با پايان شير خوردن ارتباط دارد.در حدود ٩ تا ١٢ ماهگي، كودك نخستين مخالفت جدي خود با خواب و تمايل به حفظ تماس با محيط را نشان مي دهد؛ تماس با محيط؟ بله، كودك ترجيح مي دهد بيشتر بيدار بماند تا بيشتر با مادرش، پدرش و با دنيا در ارتباط باشد، كه اين حالت را احتمالا در بزرگسالان زيادي مشاهده مي كنيم.اما خوابيدن، يك رفتار بهداشتي مهم در جهت سلامتي جسمي و رواني است، بدن و مغز در هنگام خواب خود را ترميم مي كنند، بدون خواب كافي، كودك توانايي يادگيري خود را به طور جدي از دست مي دهد.يكي از كاركردهاي مهمي كه در هنگام خواب ترميم مي شود، حافظه است. كودكان بدون خواب كافي احتمالا نقص در حافظه را نشان مي دهند.همان طور كه اشاره كردم، خوابيدن براي سلامت رواني و نيز جسمي حائز اهميت است، خصوصا در كودكان خواب كافي موجب رشد بهتر جسمي آن ها خواهد شد.در زير اشاره اي به انواع اختلال خواب کودکان خواهم كرد و سپس دلايل و درمان اختلالات خواب در كودكان را توضيح خواهم داد.انواع اختلال خواببی خوابی زیاد نشانه چیست؟به گفته روانشناسان کودک بعضي كودكان در خواب رفتن مشكل دارند و يا بسيار زود از خواب بيدار مي شوند (قبل از اينكه خواب كافي داشته باشند).دلايل بي خوابي معمولا اضطراب و افسردگي است، و بطور متداول كودكاني كه زود از خواب بيدار مي شوند ممكن است دچار افسردگي باشند و كودكاني كه شب ها در خواب رفتن مشكل دارند احتمالا دچار اضطراب هستند.Nightmares یا کابوس هاخواب هایی وحشتناک که در هنگام خواب كودك اتفاق می افتند و می توانند کودک را از خواب بیدار کرده و احساس وحشت، تهدید و ترس را به او القا کرده و خوابیدن دوباره را برای آن ها دشوارکند.کابوس های در کودکانی که از حدود 3 سالگی شروع می شوند بسیار متداول است و بیشتر در سنین 6 تا 10 سالگی رخ می دهد. معمولاً تعداد کابوس ها بعد از 10 سالگی کاهش می یابد.اين كابوس ها زمينه را براي اختلالات رواني همچون اختلال استرس پس از سانحه افزايش مي دهند.توصیه می شود از مشاوره های روان درمانی در این زمینه استفده کنید.وحشت های شبانهوحشت های شبانه، با كابوس متفاوت است. چرا كه كودك هرگز به طور کامل از خواب بیدار نمی شود و در نتيجه به اندازه كابوس برايش ترسناك نيست چرا كه حتي يادش هم نمي آيد، اما شما به عنوان والدين شاهد ترس و وحشت فوق العاده ي كودكتان هستيد.معمولا اين اختلال خواب کودکان به دليل اضطراب كودك ايجاد مي شود. به هيچ عنوان كودك را در اين شرايط از خواب بيدار نكنيد چون برايش ترسناك تر و آسيب زاتر خواهد شد.خواب بیش از حد در روز (EDS )اگر كودك شما با اين كه فكر مي كنيد شب ها كافي مي خوابد باز هم در طول روز خسته است احتمالا مبتلا به اين نوع از اختلالات خواب است. بیش از چند اختلال خواب منجر به خواب آلودگی در روز می شود.شب ادراریشب ادراری در بیشتر کودکان غیر معمول نیست، و به خودی خود دلیلی برای نگرانی نیست. شب ادراری به عنوان یک اختلال خواب کودکان در نظر گرفته نمی شود، مگر اینکه کودک بیشتر از پنج سال داشته باشد و حداقل هفته ای 2 بار به طور مرتب اپیزود داشته باشد.عواملی مانند سابقه خانوادگی در شب ادراری، تاخیر در رشد، کنترل کم مثانه و پریشانی عاطفی، ممکن است باعث ایجاد شب ادراری شود. با این حال، اگر کودک شما به طور مکرر رختخواب خود را خیس می کند و همچنین خواب آلودگی روزانه را تجربه می کند، می تواند نشانه ای از آپنه انسدادی خواب باشد.چه ميزان خواب در كودكان طبيعي است؟يك نوزاد در شبانه روز حدود ١٦ تا ١٧ ساعت مي خوابد. از هفته شانزدهم دوره خواب شبانه از دوره خواب روزانه متمايز مي شود.در پايان سال دوم، كودك هنوز به ١٥ ساعت خواب شبانه روزي نياز دارد. در جريان سال دوم،كودك از خوابيدن اكراه دارد (بحران مقاومت عليه خواب).خواب روزانه (بعد از ظهر) در ٤ سالگي از بين مي رود. خواب در يك سالگي به ١٣ الي ١٥ ساعت، در ٣ تا ٥ سالگي به ١٢/٥ ساعت، در ٦ تا ١٢ سالگي به ٩/٥ ساعت و در ١٣ تا ١٥ سالگي به ٨/٥ ساعت كاهش مي يابد.علت اختلال خواب در كودكان چيست؟معمولا سيستم عصبي نابالغ از سويي؛ و از سويي ديگر، اضطراب و افسردگي در كودكان منجر به اختلال خواب کودکان مي شوند.قسمتي از مغز كودك به نام سيستم ليمبيك در اضطراب نقش دارد. همچنين سيستم ليمبيك در مرحله اي از خواب انسان كه روياها در آن رخ مي دهد نقش دارد. جالب است بدانيد كه درمان هايي كه اضطراب كودك را كاهش مي دهد نه تنها موجب كاهش نشانه هاي اضطراب مي شود بلكه به بهبودي خواب كمك مي كند. پس براي بهبودي اختلالات خواب بهتر است ابتدا اضطراب كودك را درمان كنيم.از طرفي اختلالات خواب در كودكان پيش بيني كننده ي افسردگي شديد در بزرگسالي است و اين موضوع لزوم بررسي اختلالات خواب كودكان را روشن مي سازد.علائم و نشانه‌های اختلال خواب در کودکانگاهی اوقات ممکن است کمی طول بکشد تا کودکان بخوابند. اما اگر فرزند شما مشکل زیادی در این زمینه دارد و هر شب دچار بی‌قراری یا کم‌خوابی می‌شود، ممکن است به اختلال خواب مبتلا باشد که با علائم زیر مشخص می‌شود:کودک در رختخواب دراز می‌کشد و برای مدت زمان زیادی به دنبال کتاب، آهنگ، نوشیدنی یا رفتن به سرویس بهداشتی است.در به خواب رفتن مشکل دارد.هر بار فقط حدود ۹۰ دقیقه می‌خوابد (حتی شب‌ها).شب‌ها از خارش پاها شکایت دارد.در هنگام خواب با صدای بلند خروپف می‌کند.در زمان خواب راه می‌رود یا کابوس می‌بیند.دندان قروچه می‌کند.شب ادراری دارد.صبح‌ها نمی‌تواند به راحتی از خواب بیدار شود.در طول روز نمی‌تواند بیدار بماند.بدخلق و تحریک‌پذیر به نظر می‌رسد.در مدرسه عملکرد خوبی از خود نشان نمی‌دهد.چرا اختلال خواب در كودكان “حتما” بايد پيگيري شوند؟همان طور كه گفته شد، اختلال خواب در كودكان منجر به اختلال در رشد جسماني و نيز رواني كودك خواهد شد. مغز در زمان كودكي برخي از ساختارهاي خود را شكل مي دهد و عدم خواب كافي منجر به مشكل در رشد كافي مغز خواهد شد.از سويي ديگر؛ گاهي اوقات علت اصلي كج خلقي هاي كودك و حتي خشم و پرخاشگري كودك به دليل مشكل خواب است، پس ممكن است حتي اختلالات رفتاري كودك هم به دليل ابتلا به اختلال خواب باشند. در نتيجه اختلالات خواب در كودكان “حتما” بايد پيگيري شوند.براي درمان اختلال خواب در کودکان چه بايد كرد؟برای درمان اختلال خواب در کودکان، می‌توانید به روش‌های زیر روی بیاورید:ایجاد روال خواب منظم: سعی کنید برای کودکان یک برنامه خواب منظم ایجاد کنید. زمان‌های خواب و بیداری را هر روز در یک ساعت مشخص انجام دهید تا بدن کودک عادت کند.ایجاد محیط خواب مناسب: مطمئن شوید که محیط خواب کودک شما آرام و تاریک است. استفاده از پرده‌های سنگین یا لوازم خواب محافظتی می‌تواند به کودک کمک کند تا در خواب بهتر غرق شود.ایجاد روتین قبل از خواب: قبل از خواب، به کودکان فعالیت‌های آرامش‌بخشی مانند خواندن کتاب یا گوش دادن به موسیقی آرامش‌بخش بپردازید. این ممکن است به کودکان کمک کند تا کمی آرامتر و آماده برای خواب شوند.محدود کردن استفاده از رسانه‌ها: قبل از خواب، سعی کنید استفاده از تلویزیون، تبلت و گوشی‌های هوشمند را محدود کنید. نور آنها ممکن است قابلیت بیداری کودک را افزایش دهد و باعث مشکلات خواب شود.فعالیت بدنی: فعالیت بدنی منظم در طول روز می تواند به کودک کمک کند تا خستگی کند و بازده خواب را افزایش دهد. مطمئن شوید که فعالیت‌های بدنی کودک در ساعت‌های نزدیک به خواب نیست.مشاوره حرفه‌ای: در صورتی که مشکل خواب کودک شما پافشاری دارد و راه حل‌های بالا کارآمد نیستند، بهتر است با پزشک یا متخصص کودکان مشورت کرده و راهنمایی حرفه‌ای دریافت کنید.مهم است که برای درمان اختلال خواب در کودکان، تاثیرات مثبت و نتایج ممکن را به صبر و ادامه تلاش بپذیرید. هر کودک یک شخصیت منحصر به فرد دارد و ممکن است نیاز به روش‌های متفاوتی برای کمک به خواب بهتر داشته باشد.سخن پایانیاگر كودك دچار اختلالات خواب شده است اولا بدانيد كه همان طور كه ما بزرگسالان در برخي مواقع كنترلي بر روي مشكلات خواب نداريم نمي توان از كودك انتظار داشت بدون دريافت كمك الگوي خوابشان را اصلاح كنند.پس بدون فشار گذاشتن بر روي كودك در جهت بهبود خواب کودک؛ او را نزد روانشناس و روانپزشك ببريد تا الگوي خواب مشخص و در جهت درمان اقدام شود. بدانيد كه اختلالات خواب كودكان قابل درمان است.اختلال خواب در کودکان</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Mon, 05 Aug 2024 16:00:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حملات هراس در کودکان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%D8%AD%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-cp2jdkgfue0j</link>
                <description>حملات هراس در کودکان شامل ترس شدید همراه با مجموعه ای از علائم جسمی مانند ضربان قلب سریع یا تنگی نفس است. علائم حمله هراس در کودکانحملات هراس چند دقیقه یا چند ساعت طول می کشد و اغلب بدون علائم هشدار دهنده شروع می شود. با این حال، حمله وحشت یک بیماری شایع و قابل درمان است. ما در این مقاله علل، علائم، عوامل خطر، تشخیص، درمان و پیشگیری حملات هراس را در کودکان بررسی کرده ایم.حمله وحشت معمولاً به طور ناگهانی و بدون هیچ علائم و نشانه های هشدار دهنده ای شروع می شود. این حملات می توانند در طول شب یا روز اتفاق بیفتند. بعضی از کودکان ممکن است حملات مکرر داشته باشند، در حالی که در بعضی دیگر ممکن است دوره های خاصی را تجربه کنند.علائم و نشانه های مرتبط با حمله ترس شامل موارد زیر می باشد:لرزتعریقسردردجیغ زدندرد شکمتنگی نفسگر گرفتگیتنفس شدیدغش کردنگریه کردنحالت تهوعدرد قفسه سینهضربان قلب سریععلائم مذکور ممکن است چند دقیقه طول بکشد و کودکان پس از رفع علائم احساس خستگی کنند یا غالباً بخوابند. احتمال دارد کودکان جدا از واقعیت رفتار کنند و اغلب می گویند احساس می کنند که می میرند یا دیوانه می شوند.علاوه بر ارائه بالینی چشمگیر، حملات وحشت معمولاً نیازی به مراجعه فوری پزشکی ندارند. با این حال، در صورت عدم درمان، کودکان مبتلا به اختلالات هراس ممکن است رفتار گوشه گیری داشته باشند و حتی تمایل به رفتن به مدرسه یا ملاقات با مردم را نداشته باشند.اگر کودک شما اغلب دچار حملات وحشت می شود، پس به یک متخصص اطفال یا پزشک خانواده مراجعه کنید. برای تشخیص صحیح مراجعه به پزشک بسیار مهم است.علل حملات هراس در کودکانعلت دقیق حملات وحشت یا اختلالات وحشت مشخص نیست. عوامل زیر ممکن است در بروز اختلالات وحشت نقش داشته باشند:ژنتیکاسترستغییر در عملکردهای مغزطبیعت یا خلق و خوی کودک نیز احتمال دارد در بروز اختلالات هراس و اضطراب نقش مهمی داشته باشد. کودکانی که حساسیت بیشتری به استرس و احساسات منفی دارند، در معرض خطر بیشتری برای اختلالات وحشت می باشند. ممکن است چند کودک واکنش های وحشت زده ای ایجاد کنند که ناشی از برخی شرایط استرس عاطفی مانند تکالیف مدرسه، ترس از مجازات والدین یا معلمان و غیره است.تشخیص حمله هراس در کودکانشما باید علائم وحشت در کودک را با جزئیات توضیح دهید. پزشکان ممکن است چند سوال برای شناسایی عوامل محرک در ارتباط با حملات هراس بپرسند. آنها همچنین می توانند معاینه بدنی و برخی آزمایشات را برای پیشگیری از شرایط پزشکی که ممکن است شبیه حمله وحشت باشد، انجام دهند.اگر شواهدی از بیماری های جسمی دیگر وجود نداشته باشد، احتمال دارد پزشک کودک شما را به روانپزشک ارجاع دهد. تجزیه و تحلیل دقیق توسط یک روانپزشک می تواند به تشخیص اختلالات بهداشت روان منجر به حملات وحشت کمک کند. اختلالات بهداشت روان، مانند وسواس فکری عملی یا اختلال اضطراب اجتماعی، چند نمونه از مواردی است که ممکن است باعث حملات وحشت شود.درمان حمله هراس در کودکانحملات هراس در کودکان و نوجوانان ممکن است با داروها و رفتار درمانی درمان شود.دارو برای درمان حمله هراس در کودکانمهارکننده های انتخابی جذب مجدد سروتونین (SSRIs) دسته ای از داروهای ضد افسردگی است که اغلب گزینه درمانی مطلوب است. بنزودیازپین گروه دیگری از داروهای مورد استفاده است. با این حال، آنها می توانند باعث آرامش و خواب آلودگی شوند و از این رو ممکن است گزینه مناسبی برای کودکان نباشد. پزشک بر اساس سن کودک، شدت حمله وحشت و عود مجدد آن، در مورد دارو تصمیم خواهد گرفت و یک نسخه طولانی مدت یا کوتاه مدت تجویز می کند.درمان های رفتاریهدف از درمان های شناختی-رفتاری این است که کودکان افکار واقع بینانه و غیرواقعی را که منجر به حملات وحشت می شود، درک کنند. این می تواند به آنها کمک کند تا بر ترس خود غلبه کنند. بازی درمانی یا گفتار درمانی می تواند برای غلبه بر اضطراب در دوران کودکی مفید باشد. کودکانی که حملات هراس در دوره های مکرر دارند ممکن است قبل از درمان های رفتاری به درمان دارویی نیاز داشته باشند.درمان طبیعی برای اضطراب در کودکانکودکان بیش از درمان های طبیعی از درمان های رفتاری و درمان پزشکی متخصصان بهره مند می شوند. برای نتیجه بهتر، حمایت و تشویق والدین لازم است. والدین می توانند برای پیشگیری از هرگونه عامل حمله وحشت، تلاش کنند.اصلاحات زیر در سبک زندگی و مراقبت در منزل نیز می تواند به مقابله با علائم حمله وحشت در کودکان کمک کند.تکنیک های آرامش. می توانید برخی از تکنیک های آرام سازی مانند تنفس عمیق و یوگا را به فرزند خود بیاموزید. این موارد ممکن است استرس را به حداقل برسانند و به کودک کمک کنند تا آرام باشد.فعالیت بدنی. کودک خود را تشویق کنید که خود را درگیر ورزش و فعالیت هایی مانند رقص و ورزش های رزمی کند. ورزش می تواند به کاهش استرس کمک کند.خواب کافی. خواب عمیق برای سلامت جسمی و روانی بسیار مهم است.انواع حملات اضطرابی در کودکموارد زیر انواع متداول حملات هراس بر اساس علل آنها است.حمله وحشت غیرمنتظره (بدون زخم)این حملات هراس ناشی از هرگونه علت یا محرک داخلی یا خارجی است. در هر زمان و در هر شرایطی ممکن است رخ دهد.حملات هراس وضعیتیحملات وحشت به دلیل قرار گرفتن در معرض انواع خاصی از استرس یا موقعیت ها رخ می دهد. با اجتناب از عوامل محرک ممکن است قابل پیش بینی باشند و از آنها پیشگیری شود. کودکان معمولاً می توانند حملات وحشت را در هنگام مشاجرات خانوادگی، زمان امتحان یا موقعیت های اجتماعی خاصی، تجربه کنند.حملات هراس زمینه ای از نظر موقعیتیاین یک حمله وحشت است که توسط موقعیت های خاص ایجاد می شود، اما ممکن است همیشه رخ ندهد. این نوع حمله وحشت می تواند قبل یا بعد از موقعیت های تحریک کننده نیز اتفاق بیفتد، اما در طول شرایط رخ نمی دهد. به عنوان مثال، ممکن است کودک قبل یا بعد از امتحانات مدرسه دچار حملات هراس شود، اما هنگام نوشتن امتحان وحشت زده نباشد.اختلال هراس نوعی اختلال اضطراب است. بسیاری از انواع دیگری از آن وجود دارد، اختلالات اضطرابی در دوران کودکی با اختلالات ترس مرتبط است.اختلال اضطراب عمومیاختلال اضطراب عمومی نوعی اختلال است که شامل نگرانی یا اضطراب بیش از حد در موارد خاصی مانند عملکرد تحصیلی، دوستی یا شرایط خانوادگی است که می تواند باعث خستگی، بی خوابی، تنش عضلانی و غیره شود.اختلال اضطراب جداییاختلال اضطراب جدایی، ترس از جدا شدن از والدین است و ممکن است کودک را از رفتن به مدرسه منع کند. علائم جسمی مانند حالت تهوع یا سردرد می تواند این اختلال را همراهی کند. این نوع اضطراب در کودکان نوپا بیشتر از کودکان بزرگتر دیده می شود.اختلال انتخابیتوهین انتخابی شامل امتناع کودک از صحبت کردن در شرایط خاص است. توهین انتخابی احتمال دارد در کودکان در سن مدرسه دیده شود. نمونه ای از این شرایط زمانی است که کودک در خانه یا سایر موقعیت های راحت بیش از حد پرحرف باشد اما در مدرسه به طور غیر قابل توجهی ساکت می شود.ترس هراسی خاصبعضی از کودکان ممکن است از موقعیت یا اشیا خاصی ترس یا اضطراب شدیدی داشته باشند. به این نوع ترس هراس گفته می شود. ترس از حیوانات خاص، آب، ارتفاع، سوزن، فضای بسته، صداهای بلند و غیره، نمونه هایی از فوبیای خاص است.اختلال وحشتاختلال وحشت نوعی اختلال اضطرابی همراه با حملات هراس مکرر است و هیچ عاملی باعث ترس یا نگرانی نمی شود.اختلال اضطراب اجتماعیاین اختلال، نوعی اختلال اضطراب با ترس شدید از تعامل اجتماعی یا عملکرد در گروه های همسالان یا یک کلاس است. کودک مبتلا به این اختلال ممکن است گریه کند، به بزرگسالان بچسبد و از صحبت در شرایطی که باعث اضطراب می شود خودداری کند.حملات هراس و حملات اضطرابی ممکن است علائم مشابهی داشته باشند. با این حال، اضطراب نگرانی بیش از حد در مورد برخی حوادث قریب الوقوع مانند بیماری، نمرات تحصیلی، امتحانات، دیر رسیدن به مدرسه، مشق شب و غیره است.اضطراب بیش از حد ممکن است باعث حملات اضطرابی شود، از جمله علائم جسمی بی قراری، خستگی، کمبود خواب، یا اغلب سعی در اجتناب از موقعیت ها دارد.چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟بیشتر والدین ممکن است کودک را به سادگی از موقعیت هایی که باعث حملات وحشت می شود، دور کنند. بعضی والدین نیز احتمال دارد کودک را در چنین شرایطی حساس کرده و حملات وحشت را تشدید کنند. شما می توانید از کودک بپرسید چه چیزی باعث شده در موقعیت های خاص احساس نگرانی یا ترس کنند و راه های غلبه بر مشکل را توضیح دهید. اگر مشاوره والدین موثر واقع نشد، به پزشک مراجعه کنید.حملات هراس شبانه در کودکانحملات هراس در طول شب ها حملات هراس شبانه نامیده می شوند. این بیدار شدن ناگهانی از خواب همراه با ترس و علائم جسمی و بدون محرک واقعی ترس است. کودکان مبتلا به حملات وحشت شبانه نیز ممکن است دوره های حملات هراس روزانه نیز داشته باشند. علائم نیز شبیه حملاتی است که در طول روز اتفاق می افتد. اپیزودهای هراس در شب ممکن است چند دقیقه طول بکشد، اما کودک ممکن است نیاز به زمان داشته باشد تا آرام شود و دوباره بخوابد.حملات وحشت شبانه نه خطرناک هستند و نه نیاز به درمان فوری دارند. شما می توانید مطمئن شوید که هیچ دلیل جسمی وجود ندارد که باعث حمله وحشت در شب شود. اگر گمان می کنید کودک مشکلی دارد، سریعاً به پزشک مراجعه کنید.خطرات و عوارض حمله هراس در کودکاناختلالات وحشت می تواند در کودکان رخ دهد اما در دوران نوجوانی و بزرگسالی بیشتر دیده می شود. برخی از عوامل دیگر نیز وجود دارد که می تواند خطر حملات وحشت در کودکان را افزایش دهد که شامل موارد زیر می باشد:ضربه بدنیآزار جسمی یا جنسیجدایی از هر دو والدین یایکی از والدین به دلیل طلاق یا دلایل دیگرمرگ یا بیماری والدین، خواهر و برادر و یا هر کس که به آنها نزدیك است.مشاجره در بین والدین و تولد خواهر و برادرهای جدید از دلایلی است که باعث می شود کودک نادیده گرفته شود و در نتیجه خطر حملات وحشت را افزایش می دهد.در صورت عدم درمان، حملات هراس ممکن است منجر به عوارض خاصی مانند موارد زیر شود:افسردگیسو مصرف الکلسوء مصرف مواداختلالات اضطرابافکاری برای خودکشیحمله وحشت همچنین ممکن است در روابط شخصی تداخل ایجاد کند و باعث شود کودک از نظر اجتماعی جدا شود. در دراز مدت، هراس و اختلالات روانپزشکی می توانند رفتار تعارض را افزایش دهد.</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jul 2024 13:53:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اختلال خوردن در کودکان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-p8kjxppzrnit</link>
                <description>ناهنجاری‌های خوردن در کودکاناختلال خوردن در کودکان یک مسئله جدی می‌باشد که ممکن است تأثیرات طولانی مدتی بر روی سلامتی و رشد جسمی و روانی آن‌ها داشته باشد. این اختلالات می‌توانند به صورت مختلفی از جمله اضافه ‌کردن یا کاهش وزن، مصرف بیش از حد غذا یا عدم مصرف غذا، ترس از غذا یا ترس از چاق شدن، نگرانی مداوم از اندازه و شکل بدن و نقص تغذیه را شامل شود. در ادامه به برخی از اختلالات خوردن معمول در کودکان اشاره خواهیم کرد.اختلال خوردن در کودکان از چه سنی شروع می‌شود؟اختلال خوردن در کودکان می‌تواند از سنین مختلفی شروع شود، اما معمولاً در دوره‌های خاصی از رشد و توسعه کودکان بیشتر دیده می‌شود. این مشکل حتی می‌تواند در کودکان دو ساله هم بروز پیدا کند، اما بیشتر در دختران و پسران نوجوان مشاهده می‌شود. بیشترین موارد اختلال‌های‌ خوردن در نوجوانان و جوانان دیده می‌شود، به خصوص‌ در دوران نوجوانی (بین ۱۳ تا ۱۸ سالگی). اما ممکن است درکودکان پایین‌تر از این سنین هم دیده شود.اختلال در مصرف غذا اجتنابی‌یا‌ محدود کننده  (Avoidant/Restrictive Food Intake Disorder – ARFID)اغلب با ترس‌هایی از مصرف غذاها، به ویژه غذاهایی که به عنوان غذای ناآشنا تلقی می‌شوند، همراه است. کودکان مبتلا به  ARFID(کم‌اشتهایی) ممکن است محدودیت‌های جدی در تغذیه داشته باشند و نتوانند غذاهای مختلفی را بخورند.اختلال پُرخوری (Binge-Eating Disorder)در این اختلال، کودکان می‌توانند در یک مدت زمانی محدود مقدار زیادی از غذا را به طور ناگهانی و بدون کنترل مصرف کنند. این اختلال معمولاً با افزایش وزن و مشکلات روانی همراه است.اختلال نشخوار (Merycism) یا (Rumination disorder)اختلال نشخوار به این صورت است که فرد ماده خوراکی را می‌جود، می‌بلعد اما پس از مدتی آن را بالا آورده و در دهان خود آن را حس می‌کند. این اختلال با عوامل دیگر اختلال مانند آنورکسیما و بولیمیا متفاوت است. در این نوع اختلال ماده غذایی بلعیده شده بدون حالت تهوع یا تحریک معده به دهان برمی‌گردد. در چنین شرایطی فرد کنترلی بر این موضوع ندارد و عمدی در کار نیست. در برخی مواد ماده غذایی بالا آورده شده مجدداً‌ خورده می‌شود و گاهی به بیرون تف می‌شود. این اختلال خود سبب بروز مشکلات گوارشی و آسیب به معده و مری می‌شود چرا که همراه با برگرداندن غذا مقادیری اسید معده نیز به مری و دهان راه پیدا می‌کند که می‌توانند بافت مری را تخریب کند و موجب فرسوده شدن مینای دندان شود، در نهایت اختلال نشخوار ممکن است منجر به سوء تغذیه شود. این اختلال بیشتر در افراد دارای ناتوانی ذهنی مانند افراد مبتلا به سندرم داون، اُتیسم، ادواردز، ویلیامز، ترنر، نونان، رت و غیره دیده می‌شود.اختلال‌هرزه‌خواری(Pica)پیکا یا هرزه‌خواری به عنوان یک اختلال رفتاری شناخته می‌شود. افراد با این اختلال ممکن است به ‌طور معمول مواد غیرغذایی مانند: خاک، ماسه، کاغذ، پارچه، نمد، مو، عذای حیوانات، پوست حیوانات، مدفوع، یخ، شیشه، خون، پارچه‌های نخی‌، خشت، طلا، پوشال‌ها و مواد غیرخوراکی دیگر را ‌بخورند، مکیده و یا ببلعند. ‌این ‌اختلال ممکن‌ است‌، به علت مشکلات ذهنی‌، اجتماعی یا فیزیکی رخ دهد. مصرف ‌این مواد غیر غذایی معمولاً به طور کلی غیر معقول و بی‌معنا به نظر می‌رسد.‌ علت دقیق این اختلال مشخص نیست، اما ممکن است عوامل جسمی و روانی مختلف در بروز آن مشارکت داشته باشند. برخی ‌‌از دلایل ممکن ‌است شامل ‌‌استرس، اضطراب، کمبود مواد معدنی در بدن باشند و حتی گاهی ممکن است عوامل ژنتیکی در بروز آن نقش داشته ‌باشند.درمان پیکا معمولاً به مشاوره روانشناختی و ترک مصرف مواد غیر غذایی توسط افراد متخصص نیاز دارد. درمان ممکن است شامل ترکیبی از مشاوره روانشناختی، درمان دارویی (در برخی موارد) و استفاده ‌از تکنیک‌های متمرکز بر توانمندی‌های فرد ‌باشد. همچنین، شناخت ‌عوامل محر‌ک و پیدا کردن علت‌ ذهنی ‌پیکا نیز مهم است تا به مرور زمان فرد‌ بتواند ‌از این‌اختلال دوری‌کند و به جای آن رفتارهای سالم‌تر‌ را‌ دنبال کند.اختلال تغذیه انتخابی (Selective Eating Disorder)در این اختلال، کودک فقط برخی از غذاها را مصرف می‌کند و اغلب از غذاهایی که به نظرش ناشناخته یا ترسناک می‌آید، اجتناب می‌کند. این اختلال معمولاً با انتخاب‌های غذایی بسیار محدود و اشتیاق نداشتن به مصرف غذاهای جدید و تنوع غذایی کم همراه است. این امر می‌تواند به کاهش تنوع تغذیه و کمبود مواد مغذی منجر شود.اختلال اضطراب خوردن (Feeding Disorder)این اختلال ممکن است به دلیل مشکلات فیزیکی (مانند مشکلات گوارشی) یا روانی (مانند اضطراب) باعث مشکلات در فرآیند تغذیه کودکان شوند. این مشکلات می‌توانند منجر به بروز اختلالات در رشد و نمو کودکان شوند.اختلال سندرم خوردن شبانه در کودکان (Night Eating Syndrome)اختلال سندرم خوردن شبانه یا شب‌خوری یک اختلال تغذیه‌ای است که ممکن است با اجزای مختلفی مرتبط با اختلالات‌ خوردن و خواب در ارتباط باشد. کودکان مبتلا به این اختلال، عادت دارند که در شب هنگام و در ساعات میانه شب به طور مکرر بخورند. این ‌خوردن شبانه می‌تواند شامل خوردن مقادیر قابل توجهی ‌از غذا باشد و معمولاً با‌ بی‌خوابی و اضطراب همراه است.علائم و ویژگی‌های اختلال سندرم خوردن شبانه می‌تواند شامل موارد زیر باشد:خوردن مقدار زیادی از غذا در ساعات شب و پس از بیدار شدن در میانه شب.کودکان‌ ممکن است خوردن مواد خوراکی در ساعت شب ‌را به عنوان یک وسیله برای مقابله با استرس یا اضطراب مورد استفاده قرار دهند.احساس‌ عدم توانایی در کنترل خوردن در ساعات شب.ممکن است کودکان ‌احساس بی‌خوابی و نشاط پس ‌از خوردن در ساعات شب داشته باشند.علت این اختلال هنوز به طور کامل مشخص نشده است، اما عوامل مختلفی ممکن است در ایجاد آن نقش داشته باشند، از جمله ژنتیک، اضطراب، استرس و اختلالات هورمونی. درمان اختلال ‌سندرم‌ خوردن شبانه یا همان شب‌خوری معمولاً شامل مشاوره روانشناختی و کنترل برنامه تغذیه‌ای می‌شود. در برخی موارد، از داروها و تکنیک‌های رفتاری نیز برای کمک به مدیریت این اختلال ‌در کودکان استفاده می‌شود.اختلال بی‌اشتهایی و پُراشتهایی در کودکاناختلالات خوردن بی‌اشتهایی (Anorexia Nervosa) و پُراشتهایی (Bulimia Nervosa) اختلالات جسمانی و روانی هستند که معمولاً در افراد بزرگتر دیده می‌شوند، اما ممکن است در کودکان و نوجوانان نیز رخ دهند. این اختلالات رفتاری مربوط به تغذیه و بدن هستند و ممکن است به شدت آثار منفی بر سلامت جسمی و روانی فرد داشته باشند. در کودکان، این اختلالات به شکل متفاوتی نسبت به بزرگترها ظاهر می‌شوند و ممکن است به عنوان اختلالات خوردن نوجوانان تشخیص داده شوند.اختلال بی‌اشتهایی در کودکان (انوراکسیا)کودکان ممکن ‌است بی‌اشتها شوند ‌و به ‌طور مداوم کمتر از نیازهای روزانه خود غذا بخورند. از دیگر علائم اختلال بی‌اشتهایی (Anorexia) در کودکان ممکن است ضعف عضلات، تغییرات در رفتار، تغییرات در وزن و رشد ناپایدار باشد. علت این اختلال در کودکان ممکن است شامل فشارها و استرس‌های اجتماعی، عدم اطمینان درباره نقش خود در خانواده و تاثیرات رسانه‌ها باشد. در واقع حتی اگرکودک‌ کم وزن هم باشد، خود را دارای وزن بالا می‌داند.علائم اختلال بی‌اشتهایی در کودکانبی‌اشتهایی‌ کودکان می‌تواند به ‌علت مسائل مختلفی‌ از جمله مشکلات جسمی یا روانی ایجاد شود. در ادامه، به علائمی که ممکن است در کودکان با بی‌اشتهایی عصبی دیده شود، اشاره می‌کنیم:کاهش میل به خوردن: کودکان با بی‌اشتهایی ممکن است تا حدی کاهش میل به خوردن داشته باشند یا اصرار به خوردن نکنند. روش‌های ترغیب کودکان به غذا خوردن شاید موثر باشد.کاهش وزن: از دیگر علائم بی‌اشتهایی درکودکان‌ کاهش وزن غیرطبیعی‌ می‌باشد.عدم رضایت از غذا: کودکان ممکن است از نوع و مقدار غذایی‌که می‌خورند راضی نباشند و برای صرف غذا اشتیاقی برای انتخاب مواد خوراکی نداشته باشند.تغییر در رفتار: بی‌اشتهایی ‌می‌تواند‌ با تغییر در رفتار کودکان همراه باشد. این تغییرات ممکن است شامل عصبانیت، ناراحتی، یا تغییرات در خواب و افسردگی باشد.ضعف عمومی: کودکان با بی‌اشتهایی ممکن است احساس کنند که انرژی خود را از دست داده‌اند و فعالیت‌های روزمره‌ را به صورت مناسب انجام ندهند.تغییرات در پوست و مو: بعضی از کودکان ممکن است تغییرات در پوست یا موهایشان داشته باشند. به عنوان مثال، ممکن است پوست‌ بدن خشک شده و رشد موها متوقف شده باشند.مشکلات گوارشی: کودکان با بی‌اشتهایی ممکن است مشکلات گوارشی نیز داشته باشند مانند تورم شکم، اسهال، یا یبوست.علائم جسمی: در بعضی موارد، بی‌اشتهایی می‌تواند علائم جسمی نیز داشته باشد. این علائم ممکن است شامل درد شکم، تهوع و استفراغ باشد.رشد نامطلوب جسمانی: در موارد جدی‌تر بی‌اشتهایی، کودکان ممکن است رشد خود را از دست دهند و قد کوتاه‌تر ‌یا شکل اندامی نافرم داشته باشند.همچنین باید توجه داشت که بی‌اشتهایی می‌تواند علائمی مختلف در کودکان داشته باشد و علت آن ممکن است مسائل مختلفی مانند عفونت‌ها، استرس، اضطراب، مشکلات گوارشی یا مشکلات رواحی باشد. در صورتی که شما به بی‌اشتهایی در کودک خود مطمئن هستید یا علائم آن به مرور زمان بیشتر می‌شوند، بهتر است به پزشک کودکان مراجعه کنید تا علت و راه‌های درمانی مناسب را اتخاذ کنید.پُراشتهایی عصبی در کودکان (بولیمیا)پُراشتهایی عصبی (Emotional Eating) در کودکان یک واکنش عاطفی به استرس، نگرانی، یا احساسات منفی دیگر است که ممکن است به مصرف بیش از حد غذا منجر شود. این مسئله معمولاً به عنوان یک روش معقول برای کنترل و تغییر احساسات ناخوشایند تلقی می‌شود. اگر چه این واکنش به مدت کوتاه ممکن است کمک کننده باشد، اما در طولانی‌ مدت می‌تواند به مشکلاتی چون اضافه وزن و مشکلات جسمی دیگر منجر شود.در کودکان، علت پُراشتهایی عصبی می‌توانند عوامل مختلفی داشته باشند، از جمله:استرس و نگرانی: مسائل مربوط به مدرسه، دوستان، خانواده یا موارد دیگر ممکن است کودکان را نگران کند و به ایجاد استرس منجر شود. برای برخورد با این استرس، آن‌ها ممکن است به غذا روی آورند.احساسات منفی: احساسات مثل اضطراب، افسردگی یا تنهایی می‌توانند به پُراشتهایی عصبی منجر شوند.عدم کنترل احساسات: کودکان ممکن است ندانند چگونه احساسات خود را مدیریت کنند و به دنبال راه‌های ساده‌تر مانند مصرف غذا بگردند.علائم پُراشتهایی عصبی در کودکانعلائم پراشتهایی عصبی در کودکان می‌تواند به عنوان یک نوع اختلال رفتاری‌ ظاهر ‌شود و ممکن است به علت عوامل مختلفی از جمله استرس، اضطراب، یا مشکلات روحی ناشی از محیط خانواده و مدرسه ‌رخ دهد. این علائم می‌توانند‌ شدید یا ملایم باشند و بسته به میزان بروزشان، تاثیرات مختلفی بر کودک داشته باشند. برخی از علائم پراشتهایی عصبی در کودکان شامل موارد زیر می‌شوند:افزایش اشتها: کودک به طور معمول بیش از حد غذا می‌خورد و ممکن است بخواهد بی‌نهایت غذا بخورد.افزایش وزن: به دلیل مصرف بیش از حد غذا، وزن کودک افزایش می‌یابد و ممکن است به اضافه وزن یا چاقی دچار شود.انتخاب غذای خاص: کودک ممکن است تمایل داشته باشد تا غذاهای ‌خاصی را بخورد و کم‌تر از مواد غذایی سالم  استفاده کند.استفراغ: در برخی مواقع، کودک ممکن است بلافاصله پس از مصرف غذا، شروع به استفراغ کند.استرس و اضطراب: کودک ممکن است در مواقعی که نتواند به طور مداوم غذا بخورد، استرس و اضطراب را تجربه کند.عصبانیت و افزایش تنش: کودک ممکن است به دلیل اشتهای بی‌حد و حصر خود عصبانی شده و تنش زیادی را تجربه کند.عدم تمرکز: افزایش اشتها ممکن است باعث کاهش تمرکز و توجه کودک به وظایف مدرسه و کارهای روزمره شود.اختلالات خواب: مصرف زیاد غذا و اشتهای ‌زیاد ممکن است باعث مشکلات در خواب کودک شود.توجه داشته باشید که اگر کودک شما این نوع مشکلات را تجربه می‌کنند، مهم است به پزشک یا متخصص روان‌شناسی مراجعه کنید.راه‌های کمک به کودکان در مدیریت پراشتهایی عصبیگفت‌وگو: با کودکان در مورد احساسات‌شان صحبت کنید و آن‌ها را تشویق کنید تا احساسات‌شان را با شما به اشتراک بگذارند.ارائه راه‌حل‌ها: کمک کنید تا کودکان به دنبال راه‌حل‌های سازنده برای مدیریت استرس و احساسات خود بگردند. به عنوان مثال، تمرین‌های تنفسی یا تکنیک‌های آرامش می‌تواند مفید باشد.غذای سالم: استفاده از رژیم غذایی سالم را تشویق کنید و کودکان را آموزش دهید که چگونه انتخاب‌های سالم‌تری را در میان وعده‌های غذایی ‌خود داشته باشند.فعالیت‌های بدنی: فعالیت‌های ورزشی و تفریحی می‌توانند به‌ کودکان کمک کنند تا استرس خود را کاهش دهند و از پراشتهایی عصبی جلوگیری کنند.حمایت خانواده: خانواده می‌تواند با تشویق و حمایت کودکان در مدیریت احساسات و رفتارهای غذایی سالم، به آن‌ها کمک کند.در صورتی‌که پراشتهایی عصبی ‌کودک به حدی شدید باشد که به سلامت او آسیب برساند، بهتر است با یک متخصص بهداشت روانی یا متخصص تغذیه مشورت ‌کنید تا به کودک‌ کمک کنند که ‌این مسئله را مدیریت کند.تشخیص اختلال خوردن در کودکانتشخیص اختلال‌ خوردن در کودکان ممکن است مسئله‌ای پیچیده باشد و نیاز به ‌جمع‌آوری ‌اطلاعات زیاد‌ داشته باشد. در این جا چندین گام ‌اصلی برای تشخیص ‌اختلال‌ خوردن در کودکان آورده شده ‌است‌:جمع‌آوری اطلاعات: نخستین گام در تشخیص اختلال خوردن در کودکان، جمع‌آوری اطلاعات و سوابق مرتبط با رفتارهای خوردن در کودک ‌است. این ‌امر شامل سوابق خوردن، تغذیه کودک، تغییرات در وزن و قد، عادت‌‌های خوردن، مشکلات پزشکی و داروهایی که کودک مصرف می‌کند و غیره می‌شود.ارزیابی رفتارهای خوردن: برخی ‌از علائم اختلال ‌خوردن در کودکان شامل ترشحات مکرر بزاق دهان، از دست دادن وزن، انتخاب‌های محدود خوراکی، بروز مشکلات در خانواده یا مدرسه، اضطراب یا افسردگی و غیره می‌شوند. ارزیابی این‌ علائم و رفتارها توسط پزشک یا متخصص روان‌شناس می‌تواند مفید باشد.انجام معاینات فیزیکی: برخی ‌از اختلالات خوردن می‌توانند تأثیرات فیزیکی نیز داشته باشند. پزشک ممکن است برای انجام معاینات فیزیکی، آزمایشات خون و تصویربرداری از بدن ‌کودک اقدام ‌کند تا هر نوع مشکل ‌پزشکی مرتبط با اختلال خوردن ‌را بررسی‌ کند.مصاحبه با خانواده: اطلاعات از خانواده کودک نیز بسیار مهم است. والدین می‌توانند در مورد رفتارهای خوردن کودکان‌شان و هر نوع تغییر در رفتارهای او اطلاعات ارزشمندی ارائه ‌دهند.تشخیص نهایی: تشخیص نهایی اختلال ‌خوردن باید توسط ‌یک‌‌‌ متخصص تغذیه، روان‌شناس یا پزشک تنظیم شود. آن‌ها می‌توانند با ترکیب اطلاعات جمع‌آوری شده و ارزیابی‌های مختلف تشخیص درست ‌را ارائه دهند.علت به وجود آمدن اختلال خوردن در کودکاناختلال‌خوردن درکودکان می‌تواند به عوامل متعددی برگردد و علت‌های آن ممکن است متنوع باشند که در ادامه به برخی ‌از آن‌ها اشاره‌ خواهیم‌کرد:مشکلات عاطفی و روانی: اختلالات مانند افسردگی، اضطراب، استرس یا ترس می‌توانند باعث اختلالات خوردن در کودکان شوند. برخی از کودکان ممکن است از طریق ‌کم‌ خوردن‌ یا افزایش خوردن به مشکلات روانی خود واکنش نشان دهند.تغییرات در زندگی خانوادگی ‌و اجتماعی: تغییرات مهم در زندگی خانوادگی مانند جدایی والدین، اسباب‌‌کشی‌ کردن، نقل مکان یا تغییرات در ترکیب خانواده و عوامل اجتماعی مانند تحصیلات و شغل والدین می‌توانند‌، باعث به وجود آمدن اختلال در رفتار کودکان شوند.مشکلات جسمی: مشکلات جسمی مانند درد مزمن، ناراحتی معده، آلرژی‌ها یا مشکلات دهانی ممکن است باعث از دست دادن اشتها یا اختلال ‌در خوردن‌ کودکان شوند. در همین رابطه مقاله چگونه دندان‌های کودک خود را سالم نگه دارید؟ را مطالعه بفرمایید.محیط و الگوهای خوراکی: محیط خانه و الگوهای‌ خوراکی ‌خانواده می‌توانند نقش مهمی در اختلالات خوردن کودک داشته باشند. به عنوان مثال، فشار برای بیشتر خوردن یا کمتر از نیاز به غذا و یا الگوهای نامناسب در خوردن می‌توانند به اختلالات خوردن منجر شوند.آن چه والدین باید در مورد اختلالات خوردن کودکان بدانندوالدین باید در مورد اختلالات خوردن کودکان آگاهی داشته باشند تا بتوانند به بهترین شکل ممکن به کودکان خود کمک کنند. اختلالات خوردن ممکن است شامل اختلال تغذیه‌ای مانند بی‌اشتهایی عصبی (انورکسیا) و پرخوری عصبی (بولیمیا) یا مشکلاتی مرتبط با رفتار مثل اضطراب خوردن و استرس باشد. در ادامه به تعدادی از موارد مهمی که والدین باید در مورد اختلالات خوردن کودکان بدانند اشاره می‌کنیم:علائم اختلال خوردن در کودکان: والدین باید به علائم مختلفی ‌که ممکن است برای کودکان نشان دهنده اختلالات خوردن باشند توجه کنند. این علائم می‌تواند شامل ‌افزایش یا کاهش ناگهانی وزن، تغییرات در الگوی غذا خوردن، اضطراب در مورد وزن و ظاهر بدن، خستگی بیش از حد، افسردگی، تغییرات در تعامل اجتماعی و …تشخیص و مشورت: اگر والدین‌ نگران بروز اختلال خوردن در کودکان خود هستند، بهتر است با یک متخصص بهداشت روانی یا مشاور تغذیه مشورت کنند. تشخیص اختلال خوردن نیاز به ارزیابی تخصصی دارد.عواقب جسمی و روانی: والدین باید درک کنند که اختلالات خوردن ممکن است عواقب جسمی و روانی جدی داشته باشند. این اختلالات می‌توانند به مشکلات جدی از جمله کاهش وزن بیش از حد، مشکلات گوارشی، آسیب به اعضای داخلی، اختلالات قلبی، افسردگی، اضطراب و اختلالات‌ روانی دیگر منجر شوند.حمایت و درمان: حمایت و البته درمان مناسب از اهمیت بالایی برخور است. والدین باید کودکان خود را تشویق به شرکت در جلسات مشاوره روانی و مشاوره تغذیه کنند. همچنین، ایجاد یک محیط مناسب برای ‌کودکان می‌تواند روند درمانی را تسریع و تسهیل کند.آموزش خانواده: والدین باید خود را آماده کنند و در مورد اختلالات خوردن و راه‌های مدیریت آن‌ها آگاهی داشته باشند. مطالعه و مشاوره با متخصصان می‌تواند در این زمینه به کمک آن‌ها بیاید.حفظ سلامت: والدین باید سعی کنند محیط خانه را سالم و قانون‌مند نگه دارند و تغذیه مناسب و سالم را ترویج کنند. از روش‌های مثبت تشویق به خوردن مواد خوراکی سالم و فراهم کردن محیطی آرام و دلچسب برای تغذیه صحیح کمک بگیرند.صبوری و پشتیبانی: درمان اختلالات خوردن ممکن است طولانی مدت باشد و والدین نیاز به صبوری و پشتیبانی مداوم دارند. والدین باید به کودکان خود اعتماد کرده و در تلاش برای بهبود به آن‌ها کمک کنند.چگونه فرزندم را متوجه اختلال در خوردن کنم؟نظارت بر وزن، رشد و نمو و یا رفتار فرزند شما می‌تواند مفید باشد. اگر وزن او به طور نامطلوب کاهش یافته و یا او نسبت به سن خود رشد مطلوبی ندارد، این ممکن است نشانه‌های اختلال در خوردن باشد. تغییرات در رفتار فرزندتان نیز می‌تواند نشانه‌های اختلال در خوردن باشد. او ممکن است از دیگران دور شود، ناراحت یا افسرده باشد، یا ‌از مواجهه با غذاهای خاص ‌خودداری کند. اختلال در خوردن می‌تواند به مشکلات جسمی منجر شود. مثلاً مشکلات گوارشی مانند یبوست یا عدم توانایی جویدن، بلعیدن (دیسفاژی) ممکن است به اثرات جانبی ‌اختلال در خوردن اشاره داشته باشند. راهنمایی گرفتن از یک مشاوره حرفه‌ای به شما کمک بسیاری خواهد کرد، این افراد می‌توانند ارزیابی حرفه‌ای از وضعیت فرزند شما انجام داده و به شما راهنمایی‌های لازم را ارائه دهند. در نهایت، حمایت و حضور گرم شما برای فرزندتان در این مسئله بسیار مهم است. به او اعتماد داشته و به او اطمینان دهید که همیشه برای کمک و پشتیبانی در دسترس او هستید.عوامل خطر اختلالات خوردن در کودکان چیست؟فشارهای اجتماعی و فرهنگی، رسانه‌ها و تبلیغات (فیلم‌ها و کارتون‌های نامناسب که ممکن است چاقی یا لاغری را تبلیغ و ترویج کنند)سوابق خانوادگی، عوامل ژنتیکی و یا تأثیر محیطایجاد تصویر بدنی منفی در کودک،مشکلات روانی: اضطراب، افسردگی و استرستغذیه نامناسب و رژیم‌های غذاییباید توجه داشت که این عوامل خطر به تنهایی عامل ایجاد اختلالات خوردن نیستند، بلکه تعدادی از این عوامل ممکن است با یکدیگر ترکیب شوند و به ایجاد این اختلالات خوردن در کودک بیانجامند.ممکن است در رابطه با اختلال خوردن کودکان سوتفاهم به وجود بیایددر رابطه با اختلالات خوردن کودکان ممکن است سوءتفاهم به وجود بیاید. اختلالات خوردن می‌توانند به مشکلاتی در تبادل اطلاعات و ارتباط بین‌کودک و والدین یا مراقبین منجر شوند. در ادامه، برخی از نکات مهم در این زمینه را برای شما مخاطب عزیز توضیح می‌دهیم:ندانستن علت اختلال: والدین ممکن است علت اختلال خوردن کودک خود را ندانند یا به اشتباه تصور کنند که کودک آن را به عنوان یک راه برای توجه به خودشان انجام می‌دهد. این ممکن است منجر به سوتفاهم شود. بهتر است به عنوان والدین یا مراقب کودک، اطلاعات و توصیه‌های حرفه‌ای درباره علت و درمان ‌اختلال ‌خوردن ‌کودک را جستجو کنید.تاثیرات روانی: اختلالات خوردن ممکن است تاثیرات روانی بر والدین و کودکان داشته باشند. والدین ممکن است از نگرانی و استرس به دلیل اختلال‌ خوردن کودکان رنج ببرند. در این موارد، مشورت با متخصص ‌روان‌شناس می‌تواند مفید باشد.ارتباط با متخصصان: برای درمان اختلال خوردن کودکان، مشاوره و راهنمایی از متخصصان بهداشت روانی و تغذیه می‌تواند بسیار مفید باشد. اما ممکن است والدین و کودکان به دلایل مختلفی از این نوع کمک‌ها منصرف شوند. در این موارد، مزایا و نیازهای درمان به والدین می‌تواند کمک کند. در کل، در اختلالات خوردن کودکان، ارتباط با والدین و مراقبین بسیار مهم است و برقراری ارتباط بازیابی، مشاوره حرفه‌ای و تفهیم موضوع می‌تواند به بهبود وضعیت کودک کمک کند.راه حل‌های جلوگیری از اختلال خوردن در کودکان چیست؟اختلال خوردن در کودکان ممکن است به عوامل مختلفی برگردد، از جمله عوامل فیزیولوژیکی، روانشناختی، اجتماعی و محیطی. در ادامه راه حل‌هایی برای جلوگیری از اختلال خوردن در کودکان را بررسی می‌کنیم:تغذیه مناسب: مطمئن شوید که‌ کودکان به تغذیه مناسبی دسترسی داشته باشند و غذاهای متنوعی مصرف کنند. ایجاد عادات تغذیه سالم از سنین پیش دبستانی می‌تواند به کاهش احتمال اختلال ‌خوردن کمک کند.ایجاد محیط مساعد: سعی کنید محیط غذاخوری را آرام و دلپذیرکنید. از بروز تنش‌ها و فشارهای غیرضروری هنگام صرف غذا پرهیز کنید.جلوگیری از به وجود آمدن مشکلات خوردن: سعی کنید کودکان را در امر تهیه غذا مشارکت دهید او را به تفکر درباره غذا خوردن عادت دهید و کودک را به تزیین و خوش طعم کردن غذا ترغیب کنید و از انجام امور استرس‌زا مانند وضع قوانین سخت‌گرایانه و به کارگیری آداب و رسوم سخت هنگام صرف غذا اجتناب کنید.مشاوره روانشناختی: اگر کودکان به شدت با اختلال خوردن مواجه هستند، مشاوره روانشناختی می‌تواند مفید باشد. مشاوره می‌تواند به تشخیص و درمان عوامل روانشناختی مرتبط با اختلال خوردن کمک کند.توجه به تغذیه سالم خود و نقش مثبت خانواده: به عنوان والدین، الگوی ‌خوبی برای کودکان خود باشید و تغذیه سالم ‌را ترویج کنید. همچنین، دستورالعمل‌های تغذیه سالم را درخانه پیروی کنید.اختلال خوردن در کودکان چگونه درمان می‌شود؟اختلال خوردن در کودکان نیاز به تشخیص دقیق و مدیریت مناسب دارد و ممکن است نیاز به مشاوره و درمان حرفه‌ای باشد. درمان اختلال خوردن در کودکان می‌تواند به صورت چند مرحله‌ای و گروهی انجام شود. در ادامه نکاتی کلی جهت درمان اختلال‌ خوردن در کودکان آورده شده است:تشخیص صحیح: اولین ‌گام در درمان اختلال خوردن، تشخیص صحیح بیماری است. برای این منظور بهتر است با یک متخصص روانشناس یا پزشک متخصص مشاوره کنید. آن‌ها می‌توانند تشخیص دقیق اختلال ‌خوردن و ارزیابی نیازهای ‌کودک شما را انجام دهند.تغذیه مناسب: کودکان با اختلال‌ خوردن ممکن است نیاز به مشاوره تغذیه‌ای داشته باشند. تغذیه‌ای مناسب با در نظر گرفتن نیازهای فیزیکی ‌کودک و تنوع در غذاها می‌تواند به بهبود وضعیت آن‌ها کمک‌کند.مشاوره روانشناختی: مشاوره روانشناختی برای‌ کودکان با اختلال خوردن بسیار مهم است. روانشناس می‌تواند به کودک ‌کمک‌ کند تا افکار و احساسات خود را در مورد غذا و بدن‌ خود بهتر درک کند. همچنین، می‌تواند راهکارهای بسیاری برای مدیریت استرس و اضطراب کودک ارائه دهد.ترکیب درمان‌های گوناگون: در برخی موارد، نیاز به ترکیب درمان‌های مختلف می‌باشد. این ممکن است شامل‌ درمان ‌روانشناختی، درمان‌ دارویی (در موارد خاص)، مشاوره تغذیه‌ای و پشتیبانی و مشارکت خانواده باشد.مشارکت خانواده: خانواده سلامت کودک را تسهیل و تضمین می‌کند. آموزش به والدین در مورد چگونگی پشتیبانی از کودک در مدت درمان، ایجاد محیط‌ محبت‌آمیز و بدون فشار و ترکیب نظرات و رویکردهای مثبت می‌تواند موثر باشد.سخن آخراختلال خوردن در کودکان یک مسئله جدی است که نیاز به توجه و پشتیبانی دارد. نکته آخر این است که والدین و مراقبین کودک باید به دقت به کودک خود توجه کنند و اگر هر گونه نشانه‌های اختلال خوردن (مثل کاهش وزن، افزایش تنش یا تغییرات در عادات خوردن) را مشاهده کردند به مشاور و متخصصی که در این زمینه تخصص دارد، رجوع کنند. اعتماد و ارتباط با کودکان نیز بسیار مهم است تا از وضعیت روانی و جسمی آن‌ها در جهت پیشگیری و مدیریت اختلال خوردن آگاه شوند. به همین دلیل، توجه به نیازها و احساسات کودکان و ایجاد محیطی حمایتی و مهربانانه ‌از اهمیت بسیاری برخوردار است.</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jul 2024 14:29:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اختلال فوبیا در کودکان و نوجوانان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%81%D9%88%D8%A8%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-loj8nt4ojgro</link>
                <description>اگر کودکی از یک حشره کوچک آنقدر وحشت دارد که جیغ می‌زند و گریه می‌کند و آرام نمی‌شود، اگر فرزند کوچکتان حتی از قرار گرفتن روی ارتفاعی به اندازه یک پله رنگ و رویش می‌پرد، اگر کودکی با دیدن تاریکی شب حتی در آغوش شما حسابی وحشت‌زده می‌شود، باید احتمال ابتلا به اختلال فوبیا را در او بررسی کنید. فوبیا یکی از مشکلات شایع این روزها بین کودکان و نوجوانان است که با شناخت نشانه‌های آن می‌توانید هرچه سریع‌تر اقدام به درمان کنید. فوبیای درمان نشده عوارض بلندمدتی بر عملکرد تحصیلی و رشدی کودکان دارد و در عین حال در سنین بالا درمان آن پیچیده‌تر است. اما در سن پایین می‌توان با روش‌های مختلفی که در این مطلب اشاره کرده‌ایم، انواع فوبیا در کودکان را درمان کرد.تعریف فوبیافوبیا یک ترس طولانی مدت، غیرقابل کنترل، غیرمنطقی و پایدار از یک شی، موقعیت یا فعالیت خاص است که معمولا با موقعیت تناسب ندارد. ترس ناشی از فوبیا معمولا از نظر اطرافیان بی‌مورد یا حتی خنده‌دار به نظر می‌رسد و نسبت به موارد بدون خطر اتفاق می‌افتد. این نکته کلید تشخیص فوبیا از ترس‌های معمولی است. نکته دیگر این است که حتی با وجود اینکه کودک می‌داند یا درک می‌کند موضوع مورد نظر ترس ندارد، قادر به کنترل علائم و ترس شدید خود نیست. از طرفی نکته مهم در مورد فوبی کودکان این است که آن‌ها قادر به تشخیص موقعیت واقعی از غیر واقعی نیستند و ممکن است ذهن آن‌ها دائما مشغول موضوع باشد.نشانه های فوبیا در کودکاننشانه‌های این اختلال ممکن است در کودکان و بر اساس موضوعی که از آن ترس شدید دارند، متفاوت باشد. اما به طور کلی علائم فوبیا در کودکان شامل موارد زیر است:افزایش ضربان قلبعرق کردنلرزش بدنتنگی نفستهوع و استفراغرنگ‌پریدگیبیهوش شدندرد در قفسه سینهسرگیجه و ضعف شدیداز دست دادن کنترل عضلاتتب کردنبریده بریده حرف زدنگریه شدیدجیغ کشیدنکابوس‌ شبانه کودکشب ادراریاجتناب شدید از موقعیت‌های هراس‌زاحداقل ۴ مورد از این علائم به مدت ۶ ماه باید وجود داشته باشند و از طرفی به دلیل هیچ بیماری یا مشکل جسمی دیگری نباشند تا بتوان تشخیص فوبیا را در نظر گرفت. فوبیا در کودکان معمولا در سنین ۵ تا ۹ سالگی آغاز می‌شود و در اغلب موارد طی مدت کوتاهی با برگ‌تر شدن او از بین می‌رود.انواع فوبیا در کودکانفوبیای خاص یک ترس شدید از یک شی یا موقعیتی است که معمولاً در واقعیت خطرناک نیست. بنابراین موضوع فوبیا هرچیزی از جمله ترس کودک از سوزن و آمپول زدن می‌تواند باشد. اما رایج‌ترین انواع فوبیا در کودکان عبارتند از:فوبیای ارتفاعفوبیای تنها ماندنفوبیای حیواناتفوبیای حشراتفوبیای مکان‌های بستهفوبیای فضای بازفوبیای اجسام سوراخ‌دارفوبیای اجتماعیدلایل بروز فوبیا در کودکانگاهی کودکان به دلایل ژنتیکی یا ارثی دچار برخی انواع فوبیا خصوصا فوبیای اجتماعی می‌شوند. اما در بیشتر موارد فوبیا در کودکان مربوط به مشاهده ترس شدید یکی از اعضای خانواده (فوبیای آموخته شده)، تجربه یک حادثه و خاطره تلخ است. گاهی هم موضوعی که اکنون کودک نسبت به آن فوبیا دارد، هیچ تهدید یا خطری برای کودک ایجاد نکرده اما با اتفاق تلخ و آسیبی (ترما) که برای کودک رخ‌داده هم‌زمان یا هم‌مکان بوده است. یکی دیگر از عوامل محیطی فوبیا، دیدن یا شنیدن داستان‌های ترسناک غیر واقعی در قصه، فیلم، کتاب یا تعریف‌های اطرافیان است.درمان اختلال فوبیا در کودکاندرمان شناختی رفتاری برای اختلالات کودکان و نوجوانان و مواجهه درمانی، از رایج‌ترین و موثرترین روش های درمان فوبیا هستند. در مواجهه درمانی یا حساسیت‌زدایی، افراد به تدریج در معرض چیزی قرار می‌گیرند که آن‌ها را می‌ترساند تا زمانی که ترس شروع به محو شدن کند. این مواجهه باید با توجه به موضوع فوبیا، شدت و مدت زمان فوبیا، سن کودک و سلامت عمومی او به صورت پله به پله انجام شود. تمرينات ریلکسیشن و تنفس نيز به کاهش علائم کمک مي‌کنند. دارودرمانی یا ترکیب درمان شناختی رفتاری و دارو، اثر بسیار مثبتی در بهبود فوبیای کودکان دارد و در بسیاری از موارد پس از مدتی حتی با قطع دارو، فوبیا برطرف شده است. از آن‌جایی که بازی‌های در تقویت هوش کودک، افزایش خلاقیت و سلامت روان کودکان نقش مهمی دارند.نکات رفتاری والدین برای بهبود فوبیای کودکانیکی از مهمترین اقدامات برای درمان فوبی در کودکان مشارکت و مداخلات خانواده است. نحوه برخورد خانواده، میزان پذیرش و روش تعامل آن‌ها با کودک نقش زیادی در روند بهبود یا وخیم شدن و تثبیت این اختلال در کودک دارد. چند نکته مهم در درمان فوبیا در کودکان:حتما شما نیز با درمانگر ملاقات و مشارکت داشته باشید.اگر یکی از اعضای خانواده ترس و فوبیای شدید دارد، برای درمان اقدام کند.از موضوعات خطرناکی که در کنترل یا درک کودک نیست، در حضور او صحبت نکنید.به حرف‌ها و ترس‌های کودک گوش دهید و هرگز او را تمسخر یا سرزنش نکنید.فوبیا با روش‌های مستبدانه و پرخاشگرانه مانند اجبار، مواجهه ناگهانی، تهدید و تحقیر نه تنها بهبود پیدا نمیکند بلکه شدیدتر می‌شود.نگرانی و ترس کودک را انکار نکنید.به جای متقاعدسازی کودک، با او همدلی کنید؛ مثلا به جای اینکه بگویید هیچ هیولایی در اتاق نیست، تاریکی ترس ندارد و ترس کودک از آب در حین حمام کردن و شستن سر بی‌معناست، با او نشان دهید که نگرانی‌اش را می‌فهمید.هنگام ترس شدید کودک او را در آغوش بگیرید و از فضایی که می‌ترسد، به آرامش و بدون هیجان دور شوید.در لحظات تجربه علائم فوبیا در کودکان از جملات آرامش بخش یا بیان یک داستان تجسمی استفاده کنید تا ذهن کودک از لحظه دور شود.هر نوع محتوای کلامی، دیداری یا رفتاری که کودک با آن روبرو می‌شود مانند فیلم و بازی و داستان را از نظر تحریک فوبیا کنترل کنید.کودک را با دیگران مقایسه نکنید و از جملاتی مانند ببین دوستت نمی‌ترسد و امثال آن استفاده نکنید.در درمان فوبیای کودکان صبور باشید، توقع درمان کوتاه‌مدت غیر منطقی است.سخن پایانیفوبیا یک ترس غیر قابل کنترل، شدید، دائمی (نسبت به موضوع ترس) و غیر متناسب با موضوع است. فوبیان انواع مختلفی دارد و فرد ممکن است نسبت به هرچیزی فوبیا را تجربه کند. حتی یکی از انواع این اختلال ، ترس از فوبیا است. از دلایل ژنتیکی و ارثی تا دلایل محیطی می‌توانند عامل شکل‌گیری فوبیا در کودکان باشند. در مواجهه با فوبیای کودکان باید در نظر داشت که آن‌ها هیچ نقشی در به وجود آمدن و بروز حملات در کودک نیستند، بنابراین سرزنش یا تحکم، صحبت کردن یا منطق و تحیلی نقشی در از بین بردن این ترس شدید ندارند. اگر فوبیا در کودک آنقدر شدید و طولانی مدت باشد که باعث مشکلات جسمی یا اختلال در عملکرد روزمره او شده، باید هرچه سریع‌تر به روانشناس کودک مراجعه کنید و روش‌های درمان تخصصی و اصولی را پیش بگیرید.</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jul 2024 13:42:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اضطراب در کودکان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-ga3yishc2gkv</link>
                <description>اضطراب‌ها و ترس‌ شدید در دوره‌های مختلفی از رشد بچه‌ها ممکن است ظاهر شوند. اما اضطراب چیست و انواع آن کدام است؟ در این مطلب با اضطراب در کودکان و انواع این اختلال در بچه‌ها آشنا شوید.اضطراب در کودکانتمام بچه‌ها مقداری اضطراب را تجربه می‌کنند. اضطراب در بچه‌ها در دوره‌‌های خاصی از رشد مورد انتظار و طبیعی است. برای مثال، از حدود هشت ماهگی تا سال‌های پیش‌دبستانی، بچه‌ها ممکن است در زمان جدایی از والدین یا سایر نزدیکانشان، پریشانی ونگرانی شدیدی نشان دهند که آن را اضطراب جدایی می‌نامند. بچه‌های خردسال ممکن است دچار ترس‌های کوتاه‌مدتی، مانند ترس از تاریکی، طوفان، حیوانات یا ترس از غریبه‌ها شوند.بچه‌های مضطرب اغلب بیش از حد ناراحت و عصبی یا سخت‌گیر هستند. برخی ممکن است نیازمند اطمینان‌خاطر و قوت‌قلب زیادی باشند و نگرانی‌های آنها می‌تواند در فعالیت‌هایشان تداخل ایجاد کند. والدین نباید ترس‌های فرزندشان را نادیده بگیرند. از آنجا که بچه‌های مضطرب ممکن است ساکت، مطیع و مشتاق جلب رضایت دیگران نیز باشند، مشکلات آنها ممکن است نادیده بماند. بنابراین، والدین باید نسبت به علائم اضطراب شدید هشیار باشند تا با مداخله‌‌ٔ زودهنگام از عوارض آن پیشگیری کنند.انواع اضطراب در کودکانانواع مختلفی از این اختلال در بچه‌ها وجود دارد که در بخش زیر علائم هر کدام آمده است:اضطراب جداییعلائم این نوعاختلال شامل موارد زیر است:افکار مداوم و ترس شدید در مورد امنیت والدین و مراقبانامتناع از رفتن به مدرسهدل‌درد و دیگر شکایات جسمی مکررنگرانی شدید در مورد خوابیدن در جایی غیر از خانهچسبنده بودن بیش از حدپنیک یا الم‌شنگه در زمان جدایی از والدینمشکل در خوابیدن یا کابوس دیدنفوبیاعلائم فوبیا شامل موارد زیر است:ترس شدید در مورد یک چیز یا موقعیت خاص، مثلاً سگ‌ها، حشرات یا سوزنترس‌هایی منجر به پریشانی قابل توجه و تداخل در فعالیت‌های معمولاضطراب اجتماعیعلائم این نوع اختلال عبارتند از:ترس از ملاقات یا گفت‌وگو با مردمپرهیز از موقعیت‌های اجتماعیتعداد کم دوستان خارج از خانوادهدیگر علائم بچه‌های مضطربدیگر علائم بچه‌های مضطرب عبارتند از:نگرانی‌های بسیار در مورد چیزهای مختلف، قبل از بروز آنهانگرانی‌های مداوم در مورد خانواده، مدرسه، دوستان یا فعالیت‌هاافکار (وسواس‌ها) یا اعمال (اجبارهای) تکراری و ناخواستهترس از خجالت‌زده شدن یا اشتباه کردنعزت نفس پایین و نداشتن اعتماد به نفسدر مورد وسواس در کودکان بیشتر بدانید.درمان اضطراب در کودکانمشکلات اضطرابی شدید در بچه‌ها قابل درمان است. درمان زودهنگام می‌تواند از مشکلات آینده مانند از دست دادن دوستی‌ها، نبود تحقق پتانسیل اجتماعی و تحصیلی، و عزت نفس پایین جلوگیری کند. اگر اضطراب شدت بیابد و شروع به ایجاد اختلال در فعالیت‌های معمول کودک، به عنوان مثال در جدا شدن از والدین، حضور در مدرسه و دوست‌یابی کند، والدین باید به دنبال ارزیابی یک متخصص بهداشت روان یا روان‌پزشک کودک و نوجوان باشند. درمان ممکن است ترکیبی از موارد زیر باشد:روان‌درمانی فردیخانواده‌درمانیمصرف دارودرمان‌های رفتاریمشاوره با مدرسه.</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jul 2024 14:29:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اختلال وسواس فکری عملی در کودکان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B3-%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-z8zuruho1cgg</link>
                <description>همه کودکان نگرانی‌‌ها و تردیدهای مخصوص به خود را دارند. ولی کودکانی که دارای اختلال وسواس فکری عملی (OCD) هستند معمولاً هر چقدر هم که بخواهند نمی‌توانند دست از نگرانی بردارند. این نگرانی‌ها اغلب کودکان را وادار به انجام و تکرار رفتارهای خاصی می‌کند. زمانی که این اتفاق را در کودک خود مشاهده می‌کنید، مراجعه به متخصص و ارزیابی اختلال وسواس فکری عملی مورد نیاز است. OCD باید به وسیله یک متخصص سلامت روان مناسب تشخیص داده شود.اختلال وسواس فکری عملی در کودکان چیست؟اختلال وسواس فکری عملی (OCD) در کودکان نوعی اختلال اضطراب به شمار می‌رود که در آن، عادات و رفتارهای مکرر به صورت وسواس در نتیجه افکار استرس آور کودک اتفاق می‌افتند. در واقع کودکان دارای OCD دارای افکار وسواسی هستند. این افکار با ترس‌هایی از جنس لمس اشیاء کثیف مرتبط می‌باشند. کودک مطابق همین افکار که مرتب در ذهن او تکرار می‌شوند، به طور غریزی رفتارهایی وسواس گونه از جمله شستن مرتب و افراطی دست‌ها را مرتب تکرار می‌کند تا برای مثال ترس‌ خود از باکتری را کنترل کند.همانطور که کودکان شروع به رشد می‌کنند و بزرگ‌تر می‌شوند، طبیعتاً رفتارها و افکار آن‌ها نیز هدف و تمرکز متناسب با سنشان را به خود می‌گیرد. برنامه‌ها و دغدغه‌های روزمره کودکان پیش دبستانی معمولاً مربوط به وعده‌های غذایی، حمام کردن و خوابیدن می‌باشد. این برنامه‌ها به کودکان کمک می‌کند تا انتظارات و دیدگاه خود را نسبت به دنیا ثابت و مستحکم کنند. کودکان دبستانی معمولاً عادات و رفتارهای تکرار شونده‌ای را به مرور در گروه بازی، تیم‌های ورزشی و گروه‌های سرود در خود پرورش می‌دهند. کودکان بزرگ‌تر و نوجوانان نیز به جمع کردن کلکسیون یا سرگرمی‌ رو می‌آورند. این عادات به کودکان کمک می‌کنند تا روابط اجتماعی خود را تقویت کنند و یاد بگیرند تا اضطراب خود را کنترل کنند.زمانی که کودکی مبتلا به OCD باشد، عادات حاصل از افکار او بسیار مداوم و شدید می‌شوند. این افکار و عادات حتی می‌تواند در زندگی روزمره و رشد و تکامل طبیعی او اخلال ایجاد کنند. اختلال وسواس فکری عملی به طور معمول در نوجوانان شایع‌تر از کودکان است.دلایل اختلال OCD در کودکان چیست؟ضغف رفتاری پدر و مادر باعث ایجاد اختلال OCD در کودکان نمی‌شود. اختلال وسواس فکری عملی در کودکان با نحوه صحبت کردن یا نکردن والدین با او یا این که چگونه کودک خود را تربیت می‌کنند به وجود نمی‌آید و به کار کردن یا نکردن پدر و مادر نیز ارتباطی ندارد. استرس ممکن است اختلال وسواس فکری عملی را در کودکی که از قبل به آن مبتلاست بدتر کند، ولی کارهای پدر و مادر ریشه پیدایش OCD در کودکان نیست.بنا بر مشاهدات علمی، چند دلیل احتمالی برای بروز اختلال OCD مطرح می‌شوند:تفاوت مغز:پژوهشگران با استفاده از تکنولوژی‌هایی که در آن تصویر مغز و کارکرد آن گرفته می‌شود، پی برده‌اند که بخش‌های خاصی از مغز در کودکانی که مبتلا به OCD هستند، در مقایسه با کودکانی که دچار اختلال OCD نیستند متفاوت است. پژوهش‌ها نشانگر آن است که ممکن است علائم و نشانه‌های اختلال وسواس فکری عملی به دلیل خطاهای ارتباطی در بخش‌های مختلفی از مغز کودک، شامل قشر اوربیتوفرونتال، قشر سینگولیت قدامی (هر دو در بخش جلویی مغز)، استریاتوم و تالاموس (بخش‌های عمقی‌تر مغز) باشد. ناهنجاری در انتقال‌دهنده‌های عصبی (مواد شیمیای مثل سروتونین، دوپامین، گلوتامات که پیام‌هایی را به سلول‌های مغزی ارسال می‌کنند) نیز در این در اختلال درگیر هستند.البته با این که پژوهش‌ها در این زمینه نشان می‌دهند که اختلال OCD ممکن است یک اختلال مغزی باشد، ولی دلیل بروز آن هنوز به طور دقیق کشف نشده است. مشاهدات نشان می‌دهند که افرادی که دارای اختلال وسواس فکری عملی هستند، سروتونین را به مقدار کم‌تری در مغز خود دارند.ژنتیک:اختلال وسواس فکری عملی معمولاً در خانواده‌ها مشترک است. بنابراین احتمال آن وجود دارد که به ژنتیک ارتباط داشته باشد. اما با این حال ممکن است بدون تاریخچه خانوادگی نیز در کودکان بروز کند.تحقیقات نشان می‌دهند که اختلال OCD ممکن است با جهش ژن ناقل سروتونین انسانی (hSERT) مرتبط باشد. افرادی که علائم شدید OCD را تجربه می‌کنند، ممکن است تغییرات دومی در همین ژن داشته باشند. حدود ۲۵% از مبتلایان به اختلال وسواس فکری عملی یک عضو از خانواده دارند که به این اختلال دچار است. علاوه بر آن، در تحقیقات بر روی دوقلوها کشف شد که اگر یکی از قل‌ها اختلال وسواس داشته باشد، قل دیگر زمانی که دوقلوها همسان هستند احتمال بیش‌تری دارد که به این اختلال مبتلا باشد. به طور کلی، پژوهش‌های مربوط به دوقلوها تخمین می‌زند که ژنتیک تقریباً ۴۵ تا ۶۵% در ریسک ابتلا به این اختلال نقش دارد.پیش بینی این که دقیقاً چقدر احتمال دارد این که پدر و مادر OCD را به کودکان خود منتقل کنند، دشوار است. حتی اگر خود پدر و مادر سابقه OCD داشته باشند. در بیش‌تر مواقع، احتمال کمی وجود دارد که کودکان اختلال وسواس فکری عملی را مستقیماً از پدر و مادر خود به ارث ببرند. در صورتی که قصد بچه دار شدن دارید و نگران ابتلای کودک خود به اختلال OCD هستید، توصیه می‌کنیم با پزشکان متخصص در این رابطه مشورت کنید. مشاوران ژنتیک می‌توانند در رابطه با این موضوع با شما صحبت کنند. پژوهش‌های حوزه ژنتیک در هنوز در حال انجام هستند و قطعاً در آینده به نتایج دقیق‌تری می‌رسد.عوامل دیگر:عوامل دیگری از جمله عوامل رفتاری، شناختی و محیطی وجود دارند که ممکن است در شروع اختلال OCD در کودکان نقش داشته باشند. برخی از تئوری‌های علمی پیشنهاد می‌دهند که شرطی سازی رفتاری ممکن است باعث شروع تکامل و حفظ افکار و رفتارهای وسواس گونه شوند. به طور ساده، آن‌ها اعتقاد دارند که فرد مبتلا به OCD به رفتارهای وسواس گونه روی می‌آورد تا اضطراب خود در اثر افکار وسواس را کم یا رفع کند. برای مثال، فردی که وسواس به باکتری دارد، مدام دستان خود را می‌شوید تا خود را از شر اضطراب ناشی از باکتری کم کند و چون این روش در کوتاه مدت اضطراب او را کاهش می‌دهد، به مرور این رفتار در او شدیدتر می‌شود.در برخی موارد، عفونت های استرپتوکوکی نیز ممکن است اختلال OCD در کودکان را تشدید یا آن را بدتر کنند.علائم و نشانه‌های اختلال وسواس فکری عملی در کودکان چیست؟هر کودک ممکن است در اختلال وسواس فکری عملی نشانه‌های متفاوتی از خود بروز دهد. در ادامه رایج‌ترین علائم و نشانه‌های اختلال OCD را نام می‌بریم:وسواس شدید در مورد کثیفی یا میکروبشک و تردید مداوم در مورد این که آیا در قفل است یا خیرصرف زمان زیاد روی لمس اشیاء، شمردن چیزها و فکر کردن در مورد اعداد و ترتیب چیزهامشغله فکری در مورد نظم، تقارن یا تشابهافکار مداوم در مورد انجام کارهای بدنیاز شدید به دانستن چیزهای سطحی و غیر مهمدقت شدید و بیش از حد روی جزئیاتنگرانی بیش از حد در مورد اتفاق افتادن حوادث بدافکار و رفتارهای مرتبط به ترس از خشونترایج‌ترین رفتارهای OCD در کودکان چیست؟رفتارهای وسواس گونه رفتارهایی هستند که برای کاهش اضطراب ناشی از وسواس به صورت مکرر توسط کودک انجام می‌شوند. این رفتارها می‌توانند شدید، مخرب و وقت گیر باشند. همچنین ممکن است در فعالیت‌های روزمره و روابط کودک اخلال ایجاد کنند. برخی از نمونه‌های این رفتارها عبارتند از:دنبال کردن قوانین سختگیرانه مثل لباس پوشیدن با نظم خاص و یکسانی که هر روز تکرار می‌شودجمع‌آوری و احتکار اشیاءبارها شمارش یک چیزتکرار مداوم کلمات خود یا دیگرانبارها پرسیدن یک سوال یکساناستفاده همیشگی از کلمات چند بخشی خاصتکرار مداوم صداها، کلمات، اعداد یا موسیقی برای خودعلائم و نشانه‌های اختلال وسواس فکری عملی ممکن است شبیه به سایر اختلالات باشند و در نتیجه با سایر اختلالات اشتباه گرفته شوند. بنابراین توصیه می‌شود کودک خود را نزد متخصص ببرید تا پس از معاینه، تشخیص نهایی خود را به شما اعلام کند.انواع اختلال OCD در کودکان چیست؟برخی از رایج‌ترین انواع اختلال OCD در کودکان عبارتند از:وسواس مراقبت از خود، مثل شستن دست‌ها، دوش گرفتن و مسواک زدن دندان‌های مداوم و بیش از حدوسواس بررسی، مثلا چندین بار چک کردن این که در بسته است یا خیر و مدام چک کردن تکلیف مدرسهوسواس عدم تماس با افراد یا اشیاء آلودهوسواس لمسوسواس جلوگیری از آسیب به خود یا دیگریوسواس نظم، مثل دسته‌بندی یا قرار دادن اشیاء با یک نظم خاصوسواس شمارشوسواس جمع‌آوری چیزهای بی ارزشوسواس نظافت خانه یا اشیاءوسواس تکرار، مثل رفت و آمد مداوم از درها، احساس نیاز به حرکت به شکل خاص، چند باره مطالعه کردن، مدام پاک کردن و چند باره نوشتن چیزیاختلال وسواس فکری عملی چگونه در کودکان تشخیص داده می‌شود؟متخصص روانشناسی کودک یا سایر متخصصان بهداشت روان قادر به تشخیص اختلال OCD در کودکان می‌باشند. متخصص ابتدا کودک را نظر سلامت روانی معاینه و ارزیابی می‌کند. کودکی مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی تشخیص داده می‌شود که دارای وسواس فکری و رفتارهای وسواس گونه است که شدید، تکرار شونده و مزاحم هستند و در زندگی روزمره کودک مشکل ایجاد می‌کنند.در بیش‌تر موارد، فعالیت‌های مرتبط با اختلال وسواس فکری عملی (OCD) مثل شستن دست‌ها یا بررسی قفل درها بیش از یک ساعت در روز را به خود اختصاص می‌دهند. این رفتارها باعث مشکل در سلامت روان نیز می‌شوند و بر روی چگونگی فکر کردن کودک شما تاثیر می‌گذارند. در اغلب موارد، بزرگسالان تا حدی متوجه طبیعی نبودن این رفتارها می‌شوند. اما معمولاً خود کودکان نمی‌توانند بفهمند که رفتار آن‌ها غیرمنطقی و غیر طبیعی است.تاثیرات OCD در زندگی کودکانهمانطور که قبلاً توضیح دادیم، اصلی‌ترین ویژگی OCD شامل حضور افکار وسواسی و رفتارهای وسواس گونه است. این موضوع تاثیرات زیر را در زندگی روزمره کودکان می‌گذارد:حداقل یک ساعت از زمان کودک در روز را تلف می‌کند.در زندگی روزمره کودک در خانه، مدرسه و با هم سن و سالان خود اخلال ایجاد می‌کند و به طور قابل توجهی به آن آسیب می‌زند.اختلال وسواس فکری عملی در کودکان تاثیرات زیر را در زندگی خانوادگی آن‌ها می‌گذارد:در فعالیت‌ها و برنامه‌های روزمره خانوادگی اخلال ایجاد می‌کند.باعث ناامیدی والدین می‌شود.باعث نارضایتی خواهر و برادر می‌شود.منجر به بحث و جدال در خانه می‌گردد.در مدرسه، کودک دارای اختلال وسواس فکری عملی می‌تواند با موارد زیر روبرو شود:حواس او پرت شود.وقت تلف کند. (به دلیل افکار ناخواسته خود)مشکلات پزشکی را تجربه کند. (برای مثال از رفتن به دستشویی مدرسه در کل روز خودداری کند)احساس بلاتکلیفی کند.مدام دیر به مدرسه یا کلاس برسد یا از شرکت در کلاس خودداری کند.به دلیل ترس از آلودگی قادر به استفاده از کتاب‌های کتابخانه یا ابزار مشترک نباشد.نمرات او افت کنند.تاثیر OCD بر روابط کودک با هم و سن و سالان خود:درک اختلال وسواس فکری عملی برای سایر کودکان دشوار است. به دلیل این که کودک مبتلا به وسواس به نظم و قوانین اصرار دارد، این موضوع می‌تواند بر گستره فعالیت‌های بین کودک و هم سن و سالان او تاثیر بگذارد. در نهایت این مشکل می‌تواند به طرد کودک یا تنهایی او از جمع دوستانش ختم شود.اختلال وسواس فکری عملی چگونه در کودکان درمان می‌شود؟درمان OCD به علائم و نشانه‌هایی که کودک از خود بروز می‌دهد، سن و سلامت کلی او بستگی دارد. همچنین شدت علائم نیز در پروسه درمان تاثیرگذار هستند. درمان اختلال وسواس فکری عملی معمولاً شامل ترکیبی از موارد زیر می‌باشد:درمان رفتاری شناختی: روش‌های شناختی به کودک کمک می‌کنند تا ترس‌های خود را شناسایی و درک کند. این روش‌ها همچنین به کودک می‌آموزد تا راهکارهای جدیدی برای کاهش یا غلبه به ترس‌های خود پیدا کند. راهکارهای رفتاری به کودک و خانواده او کمک می‌کنند تا قراردادها یا قوانینی را برای محدود کردن یا تغییر رفتارها ایجاد کنند. برای مثال یک سقف برای دفعات شستن دست‌ها در روز تعیین کنند.خانواده درمانی: پدر و مادر نقش اساسی را در پروسه درمان کودک خود ایفا می‌کنند. مدرسه کودک نیز می‌تواند در روند درمان مشارکت داشته باشد.مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs): این گروه از داروها به افزایش سطح سروتونین در مغز کمک می‌کنند.آنتی بیوتیک‌ها: اگر مشخص شود که اختلال وسواس فکری عملی کودک شما به دلیل عفونت های استرپتوکوکی به وجود آمده است، ممکن است متخصص این داروها را برای او تجویز کند.چگونه می‌توانیم از OCD در کودک خود جلوگیری کنیم؟در حال حاضر متخصصان دقیقاً نمی‌دانند که چگونه از اختلال وسواس فکری عملی در کودکان و نوجوانان جلوگیری کنند. اما اگر متوجه علائم و نشانه‌های OCD در کودک خود شدید، بهتر است هرچه سریع‌تر از متخصصان مربوطه کمک بگیرید. درمان سریع می‌تواند علائم اختلال وسواس فکری عملی کودکان را بهبود ببخشد و رشد و تکامل کودک شما را به حالت طبیعی بازگرداند. تشخیص زودهنگام این اختلال، کیفیت زندگی کودکان را بالاتر می‌برد.چگونه به کودک خود کمک کنیم تا با OCD زندگی کند؟اختلال وسواس فکری عملی در کودکان معمولاً با ترکیب جلسات پزشکی حضوری نزد متخصص و دارو قابل درمان است. شما به عنوان پدر و مادر نقش مهمی را در درمان کودک خود ایفا می‌کنید. بنابراین می‌توانید موارد زیر را با هدف کمک به کودک خود انجام دهید:برای کودک خود از متخصص نوبت بگیرید.با متخصص درمانی کودک خود در مورد سایر افرادی که در روند درمان کودک مشارکت دارند صحبت کنید. ممکن است کودک شما توسط یک تیم درمانی متشکل از مشاوران، روانپزشکان، مددکاران اجتماعی، روانشناسان و روانکاوان مورد درمان قرار بگیرد. تیم درمانی کودک شما بسته به نیازهای کودک و شدت اختلال وسواس فکری عملی در او بستگی دارد.قوی بمانید و با کودک خود ارتباط برقرار کنید. کودکان مبتلا به اختلال OCD ممکن است در مورد اختلال خود احساس خجالت کنند.با کادر آموزشی مدرسه در مورد اختلال وسواس فکری عملی کودک خود صحبت کنید. با متخصص درمانی و مدرسه برای ایجاد یک برنامه درمانی برای کودک همکاری نمایید.در گروه‌هایی حمایتی که متشکل از سایر افراد با مشکل مشابه شما هستند عضو شوید. در ارتباط بودن با والدینی که کودکی مبتلا به OCD دارند می‌تواند به شما کمک کند تا کودک خود را بهتر حمایت کنید.سخن آخربا توجه به اهمیت اختلال وسواس فکری عملی در کودکان، تشخیص زودهنگام، مداخله مناسب و پشتیبانی فعال والدین و خانواده از آن‌ها می‌تواند موجب بهبود زندگی کودکان مبتلا و کاهش تأثیرات منفی این اختلال در زندگی روزمره آنها باشد. این اختلال معمولاً در کودکان بین سنین ۷ تا ۱۲ سال تشخیص داده می‌شوذ. از آنجایی که این سال‌ها دورانی هستند که کودکان به طور طبیعی در مورد هماهنگی با دوستان خود دغدغه و نگرانی دارند، ناراحتی و استرس حاصل از وسواس می‌تواند باعث احساس تنهایی، ترس و تحت کنترل نداشتن اوضاع شود. بنابراین توصیه می‌کنیم در صورتی که علائم و نشانه‌های اختلال OCD را در کودک خود مشاهده می‌کنید، هر چه سریع‌تر به متخصص بهداشت روان مراجعه نمایید.</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Mon, 08 Jul 2024 13:42:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقویت مهارت دست ورزی کودکان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-lnxx7qqeo3zs</link>
                <description>مهارت دست ورزی چیست؟آیا کودکتان زمانیکه از دست های خود برای کارهای روزانه زندگی استفاده میکند، زود خسته میشود و از تلاش دست برمیدارد؟ آیا برای نگه داشتن یک مداد یا باز و بسته کردن زیپ یا گره زدن بند کفش های خود مجادله می کند؟ بسیاری از کودکان امروزه به علت تقویت نشدن این مهارت دچار مشکل در بسیاری از کارهای روزمه و در دوران دبستان شده اند.در ادامه به یک تعریف کلی از دست ورزی اشاره خواهیم کرد :به هر فعالیتی که باعث تقویت انگشتان دست شود مهارت دست ورزی می گویند. این فعالیت ها می توانند : خمیر بازی ، کار با قیچی ،  کار با اسپری آب پاش و یا فعالیت های هنری مثل نقاشی کردن و یا کاردستی …دست ورزی را میتوان به دو بخش متفاوت تقسیم کرد:قدرت چنگ زدن و نگه داشتن و قدرت فشردن یا نیشگون گرفتنقدرت چنگ زدن به این معنی است که دست سالم توانایی محکم نگه داشتن چیزی را دارد، اشاره میکند. قدرت نیشگون گرفتن به انگشتان دست اشاره میکند. مخصوصا انگشت شست و انگشت اشاره(از انگشت وسط هم اگر نیاز بود، میتوان استفاده کرد).بیشتر کارها احتیاج به قدرت دست دارند که شامل نوشتن، نقاشی کشیدن، خمیر بازی یا چیدن آجرها، باز و بسته کردن زیپ، باز و بسته کردن دکمه، قیچی کردن، و باز کردن بسته ها یا جعبه ها میشود.چرا تقویت دست ورزی در کودکان مهم است ؟در بسیاری از کارهای روزمره به مهارت کار با یک دست نیاز است . می توان به مواردی مثل حرکت دادن مداد هنگام نوشتن و نقاشی کردن ، بریدن با قیچی ها ، نگه داشتن چاقو و چنگال ، بستن دکمه ها ، زیپ لباس ، قزن ها و بندها و برای لباس پوشیدن اشاره کرد .زمانیکه مهارت ها سخت باشند ، کودک به سادگی می تواند نا امید شود و از انجام فعالیتهایی که به مهارت کار با دست نیاز دارد امتناع کند در نتیجه به علت عدم انجام کار ، مهارت های اصلاح شده کمتر حاصل میشوند .کودکانی که فاقد این مهارتها هستند ، اغلب عزت نفس و اعتماد به نفس پایینی دارند .10 بازی برای تقویت و  آموزش دست ورزی به کودکان :فعالیت های پانچ کردنپانچ کردن یکی از فعالیت هایی که می توانید برا تقویت این مهارت با کودکان کار کنید. برای انجام این کار تعدادی کاغذ یا مقوا در اختیار کودک قرار دهید و از او بخواهید با دستگاه پانچ کن آنها را سوراخ کند. این بازی برای کودکان لذت بخش و سرگر کننده است.مچاله کردن و پاره کردن کاغذ(دست ورزی با کاغذ)یکی از فعالیت های ساده و در عین حال آموزشی برای کودکان مچاله کردن و یا پاره کردن کاغذ و در حقیقت دست ورزی با کاغذ می باشد. دست ورزی با کاموا نیز می تواند برای کودکان مفید باشد.در این فعالیت تعدادی کاغذ باطله در اختیار کودک قرار دهید و از او بخواهید آن ها را پاره کند و یا مچاله کند . و می توانید خود شما هم به عنوان والد یا مربی با او همبازی شوید. کودکان از این فعالیت لذت خواهند برد.شما میتوانید با کاغذ های پاره شده کاردستی های زیبا درست کنید و این کار خود باعث پرورش خلاقیت کودک می شود.خمیر بازیخمیر بازی یکی از فعالیت های سرگرم کننده و جذاب برای کودکان است که حتی در مهد کودک ها و پیش دبستانی یکی از فعالیت های مهم به حساب می آید.با خمیر می توان بازی های بسیاری انجام داد. شما می توانید خمیر را همراه تعدادی ابزار در اختیار کودک قرار دهید تا با خلاقیت خود چیزهایی را بسازد.بازی با خمیر به تقویت دست ورزی کودکان بسیار کمک می کند.مهره‌های نخ را بر روی یک رشته قرار دهید.برای این فعالیت می توانید از اسباب بازی های آموزشی و فکری که برای همین هدف طراحی و تولید شده اند استفاده کنید.مانند نخ و مهره چوبی  ، بازی ریسمانک   و  اسباب بازی مونته سوری نخ و مهره . با این اسباب بازی های فکری و آموزشی هماهنگی چشم و دست و مهارتهای دست ورزی کودک تقویت میشود.اسفنج یا اسباب بازی‌های آب را در حمام فشار دهید.یک اسفنج را کامل خیس کنید و آن را در اختیار کودک قرار دهید ، سپس از او بخواهید تا آن را تا جایی که آب از آن چکه نکند فشار دهد.سایر بازی ها :استفاده از موچین برای برداشتن وسایل کوچک (به عنوان مثال تیله).با نگه داشتن انگشتان دیگر در کف دست ، اشیاء را با استفاده از انگشت شست، اشاره و انگشت میانی بلند کنید.فعالیت‌های روزمره ای که نیاز به استقامت دارد مانند باز کردن ظروف و کوزه‌ها.پروژه‌های قیچی که شامل برش اشکال هندسی می‌شود تا سپس آن‌ها را با هم بچسبانید تا تصاویری مانند روبات ، قطار یا خانه بسازید.اگر دست ورزی در کودکان تقویت نشود چه مشکلاتی به وجود می آید ؟در صورتی که این مهارت در کودکان تقویت نشود ممکن در دوران مدرسه کودکان در انجام وظایف درسی خود دچار مشکل شوند و این کار باعث فشار و اضطراب بیش از حد آنان شود . همچنین به درستی انجام ندادن و یا کند انجام دادن تکالیف درسی میتواند باعث کاهش اعتماد به بنفس در کودک شود .کودکی که مهارت های دست ورزی قوی دارد، در سنین پیش دبستانی قادر به مدادگرفتن و آغاز تمرین نوشتن است اما کودکی که این مهارت را نیاموخته در سنین دبستان با نارسانویسی، درشت نویسی و بدخطی مواجه می شود.برخی والدین می گویند کودک علاقه ای به نقاشی ندارد درحالی که کودک مهارت های دست ورزی را به دست نیاورده است. لازم است والدین کنار کودک بنشینند و به نحوه مداد گرفتن او نظاره کنند و با تشویق کودک به مدادگیری مهارت دست ورزی را در او افزایش دهند و در عین حال از درمانگران در این زمینه کمک بگیرند..نشانه های شکل گرفتن این مهارت در کودکان :اولین نشانه های مهارت های دستی از قبل از یک سالگی و زمانی که کودک به سمت مادر دست دراز می کند، شروع می شود. با بالا رفتن سن، از یک سالگی به بعد، به شکل قاشق گرفتن در دست و قاشق را به سمت دهان بردن جلوه می کند. از ۲ سالگی به بعد، مهارت ها از نظر درک شناختی هم افزایش پیدا می کند و کودک می تواند با دست جورچین های ابتدایی را بسازد یا اشکال را بلند کند و به کمک مادر داخل محل مورد نظر بیندازد. قبل از ۳ سالگی، کودک می تواند از گواش، آبرنگ و رنگ انگشتی استفاده کند و بعد از آن توانایی دست گرفتن ماژیک و مداد را دارد.کودک در ۴ سالگی باید قادر به کشیدن مربع و در ۶ سالگی قادر به کشیدن مثلث باشد. از ۳ سالگی به بعد کار با قیچی جزو مهارت هایی است که در کودکان شکل می گیرد و مهارت کار با چسب و چسباندن قطعات جداشده از کاغذ هم از مهارت هایی است که کودکان در این سن قادر به انجام آن هستند.</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Mon, 08 Jul 2024 13:16:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نشانه هاو علائم اختلال طیف اتیسم(اوتیسم)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%88-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B7%DB%8C%D9%81-%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D9%85-n0x4taq0kgsd</link>
                <description>اتیسم(اوتیسم) اختلالی رشدی است و بر نحوه تعامل و ارتباط فرد با دیگران و همینطور بر نحوه یادگیری و رفتار او تاثیر می گذارد.اتیسم شرایطی مادام العمر است و والدین در طفولیت ممکن است نخستین علائم اتیسم را هرچندکوچک مشاهده نمایند. این اختلال قابل درمان نیست بلکه می توان فرد را مورد پشتیبانی قرار داد تا بتواند با این اختلال مادام العمر زندگی بهتر و باکیفیت تری داشته باشد.نکته: به یاد داشته باشید در تمام دنیا اتیسم اختلالی مادام العمر است و تا پایان عمر با فرد همراه است.متخصصان غربی این گونه مطرح می کنند که اتیسم مانند رنگ چشم  و رنگ پوست تا ابد با فرد همراه است و هیچ درمان قطعی برای این اختلال وجود ندارد و تنها می توان با مداخله فرد را برای زندگی بهتر اماده نمود.مراقب افراد سودجو و ناآگاه که عنوان می کنند اتیسم را درمان قطعی می کنند یا فرد را از طیف خارج می کنند!! باشید.اصطلاح طیف به این علت برای اتیسم به کار برده می شود که فرد می تواند طیفی گسترده از علائم را با شدت های مختلف تجربه کند.برای نمونه ممکن است فردی در طیف اتیسم بتواند عملکرد زبانی خوبی داشته باشد اما فردی با عملکرد پایین به هیچ عنوان صحبت نکند.پس مهم است که به این نکته توجه کنیم که فرد مبتلا به اتیسم ممکن است تمامی علائم را از خود نشان ندهد ان علائمی را هم که نشان می دهد از نظر شدت با دیگران متفاوت است.علائم و نشانه های زیادی وجود دارد که نشان می دهد فرد دارای اتیسم است و البته برخی افراد بزرگسال و کودک غیر اتیستیک هم ممکن است تعدادی رفتارها و علائم اتیسم را از خود نشان دهند. برای نمونه برخی کودکان که بعدها دارای اتیسم تشخیص داده نمی شوند هم ممکن است به دلایلی نوک پنجه راه بروند اما تا 18 ماهگی این علامت در انها کاهش می یابد و یا ردیف کردن اسباب بازی ها یا اشیا که در برخی کودکان به دلیل مجموعه سازی رخ می دهد هم از این علائم است که می تواند در افراد غیر اتیستیک و دارای اتیسم مشترک باشد.افراد مبتلا به اختلال اتیسم غالبا در برقراری ارتباط و ایجاد ارتباط عاطفی و اجتماعی  با دیگران با مشکلاتی روبه رو هستند.انهاد ممکن است اطلاعات حسی مانند صداها و بوها را متفاوت از دیگران پردازش کنند و همین امر ممکن است زمینه ساز برخی از علائم رفتاری اتیسم باشد که افراد ممکن است از خود نشان دهند.هنگامی که به دنبال علائم اولیه اختلال طیف اتیسم هستید باید به مایل استون ها(نقاط عطف یا شاخصها) توجه کنید که نشان دهنده انتظار مشاهده شاخصهای رشدی در مقطعی زمانی است و کودک در سنی مشخص به انها دست می یابد مانند غان و غون کردن در 4 ماهگی و یا استفاده از جملات ساده تا دو سالگی.اگر کودک بعد از این دوره رشدی عنوان شده به مهارت دست یابد و یا اصلا به ان دست نیابد می تواند نشان دهنده اختلالات رشدی مانند اختلال طیف اتیسم باشد.اتیسم را میتوان به صورت قطعی از روی علائم تا دو سالگی تشخیص داد هرچند که برخی از این علائم قطعی تا پیش از دو سالگی نیز خود را نمایان کرده اند.نکته:بر اساس نتایج منتشر شده در حدود یک سوم از والدین عنوان می کنند که علائم اتیسم را در همان نوزادی و طفولیت فرزندشان مشاهده کرده اند.تاخیر های رشدی و انحراف کودک از شاخصهای رشدی هرچند به طور مستقیم به اتیسم اشاره نمی کند اما می تواند به برافراشته شدن پرچم های قرمز و اگاهی والدین از وجود مشکلات رشدی کمک کند.علائم مشترک اتیسم(اوتیسم)برخی علائم متداول اتیسم که فرد ممکن است از خود نشان دهد به شرح زیر است:عدم تماس چشمیمهارتهای گفتاری و ارتباطی تاخیریوابستگی شدید به روتین های زندگیناراحتی شدید از تغییرات نسبتا جزئیواکنش های غیر منتظره به صداها،بو ها،مناظر ولمسعدم درک احساسات و حالات عاطفی دیگرانتمرکز وسواسی بر روی اشیاء و علایقرفتار های تکراری و کلیشه ایعدم واکنش به نام تا 12 ماهگیعدم اشاره به اشیا دور تا 14 ماهگیعلائم اتیسم(اوتیسم) در نوزادیدر اتیسم که نوعی اختلال رشدی است علائم به مرور نمایان می گردند به این معنی که والدین متوجه می شوند انچیزی که مطابق با رشد یک کودک عادی مورد انتظار است برای کودک انها رخ نمی دهد .برای مثال رشد گفتار یا چهار دست و پا رفتن دیرتر از حد انتظار مشاهده شده و همینطور شاخص های رشدی دیگر.به همین دلیل اگر کودک نتواند به شاخص های رشدی که در دو ماهگی ،چهار ماهگی،شش ماهگی، و نه ماهگی و یک سالگی دست یابد  این را می توان یکی از نشانه های اولیه اتیسم یا اختلالات رشدی دیگر دانست .نکته:همه نوزادان به شاخص های رشد در زمان مقرر نمی رسند و این امر برای انها طبیعی است و باید برای این امر به پزشک متخصص مراجعه کنید تا با بررسی بازتابها وضعیت فیزیولوژیک کودکتان را بررسی کند.علائم و نشانه های اولیه اتیسم(اوتیسم) زیر 1 سالکودک تا 4 ماهگی غان و غون نکند.کودک تا 5 ماهگی لبخند اجتماعی نزند.کودک تا 6 ماهگی نخندد(خندیدن نشانه لذت بردن است و خنده نشانه اشتراک گذاری لذتی است که کودک در حال تجربه ان است پس به صورت طبیعی می خواهد که احساس خود را با شما به اشتراک گذارد و واکنش ما به این کار موجب تکرار و ادامه یافتن این لبخند می گردد و در پس ان کودک مهارتهای فراوان ارتباطی را به دست می اورد).کودک هیچ علاقه ای به بازی هایی مانند دالی موشه که با او می کنند ندارد و به ان واکنشی نشان نمی دهد.کودک تا 12 ماهگی به نام خود واکنشی نشان نمی دهد.کودک به اشیاء اشاره شده توسط دیگران تا 12 ماهگی نگاه نمی کند.کودک از صداهای بلند ناراحت می گردد.کودک برای ارام شدن به دنبال پدر و مادر خود نیست.کودک از تنهایی بازی کردن راضی است.کودک تماس و ارتباط چشمی برقرار نمی کند(کودکان به صورت عادی به چهره ها نگاه می کنند و بر روی چشمان دیگر افراد متمرکز میشوند).علائم و نشانه های اتیسم(اوتیسم) در کودک نوپا بین 1 تا 2 سالعدم رشد مهارتهای زبانی مانند گفتن ماما یا دادا یا بابا در یک سالگی یا عدم توانایی بیان جملات ساده در دو سالگی.گفتن برخی کلمات فقط یکبار برای نمونه یکبار بشنوید که کودکتان بگویید بابا.تکرار کلمات بارها و بارها.عدم علاقه به بازی های اجتماعی یا عدم تمایل به نزدیک شدن به دیگر کودکان.عدم ارتباط چشمی.وجود رفتارهای تکراری و حرکت های کلیشه ای مانند ضربه زدن با دست یا تکان دادن ها و یا چرخاندن ها با محوریت بدن خود و یا اشیاء.عدم تقلید از دیگران وعدم انجام بازی های وانمودی یا کپی کردن رفتار بزرگسالان یا دیگران در بازی ها و متفاوت بازی کردن نسبت به دیگر کودکان.برای نمونه، به طور نمایشی قاشقی را به دهان ببرند ویا یک فنجان را برای خوردن چایی به دهان ببرند . تمایل به تنهایی بازی کردن و تقلید کم از دیگران(کودکان تا 13 ماهگی مقدماتی از تقلید از محیط پیرامون که نشانه های موفق یادگیری در انها است را نشان می دهند. انها یادمی گیرند که در دنیایی ساختگی و دربازی تظاهر و وانمود کنند. روی خرس خود را با پتو می پوشانند به او دارو می دهندو یا نمایشی اشپزی می کنند).نشان ندادن علایق به دیگران و عدم توانایی در اینکه به شما بفهمانند با ژست ها یا صدا ها یا حرکات چیزی را دوست دارند یا ندارند. به صورتی که والدین ممکن است ندانند کودکشان به چه چیزی علاقه مند است .نوزادان تا این سن( 12 تا 14 ماهگی) علایق خود را به والدین نشان می دهند به این صورت که به انچه علاقه دارند اشاره می کنند ویا نام انها را بیان می کنند. اگر کودکتان این کار را انجام نداد این میتواند یک پرچم قرمز باشد در تشخیص اتیسم(کودکان به طور تقریبی از 9 تا16 ماهگی از حرکات و صداها استفاده می کنند تا به شما اطلاع دهند که چه می خواهند یا نمی خواهند )عدم نگاه کردن به جایی که والدین به ان اشاره می کنند و در عوض نگاه کردن به دست در حال اشاره والدین(توجه مشترک).عدم استفاده از دستها به عنوان ابزار(کودکان از 9 تا 16 ماهگی یاد می گیرند که از دستان خود به عنوان ابزاری در محیط پیرامون استفاده کنند مانند گرفتن ،دادن،تکان دادن، فشار دادن، اشاره کردن، چنگ زدن و….اما کودک دارای اتیسم در استفاده به موقع از دستهای خود دچار محدودیتهایی است و ممکن است از دستان بزرگسالان برای کارهای خود استفاده کند به جای انکه خود از مهارتهای دست ورزی استفاده کند).بیشتر به اشیاء علاقه مند است تا به افراد.حرکات غیر معمول با انگشتان یا با دستها و یا بدن نشان دادن.علاقه فراوان به اشیاء یا فعالیتهایی خاص به صورتی که کودک اصلا نتواند تمرکز خود را از یک شی به شی دیگر منتقل کند و یا فعالیتی را پایان و فعالیتی دیگر را اغاز کند. این رفتار کودک به مرور منجر به این می گردد که مهارتهایی را نیز که پیش از این بدست اورده مانند بازی با بلوکها یا یادگیری اشکال و اعدادرا نیز ازدست بدهد.در این مورد میتوان به وابستگی شدید به اشیایی که برای سن انها معمول نیست هم اشاره نمود (کودکان به طور عادی به راحتی می توانند توجه و تمرکز خود را بین اشیا و افراد جابجا کنند )واکنشهای غیر معمول نسبت به صداها ،بو ها ،بافتها و نور(واکنش های حسی نا متعارف)تمایل به تجربیات حسی غیر معمول(برای نمونه لیسیدن بلوک های خانه سازی یا مالیدن دست خود به بافتی خاص بطور مکرر)در هنگام پریشانی و گریه دیگران در ارام کردنشان نا موفق هستند(برای نمونه اگر مادر او را به اغوش بگیرد باز هم گریه می کند)نکته:در حدود 25 تا 30 درصد کودکان دارای اتیسم تا 18 ماهگی مهارتهای زبانی را تجربه می کنند اما پس از این شروع به از دست دادن ان می کنند .برخی دیگر از این کودکان نیز بازی یا مهارتهای اجتماعی که تا کنون برای انها شکل گرفته و در انها دیده شده است را از دست می دهند.علائم و نشانه های اتیسم(اوتیسم) در کودک خرد سال بین 2 تا 5 سالعدم بیان احساسات و عواطف و یا نمایش این عواطف به شکلی کاملا محدود.وجود مشکلاتی در تفسیر احساسات دیگران.به نظر نمی رسد وابستگی به والدین خود داشته باشند.عدم علاقه به بازی با دیگر کودکان و یا ورود به بازی های اجتماعی.علاقه به بازی با اسباب بازی یا شی خاص.تکرار کلمات یا جملات دیگران(اکولالیا).تکرار کلمات خود برای بارها و بارها.عدم جمله سازی(تا4 سالگی).استفاده از ضمایر به شکل اشتباه برای نمونه بجای گفتن من می گوید “تو اب می خوای”.عدم توانایی در درست پاسخ دادن به سوالات. سوالات پرسیده شده را با تکرار همان پرسش پاسخ می دهند.عدم استفاده از زبان بدن (تا3 سالگی)عدم استفاده از بازی های وانمودی (برای نمونه نشان دهد که مادر است و دارد به عروسک خود غذا می دهد) (تا3سالگی)استفاده غیر معمول از اسباب بازی ها برای نمونه ردیف کردن انها به دنبال هم و یا چرخاندن چرخ ماشین به جای استفاده از خود ماشین. یا دوست داشتن قسمتهای خاصی از اسباب بازی ها و بازی کردن تنها با ان قسمت خاص برای مثال همان چرخ ماشین یا ماشه تفنگ.(تا 3 سالگی)توجه کوتاه مدت و بیش فعال بودن(تا3 سالگی)عدم وجود احساس خطر و رفتار پر خطر داشتن (تا 3 سالگی)در هر بار بازی با اسباب بازی ها به شکل یکسان به مانند قبل بازی می کند بدون هیچ تغییری.(تا3 سالگی)استفاده از زبان و اصطلاحات رسمی به جای زبان عامیانه.عدم رشد مهارهای کلامی و زبانی به میزان مورد انتظار.مشکلاتی در اموزش دستشویی رفتن.داشتن بدخلقی و افت شدید موود.مشاهده رفتار پرخاشگرانه جسمی.وجود محدودیت ها و عدم انعطاف حرکتی به شکلی که احساس می شود مانند یک ربات عمل می کنند.وجود رفتار های چالش برانگیز مانند هرزه خواری یا خود ازاری.وجود رفتار های تکراری و حرکت های کلیشه ای مانند بال بال زدن دور خود چرخیدن یا تکان دادن دستها .عدم توانایی تفسیر انچه دیگران فکر می کنند و عدم متوجه شدن نشانه های اجتماعی و قابل مشاهده ان. برای نمونه بیشتراین کودکان نمی توانند تفاوت بین تفکر یک بزرگسال که به انها می گوید بیا اینجا در حالی که خوشحال است و می خندد را با یک بزرگسال که می گوید بیا اینجا اما عصبانی و اخمو است را متوجه شوند چراکه این برای انها گیج کننده است و نمی توانند علت پشت این رفتار را متوجه شوند.صحبت کردن با صدا و لحن غیر عادی(برای نمونه هر جمله را طوری تمام می کنند که انگار سوالی پرسیده اند)به صورت نادرست از کلمات در جملات خود استفاده می کنند(خطاهای دستور زبانی یا گرامری دارند)عدم توانایی در نشان دادن محبت خود.این کودکان ممکن است نزدیکان خود را دوست داشته باشند اما نمی دانند که چگونه می توان این دوست داشتن را نشان و گسترش داد.قوانین فعالیتهای نوبتی را رعایت نمی کنند و متاسفانه به همین خاطر ممکن است دیگر کودکان انها را در بازی های خودکنار بزنند.نکته: اکولالیا بخشی طبیعی از روند رشد کلامی کودکان است و عموما در حدود 3 سالگی از بین می رود در حالی که این علامت در کودک دارای اتیسم با بزرگتر شدن هم ادامه می یابد</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Mon, 01 Jul 2024 13:21:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش والدین در سلامت روان کودک و نوجوان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-ig1od0b1lkb8</link>
                <description>نقش والدین در سلامت روان کودک و نوجوان بسیار مهم است. سلامت روان کودک و نوجوان پایه ای برای رشد بسیاری از مهارتها است.احساس امنیت، اعتماد به نفس، تعامل مثبت اجتماعی، آرامش، همدلی، مسئولیت پذیری، شادابی، انگیزه و حتی بسیاری از عملکردهای اجرایی کودکان در پی مراقبت و حمایت از سلامت روان آنها؛ شکل می گیرد.شما به عنوان والدین، نقش بزرگی در حمایت از سلامت روان فرزندتان دارید.مراقبت محبت آمیز پایه ای قوی است که به کودک شما کمک می کند تا مهارت های اجتماعی و عاطفی را که برای داشتن یک زندگی شاد، سالم و رضایت بخش به آن نیاز دارد، توسعه دهد.در نقطه مقابل بی توجهی به سلامت روان کودک و نوجوان از جانب والدین می تواند بسیار آسیب زا و مخاطره برانگیز باشد.در این نوشته نکات تخصصی وجود دارد که به شما والدین کمک می کند از سلامت روان کودک و نوجوان خود و همچنین خودتان حمایت کنید.نقش والدین در سلامت روان کودک 0 تا 5 سالاز اولین لبخند و اولین قدم تا تجربه طیف وسیعی از احساسات، کودک شما مراحل مهم دوران کودکی خود را پشت سر می گذارد.این زمان طلایی و ایده آلی برای شروع حمایت و پایه گذاری سلامت روان کودک است.پایه گذاری یک زندگی شاد و سالمفرزند شما برای عشق، یادگیری و امنیت به شما نگاه می کند. سعی کنید تا حد امکان زمان با کیفیتی را با هم بگذرانید.یک رابطه گرم و لطیف و کمک به فرزندتان در احساس امنیت و مراقبت، می تواند بسترسازی مناسبی برای یک عمر سلامت روان کودک ایجاد کند.سعی کنید دستورالعمل های ساده زیر را اجرا نمایید:نقش والدین در سلامت روان نوزادانگذراندن زمان با کیفیت با فرزندتان برای هر دوی شما خوب است.حتی هورمون‌های طبیعی را ترشح می‌کند که به شما کمک می‌کند با کودکتان پیوند عمیقی برقرار کنید و سلامت روان و امنیت عاطفی خود و کودک را افزایش دهید.با آنها بازی کنید.آنها را در آغوش بگیرید.با آنها صحبت کنید، برای آنها آواز بخوانید.به صداهای آنها با کلمات پاسخ دهید تا بتوانند زبان و ارتباطات را درک کنند.در تعامل با کودک سعی کنید تماس چشمی را حفظ کنید.نقش والدین در سلامت روان کودکان نوپاهمانطور که کودک شما شروع به حرکت بیشتر می کند، تمایل او به کاوش بیشتر می شود. این کنجکاوی نیاز به پرورش و تشویق دارد.برای فرزندتان آواز و شعر بخوانید (اگر می توانید هر روز).بازی هایی انجام دهید که کنجکاوی و یادگیری آنها را درگیر کند.از فرزندتان بخواهید اسم اشیاء را بگوید؛ با نام اشیاء آشنا و ساده شروع کنید.محیط بیرون از خانه را با هم کاوش کنید.نقش والدین در سلامت روان پیش دبستانی هاهمانطور که فرزند شما مستقل تر و کنجکاوتر می شود، او می خواهد دنیای بیرون را کشف کند و در مورد چیزهای اطراف خود بیاموزد.تعامل با مردم به آنها کمک می کند تا شیوه های تفکر خود را توسعه دهند و دنیای اطراف خود را بهتر درک کنند.تعامل اجتماعی را از طریق بازی با کودکان دیگر تشویق کنید.از آنها دعوت کنید تا در کارهای ساده متناسب با سن؛ به شما کمک کنند.آنها را از طریق مراحل حل مشکلات ساده راهنمایی کنید.مرزهای واضح و انتظارات واقع بینانه را تعیین کنید.«نه» را با جایگزین‌هایی دنبال کنید که ترجیح می‌دهید به جای آن چه کاری را انجام دهند.هنگام تصمیم گیری در مورد اینکه چه چیزی بخورند، بپوشند یا بازی کنند، انتخاب های واضحی را به آنها ارائه دهید که درک آنها آسان باشد.نکته قابل ملاحظه در سلامت روان کودک 0 تا 5 سالکودکان خردسال در حال یادگیری نحوه بیان خود و مدیریت احساسات بزرگ هستند.این گاهی اوقات می تواند باعث عصبانیت یا استرس شود. چرا که گاهی آنها نمی توانند نیازهای خود را بیان کنند.هنگامی که کودکان احساس استرس یا درماندگی می کنند، قطعا به یک بزرگسال دوست داشتنی نیاز دارند تا به آنها اطمینان دهد و به آنها کمک کند تا احساسات خود را هدایت کنند.این کارها به سلامت روان کودک 0 تا 5 سال آسیب می رساندهر نوع خشونت، از جمله فریاد زدن و کتک زدن:محیطی منفی زندگی می تواند باعث بروز اختلالات رفتاری و اضطرابی در کودک شود.این آسیب ها رشد و تکامل کودک را هم دچار اشکال می کند. همچنین با توجه به حساسیت سنی می تواند مشکلات طولانی مدت در دوره های بعدی را ایجاد کند.مشاجره های مکرر بین والدین و اطرافیان کودک:تنش در محیط می تواند برای کودکان استرس زا باشد.آنها ممکن است احساس بی توجهی، ناتوانی، تنهایی و آسیب پذیری کنند.هر نوع بی توجهی به کودک:در این دوره سنی کودک برای داشتن سلامت روان نیاز به مراقبت و توجه ویژه دارد.در کنار او باشید و گام به گام فعالیتهای روزانه را با او تمرین کنید و آموزش دهید. او باید اطمینان پیدا کند که در این راه تنها نیست.یک نکته مهم: مواظب سلامت روان خود نیز باشیدفرقی نمی کند والدین نوزاد یا کودک نوپا باشید، طیف وسیعی از احساسات را در زمان های مختلف تجربه خواهید کرد و این طبیعی است.احساسات شامل شادی، ناامیدی، خستگی و عصبی شدن است. هر زمان که احساس خستگی کردید، زمانی را برای مدیریت استرس خود اختصاص دهید.مطمئن شوید که حمایت اجتماعی خوبی در اطراف خود دارید.سعی کنید زمان تنهایی را به خود اختصاص دهید تا بتوانید فضایی برای خود داشته باشید و از رشد فردی غافل نشوید.به یاد داشته باشید که روی خواب کافی، غذای سالم و فعالیت بدنی سرمایه گذاری کنید.نوعی استرس چیزی است که هر والدین جدید تجربه می کنند، اما از درخواست حمایت نترسید و برای رسیدگی به نیازهای خود وقت بگذارید.نقش والدین در سلامت روان کودک 6 تا 10  سالبا شروع مدرسه، پیمایش دوستی ها و ایجاد انعطاف پذیری و تمرکز به دنیای بیرون آغاز می شود.با شروع مدرسه، مهارت های جسمی، ذهنی و اجتماعی کودک به سرعت در حال رشد است.آنها یاد می گیرند که تجربیات خود را توصیف کنند و بیشتر در مورد احساسات خود صحبت کنند.دوستی ها و فشار همسالان با تغییر تمرکز خود از خانه به دنیای بیرون، اهمیت بیشتری پیدا می کنند.با گذراندن زمان بیشتر در خارج از خانه، کودک شما احساس مسئولیت می کند و یاد می گیرد که مستقل باشد.شروع مدرسه بچه ها را با دنیای بیرون روبه رو می کند و یک رویداد مهم زندگی است.این یک زمان حیاتی برای کودکان است که اعتماد به نفس خود را در همه زمینه‌های زندگی، مانند هدایت روابط، یادگیری در مدرسه و ورزش و مدیریت احساسات خود، ایجاد کنند.بررسی عملکرد آنها و حمایت از آنها در طول مسیر می تواند به آنها کمک کند تا انعطاف پذیری و رفاه ذهنی را تقویت کنند.نقش والدین در سلامت روان دبستانی ها“گفتگوی مثبت”، “محیطی امن و قابل اطمینان” و همچنین “تخصیص زمان” سه کلید اصلی برای  حفظ سلامت روان در این سنین است.با پرسیدن وضعیت آنها شروع کنید:با فرزندتان در مورد مدرسه، دوستان، کارهایی که دوست دارند یا دوست ندارند و چیزهایی که برایشان مشکل است صحبت کنید.از رویدادهای روزمره که باعث ایجاد احساسات مثبت و منفی می شود مانند؛ پیروزی در ورزش یا کسب نمرات پایین و غیره، برای بررسی احساس فرزندتان و ایجاد پیوند قوی با آنها استفاده کنید.همانطور که آنها بزرگتر می شوند و اگر مناسب رشد کودک شما باشد، در مورد تغییرات طبیعی جسمی و عاطفی بلوغ صحبت کنید و به آنها کمک کنید تا بدانند چه انتظاری دارند.احساس آنها را بررسی کنید، اگر نگرانی یا سؤالی دارند می توانید با هم صحبت کنید.محیطی باز، قابل اعتماد و دوست داشتنی را حفظ کنیدبه فرزندتان کمک کنید تا با شما راحت باشد.فرزند شما دوست دارد اطرافیان او را دوست داشته باشند و قبول کنند. پذیرفته شدن توسط شما اولین قدم برای ایجاد اعتماد به نفس است.مراقب الگوهایی که می سازید، باشید:فرزندتان به شما نگاه می کند و احساسات شما و نحوه واکنش شما به موقعیت های مختلف را درک می کند و تقلید می کند.دستاوردها و رفتار خوب آنها را بشناسید:آنها را با تمرکز بر اعمالشان تحسین کنید (“شما برای این کار سخت کار کردید و این واقعاً مشخص است!”) به جای آنها به عنوان یک شخص (“اوه، شما باهوش هستید!”).به یاد داشته باشید: زمان شما یک هدیه گرانبها برای فرزندتان است.گفتن “دوستت دارم” یا در آغوش گرفتن فرزندتان تنها راه های ابراز محبت نیست.واقعاً گوش کنید و به آنچه آنها می گویند علاقه واقعی نشان دهید.همراه با فعالیت های خاص هر چقدر هم که کوچک باشد، سرگرم شوید.آنها را در تصمیم گیری های خانوادگی مانند آنچه برای شام بخورند، بگنجانید.بگذارید بدانند که شما آنها را دوست دارید، حتی اگر اشتباه کنند.نقش والدین در سلامت روان کودک و نوجوان 10 تا 13 سالتغییرات فیزیکی، ظواهر و دوستی ها؛ در این زمان چالش برانگیزترین مسائل در سلامت روان نوجوان است.وقتی فرزند شما وارد دوران بلوغ می شود، بهتر می تواند احساسات خود را بیان کند و حس درست و غلط قوی تری دارد.آنها می توانند انتخاب های خود را در مورد دوستان، ورزش و مدرسه انجام دهند.با این استقلال، تمرکز بیشتری بر شخصیت، علایق و دوستان خود خواهند داشت.آنها همچنین دستخوش تغییرات فیزیکی زیادی مانند شروع دوره قاعدگی برای دختران و عمیق تر شدن صدای پسران هستند.برای برخی از نوجوانان این تغییرات ممکن است نگران کننده یا ترسناک باشد.تغییرات سریع فیزیکی همراه با نگرانی در مورد ظاهر آنها و اهمیت روابط دوستانه می تواند بر سلامت روانی و عاطفی کودک تأثیر بگذارد.این می تواند زمان چالش برانگیزی برای کودکان و نوجوانان باشد زیرا آنها این مرحله مهم رشد را طی می کنند.دانستن اینکه آنها می توانند در مورد نگرانی ها یا مشکلات خود با شما صحبت کنند، می تواند دنیای متفاوتی را ایجاد کند.چالشهای کودکان و نوجوانان در این سندمدمی مزاجی را تجربه می کنند.نسبت به تکالیف و وظایف مدرسه احساس فشار و ناامیدی و حتی بی رغبت شوند.در رژیم غذایی دچار وسواس و یا نگرانی شوند.احساس غمگینی یا اضطراب کنند.دچار چالش اساسی در اعتماد به نفسشان شوند.نوع تعامل شما می تواند باعث تعدیل احساسات ناخوشایند در آنها و حفظ سلامت روان نوجوان شود.نقش والدین در سلامت روان کودک در گذار به نوجوانیگوش دهید:فعالانه سعی کنید به آنچه می گویند گوش دهید بدون اینکه اجازه دهید افکار و قضاوت شما هدایت مکالمه را داشته باشند.به نظر فرزندتان احترام بگذارید و آن را تشویق کنید.تصدیق کنید:به آنها اطمینان دهید که افکار و احساسات آنها را درک می کنید، آنها را تشویق کنید تا با شما صریح باشند و اطمینان دهید که در کنار آنها هستید.به آنها یادآوری کنید که شما نیز یک بار در این سن بوده اید و به یاد داشته باشید که همان احساسات را تجربه کرده اید.راه حل ارائه دهید:از آنها بپرسید که آیا فکر کرده اند که چه چیزی ممکن است نیاز به تغییر داشته باشد ؛ “به نظر شما چه کاری باید انجام شود؟”اگر این کار را نکرده‌اند، به آنها پیشنهاد دهید و با آنها صحبت کنید. از آنچه که برای داشتن احساس بهتری نیاز دارند، حمایت کنید.زمان و مکان را برای شروع گفتگو بدون هیچ گونه فشار و انتظاری اختصاص دهید.زمانی را در نظر بگیرید که با هم باشید؛ مانند زمان انجام کارهای خانه، آشپزی یا سفر و گردشی در طبیعت.اجازه دهید مکالمه شما به طور طبیعی جریان داشته باشد؛ به جای «بازجویی»، دوستانه و طبیعی باشد.نسبت به خلق و خوی آنها حساس باشید؛ اگر روز بدی دارند یا مشغول هستند، زمان دیگری را انتخاب کنید.ارتباط باز، صادقانه و مستقیم باشد.اگر متوجه تغییراتی در خلق و خو یا رفتار فرزندتان شدید، به آرامی به او بگویید متوجه شده اید و از او بپرسید که آیا دوست دارد در مورد آن صحبت کند.مثلا: آنها مثل قبل با دوستان خود معاشرت نمی کنند؛ آیا بحث و جدل داشتند؟نمرات مدرسه آنها پایین می آید؛ آیا موضوع خاصی وجود دارد که با آن دست و پنجه نرم می کنند؟به نظر می رسد که آنها بدخلقی، غمگین تر یا ساکت تر شده اند؛ آیا چیزی در ذهن آنها وجود دارد؟این کارها به سلامت روان نوجوانان آسیب می رسانددستوری عمل کردن:در عوض دادن دستور، بپرسید چگونه می توانید به آنها کمک کنید.نادیده گرفتن احساسات نوجوان:به یاد داشته باشید، باز کردن احساساتی که ممکن است برای کودک و نوجوان گیج کننده باشد، دشوار است. بنابراین وقت بگذارید نه اینکه از آن عبور کنید.جر و بحث:به افکار و احساسات خود توجه کنید و مراقب درگیری باشید.سعی کنید هر گونه درگیری یا مشاجره را در اسرع وقت حل کنید. اگر این اتفاق افتاد، عذرخواهی کنید و دوباره شروع کنید.سرزنش دیگران و فرافکنی:گفتن “این تقصیر مدرسه شماست!” به عنوان مثال، مشکل را بیرونی می کند اما آن را حل نمی کند.بنابراین به فکر حل مساله باشید نه پاک کردن صورت مساله از طریق فرافکنی.مقایسه کردن:از گفتن جملاتی مانند «کودکان دیگر این مشکلات را ندارند» خودداری کنید.مقایسه می تواند آسیب های زیادی به اعتماد به نفس و استقلال نوجوان وارد کند.صبر و ثبات کلید های اصلی در حفظ سلامت روان نوجواندر این سن و مخصوصا در دوران گذار به نوجوانی، کودک شما ممکن است کمتر نسبت به شما ابراز محبت کند.گاهی اوقات ممکن است بی ادب یا دمدمی مزاج به نظر برسد.همانطور که آنها مستقل تر می شوند و می خواهند کنترل بیشتری بر شرایط خود داشته باشند؛ به احتمال زیاد با مقاومت آنها روبرو خواهید شد.این مکالمات جدید هستند و به عنوان والدین تعجب نکنید بلکه شرایط را درک کنید.بدانید که برای کودک شما هم ناراحت کننده است که چالشهای جدیدی را با والدینش تجربه می کند که قبلا اصلا نداشته است.به یاد داشته باشید، ممکن است کمی طول بکشد تا به یک تعامل موثر و مثبت با نوجوانتان برسید.باید درک کنید و تمرین کنید که شما دیگر سرپرست و مراقب نیستید، بلکه رفیق همدیگر هستید. همیشه این را روشن کنید که آنها را دوست دارید و فقط به فکر رفاه آنها هستید.</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Sun, 30 Jun 2024 16:43:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اختلال نافرمانی مقابله‌جویانه در کودکان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%86%D8%A7%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-x4hqdpu8itf6</link>
                <description>اختلال نافرمانی مقابله‌جویانه چیست و چه علائمی دارد و چطور درمان می‌شود؟ در این مطلب با این اختلال در بچه‌ها آشنا شوید.اختلال نافرمانی مقابله‌جویانههمه‌ٔ بچه‌ها هرازگاهی مقابله‌جویانه و ستیزه‌جو رفتار می‌کنند، خصوصاً هنگام خستگی، گرسنگی، استرس یا ناراحتی. آنها ممکن است مشاجره کنند، بددهانی و نافرمانی کنند و از والدین، معلمان و دیگر بزرگسالان سرپیچی کنند. رفتار مقابله‌جویانه برای کودکان دو تا سه ساله و بچه‌ها در اوایل نوجوانی، بخشی نرمال از فرایند رشد است. با این حال، رفتار آشکارا ناسازگار و خصمانه زمانی به یک نگرانی جدی تبدیل می‌شود که آن‌قدر مکرر و پایدار باشد که در مقایسه با سایر بچه‌های همسن و در همان سطح رشد به چشم بیاید و در زندگی اجتماعی، خانوادگی و تحصیلی کودک تأثیر بگذارد.در بچه‌های مبتلا به این اختلال یا اصطلاحاً ODD، الگوی مداومی از رفتارهای ناسازگارانه، سرکش و خصمانه نسبت به افراد مسئول و صاحب اختیار وجود دارد که به طور جدی در عملکرد روزمره‌ٔ آنها تداخل ایجاد می‌کند.علائم اختلال نافرمانی مقابله‌جویانهعلائم این اختلال ممکن است شامل موارد زیر باشد:الم‌شنگه‌های مکرربحث و مشاجره‌ٔ بیش از حد با بزرگسالانزیر سؤال بردن مکرر قوانیننافرمانی فعالانه و خودداری از انطباق با درخواست‌ها و قوانین بزرگسالانتلاش‌های عمدی برای آزردن و ناراحت کردن مردممقصر دانستن دیگران به خاطر اشتباهات یا رفتارهای نادرست خودغالباً زودرنج بودن یا راحت آزرده شدن از دیگرانخشم و کینه‌ٔ مکررصحبت بدخواهانه و کینه‌جویانه هنگام احساس ناراحتیرویکرد کینه‌توزانه و انتقام‌جوییاین علائم معمولاً در چند محیط مشاهده می‌شوند اما ممکن است در خانه یا مدرسه بیشتر دیده شوند. دلایل بروز این اختلال ناشناخته است، اما بسیاری از والدین گزارش می‌کنند که فرزند آنها از سن پایین بدقلق‌تر و پرتوقع‌تر از خواهر و برادرهایش بوده است. عوامل بیولوژیکی، روان‌شناختی و اجتماعی ممکن است در بروز این اختلال نقش داشته باشد.بچه‌ای که علائم اختلال نافرمانی مقابله‌جویانه را نشان می‌دهد باید تحت یک ارزیابی جامع قرار گیرد. مهم است که وجود سایر اختلالات، مانند اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی، اختلالات یادگیری، اختلالات خلقی مثل افسردگی، اختلال دوقطبی و اختلالات اضطرابی در کودک بررسی شود. بهبود علائم اختلال نافرمانی مقابله‌جویانه بدون درمان بیماری همزمان می‌توند دشوار باشد. برخی از بچه‌های مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله‌جویانه ممکن است دچار اختلال سلوک شوند.درمان اختلال نافرمانی مقابله‌جویانهدرمان این اختلال  ممکن است شامل موارد زیر باشد:آموزش مدیریتی والدین برای کمک به آنها و دیگران در مدیریت رفتار کودکروان‌درمانی فردی برای مدیریت مؤثرتر خشمروان‌درمانی خانواده برای بهبود ارتباط و درک متقابلآموزش مهارت‌های شناختی حل مسئله و روش‌های درمانی برای کاهش منفی‌نگریآموزش مهارت‌های اجتماعی برای افزایش انعطاف‌پذیری و بهبود مهارت‌های اجتماعی و تحمل ناامیدی و کلافگی در مقابل همسالاندارو ممکن است در کنترل برخی از علائم ناراحت‌کننده‌تر اختلال نافرمانی مقابله‌جویانه و همچنین علائم مربوط به بیماری‌های همزمانی مانند کم‌توجهی-بیش‌فعالی، اضطراب و اختلالات خلقی مفید باشد.زندگی با کودک دارای اختلال نافرمانی مقابله‌جویانهداشتن کودک دارای این اختلال  برای والدین بسیار دشوار است. این والدین نیاز به حمایت و درک شدن دارند. والدین می‌توانند به روش‌های زیر به فرزند خود در درمان اختلال نافرمانی مقابله‌جویانه کمک کنند:همیشه روی نکات مثبت تأکید کنید. فرزندتان را هنگامی که انعطاف‌پذیری نشان می‌دهد یا همکاری می‌کند، تحسین کنید و از تقویت مثبت استفاده کنید.اگر احساس می‌کنید در شرف تشدید درگیری با فرزندتان هستید، یک وقفه یا زنگ تفریح به خودتان بدهید. این سرمشق خوبی برای فرزندتان است. اگر او تصمیم گرفت برای جلوگیری از واکنش بیش از حد، به خودش وقفه بدهد، از تصمیمش پشتیبانی کنید.نبردهای خود را انتخاب کنید. از آنجا که کودک مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله‌جویانه در اجتناب از نبردهای قدرت مشکل دارد، کارهایی را که می‌خواهید فرزندتان انجام دهد اولویت‌بندی کنید. اگر به فرزندتان به خاطر رفتار نامناسب وقفه دادید، به خاطر اعتراض به این تصمیم و مشاجره با شما، وقفه را طولانی‌تر نکنید.محدودیت‌های منطقی و متناسب با سن تعیین کنید و برای تخطی از آنها عواقبی تعیین کنید که به طور مداوم قابل اجراست.غیر از فرزند مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله‌جویانه علایقی برای خود داشته باشید، به طوری که مدیریت فرزندتان تمام وقت و انرژی شما را نگیرد. سعی کنید با بزرگسالان دیگر مثل معلمان، مربیان و همسرتان که با بچه‌ٔ شما سر و کار دارند همکاری کنید و از آنها پشتیبانی بگیرید.استرس خود را با انتخاب‌های سالم مانند ورزش و ریلکسیشن مدیریت کنید. در صورت لزوم از مراقبت فرجه‌ای، یعنی مراقبت شخص مطمئن دیگری از فرزندتان و سایر زنگ تفریح‌ها استفاده کنید.بسیاری از بچه‌های مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله‌جویانه به تکنیک‌های مثبت فرزندپروری پاسخ می‌دهند. والدین می‌توانند از متخصص اطفال یا پزشک خود بخواهند که آنها را به یک روان‌پزشک کودک و نوجوان یا سایر متخصصان سلامت روان که می‌توانند به تشخیص و درمان این اختلال  و هر بیماری مربوط به سلامت روان همزمانی کمک کنند، ارجاع دهند.مرکز جامع توانبخشی سرو در زمینه بازی درمانی کودکان اوتیسم، بیش فعالی،  اختلالات حسی، اضطرابی، پرخاشگری ،وسواسی و نافرمانی مقابله ای فعالیت می نماید. جهت تماس با کلینک جامع توانبخشی سرو باشماره تلفن های  3734-8809-021 و 09355505670 تماس حاصل فرمایید.</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jun 2024 13:20:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لالی انتخابی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%D9%84%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-lbiwhfogee7n</link>
                <description>لالی انتخابی (mutism) یا سکوت پیشگی عمدتاً یك اختلال اضطراب در دوران كودكی است كه وقتی تشخیص داده می شود که كودك در بعضی از شرایط اصلا صحبت نمی كند اما در موقعیت های دیگر راحت صحبت می كند.این کودکان در شرایط خاص اجتماعی که نیاز به صحبت می باشد ، مانند مدرسه ، کلاس رقص ، تمرین فوتبال یا فروشگاه ، قادر به صحبت نیستند. در موقعیت های دیگر ، همین کودکان ممکن است راحت با دیگران صحبت کنند و حتی ممکن است &quot;وراجی&quot; کنند.لالی انتخابی باعث اختلال چشمگیری در زندگی کودکان می شود و می تواند در عملکرد کودک در مدرسه و روابط او با دوستانش تداخل ایجاد کند. این مشکل اغلب می تواند مانع سرگرمی و لذت بردن از تجارب معمول کودکی شود. همچنین می تواند آنها را از تأمین نیازهای شخصی یا مدرسه شان باز دارد ، زیرا آنها قادر به درخواست کمک نیستند.چگونه می توانم بفهمم که کودک من دچار لالی انتخابی است؟ممکن است کودک شما به لالی انتخاب مبتلا باشد اگر...در جاهای خاصی صحبت می کند کند اما وقتی دیگران در آنجا هستند ، صحبت کردن را به طور کامل یا تقریباً متوقف می کند.به نظر می رسد یخ زده یا فلج شده باشد یا حتی وقتی افراد غریبه از او سوال می کند ، احساس ناراحتی کرده یا عصبانی می شود.از حرکاتی مانند اشاره کردن ، تکان دادن سر ، یا حالت های صورت خنده دار استفاده می کند تا خواسته های خود را برآورده کند ، با وجود اینکه میداند باید چگونه صحبت کند.و مشکلات صحبت کردن او...برای بیش از یک ماه رخ داده است ، که البته ماه اول مدرسه را شامل نمی شود ، و این مشکلات در زندگی کودک شما اختلال ایجاد کرده اند.با اختلال دیگری توضیح داده نمی شود.حقایقبیشتر کودکان و نوجوانان مبتلا به این مشکل در سایر زمینه های زندگی خود عادی عمل می کنند و با وجود عدم صحبت در برخی موقعیت های مهم ، قادر به یادگیری مهارت های مناسب سنشان هستند.کمتر از 1٪ از افراد ، مبتلا به لالی انتخابی هستند.دختران و پسران هر دو احتمال ابتلا به این اختلال را دارند.علائم معمولاً قبل از پنج سالگی ظاهر می شوند اما ممکن است در ابتدای مدرسه قابل تشخیص باشند.كودكان مبتلا به لالی انتخابي غالباً يك اختلال اضطرابي ديگر نیز دارند كه در اغلب موارد يك اختلال اضطراب اجتماعي است.چه عواملی باعث ایجاد لالی انتخابی می شود؟هیچ علت شناخته شده ای برای ایجاد لالی انتخابی وجود ندارد ، اما عواملی وجود دارند که احتمال بروز آن را بیشتر می کنند. به عنوان مثال ، دیر گرم گرفتن با موقعیت های جدید ، تمایل به کناره گیری از موقعیت های جدید یا ناآشنا در اوایل زندگی ، سابقه خانوادگی یک اختلال اضطرابی از جمله لالی انتخابی ، مشکلات گفتار یا زبان و عوامل ژنتیکی. این فاکتورها همه می توانند در ایجاد لالی انتخابی نقش داشته باشند.چه چیزی باعث ماندگاری لالی انتخابی می شود؟صحنه ای را تصور کنید که یک مادر و دخترش سوزی در بقالی هستند. مادر با دوستی روبرو می شود که مدتهاست او را ندیده است. دوست می پرسد ، &quot;وای! این خوشگل خانوم کیه؟ اسمت چیه؟ &quot; سوزی یخ می زند ، به نظر می رسد ترسیده ، اشک دارد و به بازوی مادرش می چسبد. او قادر به پاسخ دادن به این سوال به ظاهر آسان نیست و چند ثانیه سکوت رخ می دهد. دوست احساس بدی می کند. او هرگز قصد ترساندن سوزی را نداشت. مادر از اینکه سوزی به این سوال پاسخ نمی دهد ،ناراحت شده و خجالت می کشد و با گفتن &quot;اسمش سوزی است&quot; به سرعت برای نجات او دست به کار می شود. دوستش می گوید: &quot;سلام سوزی ، خیلی خوشحال شدم که باهات آشنا شدم. تو خیلی ناز و خجالتی هستی. &quot; سوزی مجبور نمی شود جواب بدهد و همه احساس بهتری دارند. این سناریو برای كودكی كه دچار لالی انتخابی است معمول است و نشان می دهد كه چگونه صحبت نكردن به دلیل اضطراب غالبا توسط افراد زندگی كودك (والدین ، معلمان ، همسالان) تشویق می شود. کودک می آموزد که اگر ساکت بماند دیگران به جای او صحبت می کنند. این سناریو برای کودکان مبتلا به لالی انتخابی چند بار در روز اتفاق می افتد. این امر می تواند در مدرسه ، فعالیت های فوق برنامه ، هنگام انجام کارها و هنگام آمدن مهمان رخ دهد. با هر &quot;نجات&quot; کودک موقتاً احساس بهتری می کند زیرا از احساس اضطراب راحت می شود. با این حال ، خیلی سریع یک چرخه اجتناب از اضطراب ایجاد می شود.طی چند ماه کوتاه این چرخه برای کودک به یک عادت ریشه دار تبدیل می شود ، و برای بزرگسالان نزدیک زندگی او ، شکستن چرخه با گذشت هر روز دشوارتر و دشوارتر می شود.لالی انتخابی چگونه تشخیص و درمان می شود؟اگر فکر می کنید کودک شما ممکن است دچار لالی انتخابی باشد با پزشک خانواده یا متخصص اطفال صحبت کنید تا از عدم وجود اختلالات رشد (به عنوان مثال تاخیر شنوایی یا گفتاری) اطمینان حاصل کنید. گام بعدی این است که از پزشک خود بخواهید شما را به یک روانشناس یا روانپزشک ارجاع دهد که با بررسی مکان هایی که فرزند شما در آنها صحبت نمی کند و و همچنین ارزیابی سایر مشکلات روان که ممکن است وجود داشته باشند ابتلای او به موتیسم انتخابی را بررسی کند.اصلی ترین روش درمان لالی انتخابی ، رفتار درمانی است. رفتار درمانی شامل قرار دادن تدریجی کودک در معرض وظایف گفتاری دشوار در روابط حمایتی است. تمرین با قدم های آسان تر آغاز می شود و به تدریج سخت تر می شود - مانند بالا رفتن از یک نردبان. از کودکان خواسته می شود وظایفی را انجام دهند که با موفقیت روبرو خواهند شد. این موفقیت را با تشویق و جوایز کوچک پاداش می گیرد. با گذشت زمان ، کودکان می فهمند که اضطرابی که هنگام صحبت دارند بدون اینکه لازم باشد از صحبت کردن دوری کنند، کاهش می یابد.لالی انتخابی در نوجوانیهرچه کودکان بزرگتر می شوند ، درمان لالی انتخابی دشوارتر می شود زیرا در پرهیز از اضطراب موقعیت هایی که شامل گفتگو می شود ، ماهرتر می شوند. کودکان هرچه بیشتر فرصت های مهم یادگیری تحصیلی و اجتماعی را از دست بدهند ، بیشتر تحت تأثیر قرار می گیرند. نوجوانان بزرگتر ممکن است به منظور تسکین احساس اضطراب ، خود درمانی با الکل یا مواد مخدر را شروع کنند. با وجود این واقعیت که کمک به آنها دشوارتر و پیچیده تر است ، باز هم می توان کمک بزرگی کرد. کودکان و نوجوانان بزرگتر ممکن است به موارد زیر نیاز داشته باشند:رفتار درمانی فشرده و قوی.برخی شواهد نشان می دهد که رفتار درمانی شناختی می تواند در کودکان بزرگتر مبتلا به لالی انتخابی مفید باشد.مداخلات خاص با هدف توسعه مهارت های اجتماعی.مداخلات برای رفع سایر اختلالات مانند اختلال اضطراب عمومی و افسردگی که بعید است خود به خود برطرف شوند.تجویز دارو برای کمک به آنها در شرکت در درمان.مرکز جامع توانبخشی سرو در زمینه بازی درمانی کودکان اوتیسم، بیش فعالی،  اختلالات حسی، اضطرابی، پرخاشگری ،وسواسی و نافرمانی مقابله ای فعالیت می نماید. جهت تماس با کلینک جامع توانبخشی سرو باشماره تلفن های  3734-8809-021 و 09355505670 تماس حاصل فرمایید.</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Mon, 24 Jun 2024 14:10:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وسواس کودکان و راه های درمان آن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B3-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%86-jztslf6yji7x</link>
                <description>با وسواس کودکان آشنا هستید؟ چه عواملی باعث بروز وسواس در کودکان می شود؟ وسواس کودکان چه علائم و نشانه هایی دارد؟ آیا می توان وسواس کودکان را کنترل و درمان کرد؟وسواس چیست؟روانشناسان معتقدند وسواس یک اختلال اضطرابی است که با افکار غیر قابل کنترل، ناخواسته و رفتارهای متداول و رفتارهای تکراری بروز پیدا می‌کند. این اختلال عملکرد فرد را کنترل و ذهنش را درگیر می‌کند. یعنی کسانی که به وسواس مبتلا هستند خودشان می‌دانند افکارشان غیر منطقی است اما نمی‌توانند در برابر این افکار مقاومت کنند. به همین دلیل کارهایی انجام می‌دهند تا این افکار را از ذهنشان دور کنند. مثلا کودکانی که وسواس دارند مدام فکر می‌کنند دستشان کثیف است و با اینکه بارها دستشان را شسته‌اند اما دوباره می‌خواهند این کار را انجام بدهند. وسواس در کودکان به دو نوع فکری و عملی تقسیم می شود:1. وسواس فکری در کودکانکودک مدام دچار افکار و تصاویر مزاحم و غیر منطقی می‌شود. این افکار وسواسی خیلی فراتر از نگرانی درباره دوست داشته شدن و تکالیف، میزان محبویبت میان دیگر کودکان و .. است. این افکار مزاحم باعث بروز اضطراب و نگرانی در کودک می‌شود و او نمی‌تواند به راحتی این افکار مراحم را از ذهنش دور کند.2. وسواس عملی در کودکاندر وسواس عملی کودک رفتارهای تکراری از خود نشان می‌دهد تا از طریق آنها نگرانی و اضطرابش را کنترل کند. یعنی برای رهایی از این افکار، رفتارهای اجباری انجام می‌شود.وسواس در کودکان چه دلایلی دارد؟با اینکه روانشناسان و متخصصان علوم رفتاری نتوانسته‌اند علت و زمان دقیق شروع این اختلال را شناسایی كنند اما معتقدند این عوامل می‌توانند باعث بروز وسواس در کودکان شوند:سروتونینمحققان معتقدند کمبود انتقال‌دهنده‌ی شیمیایی در مغز به نام سروتونینبرذز می‌تواند یکی از عوامل ایجاد وسواس در کودکان باشد.ژنتیکوراثت هم می‌تواند در بروز وسواس در کودکان دخالت باشد. روانشناسان معتقدند اگر والدین کودکی به وسواس دچار باشد ۴ تا ۸ درصد احتمال دارد که این عارضه در فرزندش هم بروز پیدا کند.عفونتدر موارد خیلی نادر، اختلال وسواسی اجباری می‌تواند به سرعت و با علائم شدید در کودک ظاهر شود که نام آن سندرم عصبی روانی کودکان با شروع حاد است. این بیماری می‌تواند در اثر گلودرد استرپتوکوکی یا عفونت‌های دیگر مانند بیماری لایم و مونونوکلئوزیس به وجود بیاید.استرستحقیقات ثابت کرده که استرس نمی‌تواند وسواس را ایجاد کند، اما می‌تواند در تشدید علائم آن تاثیر داشته باشد. استرس و وسواس خیلی خوب با هم کنار می‌آیند. هرچه کودک استرس بیشتری داشته باشد چه استرس امتحانات مدرسه یا اتفاقات آسیب‌زای درون خانواده، راحت‌تر دچار وسواس می‌شود.📷وسواس در کودکان را با چه نشانه هایی می توان تشخیص داد؟تکرار مهمترین نشانه وسواس در کودکان است. کارشناسان معتقدند کودکانی که وسواس دارند در رفتار یا مدل صحبت کردنشان تکرار زیادی دیده می شود. یعنی جملاتی را پشت سر هم تکرار می‌کنند، سوالهای زیادی می‌پرسند و زمان زیادی برای انجام تکالیف مدرسه می‌گذرانند. اما مهمترین نشانه های وسواس در کودکان به شرح زیر است:استرسخواب ناکافیافسردگیترس مداوم از اینکه اتفاق بدی در حال رخ دادن است یا رخ می‌دهدچک کردن مداوم برای مطمئن شدن از سلامتی خود و خانوادهاحساس خجالت يا شرمندگیبی‌قراریکندی در انجام اعمال روزانه مثل لباس پوشيدن يا آماده شدن برای خوابمشکلات درسی و‌ افت تحصيلیمشکلات رفتاری مثل خشم و عصبانیت و پرخاشگری و اشکال در روابط بين فردیانواع وسواس در کودکانوسواس در همه کودکان به یک شکل نیست و انواع و مدلهای مختلف دارد مثل:شستن و تمیز کردنپاک کردن اشیاء، پاک نویس کردن، مجددا انجام دادن کاریتکرار یک کلمه، پاراگراف یا مطالعه یک قسمت بارها و بارهاچک کردن های مکرر مثل چک کردن قفل بودن در، چک کردن تکالیف خانگی یا روشن و خاموش بودن چراغخوردن، پوشیدن، یا انجام کارها به یک شکل به خصوصخواسته ها به یک شکل تکراری باید برآورده شوندوسواس در کودکان چه عوارضی به همراه دارد؟وسواس به عزت نفس و خودباوری کودک آسیب می‌زند.ممکن است کودک دوران مهمی از رشد خود را از دست بدهد، چون کودکان در هر مرحله ای از رشد خود مهارت های متفاوتی را به دست می آورند و وسواس مانع کسب این مهارت ها در دوره های مختلف رشد کودک می‌شود.خیلی وقت ها کودکان وسواسی توسط همسالان خود مورد تمسخر قرار می گیرند و اگر والدین بخواهند رفتار آنها را کنترل کنند این کودکان مجبور به پرخاشگری می‌شوند.📷وسواس کودکان چگونه درمان می‌شود؟به اعتقاد روانشناسان بهترین درمان برای وسواس، رفتار درمانی شناختی و درمان دارویی است. اگر دلیل بروز وسواس عفونت استرپتوکوکی باشد، با مصرف آنتی بیوتیک درمان می‌شود اما اگر دلایل دیگری داشته باشد روش رفتار درمانی شناختی انتخاب می شود.رفتار درمانی شناختی نوعی روش روان‌درمانی است که روی تأثیر باورها، تفکرات و نگرش‌های فرد بر احساسات و رفتارها تمرکز می‌کند. هدف از رفتار درمانی شناختی این است که به شما آموزش دهد چگونه در طول زندگی‌تان فعالانه با مشکلات یا اتفاقات مختلف مواجه شوید و آنها را پشت سر بگذارید. یکی از مهمترین اصول رفتار درمانی شناختی این است که ثابت کند افکار غیرواقعی و غیرمنطقی و افکار تحریف‌شده‌‌ ، باعث ایجاد ناراحتی و رفتارهای دردرسرساز می‌شوند. در عوض با تفکرات معقول و مبتنی بر واقعیت‌های عینی زندگی، می‌توانید نه تنها اختلالاتی مانند افسردگی و اضطراب را دور کنید، بلکه در سخت‌ترین چالش‌های زندگی واکنش مناسب نشان دهید. تحقیقات و پژوهش‌های متعدد علمی، دانشگاهی و بالینی نشان داده‌اند که رفتار درمانی شناختی در درمان افسردگی، اضطراب، هراس، وسواس فکری و بسیاری از بیماری‌های روانی و حتی جسمی کاملا مؤثر است.رفتار درمانی در وسواس کودکان چگونه است؟در رفتار درمانی به کودک آموزش داده می شود که به تدریج با ترسهایش روبرو شود. کودک در می یابد که نباید رفتارهای تشریفاتی و تکراری انجام بدهد . کودک اضطراب هایش را می شناسد.وقتی ترسها و اضطرابهایش را می شناسد، با شناخت آن ها از شدت آن ها کاسته می شود و متوجه می شود که قرار نیست فاجعه رخ بدهد. مثلا کودکانی که از آلودگی و میکروب ها می ترسند ابتدا باید با اجسام کمتر آلوده مواجه شوند، سپس با شدت متوسط آلودگی و در نهایت با اجسام کاملا آلوده مواجه شوند تا متوجه شوند قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد. در صورتی این روش جواب می دهد که زمان مواجه شدن با اجسام آلوده کودک از رفتارهای تشریفاتی و وسواس های عملی گذشته استفاده نکند. مثلا جسم آلوده را پرت نکند و فرار نکند.نکات مهم در درمان کودکان مبتلا به وسواسخانواده ها باید بپذیرند وسواس یك نوع بیماری و ناراحتی است. بعضی خانواده ها فكر می كنند بچه ها بی دلیل و برای جلب توجه این كارها را انجام می دهند و با توبیخ و سرزنش كردن آنها سعی می كنند جلوی رفتارشان را بگیرند. روانشناسان معتقدند سرزنش و توبیخ اضطراب بچه ها را بیشتر می كند .در انتخاب درمانگر خیلی دقت کنید چون وسواس در صورت درمان نشدن می تواند بدتر شود، بنابراین برای درمان وسواس کودک خود، درمانگر حرفه ای بیابید.همه اعضای خانواده باید به درمان کودک وسواسی کمک کنند و نسبت به این موضوع حساس و هوشیار باشند. اعضای خانواده باید تا حد امكان شرایط را برای كودك آرام و عادی نگه دارند تا او بتواند مشكلات و سختی های درمان را راحت تر تحمل كند. خانه ای پرتنش و اضطراب هیچ وقت نمی تواند به كودك كمك كند تا با نگرانی و تشویش ناشی از شیوه های درمانگری مقابله کند.مرکز جامع توانبخشی سرو در زمینه بازی درمانی کودکان اوتیسم، بیش فعالی،  اختلالات حسی، اضطرابی، پرخاشگری ،وسواسی و نافرمانی مقابله ای فعالیت می نماید. جهت تماس با کلینک جامع توانبخشی سرو باشماره تلفن های  3734-8809-021 و 09355505670 تماس حاصل فرمایید.</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jun 2024 14:22:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اضطراب کودکان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-sitt0bvd22ga</link>
                <description>اضطراب در میان کودکان و نوجوانان در حال افزایش است. مطالعات نشان می دهد که از هر هشت کودک یک نفر ممکن است اضطراب قابل توجهی را تجربه کند. ناظران آگاه دلایل مختلفی را ارائه می دهند. شاید مهم‌تر از همه این باشد که زندگی کودکان به‌گونه‌ای تغییر کرده است که فعالیت بدنی و تجربه‌هایی که از طریق آن کودکان انرژی خود را تخلیه می‌کنند، نگرانی‌های خود را حل می‌کنند و روابط حمایتی ایجاد می‌کنند، جای خود را به تلفن های هوشمند، بازی های کامپیوتری و… داده است. آنچه در این صفحه نمایش ها دیده می شود، اغلب فرصت های جدیدی برای اضطراب کودکان و نوجوانان است.علاوه بر این، تقریباً در هر حوزه ای از زندگی، عدم وجود اطمینان خاطر به مراتب بیشتر می‌شود و عدم امنیت باعث ایجاد اضطراب می شود. در پاسخ به مجموعه‌ای از تغییرات اقتصادی و فرهنگی، امروزه والدین معمولاً فشار بیشتری بر فرزندان خود برای دستیابی به موفقیت نسبت به والدین یک یا دو نسل قبل وارد می‌کنند و بسیاری از کودکان که بار انتظارات بزرگ را به دوش می‌کشند، نگران ملاقات با آینده خود هستند. علاوه بر این، کودکانی که بیش از حد از طرف نسل‌های قبلی محافظت می‌شوند، نه تنها بدون فرصت‌هایی برای توسعه مهارت‌های حل مسئله، بلکه بدون این باور که می‌توانند به اندازه کافی با تهدیدهایی که زندگی سر راهشان قرار می‌دهد کنار بیایند، بزرگ می‌شوند.چه زمانی کودکان ظرفیت اضطراب را پرورش می دهند؟اضطراب به میزان معینی از رشد شناختی نیاز دارد. نوزادان تازه متولد شده ترس های درونی دارند، اما مدتی طول می کشد تا ظرفیت اضطراب (نگرانی در مورد احتمال یک نتیجه بد در آینده) در آنها فعال شود. برای این منظور تخیل مورد نیاز است و این ظرفیت به وضوح در وانمود کردن به بازی، که در حدود 2 سالگی ظاهر می شود، بیان می شود.بسیاری از مشاهدات روزمره و بسیاری از مطالعات نشان می‌دهند که در حدود 8 ماهگی، نوزادان دچار ترس از جدا شدن از مادر یا سایر مراقبان خود می‌شوند. در واقع، واکنش کودکان نوپا به جدایی مختصر از والدین یا مراقب معمولاً به عنوان آزمون قدرت دلبستگی مورد استفاده قرار می گیرد. اضطراب جدایی بین 18 ماهگی تا 3 سالگی مرحله طبیعی رشد است. اضطراب جدایی اگر تا سالهای مدرسه ادامه یابد و باعث ترس کودکان از ترک خانه یا گم شدن شود، مشکل ساز می شود.کودکان نگران چه چیزی هستند؟کودکان نگران هستند و با نگرانی های خود احساس تنهایی می کنند. اوایل نگران سایه ها، ارواح و هیولاها یا موجودات خیالی زیر تخت یا کمد هستند. آنها نگران آتش سوزی ها و بلایا و سایر رویدادهایی هستند که نمی توانند کنترل کنند. همانطور که در دوران کودکی به دنیایی بزرگتر می روند، نگران خانواده خود، به ویژه والدین خود هستند. آنها نگرانند که مشاجره بین والدینشان به معنای جدایی و پایان خانواده باشد. آنها نگران مرگ یا رفتن یکی از والدین، انتخاب بین والدین و محل زندگی هستند. کودکان ممکن است بخش‌هایی از مکالمات بین والدین یا دیگران را بشنوند، نتیجه‌گیری‌های غیرقابل توجیه اما نگران‌کننده بگیرند و زمان زیادی را صرف نشخوار کردن در مورد رویدادهایی کنند که درک کامل آن‌ها را ندارند.کودکان در خصوص مدرسه، فراخوانی در کلاس، گرفتن نمرات بد، روبرو شدن با معلمان و دیر رسیدن به مدرسه نگران هستند. کودکان نگران پذیرفته شدن و دوست داشتن همسالان خود، مورد آزار و اذیت یا تحقیر قرار گرفتن، کنار گذاشته شدن از گفتگوها و مهمانی ها و از دست دادن دوستان خود هستند. آنها همچنین نگران مرتکب اشتباه شدن و راضی نکردن والدین خود یا برآورده نکردن انتظارات والدین خود هستند.مطالعات نشان می دهد که قرار گرفتن کودکان در معرض تعارض منفی بین والدین همراه با تهدید احساس امنیت، باعث ایجاد اضطراب در کودکان می شود. اضطراب بیش از حد هوشیاری ایجاد می کند و در نتیجه قرار گرفتن در معرض تعارض، توجه آنها به سمتی سوگیری می کند که به طور نامتناسبی متوجه تعارض منفی می شود و علت نگرانی آنها را تقویت می کند. بله، کودکان در هر سنی در دنیای اطراف خود غوطه ور هستند و نگران دنیای بزرگتر نیز هستند. آنها ممکن است نگران مشکلات مالی خانواده خود باشند ویا نگران چشم انداز خود برای یافتن شغل باشند. آنها نگران امنیت و اثرات تغییرات آب و هوایی هستند. نگرانی های عادی زمانی مشکل ساز می شوند که با خواب، رفتن به مدرسه یا توجه در مدرسه ویا مشارکت در فعالیت هایی با دیگران تداخل ایجاد کنند.اضطراب در کودک چگونه است؟امروزه اضطراب مشکلی رایج در بین کودکان است و 7 درصد از کودکان 3 تا 17 ساله دارای اختلال اضطراب تشخیصی هستند. میانگین سن شروع 11 سالگی است. با این حال، بسیاری بر این باورند که اضطراب در کودکان به میزان قابل توجهی تشخیص داده نشده و کمتر شناخته شده است. کودکان اغلب با پرسیدن سوالات تکراری مانند «چه می‌شد اگر» اضطراب خود را نشان می‌دهند: «اگر آتش‌سوزی باشد چه؟» “اگه مریض بشی چی؟” توضیحات منطقی و تلاش برای اطمینان کافی نیست. کودکان ممکن است با ابراز نگرانی در مورد یک رویداد بسیار دور در آینده، اضطراب خود را نشان دهند. آنها ممکن است بیش از حد یا غیر ضروری عذرخواهی کنند که نشان دهنده این نگرانی است که آیا دیگران دلیلی برای ناراحتی از آنها دارند یا خیر.اضطراب در کودکان دارای نشانه های جسمی مانند بی قراری عمومی، تپش قلب، سردرد، معده درد و احساس خوب نبودن برای رفتن به مدرسه می‌باشد. اضطراب می تواند مشکلاتی را برای به خواب رفتن یا ماندن در خواب ایجاد کند ویا می تواند خواب را با کابوس مختل کند. همچنین می‌تواند به‌عنوان مشکل در به خاطر سپردن یا تمرکز ظاهر شود. امتناع از مدرسه مشکل رایج در میان کودکان مبتلا به اضطراب است. ممکن است به شکل عدم تمایل به بلند شدن از رختخواب در صبح های مدرسه باشد. عملکرد ضعیف مدرسه می تواند نشانه ای باشد که کودک درگیر نگرانی است. از آنجایی که اجتناب یک رویکرد رایج (اگر ناسازگار باشد) در موقعیت‌های اضطراب‌آور است، کودکان مضطرب ممکن است تمایلی به شرکت در تجربیاتی که دیگران مشتاقانه از آن استقبال می‌کنند (مانند رفتن به خانه دوستان، گردش‌های خانوادگی یا تعطیلات) را نداشته باشند. امتناع از جدا شدن از والدین یکی از علائم رایج اضطراب در کودکان است.چه نوع اضطرابی در کودکان شایع است؟کودکان می توانند فوبیای خاص داشته باشند یا ممکن است اختلالات اضطرابی گسترده تری ایجاد کنند. به ندرت می توانند اختلال وسواس فکری-عملی را بروز دهند. در موارد شدید، آنها ممکن است به لالی انتخابی مبتلا شوند. اما شایع ترین آنها اضطراب جدایی، اضطراب اجتماعی و اختلال اضطراب فراگیر است. اضطراب جدایی در کودکان نوپا طبیعی است. زمانی که والدین اتاق را ترک می کنند یا آنها را در مهد کودک رها می کنند، دچار اضطراب می شوند اما حواسشان پرت می‌شود و ناراحتی که بروز می‌دهند فروکش می‌کند. اضطراب جدایی اختلالی فراگیر در میان کودکانی است که در سن مدرسه هستند که تحمل جدایی از والدین یا امتناع از ترک خانه برای رفتن به مدرسه را ندارند. بیشتر در بین کودکان 7 تا 9 ساله شایع است.اختلال اضطراب اجتماعی که گاهی اوقات فوبیای اجتماعی نامیده می شود، در میان کودکان بزرگتر شایع تر است. آنها اضطراب و خودآگاهی بیش از حد را در موقعیت های اجتماعی معمول نشان می دهند. آنها ترس از مشاهده و قضاوت دارند. این می تواند بچه ها را از تمایل به رفتن به مدرسه یا شرکت در هر فعالیتی که آنها را در کانون توجه قرار می دهد، مانند صحبت کردن در کلاس یا حتی خواندن یک متن در صورت درخواست، باز دارد. اختلال اضطراب اجتماعی منعکس کننده یک نگرانی خاص (قضاوت منفی دیگران) است و فقط در محیط های اجتماعی آشکار می شود.بر خلاف اختلال اضطراب اجتماعی، که منعکس کننده نگرانی خاص (قضاوت منفی دیگران) است و فقط در محیط های اجتماعی رخ می دهد، اختلال اضطراب فراگیر می تواند دوره های طولانی نگرانی را در هر یک از حوزه های اصلی زندگی (سلامت، خانواده، خانه، دوستی های مدرسه، بلایای طبیعی، محیط زیست) فعال کند. این اختلال با علائم فیزیکی مانند بی قراری و مشکل در خوابیدن و همچنین مشکل در تمرکز همراه است. هر دو نوع اضطراب قابل درمان با روان درمانی هستند.چه عواملی کودکان را در برابر اضطراب آسیب پذیر می کند؟اگر کودکان با خلق و خوی لطیف بازداری رفتاری متولد شوند، می توانند در برابر اضطراب آسیب پذیر باشند. آنها به میل خود محیط پیرامون خود را کاوش نمی کنند و ممکن است تجربیات جدیدی را تهدید کننده بیابند زیرا آمیگدال (Amygdala) آنها بسیار واکنش پذیر است و در مواردی مداری که آمیگدال، هیپوکامپ و قشر جلوی مغز را به هم متصل می کند قادر به تشخیص محرک های مکرر نیست (توضیح: آمیگدال یا بادامه بخشی از مغز انسان که شکلی شبیه به بادام داشته و در تشکیل احساساتی مانند ترس، یادگیری و حافظه، نقش بسزایی ایفا می کند). مطالعات جهانی نشان می دهد که تقریباً 20 درصد از کودکان قفقازی با چنین خلق و خوی واکنشی به دنیا می آیند که آنها را به سمت کمرویی، ترس و اضطراب می کشاند. با این حال، با وجود چنین تمایل خلقی به سمت اضطراب، نحوه واکنش والدین به خلق و خوی فرزندانشان است که بر ایجاد اضطراب تأثیر می گذارد. اقدامات آنها می تواند از اضطراب جلوگیری کند یا به آن اجازه تداوم دهد. در مطالعات بلندمدت کلاسیک روی چنین کودکانی، روانشناس جروم کاگان (Jerome Kagan) دریافت که اگر به کودکان اجازه داده شود جایگاه سازگاری خود را پیدا کنند، رشد می کنند تا عملکرد خوبی داشته باشند.کودکان می توانند از طریق تجربیات آسیب زای اولیه به اضطراب دست یابند. یا ممکن است دائماً در معرض شیوه‌های فرزندپروری باشند که نگرانی‌های والدین را منتقل می‌کند، کسب مهارت‌های حل مسئله را محدود می‌کند یا باعث ایجاد شک و تردید در خود می‌شود. ناتوانی در تجهیز کودکان برای ورود به بزرگسالی مشکل خاص در میان هزاره ها و ژن-زرها است.همچنین، کودکان ممکن است از طریق قرار گرفتن بیش از حد در معرض اطلاعات در مورد اخبار نگران کننده مانند بحران های اقتصادی، شرایط اقلیمی، تحولات سیاسی مضطرب شوند. علاوه بر این، در حالی که درجاتی از اضطراب طبیعی است و کودکان ممکن است برای یادگیری به درجاتی از اضطراب نیاز داشته باشند، اما آنها طبیعتاً در میزان آگاهی و حساسیت نسبت به اضطراب متفاوت هستند و برخی از کودکان ممکن است بیشتر احساس اضطراب کنند.همچنین اجماع گسترده ای وجود دارد که ظهور رسانه های اجتماعی با سطوح بالای اضطراب در کودکان، به ویژه در دوره نوجوانی مرتبط است. علیرغم ایجاد ارتباط، این فناوری با ارائه ابزارهای جدید کمی سازی اجتماعی، فرصت های بی وقفه برای مقایسه اجتماعی و مسیرهای جدید برای طرد اجتماعی، قلدری و اضطراب اجتماعی را ایجاد می کند. از آنجایی که رسانه های اجتماعی هرگز متوقف نمی شوند، می توانند ترس از دست دادن و شک در مورد کفایت خود را ایجاد کنند که در اضطراب ظاهر می شود. در اینجا یک طنز مهم در مورد رسانه های اجتماعی وجود دارد: بسیاری از مطالعات نشان می دهد که در واقع حس انزوا را در کودکان افزایش می دهد. انزوا، به نوبه خود، ادراک تهدید را تشدید می کند، جایی که اضطراب شروع می شود.اگر والدین مضطرب باشند، آیا کودکان مضطرب می شوند؟اگر والدین مضطرب باشند، کودکان ممکن است مضطرب شوند، اما این به هیچ وجه نشان نمی دهد که چگونه اضطراب منتقل می شود. اغلب، اضطراب ناخواسته از طریق مجموعه‌ای از شیوه‌های والدین به کودکان منتقل می‌شود. مانند صحبت کردن با کودکان در مورد نگرانی‌های بزرگسالان، محروم کردن کودکان از فرصت‌های یادگیری مهارت‌های مقابله‌ای و همچنین جلوگیری از سازگاری کودک با اضطراب. اضطراب، همراه با بار پریشانی جسمی و شناختی، یک حالت روانی طبیعی است و مانند تمام تجربیات عاطفی، کودکان از یادگیری روش‌های سازنده برای مدیریت پریشانی سود می‌برند.با این حال و در اغلب اوقات، والدین معاصر از فرزندان خود در برابر پریشانی اضطراب محافظت می کنند و کودکان را در اجتناب از شرایط اضطراب آور تطبیق می دهند. نتایج مطالعات نشان می‌دهد که کودکان بیشتر مضطرب می‌شوند و نسبت به عدم قطعیت تاب‌آوری پایینی خواهند داشت، هرگز یاد نمی‌گیرند که چگونه با ناراحتی کنار بیایند، چگونه با وجود آن ادامه دهند یا چگونه با مشکلی که منشأ اضطرابی دارد مقابله کنند.آیا برخی از شیوه های فرزندپروری وجود دارد که کودکان را در برابر اضطراب آسیب پذیر می‌کند؟به طور کلی، والدینی که با قانون، مشکلات مداوم در روابط یا مشکلات مکرر در مدیریت زندگی خود یا هر یک از خواسته های بزرگسالی مشکل دارند، در ایجاد اضطراب در فرزندان خود مستعد هستند. به همین ترتیب، والدینی که به وعده‌های خود به فرزندان خود عمل نمی‌کنند یا رفتارشان با آنها نامنظم و غیرقابل پیش‌بینی است، از طرف کودکان به عنوان قیم غیرقابل اعتماد شناخته می‌شوند. اضطراب پاسخ کل بدن به تهدید است و تنها زمانی از بین می‌رود که فرد احساس امنیت کند. وقتی بچه‌ها متوجه شوند که بزرگسالان توانایی مراقبت از آنها را دارند و می‌توانند چالش‌های زندگی را از طریق منابع خود مدیریت کنند، کمتر دچار اضطراب می‌شوند.به طور خاص، والدینی که به فرزندان خود اجازه آزمون و خطا را نمی دهند یا وظایف آنها را به عهده می گیرند، به جای اینکه از حاشیه به آنها کمک کنند و تشویق کنند، بچه ها را برای اضطراب آماده می کنند. والدینی که اجازه نمی دهند فرزندانشان با درجاتی از ناراحتی روبرو شوند نیز همینطور هستند. کودکان فقط با آموختن این که پریشانی قابل تحمل است (بجز مواردی که قابل انتظار نباشند) می توانند راه خود را پیدا کنند و با اطمینان از اینکه می توانند خود را در بسیاری از شرایط ایمن نگه دارند، با مشکلات مقابله می‌کنند.چگونه می توانم بدانم فرزندم در مدرسه مضطرب است؟عملکرد در مدرسه اغلب فشارسنج خوبی برای سلامت روان کودکان است. اضطراب می تواند توانایی توجه کودکان را در مدرسه از بین ببرد و مشارکت آنها در کلاس را دچار چالش کند و همچنین باعث شود نمرات پایینی را کسب کنند. بنابراین ممکن است قدرت تمرکز روی تکالیف یا کارهای دیگر را مختل کند. معلمان معمولاً ناظرهای خوبی بر الگوهای کودکان هستند و به سرعت تغییرات در تمرکز، مشارکت و عملکرد را تشخیص می دهند.از گفتگوی دوره ای با معلمان می توان اطلاعات آشکاری در مورد رفتار کودکان به دست آورد که در غیر این صورت ممکن است برای والدین نامرئی باشد. علاوه بر این، والدینی که هر روز برای چند دقیقه همه چیز را کنار می گذارند تا با فرزندانشان در مورد هر آنچه در ذهنشان است و در زندگی شان می گذرد صحبت کنند، در موقعیت ممتازی هستند. به این دلیل که در صورت بروز نگرانی در فرزندانشان می‌توانند نگرانی آنها مستقیماً بشنوند. این ممکن است تنها راهی باشد که والدین متوجه مشکلات فرزندانشان مانند قلدری یکی از همکلاس ها و مسائل یا تهدید های موجود در مسیر مدرسه یا خانه می‌شوند. اینها تجربه هایی هستند که اغلب معلمان و مدیران متوجه نمی شوند و عامل بازدارنده قوی برای رفتن به مدرسه هستند.پیشرفت اضطراب در کودکان چه پیامدهایی دارد؟متأسفانه، در صورت عدم توجه به اضطراب، کودکان به مراتب بیشتر دچار ترس و نگرانی می‌شوند و سلامت روانی و رفاه اجتماعی آنها با خطر جدی روبرو می‌شود. اضطراب دروازه ای به سوی سایر مشکلات سلامت روان است و هر چه زودتر به آن رسیدگی شود، احتمال کمتری دارد که منجر به شرایط جدی سلامت روان شود. بدون درمان، اضطراب ممکن است ادامه داشته باشد، در عملکرد اجتماعی و رشد کودکان اختلال ایجاد کند و زندگی خانوادگی را ویران کند. این نه تنها به اضطراب در آینده، بلکه به افسردگی، مصرف مواد و خطر خودکشی منجر می شود. در مورد درمان، بسیار مفید است که کودکان مهارت های شناختی را برای به چالش کشیدن نگرانی و کنترل کردن تخیلات ترسناک خود بیاموزند.بهترین درمان برای کودک مبتلا به اضطراب چیست؟داده ها واضح است: بسیاری از مطالعات نشان می دهند که بهترین راه برای درمان مشکل رو به رشد اضطراب دوران کودکی (بهتر از دارونماها و بهتر از رویکردهای دارویی) درمان شناختی رفتاری (CBT) است. این ابزار به کودکان امکان خلع سلاح اضطراب برای یک عمر را می دهد. با کار با یک درمانگر، معمولاً در یک دوره 12 جلسه ای، کودکان توانایی رویارویی با نگرانی های خود را به دست می آورند. آنها یاد می گیرند که چه عاملی باعث اضطراب آنها می شود و می آموزند که تصورات تهدید آمیزی که سیگنال های اضطراب را در سراسر بدن آنها ارسال می کند، نادرست است.آنها یاد می گیرند که چگونه به طور منطقی ادراکات را به چالش بکشند و الگوهای تفکر منفی را با الگوهای مثبت جایگزین کنند. CBT به افراد مضطرب می آموزد که باورهای خود را زیر سوال ببرند و بیاموزند که موقعیت های ترسناک ایمن هستند. یکی دیگر از روش های درمانی معتبر، مواجهه درمانی است، به ویژه برای فوبیا و اضطراب اجتماعی. در این روش کودکان در محیطی امن به تدریج با عنصری آشنا می شوند که باعث ایجاد ترس در آنها می شود و تا زمانی که نسبت به آن عناصر واکنش نشان ندهند در فرآیند درمانی باقی می‌مانند. این روش درمانی بسیار تأثیرگذار است.درمان اصلاح سوگیری توجه (ABMT) درمانی نوظهور است. این بر اساس تحقیقاتی است که نشان می دهد هم کودکان و هم بزرگسالان مبتلا به اضطراب بیش از حد با رویدادهای منفی در محیط خود، مانند چهره های ناراحت یا عصبانی، هماهنگ هستند. آنها ترجیحاً به آن رویدادها توجه می کنند و به آنها وزن می دهند و محرک های خنثی یا حتی مثبت را نادیده می گیرند. چنین سوگیری شناختی نسبت به تهدید، اضطراب بیمارگونه را به همراه دارد. در جلسات کوتاه و مبتنی بر تصویر، مجموعه‌ای از عکس‌ها از بازیگرانی که حالات چهره خاصی دارند به کودکان نشان داده می‌شود. ABMT توجه را به دور از تهدید دوباره آموزش می دهد و از تحریک بیش از حد آمیگدال که آلارم های عصبی را ایجاد می کند جلوگیری می کند.اضطراب چگونه بر رشد کودک تأثیر می گذارد؟در زمانی که کودکان و خانواده‌ها استرس‌های زیادی را تجربه می‌کنند، اضطراب به رشد استرس اضافه می‌کند و کودکان فرصت کمتری برای بازی و سایر فعالیت‌هایی پیدا می‌کنند که فشار را کاهش می‌دهند. اگر والدین یا دیگران با نگرانی‌های کودکان کنار بیایند و به فرزاندانشان اجازه دهند از موقعیت‌هایی که موجب نگرانی می‌شود دوری کنند، کودکان تجربیات خود را از دست می‌دهند و رشد اجتماعی و عاطفی آنها دچار اختلال می‌شود. علاوه بر این، کودکان راهی برای کشف چگونگی خلع سلاح نگرانی های خود ندارند و یاد نمی گیرند که چگونه با عدم اطمینان زندگی کنند. تسلیم شدن در برابر ترس به کودک کمک نمی کند تا مشکلی را که باعث اضطراب می شود را حل کند.آیا نکاتی برای گفتن یا نگفتن به کودک مضطرب وجود دارد؟مشکلات سلامت روان منزوی کننده هستند و کودکان با دانستن اینکه در تجربه اضطراب خود تنها نیستند و تک تک افراد روی زمین گاهی اوقات اضطراب را تجربه می کنند سود می برند. کودکان با شنیدن داستان‌هایی از بزرگسالان تحسین‌شده‌ای که با نگرانی‌هایی مشابه نگرانی‌های خودشان مواجه شده‌اند و راه‌هایی برای کنار آمدن با چنین نگرانی‌هایی پیدا کرده‌اند، شجاعت پیدا می‌کنند.کارشناسان والدین را تشویق می‌کنند که به جای رفع نگرانی‌هایشان به کودکان کمک کنند تا با تسلیم شدن در برابر ناراحتی، اضطراب کودک را کاهش ندهند. اجازه دادن به کودکان برای کناره‌گیری از فعالیت‌هایی که باعث اضطراب می‌شوند، احساس تهدید را تقویت می‌کند، کودکان را از تجربیاتی که برای رشد مهم هستند محروم می‌کند و کودکان را از ایجاد حس خودکارآمدی ناشی از تسلط بر چالش‌های کوچک و بزرگ زندگی باز می‌دارد. تسلیم شدن در برابر ترس کارساز نیست و مطالعات نشان می دهد که این کار نتیجه معکوس دارد و باعث افزایش اضطراب کودکان می شود. کودکان زمانی بهترین عملکرد را دارند که به آنها نشان داده شود که چگونه نگرانی های خود را خلع سلاح کنند یا تشویق شوند تا راه های خود را برای گذر از اضطراب کشف کنند.نگرانی های کودکان را نادیده نگیرید یا کم اهمیت جلوه ندهید. اگر آنها در مورد مساله‌ای نگران هستند، اجازه دهید نگران باشند. سعی نکنید کودکان را از نگرانی هایشان کنار بگذارید، بدون اینکه به آنها نشان دهید چگونه از نگرانی های خود عبور کنند. به طور مشابه، به آنها نگویید که آرام شوند. به آنها در یادگیری تنفس عمیق که یکی از مؤثرترین ابزارهای قابل تصور است کمک کنید. تنفس عمیق، مستقیماً عصب پاراسمپاتیک (parasympathetic) را تحریک می کند و علائم جسمی اضطراب را کاهش می‌دهد.بهترین راه برای کمک به کودک برای مدیریت اضطراب چیست؟بر اساس نظرسنجی های انجمن روانشناسی آمریکا، والدین به طور نگران کننده ای از اضطراب کودکان بی اطلاع هستند. کودکان ممکن است از ناراحتی خود بابت بیان اضطراب احساس شرم کنند ویا ممکن است والدین آنقدر مشغول باشند که نتوانند به لحظاتی که فرزندانشان به دنبال راهی برای خروج از نگرانی یا اضطراب هستند، توجه کامل داشته باشند. زمانی که کودک تلفن همراه را در دست دارد، شنیدن این احساس به احتمال زیاد ممکن نخواهد بود. گاهی اوقات والدین احساسات کودکان را نادیده می گیرند و از اطمینان دادن به کودک نگران و گفتن جملات اطمینان بخش یا مفید مانند این جمله که “چیزی برای نگرانی وجود ندارد”، امتناع می‌کنند. اما کارهایی وجود دارد که والدین می توانند برای مدیریت اضطراب کودک انجام دهند:به نگرانی ها گوش دهید. احساسات کودکان را نادیده نگیرید. حتی احساس شنیده شدن نگرانی هایشان برای آنها آرامش بخش است.سواد عاطفی را تشویق کنید. به کودکان اضطراب را به روشی متناسب با سن آنها آموزش دهید. به عنوان مثال، به آنها بیاموزید که اضطراب با علائم فیزیکی (برانگیختگی و عصبانیت) و مسیر ذهنی نگران کننده ظاهر می شود. آنها متوجه می شوند که هشدارهای کاذب می‌تواند مفهوم مفیدی داشته باشند.کودکان را از اخبار منفی دور کنید. قرار گرفتن کودکان در معرض اخبار بلایا و رویدادهای فاجعه آمیز را محدود کنید. در نهایت کودکان ظرفیت شناختی برای مدیریت چنین اطلاعاتی را توسعه خواهند داد، اما تکرار مداوم احساس تهدید را تشدید می کند.برای روابط وقت بگذارید. اضطراب زمانی حاصل می شود که کودکان احساس امنیت نمی کنند. روابط از هر نوع (با والدین، با سایر اعضای خانواده، با همسالان، با معلمان) پادزهر طبیعی برای اضطراب هستند.بازی و فعالیت بدنی را تشویق کنید. تنش فیزیکی که اضطراب ایجاد می کند اغلب می تواند با بازی و ورزش از بین برود. اطمینان از اینکه کودکان فرصت‌های منظمی برای چنین فعالیت‌هایی دارند، ابزارهای مهمی برای کنترل هیجان، احساسات و مدیریت سلامت روان در اختیار آنها قرار می‌دهد.مهارت های مقابله‌ای را آموزش دهید. مهارت های خاصی را برای از بین بردن ناراحتی ایجاد شده توسط اضطراب ارائه دهید. به کودکان تنفس عمیق را آموزش دهید که می‌تواند اعصاب هشدار دهنده را تحت الشعاع قرار می دهد.پذیرش را آموزش دهید. به فرزندان خود کمک کنید تا با ناراحتی های ناشی از اضطراب روبرو شوند تا بدانند که آنها را نابود نمی کند، نه اینکه به آنها اجازه دهید از موقعیت هایی که باعث نگرانی می شود اجتناب کنند.نگرانی های خود را منتقل نکنید. نگرانی های خود را برای خود نگه دارید. آنها را با فرزندان خود به اشتراک نگذارید.مرکز جامع توانبخشی سرو در زمینه بازی درمانی کودکان اوتیسم، بیش فعالی،  اختلالات حسی، اضطرابی، پرخاشگری ،وسواسی و نافرمانی مقابله ای فعالیت می نماید. جهت تماس با کلینک جامع توانبخشی سرو باشماره تلفن های  3734-8809-021 و 09355505670 تماس حاصل فرمایید.</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Sun, 16 Jun 2024 16:58:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اختلال بیش فعالی کودکان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-ot3hwvrtwyqs</link>
                <description>علت و دلایل بیش فعالی  کودکانبیش فعالی کودکان می توتند پیامدهای زیادی در آینده این کودکان داشته باشد. به گفته روانشناسان کودک علت اختلال بیش فعالی در کودکان عمدتاَ منشا ژنتیکی دارد و میزان ارثی بودن آن حدود 75 درصد است. اصولاَ احتمال بروز آن در دوقلوها خیلی بیشتراست.همچنین در خواهر و برادرها نیز بیشتر از سایرین است. همچنین عوامل مغزی و آسیب به سیستم عصبی کودک و نقص در تکامل سیستم اعصاب نیز می­ تواند از علل بیماری باشد. کودکان مبتلا احتمالاً در قسمت­هایی از مغز که مسئول توجه، تمرکز و تنظیم فعالیت ­های حرکتی است دچار نقائص جزئی هستند.سایر عواملی که می توان نام برد نیز شامل مواجهه با مواد سمی و عفونت در دوره پیش از تولد و هنگام بارداری، زودرس بودن نوزاد، تهاجم مکانیکی پیش از تولد به دستگاه عصبی جنین یا عفونت، التهاب و ضربه در اوایل شیرخوارگی می ­باشد.سایر عوامل روانی اجتماعی مثل سوء رفتار مزمن و شدید، بدرفتاری و غفلت با برخی علائم رفتاری همراه هستند که با اختلال ADHD همپوشانی دارند. برخلاف برخی تصورات چگونگی روش­ های فرزند پروری والدین در ایجاد بیماری نقشی ندارد. اگرچه برخورد و مواجهه مناسب والدین با نشانه ­های بیماری و اختلالات رفتاری ناشی از آن می ­تواند در کنترل علائم و جلوگیری از عوارض بعدی موثر باشد.سن بروز اختلال بیش فعالی کودکانبا توجه به اینکه عوامل ارثی در ایجاد اختلال ADHD نقش مهمی دارد، ممکن است علائم در دوران شیرخوارگی آغاز شود. هر چند به ندرت تا قبل از دوره نوپایی تشخیص داده می ­شود. شیرخواران مبتلا به اختلال بیش فعالی – کم توجهی  در گهواره فعالند، پرتحرک هستند و دست و پای خود را زیاد حرکت می ­دهند، خواب کمی دارند، کم غذا هستند و زیاد گریه می ­کنند. شیخواران بیش فعال نسبت به محرک­ها بسیار حساسند و تحت تاثیر سروصدا، نور، دما یا سایرتغییرات محیطی دچار آشفتگی گردند.آنها عکس ­العمل بیش از معمول از خود نشان دهند.لازم به ذکر است که این اختلال معمولا تا سن 3 سالگی شروع می ­شود. اما به جز موارد بسیار شدید عموماَ تا زمانی­ که کودک وارد پیش ­دبستانی یا مدرسه نشده باشد، نمی توان آن را تشخیص داد. یعنی تا زمانی که اطلاعات معلم در مورد مقایسه توجه، تکانشگری و پرتحرکی کودک با همسالانش در دست باشد و علائم، حداقل در دو محیط بروز کند و همچنین با کارکرد تحصیلی و موقعیت­ های اجتماعی  متناسب با رشد کودک تداخل کند.شیوع اختلال بیش فعالی و کم توجهی در کودکاناختلال بیش فعالی/ کم توجهی حدوداَ در 5-8 درصد کودکان سنین مدرسه وجود دارد. 60-85 درصد کودکانی که در سنین ابتدایی این تشخیص را دریافت کرده ­اند، در نوجوانی نیز واجد ملاک ­های این اختلال هستند. حتی تا 60 درصد آنها علائم­ شان تا بزرگسالی ادامه می ­یابد.  در 40 درصد مابقی، علائم در زمان بلوغ یا اوایل بزرگسالی فروکش می­کند.حتی در 4 درصد بزرگسالان نیز این اختلال وجود دارد. بیش فعالی در بزرگسالان با توجه به فقدان اطلاعات مدرسه و اطلاعات مشاهده قابل دسترس، عموماً بصورت خود گزارشی تشخیص داده می ­شود و به ­همین دلیل گذاشتن تشخیص درست در بالغین دشوارتر از کودکان است. میزان اختلال بیش فعالی/ کم توجهی در والدین و خواهر و برادران کودک مبتلا به این اختلال 2 تا 8 برابر شایع ­تر از جمعیت عمومی است و اصولاَ در پسران شایع ­تر از دختران است.اختلال بیش فعالی کودکان تا چه سنی ادامه دارد؟در برخی کودکان مبتلا علائم پرتحرکی برطرف می ­شود. ولی کاهش میدان توجه و مشکلات کنترل تکانشگری باقی می­ ماند. معمولا پرتحرکی نخستین علامتی است که فروکش می ­کند و حوا­س­ پرتی آخرین علامتی است که برطرف می ­شود. اما باید در نظر داشت که ADHD در اواسط کودکی فروکش نمی ­کند. پایداری اختلال را می­ تواند از روی سابقه خانوادگی اختلال، حوادث منفی زندگی، همراهی علائم و مشکلات رفتاری، افسردگی و اختلالات اضطرابی پیش­بینی کرد. احتمال بهبود قبل از ۱۲ سالگی کم است. اگر بهبودی روی دهد معمولاً بین 12 تا 20 سالگی است.بهبود ممکن است با زندگی نوجوانی و بزرگسالی پربار، روابط بین ­فردی رضایت ­بخش و یادگارهای معدودی از اختلال همراه باشد. ولی اکثر بیماران مبتلا بهبودی نسبی پیدا می کنند و مستعد مشکلات دیگری در آینده هستند. و بدون درمان تنها یک سوم تا نصف کودکان ADHD می ­توانند با علائم خود در زندگی ­شان منطبق شوند.در 60 درصد مواردی که علائم ممکن است تا دوران بزرگسالی دوام بیاورد، ممکن است بیش فعالی کاهش یابد ولی همچنان تکانشی و مستعد حادثه باقی می­ مانند. هرچند پیشرفت ­های تحصیلی و آموزشی این افراد پایین ­تر از سایر افراد است ولی سابقه اشتغال اولیه آنها از کسا­نی ­که تحصیلات مشابه دارند متفاوت نیست.آینده کودکان بیش فعالبسیاری از کودکان بیش‌فعال با گذر زمان و بهبود مهارت‌های سازگاری و توانایی‌های تنظیم خودکنترل، در طول رشد و توسعه‌یشان بهبود می‌یابند. با این حال، هر کودک بیش‌فعالی نیاز به حمایت و مدیریت دارد.از طریق تحقیقات و پژوهش‌های علمی، مشخص شده است که کودکان بیش‌فعال در برخی موارد ممکن است مشکلاتی از جمله مشکلات توجه و تمرکز، کنش‌های تنیده و ناپایداری را تجربه کنند. اما با رسیدن به سن بزرگتر و قدرت تنظیم خودکنترل بیشتر، می‌توانند یادگیری و پیشرفت کنند.تکنولوژی و علم روزافزون در زمینه بررسی و مدیریت کودکان بیش‌فعال نیز پیشرفت کرده است. روش‌های شناختی رفتاری، تمرینات تمرکز و توجه، درمان دارویی و روش‌های مشاوره می‌تواند کودکان را در بهبود و مدیریت بیش‌فعالی یاری کند.علاوه بر این، محیط خانوادگی و آموزشی نقش مهمی در مدیریت بیش‌فعالی کودکان دارد. پشتوانه عاطفی و حمایت مثبت از سوی خانواده، تفهیم و همکاری مدرسان و اطرافیان، ایجاد محیطی آرام و منظم و تدابیر مدیریتی مثبت می‌تواند به کودکان کمک کند تا در مدیریت بیش‌فعالی خود موفق شوند.با این حال، با توجه به پیشرفت‌های علمی و روش‌های مدیریت بیش‌فعالی، امیدواریم که کودکان بیش‌فعال بتوانند در جامعه با موفقیت زندگی کنند و به پتانسیل‌های خود دست یابند.علائم بیش فعالی کودکانکودک غالباً با دست­ هایش بازی می ­کند، دست و پاهایش را تکان می ­دهد و روی صندلی وول می ­خورد.غالباً در کلاس یا جاهای دیگری که انتظار می ­رود شخص بنشیند صندلی خود را ترک می­ کند و در جاهایی که مناسبتی ندارد راه می­ رود. یا از در و دیوار بالا می­ رود.غالباً بازی یا فعالیت ­هایشان پر سر و صدا است.پرتحرک و پرفعالیت هستند. هرلحظه در حال راه رفتن هستند، انگار موتوری درون بدن آنهاست که آنها را به حرکت دائمی مجبور می ­کند. نمی­ توانند آرام بنشینند و بی ­قرارند.معمولاً زیاد صحبت می ­کنند.خوردن و خوابیدن آنها منظم نیست و در همه چیز دخالت می ­کنند و مراقب دائمی نیاز دارند.شکایت معلم از کودکان بیش فعالبسته به شدت اختلال معلمین شکایت دارند که معمولاً یک یا دو زنگ اول را تحمل می­ کنند. اما در ساعات نزدیک ظهر بی ­قرار و پرتحرک می­ شوند. به عناوین مختلف سرجای خود می­لولند یا با همکلاسی ­های خود صحبت می ­کنند.  یا برای بیرون رفتن از سرکلاس درخواست مکرر دارند (معلمین معمولاً این کودکان را بازیگوش می ­نامند) و معتقدند که آنان نظم کلاس را برهم می ­زنند در حالی که این کودکان تحمل یک یا یک و نیم ساعت سرکلاس نشستن را به ­طور مداوم ندارند.علائم نقص توجه در بیش فعالی کودکاناین کودکان در حفظ و نگهداری توجه روی امور ناتوانند یعنی میدان توجه آنها کوتاه است و دچار حواس ­پرتی می ­شوند. برای تمام کردن تکالیف­ شان ناتوانند و تمرکز ضعیف و پایینی دارند. این اختلال تمرکز در کارهایی که فعالیت­ دائم و جدی مغزی لازم دارد، به چشم می ­خورد. از همچین کارهایی که نیاز به کوشش ذهنی دارد، اجتناب می ­کند.غالباً از توجه به جزییات ناتوان هستند و در امور تحصیلی، کار یا سایر فعالیت ­ها مرتکب اشتباهات ناشی از بی ­دقتی می ­شوند.این کودکان در حافظه و یادآوری مشکل دارند و در فعالیت ­های روزمره غالباً فراموش ­کار هستند.در مدرسه قادر به انجام دستورالعمل ­ها و پیگیری دستورات و اتمام کارها نمی ­باشد. مانند اتمام تکالیف درسی و نیازمند توجه بیشتر از سوی معلمین هستند.در منزل اغلب از خواسته ­های والدین پیروی نمی­ کنند و ممکن است برای تکمیل تکالیف نسبتاَ ساده لازم شود والدین چندبار به آنها گوشزد کنند.به نظر می ­رسد مغز این کودکان اطلاعات محیطی را بیش از حد لازم می ­گیرد، یعنی در انتخاب و توجه به اطلاعات لازم و بی­ توجهی و حذف اطلاعات به­ درد انخور ضعف دارد.هنگام صحبت مستقیم با او، به نظر می ­رسد که گوش نمی ­کند.غالباً محرک­ های بیرونی حواسش را به آسانی پرت می­ کنند.شکایت معلم از کودکان با نقص توجهشکایت معلم این است که با تاخیر پاسخ می ­دهند. آن ها آشفته­ اند، فراموش ­کارند، اشیاء شان را گم می­ کنند، در رویاهای روزانه فرو می روند، قادر به اتمام تکالیفشان نیستند و به صحبت ­های آموزگار گوش نمی ­دهند.علائم تکانشگری در کودکان بیش فعالدر مدرسه ممکن است به سرعت پاسخ دادن به سوالات امتحانی را شروع کنند اما پس از جواب دادن یکی دو سوال دست از فعالیت بردارند.ممکن است در پاسخ دهی به سوالات نتوانند منتظر نوبت خود بشوند. قبل از پایان سوال جواب می ­دهند و می ­خواهند به ­جای هر کس دیگری پاسخ دهند. در خانه نیز قادر نیستند حتی برای چند لحظه هم خاموش و ساکت باشند.این کودکان تکانشی و ناگهانی عمل می ­کنند و دچار بی­ ثباتی هیجانی بوده و تحریک پذیر و انفجاری هستند. رفتارشان غیرقابل پیش ­بینی است.منظور از تکانشگری این است که قبل از اندیشیدن اقدام و عمل می­ کنند. تغییرات ناگهانی فعالیت دارند، در سازماندهی کارها و وظایف ضعف دارند و در کلاس دایما از سرجای خود می ­پرند.به خاطر رفتار تکانشی و ناگهانی­ شان، آنها در به تاخیر و تعویق انداختن ارضا نیازهای خودشان ناتوانند و این خصوصیات مشخص آنهاست. چنین کودکانی اغلب مستعد حادثه هستند.این کودکان در حفظ و تنظیم رفتارشان ناتوانند، در نتیجه اغلب نمی­ توانند رفتار مناسبی که لحظه به لحظه با شرایط محیط هماهنگ باشد، را از خود نشان دهند.سریع از کوره در می ­روند و در فعالیت­ های خطرناک شرکت می ­کنند کارهای پرخطر انجام می ­دهند و نمی ­توانند پیامدهای رفتارشان را پیش ­بینی یا ارزیابی کنند و احتمال صدمه دیدن آنها زیاد است و به عواقب منفی رفتارشان فکر نمی ­کنند.رعایت قوانین منزل و مدرسه برای آنان مشکل است. آن ها برای پیروی از قوانین توجه بیشتری لازم دارند و برای داشتن روابط اجتماعی مناسب با همکلاسی ­ها مشکل دارند.کودکان تکانه ­ای در سنین قبل از مدرسه در خطر تصادفات، اتفاقات و مسمومیت ­ها هستند. باید با دقت مراقب آنها بود، چون اغلب از خطر ناآگاه هستند.شکایت والدین از تکانه­ای بودن فرزندانشانتا از چیزی خوشش بیاید، آن را می ­خواهد و می ­گیرد. بقیه را هل می ­دهد و کتک می ­زند. در عبور از خیابان اگر دستش را نگیرند تصادف می ­کند. دستش را با اجاق یا بخاری می ­سوزاند. در بازی قادر به کنترل خود نمی ­باشد و معمولاً از طرف دوستان طرد می ­شود.درمان بیش فعالی کودکاندرمان بیش‌فعالی کودکان معمولاً یک روند چندگانه است و به نیازها و مشکلات خاص هر کودک بستگی دارد. در ادامه، چندین روش درمانی معمول برای بیش‌فعالی کودکان را توضیح می‌دهم:مدیریت رفتار: اصول مدیریت رفتار شامل ایجاد سطح مناسب قوانین و محدودیت‌ها، پاداش و تنبیه مثبت، برنامه‌ریزی فعالیت‌ها و ساختاردهی محیط است. به کودکان کمک می‌شود تا درک کنند که چه رفتاری مناسب است و چگونه خود را کنترل کنند.آموزش مهارت‌های اجتماعی: آموزش مهارت‌های اجتماعی به کودکان کمک می‌کند تا بتوانند با موفقیت با دیگران در ارتباط باشند، همکاری کنند و مشکلات را حل کنند. این شامل مهارت‌هایی مانند شنیدن، صحبت کردن به ترتیب، انتظار سازی و متوقف کردن خود می‌شود.مداخله آموزشی: برنامه‌های آموزشی ویژه می‌توانند به کودکان در تقویت مهارت‌های تحصیلی و تمرکز و توجه کمک کنند. این برنامه‌ها معمولاً توسط مدرسان و مشاوران آموزشی طراحی و اجرا می‌شوند.روش‌های درمانی پزشکی: در مواردی که بیش‌فعالی کودکان شدید باشد و تأثیر قابل توجهی در زندگی روزمره داشته باشد، پزشک ممکن است داروها را تجویز کند. این داروها معمولاً شامل مهارکننده‌های آدرنرژیک و استیمولانت‌ها است که بهبود تمرکز و کنترل رفتار را تسهیل می‌کنند.مهم است بدانید که درمان بیش‌فعالی کودکان نیازمند همکاری و تلاش مستمر از جانب خانواده، مدرسان و سایر مراقبین است. مشاوره و راهنمایی از متخصصان روانشناسی و پزشکان متخصص در این زمینه نیز می‌تواند به شما در انتخاب بهترین روش‌ها و تکنیک‌ها کمک کند.چه کسی درمان بیش فعالی نیاز دارند؟تشخیص ADHD باید توسط یک متخصص پزشکی واجد شرایط انجام شود.اگر شما یا کسی که می‌شناسید علائمی را تجربه می‌کنید که ممکن است نشان‌دهنده ADHD باشد، مهم است که برای ارزیابی و تشخیص کامل به پزشک مراجعه کنید.درمان ADHD معمولاً شامل ترکیبی از دارو و درمان است.دارو می‌تواند به کاهش علائم کمک کند، در حالی که درمان می‌تواند به افراد مبتلا به ADHD یاد دهد که چگونه رفتار خود را مدیریت کرده و با شرایط خود کنار بیایند.با درمان مناسب، افراد مبتلا به ADHD می‌توانند زندگی سالم و پرباری داشته باشند.چه زمانی باید به درمان اختلال بیش فعالی مراجعه کنیم؟اگر شما یا کسی که می‌شناسید هر یک از علائم زیر را تجربه می‌کنید، باید به پزشک مراجعه کنید:بی‌توجهی:به سختی می‌توانید روی یک کار یا مکالمه تمرکز کنید.به طور مکرر جزئیات را فراموش می‌کنید یا اشیاء را گم می‌کنید.به نظر می‌رسد که به طور مکرر حواس شما پرت می‌شود.مشکل در پیروی از دستورالعمل‌ها.مشکل در سازماندهی کارها و وظایف.به نظر می‌رسد که اغلب در دنیای خود غرق می‌شوید.بیش فعالی:بی‌قراری یا دست و پا زدن بیش از حد.مشکل در آرام و بی‌حرکت نشستن.صحبت بیش از حد.مشکل در صبر نوبت.دویدن یا بالا رفتن بیش از حد در زمانی که نامناسب است.قطع کردن صحبت دیگران یا پریدن وسط صحبت آنها.رفتار تکانشی:تصمیمات سریع و بدون فکر گرفتن.درگیر فعالیت‌های خطرناک شدن.مشکل در صبر نوبت.صحبت کردن یا قطع کردن صحبت دیگران.بدون فکر عمل کردن و بعد پشیمانی.اگر این علائم باعث ایجاد مشکل در زندگی روزمره شما در محل کار، مدرسه یا خانه می‌شود، مهم است که به پزشک مراجعه کنید.چگونه تشخیص ADHD  می شود؟هیچ “تست” واحدی برای ADHD وجود ندارد، اما پزشکان از ترکیبی از ارزیابی‌ها برای تشخیص این اختلال استفاده می‌کنند، از جمله:مصاحبه پزشکی: پزشک در مورد سابقه پزشکی شما، علائمتان و نحوه تأثیر آنها بر زندگی شما سؤال خواهد کرد.ارزیابی روانشناختی: این ممکن است شامل تست‌هایی برای ارزیابی توانایی شما در تمرکز، توجه و کنترل رفتار باشد.پرسشنامه: ممکن است از شما خواسته شود تا پرسشنامه‌هایی را در مورد علائمتان و نحوه عملکردتان در محل کار، مدرسه یا خانه تکمیل کنید.پزشک شما همچنین ممکن است با معلمان، والدین یا سایر ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی شما صحبت کند تا اطلاعات بیشتری در مورد علائم شما به دست آورد.تشخیص ADHD بر اساس معیارهای تعیین شده در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) انجمن روانپزشکی آمریکا انجام می‌شود. برای تشخیص ADHD، فرد باید تعدادی از علائم بی‌توجهی، بیش فعالی یا تکانشگری را داشته باشد که در زندگی روزمره او در محل کار، مدرسه یا خانه اختلال ایجاد می‌کند. این علائم باید در دوران کودکی شروع شده باشند و در بیش از یک محیط وجود داشته باشند.علاوه بر این، پزشک شما باید سایر علل احتمالی علائم شما را رد کند. به عنوان مثال، علائم ADHD می‌تواند ناشی از اختلالات یادگیری، مشکلات استرس یا اضطراب، مشکلات خواب یا سوء مصرف مواد باشد.اگر پزشک شما ADHD را در شما تشخیص دهد، برای ایجاد یک برنامه درمانی با شما همکاری خواهد کرد. درمان ADHD معمولاً شامل ترکیبی از دارو و درمان است.دارو می‌تواند به کاهش علائم ADHD مانند بی‌قراری، بی‌توجهی و تکانشگری کمک کند. درمان می‌تواند به شما یاد دهد که چگونه رفتار خود را مدیریت کرده و با شرایط خود کنار بیایید. انواع مختلفی از درمان وجود دارد، بنابراین پزشک می‌تواند درمانی را پیدا کند که برای شما مناسب باشد.راهکارهایی برای کنترل بیش فعالی کودکانبرای کنترل بیش فعالی کودکان در تهران، می‌توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید:ساخت یک برنامه روزانه منظم: برنامه‌ریزی و ساخت یک برنامه روزانه منظم برای کودکان می‌تواند به آن‌ها در انجام وظایف و فعالیت‌های مختلف کمک کند و از احساس بی‌نظمی جلوگیری کند.تعیین محدودیت‌های زمانی برای تلویزیون و بازی‌های ویدیویی: تعیین محدودیت‌های مشخص برای مدت زمان استفاده از تلویزیون و بازی‌های ویدیویی، به کودکان کمک می‌کند تا فعالیت‌های دیگری همچون خواندن کتاب، بازی خارج از خانه یا ورزش را انجام دهند.استفاده از سازماندهی و برنامه‌ریزی: برای کودکان با ADHD، برنامه‌ریزی و ساختار مرتب در روز همواره مفید است. آن‌ها را به دنیای پیش‌بینی شده و زمان‌بندی شده کمک کنید تا مهارت‌های سازماندهی خود را تقویت کنند.تشویق به فعالیت‌های فیزیکی: فعالیت‌های بدنی و ورزشی می‌تواند انرژی اضافی را از بین ببرد و به کودک کمک کند تا احساس آرامش و تمرکز بیشتری داشته باشد. ثبت نام کودک در یک ورزش خاص و به شرکت در فعالیت‌های ورزشی با دوستانش تشویق کنید.استفاده از تمرینات تمرکز و آرام‌بخش: تمرینات تمرکز و آرام‌بخش مانند تمرین تنفس عمیق، مدیتیشن و یوگا می‌تواند به کودک کمک کند تا تمرکز و آرامش خود را بهبود بخشد.ارائه سازماندهی و شرایط محیطی مناسب: فضای آرام با کمترین تحریک‌ها و حوادث خارجی، می‌تواند کودک با ADHD را در تمرکز و کنترل بیشتر درس‌ها و فعالیت‌ها یاری دهد.بهبود خواب و استراحت: اطمینان حاصل کنید که کودک خواب کافی و استراحت لازم را دارد. خواب کافی و استراحت می‌تواند نقش مهمی در مدیریت افزونه بیش فعالی داشته باشد.برای اطمینان و مدیریت بهتر، همچنین می‌توانید با پزشک، روانشناس یا متخصص ADHD مشورت کنید تا راهکارهای دیگری برای مدیریت بیش فعالی کودکان را به شما ارائه دهند.کلام آخربیش فعالی کودکان اختلالی روانپزشکی است که در کودکان و بزرگسالان نیز دیده می شود. علائم و نشانه های بیش فعالی و کم توجهی در افراد متفاوت است و در هر فردی به شکلی بروز می کند. این اختلال تا سن 12 سالگی تشخیص داده می شود و تا سن 20 سالگی سن بهبود آن است.</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jun 2024 14:25:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تست هوش و انواع آن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%D8%AA%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%A2%D9%86-vcpggp6rf8c9</link>
                <description>وقتی نوزادی متولد می‌شود بیشترین تلاش و دغدغه والدین میزان هوش کودک، چگونگی تقویت و استفاده از آن برای موفقیت کودک در تحصیل، کار و زندگی است. چرا که هرچند میزانی از هوش جنبه ژنتیکی دارد اما نمی‌توان منکر آثار محیطی بر پرورش انواع هوش در کودکان شد. به علاوه اگر از میزان هوش کودکان و نوجوانان خود بی‌اطلاع یا نسبت به آن بی‌توجه باشیم، قطعا از رشد و پرورش مناسب آن‌ها بی‌بهره خواهیم بود. یکی از انواع هوش که می‌توان از سنین پایین آن را اندازه‌گیری کرد، هوش تصویری است که نقش مهمی در یادگیری محاسبات، ریاضیات، هندسه، جغرافیا و خلاقیت دارد. کودکانی با هوش تصویری بالا قادر هستند برخی از فعالیت‌ها مانند بازی شطرنج، مکعب روبیک، طراحی، طراحی سازه‌های ماکارونی و به طور کلی هرچه با قدرت درک فضایی ارتباط دارد را به خوبی انجام دهند. ما در این مطلب قصد داریم معروف‌ترین و معتبرترین انواع تست هوش معتبر و چند مدل تست هوش تصویری کودکان و نوجوانان را به شما معرفی کنیم.هوش و ضریب هوشیهوش شامل قابلیت‌های مختلف ذهنی و یک مسئله چند بعدی است. برخی از جنبه‌های هوش ژنتیکی هستند و به ارث می‌رسند و برخی دیگر در اثر عوامل محیطی تضعیف یا تقویت می‌شوند. بهره هوشی، ضریب هوشی یا IQ یکی از جنبه‌های هوش است که به صورت عددی گزارش می‌شود. آزمون‌های سنجش هوش با توجه به جامعه آماری مد نظر تنظیم و طراحی می‌شوند.هوش تصویریهوش تصویری یا هوش فضایی در کودکان به معنای توانایی تصور و به خاطر سپردن جزییات بصیری تصاویر و محیط است. افرادی که هوش بصری یا هوش تصویری بالایی دارند قدرت تجسم و خلاقیت بالاتری دارند، در تجمسم فضایی قوی هستند و معمولا می‌توانند استدلال هندسی خوبی داشته باشند. هوش تصویری با استفاده از تست‌های استاندارد قابل اندازه‌گیری است. همچنین می‌توان هوش بصیری و فضایی را در کودکان و نوجوانان با انجام تمرینات یا حتی بازی‌های خاصی تقویت کرد.ویژگی های افرادی با هوش تصویری بالاکودکان و نوجوانانی که در تست هوش تصویری نمره بالایی کسب می‌کنند دارای قابلیت‌هایی هستند که در ادامه ذکر کرده‌ایم:توانایی بالا در آموختن مسیرهاحل معماهای فضایی، انجام بازی‌های فضایی مانند اتللو، پازل، شطرنج و مکعب روبیکعملکرد محاسباتی و ریاضیاتی خوبدرک بالای محاسبات هندسیحافظه تصویری قوی در به خاطر سپردن جزییاتبه خاطر سپردن موقعیت‌های مکانی پیچیدهبه خاطر سپردن نقشه و نقشه خوانیتوانایی بالا در طراحی و نقاشیتست هوش تصویریاین تست یکی از رایج‌ترین تست‌های روانشناسی و نوعی ارزیابی است که توانایی شناختی افراد را نشان می‌دهد و در نهایت با توجه به معیارهای تست و پاسخ‌ها یک نمره داده می‌شود و فرد با توجه به راهنمای پاسخنامه، می‌تواند محدوده هوشی خود را ارزیابی کند. البته مربیان و روانشناسان می‌توانند تفسیر دقیق‌تری از برخی از انواع تست  های هوش ارائه دهند. تست  های هوش تصویری نیز برای گروه‌های سنی مختلف و دانش‌آموزان در مقاطع مختلف طراحی می‌شود تا والدین و معلمان پتانسیل‌های آن‌ها را بشناسند و بر آن اساس نسبت به آموزش دانش‌آموزان در مدارس و سیستم‌های آموزشی مناسب اقدام کنند. با وجود همه محدودیت‌ها، انواع تست های هوش تنها معیارهایی هستند که می‌توان برای ارزیابی کلی توانمندی‌های مرتبط با ذهن و هوش استفاده کرد.اهمیت سنجش هوش کودکانهمانطور که گفتیم، واژه هوش شامل جنبه‌های مختلفی از توانایی‌های ذهنی مانند حل مسئله، سرعت یادگیری، استعداد تشکیل مفاهیم، قدرت استدلال، برنامه‌ریزی و تفکر انتزاعی است که باید در سنین پایین مورد سنجش قرار بگیرند. اهمیت این موضوع در آن است که در این سنین هوش کودک قابل تغییر است و می‌توان با تمرینات و آموزش‌های صحیح نسبت به جهت‌دهی به هوش کودکان و استفاده از آن اقدام کرد. ۸۰ درصد افزایش هوش کودکان تا قبل از سن ۳ سالگی صورت می‌گیرد و بهترین سن برای استعدادیابی نیز همین زمان است. از طرفی سنجش هوش کودکان به سادگی سنجش هوش در بزرگسالی نیست. بسیاری از روانشناسان معتقدند هوش تا ۱۸ سالگی شکل می‌گیرد و پس از ۱۸ سالگی فقط عنصر تجربه به آن اضافه می شود.به جز مسئله تقویت هوش کودکان، گاهی در کودکان زیر ۷ سال با مشکلات ناشی از بهره هوشی کم مواجه هستیم که باید در سنین کم بررسی شوند تا کودک در شرایط مناسب آموزشی قرار بگیرد. برخی از کودکان هم از بهره هوشی بالایی برخوردار هستند و طبیعتا در شرایط آموزشی معمول، استعداد آن‌ها شکوفا نمی‌شود و ممکن است در کنار کودکانی با بهره هوشی کمتر دچار کاهش بازده یا مشکلات روحی شوند و انگیزه و علاقه خود را از دست بدهند.معرفی انواع تست های هوش برای کودکان و نوجوانانتست‌های هوش مدرن اغلب بر توانایی‌هایی مانند مهارت‌های ریاضی، حافظه، ادراک فضایی و توانایی‌های زبانی تمرکز دارند. ظرفیت دیدن روابط، حل مشکلات و به خاطر سپردن اطلاعات اجزای مهم هوش هستند که تست‌های هوش روی آن‌ها تمرکز دارند. در اغلب ارزیابی‌های هوش، دو نوع اطلاعات کلامی و غیر کلامی بررسی می‌شوند:هوش کلامی: توانایی درک و حل مشکلات مبتنی بر زبانهوش غیرکلامی: توانایی درک و حل مشکلات بصری و فضاییتست‌های روانشناسی مختلف و معتبر فراوانی برای بررسی و اندازه‌گیری هوش کودکان توسط روانشناسان طراحی شده‌اند که برخی رایج‌تر هستند و ممکن است هریک جنبه‌های مختلفی از هوش را بررسی کنند. این آزمون‌ها می‌توانند به صورت کلامی، عملی، تصویری و مداد کاغذی باشند. رایج‌ترین انواع تست های هوش کودکان و نوجوانان را در ادامه توضیح داده‌ایم که برخی فقط مختص به هوش تصویری هستند و برخی از آن‌ها جنبه‌های مختلف هوش از جمله هوش حرکتی جنبشی کودکان را ارزیابی می‌کنند.آزمون هوش وکسلراین تست یکی از مناسب‌ترین انواع تست هوش برای همه رده‌های سنی شامل کودکان، نوجوانان و بزرگسالان است که بر اساس گروه سنی نسخه‌های مختلفی دارد. در آزمون هوش وکسلر، علاوه بر بهره هوشی کلی، بهره هوشی کلامی و عملی را هم مشخص می‌کند. تست هوش وکسلر برای ارزیابی کارکردهای عصب‌شناختی هم مورد استفاده قرار می‌گیرد و در اکثر مدارس و مهدکودک‌ها انجام می‌شود.آزمون هوش آدمکاین تست، تصویری آدمک یا گودیناف – هریس، یکی از ساده‌ترین انواع تست هوش کودکانو نوجوانان در محدوده سنی ۳ تا ۱۳ سال است. مهمترین هدف از انجام این تست هوش تصویری ارزیابی درجه هوشمندی سن عقلی و بهره هوشی کودکان است. آزمون گودیناف همچنین برای کودکانی که هنوز قادر به صحبت کردن نیستند یا سواد ندارند هم کاربرد دارد.آزمون هوش کتلاین تست هم از نوع غیر کلامی و تست هوش تصویری کودکان است و نسبت به سایر انواع تست هوش درجه سختی و استاندارد بالاتری دارد. هرچند تست هوش کتل برای کودکان و نوجوانان بین ۷ تا ۱۳ سال مناسب است، اما در این بازه سنی بهتر است نتیجه این آزمون مقیاس ثانویه برای سنجش هوش فرزندتان باشد.آزمون هوش استنفورد بینهبا استفاده از این تست استنفورد بینه، می‌توان توانایی‌های ذهنی کودکان و نوجوانان را در ۵ حوزه مختلف ارزیابی کرد. در این نوع تست هوش از ۱۰ آزمون مختلف استفاده می‌شود.آزمون هوش چند گانه گارنراین تست هوش همانطور که از نام آن مشخص است، بر چند بعدی بودن هوش تاکید دارد و بر همین اساس۱۰ قابلیت مختلف مرتبط با هوش را می‌سنجد. این تست هوش کودکان بین مربیان و روانشناسان محبوبیت خاصی دارد چون ابعاد متعددی را می‌سنجد و می‌تواند در انتخاب مسیر درسی و شغلی به آن‌ها کمک کند. به یاد داشته باشید که بیشتر این تست‌ها برای به دست آوردن دیدگاه کلی درباره استعداد دانش‌آموزان هستند.آزمون هوش ریونیکی از انواع تست های هوش تصویری برای سنین ۵ تا ۹ سال و از معتبرترین آزمون‌های سنجش هوش است. در این تست توانایی باالقوه کودکان برای ایجاد ارتباط منطقی بین محرک‌ها استفاده می‌شود. بین سایر تست‌های هوش که نام بردیم، آزمون ریون از اعتبار بالاتری برخوردار است چون هماهنگی و تجانس درونی سوالات در آن بیشتر هستند.آزمون هوش رینولدزیکی از انواع تست های هوش برای دانش آموزان ابتدایی تست هوش رینولدز است که بیشتر روی قدرت حافظه تاکید دارد. در این تست هوش تصویری توانایی شناختی افراد از طریق سنجش قدرت یاداوری مواردی مانند تصاویر، کلمات و رفتارها انجام می‌شود.تست هوش دانش آموزان ابتداییبسیاری از والدین علاقه دارند که کودکانشان در صورت توانایی بالاتر، به صورت جهش درس بخوانند و یکی از کاربردهای تست هوش برای دانش آموزان ابتدایی از جمله تست هوش تصویری، برای جهش تحصیلی کودکان در مقطع ابتدایی است. علاوه بر سنجش علمی دانش‌آموز، قبولی در تست هوش جهش تحصیلی که مورد تایید آموزش پرورش است، برای قبولی در طرح جهشی ضرورت دارد. سؤال‌های هوش برای جهش تحصیلی شامل دسته‌های مختلفی مانند هوش ریاضی، هوش فضایی و هوش تصویری است.سخن پایانیاطلاع از ضریب هوشی می‌تواند در زمینه‌های مختلف زندگی کودکان و نوجوانان مانند میزان و نوع آموزش‌ها، نوع مدرسه، نوع سیستم آموزشی، انتخاب رشته و آینده شغلی آن‌ها تاثیر داشته باشد. در این مطلب به اختصار انواع تست های هوش برای دانش آموزان راهنمایی و تست هوش برای دانش آموزان ابتدایی را معرفی کردیم. این تست‌ها به شما کمک می‌کنند بدانید که کودک یا نوجوانتان در چه زمینه‌ای هوش و استعداد بهتری دارد یا در چه مسیری موفق‌تر خواهد بود. همچنین با شناخت نقاط ضعف فرزندتان، می‌توانید از طریق آموزش و تمرین مداوم، این بخش‌ها را تقویت کنید.</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jun 2024 13:42:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کودک خجالتی و کمرو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AE%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D9%85%D8%B1%D9%88-obpndapicrra</link>
                <description>کودک خجالتی و کمرو چه ویيگی هایی دارد؟ اگر کودکتان وقتی افراد با او صحبت می‌کنند غالباً سرش را بین پاها یا پشت شما پنهان می‌کند و در برابر امتحان کردن چیزهای جدید مقاومت می‌کند، ممکن است به این نتیجه رسیده باشید که او به طور طبیعی خجالتی و کمروست. او همچنین ممکن است در مواجهه با افراد یا موقعیت‌های ناآشنا، کمی مضطرب یا بی‌قرار باشد و حتی گریه کند.او احتمالاً با گذشت زمان با بودن در این موقعیت‌ها راحت‌تر خواهد بود. اما مهم است که به یاد داشته باشید خجالتی بودن چیزی نیست که از آن شرمنده شوید و اینکه بسیاری از افراد خجالتی یا بهتر بگوییم کمرو زندگی‌های شاد و موفقی دارند.همچنین هیچ راهی برای دانستن اینکه آیا فرزندتان خجالتی باقی می‌ماند یا خیر وجود ندارد، اما افراد بیشماری هستند که وقتی بزرگ‌تر شده‌اند به کمرویی دوران کودکی خود چیره شده‌اند. پس بهتر است روی پذیرش این ویژگی و پشتیبانی از کودکتان که به او کمک می‌کند تا با جهان پیش رویش مواجه شود تمرکز کنید.علت خجالتی بودن کودکچرا برخی کودکان اصطلاحاً خجالتی یا کمرو‌تر از دیگر بچه‌ها هستند؟ اول از همه بهتر است به خاطر داشته باشیم که صفت خجالتی یک صفت منفی نیست و اگر هم در ذهن ما آهنگی منفی دارد، لازم است آن را اصلاح کنیم. به‌طورکلی اما برخی از دلایل خجالتی بودن کودکان می‌تواند شامل موارد زیر باشد:محیط و وراثت: ژن‌ها و محیط هر دو در کمرویی ما نقش دارند. کارشناسان معتقدند که برخی کودکان با تمایلی بیولوژیکی به خجالتی بودن به دنیا می‌آیند. آرایش ژنتیکی، یعنی ترکیب ژن‌ها ممکن است در یک کودک به تحریک شدن حساس‌تر باشند. هرچه کودکان بزرگ‌تر می‌شوند، همین حساسیت می‌تواند آنها را در موقعیت‌های اجتماعی اصطلاحاً خجالتی کند.روند رشد: قبل از اینکه نتیجه بگیریم که کودک نوپایمان خجالتی است، در نظر بگیریم که او ممکن است فقط در حال تجربه‌ٔ مرحله‌ای گذرا از رشد باشد. اگر کودکتان به طور ناگهانی نسبت به غریبه‌ها محتاط‌تر شده است یا از اینکه شما از جلوی چشمش دور شوید می‌ترسد، احتمالاً دچار اضطراب جدایی است که درست در زمانی بروز می‌کند که بیشتر بچه‌ها فعال‌تر و مستقل‌تر می‌شوند. اگر احساس می‌کنید کمرویی کودک نوپایتان چیزی بیش از یک مرحله‌ٔ گذرا است، سعی کنید نگران نباشید، چون کمرویی الزاماً کودک را عقب نگه نمی‌دارد.اضطراب جدایی: بیشتر کودکان دوره‌ای از اضطراب جدایی را در حد فاصل شش ماهگی تا سه سالگی تجربه می‌کنند. این حالت ممکن است به خاطر رفتن به یک مهدکودک جدید، سفر رفتن یکی از والدین یا ترس از تنها بودن در تاریکی برانگیخته شود.کمی صبر، درک کردن و مراقبت توأم با مهر از طرف ما می‌تواند تفاوت بزرگی در کاهش و رفع حالت کمرویی کودکانمان ایجاد کند.راه‌های کمک به کودک خجالتیاما مثل همیشه راه‌حل رفع یا کاهش کمرویی بچه‌ها چیست و چطور باید با یک کودک خجالتی برخورد کنیم. برخی از راهنمایی‌های زیر ممکن است بتواند به شما کمک کند:به کودک نوپای خود برچسب خجالتی نزنید: هیچ دلیلی وجود ندارد که بخواهیم خیلی زود به فرزندمان برچسب یا صفتی بدهیم که شاید واقعاً متعلق به او نباشد. همچنین سعی کنید همیشه به فرزندتان به عنوان فردی خجالتی فکر نکنید. اگر انتظار کمرویی را داشته باشید، انتظار شما ممکن است روی رفتار او تأثیر بگذارد. این گفته به معنای آن نیست که خجالتی بودن چیز بدی است اما در مورد کودکان خیلی بهتر است اگر اصلاً روی آنها هیچ برچسبی برای بازگو کردن ویژگی‌هایشان نزنیم.در حضور دیگران از خجالتی بودنش صحبت نکنید: در مورد کمرویی فرزندتان در حضور او با دیگران صحبت نکنید. اگر بشنود که شما او را به عنوان خجالتی توصیف می‌کنید، ممکن است آن را به عنوان یک انتقاد یا به عنوان یک ویژگی منفی که او را از دیگران جدا می‌کند، تلقی کند. به جایش، سعی کنید بگویید: «او برای اینکه با افرادی که نمی‌شناسد احساس راحتی پیدا کند، عجله نمی‌کند.»حق بدهید و درکش کنید: به فرزندتان بگویید که شما می‌دانید او چه احساسی دارد. برای مثال، اگر در یک جشن تولد وارد اتاقی پر از کودکان نوپا شوید، می‌توانید بگویید: «سخته وقتی همه‌ٔ بچه‌ها این‌قدر سروصدا می‌کنن، این‌طور نیست؟» این جمله به کودک می‌گوید که واکنش او طبیعی است و دیگران هم ممکن است همان احساس او را داشته باشند.تشویقش کنید: هر وقت می‌بینید کودکتان برای دوست شدن با کودک دیگری یا پیوستن به یک فعالیت تلاش می‌کند، تلاشش را هر قدر هم که با تردید و بدون اعتماد به نفس باشد، تحسین کنید. اگر بعد از ۱۵ دقیقه مخفی شدن در دامن شما، دیدید که لبخند کمرویانه‌ای به مثلاً مادربزرگش زد، به جای اینکه در مورد این اظهار نظر کنید که چقدر طول کشید تا سلام کند، بگویید: «این لبخند خوبی بود. مطمئنم که مامان‌بزرگ رو خیلی خوشحال کرد.»اطرافیان را هم آگاه کنید: دوستان، فامیل، عمه‌ها، دایی‌ها، پدربزرگ و و مادربزرگ‌های فرزندتان را به صبر و شکیبایی ترعیب کنید و از آنها بخواهید که از فشار آوردن به او برای گفت‌وگو خودداری کنند.از انتقاد و سرزنش بپرهیزید: هیچ چیز بیشتر از سخنان ناعادلانه، اعتماد به نفس کودکتان را تخریب نمی‌کند، حتی وقتی فکر می‌کنید که شما فقط در حال شوخی کردن هستید! به یاد داشته باشید که شرمنده کردن فرزندتان به خاطر خجالتی بودنش هیچ ثمری ندارد. این ویژگی طبیعی او است، یعنی خصیصه‌ای نیست که بتواند به خواست خودش آن را قطع یا وصل کند.از موقعیت‌های اجتماعی دوری نکنید: دور نگه داشتن فرزندتان از فعالیت‌های گروهی، زندگی را برای او راحت‌تر نخواهد کرد. ممکن است برای او کمی بیشتر طول بکشد تا در فعالیت‌ها شرکت کند یا در یک جشن تولد به بقیه ملحق شود، اما هرچه بیشتر و البته به مرور و حساب‌شده در چنین جمع‌هایی قرار بگیرد، احساس راحتی بیشتری پیدا می‌کند.حساب‌شده عمل کنید: شرکت در قرارهای بازی می‌تواند بدون اعمال فشار زیاد، به او در تمرین مهارت‌های اجتماعی کمک کند. وقتی به یک جمع یا مهمانی بزرگ دعوت شده‌اید، سعی کنید قبل از رسیدن سایر کودکان به آنجا بروید، تا فرزندتان فرصت بیشتری برای ریلکس شدن و کسب احساس راحتی داشته باشد.راه‌های بی‌تنش‌تر را امتحان کنید: روش‌های کم‌استرس‌تری برای معاشرت فرزندتان پیدا کنید. فعالیتهایی را انتخاب کنید که شامل گروههای کوچکتر و محیط‌‌های آرام یا آشنا باشد. اگر کتابخانه یکی از مکان‌های مورد علاقه‌ٔ کودکتان است، او را به کلاس داستان‌خوانی یا کتاب‌خوانی ببرید یا یکی از دوستانش را دعوت کنید تا برای بازدید از کتابخانه به شما بپیوندد.مرکز جامع توانبخشی سرو در زمینه بازی درمانی کودکان اوتیسم، بیش فعالی،  اختلالات حسی، اضطرابی، پرخاشگری ،وسواسی و نافرمانی مقابله ای فعالیت می نماید. جهت تماس با کلینک جامع توانبخشی سرو باشماره تلفن های  3734-8809-021 و 09355505670 تماس حاصل فرمایید.</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Sun, 09 Jun 2024 13:28:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش 8 گانه گاردنر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%D9%87%D9%88%D8%B4-8-%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%B1-c2prblho6kfw</link>
                <description>هوارد گاردنر (Howard Earl Gardner) روانشناس رشد و استاد دانشگاه هاروارد، نظریه جالبی با عنوان هوش چندگانه (Theory of multiple intelligences) در سال ۱۹۸۳ مطرح کرد. این روانشناس عقیده داشت هوش یکی از عوامل مهم در پیشتر تحصیلی و یادگیری است و انسان‌ها از بدو تولد با ۸ هوش متولد می‌شوند. پیش از نظریه گاردنر، تمامی انسان‌ها هوش ریاضی (IQ) را به‌عنوان معیاری برای تعیین مهارت‌های یادگیری و توانایی‌های ذهنی می‌دانستند؛ این درحالی است که امروزه هوش معانی و دیدگاه‌های مختلفی دارد.گاردنر در کتابش مفهوم هوش را به‌صورت دقیق توضیح می‌دهد، هر شخص هنگام تولد با چندین هوش به‌دنیا می‌آید و در هر کدام، انسان‌ها ۳ هوش سطح بالاتر و تواناتری دارند. اگر می‌خواهید بدانید نظریه هوش چندگانه گاردنر چیست، چه ویژگی‌هایی دارد و به چند نوع تقسیم می‌شود تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید تا همه‌چیز را درباره انواع هوش چندگانه به شما توضیح دهیم.هوش چیست؟علم روانشناسی، هوش را مجموعه‌ای از عملکردهای ذهنی و استعدادهای ذاتی معرفی می‌کند. به تمامی توانایی‌های مرتبط با حافظه، دقت، تمرکز، یادگیری، منطق، سرعت پردازش، استدلال، حل مسئله و برنامه‌ریزی که برای پاسخگویی به فشارهای محیطی به انسان ها کمک می‌کنند؛ هوش گفته می‌شود.هوارد گاردنر نیز در کتاب «چارچوب‌های ذهنی: نظریه هوش چندگانه» هوش را «پتانسیل و توانایی از جنس زیست روانشناختی برای تحلیل و پردازش اطلاعات معرفی می‌کند» تا در شرایط فرهنگی و اجتماعی مختلف بتواند مشکلات را به شیوه‌های مرتبط با آن شرایط حل‌وفصل کند.گاردنر این توانایی بالقوه ذهنی را در ۸ دسته‌بندی مختلف معرفی می‌کند که در به‌روزرسانی‌های خود، دو نوع هوش دیگر و در مجموع ۱۰ هوش چندگانه را به دنیای روانشناسی و تحصیل معرفی کرد.معرفی انواع هوش چندگانه گاردنر و ویژگی‌های آنهاطبق نظریه گاردنر، همه انسان‌ها مجموعه‌ای از هوش‌های چند گانه دارند که سطح رشد هرکدام در افراد متفاوت است و ۳ هوش برایشان در سطح بالاتری قرار می‌گیرد. شناخت انواع هوش و احترام به ویژگی‌های هر کدام، با پذیرش انواع روش‌های یادگیری و تفاوت‌های انسان‌ها رابطه‌ای مستقیم دارد.گاردنر الگوی مؤثری را برای درک چگونگی یادگیری در تمامی انسان‌ها بدون درنظر گرفتن مشخصاتی مانند  جنسیت، قومیت، بافت فرهنگی یا مقام و منزلت اقتصادی-اجتماعی معرفی می‌کند. بنابراین هوش توانایی فراتر از درک ریاضی و زبانی است و مفهوم هوش در استعداد و توانایی‌هایی مانند فضایی-دیداری، درون‌فردی، بین‌فردی، طبیعت‌گرایانه و … خلاصه می‌شود.  هوش‌های ۸گانه انسانی در دسته‌بندی زیر جای می‌گیرند:هوش جنبشی - حرکتیهوش منطقی – ریاضیهوش زبانی – کلامیهوش دیداری – فضاییهوش درون‌فردیهوش بین‌فردیهوش موسیقیاییهوش طبیعت‌گراییبا عمیق‌ترشدن مطالعات گاردنر الگوی هوش‌های چندگانه با گذشت زمان کامل‌تر شد و هوش وجودی (Existential) و هوش اخلاقی (Moral)  نیز به فهرست هوش‌های چندگانه اضافه شدند. بنابراین هوش ده‌گانه‌ی زندگی، برای بررسی ابعاد مختلف یادگیری و تفاوت‌های افراد در توانایی و استعدادها شکل گرفت.نظریه هوش چندگانه گاردنر چه کاربری دارد؟هوش یکی از مهمترین علل یادگیری و پیشرفت تحصیلی کودکان و نوجوانان است. با شناخت نوع هوش قالب هر کودک و نوجوان، می‌توان روش تربیتی و آموزش تحصیلی مناسب با توانایی‌شان را به کار برد. سبک‌های مختلف یادگیری فردی به تقویت انواع هوش‌های چندگانه کمک زیادی می‌کند.بنابراین اصلی‌ترین کاربرد این نظریه، شناخت استعدادها و توانایی‌های فردی و تلاش برای رشد و پرورش آنها است. گاردنر بر این عقیده است که هیچ‌کس بی‌استعداد یا بدون مهارت نیست. بلکه هر شخص در یک یا چند هوش، سطح بالایی دارد.برخلاف گذشته که افراد تنها در هوش ریاضی (IQ) خلاصه می‌شدند و اگر توانایی محاسباتی بالایی داشتند به آنها باهوش و در غیر این‌صورت افراد آی‌کیو پایین نام می‌گرفتند. این‌درحالی‌است که امروزه اگر هوش ریاضی یک شخص پایین باشد به این معنی است که در هوش‌های دیگر مانند هوش جنبشی، هوش زبانی یا … توانایی‌های بیشتری دارد.با شناخت هوش چندگانه، مشاوره  و استعدادیابی شغلی و تحصیلی ساده‌تر می‌شوند و  می‌توان برنامه‌ریزی تحصیلی و استخدام را بر مبنای دقیق استعداد و توانایی‌های واقعی انجام داد. به‌صورت کلی این نظریه در محیط های آموزشی و شغلی اهمیت و کاربرد بالایی دارد.معرفی هوش ۸گانه گاردنر۸ دسته‌بندی هوش‌های هوارد گاردنر دسته‌بندی مختلفی از توانایی‌هایمان را به تصویر می‌کشند. برخی از ویژگی‌های این هوش‌ها عبارتند از:✔️هوش تصویری – فضایی (Visual – spatial intelligence)هوش فضایی توانایی ذهن در تجسم اشکال، تصاویر، نمودارها، جهت‌یابی‌ها و چنین مواردی را نشان می‌دهد. افراد دارای هوش تصویری، توانایی تجسمی بالایی دارند و به‌گفته گاردنر هنرمندان خبره‌ای می‌شوند، بی‌دلیل نیست که نقاشی‌های شگفت‌انگیزی را طراحی می‌کنند. کسانی که از این استعداد بهره می‌برند در جهت‌یابی‌ها، تفسیر تصاویر، فیلم‌ها، نمودارها و نقشه‌ها خوب عمل کنند.ویژگی‌ها هوش دیداری-فضاییدر تجسم اشکال و تصاویر قوی هستند و می‌توانند هنرمندان توانمندی شوند.طراحی، ایده‌پردازی، دستکاری تصاویر و فیلم‌ها را به‌خوبی انجام می‌دهند.نمودارها و اشکال را به‌خوبی تفسیر می‌کنند و می‌توانند اشکال و مجسمه‌های زیبایی بسازند.در خواندن و نوشتن تبحر دارند و از بازی‌های بصری مثل ساخت پازل لذت می‌برند.گزینه‌های شغلی هوش دیداری-فضاییطراح داخلیمعماریهنرمند تجسمیمجسمه‌سازمهندس مکانیکدریانوردمخترعکاشفمهندسعکاسیعلوم کامپیوتریافراد معروف دارای هوش دیداری - فضایی بالاگالیلهسالوادور دالیاستیو جابز✔️هوش زبانی – کلامی (Linguistic – verbal)هوش زبانی - کلامی توانایی افراد در بیان احساست با نوشتن و صحبت‌کردن را نشان می‌دهد. افراد در این سخنرانی، خوانندگی و نویسندگی تبحر بالایی دارند و می‌توانند خواسته‌های خود را با چیدن کلمات کنارهم با اعتماد به نفس بالا بیان کنند. گاردنر برای افراد با هوش زبانی مفاهیمی مانند معناشناسی، آواشناسی، شناخت قواعد و دستور زبان و کاربرد لغات در شرایط مختلف را ضروری بیان می‌کند.ویژگی‌ها هوش کلامی - زبانیتوانایی بالایی در نوشتن و صحبت‌کردن دارند.می توانند دیگران را متقاعد کنند و در داستان‌سرایی تبحر دارند.می‌توانند با زبان و گفتار طنز به‌شیوه درست نظر دیگران را جلب کنند.مسائل پیچیده را به زبانی ساده و شیوا می‌توانند توضیح دهند.گزینه‌های شغلی هوش کلامی - زبانینویسندهروزنامه‌نگاروکیلمعلماستادمجریگویندهسیاستمدارمترجمافراد معروف دارای هوش کلامی - زبانیجی کی رولینگ✔️هوش منطقی – ریاضی (Logical – mathematical)اگر شما هم از توانایی برخی افراد در حل مسائل ریاضی شگفت‌زده می‌شوید؛ باید بگوییم این افراد هوش منطقی و قدرت محاسبات ذهنی بالایی دارند. افراد با این توانایی، می‌توانند مسائل پیچیده و مشکلات را تجزیه‌وتحلیل کرده و ساختارهای محاسباتی و ریاضی را در کمترل زمان حل کنند. افراد دارای هوش منطقی دوست دارند زندگی را با اعداد، الگوها و روابط ریاضی بسنجند و در حل مباحث ریاضی بسیار قوی هستند.ویژگی‌ها هوش منطقی - ریاضیبه‌راحتی می‌توانند مسائل ریاضی را حل کنند.توانایی بالایی در انجام آزمایش‌های علمی دارند.از تفکرات انتزاعی، نمادین و الگوها و استدلال‌های خاص پیروی می‌کنند.تمام کارهایشان با محاسبه، اندازه‌گیری، درک فرضیه‌ها و حل مشکلات پیش می‌رود.از انجام بازی‌هایی مثل سودوکو و پیداکردن الگوی شعرها لذت می‌برند.گزینه‌های شغلی هوش منطقی - ریاضیریاضیداندانشمندبرنامه‌نویس کامپیوترمهندسحسابدارمعلم ریاضیمخترعانافراد معروف دارای هوش منطقی - ریاضینیکولا تسلابیل گیتس✔️هوش جنبشی – حرکتی (Bodily-Kinesthetic Intelligence)افزاد دارای هوش جنبشی - حرکتی در انجام حرکات بدنی سخت و سنگین، کنترل و حفظ تعادل جسمانی بسیار توانمند هستند. این افراد در رشته‌های ورزشی عملکرد موفقی دارند. در  کارهای با هماهنگی بالای چشم و دست و فعالیت‌های فیزیکی، استعدادهایشان را نشان می‌دهند.ویژگی‌ها هوش جنبشی - حرکتیدر فعالیت‌های فیزیکی مانند ورزش و رقص عملکرد فوق‌العاده‌ای دارند.وسایلی که با دست ساخته می‌شوند را دوست دارند.کارها را به‌جای گوش دادن و نوشتن، با انجام دادن یاد می‌گیرند.گزینه‌های شغلی هوش جنبشی - حرکتیورزشکارمعلم تربیت بدنیرقصندههنرپیشهآتش‌نشانصنعتگرافراد معروف دارای هوش  جنبشی - حرکتیمایکل جکسونمایکل جردن✔️هوش موسیقیایی (ریتمیک) (Musical – rhythmic and harmonic)افراد با هوش موسیقیایی درک بالایی در ریتم‌­ها، صداها و الگوهای موسیقی دارند. بسیاری از سازندگان موسیقی و کسانی که در این عرصه فعالیت دارند، از این نوع هوش بهره می‌برند. افراد با این استعداد می‌توانند آلات مختلف موسیقی را به‌خوبی بنوازند و در آوازخوانی، شناسایی الگوی آهنگ‌ها، درک نت‌های موسیقی و به‌خاطر سپردن آنها بسیار توانمند هستند.ویژگی‌های هوش موسیقیاییبه آوازخوانی و نواختن آلات موسیقی علاقه دارند.آهنگ‌ها و ملودی‌ها را خیلی سریع به‌خاطر می‌سپارند.ریتم‌ها و نت‌های آهنگ‌ها را در هر سبکی درک می‌کنند.گزینه‌های شغلی هوش موسیقیاییآهنگسازموسیقیدانمعلم موسیقیخوانندهرهبر ارکسترنوازندگیافراد معروف دارای هوش موسیقیاییآلیشیا کیزموتسارت✔️هوش بین‌فردی (Interpersonal Intelligence)هوش بین‌فردی درک بالای افراد از محیط پیرامون و مردم و توانایی انجام کارهای گروهی را نشان می‌دهد. افراد دارای این ویژگی به‌راحتی می‌توانند در موقعیت‌های مختلف افراد را درک کرده و با ارزیابی احساسات و انگیزه دیگران، مسائل پیرامون را حل‌وفصل کنند. اگر کسی بدون اینکه احساسات‌تان را بیان کنید عصبانیت یا خوشحالی شما را درک کند، این شخص از هوش بین‌فردی بالایی برخودار است.ویژگی‌های هوش بین‌فردیتوانایی بالایی در درک محیط پیرامون و احساسات افراد دارند.به شرایط مختلف از زوایای مختلف نگاه مرده و ان را تجزیه‌وتحلیل می‌کنند.خیلی سریع اختلافات را رفع می‌کنند و می‌توانند روابط مثبت و سالمی با دیگران برقرار کنند.گزینه‌های شغلی هوش بین‌فردیروانشناسفیلسوفمشاورفروشندهسیاستمدارمعلممددکار اجتماعیافراد معروف دارای هوش بین‌فردیدکتر فیلاپرا وینفریمادر ترزا✔️هوش درون‌فردی  (Interpersonal)افراد با هوش درون‌فردی با عواطف و احساسات خود ارتباط نزدیکی داشته و درونگرا هستند و از رؤیاپردازی و فکر کردن لذت می‌برند. این افراد آرام و بی‌صدا هستند و در اکثر مواقع از کارهای گروهی لذت نمی‌برند. زمان زیادی را برای شناخت و درک احساسات خود صرف می‌کنند و صلح‌جو و منظم هستند.ویژگی‌های هوش درون‌فردیوقت‌شناسی، نظم و مسئولیت‌پذیریی بالایی دارند.به‌جای صحبت‌کردن، در همدل و شنونده خوبی برای دیگران هستند.درک درستی از عواطف، احساسات، اهداف و مسیر زندگی خود دارند.می‌توانند ارتباطات مؤثر و خوبی با دیگران برقرار کنند و در صورت بروز اختلاف  بسیار صلح‌جو هستند.گزینه‌های شغلی هوش درون‌فردیفیلسوفنظریه‌ پردازنویسندهمشاوردانشمندتاجر✔️هوش طبیعت‌گرا (Naturalistic)احتمالاْ شما هم طرفداران محیط زیست را می‌شناسید، این‌ها همان افراد با هوش طبیعت‌گرا هستند که به طبیعت و پرورش موجودات اهمیت زیادی می‌دهند و از انجام‌دادن کارهای مؤثر در طبیعت  لذت می‌برند. گیاه‌شناسی، جانورشناسی، کوهنوردی، صحرانوردی و چادر زدن در طبیعت از علایق افراد با هوش طبیعت‌گرا است.ویژگی‌های هوش طبیعت‌گرابه گیاهان، جانوران و هر آنچه با طبیعت در ارتباط است علاقه دارند.از باغبانی، پیاده‌روی و کاوش در طبیعت لذت می‌برند.مباحث غیر مرتبط با طبیعت را دوست ندارند.بیشتر اوقات از گیاهان و جانوران نگهداری می‌کنند.گزینه‌های شغلی هوش طبیعت‌گرامحیط‌‌بانمزرعه‌دارزیست‌‌شناسستاره‌‌شناسباغباندامپزش</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Sat, 01 Jun 2024 14:17:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرخاشگری کودکان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%D9%BE%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-n4t0nbyydors</link>
                <description>پرخاشگری کودکان یکی از اختلالات رفتاری کودکان است، که اغلب مسئله‌ای مهم و نگران کننده‌ای برای والدین و معلمان است. در واقع این رفتار کودکان نوعی از اضطراب، خجالت، شرم و حتی عصبانیت در والدین ایجاد می‌کند که باعث می‌شود گاها مستاصل شده و ندانند چگونه در مقابل آن برخورد کنند.پرخاشگری می‌تواند در جریان رشد طبیعی کودک ایجاد شود و طبیعی تلقی شود، ولی گاها از این محدوده طبیعی تجاوز کرده و نیاز به توجه و بررسی والدین دارد. کودکانی که رفتار پرخاشگرانه دارند معمولا خودانگیخته، بی‌قرار و زودرنج‌اند. پژوهش‌های جدید می‌گویند که این مسئله با توانایی‌های گفتاری و طبیعت ذاتی بچه‌ها در ارتباط است.پرخاشگری در کودک طبیعی است اما اگر مکررا یا بر طبق یک الگوی مشخص اتفاق بیفتد خطرناک خواهد بود. این رفتار معمولا از ناتوانی کودک شما در کنار آمدن با خشم، عوامل بیولوژیکی، بدرفتاری والدین یا کمبود مهارت‌های ارتباطی نشئت می‌گیرد.علل پرخاشگری کودکان چیست؟پرخاشگری در کودکان می تواند نشانه بسیاری از مشکلات زمینه ای مختلف باشد. این اختلال رفتاری چندین شکل مختلف دارد. که ممکن است در اثر خیلی از مشکلات روانپزشکی، پزشکی و شرایط زندگی بروز داده شود. بنابراین در اصل درمان پرخاشگری ابتدا باید بفهمیم که چه چیزی باعث آن می شود.علل پرخاشگری را  می توان به چند گروه تقسیم کرد.۱. اختلالات خلقیکودکانی که به اختلال دوقطبی دچار هستند، در مراحل شیدایی خود، اغلب پرخاشگر می شوند. آنها کنترل خود را از دست می دهند، تکانشی می شوند. از طرف دیگر، وقتی افسرده می‌شوند، اگرچه پرخاشگری کمتر رایج است، می‌توانند تحریک‌پذیر شوند و گاهی اوقات این تحریک‌پذیری به عصبانیت و خشم ختم می شود.۲. روان پریشیبیماری های روان پریشی نیز ممکن است با پرخاشگری ظاهر شوند. برای مثال، کودکان مبتلا به اسکیزوفرنی اغلب به محرک‌های درونی پاسخ می‌دهند که می‌توانند آزاردهنده باشند. گاهی اوقات بچه‌های مبتلا به اسکیزوفرنی بد‌اعتماد یا مشکوک می‌شوند – یا پارانوئید تمام عیار – و به‌دلیل ترس خودشان پرخاشگری می‌کنند.۳. ناامیدیکودکانی که مشکلات شناختی (آنچه که اکنون به آن آسیب فکری می گویند) یا ارتباطی (از جمله اوتیسم) دارند نیز ممکن است، پرخاشگری از خود نشان دهند. هنگامی که کودکان مبتلا به این شرایط پرخاشگر می شوند، اغلب این رفتار را به علت اینکه نمی توانند احساسات خود را در هنگام مواجهه با اضطراب یا ناراحتی مانند دیگران بیان کنند، بروز  می دهند.۴. تکانشگریدر کودکان مبتلا به ADHD، تکانشگری و تصمیم گیری ضعیف می تواند منجر به رفتاری شود که به عنوان پرخاشگرانه تعبیر می شود. این کودکان معمولاً عواقب اعمال خود را در نظر نمی گیرند، که ممکن است زمانی که واقعاً فکر نمی کنند، بی رحمانه یا بدخواهانه عمل کنند.۵. اختلال سلوکدر اختلال سلوک، پرخاشگری بخشی از ماتریس بیماری است. بر خلاف کودکی که عواقب اعمال خود را در نظر نمیگیرد، کودکان مبتلا به CD عمدا بدخواه هستند و درمان و پیش آگهی برای آنها کاملاً متفاوت است.۶. آسیب فیزیکیگاهی اوقات دلایل ارگانیک برای طغیان های تهاجمی وجود دارد، زمانی که لوب پیشانی کودک در اثر حادثه آسیب دیده یا انواع خاصی از صرع دارد. در این موارد ممکن است دلیل قابل درک برای اپیزودهای پرخاشگری وجود نداشته باشد و این رفتار می تواند دارای یک جزء انفجاری باشد.۷. ترومادر نهایت، مواقعی وجود دارد که پرخاشگری در کودکان یا نوجوانان توسط عوامل استرس زا در موقعیت آنها و یا تحریک خاطرات یک تروما  بروز داده می شود. اما درک این نکته مهم است که این نسبتاً نادر است و زمانی که پرخاشگری به طور مکرر شروع به رخ دادن می کند، می تواند نشان دهنده یک مشکل عاطفی در حال ظهور باشد.پرخاشگری کودک چگونه درمان می شود؟درمان ها برای این اختلال رفتاری اکثرا شامل تراپی شناختی-رفتاری، برنامه های مدیریت خشم و برنامه های کاهش خشونت است. تراپی برای کاهش خشم و تکانشگری و بهبود حل مشکلات اجتماعی و مهارت های اجتماعی عمومی کودکان، بسیار موثر است.در موارد حاد برای درمان، جلسات تراپی ممکن است با مصرف داروهایی مثل آنتی‌سایکوتیک‌ها، آرام‌بخش‌ها و آنتی‌هیستامین‌ها همراه باشد.به طور کلی پرخاشگری در کودکان یک اختلال رفتار منزجر کنندست، که برای والدین بسیار نگران کنندست و اگر درمان آن به موقع صورت نگیرد، مشکلات بزرگتر و ماندگار تری را بوجود می آورد.البته یکی دیگر از مشکلاتی که در پرخاشگری کودک وجود دارد این است که اکثرا والد نمی تواند تشخیص دهد این یک مشکل جدی یا فقط یک بد خلقی کوچک است.اگر شما نیز از رفتار اخیر کودک خود مطمئن نیستید، یا نگران هستید که اخیرا رفتار او عجیب شده است مشاوران کلینیک روانشناسی کریمی نسب می‌توانند به شما و کودکتان کمک کنند.مرکز جامع توانبخشی سرو در زمینه مشاوره و ارزیابی خانواده و انجام تست های هوش، استعدادیابی و … فعالیت می نماید.</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Sat, 25 May 2024 15:05:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رشد روانی کودک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57141581/%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-mnf5kaixmjqw</link>
                <description>رشد رواني عبارت است از رشد شناختي، عاطفي، فکري و اجتماعي در انسان، رشدي که از کودکي تا سنين بالاتر شروع مي شود، و رشد و تکامل رواني کودک شامل آگاهي حسي، مهارت هاي حرکتي و توانايي هاي اجتماعي و زباني است که به شدت تحت تأثير محيط ژنهاي کودک، و مهارتهاي شناختي است.معمولاً والدين و متخصصان از ويژگي هاي رشد رواني کودک براي مقايسه او با بقيه هم سن و سالان خود استفاده مي کنند، مانند يادگيري در صحبت کردن، توانايي در خواندن، و همچنين براي بررسي وجود شناختي استفاده مي شود. يا مشکلات رفتاري در کودک، مانند مشکلات يادگيري.مراحل رشد رواني کودک تا جوانيمرحله توسعه حسي و حرکتي:رشد روانی کودک از تولد تا دو سالگي شروع به آموختن زندگي از طريق حواس و مهارت هاي حرکتي مي کنند و از طريق علائم حسي که مي بينند ياد مي گيرند. او ممکن است با شنيدن صداي آرام يک دوست هنگام ترس، آرام يا ناراحت شود.مرحله قبل از راه اندازي:فرد وقتي شروع به صحبت مي کند ، وارد مرحله پيش از راه اندازي رشد رواني مي شود ، زيرا فقط با زمان حال سازگار است و هنوز ياد نگرفته است که درباره گذشته يا آينده فکر کند.مرحله شروع:کودک با رسيدن به سن ابتدايي وارد مرحله شروع مي شود ، جايي که ياد مي گيرد به طور انتزاعي فکر کند، و همچنين ياد مي گيرد که در مورد چيزهايي که مي بيند منطقي رفتار کند.عوامل رشد رواني کودکروان کودک در دوران رشد خود تحت تأثير عوامل زيادي قرار مي گيرد و تنها به عوامل دروني مانند ژن ها يا ويژگي هاي شخصي محدود نمي شود ، بلکه تحت تاثير عوامل بيروني نيز ميباشد عوامل بيروني به شرح زير مي باشد:عوامل اجتماعي:عوامل اجتماعي از جمله مهمترين عوامل بيروني هستند که بر رشد رواني کودک مانند خانواده، مدرسه يا دوستان تأثير مي گذارند، زيرا روابط اجتماعي است که بر روي طرز فکر کودک ، يادگيري يا رشد او تأثير محسوسي دارد.عوامل فرهنگي:عوامل فرهنگي نقش مهمي در رشد رواني کودک ايفا مي کنند ، زيرا بر نحوه برخورد کودک با خانواده، نوع آموزش او، تأثير مي گذارد ، زيرا عوامل فرهنگي مجموعه اي از ارزشها، عادات و باورهاي غالب که کودک با آنها همزيستي دارد.عوامل طبقه:عوامل طبقه به عوامل متعددي از جمله سطح تحصيلات، ثروت مالي و شغلي که فرد در اختيار دارد تقسيم بندي مي شوند. معمولاً کودکي که در محيط کلاس بالا زندگي مي کند از فرصت هاي بيشتري نسبت به ساير کودکان برخوردار است که به نوبه خود بر روان او تأثير مي گذارد.</description>
                <category>Sarvclinic79</category>
                <author>Sarvclinic79</author>
                <pubDate>Sat, 18 May 2024 16:47:20 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>