<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Venus</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_57353632</link>
        <description>‌‌‌    ‌ ‌‌ ‌            ‌  مؤج موهاش قشنگ ترين جزر ؤ مـد    ‌ ‌  ‌ ‌</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 01:40:45</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2360185/avatar/DvdQSq.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Venus</title>
            <link>https://virgool.io/@m_57353632</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فیک(تهیونگ.چایگا.کوک)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57353632/%D9%81%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DA%AF%DA%86%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%DA%A9%D9%88%DA%A9-agkgjexjmtef</link>
                <description>فیک (تهیونگ.چایگا.کوک.)تهیونگ.فکر نمی‌کردم رفیق چند سالم دس به همچین کاری بزنه نمیتونم باور کنم درست جلوی خدم چایگا (رلش)رو بوسید نمیتونم باور کنم اصلا با چشمای خدم از هم لب گرفتن تهیونگ بعده ی چن ساعتی ک خیره شده بود ب ی گوشه صدای در شنید چایگا بود  تازه از بیرون آمده بود یکم میزد به مسی ول ی شیشه دسش دیدم وتکا دسش بود ک نصفه خالی بود هر دفه میخورد دیگه تهیونگ تحمل نیاورد رف از خونه بیرون سواری ماشین شد و فقد میرف‌ اشک جلو چشاش گرفته بود طار میدید هر لحظه نزدیک بود تصادف کنه پلک ک زد اشک از چشاش جاری شد  پارک کرد ی گوشه و پاکت سیگارش رو از تو داشبورد ورداش یه نخ از داخل بسته ورداش روشن کرد فقد میکشید تا آخرین نخ کشید و آروم. شد تو حالتی بود ک خشگین و غمگینه همه خاطراتش با کوک و چایگا جلو چشاش مرور میشد اینقدر مرور شد ک رسید به لحظه ای ک چایگا و کوک جلوش داخل بار از هم لب گرفتن تهیونگ از شدت بغض سردرد بدی گرف اما هنوز همه چی براش مرور میشد کوک ک اون شب بد جور مس بود  چایگا از فرصت استفاده کرده بود ول کوک چ..چرا دست زده بود به پهلو و با.سن چایگا و در حدی باهم همکاری میکردن ک من همون جا اشک ت چشام جمع شد ضربه بدی بم زدن چایگا شب خونه نیومد و رفته بوده خونه کوک و کلی کار انجام دادن هرشب مست می‌کنه می‌ره بار مس می‌کنه منم حرفی بزنم میگه تو میخوای حبسم کنی نمی‌دونم چطر بشون همه چیو بفهمونم تهیونگ راه افتاد رفت خونه چایگا رو مبل نشسته بود با گوشی ور میرف چایگا.سلام ته تهتهیونگ.سلام چایگا خش گذشته بتچایگا.ار چیزی شده ناراحتیتهیونگ.نه فقد میخام برم رو پشته بومچایگا.حواست به خودت باشه[آخرین دیدار 2 سال پیش]پایان تک پارتی دنیال</description>
                <category>Venus</category>
                <author>Venus</author>
                <pubDate>Thu, 06 Apr 2023 00:10:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اما فقد دیر آمدم خونه(تهیونگ&amp;ا.ت)P;²</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57353632/%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%81%D9%82%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%85-%D8%AE%D9%88%D9%86%D9%87%D8%AA%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%AAp%C2%B2-f0b7ssbgve4i</link>
                <description>کوک.ار چرا نیومدی امروز کمپانیتهیونگ.شعت ساعت ده هست من دیشب خیلی قرص خوردم نتونسم بیدار شم آلن میامکوک.ا.ت خوبه دیشب چیزی شدهتهیونگ.امدم کمپانی بت میگمکوک. اوک بایتهیونگ.بایگوشیو قطع کرد و بعد رف رو برگه نوش که من  رفتم کمپانی و اگر دیر آمدم جای نرو و کاری با خودت نکن امشب زود میام . رف کت شلوار سیاهشو پوشید و رفت کمپانی وقتی رسید ماشینو پارک کرد ت پارکینگ و بعد رف داخل کمپانی رف تو آسانسور و بالا تمرین تبقه رفت همون جا ک تمرین میکنن و رو آهنگ کار میکنن اعضا نشسته بودن تا تهیونگ بیاد و وقتی رف همه پا شدن و سلام کردنکوک. سلومم ته میگم دیشب چ شد قرص خوردی اعضا ک دیگ جریان رو فهمیدن تهیونگ هیچ بخام بگم یکم طول می‌کشه همه چیز در مورد دیشب که رفتم خونهجین .بگو بینمتهیونگ.اوک من دیشب که رفتم خونه بعد از اینک پیش کوک بودم وقتی رفتم دیدم ا.ت تو تخت خواب نیست ک یهو صدای جیغ و گریه از حموم آمد رفتم دیدم در قفله داشتم سعی میکردم باز کنم درو ک از زیر در یهوجیمین. یهو چی تهیونگ.پیدم خونه زیادی آمد بیرون درو هرجور تونسم باز کردم ا.ت نشسته بود رو کاشی های خونی و داد میزد و گریه میکرد دسشم زده بود لباسش کاملن خونی بود چاقو ازش گرفتم و انداختم انور میشم رو زمین و بغلش کردم خ..خیلی بد ب..بود اون وض همچین جور تو بغلم بلند بلند گریه میکرد و جیغ میزد سرشو بوس کردم و بعدها نیم ساعت آروم شد و خوابش برد لباسش و عوض کردم بردم دسشم باند پیچی کردم و بعد گذاشتمش رو تخت خدمتم لباسم رو عوض کردم رفتم رو مبل نشستم گریم گرفته بود از بس گریه کردم قلب درد خیلی بد گرفتم دوتا بسه قرص خالی کردم خوردم فقد آروم شم ول سعی میکردم گریه نکن داشتم خفه میشدم با این حال خوابیدم و نتونسم صبح زود بیدار شم ک بیام کمپانی کوک.شتتتجین قرصی. که خوردی چیز بدی. نبوده که بی هوشت کرده انکار رفتی ت کما تهیونگ.دوتا بسه قرص قلب درد و یکی. کاملم تموم شد بسه هاشون اون یک بسه قرص سردرد بودشوگا و بقیه خشکشون زده بودجین.تهیونگ الن خوبی تهیونگ.ن زیاد بخاطر دیشب یکم عصبیممثلاً استاد تمرین دنس آمد گفت بلند شن بزن سر تمرین جین.تهیونگ میتونی راه بری یا تمرین کنیتهیونگ.ارجین .اگر نمیتونی بر تو اتاق خدت استراحت کنتهیونگ.باش دیگ بریم سر تمرینوقتی که بلند شد یه شیش قدمی. که رف جلو قدم هفتم سرش بد گیج رفت دسش رو گرفت ب دیوارجین.ت‌...تهیونگگگ خ..خوبی نزدیک در اتاق تمرین اینجور شد و بعد اعضا کلن آمدن بردنش تو اتاق خخدش تا استراحت کنهتهیونگ  .واییی چرا اوردینم اینجا خو فقد قرصه بد اثر کرده اینجور شدمکوک و جین باهم. ت دیشب تا نخوابیدی استراحتی نکردی قرصم خوردی،(تهیونگ نگفته که چن بسته قرص دیگه هم خورده )تهیونگ.نمیشه بیان سر تمریننانجون .نو یا بلخاب یا استراحت کن با این وض میخوای تمرینم کنیتهیونگ خیلی بد داشت سرش گیج میرف‌ تهیونگ.میام دیگههه (حالش بد شده بود چون اون بسه قرصای دیگ تازه اثر کرد ه)جیمین .تهیونگ رنگت چرا شد انگار گچ تهیونگ .چیزی نیسجین.دیگه وقتشه بزنم بشت پاشو بریم دکتر بینم رنگت انگار گچ سفید شده کوک .ته بلند شو دیگههه تهیونگ.چیزی نیستتتت هوپی.دیگه چ قرصای خوردی رنگت سفید انگار گچ شده تهیونگ.قزص سردرد و قلب درد اینا خوردمشوکا.یااااا چرت نگوووو پ چرا رنگت سفید شدهههه پاشو تا خدم زنگ نزدم به اورژانس پاشوو بریمتهیونگ.نمیخاد میگمممم عهههههکوک.تهیونگگگگ پاشووووو یونگی هیونگ زنگ بیمارستان بزنننتهیونگ حالش بد تر شده بود رنگش این یه جنا.زه شده بود بی‌حال شده بود  و افتاده بود رو مبل. تو اتاق زنگ زدن دکتر آمد داخل اتاق و وقتی دید تهیونگ اینجور شده سروم آورد بیرون و داشت بر ته سروم میزد تهیونگ از حال رفت جین.شعتت چرا بی هوش شدددد دکتر سروم زد و گفت دکتر کسی هست این سروم رو بگیره کوک.من میگیرمدکتر.پان سانمیدا (ممنون)کوک سروم رو گرفت و دکتر تهیونگ رو ماینه کرد و گفتدکتر.ایشون قرص های زیادی خوردنرباید دلشون رو شستشو بدیم تو بیمارستان اینجور نمیشه کوک به چن بادیگارد گفت که برن ون بیارن و رفتن ون آوردن شوکت رانندگی میکرد کوک عقب نشسته بود تهیونگ رو پاش بود و سرومش رو گرفته بود بقیه با ون خودشون آمدن دنبالش ونبعدها ده دقع رسیدن ....ادامه دارد.....ادامه دارد.....پارت دو غلط املایی گو زیاد دارمادامه دارد.....پارت دو غلط املایی گو زیاد دارمhttps://vrgl.ir/RXJT4</description>
                <category>Venus</category>
                <author>Venus</author>
                <pubDate>Wed, 05 Apr 2023 00:35:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اما فقد دیر آمدم خونه(ا.ت تهیونگ)P;¹</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57353632/%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%81%D9%82%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%85-%D8%AE%D9%88%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DA%AF-igmvvdxfp2fj</link>
                <description>ا.ت/آخه چرا نمیاد هفت شد اصن من میرم بار تا نیامده (تو خیلی گوجه میخوری بری بار بچم سر کاره)ا.ت رفت و یه لباس باز قرمز رنگ پوشید و بعد موهاشو بست یه آرایش ملایم و با رژی که تهیونگ اجازه نمی‌داد بزنه رو زد و رفت بیرون سوار یه ون ناشناس شد ولی اون ون  اکسش بود داخلش و ا.ت اسم اکسش فیلیکس بود با همون داشت میرف‌ بار  بعدها نیم ساعت رسید و همون نیم ساعتم تهیونگ رسید خونه و وقتی که تهیونگ درو باز کرد همه جا تاریک بود و یونتان آمد جلوش بغلش کرد و شروع کرد به صدا زدن ا.ت و بعد که دید جوابی نیس خونه رو گشت و بعد نگرانی و استرس گرف بد و ا.ت گوشیش خاموش بود و داشت شرابو ویسکی و کلی مشروب میخورد و چند پسرم دورشو گرفتن سعی کرد بهشون اهمیت نده ول. بش پس درازی میکردن بعد پاشد و رفت بیرون بار بعده یه ون ساعت گوشیشو روشن کرد و دید تهیونگ 18بار زنگ زده و پیم داده ول زنشگ نزد و پیم هاشو نگاه نکرد تا بره خونه ساعت چار‌ صبح بود تهیونگ که خیلی خسته بود و نتونس بخابه در باز شد ا.ت مست مست آمد تو تهیونگ وقتی دید ا.ت اینجوری و تلو تلو میخوره لباسشم بازه و رژی که اجازه نداشت رو زده فهمید کجا بوده (ا.ت خیلی خیلی ضحاکی )تهیونگ.ا.ت کجا بودی تا آلن(نشون نمی ده ک فهمیده)ا.ت خونه دوستم ب...بودم تهیونگ.با این سر وض ها من باور کردم آمدی همون رژی. که اجازه نداشتی رو زدی ؟؟فقد چون از کمپانی دیر آمدم باید بری بیرون تا ساعت چار‌ صبح هانن(داد زد)ا.ت.ت..تهیونگ تهیونگ.ساکت دیگه اسمم صدا نزن فکرشم نمی کردم بار بری لابد چن تا پسرم کنارت بوده بت پس درازی کرده این خیالتم نبوده تو رو چ حسابی گوشیتو خاموش کردی هان ون بار زنگ زدم پیم دادم کو جواب حتی نگاهم نمیکنی ا.ت ت....تهیونگ چ....چرا اینجور می‌کنیتهیونگ.وای النم که مسی ته رفت کوتشو برداشت و از خونه آمد بیرون رفت سوار ماشین شد اینقدر عصبی شده بود سرشو میزد به فرمون ا.ت از خونه نیومد بیرون و رف تو اتاق و ولو شد تو تخت تهیونگ ماشینو روشن کرد و رفد که بره پیشه کوک جین اعضا و نزدیک راهش خونه کوک بود رفت خونه کوک و در زد کوک درو باز کرد چون آلن داشت یه فیلم میدید ته هم عصبی بود و هم ناراحت کوک.ت..تهیونگ اینجا چیکار می‌کنی مگ الن ا.ت منتظرت نیستهیونگ .اسمشو نیارکوک.چی شده آخه تهیونگ .چون دیر رفتم خونه بلند شده به خودش رسیده با الیاس باز رفته بار فقد چون دیر رفتم خونه از. کمپانی آخه من. برم یقه کیو بگیرم گردنش قرمز بود که مسم بودکوک. شعتت تو بار در  پسره زن کم هست بعد رفته با فقد چون دیر رفتی. خونهههتهیونگ.بنظرت  چرا گردنش یه قرمزی داشت م..من چیزی نمی‌گم(بغضش گرفت)کوک.بغض نکن ول امید وار باش اون چیزی. که تو فکر دوتامون هس نباشهتهیونگ.یچی بگم کوک.بگوتهیونگ. وقتی تو راه بودم نیم ساعتی. که رسیدم تو راه یه ون دیدم که دقیق از. طرف خونه ما آمده بود شیشه های دودی بود کوک.شتتتتتهیونگ.چ...چرا باهام این کارو کرد م... مگه چیکارش کردم (بغضی‌بد)کوک .ته ول کن اینقدر خودتو ناراحت نکنتهیونگ.ب..باشه ا..اگر تونسمکوک ‌.ته میخوای  اینجا بمونی یا بری. خونه تهیونگ.ن....نمیدونم ول بهتر برم خونهکوک.میخای اینجا بمونی فوقش فردا عصر بری. خونه تهیونگ.ن میرم خونه کوک.الن لابد خوابه تهیونگ.ارتهیونگ از کوک خدافظی کرد. و بعد رف خونه ا.ت  رو تخت نبود وقتی داش میرف‌ تو اتاق صدای جیغ و گریه داد از تو حموم شنید رف. در باز کنه درد فقله یهو خون از زیر در آمد بیرون ولی ا.ت فقد داد میزد و گریه میکرد تهیونگ هرجور تونس درو باز کرد ا.ت رو زمین که کاشی سفید بود ول خونی بود خونه زیاد ا.ت فقد داد میزد و گریه میکرد داشت با چاقو دسشو فقد میزد تهیونگ رف چاقو رو ازش گرفت و بعد پرت کرد یجا ا.ت رو بغل کرد نوشته بود رو زمین و بغض بدی داشت  بعد  ا.ت رو تو بغلش فشار میداد ا.ت فقد گریه میکرد تهیونگ سرشو بوس کرد و بعد سعی کرد ارومش کنه ولی ا.ت فقد جیغ میزد گریه میکرد داد میزد  کله لباسش و دستاش خونی بود(ا.ت)تهیونگ که گرفتش بغل کله لباسش خونی شده بود ا.ت بعدها آروم شد تهیونگ تا خواب بود رف باند رو برداشت زد رو دسش و بعد لباس ا.ت رو عوض کرد گذاشتش رو تخت خودشم لباسش رو عوض کرد و بعد رف یه لیوان آب خورد حموم و جلو در پره خون بود تهیونگ که یه قلب درد شدید داشت و خودش رفته بود رو مبل نشسته بود و گریه میکرد قلبش خیلی بد درد میکرد بعد رف تو حموم و یه بسته قرص برداشت و فقد خورد دوتا بستع خالی کرد و رف رو مبل و هنوزم گریه میکرد  بعد. سعی کرد گریه نکنه و اشکش نریزه داشت خفه میشد درد قلبش زیاد تر شده بود بعد ده دقع رف رو مبل خوابید برش زمانی ساعت 10صبح ته نتونس بره کمپانی چون خیلی قرص خورده بود نمیتونس بیدار شه کوک بش زیاد زنگ زده بود وقتی بیدار شد گوشیو دید زنگ کوک زدکوک.الو ته تهیونگ . الو چ...چیزی شده ایقد زنگ زدی......ادامه دارد...ادامه دارد.....  https://virgool.io/p/igmvvdxfp2fj/%D9%85%DB%8C </description>
                <category>Venus</category>
                <author>Venus</author>
                <pubDate>Sun, 02 Apr 2023 04:51:02 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>