<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های جمال</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_57569633</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 14:30:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/534943/avatar/lORMyw.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>جمال</title>
            <link>https://virgool.io/@m_57569633</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شناخت</title>
                <link>https://virgool.io/Mindphilosa/%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA-rpafnofsep0l</link>
                <description>شناخت چگونه صورت می‌گیرد؟جهان خارج باید بر ذهن منطبق شود یا ذهن بر جهان خارج؟کدامیک مرکزیت دارد؟برای همه ما پیش آمده که گاهی اسم فرد یا مکانی را که قبلا می‌دانستیم، فراموش کنیم. پس از تلاش و تفکر زیاد برای یادآوری،به یکباره در حالتی که به آن توجه نداشتیم به ذهنمان خطور می کند.گاهی اوقات تلاش ما موثر است اما بعضی مواقع هم درست نتیجه ی عکس دارد‌. یعنی تلاش سبب ناکامی ما در یافتن می شود.مادری را در نظر بگیرید که به کودک خود محبت می‌کند.(حرکت مادر به سمت کودک)    با افزایش محبت، بتدریج کودک لوس یا پر توقع شده و از مادر فاصله می‌گیرد. حال مادر باید عملکردش را وارونه کند یعنی بی اعتنایی را در پیش گیرد تا این بار، کودک را به سمت خود جذب کند. (حرکت کودک به سمت مادر)یک جنبه جذبه ناشی از محبت،لطف و نزدیکی و جنبه ی دیگر جاذبه‌ی ناشی از دوری و قهر.مادر باید حد هریک را بداند تا بتواند در هر زمان عمل مناسب را تشخیص دهد.حال شناخت را هم می توان چنین توضیح داد: گاهی ما باید بدنبال حل مسئله برویم و اصرار کنیم. گاهی هم کنار بکشیم تا خود، محور شویم و این‌بار آن مسئله یا موضوع است که باید برای یافتن ما تلاش کند.پس برای شناخت درست و دقیق گاهی باید فاعل شناسا مرکزیت پیدا کند و گاهی آن مسئله ی مورد نظر.به عبارتی گاهی عاشق و گاهی معشوق می شویم. نه آنکه رابطه یک طرفه باشد.می‌توان گفت نه جهان خارج باید مطیع ذهن ما باشد و خود رابا آن سازگار کند و نه آنکه ما کاملا مطیع و فرمانبردار جهان خارج باشیم.آنچه خارج از ذهن ماست هم باید تمایلی برای ورود یا درک شدن توسط ذهن داشته باشد.(ذهن باید گاهی فعال و گاهی منفعل عمل کند تا به بهترین نتیجه دست یابد و این انسان است که باید حد و اندازه ی تحرک و ثبات را مشخص کند.)«تشنگان گر آب جویند در جهان / آب هم جوید به عالم تشنگان»  مولوی</description>
                <category>جمال</category>
                <author>جمال</author>
                <pubDate>Sun, 10 Sep 2023 12:48:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ذهن</title>
                <link>https://virgool.io/Mindphilosa/%D8%B0%D9%87%D9%86-cstdywvgc3fx</link>
                <description>«اندرون از طعام خالی‌دار/تا درو نور معرفت بینی/ تهی از حکمتی به علت آن / که پری از طعام تا بینی»سعدی در این بیت به سادگی رابطه ی بین ذهن و بدن را توضیح می دهد. هرچه درون از غذا یا ماده خالی باشد، در عوض جایگاه تفکر یا معرفت خواهد بود.«سخن آنگه کند حکیم آغاز / یا سرانگشت سوی لقمه دراز / که ز نا گفتنش خلل زاید /              یا ز ناخوردنش به جان آید / لاجرم حکمتش بود گفتار / خوردنش تندرستی آرد بار»در این مورد نیز به سادگی و اختصار به تشریح رابطه‌ی ذهن و بدن می‌پردازد:استفاده ی کمتر از دهان که خروجی برای ذهن و ورودی برای دستگاه گوارش است، باعث افزایش سلامتی و حکمت می‌ شود.سلامتی کارکرد درست بدن و حکمت را می‌توان عملکرد صحیح ذهن دانست.هم چنین بر ضرورت رسیدن به&quot;نیاز&quot; برای سخن گفتن یا خوردن تاکید می‌کند که سبب افزایش بازدهی و بهره‌وری می‌شود.« گر گلشکر خوری به تکلف زیان کند / ور نان خشک دیر خوری گلشکر بود»«نگویند از سر بازیچه حرفی کزو پندی نگیرد صاحب هوش / وگر صدباب حکمت پیش نادان / بخوانی آیدش بازیچه در گوش»انسان هوشمند را کسی می داند که از موارد پیش پا افتاده و به ظاهر سطحی پند می گیرد یعنی بی ارزش را بدل به ارزشمند می‌کند در حالیکه نادان درست خلاف این عمل می کند.ماشینی را در نظر بگیرید که ورودی آن اطلاعات بی ارزش است و طی پردازش آن‌را به داده های مفید به عنوان خروجی تبدیل می‌کند. این هوشمندی است در حالیکه نادانی معکوس کردن ورودی و خروجی است یعنی ورودی ارزشمند و خروجی بی ارزش.«مرغ بریان به چشم مردم سیر / کمتر از برگ تره بر خان است / و انکه را دستگاه و قوت نیست / شلغم پخته مرغ بریان است»برای انسان سیر، بهترین غذاها هم بی ارزش است و به آن توجه نمی‌کند اما برای گرسنه، نان خشک هم غذای ارزشمندی محسوب    می‌شود.بدین ترتیب فرد هوشمند مانند گرسنه و نادان همچون انسان سیر عمل می کند.(شباهت دیگری میان عملکرد ذهن و بدن)</description>
                <category>جمال</category>
                <author>جمال</author>
                <pubDate>Sun, 10 Sep 2023 12:06:26 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>