<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های jam.alipoor</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_57586796</link>
        <description>واژه ها تورا رقم زده اند ثانیه به ثانیه نوشتن عین نفس کشیدن است</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 01:38:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>jam.alipoor</title>
            <link>https://virgool.io/@m_57586796</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رساله‌ی ممو سیا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57586796/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D9%85%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%A7-imnwnkbvsljq</link>
                <description>می‌خواهم از ممو سیاه (۱۹۵۶–۱۹۹۲) حرف بزنم. سیاهِ تنهایی بود. نمی‌شد دربارهٔ چهره‌اش بگویی بامزه، ولی مِهر عجیبی داشت. توی خودش آفریقای کوچکی بود و انگار مثل آفریقا در جغرافیای جدایی زندگی می‌کرد که برای کسی نمی‌صرفید آن‌همه راه برود آن‌جا که ببیند تویش چه خبر است.اولین روزی که ایستاد کنار تنور و آمَم‌کاظم یادش داد چطوری نان در بیاورد، نُه ده سالش بود. نه صاحبی داشت و نه سقفی و نه یک قران پول. تنهایی و بی‌کسی زود یقهٔ ممو را گرفت. خیلی هم زود؛ و ممو زود از زندگی دلش گرفت. کمی بعد بدش آمد و بزرگ‌تر که شد، متنفر بود. یک متنفر تمام‌عیار. هر ماجرای هیجان‌آور و مهمی هم که برایش تعریف می‌کردی، تهش مکث می‌کرد، توی چشم‌هایت نگاه می‌کرد و می‌گفت: «ارزشش نداره!» کلا عقیده‌اش این بود که ارزش ندارد؛ هیچ تلاش و تقلایی در زندگی، ارزش نتیجه‌ای که می‌دهد را ندارد. این شد که در عنفوان شر و شوری و وحشی‌بازی و جوانی و گاز گرفتنِ زمین و زمان، در هفده‌سالگی، جوری زندگی را سه‌طلاقه کرده بود که اسمش شد مُمو کِلوین!کلوین را علی‌باشو یادش داد. از راه مدرسه آمده بود نان بخرد ببرد خانه و کتاب‌هایش لوله، زیر بغلش بود. راز بزرگ، درست کنار تنورِ نانوایی آمَم‌کاظم برملا شد و مُمو تمام روز به‌اش فکر کرد. به دنیای کلوین فکر کرد. به دویست و هفتادوسه درجه زیر صفر که علی‌باش گفته بود و رفته بود. به شاهِ سرماها. به نقطه‌ای که همیشه توی فکرش بود و حالا فیزیک، مُهرِ تاییدِ پت‌وپهنش را داده بود دست علی‌باش و فرستاده بودش تا بکوبد وسط مغز مموسیاه.دویست و هفتادوسه درجه زیر صفر، سِوِرترین و سگ‌جان‌ترین مولکول هستی هم از جک و جُنب می‌ایستد و دنیا ترمز غریبی می‌کشد. صفرِ کلوین، جایی بود که ممو می‌خواست خانه‌اش آن‌جا باشد. این شد که صدایش می‌زدند مموکلوین…احسان عبدی پور25</description>
                <category>jam.alipoor</category>
                <author>jam.alipoor</author>
                <pubDate>Sun, 24 May 2026 18:50:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرگذشت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57586796/%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-j8rsh9mc96d0</link>
                <description>بادام تلخ سرگذشت شکوفه هاییرا در سینه داردکه چاره ای جز ماندن،بر مزار مردم بی آرزو نداشتند---بعد تو در این خانهبا دیوار عقد اخوت بست،سایه‌اش را بر شانه‌های خسته آویختو به جای صدای تونفسِ سردِ سکوت را به جان خرید.پنجره‌ها دیگر چشم به راه نیستند،ماه از قابشان کوچ کرده،و فانوس‌های خاموش،قصه‌های نیمه‌تمام تو را در دل می‌سوزانند.اما هنوز،در شکاف هر آجرنامت جوانه می‌زند،و در خواب هر سنگردّ قدم‌هایت باقی مانده</description>
                <category>jam.alipoor</category>
                <author>jam.alipoor</author>
                <pubDate>Sun, 24 May 2026 18:41:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ستاره</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57586796/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87-hlus6krqsv58</link>
                <description>ستاره در آخرین پیچ زندگی یادت افتادم تمام مسیر آمده را برگشتم تا از نو برا یت  بخوانم سرگذشت تلخم را برگشتم ولی کاش نمی آمدم برمزار هزار ان آرزوی برخاک خفته ام گریستم  در بازگشت دلم هزاران بار اسیرشد و شکست ستاره بازگشتم تاوان سختی داشت نشسته ام به انتظار باد نسیان تا بر سرز مین خاطراتم بوزد ........هجرتم از امروز به دیاریست بی نام ونشان گویی  به ناگاه مرگ در نیمه شب مهتابی  زندگیم که هم چیز و همه کس واضح است دق الباب کرده باشد و بخواهد با من همنشین شود وببر مرا بانگاهی نه از سر التماس بل از سرحسرت به اتاق پر از خاطراتم می اندازم دستم را می کشد میماند در تخت و جدا میشوم  باحسرت همسفر میشوم با ..........</description>
                <category>jam.alipoor</category>
                <author>jam.alipoor</author>
                <pubDate>Sun, 24 May 2026 18:40:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هزار راه نرفته</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57586796/%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%86%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-w8jmbjs0brhb</link>
                <description>بو من...در پس این فاصله‌ها،شده‌ام داستان هزار راویشده‌ام هزار راه نرفته،هزار بغض نگفته در گلوی شب.من راپشت دیوار بلند این روایت‌ها نگذار...من هنوزبه صدایت بدهکارم،به نگاهی که نیمه‌کاره مانددر انتهای یک سلام خسته.نباشی،تمام شعرها گم می‌شونددر کوچه‌های بی‌پایان &quot;ای‌کاش&quot;و دلم،می‌افتد به دست باد،چون برگی که هیچ‌وقت نفهمیدپاییز،بی‌تو آغاز می‌شود.من را بگذاردر گوشه‌ای از خاطره‌هایت،همان‌جا که لبخندتبرای لحظه‌ای کوتاهتمام زخم‌های جهان رافراموشم می‌کرد.بگذار بمانمنه چون گذشته،که چون حقیقتی آرام،بی‌نیاز از روایت،بی‌نیاز از قضاوت هزار راوی.بگذار بمانمتا در شبی از همین شب‌هااگر باد دوباره پنجره‌ات را کوبیدبدانیکسی هنوزاز آن‌سوی دیوارهادوستت دارد.</description>
                <category>jam.alipoor</category>
                <author>jam.alipoor</author>
                <pubDate>Sun, 24 May 2026 18:40:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لانگ شات حضور</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57586796/%D9%84%D8%A7%D9%86%DA%AF-%D8%B4%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-orj3tqp6xdpb</link>
                <description>گاه و بیگاه به ویرانه ام سری بزن آنقدر به تاریخ انقضا نزدیکم ......که نمی دانم چه خواهد شد کوتاه کتیبه ای بودم از هذیان جبر وحماقت سرنوشت بخوانم گاه و بیگاه تابدانم هنوز رگه هایی از طغیان درمن زنده است .دیگر در کوچه های ........این فراموش خانه نشانه ای از عشق نیستوگزمه های خیانت و نسیان تمام  نشانه هارا به یغما برده اند من مانده ام و کوله باری از غربت در آشنا ترین مکان ممکن</description>
                <category>jam.alipoor</category>
                <author>jam.alipoor</author>
                <pubDate>Sun, 24 May 2026 00:30:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>