<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مسعود</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_57809499</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:55:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>مسعود</title>
            <link>https://virgool.io/@m_57809499</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه؛ درباره معنی زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57809499/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-fmfaqmthgzdk</link>
                <description>درباره معنی اگر بخواهیم پیش زمینه ای از کتاب رو در ذهن داشته باشیم و بدانیم که اصلا این کتاب چیه و چجوری نوشته شده و از کجا سرچشمه گرفته ، باید به این متن کوتاه اشاره کنم که ، یکروز مردی نزد ویل دورانت رفت و به او گفت که قصد دارم خودم را بکشم، من اینکار را خواهم کرد مگر اینکه تو بتونی دلیلی برای من بیاری که چرا نباید این کار را بکنم! تا شاید از تصمیمم منصرف شوم ، ویل دورانت در آن وقت و موقعیت محدود جواب هایی به آن مرد داد که هیچکدام مورد پذیرش نبودند ، چرا که آن مرد نه مشکل مالی داشت نه مشکلات رفاهی و اجتماعی و ... مدتی بعد از آن ویل دورانت نامه ای به بیش از صد شخصیت مشهور مثل گاندی، جورج برنارد شاو ، سینکلر لوییس و.. فرستاد و از آن ها سوال کرد که: در نظر شما معنی زندگی چیست؟ چه چیزهایی موجب ایجاد انگیزه در شما میشود و چه چیزی در زندگی برای شما حکم گنج را دارد و .... این اتفاق و این نامه ها که همگی بسیار خواندنی و قابل تأمل هستند و شامل هفت پرسش اساسی راجع به معنای زندگی میشوند را ویل دورانت گرد هم آورد و نظرات و دیدگاههای خود را به آن افزود و آنرا تبدیل به یکی از خواندنی ترین کتابهای دنیا کرد...کتاب «درباره معنی زندگی» با تعداد زیادی از نظرات متناقض، فکر شما رو به هم میریزه و ذهنتون رو به چالش می کشه ، تا سعی کنید که خودتون به جواب برسید ، در واقع این کتاب هیچ چیز قطعی و مستقیمی رو به شما نمیده ، بلکه مجموعه ای از دیدگاه‌ها و نظرات مختلف رو در پیش روی شما قرار میده تا خودتون تفکر کنید و به این موضوع مهم یعنی ، معنی زندگی و سوالات مرتبط با آن پاسخ دهید ، سوالاتی که قطعاً همه ما باید جوابی مختص خودمان برایش داشته باشیم.اگر بخواهم در اینجا یک نکته جالب توجه از کتاب به شما بگویم که موجب تعجب شما بشه و یا حتی بتونه شما را ترغیب به خواندن کتاب کنه ، این هستش که ؛ در کتاب درباره معنی زندگی ویل دورانت ، یکی از بهترین و دقیق ترین و جامع ترین نامه هایی که آورده شده و به سوالات ویل دورانت پاسخ داده ، نوشته یک زندانی محکوم به اعدام بوده که به جرات میتوان گفت که از بسیاری از مشهورترین و معروفترین نویسندگان و شاعران و فیلسوفان هم بهتر و دقیق تر نوشته شده و میتونه در بین تمام آن نامه ها و مکاتبات داخل کتاب در رتبه اول قرار بگیره ، البته از نوشته ها و پاسخ های خود ویل دورانت هم نباید گذر کرد ، چرا که پاسخ های خود او هم بسیار جالب و خواندنی و قابل تامل هستند...در مجموع باید این را هم اضافه کنم که کتاب مذکور شامل سه بخش هستش ، در بخش اول ویل دورانت سعی داره تا با توضیحاتی که درباره جهان ، انسان و کلا موجودیت انسان و شرایط زندگی و ارزش های موجود در زندگی انسان ها ، مطلب رو برای خواننده جا بندازه و بخش دوم کتاب به همان نامه ها و مکاتبات اختصاص داده شده و در آخر هم خود ویل دورانت نظرات و دیدگاههای خودش رو نوشته و در اختیار خوانندگان کتاب قرار داده... بنظرم همه بخش های کتاب ارزشمند و خواندنی هستند و هر چند از نظر خودم بخش اول کتاب واقعا بی نظیر و شاهکاره و همون بخش اول هستش که شما رو به خواندن کامل کتاب ترغیب میکنه...در پایان باید عرض کنم که اگر شما هم به دنبال پیدا کردن معنا و مفهوم زندگی و معنای زندگی و یافتن انگیزه درست در زندگی هستید ، حتما این کتاب رو بخونید.شما میتونید همین حالا از طریق سایت و اپلیکیشن طاقچه این کتاب رو با تخفیف دریافت و مطالعه کنید.برای دریافت کتاب اینجا کلیک کنید.</description>
                <category>مسعود</category>
                <author>مسعود</author>
                <pubDate>Fri, 15 Mar 2024 17:42:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه؛ عشق در زمان وبا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57809499/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%A8%D8%A7-gnx1uliyrzvu</link>
                <description>عشق در زمان وبا نوشته گابریل گارسیا مارکز عشق.... واژه ای پر رمز و راز که همواره در تمام مراحل زندگیمان به گونه های مختلف آنرا تجربه میکنیم اما هیچوقت درون مایه ی آن را کشف نمیکنیم ، و درست نمیفهمیم که این عشق از کجا آمده ، به چه دلیلی بوجود آمده و چرا گاه اینقدر شعله ور میشه که حتی از کنترل ما خارج میشه و بسیاری موارد دیگر که گاه باعث میشه که آدمی بخاطر عشق به مرز جنون و دیوانگی برسه و این شاید در بسیاری از داستانها و زندگی های انسانها در طول تاریخ به نقطه عطفی بدل شود... در مورد عشق و داستان های عاشقانه ، کتابهای بسیاری نوشته شده که هر کدام به نوعی روح و ذهن ما را درگیر خود میکند و تا پایان با این داستانها ، که گاه بسیاری از آنها شباهت زیادی به زندگی خودمان دارند همراه میشویم... یکی از کتابهای بسیار ارزشمند و عاشقانه ای که ، شاید بتوان آن را ، در جمع برترین کتابهای جهان هم قرار داد ، کتاب «عشق در زمان وبا» نوشته نویسنده معروف «گابریل گارسیا مارکز» هستش... این کتاب اون قدر زیباست که حتما باید خودتون یکبار اونو بخونید و مطمئن هستم که در پایان اون رو به بقیه هم پیشنهاد خواهید داد...این کتاب از زبان یک راوی بیان میشه که تا انتها برایمان ناشناس هستش و قصه عشق جوانی به نام فلورنتینو به دختری به نام فرمینا رو برایمان بازگو میکند...فلورنتینو که او را یک حرام زاده میخوانند ، در ده سالگی پدرش را از دست داده و با سختی و مشکلات فراوانی زندگی خود را گذرانده است ، تا جایی که حتی پول غذا هم نداشته ، اما شرایط برای او تغییر میکند و اون با رفتن سر کار ، موفق میشه که از پس زندگی خودش و مادرش به هر شکلی بر بیاد. در همین راستا و بواسطه شغلی که دارد از دختری به نام فرمینا که در یک خانواده سرمایه دار بزرگ شده است و مادرش را در کودکی از دست داده است و با پدرش زندگی میکرده ، خوشش میاد و شروع به نامه نگاری با او میکند. بعد از دو سال نامه نگاری و تحمل دوری از یکدیگر ، در نهایت این دو جوان عاشق ، موفق می شوند که همدیگر را ببینند اما این دیداری که پس از مدتها دوری شکل گرفته ،  طبق خواسته آنها پیش نمیره و این شروع ماجراهای زیبا و عاشقانه ی این دو است...در جایی از کتاب میخوانیم : فلورنتینو آریثا بدون این که به خود رحم کند هر شب نامه می‌نوشت. نامه‌ای پس از نامه دیگر در دود چراغ روغن نخل سوز در پستوی مغازه خرازی، و هر چه سعی می‌کرد نامه‌هایش بیش‌تر به مجموعه اشعار شعرای مورد علاقه‌اش در کتابخانه ملی که در همان زمان به هشتاد جلد می‌رسیدند، شباهت پیدا کنند، نامه‌ها طولانی‌تر و دیوانه‌وارتر می‌شدند. مادرش که در ابتدا در آن عذاب عشق تشویقش کرده بود، رفته رفته نگران سلامتی او می‌شد. وقتی از اتاق خواب صدای بانگ اولین خروس‌ها را می شنید به طرف او فریاد می‌کشید: «داری عقلت را از دست می‌دهی، مغزت معیوب می‌شود، هیچ زنی در عالم وجود ندارد که لیاقت این همه عشق را داشته باشد.»واقعا این کتاب پر است از اشارات و اتفاقات و فراز و نشیب های عاشقانه ای که خواننده را تا انتها مات و مبهوت و تشنه بیشتر و بیشتر خواندن و جلو رفتن میکند تا ببیند که سرانجام این عشق آتشین که هرگز با زن دیگری تقسیم نشد و همواره امن نگه داشته شد تا روزی به پای فرمینا بسوزد چه خواهد بود...؟؟!!پیشنهاد میکنم اگر دنبال رمان های عاشقانه هستید و به این سبک کتابها علاقه دارید ، این شاهکار عاشقانه دنیا رو از دست ندید و یکباره دیگه مثل همیشه که لینک دریافت کتابها را براتون میزارم ، اینبار هم میتونید کتاب عشق در زمان وبا را از اینجا تهیه و مطالعه فرمایید...</description>
                <category>مسعود</category>
                <author>مسعود</author>
                <pubDate>Fri, 16 Feb 2024 16:36:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه؛ تولستوی و مبل بنفش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57809499/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%B3%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D9%84-%D8%A8%D9%86%D9%81%D8%B4-d00xszmjuwts</link>
                <description>تولستوی و مبل بنفشمرگ ، واژه ای نام آشنا و در عین حال غریب و ترسناککلمه مرگ رو در طول عمر بارها میشنویم و بارها هم در اطرافمون مواردی از اون رو مشاهده میکنیم ، مرگ یک انسان ، یک حیوان یا یک درخت و حتی مرگ اشیا و ... اما همیشه این کلمه و این اتفاق برامون گنگ و ترسناک بوده و هست و هیچوقت نتونستیم باهاش کنار بیاییم، که خب این خودش بتنهایی جای بحث داره و دلایل بیشماری رو میشه براش متصور شد اما شاید یکی از چیزهایی که در طول زندگی ما رو خیلی ناراحت میکنه و ممکنه روزها و هفته ها و سالها به یادش باشیم ، مرگ عزیزانمون هستش که درطول عمر ممکنه چندین بار تجربه اش کنیم و قطعا هربار سخت تر و غمبارتر از قبل خواهد بود... خصوصا اگر با عزیز از دست رفته رابطه عاطفی عمیقی داشته باشیم آنگاه تحمل و فراموشی این اتفاقات برامون سخت تر خواهد بود... هر کس برای هضم چنین اتفاقی ، راه حلی داره تا بتونه اون اتفاق رو کم کم فراموش کنه و به زندگی ادامه بده اما بنظرم یکی از جذاب ترین راهها رو نینا سنکویچ انتخاب کرد و با کمک خانواده و همسرش موفق شد از یکی از سخت ترین و غم انگیزترین سالهای زندگیش عبور کنه...نینا سنکویچ تمام اتفاقات رو در قالب یک کتاب بصورت خاطرات جمع آوری و منتشر کرده ، کتابی که از سوی خوانندگان سایت گودریدز بعنوان نامزد دریافت بهترین کتاب خاطره نویسی هم انتخاب شده ، او در این کتاب از غم از دست دادن خواهر بزرگش آنماری که بدلیل سرطان کیسه صفرا از دنیا رفت ، صحبت میکنه و اینکه چطور بعد سه سال با این غم کنار نیومده و تلاش میکنه با پناه بردن به دوست همیشگیش «کتاب» این درد رو تسکین بده چرا که او در خانواده ای کتابخوان بدنیا آمده و بزرگ شده و قطعا کتاب میتونسته بهترین دوست و همدم او باشه.نینا تصمیم میگیره به مدت یک سال هر روز یک کتاب بخونه و راجع به اون کتاب متنی بنویسه و در واقع نوت برداری کنه و برداشتش رو بیان کنه که برای عملی کردن تصمیمش برنامه ریزی میکنه و از همسر و بچه‌هاش هم در این راه کمک میگیره.اون در کتاب تولستوی و مبل بنفش ، از کتاب‌هایی که میخونه، میگه و در طول کتاب به گذشته خودش و خانواده‌اش سفر میکنه و با بیان خاطراتش ما رو همراه میکنه که مهم ترینش اتفاقات پیش اومده در بیمارستان و مرگ خواهرش هستش که در برخی جاها واقعا غم انگیز هستش و میتونه اشک خواننده رو در بیاره... شاید این کتاب بتونه یک دیدگاه جدید از مواجهه با مرگ و چگونگی کنار اومدن با مرگ و از دست رفتن عزیزانمون رو به ما نشون بده و قطعا خواندنش خالی از لطف نخواهد بود... البته کلیشه ای هستش اگر بگیم که همه ما یک روز میاییم و یک روز هم میریم اما در پس این آمدن و رفتن ها گاهی اتفاقات و داستانهای عجیبی نهفته که شاید هر کدومشون به اندازه یک کتاب یا یک فیلم خاص و جذاب و آموزنده باشه از خاطرات افراد در مورد مرگ دوستان و اطرافیانشون تا افرادی که از مرگ خود آگاهند...برای خرید کتاب تولستوی و مبل بنفش از سایت و اپلیکیشن طاقچه اینجا کلیک کنید...</description>
                <category>مسعود</category>
                <author>مسعود</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jan 2024 16:14:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه؛ اوضاع خیلی خراب است</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57809499/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A7%D9%88%D8%B6%D8%A7%D8%B9-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-cgu4anhjsjnh</link>
                <description>اوضاع خیلی خراب است ، کتابی درباره امید در جهان مدرناگر بخواهیم درباره روانشناسی مدرن بدنبال یک منبع و کتاب بدردبخور باشیم ، بنظرم کتاب (( اوضاع خیلی خراب است)) نوشته مارک منسون ، یکی از بهترین و شایسته ترین انتخاب ها در این زمینه میتونه باشه...مارک منسن نویسنده کتاب معروف و پرفروش « هنر ظریف رهایی از دغدغه ها » است و اینبار در کتاب اوضاع خیلی خراب است بدنبال این هست که ما رو با رویکرد جدید نسبت به زندگی و چالش هایی که در زندگی با آنها مواجه هستیم آشنا کنه ، و با قلمی صریح و گاهی طنزگونه درباره زندگی و معنای واقعی آن و چگونگی روبرو شدن با واقعیتهای زندگی ، صحبت میکنه...مارک در این کتاب میخواد به ما این مطلب رو منتقل کنه که زندگی پر است از چالش ها و دغدغه ها و مشکلاتی که راه فراری از آنها برای ما وجود نداره اما راه مواجهه با این مشکلات درست دست خود ماست...در بخشی از کتاب ، مارک در مورد آزمایش نقطه آبی صحبت میکنه که در آن گروهی از پژوهشگران از افراد خواستند که به هزار نقطه نگاه کنند و هرکجا که نقطه آبی رنگ رو دیدن دکمه مربوط به اونو بزنن و هرکجا نقطه بنفش رنگ رو دیدن دکمه دیگری را بفشارند... در این پژوهش دریافتند که افراد هر زمان که نقطه آبی بیشتری رو بهشون نمایش میدادند ، میتوانستند بدرستی آنها را تشخیص بدن و از نقاط بنفش تفکیک کنند ولی هر زمان که نقاط بنفش بیشتری نمایش داده میشد ، افراد دچار اشتباه میشدن و نقاط آبی رو هم بنفش میدیدن و درواقع ذهن افراد گویی بدنبال تعداد خاصی نقطه آبی رنگ میگشت...چنین خطایی پیامدهای بسیار نگران کننده‌ای دارد درست مثل زمانی که یک ارگان حفاظتی که کارش مقابله با تخلفات است ، وقتی با کاهش تخلفات مواجه می شود، ممکن است در جاهایی که از تخلف و جرم اثری وجود ندارد ،تخلفاتی را متصور شوند یا گروه‌هایی که برای بررسی رفتار غیر اخلاقی در ارگان ها و سازمان ها استخدام شده اند ، اگر کسی نباشد که بتوانند به خلافکاری متهمش کنند، کم کم خلاف هایی را تجسم می کنند که در حقیقت خلاف نیستند .نقطه آبی نشان می‌دهد که مهم نیست محیط اطراف ما تا چه اندازه راحت باشد، هرچه بیشتر به دنبال موارد تهدیدآمیز بگردیم بیشتر آنها را پیدا می کنیم.مارک منسن در کتاب اوضاع خیلی خراب است ، از تحقیقات روان‌شناسانه و خرد فیلسوف‌های بزرگی مثل افلاطون و نیچه و ویتس استفاده کرده و دین و سیاست رو تحلیل کرده و اون معتقده که دین و سیاست به مرور زمان و در طی دوران بشکل آسیب‌زایی شبیه همدیگه شدن و اینرو در مورد رابطه آدم‌های دنیای امروز با پول و سرگرمی و اینترنت بررسی و مقایسه کرده و به این نتیجه رسیده که هرچقدر دسترسی ما به منابع و آزادی و راحتی در زندگی ، بیشتر می‌شه ، به همون اندازه روان و درون ما هم آسیب بیشتری می‌بینه و در نتیجه کمتر احساس خوشبختی و آرامش می‌کنیم.مارک در این کتاب، به‌راحتی می‌تونه ذهن شما رو با تعریف دوباره خوشبختی، آزادی، ایمان و امید به چالش بکشونه و شما رو وادار می‌کنه که با خودتون صادق باشید و این سؤال رو از خودتون بپرسید که چرا با اینکه به همه چیز به حد کفایت و بعضا زیاد دسترسی دارم ، ولی باز هم یه حس رنجش همیشگی توی وجودم حس میکنم...بهتون پیشنهاد میکنم که ادامه گفته های مارک رو در کتابش با ترجمه سمانه پرهیزکاری دنبال کنید... هم اکنون میتونید از سایت و اپلیکیشن طاقچه کتاب « اوضاع خیلی خراب است » رو با تخفیف ویژه تهیه فرمایید...</description>
                <category>مسعود</category>
                <author>مسعود</author>
                <pubDate>Wed, 13 Dec 2023 16:08:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه ؛ چگونه کمال گرا نباشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57809499/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-y2zodd5m20i2</link>
                <description>تا حالا براتون پیش اومده که بخواید کاری رو انجام بدید ولی به دلیل فراهم نبودن همه شرایط لازم ، از انجامش منصرف شده باشید؟ مثلا بعضی وقتها ممکنه تصمیم بگیرید شغلی راه بندازید اما چون نقدینگی کافی برای شروع پرقدرت ندارید و میترسید نتیجه نده و اطرافیان شما رو سرزنش کنن از انجامش منصرف میشید... یا مثلا دلتون میخاید هر روز ورزش کنید اما چون وسیله ورزشی ندارید از انجام حرکات ورزشی ساده هم دست میکشید... من خودم بارها این اتفاق برام افتاده ، در زمینه های مختلف مثل آشپزی یا مثل همین شروع یک استارت آپ... من خیلی دوست داشتم آشپزی کنم و یکبار خودم غذا درست کنم حالا هر چی که باشه اما واقعا موقع انجامش یه چیزی در درونم منو منصرف میکرد ، انگار ندای درونم همون لحظه بمن میگفت نه انجامش نده!!!اگر انجامش بدی ممکنه بدمزه بشه ، ممکنه بقیه مسخره ات کنن ، تو که کامل بلد نیستی آشپزی کنی پس ولش کن نمیخاد انجامش بدی!!!؟؟؟ میبینید دقیقا وقتی میخام کاری رو انجام بدم ، یه حسی در درونم منو منصرف میکنه...آره ، قطعا شماهام با این افکار و این اتفاقات روبرو شدید و باید بهتون بگم که دلیلش اینه که ما دنبال کمال هستیم یعنی ما آدمهای «کمال گرایی» هستیم و همیشه باید همه چیز برامون آماده و مهیا باشه و همیشه هم باید نتیجه کارمون بهترین باشه تا دست به انجامش بزنیم وگرنه هرگز سراغش نخواهیم رفت و این همون چیزیه که همواره جلوی پیشرفت ما رو در زندگی میگیره...حالا با تمام این اوصاف ، آیا میشه ازین شرایط رها شد و از کمال گرایی به معمول گرایی رسید؟؟؟ بله میشه اما در ابتدا باید خودمون اینو بخایم و بپذیریم که هیچ چیز در این دنیا در حد کمال مطلق نیست و اگر اینو پذیرفتید پس از اون میتونید سراغ یک منبع عالی برای این اتفاق برید که من کتاب «چگونه کمال گرا نباشیم» رو بهتون پیشنهاد میکنم...این کتاب بشکل عجیبی تمام اشکال کمال گرایی رو براتون نام میبره ، توضیح میده و راحت بگم کاملا موضوع رو میشکافه تا شما با تمام زوایای کمال گرایی آشنا بشید و متوجه بشید که کمال گرایی در دنیای امروز یک تله است برای اینکه شما به هدفتون نرسید و بعد از اون به بخش جالب ماجرا میرسید ، جایی که نویسنده بعد از توضیح در مورد هر مسئله ، راه حل برون رفت از اون رو هم بهتون میگه و حالا این شما هستید که میتونید با انجام اونها از یک انسان کمال گرا به یک انسان معمول گرا تبدیل بشید ، البته این رو هم بهتون بگم که منظور از معمول گرا این نیست که هر چیزی رو همین جوری بی هدف و به بدترین شکل انجام بدید بلکه مقصود اینه که شما اگر قصد انجام کاری رو دارید با همون شرایط و امکانات اندک اولیه اونو انجام بدید و حتی به بهترین شکل انجام بدید و مهم اینه که شما شروع کنید...حالا اگر قصد دارید که دیگه کمال گرا نباشید میتونید کتاب چگونه کمال گرا نباشیم رو با یه تخفیف خوب از طاقچه تهیه کنید و یادتون نره که کتاب خوندن هم خودش افکار کمال گرایانه رو به ذهنمون میاره اما اگر واقعا قصد کتاب خواندن دارید حتی شده با روزی یک صفحه اونو انجامش بدید و چه بهتر که با خوندن همین کتاب شروع کنید و با یه تیر دو نشون بزنید...</description>
                <category>مسعود</category>
                <author>مسعود</author>
                <pubDate>Wed, 15 Nov 2023 19:19:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه ؛ دنیای سوفی</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D9%81%DB%8C-jq35kgyzthxq</link>
                <description>کتاب دنیای سوفیتا حالا به این فکر کردید که شما چه موجودی هستید؟ یا اصلا برای چه منظوری در این دنیا حاضر هستید؟ یا اصلا تا بحال شده به این موضوع فکر کنید که اصلا چرا این دنیا بوجود اومده و چه کسی اونو بوجود آورده؟ قطعا همگی ما اعتقاد داریم که این دنیا رو خداوند بوجود آورده اما آیا تابحال این سوال رو از سرتون گذروندید که اساسا خدا چیست و چرا ما و این جهان رو بوجود آورده و نقش هر کدوم از ما در این جهان پهناور که بتازگی با تکنولوژی های جدید فهمیدیم که حتی ته هم نداره و بینهایته و حتی شاید یکی از کل باشد ، چیست؟؟؟قطعا با فکر کردن به هر کدوم ازین سوالات و یافتن پاسخی برای هر کدومشون ، ساعتها و شاید روزها ذهن خودتون رو درگیر کنید و در نهایت هم ممکنه پاسخی براشون نداشته باشید...درست مثل من که ذهنم بشدت درگیر این سوالات بود و همواره بهش فکر کردم ، فکر کردمو فکر کردمو فکر کردم و دلیل تمام این سوالات ذهنی من ، مطالعه کتاب دنیای سوفی بود.کتاب دنیای سوفی ، داستان دخترکی ۱۵ ساله بنام سوفی  رو روایت میکنه که هر روز با نامه های عجیبی روبرو میشه ، نامه هایی که نویسنده اش قصد داره تا تاریخ فلسفه رو به اون آموزش بده...من در طی مطالعه این کتاب سوالات عجیبی در ذهنم شکل میگرفت و در هر فصل ، با خواندن نظرات فلاسفه نسبت به موضوعاتی که ذهنم رو درگیر کرده بود آگاه میشدم اما اتفاق جالب ماجرا اینجاست که هر چقدر که جلوتر میرید ، فلاسفه بعدی نظرات قبلی رو نقض میکنند و نظرات جدیدی میدن که کاملا قابل پذیرش هستن و اینه که کامل ذهنت رو درگیر خودش میکنه و همچنین شکل داستانی کتاب باعث میشه که همواره اونو دنبال کنید و کتاب رو با توجه به موضوع شاید خسته کننده ای که داره ، براتون دلپذیرتر میکنه...این کتاب هم مثل بقیه اثرات ، منتقدان زیادی داره و از اونجایی که کتاب برای نوجوانان نوشته شده تا بطور کاملا ساده و روان و طبقه بندی شده ، تاریخ فلسفه رو به اونها آموزش بده ، برخی معتقد هستند که این کتاب اصلا مناسب نوجوانان نیست که البته من اصلا اینطور فکر نمیکنم و بنظرم این کتاب میتونه برای هر سنی و هر نسلی مناسب باشه ، مهم دیدگاه و دانش شخص خواننده کتاب هستش...کتاب دنیای سوفی برخلاف آنچه که خیلیها در موردش میگن ، اصلا خسته کننده نیست و اتفاقا خواندنش رو بهتون پیشنهاد میکنم چون این کتاب زیبا اثر یوستاین گاردر ، میتونه نگاه تازه ای نسبت به خودتون ، جهان و آفریدگار هستی بوجود بیاره...این کتاب ارزشمند رو میتونید در دو نسخه متنی و صوتی ، آنهم با تخفیف از طاقچه تهیه فرمایید.بخشی از کتاب دنیای سوفی:فروید نشان داد که باید میان آنچه با مداد از رویا به خاطر می‌آوریم و مفهوم حقیقی رویا فرق گذاشت. تصویر ذهنی ما از رویا _یعنی فیلم یا ویدیویی را که در خواب می‌بینیم_ رویای آشکار می‌خواند.محتویات یا سناریو این رویای آشکار همیشه از جریان‌های روز قبل گرفته شده است ولی رویا مفاهیم عمیقتری هم دارد که پنهان از آگاهی ماست. فروید اینها را اندیشه‌های نهان رویا نامید، این اندیشه‌های نهان، که رویا در حقیقت درباره آن‌ها است، چه بسا از گذشته دور، از، مثلا، طفولیت، سرچشمه می‌گیرد.</description>
                <category>مسعود</category>
                <author>مسعود</author>
                <pubDate>Wed, 18 Oct 2023 16:16:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه ؛ مغازه خودکشی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57809499/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-lefulkidqnjj</link>
                <description>چند ماه هست که با چالش کتابخوانی طاقچه ، تغییر شگرفی در تایم مطالعه من ایجاد شده و تونستم کتابهای مختلفی رو در این مدت تمام کنم که امروز میخام در مورد یکی از جذاب ترین کتابهای صوتی که گوش دادم براتون بگم...شاید برای خیلیها کلمه &quot;خودکشی&quot; یک کلمه ترسناک و دور از ذهن باشه اما برای خانواده داستان ما نه تنها اینطور نیست بلکه یک شغل و سنت خانوادگی بحساب میاد... خانواده تواچ ، در این داستان یک مغازه دارند بنام ، مغازه خودکشی ، که در اون همه نوع وسیله ای برای خودکشی پیدا میشه و روزبروز هم جدیدتر میشه و وسایل بروز تری هم توسط آنها ساخته و فروخته میشه ، از ساده ترین ابزار تا پیشرفته ترین ها...شعار این خانواده اینست که: ((اگر زندگی موفقی نداشتید، لااقل مرگی موفق داشته باشید))هیچکس امید به زندگی ندارد و ناامیدی بشدت فراگیر شده و همرو بسمت خودکشی سوق داده و اینجاست که خانواده تواچ به مردم کمک میکنن تا مرگ موفقی رو تجربه کنن و ازین راه خودشون هم به درآمد برسن...یک کمدی سیاه...همه چیز برای این خانواده بسیار عالی بود تا اینکه فرزندی در خانواده تواچ بدنیا میاد به نام ، آلن...اون با بقیه اعضای خانواده فرق داشت ، اون یک کودک شاد بود و همیشه لبخند میزد و امید در تمام کارها و رفتارش موج میزد ، چیزی که خانواده اون اصلا موافقش نبود و حتی باعث ننگ و خجالت خانواده شده بود ، تا جاییکه پدر و مادرش سعی میکنن اونو مثل خودشون کنن به عناوین مختلف که در داستان خواهید خواند اما موفق نمیشن و آلن لجباز تر ازین حرفاست و همیشه نکته مثبت اتفاقات رو میبینه و انگار اصلا اتفاقات منفی برای اون معنا و مفهومی نداره... حتی این شادی و سرزندگی آلن روی خواهر و برادرش هم تاثیر میزاره ..‌‌. برادرش که  دچار سردردهای میگرنی و ناامیدی مطلقه ، با شنیدن آهنگهای آلن آرامش میگیره و خواهرش اعتماد بنفس از دست رفته خودش رو پس میگیره... در واقع نویسنده داستان سعی داره به ما نشون بده که در بدترین شرایط هم میشه امید داشت ، امید به هر چیزی و هر اتفاقی...اما نکته اینجاست که آیا آلن واقعا یک شخص سرزنده و بانشاط و سرشار از امید هستش که در این خانواده بدنیا اومده یا اینکه اون فقط داره تظاهر میکنه و خودش از درون ناامید و افسرده است؟؟؟آیا آلن در نهایت موفق میشه که شرایط رو تغییر بده یا اینکه خودش هم دچار افسردگی و ناامیدی شدید میشه و در نهایت هم به همون کسب و کار خانوادگی در مغازه خودکشی ادامه میده؟؟؟کتاب مغازه خودکشی اثر ژان تولی ، فیلم نامه نویس و رمان نویس فرانسوی هستش و بهتون پیشنهاد میکنم که حتما این کتاب رو بخونید یا بصورت صوتی اونو گوش بدید... نسخه صوتی این کتاب با صدای دلنشین هوتن شکیبا در طاقچه موجود هستش که میتونید از اون استفاده کنید و اگر هم علاقمند به تهیه نسخه چاپی هستید ، بازهم در طاقچه امکان خرید نسخه چاپی این اثر جذاب رو خواهید داشت...</description>
                <category>مسعود</category>
                <author>مسعود</author>
                <pubDate>Thu, 14 Sep 2023 02:56:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه ؛ شازده کوچولو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57809499/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%88%D9%84%D9%88-y4dw2tlcz5pl</link>
                <description>-سلام به تمام علاقمندان به آثار کلاسیک خصوصا از نوع فرانسوی... در ابتدا یادآور میشوم که کتاب ، بهترین و البته نام آشناترین دوست انسان است و مدتهاست رو به فراموشی سپرده و باید مجدد دستمان را بسوی آن دراز کنیم ، چرا که هیچ دوستی را بهتر از کتاب ندیدم و این دوست جدید ما یک اثر بیاد ماندنی است.اثری از آنتوان دوسنت اگزوپری ، که اولین بار در سال ۹۳ میلادی انتشار یافت و به تمام زبانها ترجمه شد و در کشور خودمان توسط مترجمان زیادی به فارسی برگردانده شد و انتشار یافت و حتی به صورت نسخه های صوتی هم قابل دسترسی است.کتاب شازده کوچولو سفر یک شازده به هفت سیاره است و خود این شازده نماد جهلی است که در وجود انسانهاست و این سفر از جایی شروع میشود که شازده کوچولوی داستان به زمین آمده و در سیاره خودش به یک گل رز دل میبندد اما گل رز بدلیل غرور ، دیر ابراز علاقه میکند و همین اتفاق باعث خروج شازده کوچولو از سیاره خودش میشود و این سرآغاز سفر پرماجرای شازده کوچولو به هفت سیاره است...کتاب شازده کوچولو ، هر ورق و هر سفر و هر گفتگویش ، یک درس بزرگ است... شاید اولین درسی که میتوان از آن گرفت درباره عشق باشد. وقتی که شازده کوچولو عاشق گل رز می‌شود و به اون ابراز علاقه میکند ، قطعا در مقابل این ابراز عشق و علاقه مسئول هستش و باید این وظیفه رو بدوش بکشد و قبول کند... شاید اولین کلمه ای که در برابر عشق بتوان از آن استفاده کرد ، صبر باشد.چرا شازده برای عشقش صبر نکرد؟؟؟ چرا وقتی به گل ابراز عشق کرد ، برای دریافت پاسخ صبوری نکرد و نکته دوم اینکه وقتی ما هم نسبت به عاشق خود احساس عشق و علاقه داریم ، چرا باید آنرا با غرور خراب کنیم؟؟؟این شاید ساده ترین دیدگاه درباره یکی از بیشمار اتفاقات داستان شازده کوچولو باشد و یقینا هر کسی برداشت و دیدگاه متفاوتی میتواند نسبت به این داستان داشته باشد اما آنچه که مهم است اینست که این کتاب در نهایت تمام آنچه را که در دنیای واقعی برای انسان بودن و انسانیت داشتن لازم داریم به ما می آموزد و هر عنصری در این داستان نماد یک واقعیت در جهان ماست...شما در این داستان با شازده کوچولو ، گل رز ، روباه و راوی همراه خواهید شد و به هفت سیاره سفر خواهید کرد و درنهایت به زمین خواهید رسید ، جایی که شازده کوچولو با آدم ها مواجه خواهد شد و این شاید نقطه عطف داستان باشد...در این کناب بخش های زیبای بیشماری خواهید یافت و یقینا هر بخشی برای هر کسی جذابیتی خاص خواهد داشت ، اما از نظر من شاید زیباترین بخش داستان آنجاست که شازده کوچولو و روباه به هم میرسن و گفت و گو های بین شازده و روباه از نظر من بهترین و جذاب ترین بخش داستان هستش ، روباهی که از شازده کوچولو میخواهد تا اون رو اهلی کند...کتاب شازده کوچولو رو میتونید بصورت نسخه الکترونیکی ، صوتی و حتی چاپی از اپلیکیشن طاقچه دریافت کنید..برای این منظور کافیست اینجا کلیک کنید من این مطلب رو برای شرکت در چالش کتابخوانی طاقچه منتشر کردم و خوشحالم که در این چالش یک جا برای شازده کوچولو داشتیم...</description>
                <category>مسعود</category>
                <author>مسعود</author>
                <pubDate>Sat, 19 Aug 2023 23:38:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه ؛ خوشه های خشم، پیش بسوی سراب خوشبختی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57809499/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B4%D9%85-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-uskwnaob0jpp</link>
                <description>خوشه های خشم ، پیش بسوی سراب خوشبختی از روزی که دوره چهارم از چالش کتابخوانی طاقچه در تیرماه آغاز شد ، شروع به خواندن یکی از کتابهایی کردم که برنده جوایز بسیاری از جمله پولیتزر ۱۹۴۰ و نوبل ادبیات در سال ۱۹۶۲ شده.... کتابی که با موضوعیت چالش تیرماه همخوانی دارد ، کتابی که برنده شدن را بلد است.خوشه های خشم اثر جان اشتاین بک ، نویسنده مطرح آمریکایی که بجز این کتاب ، کتاب معروف دیگری بنام موش ها و آدم ها را در کارنامه خودش دارد.کتاب خوشه های خشم داستان زندگی خانواده ای کشاورز است ، خانواده جاد ، که برای زندگی بهتر و خوشبختی ، خانه و سرزمین پدریشان در اوکلاهاما رو رها میکنن و با یک کامیون بسمت بهشت موعود ، سرزمین کالیفرنیا ، حرکت میکنن...جان اشتاین بک ، بخوبی فضای آن دوران آمریکای دهه ی ۱۹۲۰ میلادی رو به تصویر میکشد و شما علاوه بر خواندن داستان ، بخوبی با تاریخ آمریکا در آن دوران آشنا خواهید شد... آمریکایی که در رکود اقتصادی بسر میبرد و شرایط زیست محیطی خوبی هم بدلیل افزایش کارخانجات و شروع زندگی مدرن ، نداشت...شاید اگر خودتان را جای خانواده ای که قراره ، خونه و زندگی خودش رو رها کنه و بسمت جایی نامعلوم که صرفا با تبلیغات زرق و برق دار به آنها معرفی شده قدم بزاره ، بزارید ، میتونید راحتتر با داستان همراه بشید اما یقین بدونید که نویسنده مطرح کتاب ، جوری فضای اطراف ، آدمها و حتی فصل ها رو توصیف میکنه ، که یک لحظه به خودتون میایید و میبینید که کامل وارد داستان و فضای حاکم بر آن شده اید و احتمال رها کردن کتاب براتون سخت خواهد بود... کتاب خوشه های خشم ، حول محور سرمایه داری و زندگی کارگری میچرخد ، شاید عجیب نباشد اگر تصور کنید که در این کتاب با فضایی مواجه خواهید شد که مردم گرسنه همچون مورچه ای در خیابانها به اینطرف و آنطرف میروند تا کاری پیدا کنن و شکمی سیر کنند و از آنطرف هم سرمایه داران بدون توجه به مردم گرسنه ، در حال انبار کردن محصولات و افزایش قیمت کالاهای خود هستند تا بتوانند ثروتشان را افزایش دهند...شاید بشه گفت که یکی از تاریک ترین بخش های کتاب خوشه های خشم آنجاست که زمینداران بزرگ برای پایین نیامدن قیمت محصول های خود، بی توجه به این که مردم گرسنه اند، اقدام به پاشیدن نفت روی پرتقال ها و خشکاندن درخت های انگور و سوزاندن ذرت و قهوه در کوره و ریختن سیب زمینی در رودخانه می کنند و علاوه بر آن نگهبانان مسلح را در کنار رودخانه می گمارند تا مردمان گرسنه نتوانند از آنها استفاده کنند...در این دوران سخت است که یک نفر بخوبی یار و همراه خانواده داستان ماست و آنهم کسی نیست جز مادر خانواده که در تمام داستان و اتفاقات همواره مراقب خانواده خود هست و با مهربانی و قدرت مادرانه قصد در آرام کردن و نجات خانواده خود از این شرایط را دارد.بهرحال باید گفت که کتاب خوشه های خشم که یکی از آثار ماندگار ادبیات جهان هستش ، در چند پاراگراف قابل توصیف نیست و حتما بهتون پیشنهاد میکنم که کتاب رو بخونید، من روزی پنجاه صفحه خواندم و طی حدود ۲۲ روز کتاب رو تموم کردم و یقینا شما هم میتونید کمی از وقتتون رو روزانه به خواندن کتاب اختصاص دهید.شما میتونید روی اینجا بزنید و کتاب خوشه های خشم رو بصورت الکترونیکی دریافت کرده و براحتی توسط گوشیتون آنرا بخوانید. </description>
                <category>مسعود</category>
                <author>مسعود</author>
                <pubDate>Fri, 21 Jul 2023 18:13:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه ؛ بچه های خاص خانه خانم پریگرین</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57809499/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B5-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%BE%D8%B1%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-hlafaltc1dpc</link>
                <description>بچه های خاص خانه خانم پریگرین درست یادم نمیاد که در دوران کودکی و نوجوانی چه کتابهایی خوندم یا چندتا کتاب خوندم ، البته از این بابت تقریبا مطمئنم که از بچه ها و نوجوانان امروزی بیشتر کتاب خوندم چون در آن زمان اینقدر وسایل الکترونیکی و بازی کامپیوتری نبود اما چیزی که میخوام بگم اینه که در دوران نوجوانی علاقه به داستانهای ترسناک داشتم کمااینکه هنوز هم تمایلم به خواندن داستانهای ترسناک یا تماشای ویدیوها و کلیپ های ترسناک کم نشده و چه بسا بیشتر هم شده اما تفاوت عمده اون این هستش که الان واقعیت برایم جذابیت بیشتری داره تا داستانها و فیلم های ترسناکه فانتزی... درست یادم نمیاد که در دوران کودکی و نوجوانی چه کتابهایی خوندم یا چندتا کتاب خوندم ، البته از این بابت تقریبا مطمئنم که از بچه ها و نوجوانان امروزی بیشتر کتاب خوندم چون در آن زمان اینقدر وسایل الکترونیکی و بازی کامپیوتری نبود اما چیزی که میخوام بگم اینه که در دوران نوجوانی علاقه به داستانهای ترسناک داشتم کمااینکه هنوز هم تمایلم به خواندن داستانهای ترسناک یا تماشای ویدیوها و کلیپ های ترسناک کم نشده و چه بسا بیشتر هم شده اما تفاوت عمده اون این هستش که الان واقعیت برایم جذابیت بیشتری داره تا داستانها و فیلم های ترسناکه فانتزی... کتاب بچه های خاص خانه خانم پریگرین یا بچه های عجیب و غریب یتیم خانه خانم پریگرین نوشته رنسام ریگز ، آخرین کتاب ترسناکی بود که خواندم ، کتابی که سطح فانتزی بالایی داره و شاید اگر در سنین کمتر میخوندم برام جذابیت بیشتری داشت ، اما با اینحال کتاب رو که از سایت طاقچه خریده بودم ، به پایان رسوندم تا ببینم انتهای داستانی که جیکوب ، پسر نوجوانی که در آن نقش اصلی رو در کنار پدربزرگش داره ، به کجا میرسه...پدربزرگی که خود جیکوب اینگونه توصیفش کرده که ؛ «بابابزرگ پورتمن جالب ترین شخصیتی بود که میشناختم، او در یک یتیم خانه بزرگ شده بود ، در چند جنگ شرکت کرده بود ، از اقیانوس ها با کشتی بخار و از بیابان ها با اسب گذشته بود ، در سیرک برنامه اجرا کرده بود و در مورد تفنگ ها ، دفاع شخصی و بقا در طبیعت همه چیز میدونه و به سه زبان هم مسلط هستش...»داستان اصلی کتاب هم حول ماجراها و اتفاقاتی است که پدربزرگ قبل از مرگش تعریف کرده بود و خیلی ها اون رو خیالاتی و خرافاتی میدونستن اما بعد از مرگش اتفاقی میوفته که همه چیز رو عوض میکنه که پیشنهاد میکنم کتاب رو بخونید تا ببینید چه اتفاقی در نهایت برای جیکوب افتاد و آیا تونست جاهایی که پدربزرگ درباره آنها صحبت کرده بود رو پیدا کنه یا خیر...؟؟؟موضوع مهمی که در داستان بچه های خاص خانه خانم پریگرین مطرح بود ، این هستش که با توجه به توانایی های متفاوت هر یک از بچه ها ، این حس رو به خواننده القا میکنه که آن گروه و جمعیتی موفق خواهد بود که در کنار اتحاد و دوستی که دارند ،  از چندین توانایی متمایز  هم برخوردار باشن تا در مواقع لزوم بتونن از اون استفاده کنن و مکمل هم باشن...در پایان یک درس بزرگی که کتاب بچه های خاص خانه خانم پریگرین به ما میده ، اینه که خانواده ها باید بیشتر به استعدادها و تخیلات کودک و نوجوان خودشون اهمیت بدن و نباید اونها رو نادیده بگیرن تا بتونن موارد درست رو شناسایی کنن و به کودک و نوجوان توانایی پرورش اون رو بدن تا بتونه از استعداد و تخیلاتش به بهترین نحو استفاده کنه و مانند پدر و مادر جیکوب نباشن که او رو نادیده گرفتن و او بیشتر به سمت پدربزرگ متمایل شد و بعد از مرگش هم برای پیدا کردن اسرار پدربزرگ و انچه در ذهن داشت مجبور به دوری از خانواده خود شد...اگر به داستان فانتزی و ترسناک علاقه دارید ، حتما کتاب بچه های خاص خانه خانم پریگرین رو بخونید چون بنظرم هر کتابی ارزش یکبار خواندن رو دارد...این مطلب برای شرکت در چالش کتابخوانی طاقچه تهیه شده است</description>
                <category>مسعود</category>
                <author>مسعود</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jun 2023 15:48:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش تابلوخوانی طاقچه : فلسفه ترس</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57809499/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%88%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-psevpqvhbvc7</link>
                <description>ترس ، ناشناخته ترین حس در آدمی و در عین حال از اولین ها در جوامع بشری...درواقع از زمانیکه انسانها پا به عرصه وجود گذاشتن ، ترس ، یکی از مهم ترین حس ها در وجود آدمی بوده.درواقع این حس ترس ، در بسیاری از زمینه ها باعث پیشرفت و یادگیری و حتی کشف چیزهای جدید شده.همین حس ترس هستش که در اکثریت مواقع باعث حفظ جان آدمی میشود و قطعا اگر ترس وجود نداشت شاید امروز ، نسل آدمی وجود نمیداشت.درباره ترس مطالب زیادی نوشته شده اما بی شک یکی از بهترین کتابها در این زمینه کتاب فلسفه ترس نوشته لارس اسوندسن هستش...نویسنده این کتاب معتقد هستش که اصولا ما در بسیاری از موارد با ترس به موضوعات نگاه میکنیم و حتی مسائل کوچک و پیش پا افتاده رو هم با نگاه توام با ترس ، بزرگنمایی میکنیم و همین امر باعث شده تا ما ، حس آرامش رو که در تضاد کامل با ترس هستش از زندگیمون دور کنیم.البته نویسنده معتقد هستش که ترس لازمه زندگیه اما فقط تا جایی که بتونه کمک کننده باشه و اگر حس ترس از حد بگذره ، اونوقت ما با شرایط بسیار سختی در زندگی مواجه خواهیم بود و هرگز توان انجام کاری رو نخواهیم داشت.نویسنده در فصل چهارم از کتاب فلسفه ترس مینویسد: «ترس وقتیکه نزدیک نشود ، لذت آفرین است»این جمله به نکته جالبی اشاره میکند که میتونیم برای درک بهترش مثالی از خود کتاب رو بخوانیم. «فرض کنید وسط یک زلزله یا گردباد گیر افتاده باشید. در این وضعیت جون شما واقعا در خطر هست و قطعا ترسی که تجربه می‌کنید لذت‌بخش نخواهد بود. حالا فرض کنید این حوادث رو در یک فیلم ببینید. شما از خطر دور هستید و یک فاصله ایمن ایجاد کردید. بنابراین شما میتونید با تجربه پدیده‌هایی خارج از زندگی واقعی از این دست اتفاقات لذت ببرید. از طرفی بر موقعیت مسلط هستید و هرزمان بخواید میتونید فیلم رو نگه داشته و اون رو پشت سر بذارید»ملاحظه میکنید که ترس وقتی دور هستش بسیار میتونه لذتبخش باشه اما فراموش نکنیم که در مواجهه با بسیاری از اتفاقات ، وجود حس ترس ، میتونه مارو از انجام آن منصرف کنه ، مثل انجام فعالیتهای مخرب و خلافکارانه...اما در جاهایی میتونه باعث منفعل شدنمان شود ، مثل شروع یک فعالیت بیزینسی و ترس از سرانجام آن...اینجا واژه احتیاط وارد میشه که باید گفت ، احتیاط خوبه ، مثل زمانیکه از خیابانی قصد عبور دارید و احتیاط میکنید و بعد از اطمینان از امن بودن جاده ، از آن عبور میکنید ، اما اگر این احتیاط تبدیل به ترس بشه ، آنگاه شما تبدیلی به انسانی خواهید شد که شجاعت انجام کاری رو ندارید و کاملا منفعل ، در گوشه ای از خانه گذران عمر رو تماشا خواهید.«همواره مراقب ترس های خودتان باشید»ناگفته نماند که نویسنده کتاب فلسفه ترس ، در طول تمام فصل ها سعی در شناساندن ترس به خواننده رو داره و اصولا اعتقاد من هم مبنی بر همین اصل هستش که ترس تا زمانی وجود خواهد داشت که ما شناختی از آن نداشته باشیم ، اما زمانیکه ترس ها را میشناسیم یا با ترس خودمون در هر زمینه ای و از هر نوعی ، مواجه میشیم ، کم کم حس ترس از آن چیز در درون ما از بین خواهد رفت.شخصا ترس از مرگ دارم و چون این اتفاق رو هر انسانی به تنهایی باید تجربه کند ، یقینا همین هم بر ترسم می افزاید.شما از چه چیزهایی میترسید؟؟؟ آیا تلاش کردید ترس ها بشناسید؟ حتما برای اینکار ، خواندن کتاب فلسفه ترس رو پیشنهاد میکنم.این متن برای شرکت در چالش کتابخوانی طاقچه تهیه شده است.</description>
                <category>مسعود</category>
                <author>مسعود</author>
                <pubDate>Thu, 18 May 2023 17:43:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : انسان در جستجوی معنا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_57809499/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-nx7kos83tmgn</link>
                <description>ويكتور فرانكل ، او یک روانپزشک اتريشی با مذهب یهودیت بود كه در جنگ جهانی دوم به اردوگاههای كار اجباری نازی ها فرستاده شده بود و در آنجا اتفاقات و خاطرات تلخ و دردناکی رو تجربه کرد و پس از درد و رنج و مشقت های فراوان آزاد شده بود.. او تمام این اتفاقات و سختی های متحمل شده از سوی نازی ها را در كتابی با عنوان &quot;انسان در جستجوی معنا&quot; به قلم تحریر در آورده است.کتاب انسان در جستجوی معنا ، یکی از صد عنوان کتابی است که پیش از مرگ باید بخوانید.ناگفته نماند که خودم به شخصه ، کتابهایی با مضامین روانشناسانه رو دوست ندارم ، اما این کتاب از زاویه ای متفاوت به یکی از پراهمیت ترین موارد در روان شناسی و روان درمانی اشاره کرده و از اون مهم تر اینکه ، فرانکل ، به شکلی ماجراها و اتفاقات رخ داده در اردوگاه های کار اجباری را ، شرح داده ، که از همان ابتدا شما هم خودتان را یکی از کسانی میبینید که در همان دوره و همان مکان در کنار سایرین ، در اردوگاه حضور دارید و بشکلی باورنکردنی این اتفاقات رو لمس میکنید.اما موضوع مهم و مورد بحث در کتاب ، چیزی که باعث شد تا فرانکل بتونه از اونجا جان سالم بدر ببره ، فقط و فقط ~امید~ بود.او در جایی از کتاب میگوید؛(( همه مان ،  حتی برای مدتی کوتاه به خودکشی فکر کرده بودیم. دلیلش ، ناامیدی از شرایط و خطر مرگی بود که هر روز و هر ساعت بسیاری از ما را عذاب میداد. ))و در جایی دیگر از کتاب مینویسد که هنگام ورود به اردوگاه ، در اتاقی ، تمام لباسها و وسایل رو درآوردن و کاملا برهنه بودن ، یعنی در آنجا هیچ چیزه بیرونی نمیتوانست به آنها کمکی کند ، و بیرونشون جز برهنگی چیزی نداشت ، اما درونشون در دست خودشون بود ، آنها تنها با زنده نگه داشتنه امید و ایجاد انگیزه های بیرونی مثل دوباره دیدن خانواده و کسانیکه دوستشون دارن ، درونشان را از فروپاشی حفظ میکردند تا بالاخره روز موعود سر برسه و آنها بتونن از آنجا خلاص بشن...فرانکل مرگ پدرش را در اردوگاه شاهد بوده و همچنين مادر و نامزدش هم به كوره های آدم سوزی انداخته شده بودند و او به اين باور رسيده بود كه در چنين شرايطی تنها امید به آینده می تواند او را از درون سرپا نگهدارد. او به این موضوع هم اشاره کرده که زندانيانی كه يک عكس از خانواده خود داشتند ، چگونه هر شب وقتی پس از كار طاقت فرسا ، مثل يك جنازه بر زمين می افتادند با تماشای همان عكس و اميد به بازگشت جانی تازه میگرفتند. در واقع حس امید در درونشان میجوشیده و همواره زنده بوده و این تنها راه نجاتشان بود. ناامیدی یکی از خطرناک ترین دشمنان روح انسانهاست.و همين موضوعات باعث شد تا ايده اوليه مكتب معنا درمانی در ذهن او شكل بگيرد.....در مجموع خواندن این کتاب ، برای هر انسانی لازم و ضروریه ، چرا که دنیای مادی امروز ما هم دست کمی از زندانها و اردوگاه‌های کار اجباری نازی ها نداره ،  و با معنا درمانی که واژه و روش انتخابی برای مبارزه با سختی های اون زمان بوده ، هم اکنون هم قابل برداشت و درس گرفتنه...</description>
                <category>مسعود</category>
                <author>مسعود</author>
                <pubDate>Thu, 13 Apr 2023 02:23:23 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>