<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پرگل</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_57812052</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:55:20</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1710695/avatar/uxRcBe.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پرگل</title>
            <link>https://virgool.io/@m_57812052</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: یادداشتی بر کتاب «دایی جان ناپلئون»</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D9%84%D8%A6%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-auusohbkqyae</link>
                <description>رمان طنز دایی جان ناپلئون، شرح داستان خانواده‌ای بزرگ، پرجمعیت و پر جنب و جوش، ساکن تهران اوایل دهه‌ی بیست است. داستان به صورت راوی اول شخص از زبان سعید، خواهرزاده‌ی نوجوان دایی جان روایت می‌شود که دست بر قضا برای اولین بار در عمرش عاشق شده. آن هم عاشق دختر دایی جان، لیلی! و مثل هر عشق سوزانی مرارت‌ها و موانع بسیاری بر سر راه دارد. سعید هم مجنون‌وار به هر دری می‌زند تا موانع را از سر راه بردارد. مهم‌ترین مانع «انگلیسا» هستند! شاید بپرسید انگلیسا با عشق یک پسربچه‌ی 13 14 ساله چه‌کار دارند؟ معلوم می‌شود خوب نشناختیدشان. باید کتاب را بخوانید تا از زبان دایی جان با رموز پنهان سیاست‌های کثیف و توطئه‌های بی‌شمار این قوم ظالمین آشنا شوید! همراه و همگام با سعید و داستان بلوغش از خلال اولین برخورد او با پدیده‌ی جذاب عشق، با شخصیت‌های داستان آشنا می‌شویم که هرکدام ویژگی‌های خاص و منحصر بفردی دارند و تا مدت‌ها در ذهن باقی می‌مانند. مطمئنا با خواندن کتاب حداقل مشابه یکی دو شخصیت را در اطراف خود پیدا می‌کنید. از همه مهم‌تر بی شک شخصیت دایی جان، ملقب به دایی جان ناپلئون است که احساسات مخاطب را به خوبی درگیر می‌کند. گاهی از دستش عصبانی می‌شوید و گاهی برایش دل می‌سوزانید. گاهی از کارهایش به خنده ‌می‌افتید و گاهی برای معصومیت نهفته در ظاهر مقتدر و باجذبه‌اش اشک می‌ریزید. اما از دیگر شخصیت‌های داستان هم نمی‌توان گذشت. پرداخت تیپیکال و با جزییات تک تک شخصیت‌ها باعث تاثیرگذاری و ماندگاری هرچه بیشتر آن‌ها در ذهن مخاطب شده. ترکیب طنز کلامی شخصیت اسدالله میرزا و تاکید بسیارش بر فواید سفر به سانفرانسیسکو! دروغ چراهای معصوم مش قاسم، توطئه‌چینی زیرکانه‌ی آقا جان، صلح‌طلبی مذبوحانه‌ی دایی جان سرهنگ، شیطنت‌های دوستعلی خان و سر به سرگذاری‌هایش با عزیزالسلطنه، همه و همه همراه با طنز موقعیت قسمت‌های مختلف داستان، تصویرسازی شاهکاری خلق کرده است.تکیه کلام‌ها و زبان هر شخصیت کاملا متناسب با حالات و روحیات هرکدام، بسیار به‌جا و به‌یادماندنی‌ است. احتمالا بعضی از این تکیه کلام‌ها تا سال‌ها با شما باقی خواهد ماند و مثل زبانی اختصاصی رمز شما با دیگر خواننده‌های این رمان دوست‌داشتنی خواهد بود.دایی جان ناپلئون بی‌شک مهم‌ترین و تاثیرگذارترین رمان ایرج پزشکزاد است که با زبانی طنز و درونمایه‌ای روانکاوانه به نقد جامعه‌ی سنتی بورژوازی ایرانی می‌پردازد که در حال گذار از سنت به سمت مدرنیته است. ایرج پزشکزاد با نگاه تیزبین و شوخش حجاب پوسیده‌ی اصل و نسب و مناسبات بعضا دست و پاگیر اجتماعی را از میان برمی‌دارد تا روح عریان انسانی را با تمام پستی بلندی ها و گیر و گرفتاری هایش به منصه ظهور بگذارد.  هنگام خواندن رمان هرچه پیشتر می‌روید بیشتر متوجه عمق نگاه و تاثیرگذاری قلم شیرین و روان پزشکزاد می‌شوید. من که یک چشمم از خنده اشک می‌ریخت و دیگری خون میگریست بر وخامت اوضاع عجیبی که احتمالا خود ناپلئون هم از رتق و فتق آن عاجز می‌ماند! رمان دایی جان ناپلئون سوالاتی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که شاید هرگز جواب مشخصی برایشان نداشته‌باشیم اما با فکر کردن در مورد آنها به شناخت بهتر و بیشتری از دنیای ذهن خود و اطرافیانمان می‌رسیم. از نظر من کار یک کتاب خوب همین است: بالا بردن درک و شناخت خواننده از خود و جهان اطراف. یادداشتم را با جمله‌ی زیبای اسدالله میرزا تمام می‌کنم که به سعید می‌گفت: «اینجا لیلی خیلی مهم نیست. مهم اینه که تو عشق رو شناختی. این سعادتیه که نصیب هرکسی نمیشه.» https://taaghche.com/book/57046/%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D9%84%D8%A6%D9%88%D9%86 </description>
                <category>پرگل</category>
                <author>پرگل</author>
                <pubDate>Mon, 22 Aug 2022 18:58:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشتی بر کتاب «هنر شفاف اندیشیدن»</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%81-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86-cozjaah0myqe</link>
                <description>آیا از کوتاهی فکر خود رنج می‌بری؟آیا از تکرار اشتباهات خود در زندگی خسته شده‌ای؟آیا نمی‌دانی چرا با وجود تلاش و تفکر زیاد به نتیجه‌ی مطلوب نمی‌رسی؟آیا در دریایی از مشکلات دست و پا می‌زنی و نمی‌دانی چگونه خود را نجات دهی؟آیا بر سر دوراهی گیر کرده‌ای؟آیا رفتار متناقض اطرافیانت تو را سردرگم کرده؟آیا دوست داری تصمیمات بهتری بگیری و احتمال موفقیت خود را در جاده‌ی پر پیچ و خم و مه‌آلود زندگی بالا ببری؟اگر جواب تو به اکثر سوالات بالا مثبته پیشنهاد می‌کنم به یادداشتی که برای چالش کتاب‌خوانی طاقچه در مورد کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» می‌نویسم، توجه کنی. این کتاب قرار نیست راز و رمز موفقیت یک‌شبه رو بهت بگه. هیچ ورد و جادویی در کار نیست. از جملات انگیزشی که به اندازه‌ی کافی از این طرف و اون طرف شنیدی هم خبری نیست. در این کتاب با 99 خطای شناختی آشنا می‌شی که همه‌ی ما آدم‌های این کره‌ی خاکی هر روز درگیرشون هستیم. بله بدون اینکه روحمون خبر داشته باشه هر روز اشتباهات واضحی توی زندگی‌مون انجام می‌دیم که بعضی وقت‌ها می‌تونه عواقب جبران‌ناپذیری داشته‌باشه. ناامید نشو دوست من. یک ضرب‌المثل انگلیسی می‌گه:«چیزی که نمی‌دانی را نمی‌توانی تغییر بدهی.» پس با آشنایی با این خطاها می‌تونی از تکرارشون جلوگیری کنی.رولف دوبلی، نویسنده‌ی کتاب، با نثری جذاب و داستان‌گو، تک تک خطاها رو با مثال توضیح می‌ده و راه حلی که برای جلوگیری از اون خطا لازم هست رو هم بیان می‌کنه. وقتی بیوگرافی این نویسنده‌ی سویسی‌ رو خوندم متوجه شدم او کارآفرین و رمان‌نویسه. اونجا بود که فهمیدم علت این قلم شیوا و پرکشش که به راحتی مخاطب رو با خودش همراه می‌کنه، چیه. دوبلی به زیبایی و با کمک مهارت داستان‌پردازی‌اش، دانسته‌های به ظاهر خشک و جدی و تا حدودی آزمایشگاهی را به راحتی به مخاطب خود منتقل می‌کنه. البته نباید از ترجمه‌ی بسیار خوب و روان عادل فردوسی‌پور، بهزاد توکلی و علی شهروز هم غافل شد که شیرینی خواندن این کتاب رو دوچندان کرده.برای آشنایی بیشتر بگذار چند جمله از کتاب رو برایت مثال بزنم. نویسنده در مقدمه ذکر می‌کنه:«اگر ما بتونیم بزرگ‌ترین خطاهای فکری رو بشناسیم و از آن‌ها در زندگی شخصی، شغلی یا در دولت‌مان پرهیز کنیم، ممکن است شاهد جهشی در موفقیت خود باشیم.  ... تمام آنچه ما بدان نیاز داریم پرهیز از بی‌خردی است.»خطاهای شناختی مثل غباری آیینه‌ی ذهن ما رو کدر کرده‌ان. با پاک کردن این غبار شفافیت آیینه هویدا می‌شه و امکان تفکر منطقی‌تر و در نتیجه تصمیم‌گیری بهتر خواهیم داشت.از نظر من می‌شه حتی به دید کتاب مرجع به این کتاب نگاه کرد. به شخصه خلاصه‌ی کوچیکی از هر خطا برای خودم نوشتم تا در مواقع لازم سری به نوشته‌هام بزنم و با نگاه شفاف‌تری به اطرافم نگاه کنم. در آخر اجازه بده توجهت رو به نظر آیریس بونت، استاد و رئیس دانشکده در موسسه‌ی هاروارد کندی جلب کنم:« شناختی فوق‌العاده در مورد چگونگی کارکرد ذهن ما. اگر می‌خواهی از لغزیدن روی خطاهای شناختی دوری کنی، این کتاب را بخوان.»و برای پایان بندی چه چیزی بهتر از نقد کاربران بوک‌لیست:« ... دوبلی در این کتاب مجذوب‌کننده، دستورالعملی برای شادمانی ارائه نمی‌دهد؛ اما این کتاب اثری موشکافانه است درباره‌ی پیشگیری از &quot;غمگینی خودساخته&quot;.»به امید تفکرات شفاف، خطای کمتر و زندگی بهتر. https://taaghche.com/book/91083 </description>
                <category>پرگل</category>
                <author>پرگل</author>
                <pubDate>Thu, 21 Jul 2022 23:21:22 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>