<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های باران</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_58612585</link>
        <description>ما زنده به آنیم که آرام نگیریم      موجیم که آسودگی ما عدم ماست</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 11:03:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2460660/avatar/JHmx7V.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>باران</title>
            <link>https://virgool.io/@m_58612585</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سه کله پوک?</title>
                <link>https://virgool.io/@m_58612585/%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D9%84%D9%87-%D9%BE%D9%88%DA%A9-vqpxuopwf10m</link>
                <description>امروز بعد امتحان دینی رفتم تو حیاط مبی و فاطی رو دیدم داشتن با هم حرف میزدن دویدم مبینا رو بغل کردم ازش پرسیدم چرا نمیاد بریم سینما(آخه قرار بود باهم بریم سینما که خااانوم کنسلش کرد?) گفت با مامانش دعواش شده مامانش گفته باید دادش کوچکترش رو با خودش بیاره‌ اونم قبول نکرده مامانش هم گفته نیاد بمیرم طفلی اعصابش خورد بود ما هم گفتیم برای اینکه حال و هوای عوض بریم چهار باغ بستنی بخوریم ?خلاصه با مترو رفتیم چهار باغ یعنی یکی از بهترین روز های زندگیم بود ?کلی تو مترو مسخره بازی در آوردیم سه دفعه از پله برقی بالا و پایین رفتیم توی مترو فقط چرت پرت گفتیم تا رسیدیم چهارباغ کلی خندیدیم بعدشم این دوتا برای من یه حباب بازی خریدن برای برگشت اولین مترو شلوغ بود ده دقیقه صبر کردیم تا مترو بعدی بیاد رفتیم یه گوشه حباب بازی کردیم و خندیدیم?این دوتا حسابی آبرومو بردن بعدشم سوار مترو شدیم و با یه خداحافظی جانانه نخود نخود هر که رود خانه ی خود ?واقعا بخاطر وجود این آدما تو زندگیم خدارو شاکرم❤️</description>
                <category>باران</category>
                <author>باران</author>
                <pubDate>Wed, 24 May 2023 17:30:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>H.....</title>
                <link>https://virgool.io/@m_58612585/h-aoonmdq5qlbl</link>
                <description>یه حسایی‌ توی وجود آدما هس انگار که هوای ابری تو وجودت رخنه کرده باشه نه می‌بارد نه آفتابی میشه?️نه خیسی بارون وجودتو پاک می‌کنه نه گرمای خورشید دلتو گرم من الان همون هوای ابریم‌ نمی دونم‌ یه چیزی بین منفی و مثبت بین توجه و بی توجهی من از این حس مطمعنم نبود الانم نیستم اما به چند نفر گفتم راه سر به مهرم رو به کسایی که هیچ اعتباری بهشون نیس اشتباه کردم اشتباه محض اما امروز این دندون لق میکشم و تمومش میکنم نمی گذارم هیچ حرفی مرتبط به اون منو مضطرب کنه و کسی ازش سو استفاده کنه نمی خوان دیگه برام اهمیتی داشته حداقل ظاهری(H)</description>
                <category>باران</category>
                <author>باران</author>
                <pubDate>Thu, 18 May 2023 13:24:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا باران؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_58612585/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-mw3kdawxn63k</link>
                <description>باران که شدى مپرس ، اين خانه کيستسقف حرم و مسجد و ميخانه يکيستباران که شدى، پياله ها را نشمارجام و قدح و کاسه و پيمانه يکيستباران ! تو که از پيش خدا مى آییتوضيح بده عاقل و فرزانه يکيست...بر درگه او چونکه بيفتند به خاکشير و شتر و پلنگ و پروانه يکيستبا سوره ى دل ، اگر خدارا خواندىحمد و فلق و نعره ى مستانه يکيستاين بى خردان،خويش ، خدا مى داننداينجا سند و قصه و افسانه يکيستاز قدرت حق ، هرچه گرفتند به کاردر خلقت حق، رستم و موریانه يکيستگر درک کنى خودت خدا را بينىدرکش نکنى، کعبه و بتخانه يکیست. ???</description>
                <category>باران</category>
                <author>باران</author>
                <pubDate>Sat, 13 May 2023 15:28:53 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>