<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فرزین گروسی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_58957246</link>
        <description>در حال یادگیری بازاریابی دیجیتال هستم و اینجا از تجربیاتم می نویسم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-24 04:21:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/398535/avatar/0OhHSP.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فرزین گروسی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_58957246</link>
        </image>

                    <item>
                <title>استراتژی حضور در شبکه‌های اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_58957246/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%88%D9%BE%D8%A7-%D8%B2%D8%AF%D9%86-ywuue50gbrwj</link>
                <description>استراتژی حضور در شبکه‌های اجتماعیبدون استراتژی بودن=دست وپا زدن در باتلاقبدون داشتن یک استراتژی خوب و اصولی هیچ کاری به سرانجام نخواهد رسید. در فضای بازاریابی دیجیتال به خصوص حوزه تبلیغات استراتژی داشتن از اهمیت بالایی برخوردار می‌شود. به طوری که بدون استراتژی داشتن درعمل هزینه‌های بسیار زیادی را متحمل می‌شویم و از اثربخشی تبلیغات می‌کاهیم. باید این فرآیند را مدنظر داشته باشیم که هدفمان چیست، از کجا به کجا می‌خواهیم برسیم، مخاطب ما کیست وقرار است چه نیازی از او برطرف کنیم.طراحی کمپین بدون استراتژی و بررسی همه جانبه و منسجم علاوه بر تبعات مالی و هزینه‌های سنگین می‌تواند به اعتبار کسب وکار شما آسیب بزند و نتیجه را بی اثر کند. یکی از حوزه‌های زیرمجموعه بازاریابی دیجیتال که اخیرا به علت وجود کرونا و تغییر سبک کسب وکارها از سنتی به دیجیتالی شدن از اهمیت بالایی برخوردار شده، حضور وبازاریابی شبکه‌های اجتماعی است. بنابراین موضوع ومفهوم استراتژی شبکه‌های اجتماعی از توجه زیادی برخوردار شده است. از این جهت موضوع استراتژی مهم است که تنها به برنامه‌های تبلیغاتی خلاصه نمی‌شود و حضور شما در شبکه های اجتماعی نیز باید استراتژی داشته باشد.در این مقاله می‌خواهیم بیشتر درباره استراتژی شبکه های اجتماعی صحبت کنیم.  استراتژی شبکه های اجتماعی چه معنایی دارد ؟به‌طور کلی استراتژی حضور در شبکه‌های اجتماعی شامل دو زیرمجموعه مهم می‌شود. 1-استراتژی محتوایی(استراتژی حضور ما در شبکه‌های اجتماعی)2-استراتژی بازاریابی شبکه‌های اجتماعیبرای تدوین و اجرای استراتژی شبکه اجتماعی باید بتوانیم به  ۶ سوال زیر پاسخ دهیم:1-هدف ما از حضور یا تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی چیست؟2-مخاطبان  کسب وکار ما چه کسانی هستند؟3-چه محتوایی قرار است در اختیار آنها قرار دهیم و چه نیازی را می‌توانیم برطرف کنیم؟4-مخاطبان چگونه به محتوای ما دسترسی خواهند داشت؟5-مخاطبان کجا وچه زمانی از محتوای تولید شده ما استفاده می‌کنند؟6-چه اهداف مهمی  برای تعیین استراتژی شبکه های اجتماعی داریم؟بدون شک داشتن استراتژی شبکه‌های اجتماعی بسیار اهمیت دارد. اما این میزان اهمیت پر از نکاتی است که باید تک تک آن‌ها را رعایت کنیم. در پی تدوین یک استراتژی منسجم و اصولی اهدافی نهفته است که باید به همه آن‌ها برسیم.در ادامه به مهمترین اهداف تعیین استراتژی شبکه‌های اجتماعی اشاره می‌کنیم:   آگاهی برند: مهمترین و اولین هدف در طراحی استراتژی شبکه‌های اجتماعی افزایش آگاهی برند(awareness) است. شما باید همواره سعی  تا با محتوای غنی، جذاب وهدفمند تعامل و ارتباط را بامخاطبان حفظ کنید. تا هم برند با اعتباری از خودتان بسازید و هم آگاهی مخاطبان را نسبت به برندتان افزایش دهید.افزایش فروش: اگر مالک کسب و کاری هستید که محصول یا خدمات ارائه می‌دهید، در نهایت همه فعالیت‌های شما برای افزایش فروش انجام می‌شود. بنابراین یکی از اهداف مهم استراتژی شبکه‌های اجتماعی  این است که بتوانید بعد از ایجاد تعامل با مخاطب او را به سمت سایت و فروشگاه اینترنتی خود هدایت کنید و نرخ تبدیل‌تان را بالا ببرید.بهبود نرخ بازگشت سرمایه: از مزایای مهم بازاریابی دیجیتال سنجش عملکرد با ابزارهای مختلف است. یکی از این سنجه‌ها نرخ بازگشت سرمایه(ROI) است. با استفاده از این سنجه کاربردی می‌توانیم نرخ بازگشت سرمایه را پیش‌بینی کنیم و براساس این برآورد بهینه‌سازی‌های لازم را انجام دهیم.بهبود کیفیت فروش: طبیعتا افزایش فروش اتفاق بسیار خوبی است، ولی به همان نسبت باید کیفیت فروش و خدمات پس از فروش نیز بهبود یابد. یکی از اهداف استراتژی شبکه های اجتماعی بررسی و تحلیل رفتار مشتری و افزایش کیفیت فروش براساس مخاطبان هدف است.رهبری بازار: یکی دیگر از اهداف استراتژی شبکه های اجتماعی این است که بتوانید در بین رقبا و هم‌صنفی‌های خود پیشتاز باشید و رهبری بازار را در دست بگیرید. ضمن اینکه می‌توانید تحلیل خوبی روی رقبا داشته باشید.راهبری استراتژی با مدل ساستک (SOSTAC)برای نوشتن استراتژی شبکه های اجتماعی می‌توان از مدل SOSTAC استفاده کرد. در این مدل ۶ گام مهم برای تدوین یک استراتژی قوی باید در نظر گرفته شود. در واقع ساستک از حروف اول ۶ مرحله تدوین استراتژی گرفته شده است.مراحل مدل بازاریابی ساستک(sostac)کلمه ساستک ( SOSTAC) مخفف ۶ کلمه کلی است که مراحل انجام مدل ساستک را در برمی‌گیرند. این ۶ مرحله عبارتند از:Situation Analysis  در کجا قرار داریم؟Objectives هدف‌گذاری : به کجا قرار است برسیم؟Strategy استراتژی: چگونه می‌توانیم به مقصد برسیم؟Tactics انتخاب تاکتیک: کدوم تکنیک‌ها را باید استفاده کرد؟Action عمل و اجرا : چگونه تاکتیک‌ها را پیاده‌سازی کنیم؟Control کنترل و بارخورد : آیا به مقصد رسیدیم؟جمع بندیبدون طراحی، تدوین و اجرای استراتژی هیچ‌کاری اصولی پیش نمی‌رود. این موضوع زمانی بیشتر احساس می‌شود که باید هزینه کنید. استراتژی شبکه‌های اجتماعی در بازاریابی دیجیتال و به خصوص تبلیغات اهمیت زیادی دارد و حتما باید براساس یک برنامه منسجم و مدون مسیر رسیدن به اهدافتان را مشخص کنید.برای تدوین استراتژی شبکه های اجتماعی می‌توانید از مدل SOSTAC استفاده کنید و ۶ مرحله استراتژی خود را بچینید. البته نباید از بودجه‌بندی و تهیه تقویم محتوایی مناسب غافل شوید.</description>
                <category>فرزین گروسی</category>
                <author>فرزین گروسی</author>
                <pubDate>Mon, 18 Jan 2021 12:41:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفت اندوزی در کارآموزی!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_58957246/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C-qowu27rnr1us</link>
                <description>تو این یک ماهی که از ورودم به حوزه دیجیتال مارکتینگ و کارآموزیم می‌گذره با ابزارها و مفاهیم زیادی آشنا شدم مثل یادگیری تولید انواع محتوا، ایمیل مارکتینگ ، گوگل آنالیتیکس،نحوه اجرای کمپین تبلیغاتی و مانند این‌ها. ابزا‌رهایی که به نظرم اگه خوب درک بشن و به زمان استفاده و نحوه به کارگیری ابزارها توجه بشه       می تونید کسب وکار خودتون رو توحوزه آنلاین رونق بدین و با تکنیک هایی که وجود داره می‌تونید تمایز ایجاد کنید.تو این مقاله قصد ندارم از ابزارها ومفاهیمی که تازه آشنا شدم برای شما صحبت کنم قطعا با یه مقاله نه میتونم و نه دانشش رو دارم که ابزارها رو به صورت کامل و باجزییات توضیح بدم (گرچه تو مقاله های قبلیم آشناییم با یکسری ابزارها رو به طور مختصر توضیح دادم) شما می تونید با یه سرچ ساده تو اینترنت اطلاعات خوبی در رابطه با دیجیتال مارکتینگ بدست بیارید. اگه دوست دارید حرفه ای وارد این حوزه بشید پیشنهاد می کنم از دوره بازاریابی دیجیتال آقای عادل طالبی استفاده کنید به صورت گام به گام مطالب رو به شیوه ساده آموزش میدن و هم شناخت جامعی از این حوزه به شما میدن تا با بینشی که بدست میارید مسیر بازاریابی دیجیتال رو شفاف ببینید و از سردرگمی دربیاید.اما الان قصد دارم تجربیات حضورم به عنوان کارآموز رو درحال وهوای استارتاپی براتون توضیح بدم و یکسری مفاهیم راه‌گشا که تو بطن این روزهایی که دارم در اکوسیستم دیجیتال مارکتینگ بدست میارم رو باشما به اشتراک بزارم.مفاهیمی که تو دانشگاه یا کتاب های مختلف شاید بارها وبارها اسمشون به گوشم خورده بود ولی با تمام وجود درکشون نکرده بودم و بهتر بگم کمتر کسی رو دیده بودم که اطلاعاتی که بدست آورده توی رفتارش هم نمود پیدا کرده باشه.درادامه با من همراه باشید.با سوال وارد شوید!به نظرم اولین و مهمترین کاری که یک دانشجو باید انجام بده طرح سوال خوب در ذهنشه!چون با تجربه به من ثابت شده که اگه سوال خوبی تو ذهنت شکل نگیره چیز قابل داری هم نصیبت نمیشه واسه همین قبل ازاینکه بخوام درخواست کارآموزی رو بفرستم شوق و اشتیاقی که واسه پر کردن چاله هایی که تو ذهنم کنده بودم منو وادار می کرد که بعد از قبول شدن به وجوهی که قصد داشتم تو حوزه بازاریابی دیجیتال و نحوه مدیریت تیم بهشون آگاه بشم بیشتر فکر کنم و با سوال های خوب وارد بشم.سخت کوشی هوشمندانه + امید  =  بهره وری حداکثری از زمانچیزی که تا قبل از کارآموزی تو اطرافیانم خیلی دیده بودم این بود که به نسبت تلاشی که میکنن خیلی کمتر بدست میارن و همیشه نا امیدن. کمتر کسایی رو دیده بودم که از لحاظ سخت کوشی مساوی با همون عده کم دستاورد بودن ولی سودشون زمین تا آسمون متفاوت بود. این موضوع منو به فکر فرو میبرد که چرا با این حجم از تلاش سود قابلی رو بدست نمیارن! ولی ایمان داشتم یه چیزی تو این سخت کوشی کمه و باعث میشه دستاورد قابلی هم بدست نیاد. متوجه شدم سخت‌کوشی به تنهایی نمیتونه دلیل موفقیت بزرگی باشه زمانی کارسازه که هوشمندانه انجام بشه و با امید تلفیق شده باشه.رهبر قلب‌ها باش نه مدیرآدم‌ها!‌به عنوان صاحب کسب وکار برای اینکه از منابع انسانی بیشترین نتیجه گرفته بشه لازمه مهارت‌های رهبری رو تو خودمون تقویت کنیم.چون در اول کار و با تعداد منابع انسانی کم بهترین نقشی که ما به عنوان صاحب کسب وکار می تونیم برای خودمون انتخاب کنیم نقش رهبریه. برای ایفای این نقش در سازمانمون لازمه نکات زیادی رو بهش مسلط بشیم اما 3 تا نکته مهم که متوجه شدم برای رهبری کردن باید به کارگرفته بشه رو برای شما به طور مختصرنام می‌برم:رهبران بیشتر به عملکرد کل تیم اهمیت میدن تا افراد تیم(جامع نگری)مدیران اغلب دربرابر تغییرات مقاومت نشون میدن ولی رهبران همیشه درحال تلاش برای تغییر و بهبود شرایط هستن(تفاوت درنگرش)رهبران دوست دارند مدام راهکارجدید ارائه بدن و راه‌های جدیدی رو تجربه کنن حتی اگه بدونن موفق نمیشن.(ریسک پذیری)در کل رهبران با دوراندیشی جهت حرکت رو به سمت هدف حفظ میکنن و با تشویق کردن و انگیزه دادن به مدیران وکارکنان، کسب و کار رو همیشه درحال حرکت و روبه جلو نگه می دارن.تفویض اختیار به معنای واقعی!کمتر کسب وکارهایی رو دیدم که صاحب کسب وکاراختیاراتی که به افرادسازمانش تفویض می کنه رو به صورت نصفه نیمه یا نمادین انجام نداده باشه. تو کارآموزی متوجه شدم شرکت هایی که پویا هستن و صاحبان پیشرویی در بین رقبا دارن یکی از دلایلش، تفویض اختیار واقعی کارها به کارمندان مربوطه هستش. تفویض اختیار باعث میشه مدیر ذهنش از کارهایی که شاید بارغبت زیادی نخواد انجام بده یا زمان انجام اون کار رونداره به نیروهای سازمانش محول کنه و اون شخصی که این کار بهش محول شده به خاطر اعتماد مدیر تمام سعی و تلاشش رو میکنه که کار به نحو احسن و باجزییات بهتر انجام بشه .درمقابل مدیر به دلیل سپردن کار به کارمندان میتونه با انرژی بیشتری کارهای مهمتری رو انجام بده.در واقع مثل مفاهیم شیمی یک موازنه انرژی بین مدیر و کارمند اتفاق میفته که به نفع کل سازمانه.اهمیت نگرشِ(بازاریابی)در بازاریابی دیجیتال!در بازاریابی دیجیتال نباید اینگونه برداشت بشه که بدون داشتن نگرش بازاریابی و فقط با شناخت ابزار می تونیم در کسب وکارمون به موفقیت برسیم.برای اینکه بتونیم اهدافی تعیین کنیم و مخاطبان هدفمون رو بشناسیم باید شیوه‌های بازاریابی رو هرچند کم یادگرفته باشیم تا برای اجرای هرچه بهتر اهداف بازاریابیمون از ابزارهای دیجیتال استفاده کنیم. تا وقتی که ندونیم دقیقا نیاز مشتری چیه و چه محصول وخدماتی باعث میشه مشتری جذب بشه نمیتونیم مشتریان زیاد داشته باشیم و عملا داده های ابزارها نمیتونن به ما در بهبود شرایط کمک کنن.زمانی که ما ندونیم برای اثربخشی بیشتر باید چه بسته بندی برای محصول انتخاب کنیم ،چه رنگی مناسب محصول ماست،چه محتوایی مناسب سن مخاطبه وماننداین ها.باید نگرش بازاریابی داشته باشیم تا فهم مناسبی از نیازمشتری پیداکنیم تا مشتری رو با ارائه محصولات مناسب در زمان مناسب و با لحن مناسب وفادارکنیم.تکنیک هایی یاد بگیریم که علاوه براینکه محصول وخدمات خوب وباکیفیت ارائه میدیم بتونیم مشتری رو با ایده های خلاق سرگرم کنیم و به نوعی توجهش رو به کسب وکارمون از دست ندیم. تا بتونیم متقاعد کنیم که به تعداد بیشتری ازما محصول خریداری کنه و به خاطرحس خوبی که از خریدش ازما بدست میاره مارو به آشناهاش معرفی کنه.و موضوعی که خیلی اهمیت داره اینه که علاوه بر انجام درست و کامل وظیفه خودمون درقبال مشتری باید برای ایجاد تمایز در ذهنش خدمتی ارائه بدیم که مشعوف بشه و این حس خوب رو با دوستانش به اشتراک بزاره.پس برای بازاریابی نیاز به نگاه تیزبینانه برای جذب و نگهداری مشتری داریم.در توضیح محصول به مشتری نباید مدام به ویژگی های محصولمون اشاره کنیم باید خوب گوش کنیم نیاز مشتری چی هست تا از کارکرد و فایده ای که محصول ما برای مشتری داره صحبت کنیم.سخاوت درآموزش رمز موفقیت!شیوه های فروشندگی درسال های اخیر تغییر کرده و بسیار ظریف وهوشمند باید فروش انجام بشه .به صورتی که به جای اینکه اول خودمون رو فروشنده بدونیم باید مشاور باشیم و به مشتریانمون درفرآیند خرید( قبل و بعداز خرید )مشاوره بدیم. مشتری رو تنها نزاریم وبه واسطه اطلاعاتی که بهش میدیم سعی کنیم اعتمادش روجلب کنیم وسوالاتی که براش مطرح میشه درباره محصول یاخدماتمون روبهش پاسخ بدیم و حتی بعداز خرید هم با ارسال ایمیل یاپیامک به مشتری ازآخرین تغییراتی که به محصول داده شده یا نحوه نگهداریش آگاه کنیم. در دنیایی که در حوزه‌های مختلف هرلحظه اطلاعات جدیدی بدست میاد و در فضای مجازی به اشتراک گذاشته میشه دیگه نگه داشتن و نبخشیدن اطلاعات به دیگران برای ما نفعی نداره وباعـث لطمه به برند ما و کاهش احتمال موفقیت میشه.به نظرم برای دوام آوردن در کسب وکارها باید یادگیرنده و یاددهنده باشیم تا هم خودمون از اطلاعات به‌روز استفاده کنیم هم کارمندان و مشتریانمون رو از این اطلاعات بی بهره نزاریم.وقتی کسی به سوالی برمی‌خوره که ذهنش رو درگیر کرده بالاخره طی بازه زمانی کوتاهی به جوابش میرسه چه بهتر که ما دردسترس باشیم وبه واسطه ما به جوابش برسه.هم ما رو به خاطرمیسپاره برای کمکی که کردیم هم احتمال خرید خودش یا تبلیغ ما به آشناهای خودش افزایش پیدا میکنه.سخاوت مندی در آموزش کسب وکار رو زنده نگه می داره و باعث نوآوری در خدمت رسانی و محصول میشه.در ضمن این باور درما تقویت میشه که اطلاعات تمام شدنی نیست و بی نهایت میتونیم بدست بیاریم.یادگیری و آموزش دادن رو به چشم یک استراتژی برای کسب وکار نگاه کنیم تا از این اقیانوس بی کران اطلاعات، بیشتر و بیشتربدست بیاریم و همکاران ومشتریانمون رو بهره‌مند کنیم.به میزانی که اطلاعات باسخاوت به مشتری داده بشه، هم بهتر درذهن مشتری میمونه و ما هم بیشتر در دل مشتری نفوذ می کنیم.با سخاوت مندی بیشتر، وفاداری مشتری به کسب وکارمون رو افزایش میدیم.پس دراین جنگ سخاوت، سخاوت مندتر برنده است.ارج نهادن به کارمندان و ثمرات آن در کسب وکار!یکی دیگه از تجربیاتی که در کارآموزی باهاش مواجه شدم این بود که از عوامل مهم درتمایز شرکت های با بازدهی بالا نسبت به رقبا ارج نهادن به کارمندانه. نباید نقش تک تک افراد تیم در موفقیت یا عدم موفقیت ما به عنوان صاحب کسب وکار رو دست کم بگیریم.از آبدارچی شرکت تا رده های میانی و مدیریت درچگونگی ثبت برند ما در ذهن مشتریانمون نقش دارند.تاثیراتی که اغلب به صورت مستقیم یا ناخودآگاه بر ذهن مشتری گذاشته میشه و باعث شکل گیری تصویر خوب یابد نسبت به کل شرکت میشه.یک مدیر با ایجاد اشتیاق و توجه به کارمندان میتونه تاحد زیادی در رضایت و بازخورد کارمندان نقش داشته باشه.درواقع از نحوه رفتار کارمندان با مشتریان میشه به نحوه رفتار مدیر با کارمندان پی برد به طوری که اگه مدیر شرکت با صبروحوصله و باتوجه به نیاز کارمند پاسخ مناسب بده میتونه تاحد زیادی نحوه رفتار و عملکرد کارمند بامشتریانش رو تعیین کنه.یک صاحب کسب وکار با مدیریت انگیزه کارکنان و احترام گذاشتن به دستاورده های کارمندان اون هارو برای دستاوردهای بیشتر تشویق می کنه.درواقع صاحب کسب وکار با ارج نهادن  به کارمندان باعث وفاداری بیشتر و تلاش مضاعف در کارمندان میشه و این باور رو درذهن کارکنان شکل میده که یک خانواده هستن وبرای بدست آوردن اعتبار و سودبیشتر باهم تلاش می کنن.نکاتی به نظرم رسید که برای حرفه شدن تو زندگی شخصی و کارمون بهش نیاز داریم و باید درخودمون تقویت کنیم. در ادامه درقالب 5 نکته براتون توضیح میدم.5نکته برای حرفه ای شدنبا کتاب شروع کنیم و با تمرین ایجاد کنیم!هیچ شناگری فقط با خواندن کتاب شناگر نشده باید نکات مهم هرکتاب رو یادداشت کنیم و انقدر تمرین کنیم تا ملکه ذهنمون بشه. یه راه خوب اینه که کتاب خوب رو چندین بار بخونیم و از اطلاعاتی که بدست آوردیم تو زندگیمون ازش استفاده کنیم.گوش باشیم!در جهانی که همه حرف می زنند. آن ها که گوش می دهند کمیابند وارزشمند. بازاریابان حرفه ای این رو به خوبی درک کرده اند که باید قبل  از اینکه صحبت کنن به خوبی به مشتری خود گوش بدن  کارشناسان و مشاوران مدیریت  هم از این قضیه مستثنی نیستن. اون ها باید شنوندگان خوبی باشند، چرا که گاهی می شود راه حل های مسائل و مشکلات را در سخنان طرف مقابل )خود صاحب مساله( پیدا کرد.کارفرماها و مشتریان ما به یک شنونده خوب نیاز دارن.اون ها معمولاً به صورت مساله خود احاطه دارند، که با شنوندگی خوب شما می تونن فرایند حل مساله رو تسریع کنن.  توانایی گوش دادن هم در پزشکی موثر است هم در مهندسی هم در تعمیرماشین و هم در دستیاری مدیر ارشد.از در و دیوار یاد بگیریم!از هر مدیری، از هر پروژ های، از هر همکاری، از هر رقیبی، ازهر آدم حرفه ای و از هر آدم غیرحرفه ای، از هر سازمانی و از هر شکستی، از هررخدادی، چیزی یاد بگیریم.کمال گرایی را پشت در بگذارید!فراموش نکنیم که همیشه داشتن یک خروجی اولیه بسیار بهتر از نداشتن خروجی و سر دواندن مشتری یا کارفرما است. بخشی از مشکل معمولا از این مورد بوجود میاد که حوصله ندارید یا نمی تونید خودتون رو متعهد کنید که همین قدری که کار کردید رو کنار هم بگذارید و یک نتیجه اولیه تولید کنید.حرفه ای شدن یک مسیر بی پایان است!برای اینکه همیشه در مسیر حرفه ای بودن قدم برداریم نیاز داریم تغییراتی رو در سبک زندگی و شبکه افرادی که با اون ها در ارتباط هستیم انجام بدیم . دوستان وهمکارنمون رو آنالیز کنیم و با کسانی که با باورهای ما همسازن بیشتر درارتباط باشیم. همچنین مطالعه و آپدیت کردن اطلاعاتمون رو در دستور کار روزانه  قراربدیم تا همیشه در کسب وکار وزندگیمون بیشترین استفاده و منفعت رو از زمان ببریم.کارآموزی در حوزه بازاریابی دیجیتال در کنار حرفه ای های این حوزه برام فرصتی بوجود آورده که بتونم با این حوزه به صورت عملی آشنا بشم و کلی اطلاعات بازاریابی و مدیریتی رو یاد بگیرم درآخر از آقای طالبی و همکاران پرتلاششون تشکر میکنم که با دلسوزی وسخاوت تجربیات خودشون رو انتقال میدن. </description>
                <category>فرزین گروسی</category>
                <author>فرزین گروسی</author>
                <pubDate>Fri, 25 Dec 2020 22:45:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محتوای متنی قلبِ پادشاه است!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_58957246/%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D9%82%D9%84%D8%A8%D9%90-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-pztwek6joam3</link>
                <description>در این مقاله قصد دارم تجربه یادگیری‌ام از بخش آموزش محتوای متنی دوره بازاریابی دیجیتال آقای عادل طالبی را که با 3دلیل مهم قانع شدم محتوای متنی اهمیت حیاتی برای رشد و بقا کسب وکار اینترنتی دارد را با شما به اشتراک بگذارم.اگر شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید که محتوای متنی را در برندسازی و افزایش فروش دست‌کم          می‌گیرید پیشنهاد می‌کنم این مقاله را تا آخر بخوانید شاید نظرتان عوض شود!تا وقتی که عاشقان مطالعه وجود دارند محتوای متنی از اهمیت بالایی برخوردار است.یکی از دلایل مهمی که در محبوبیت وجذابیت محتوای متنی نسبت به انواع محتواهای دیگر نقش دارد، از لحاظ روان شناسی مربوط به اولین تجربه ما با کسب اطلاعات از طریق خواندن متن است.محتوای متنی ساده‌ترین روش تولیدمحتوا از نظر زمان وهزینه برای کسب‌وکارها است. چون در دیده شدن کسب وکار کمک زیادی می‌کند و موجب می‌شود مخاطب راحت‌تر اعتماد کند.تحقیقات نشان داده که علاقه به خواندن کتاب افزایش پیدا کرده و درصد بالایی از مردم خواندن اخبار جدید را به تماشای آن در رسانه‌ها ترجیح می‌دهند.بنابرین بازاریابان نباید از این همه مخاطب دوست دار متن چشم پوشی کنند چراکه پیشرفت در کسب وکارهای آنلاین مستلزم تولید و توزیع مناسب محتوای متنی است.در واقع محتوای متنی غذای ذهن عاشقان مطالعه است، پس اهمیت دارد.محتوای متنی نردبان ترقی دیگر محتواها!اگر شما برای معرفی محصول و خدماتتان با زحمت زیادی یک پادکست یا ویدئو می‌سازید که از لحاظ سمعی و بصری سعی کنیدمخاطب را بیشتر درگیر محتوا کرده و در آخر تبدیل به مشتری کنید حتما برای دیده شدن ومورد توجه قرارگرفتن بیشتر محتوای ساخته شده به محتوای متنی نیاز پیدا می کنید.به طور مثال محتواهای صوتی و ویدئویی شما برای بهتر دیده‌شدن در نتایج جستجو  و جذب مخاطب بیشتر در ابتدا نیاز به یک اسکریپت خوب و جذاب دارد تا پادکست یا ویدئوی شما در پلتفرم های مختلف مثل آپارات،کست باکس،یوتیوب و مانند اینها دیده و شنیده شوند.درضمن باید چندخطی توضیحات و کپشن داشته باشد چون همین محتوای متنی شامل کلید واژ‌ه‌هاو هشتگ‌ها است که در سئو سایت و درکل دسترسی آسان مخاطب شما به محتواهای دیگر بسیار کمک کننده است.محتوای متنی، جنگلی پر از گونه های مختلف!در بازاریابی برای کسب وکارمان نیاز داریم از راه های مختلف به مخاطب دسترسی داشته و در معرض دید مخاطبمان قراربگیریم.در محتواهای ویدئویی و صوتی با محدودیت و کاهش تنوع برای معرفی و دسترسی به مخاطب مواجه هستیم.به طورمثال برای اینکه مخاطب بتواند ازمحتوای ویدئویی یا صوتی شما استفاده کند، نیاز دارد برای کنترل هزینه‌هایش حجم مصرفی اینترنت را برآورد کند. که این عامل مهمی در تمایل مخاطب به افزایش اطلاعات از طریق محتوای متنی است.تنوع زیادی که در محتوای متنی وجود دارد احتمال دیده شدن و افزایش فروش رابرای کسب وکار ما بیشتر می کند. مثل ایمیل ها، مقالات،بلاگ پست ها،نقد وبررسی ها،راهنمای محصول ،رپورتاژآگهی‌ها،صفحه درباره ما،صفحه تماس باما،متنی که برای پیامک استفاده می کنیم. همه این موارد از اجزای محتوای متنی هستند.در بازاریابی به کمک هرکدام از مواردی که نام برده شد، می توانیم با اهداف از پیش تعیین شده مخاطب را تشویق به اقدامی کنیم که انتظارش را داریم.فروشنده پشت ماشین تایپ!برای افزایش فروش محصول وخدمات و همچنین قانع شدن مشتری برای خرید می توان از سبک جدیدی از محتوای متنی به نام کپی رایتینگ (تبلیغ نویسی)استفاده کرد. معمولا همه کسانی که در تولید محتوا فعالیت دارند از این نوع نگارش که یک استراتژی بازاریابی و تبلیغاتی است استفاده می کنند.شهرت و جذابیت این نوع از محتوای متنی به علت استفاده از اصطلاحات ومفاهیم تبلیغاتی برای معرفی و فروش محصول است. اکثر کسب وکارها،برندها،سازمان ها،شرکت ها به دنبال استخدام کپی‌رایتر‌ها هستند. این سبک نگارشی نیازمند استعداد فروش و خلاقیت است.در واقع این افراد مسئول افزایش فروش یک شرکت می‌شوند. انواع کارها مثل پست‌های شبکه‌های اجتماعی،شعارهای تبلیغاتی ،شرح محصول که اغلب باعث جلب توجه مخاطب می شود توسط کپی رایترها نوشته می شود.برای افزایش مشتری و دیده شدن کسب وکارتان توسط مخاطبان پیشنهاد می‌کنم از آموزش جامعی که در حوزه بازاریابی دیجیتال توسط آقای طالبی طراحی وتدوین شده استفاده کنید. تا با به کارگیری ابزارها و شیوه‌های مختلفی که برای بازاریابی و فروش محصول به صورت آنلاین به شما آموزش داده می‌شود، شاهد افزایش چندبرابری درآمدتان باشید.</description>
                <category>فرزین گروسی</category>
                <author>فرزین گروسی</author>
                <pubDate>Fri, 18 Dec 2020 23:13:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من و ماجراهای کارآموزی/قسمت سوم:ROI</title>
                <link>https://virgool.io/@m_58957246/%D9%85%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85roi-sadkomtds8gi</link>
                <description>برای بقا و تداوم یک کسب وکار کوچک خیلی مهمه هر ریالی که صرف تبلیغات میشه تبدیل به سود بشه!حالا با چه روشی میشه میزان موفقیت یک کمپین تبلیغاتی رو محاسبه کرد؟!تواین مقاله قصد دارم تجربه آشنایی ام با یک فرمول کاربردی به نام ROIکه در مدیریت و صرفه جویی هزینه های تبلیغات بسیار کمک کننده است رو با شما به اشتراک بزارم.به عنوان کسی که صاحب کسب وکار هستیم باید بدونیم بابت سرمایه گذاری انجام شده چه میزان سود یاضرر عاید ما میشه. قبل از اینکه بخوام فرمول محاسبه نرخ بازگشت سرمایه(ROI) روبه شما توضیح بدم.به نظرم اول مفهوم کمپین  تبلیغاتی رو بدونیم بهتر میتونیم  ROI رو محاسبه کنیم.کمپین تبلیغاتی یک مجموعه ای از شناخت پرسونای مخاطب،هدف کمپین و برنامه ریزی دقیق برای اجرایی کردن با حداقل هزینه است.با این توصیف واضحه که هر چقدر شناخت ما از خودمون و مخاطبمون کم تر باشه هزینه های کمپین بالاتر میره و احتمال موفقیت ما رو کاهش میده درست مشابه یک عملیات نظامی که بدون در نظر گرفتن پتانسیل دشمن و مختصات منطقه، اقدام به حمله می کنند. بدون شک در این اقدام کور بیشترین آسیب و کمترین دستاورد رو خواهد داشت.با توجه به پارمترهای مختلفی که قبل از اجرای  هرچه بهتر کمپین تبلیغاتی باید رعایت بشه قصددارم نتیجه و دستاورد این هزینه کردن رو محاسبه کنم.با یک مثال از کسب وکار آمار وارقامش رو در فرمول ROIجای گذاری می کنم.دوست من در زمینه تعمیرات کولرگازی فعالیت می کنه و میانگین سود خالصی که بابت هر مشتری دریافت میکنه 100هزار تومنه اما در حال حاضر مشتری زیادی نداره (البته درفصل های سرد نیاز به تعمیرات کولرگازی به نسبت تابستون کم تر میشه )برای اینکه بتونه مشتری جذب کنه یک تبلیغ 500هزارتومنی در اینستاگرام میکنه خب اگه بخواد سربه سر هزینه ها رو رد کنه  به 5مشتری نیاز داره که بازگشت سرمایه 0% داشته پس برای اینکه سود کسب کنه و بازگشت سرمایه داشته باشه باید بیشتر از 5مشتری جذب کنه.پس در مثالی که آوردم، اگر دوست من با تبلیغی که انجام داده 6 تا کار تعمیر بگیره در نتیجه 600هزارتومن سود میکنه فرمول به این شکل خواهد شد:                                            (600 - 500) / 500 = 0.2درسته با گرفتن 6کار تعمیر سود کرده و بازگشت سرمایه اش معادل 20%بوده اما اگر 4تا کار بگیره :                                          (400 - 500) / 500= -0/2این یعنی این  تبلیغ (حداقل به صورت مستقیم) بازگشت سرمایه نداشته و به ضررش تمام شده.با همین فرمول ساده میتونیم ارزیابی خوبی از نتیجۀ فعالیت های تبلیغاتی مختلف داشته باشیم  و اون‌ها رو  برای پیداکردن بهترین راهکارهای تبلیغاتی با هم مقایسه کنیم.در ضمن وقتی یک مشتری به واسطه تبلیغ از خدمات تعمیر استفاده می کنه ممکنه به دوست خودش هم معرفی کنه و اون هم از خدمات دوست من استفاده کنه  (بازاریابی دهان به دهان) لحاظ کردن سود حاصل از این مشتری کار رو کمی دشوار میکنه ولی با بررسی دقیق ROIمیشه به میزان تاثیرگذاری فعالیت های بازاریابی پی برد.نتیجه‌گیری:یکی از واجبات هر کسب وکاری محاسبه نرخ بازگشت سرمایه(ROI) از تبلیغات است که به ما کمک میکنه تا بهترین روش های تبلیغاتی رو بشناسیم و با تحقیق وبررسی بیشتر، هزینه های بازاریابی رو کاهش بدیم.</description>
                <category>فرزین گروسی</category>
                <author>فرزین گروسی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Dec 2020 01:02:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من و ماجراهای کارآموزی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_58957246/%D9%85%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C-avmbnw0feg9d</link>
                <description>قسمت دوم:گوگل آنالیتیکسزمانی که دانشجو بودم حدود 7 سال پیش ساعت 5.30صبح یه روز سرد زمستونی با ماشینم تو جاده فیروزکوه رانندگی می کردم همه چی ظاهرا خوب پیش می رفت تا اینکه ماشین بدون هیچ نشونه و هشداری از حرکت ایستاد (ناگفته نماند که ساعت 8صبح امتحان داشتم).شوکه شدم که چرا این اتفاق افتاده! شروع کردم آمپر رادیاتور و عقربه بنزین رو چک کردم، مشکلی نداشتن و حتی چراغی هم روشن نشده بود که بدونم دقیقا باید کدوم قسمت ماشین رو بررسی کنم.خلاصه بعد از 2ساعت انتظار برای آمدن مکانیک پی بردم که ماشین اصلا بنزین نداره! و عقربه نمایشگرم بعد از آخرین باری که باک رو پر کرده بودم خراب شده بود و تبعات اطلاع نداشتن از اوضاع ماشین،اون روز برام گرون تموم شد.(در ضمن به امتحان هم نرسیدم!)چرا این خاطره تلخ رو تعریف کردم ؟!چون وقتی داشتم با ابزار گوگل آنالیتیکس آشنا می شدم متوجه شدم با آمار و ارقامی که این ابزار به ما ارائه میده مثل:چه کسانی از سایت بازدید می کنند؟کاربران سایت از کدوم قسمت سایت بیشتر بازدید می کنند؟و..... چه کمک بزرگی می تونه باشه در تصمیم گیری های مهم برای مدیریت کردن سایت و پی بردن به علایق،رفتار و عملکرد کاربرانی که به سایت ما وارد میشن.  به همین دلیل، قابلیت های ابزار گوگل آنالیتیکس در نشون دادن اوضاع سایت و جلوگیری کردن از تصمیمات کورکورانه برای اجرایی کردن هر چه بهتر تصمیمات بازاریابی من رو یاد اون روز سرد و پُرهزینه انداخت که اگر اطلاعاتی که ماشین به من نشون می داد درست می بود می تونستم جلوگیری کنم از بروز اون اتفاق.</description>
                <category>فرزین گروسی</category>
                <author>فرزین گروسی</author>
                <pubDate>Fri, 04 Dec 2020 22:16:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من و ماجراهای کارآموزی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_58957246/%D9%85%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C-uesdh0a2ouix</link>
                <description>قسمت اول:ویدئو مارکتینگکارآموزی رو انتخاب کردم چون از وقتی که یادم میاد تو مدرسه و دانشگاه حرف هایی که معلم و استاد از تجربیات خودشون می گفتن و لزوماً هم به درس مربوط نبود،تاثیر زیادی تو زندگی من گذاشته، واسه همین دیدم من که پیگیر یادگیری بازاریابی دیجیتال هستم ،چرا کنار کسی  کار نکنم که خودش و کسب وکارش مرتبط با این حوزه هست و هم انسان موفقی هست واینکه این فرصت رو دارم تا از نزدیک شاهد پیاده سازی ایده ها و تکنیک ها در کار واقعی باشم و خروجیشون رو ببینم .تصمیم گرفتم حرفه ای وارد حوزه بازاریابی دیجیتال بشم و از دانسته های استاد گرانقدرم آقای عادل طالبی و همکاران تلاشگرشون استفاده کنم تا برای مسیری که قصد دارم ادامه بدم یک نقشه  راه درست داشته باشم.الان اول راه یادگیری هستم و پر از اشتیاق برای ادامه مسیر...البته که هر مسیر ناشناخته ای سختی های خودش رو داره از خستگی و نا امیدی تا مواجه شدن با ضعف ها و تلاش برای اصلاح کردن اون ها.یکی از اون سختی هایی که باهاش دست وپنجه نرم می کردم جلوی دوربین صحبت کردن بود کاری که هیچ وقت تجربه اش رو نداشتم! و جالبه تا قبل از اینکه خودم جلوی دوربین بایستم، به همکارام ودوستانم پیشنهاد می دادم برای فروش محصولاتشون بهتره جلوی دوربین محصولشون رو معرفی کنن و در شبکه های اجتماعی و پلتفرم های مختلف به اشتراک بگذارن.  البته تعدادیشون از این کار طفره می رفتن (الان میفهمم چرا !)چون درباره اهمیت ویدئو مارکتینگ شنیده بودم و می دیدم کسب وکارهایی که از ابزار ویدئو برای فروش محصولات و خدمات استفاده می کنن موفق تر از رقبایی که از این ابزار استفاده نمی کنن هستن.خلاصه تصمیم گرفتم انقدر جلوی دوربین صحبت کردن رو تمرین کنم که بالاخره بتونم بهش مسلط بشم و این ضعف رو به عامل رشد تبدیل کنم.یاد کتاب کیمیاگر پائولو کوئیلو افتادم :مثل شخصیت اصلی داستان(سانتیاگو) تو مسیر کشف خودم هستم.وقتی به جایی میرسم که به نظرم سخت میاد بلافاصله به یه باوری که دارم فکر می کنم دلم قرص میشه ومیگم درسته سخته ولی من ازش سخت ترم.بامن همراه باشید تا تجربیاتم رو با شما به اشتراک بگذارم.</description>
                <category>فرزین گروسی</category>
                <author>فرزین گروسی</author>
                <pubDate>Fri, 27 Nov 2020 17:53:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>