<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های 𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_59550267</link>
        <description>کمپانی Ｖｉｃｔｏｒｉａ
پشتیبان همه ی نویسنده ها ✍️</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 00:51:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3366236/avatar/128283.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞</title>
            <link>https://virgool.io/@m_59550267</link>
        </image>

                    <item>
                <title>𝒯ℎℯ 𝓈℘ℯℓℓ ℴ𝒻 𝓉ℎℯ 𝓈𝒾ℓℯ𝓃𝓉 𝒻ℴ𝓇ℯ𝓈𝓉🥀</title>
                <link>https://virgool.io/@m_59550267/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-tdokfoczpgya</link>
                <description>معنی : طلسمِ جنگلِ خاموش🥀『pr2』دخترک در حال قدم زدن توی جنگل بود تا صدایی به گوشش خورد &lt;هوی تو &gt; این صدا آشنا بود صدای جادوگر بود با استرس لب زد &lt;ب...بله &gt; وقتی این حرف رو زد سه نفر ریختن رو سرش و شروع به کتک زدنش کردن آنقدر او را زدن که تمام بدن او خونی شده بود ...🩸×××3ساعت بعد دخترک با بدنی خونی کنار درختی افتاده بود کسی آنجا نبود که او را نجات دهند حیوانات جنگل در آن منطقه نبودند اگر هم بودند نمیتوانستند چون جادوگر آن اطراف بود جادوگر از تنها کسی که می‌ترسید پادشاه و ملکه و هفت پسرشان بود البته که او دختر پادشاه رو طلسم کرده و ازشون گرفته است و پادشاه هیچوقت از او نمیگذرد اگه بفهمد ××××4 هفته بعد چهار هفته گذشته است و دخترک بیهوش با نبضی ضعیف کنار درخت افتاده بود و صورتش پر از خون مردگی بود صدایی آن اطراف پیچید :_هیونگ _بله تهیونگ _ اون کیه ؟_کی ؟_اون رو میگه نامجون اونی که بغل درخت افتاده _نمیدونم بریم ببینیم ++2دقیقه بعد _هییییی_چیه ؟_دختره صورتشو _وای جیهوپ قلبم اومد تو دهنم _ ببریم قصر _ببریم شاید بابا بشناستش _ آره سرباز ها _بله قربان _بیاریدش قصر _چشم قربان پسر ها بودند هفت پسر پادشاه آنها دخترک را پیدا کردند ....×××قصر _پدر پدر _چی شده جونگکوک_یه دختر بی جون توی جنگل با لباسی خونی پیدا کردیم انگاری کتک خورده _ ببینمش ++++4دقیقه بعد _ یکمی قیافه اش آشنا نیست _ اره ولی یادم نمیاد کی هست _اییییی_بهوش اومد _ش..ما کی هستید ؟_من پادشاه و این ها هم خانواده ام هستند تو کی هستی ؟_ من بورامم فامیلیم نمیدونم _ چرا ؟_چون توی بچگی مامان بابام رو از دست دادم و پیش حیوان های جنگل بزرگ شدم _اوهوم _ کی تو رو به این روز آورده؟ _ جادو..گر _ کدوم ؟_ جادوارد سلطنتی هست اون منو خیلی اذیت میکنه پسراش همش کتکم میزنن _ باشه تو استراحت کن دخترم _ چشم +++++5دقیقه بعد _این دختر خیلی سختی دیده _ مثل ما که دخترمون رو از دست دادیم _بیا یه کاری کنیم _چه کاری ؟_ ...</description>
                <category>𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞</category>
                <author>𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jun 2026 22:11:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>𝒯ℎℯ 𝓈℘ℯℓℓ ℴ𝒻 𝓉ℎℯ 𝓈𝒾ℓℯ𝓃𝓉 𝒻ℴ𝓇ℯ𝓈𝓉🥀</title>
                <link>https://virgool.io/@m_59550267/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-wjpst1jcant6</link>
                <description>معنی : طلسمِ جنگلِ خاموش 🥀『pt1 』صبحی دیگر خورشید از پشت کوه ها در آمد ‌دخترک هم با تابیدن نور خورشید روی صورتش بیدار شد ..حالش متعادل نبود ...دلش آشوب بود انگار قرار بود اتفاقی بیافتد .دخترک از 5 سالگی در جنگل بود آن روز رو خوب یادش می‌آمد ‌‌ آن روز دخترک به همراه برادرانش و مادر و پدرش به سمت جنگل رفتند تا پیک نیک خانوادگی داشته باشن آن روز تولد 5 سالگی دخترک بود و درخواستش این بود که همراه خانواده اش وقت بگذراند . آن ها شاد بودن مادر و پدر به بازی بچه ها نگاه می‌کردند دخترک هم به دلک بازی برادرانش که حالا انها را  گم کرده بود نگاه می‌کرد... و می‌خندید ...در آن روز جادوگری که از آنها کینه داشت اومد و آن جنگل و دخترک رو طلسم کرد دخترک 5 سال بود که خانواده اش را ندیده بود امروز روز تولد 10 سالگی اش بود ولی دوست داشت خانواده اش آنجا بودند او پیش حیوانات جنگل بزرگ شده بود و با آنها رابطه خوبی داشت .بیدار که شد به سمت رودخانه داخل جنگل رفت و صورتش رو شست ..‌و پیش شیر خرگوش رفت و با بچه ها آن بازی کرد و هویج هایی که خرگوش آورد رو خوردند تمام حیوانات او را دوست داشتند ..‌‌‌.</description>
                <category>𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞</category>
                <author>𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jun 2026 21:54:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>𝒯ℎℯ 𝓈℘ℯℓℓ ℴ𝒻 𝓉ℎℯ 𝓈𝒾ℓℯ𝓃𝓉 𝒻ℴ𝓇ℯ𝓈𝓉🥀</title>
                <link>https://virgool.io/@m_59550267/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-pbmyiwt8haj0</link>
                <description>معنی : طلسمِ جنگلِ خاموش 🥀شخصیت ها: نامجون، سوکجین، یونگی، هوسوک، پجیمین، تهیونگ، جونگکوک ، بورامتعداد پارت ها: معلوم نیست ولی زیادهتعداد فصل ها : نامعلوم [شاید 2 یا بخاطر طولانی بودن فیک (رمان) همون فصل 1 ]زمان آپلود: امشب ✍️خلاصه :دختری زیبا در اعماق جنگل پنهان شده ،که تاحالا کسی ندیدتش ...اما یروز هفت برادر به آن جنگل می‌روند و ...</description>
                <category>𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞</category>
                <author>𝔙𝔦𝔠𝔱𝔬𝔯𝔦𝔞</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jun 2026 15:18:41 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>