<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رسانه قلم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_60049113</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 16:49:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1892303/avatar/uiprBC.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رسانه قلم</title>
            <link>https://virgool.io/@m_60049113</link>
        </image>

                    <item>
                <title>راهکار دین برای اعتراض و اصلاح (قسمت دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_60049113/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6-%D9%88-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-k1av2etwxaha</link>
                <description>یادداشتی از علی تقی‌زادهمعترض بود. گفت: چرا حوزه در این ماجرای اخیر حرکتی نمی کند؟ چرا صدایی از آن نمی شنویم؟گفتم: احتمالاً چیزی که من انتظار دارم حوزه بگوید با چیزی که تو می خواهی زمین تا آسمان فرقش است. ولی در اصلش با تو همنظرم. حوزه ظاهراً «درس دارد». امام ره هم که گویا کم تکرار می شود. البته چون با لباس آخوندی در وسط میدان بودم النهایه جمعش کردم!به نظر شما خدا کجاست؟ در آسمانها؟ وسط این همه فتنه و دربه دری کجا باید پیدایش کرد؟ چرا خودش را نشان نمی دهد؟اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ...(35)في‏ بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ (36)رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ (37نور)نور در قرآن نماد هدایت است، و نور خدا هدایتی بی هیچ شائبه و کاستی می درخشد و راه نشان می دهد. این نور «در خانه هایی است» که مردانی در آن زندگی می کنند که دنیا حواسشان را از نماز و زکات و خوف آخرت پرت نکرده و در آن خانه ها ذکر خدا می گویند. خدا نور است و در این خانه ها پیدا می شود. آن هم در میانه ماجرای فتنه سوره نور که «لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ (11نور)». خانه هایی که به مردم هدایت می پراکنند و در میان فتنه ها رهبری شان می کنند. حاکم و معترض و آشوبگر هم نمی شناسند و دست از دستور خدا خطا نخواهند کرد چون از آخرت می ترسند.خدا را می خواهی؟ اینجاست.در همه این وقایع اخیر می دانید جای چه چیزی خالی بود؟ یک عده عالم دلسوزِ مردمی و مردم پسند، که هم قبلاً دل و جرئت و پیگیری و حال اعتراضشان را نشان داده باشند و شده باشند الگوی اعتراض؛ و هم الان که کسی با پرچم و به بهانه اعتراض دری وری می گوید بزنند تو دهنش تا اعتراض منحرف نشود!وقتی رهبران مردمی حالِ آوردن «باقیِ» مردم را به صحنه نداشته باشند، قرائت از صحنه می‌شود «تقابل حاکمیت و مردم». هر شعارِ بی‌ربطی سوار می شود بر موج اعتراضهای گوناگون مردمی. واقعاً هم خودش را نماینده آنها جا می زند و مردم معترض هم به هرحال باید انتخاب کنند بین بی‌نمایندگی و این نمایش تلخ! مثل گیج ها نشسته ایم تا کِی مردم کاردشان از تلخیِ این تئاتر خارجیِ چاقوکشان به استخوان برسد، خودشان به تنگ آیند و بریزند در خیابان و ما هم در این تظاهرات مردمی شرکت کنیم! انگار نه انگار که توده های مردمی رهبر می خواهند و حلقه های میانی دلسوز و هوشمند، و البته کمی چالاک.این نهادها برای حفاظت از دین خداست؛ در هر جهتی. اعتراض به حاکمیت؛ اعتراض به معترضین؛ و حتی اعتراض به خود، همانند فریادی که امام ره علیه بخشی از حوزه برآورد. پس به چه دردی می خورد این دستگاه اگر قرار است رهبرمان مردم باشند و ما دنبالشان بدویم؟سالهاست که صدای خطبة منای امام حسین ع در گوش همه مان زنگ می زند. ثُمَّ أَنْتُمْ أَيَّتُهَا الْعِصَابَةُ عِصَابَةٌ بِالْعِلْمِ مَشْهُورَةٌ وَ بِالْخَيْرِ مَذْكُورَةٌ وَ بِالنَّصِيحَةِ مَعْرُوفَةٌ وَ بِاللَّهِ فِي أَنْفُسِ النَّاسِ مَهَابَةٌ يَهَابُكُمُ الشَّرِيفُ وَ يُكْرِمُكُمُ الضَّعِيفُ وَ يُؤْثِرُكُمْ مَنْ لَا فَضْلَ لَكُمْ عَلَيْهِ وَ لَا يَدَ لَكُمْ عِنْدَهُ تَشْفَعُونَ فِي الْحَوَائِجِ إِذَا امْتَنَعَتْ مِنْ طُلَّابِهَا وَ تَمْشُونَ فِي الطَّرِيقِ بِهَيْبَةِ الْمُلُوكِ‏ وَ كَرَامَةِ الْأَكَابِرِ أَ لَيْسَ كُلُّ ذَلِكَ إِنَّمَا نِلْتُمُوهُ بِمَا يُرْجَى عِنْدَكُمْ مِنَ الْقِيَامِ بِحَقِّ اللَّهِ وَ إِنْ كُنْتُمْ عَنْ أَكْثَرِ حَقِّهِ تَقْصُرُونَبه علم و تقوا مشهورید و خدا هیبت و احترامتان داده؛ دین کاری کرده تا مردمی که هیچ فضل و بدهی به شما ندارند احترامتان کنند و بزرگتان دارند، همه برای این که امید به «قیام بحق الله» از سوی شماست. و شما در بیشتر حق خدا، کوتاهی می کنید...فَاسْتَخْفَفْتُمْ بِحَقِّ الْأَئِمَّةِ فَأَمَّا حَقَّ الضُّعَفَاءِ فَضَيَّعْتُمْ وَ أَمَّا حَقَّكُمْ بِزَعْمِكُمْ فَطَلَبْتُمْ فَلَا مَالًا بَذَلْتُمُوهُ وَ لَا نَفْساً خَاطَرْتُمْ بِهَا لِلَّذِي خَلَقَهَا وَ لَا عَشِيرَةً عَادَيْتُمُوهَا فِي ذَاتِ اللَّهِحق ائمة (برحقّ جامعه) را خفیف داشتید. حق ضعفا را ضایع کردید و به زعم خودتان حق خودتان را طلبیدید. نتیجه اش چه شد؟ همین که نه مال و جانتان جایی در خطر می افتد و نه دشمنی پیدا می کنید به خاطر خدا. معیاری که امام علیه السلام معرفی می کند این است:حوزه باید دشمن داشته باشد. حوزوی را باید بزنند عده ای، و ترور کنند و مالش را ببرند. چقدر خوشحال شدم که دوباره عمامه و عمامه به سر در این میان مطرح بود و هزینه داد و عمامه اش پرید. اگر دشمن نداشته باشی یعنی مُردی، یعنی خنثایت کرده اند. خلاصه سخن در همین است، که اگر احترام و کرامتی برای علما و مومنین هست، هدف نیست. سرمایه ای است که داده اند تا خرجش کنیم، برای اقامة دین خدا و حقّی که رهبرِ برحق این جامعه بر دوشمان گذاشته است. اگر نکنیم طنینِ ادامه خطبه ما را می گیرد که:أَنْتُمْ تَتَمَنَّوْنَ عَلَى اللَّهِ جَنَّتَهُ وَ مُجَاوَرَةَ رُسُلِهِ وَ أَمَاناً مِنْ عَذَابِهِ؟ لَقَدْ خَشِيتُ عَلَيْكُمْ أَيُّهَا الْمُتَمَنُّونَ عَلَى اللَّهِ أَنْ تَحُلَّ بِكُمْ نَقِمَةٌ مِنْ نَقِمَاتِهِوالسلام.شما روایت کنید#انقلاب_ادامه_دارد@ghalam_meshkat</description>
                <category>رسانه قلم</category>
                <author>رسانه قلم</author>
                <pubDate>Sun, 11 Dec 2022 13:36:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکار  دین برای اعتراض و اصلاح (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_60049113/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6-%D9%88-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-jk6zqbijpasw</link>
                <description>یادداشتی از علی تقی‌زادهحرف آخر پیام را اول اگر بزنم، بهتر غافلگیر می کند از بس توی ذوق می زند. بحث از #اعتراض و تجمع و آشوب، دینی و غیر دینی اش بود و از «مناسک سازی اعتراض». استادم که خدا حفظش کند. حرف قشنگی زد، گفت: این ها به خاطر آن است که نماز جمعه کارِ خودش را درست انجام نمی دهد!!لزوم تلاش رسانه ای را کسی منکر نیست، اما قلب مسئله، هرگز رسانه نیست. دندان طمع آرزوهایتان را از همین حالا بکَنید و بعدش جهاد کنید، چون قرار نیست امپراطوری مدیا رقم زنیم و خود بخشی از وضع موجود این نظم ظالمانه شویم. بلکه جواب بازیِ رسانه را در جهاد تبیین، باید با مزیت نسبیِ خود بدهیم. مزیت نسبیِ ما در جهاد تبیین، خودِ پیام است و الگوی انجامش، نه دستگاه رسانه ای. راه را خودش باز می کند این پیام، ولو امپراطوریِ مدیا برعلیه ش بسیج شود. همیشه در جنگ حق و باطل همین بوده ، و کسی که جز جنگ پارتیزانی را انتظار می کشد سخت در اشتباه است. اکنون هم قالب مناسب و امتدادِ موجّه که برای راه حلّ اسلامیِ «اعتراض» ارائه کنی، قلب مسئله حل می شود. البته برعکسش هم پابرجاست. مسئله را که حل نکنی، یتیم آل محمد ص به دیگرانی پناه خواهد برد و معطل نمی ماند؛ ولو آن دیگران گرگِ در پوستین باشند.ارائه الگوی موفق از اعتراض، اکنون نوشداروی مسئله است. فکر این را از سر بیرون کنید که با تلاش وافر مسئولین، به زودی دولت و جامعه و اقتصادی خواهیم ساخت که جا برای اعتراض هم نمی گذارد و دهان ها از فرط تعجب و شادی بسته خواهد شد! اصلاً همه چیزِ دیگر به کنار، مگر قرار است بدون حلّ مسئلة مطالبه مردمی به چنین بهشتی برسیم؟ واقع گرایانه آن است که به جای ترسیم بهشت مطلوب، راهِ رسیدن به آن را قوام بخشیم. اعتراض موفق قرار نیست که درجا شنیده شود. قرار نیست بدون زحمت باشد، یا حتی با آن برخورد نشود. ولی قرار است «مصلحانه» باشد و سرانجام هم به موفقیت برسد. «مادرانه» باشد و از پایگاه دینِ واقعی -همان اسلام انقلابی- راهبری شود. اصلاً تو بگو قرار است «جریان سوم» باشد که مردمی، این طرفی و آن طرفی را به نفع روح انقلاب به چالش بکشد. نه کلیشه ای، نه بسیط، و نه اُمُّل و عقب مانده. بلکه همان اسلامِ خمینی. به همان طراوت، شجاعت، و بصیرت.جهاد تبیین، جهاد است و مبارزه. پارتیزانی است. بگرد و ببین در اندرونیِ دین، چه اسلحه هایی کار گذاشته شده برای چنین روزگاری. دینِ واقع‌گرا، وقتی دستوراتی می دهد، نهادهایی هم برای «حفاظت از آن» طراحی می کند که اکنون به کار طراحی الگویمان در مسئله می آید. نهادهای اصلاحی، همچون امر به معروف و نهی از منکر، ولایت طرفینیِ مؤمنین بر هم، و البته نهادِ «علما». اسمش را بگذاریم مکانیزم های «حفاظت از دین».دین، سرشار از قالب ها و ظرفیت های اعتراض و انتقاد و اصلاح است. نهادهایی که به گونه ای طراحی شده تا هم زیرساختِ حقوقی و هنجاری برای اعتراض و مطالبه را داشته باشد، و هم بصیرت و امکانِ مدیریت لازم را، و البته به دور از قالب های دست و پاگیر برای نظم‌دهی. در هر کدام از این نهادها پاسخِ «چه کسی گفته شما دخالت کنید»؟ این است:«خدا».حتی قالب هم برایش ارائه می دهد. قالب هایی عجیب هوشمندانه؛ مثلِ نماز جمعه. تلفیقی از جسم و روحِ ساختار و انقلاب؛ با ارکان قدرتش یعنی امام و امت. ترکیب عبادت و سیاست، آخرت و دنیا، مطالبه و دفاع. این ها را که خاموش می کنی و از کارکرد اصلی اش جدا می کنی، مسئلة اعتراض می ماند لاینحلّ و روی مخ. از جمله این نهادها، «علما» است. نهادی که از حاکمان عالم و فقیه هم جدا طراحی شده و به تعبیر رهبر انقلاب، «مادر انقلاب اسلامی» است. رگ و پیِ فرزند از مادر است چنانکه ولیّ باید فقیه باشد؛ اما مادر قرار نیست خودِ فرزند باشد. قرار است اعتراض کند و حامی باشد و دلسوز و البته بیرون از فراز و نشیب های هرروزه اجرا. قرار است مردمی باشد و رهبر میانیِ واقعی برای روح انقلاب، ولو چاقو به دست برای جراحیِ جسمش. لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ‏ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُونَ (63مائده).شما روایت کنید#انقلاب_ادامه_دارد@ghalam_meshkat</description>
                <category>رسانه قلم</category>
                <author>رسانه قلم</author>
                <pubDate>Thu, 08 Dec 2022 14:22:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیانیه‌نویسی بی‌هویت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_60049113/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-q7slpz8f0glh</link>
                <description>یادداشتی از حمزه وطن فدارهبری تمام تمرکزش این است که ادبیات پیشرفت را بیاورد بالا تلاش دشمن مانع شدن از پیشرفت است شروع شدنش از جانب دشمن از حرص پیشرفت است بعد بسیج خوب فکور ما بیانیه میدهدیک کلمه اشاره نمیکند به هویتی که میخواهد جلوی اشوب را بگیرد. یک کلمه دال بر رویکرد تهاجمی مبتنی بر ادبیات پیشرفت ندارد برادر ، عزیز وقتی هیچ دلالت هویتی نداری، اصلا شنیده نمی‌شویبزن، بشکن، فریاد بزن، بنویس، همه اش خوب است ولی به نام نامی پیشرفت ایران اسلامیحیدر کرار ، رجزهای میدان جنگش همگی فریاد یک هویت و رسالت است او در میدان جنگ هم ، پیامبری می‌کند حق را به میدان می‌کشد از فرصت استفاده می‌کند و با رجز و‌ خطبه جنگ با گوش های وقر گرفته حرف می‌زندشعارها، بیانیه ها، تریبون ها اینها باید حرف حساب انقلاب را در دانشگاه طنین انداز کندو الا میشود یک زد و خورد خوب است، خط نگه داشته میشود ولی پیش نمی‌رویم، مهاجم نیستیم.شما روایت کنید#انقلاب_ادامه_دارد@ghalam_meshkat</description>
                <category>رسانه قلم</category>
                <author>رسانه قلم</author>
                <pubDate>Thu, 01 Dec 2022 14:20:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنگی که در میدان نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_60049113/%D8%AC%D9%86%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ktfm5bbkoxey</link>
                <description>یادداشتی از محمد قطرانی(1) ماه‌­ها گذشته است از زمانی که مالک به دم خیمه­‌اش رسیده بود. در میدان عمل این علی (ع) بود که پیروز معرکه شد؛ اما حیله‌­ای شیطانی او را از شکست قطعی رهانید. قرآن­‌های به سرنیزه او را کشته‌شدن قطعی نجات داد و حال فریبی دیگر در چنته دارد.(2) بسر که خونریزی معروف بود، را فرا می‌­خواند که وقت نیرنگی دیگر است! دستور معاویه به بسر بن ارطاة که در خباثت چیزی کم ندارد، این است: «ماموریت تو این است که به همراه سه هزار نفر سپاهی به مدینه بروی! در راه كه مى‌‏روى مردم را از خانه‏ هايشان بران و به هر جا كه رسى وحشت برپا كن و به هر كس كه رسى اگر در اطاعت ما نبود اموالش تاراج كن. وقتى كه به مدينه درآمدى چنان بنماى كه آهنگ كشتارشان دارى و اعلام كن كه هيچ يك از مردم شهر در نزد تو بى‌‏گناه نيستند و عذر كس نمى‏‌پذيرى تا يقين كنند كه آن‌ها را خواهى كشت. پس دست از ايشان بردار و از مدينه رهسپار مكه شو. در مكه متعرض كس مشو ولى مردم ميان مكه و مدينه را سخت بترسان و به هر سو آواره ساز. و همچنان مى‌‏روی تا به صنعاء و جند رسى.»(3) بسر وارد ماموریت می‌­شود. او قرار نیست مانند عمروعاص که مصر را اشغال کرد، سرزمینی را فتح کند. ماموریت بُسر این است که در سرتاسر سرزمین‌­های حکومت علی(ع) وحشت بپا کند. هواداران دو آتشه علی(ع) باید بدانند که راهی به فتح و پیروزی ندارند و دیگر مردم هم باید بدانند که پایان کار علی(ع) چیزی جز شکست نیست! بُسری که در میدان مانند عمروعاص عورت­نمایی­‌اش او را نجات داده بود، حال کارزاری دگر را اداره می­‌کند. به مدینه که می‌­رود، حاکم علی(ع) پا به فرار می‌­گذارد و وحشت همه جا را فرا می‌­گیرد. هرکسی که نشانی از علی(ع) دارد یا باید کتمان کند و یا از دم تیغ بگذرد! بُسر به سرعت از مدینه به سمت مکه می رود و کارناوال وحشت را آنجا به راه می­‌اندازد. حاکم علی(ع) از مکه می‌­گریزد، یمن و جَند هم سرنوشتی این­چنین دارند. بُسر میدان را تغییر نمی­دهد اما ذهن هواداران علی(ع) را ....(4) ذهن هواداران انقلاب باید تغییر کند؛ باید بترسند، رعب همه جا را فراگیرد؛ باید دل­ها خالی شود و وحشتزده به کنج خلوت‌­هایشان بروند. خواص بترسند موضع بگیرند، طلبه بترسد ملبس بیرون بیاید، چادری بترسد گام به بیرون از خانه نهد و .... داستان­­های بُسرگونه دو راه حل دارد:  ما بدانیم که بیش از این که در میدان همه جانبه در نبرد باشیم در برساخت‌­های ذهنی مشغول مبارزه‌­ایم و طبعا نترسیم که حجم وحشت بیش از میدانی بودن، روانی است. … إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏  مسئول هم باید بداند، بُسرهای شناخته شده را باید کوبنده سرجایشان نشاند و مانور بیم­‌افکنی­‌اش را پایان داد و الا تمام سرزمین را درگیر بازی وحشت می­‌کنند.شما روایت کنید#انقلاب_ادامه_دارد@ghalam_meshkat</description>
                <category>رسانه قلم</category>
                <author>رسانه قلم</author>
                <pubDate>Tue, 29 Nov 2022 07:49:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جزوه محتوایی کشف حقیقت حجاب</title>
                <link>https://virgool.io/@m_60049113/%D8%AC%D8%B2%D9%88%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%81-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-e18opp3j5nj3</link>
                <description>ویرایش اول جزوه‌ی محتوایی کشف حقیقت حجاب به همت تیم محتوایی بسیج حوزه علمیه مشکات آماده انتشار شد.این جزوه مناسب فعالان جریان ساز دانشگاه بوده و پاسخگوی سوالات آنان خواهد بود.همچنین سایر اقشار میتوانند نگاهی متفاوت به مقوله‌ی پوشش و حجاب داشته باشند.در این جزوه می‌خوانید: چارچوب مفهومی حجاباهمیت حجابراهی به جز حجاب نیستعدالت خواهی بدون حجابوضع ماآسیب‌شناسی و ریشه‌یابیراهبردهای گفتمانیدریافت جزوه از: کانال قلمشما روایت کنید#انقلاب_ادامه_دارد@ghalam_meshkat</description>
                <category>رسانه قلم</category>
                <author>رسانه قلم</author>
                <pubDate>Sat, 19 Nov 2022 19:36:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از رنجی که میبریم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_60049113/%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%86%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%85-rbjbhsmyrku6</link>
                <description>یادداشتی از محمدسجاد بیگیبسم الله الرحمن الرحیم و له الحمد حالا که اندکی تب و تاب فتنه افتاده، شاید گوش ها اندکی بیشتر می تواند بشنود. این یادداشت برای کسانی است که دل در گروی انقلاب خمینی ره دارند. برای کسانی که خود را متعلق به این نهضت عظیم الهی و مردمی می دانند. خدای سبحان در سوره مبارکه نور، آیه ۶٣ میفرماید: دعوت پیامبر را [به ایمان، عمل صالح و امور اجتماعی] در میان خود مانند دعوت بعضی خودتان از همدیگر قرار ندهید، خدا کسانی از شما را که برای [بی اعتنایی به دعوت پیامبر] با پنهان شدن پشت سر دیگران آهسته از نزد او بیرون می روند می شناسد. پس باید کسانی که از فرمانش سرپیچی می کنند، برحذر باشند از اینکه فتنه ای [در دنیا] یا عذابی دردناک [در آخرت] به ایشان رسد. من گمان می کنم بلایی که این روزها، با طراحی سنگین دشمن بر سر ما می آید قطعا بخش قابل توجهی از آن برخواسته از نارضایتی های اجتماعی، گسل های فرهنگی، عملکرد پلیس امنیت اخلاقی و ... نیست. نه اینکه اینها بی اثر بوده باشد، که قطعا هر یک به سهم خود موثر بوده اند اما فشار فتنه امروز برخواسته از سوء عملکرد و تمرد خود ما از امر صریح رهبر انقلاب است.  دقیقا مهر ماه سال ١۴٠٠ است که رهبری، مساله #جهاد_تبیین را به عنوان یک کلیدواژه وارد ادبیات سیاسی می کنند. حالا و بعد از گذشت یکسال از تاکید مصرانه رهبری و حتی به نوعی بیان فتوای وجوب فوری و قطعی برای این جهاد، چیز قابل اعتنایی از تحقق این امر را مشاهده نمی کنیم. چیزی که بتوان رویش نام مقدس «جهاد» گذاشت.لشکرهای سایبری و ... را که بریزید دور، گفت و گوهای چهره به چهره ای که گاه گاه هر کسی در گوشه و کناری با اقوام و دوستانش هم انجام می دهد که نام جهاد نمی گیرد، تک پست ها و استوری های بسیاری از معتقدین به نظام هم که باز نامش جهاد نیست، معدود افراد شاخصی هم که دائما مشغول کنش اجتماعی سیاسی هستند هم بعضا دنبال اثرگذاری اساسی نبوده و از باب &quot;خمینی شاهد باش&quot;، تیرهایی در تاریکی پرتاب میکنند. بدنه هنری متعهد به انقلابِ مردم را هم اطلاع دقیقی ندارم اما از خروجی ها می توان حدس زد که در آنجا هم آرایش متفاوتی متناسب با فرمان ولی جامعه شکل نگرفته است. و همه این ها یعنی ما دعوت ولی الهی جامعه به جهاد را مثل دعوت ها و درخواست های خودمان از یکدیگر حساب کردیم و لابد با خودمان گفتیم که آقا اگر در سخنرانی حکم به وجوب بدهد در مقام تحریض است نه افتاء و در نتیجه کلام از مقام بیان خارج است و ما هم نهایتا تلاش می کنیم در گعده های خودمان همان حرف های آقا با هم مرور کنیم و بر ضرورتش تاکید ورزیم!در آیه ۴۶ سوره مبارکه توبه شاید ترجمانی از اوضاع امروز خویش را بیابیم: «و اگر برای بیرون رفتن [به سوی میدان نبرد] تصمیم جدّی داشتند، مسلماً برای آن ساز و برگ آماده می کردند، ولی خدا [به سبب سستی اراده و نفاقشان] برانگیختن آنان را [به سوی میدان نبرد] خوش نداشت، پس آنان را از حرکت بازداشت ...»وقتی اراده قیام لله باشد، لوازمی در ظاهر و باطن شخص ایجاد می شود. کسی که برای خدا قیام کرده باشد، کوله اش بر دوش است، دائما در حال فراهم کردن وسائلی است تا سریع تر به خط مقدم برسد، درونش پر از جوش و خروش است تا بتواند توفیق مجاهده را از خدای لاشریک بگیرد، سبک زندگی اش از ساعت بیداری و خواب و کم و کیف غذا و وضع خانه و خانواده اش، همه رنگ و بوی جهاد گرفته است. صبح و شب ندارد و در تکاپوی مبارزه با دشمن دین و قرآن سر از پا نمی شناسد. در کدام یک از ما چنین تغییراتی مشاهده میشود؟ چه کسی الان در تلاش است تا نقشه عملیاتی طراحی کند و میدان های نبرد دشمن را دقیق ترسیم نموده و گرا به سایر نیروها بدهد؟ تعارف که نداریم، آرایش معتقدین به نظام، آرایش جنگی نیست. و همین بی اعتنایی یا هر چیزی که شما بگویید، اصلی ترین عامل بروز چنین فتنه هایی خواهد بود. من بیش از دشمن، از عذاب خدا می ترسم. از مکری که خدای سبحان بر امتی که از دستور ولی خود سرپیچی کند فرود خواهد آورد. الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ (سوره مائده،٣)شما روایت کنید#انقلاب_ادامه_دارد @ghalam_meshkat</description>
                <category>رسانه قلم</category>
                <author>رسانه قلم</author>
                <pubDate>Tue, 15 Nov 2022 08:14:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غربیلک را چپه چرخاندی برادر، دیوار است</title>
                <link>https://virgool.io/@m_60049113/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AE%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-ucionnj8iih7</link>
                <description>یادداشتی از محمد خلیلیامیرخانی نویسندة محبوب جوانیِ منِ 68ای است. با «منِ او» فهمیدم چطور عاشق شده بودم. تپش های قلبم از کجا شروع شده بود، و چطور قرار است شکست پایان یابد. او را که اول و آخر مسیر عشقم را برایم خودآگاه کرده بود دوست می‌داشتم؛ و دارم نیز. بیوتن را نخواندم چون حس می‌کردم دهة عشقم را خراب می کند؛ ولی قیدار که حاصل جمع منِ او بود و بیوتن، با کسرِ اولی می توانست فضای دومی را برایم نشان دهد. روند امیرخانی شاید داشت برای رسیدن به دهه هشتادی‌ها، اشتباهی مسیر دهة پنجاه و سپس چهل را می رفت، دنده عقب. شاید هم نه.این اسرارِ زندگی‌م را -برای اولین بار- گفتم، که بگویم امیرخانی چقدر برایم مهم است؛ و این نامه‌اش که اکنون ماشینِ هُلی به سمت دوگانگی را بنزین و سپس گاز می‌دهد چقدر برایم سخت بود. انصافاً نویسنده نیستم، و سال‌هایی را که باید برای نویسندگی خرج لیست رمان‌های پیشنهادی استاد می‌کردم، خرج خواندن اسلام کردم. به عنوان یک بچه‌دانشجوی بدراه شده. فکر نکنم نگاشته‌ام به تندشده‌های نوجوان خیابانی برسد، اما خواهش می‌کنم آقای امیرخانی عزیزم اقلاً تو بخوان.جمهوری اسلامی که مسیرش را خواهد رفت چون بر نهادهای عمیق تاریخی این مملکت بنا شده. هم ما و هم شما و هم هر مسئول و آشوبگرِ بخطا را کنار می‌زند. اما به دلیل اشتباهِ هرکدام از طرف‌ها و افراد، ممکن است هزینه ها بالا برود. خیلی بالا. انقلاب از مشکلات دهة 60 عبور کرد و جوانان مجاهدین را با جوانان مجاهد کنار زد. همان‌ها که ابتدای جدا شدنشان خیلی شبیهِ ابتدای خیلی جوان‌ها بود. آخوندها را کم کم مرتجع‌تر و سیاه‌تر دیدند و به قول ما بسیجی‌ها چپ کردند. اما هزینه تحمیل کردند و هزینه دادند، خیلی زیاد. حیف شدند؛ و تاریخ نشان داد عمیقاً اشتباه می‌کردند، هرچند شاید بعضی حرف‌هایشان درست باشد. انقلاب مسیرش را ادامه داد، ولی شاید می‌شد زودتر این راه را بست؛ اگر امثال امیرخانی‌ها در آن روزگار غربیلک را درست می‌چرخاندند و در آسیبی که خود داد می‌زدند نمی‌دمیدند.نه این که در این یدِ واحده همة انگشت ها مثل هم باشند، نه. ولی بهینه کردنِ هزینه و فایده و ابرو و چشم، کمی هم دلِ سوخته می‌خواهد و بیشتری خونِ دل؛ که حتماً شما دارید.گفتم که نویسنده نیستم. اولش خواستم به ترتیب از جمله به جمله‌ی نامه‌ی استادِ نویسنده نکته بردارم و بررسی‌اش کنم. به همین بساطت و بی‌هنری. ولی بعدش دیدم باید رها کرد و حرف دل را نوشت. همان که از وقتِ خواندنِ نامه در گلویم گیر کرده بود. بلد نیستم چپ و راست گزاره ها را بریزم توی مخلوط‌کن و ذهن را برسانم به حجاب اختیاری. با مثالِ خمس اختیاری. اینطور می‌فهمم که خیلی ساده، چند مفهوم را باید از هم جدا کرد. «اجبار و جرم انگاری»، با مفهوم «راهِ اثبات» جرم متفاوت است. حتی از مفهوم «مجازات» آن هم جداست. این ها چند چیز است. ممکن است خمس اجباری باشد و تحقیق کردن در مورد اینکه دیگری خمس می‌دهد یا نه، ممنوع. جرم جاسوسی را باید در خانه‌ها تجسس کرد تا یافت، و جرم منافی عفت را نه تنها نباید تجسس کرد بلکه اگر 4 شاهد نداشته باشی خودت مجازات می‌شوی. حجاب هم چیزی در همین میانه است. اما بحث از حجاب اجباری در مورد کفِ خیابان و کوچه‌هاست. در موردِ توی کوچه رقصیدن، نه در چاردیواری و بدونِ اعلان که. اجباری بودنِ این هم قابل تردید است؟ معلوم است که گشت ارشاد و حکم فرهنگی باید کلی مقدمات در لایه های قبل هم داشته باشد. معلوم است که همة فشار را نباید بر سدّ لایة آخر، هوار کرد. اما شما از «حکم» اسلام گفتی و اسلام بدون هیچ شکی می گوید حجاب اجباری. اصلا عقل و منطق و معنای واجب و اجباری به کنار. وسط سورة احزاب که دعوا سرِ اجبار یک حکم شبیه حجاب و بلکه خیلی فرعی‌تر است، و به حکم حجاب هم می‌انجامد، خدا می‌گوید: وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبينا(36احزاب). زن و مرد مؤمن کجا و اختیار نسبت به دستور خدا کجا؟ مؤمن و مؤمنه در اینجا چیزی شبیه خطاب «یا ایها الذین آمنوا» است، یعنی همة افراد جامعه‌ای که حکومت اسلامی دارد. نه ایمان قلبیِ 14حجرات. هم از روی سیاق می شود این را فهمید، هم از بی‌خود نشدنِ معنای آیه. یعنی حجاب اجباری.مثالش این می شود که یک پلاکارد بزنی روی سینة خودت که «من خمس نمی‌دهم». مطابق نظر اسلام در مورد اجبار خمس، با این حرکت چه برخوردی باید بشود؟ دیگر نمی‌دانم چرا قیمه‌های اجبار را می‌ریزید روی ماست‌های «اثبات جرم» و سامانة یکپارچة پرداخت و هزار رطب و یابس و الخ؟ مجازات هم اثبات نشود اقلّ چیزی که اثبات می‌شود گشت ارشاد است؛ البته معلوم است که با تاکید بر وجود کار فرهنگی.بگذریم. حکم مقابلة رسمی و بازی با آتشِ فتنه نسبت به حکم خدا هم مسئله‌ای جداست؛ که وقتی فتنه بشود دیگر شوخی ندارد. خوب است این بار که می‌خوانید، آیة حجاب را چند آیه‌ای ادامه دهید. من از ترس حواشی ترجمه نمی‌کنم، و واضح است که توضیح می‌خواهد. ولی حداقل برای ادعایی که کردم -حکم سوره به حجاب می انجامد- باید آیات را بیاورم: يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً (59)لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فيها إِلاَّ قَليلاً (60)مَلْعُونينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتيلاً (61)سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْديلاً (62احزاب). راستی سخنرانی امام ره بعد از دعوت جبهه ملی علیه اجباری شدنِ حکم قصاص را هم بخوانیم (25خرداد60). همه بخوانیم، شاید بقیة قیمه‌ها و ماست‌ها را هم جدا کردیم. خواهش می‌کنم همه‌اش را بخوانیم . از سر تا ته. «من‏‎ ‎‏عجالتاً کار ندارم که آیا دولت آقای رجایی یک دولت فعّال است یا نه، و آیا کارهایی‏‎ ‎‏کرده است که باید در مقابل او ایستاد یا نه؛ و کار ندارم به اینکه مجلس شورای اسلامی‏‎ ‎‏آیا یک مجلسی است که از ملت است یا نه؛ و کار ندارم به اینکه قوه قضائیه آیا به‏‎ ‎‏تکالیفش عمل می کند یا نه؛ به اینها من کاری ندارم؛ و اگر راهپیمایی هم فقط برای‏‎ ‎‏راهنمایی مردم بود، آن هم صحبتی نبود، و ممکن بود که عمل بشود؛ اما راهپیمایی در‏‎ ‎‏مقابل اسلام! در مقابل صریح قرآن! در مقابل حکم ضروری اسلام! این را چه جور تعبیر‏‎ ‎‏کنیم؟». حالا بقیة سخنرانی را نمی‌آورم، که نکاتی دارد حاشیه‌ساز و درست. شما می‌فهمیدش، خوب هم می‌فهمید. همین کافی است. من که به دنبال حاشیه‌سازی نیستم. اما خداوکیلی این که خواسته‌های امنیتی را در کنارِ «نماینده نداشتن دهه هشتادی‌ها در نظام» قرار دهیم و همه را با بیل روی حکم حجاب و فدراسیون و گیم و... بریزیم هنر است؟ خونِ دلِ اضافه نمی‌خواهید تعارف بزنم؟ ما حزب اللهی‌ها روزانه زیاد نیشِ جان می‌کنیم. شاید هم نوشتنِ خاطرات روزانه و گیرکردن بغضِ تحلیل‌های سیاسیِ روزانه در گلو، صبر از کفتان گرفته است؟ از نامه‌تان که پیداست کلاس کارتان خیلی بالا رفته. تا حالا چند بار گفته‌اید کسی تحلیل من را نمی‌خواهد که ناامید شدید؟ حداقل در دو دیداری که با صاحب‌منصبان داشته‌اید ازتان نپرسیده‌اند.من که منصبی ندارم و دستم جایی بند نیست. دیداری هم با صاحب‌منصبان ندارم. هفتگی سرِ جاده دست بلند می‌کنم، مسیر تهران-یزد را کرایه‌ای گز می‌کنم و پای حرف راننده‌ها می‌نشینم که از کردستان و شمال تا کرمان و فارس و بندرعباس مسیرشان به من می خورد. اگر شما هم اینجا تخصص را مثل من خیلی جدی نمی‌گیرید، و به نظرتان تحلیل‌های سیاسیِ یک نویسنده مثل خودتان ارزش شنیدن دارد؛ و اگر این کمترین مخاطبان که نامشان مردم است گوششان به اندازة کسری از آن صاحب‌منصبان ارزشی دارد ممنون می‌شوم آن تحلیل‌هایتان و راه برون‌رفت را بفرمایید. بدین وسیله رسماً درخواست می‌دهم. من که بی‌صبرانه منتظرم؛ البته اگر شبیهِ نفحات نفت‌تان فکر شده باشد، و نه شبیه کمیسیون حقیقت یاب از علی دایی و...، یک‌شبه و پراِشکال.لای این ارائة تحلیل برای افزایش آگاهی مردمان، ممنون می‌شوم صبورانه غربیلکِ این جریان اعتراض را هم تکانی بدهید که به فاشیسم و دودستگی نرسد. به نفهمیدنِ حرف همدیگر، به اینکه سقوط هواپیما و حادثة شاه‌چراغ را هم به عمدِ نظام نسبت دهند و نفهمند چقدر بی‌ربط می‌گویند که حتی به توجیه معاویه در قتل عمار هم نیازی نمی‌بینند. نه اینکه حتماً جهت عوض شود، ولی شاید شراکت نادانستة قبلی‌تان در تولید این جوانانی که چه‌بسا «مجاهدین» شوند، در آخرت به پایتان و پایمان ننویسند.بقیة نکات آنقدر زیاد است که نمی‌دانم از کدام شروع و به کدام ختم کنم. اینکه خداوکیلی این همه روشنفکری و اصلاح آخرش شد الگوی هاشمی؟ و مشکلِ دوگانگی آخرش شد طردِ اولین الگوی جوانگرایی با رای مستقیم مردمی در 84؟ مطمئنید طرفدار سهم دهه هشتادی‌هایید و علیه جوانگرایی فریاد نمی‌زنید؟اینکه مطمئنید با یک «تو خفه» فریب نخورده‌اید؟ تو خفه‌ای که نه به امریکایی ها، که حتی به این رضای فکسَنیِ در حال تجدید آبرو هم گفته نشد. اینکه حواستان هست تقریباً در نامه‌تان گفتید مشکل علی کریمی به خاطرِ نرسیدن به ریاست فدراسیون بوده و انتقام ریاست را با کلاس آزاداندیشی فاکتور میکند؟ آنها که زیرآب او را می زدند شاید اکنون دارند می‌گویند دیدید راست می‌گفتیم - از اسمشان واضح است که من یکی طرفدارشان نیستم-. البته او که خیالش نیست، چون از ممالک خارجه فاکتور می‌کند تا جوان تهرانی در ایران پرداخت کند.در آخر این را بگویم که به نظر من هم «نظام باید چند تغییر اضطراری انجام دهد. منتظر بودم تا کسی آن‌ها را از من بخواهد. هم‌چنان منتظرم.» کاش تفصیلی باشد خودمان مردمی با هم حرف بزنیم. برای بیش از صاحب‌منصبان ارزشی ببینیم و بگوییم و بشنویم و به کف خیابان احاله ندهیم. چند سال دیگر، فضا خود به خود بر منوالِ نتیجة همان گفتگوها خواهد شد و صاحب منصبان از میان همان مخاطبان خواهند بود. اصلاً سرِ همین هم بنشینیم گفتگو کنیم. همچنان منتظرم، و خونِ دل....شما روایت کنید #انقلاب_ادامه_دارد@ghalam_meshkat</description>
                <category>رسانه قلم</category>
                <author>رسانه قلم</author>
                <pubDate>Sun, 13 Nov 2022 14:52:50 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>