<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های طاهره خادمی نوشری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_61108365</link>
        <description>کوچ نوجوان،خانواده و تحول</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:00:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1006683/avatar/YteVr9.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>طاهره خادمی نوشری</title>
            <link>https://virgool.io/@m_61108365</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بدنم را دوست دارم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61108365/%D8%A8%D8%AF%D9%86%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-hjvaeu6luixw</link>
                <description>روزها درگیر بیدار شدن زود از  خواب ناز صبحگاهی بودم گاهی ۵ گاهی ۵:۳۰ و گاهی در عین ناباوری ۴:۳۰ چرا با خواب مناسب هم حتی نمیشد به موقع بیدار شوم هر روز ناراحت و دلخور از خودم بر هرچه باعث می‌شد اتفاق دلخواهم نیفتد ناله و نفرین می‌فرستادم و آنرا گردن کودک ۴ساله ام و بیدارکردن اش بخاطر آب و پوشک ،فکرهایی که باعث شد نتوانم بخوابم،خاموش کردن زنگ ساعت و بی توجهی به آن،  استفاده نکردن از قانون ۵ ثانیه و بوسیدن همسرم می انداختم اما همه و همه رو لحظه ای کنار گذاشتم و به این فکر کردم که با من بدنم چه برخوردهای ناجوانمردانه ای تاکنون داشتم که بابت دیر بیدار شدن ها را او را سرزنش و بازخواست کنم.اما دیگر گردن او نمی اندازم و آنرا از صمیم قلب دوست دارم زیرا اوست که گاهی با وجود استراحت بسیار کم همراهم هست، گاهی نیاز به سرویس دارد اما من معطلش میکنم ، گاهی آب می‌خواهد اما به آن نمی رسانم و گاهی بیش از توانش از او کار میکشم اما ناله نمی‌کند.بدنم دوستت دارم و با تمام توانم که از باری تعالی میگیرم برای سالم تحویل دادن این امانت گرانبها می کوشم</description>
                <category>طاهره خادمی نوشری</category>
                <author>طاهره خادمی نوشری</author>
                <pubDate>Sun, 31 Jul 2022 12:03:47 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>