<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آیدا ناظم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_61495695</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:26:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>آیدا ناظم</title>
            <link>https://virgool.io/@m_61495695</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اولین بار ها ترسناکنند...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61495695/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-wfogj0ikqecc</link>
                <description>این اولین نوشته من اینجاست. اولین حضورم.میخوام اینجا بنویسم و دلایل زیادی براش دارم. میخوام بنویسم چون خیلی وقته که میخوام بنویسم. میخوام حرف بزنم چون حرف های نگفته شده م که کوه میشن و تا گلوم میان بالا به امید اینکه بیان بشن.کوه میشن میان توی دستام برای نوشته شدن.این حرف ها خیلی وقته هستن.به امید بیرون اومدن هر بار تا دم در میان و برمیگردن.از همونجا مستقیم میرن تو مغزم و فکر میشن.فکر میشن.هی فکر میشن. میخوام حرف بزنم چون میخوام رک باشم.با خودم از همه بیش تر. میخوام قسمت های دارک تر رو بپذیرم. میخوام بیام حرف بزنم. از روز . از ناکامی ها. شادی ها .بهونه ها.میخوام بنویسم چون فکر میکنم میتونم توش خوب باشم. چون ترس از دست دادن چیزی که وجود نداره تمام ذهنم رو پر کرده و دیگه نمیخوام بهش اجازه بدم.اولین بار ها ترسناک اند. اولین باری که اعتراف میکنی مشکلی داری. به خودت . به اطرافیانت. اولین باری که میخوای بنویسی. میخوای بری سرکار . اولین باری که حضور داری.پس میخوام بترسم و حضور داشته باشم. چون نترسیدن خوبه . ولی نترسیدن و راکد بودنی که با خودش میاره ترسناکه . عین مرداب توش غرق میشی و نمیفهمی.میخوام بنویسم. حتی اگه کسی نخونه</description>
                <category>آیدا ناظم</category>
                <author>آیدا ناظم</author>
                <pubDate>Wed, 10 Jul 2024 00:28:51 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>