<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زهراعسگری صوفی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_61649998</link>
        <description>دانشجو روانشناسی🧠 
نقد فیلم و کتاب🎬📚</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-14 14:53:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4876025/avatar/LjrARi.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>زهراعسگری صوفی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_61649998</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مغازه خودکشی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61649998/%D9%85%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-mz4jbujenuli</link>
                <description>رمان فوق العاده ای بود. فضای دارک و غمگین کننده ای داشت. خطر اسپویلداستان اینکه یک مغازه ای این خانواده داشتن که انواع وسایل خودکشی می فروختن و هر آدمی که می خواست خودکشی کنه به این مغازه مراجعه میکرده و آن ها پیشنهاد می دادن با چه وسایلی خودکشی موفقی خواهند داشت با تولد آلن همچی عوض شد آلن نوری در تاریکی بود در ادامه....کلا پایان غمگین کننده داشت که مفهوم اصلی رمان یعنی امید رو زیر سوال می برد و آلن با این کار آن ها را ناامید کرد ولی تعجبی هم نکردم چون این نشون میده هر چه قدر فرد غمگین و افسرده باشه و خانواده اش دچار اختلال روانی باشن روی فرزندان خانواده هم تاثیر میزاره همون قدر که امید روی فرد تاثیر میزاره نا امیدی هم میزاره و اینکه یه جورایی حق اون خانواده بود چون به خاطر اون ها خیلی آدم ها خودکشی کردن و مردن و از این جهت ها به نظرم پایان منطقی داشت.من انمیشین این کتاب رو هم دیدم که البته تو انیمیشن فرق می‌کرد پایان خوشی داشت...</description>
                <category>زهراعسگری صوفی</category>
                <author>زهراعسگری صوفی</author>
                <pubDate>Thu, 28 May 2026 05:50:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد فیلم پیر پسر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61649998/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%BE%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-ep1qrfqfgpzb</link>
                <description>🔴خلاصه داستانفیلم درباره پدری مستبد،خودخواه و بدکار هست که با زنان مختلف رابطه داره و دو پسر مجرد داره که با او در یک خانه زندگی می کنن. پدر با تحقیر و کنترل مالی اجازه نمی ده پسرها هویت مستقل پیدا کنن. پسرها تصمیم می گیرن خانه رو بفروشن اما پدر چند بار زیر حرفش میزنه. ورود یک زن به زندگی آن ها باعث ایجاد رقابت میان پدر و پسربزرگ میشه. زن ابتدا فکر میکنه که پدر از روی دلسوزی به او کمک میکنه اما بعد متوجه نیت واقعی او میشه. پدر به مرور رفتار سلطه گرانه و بیمار خودش رو آشکار میکنه و وقتی زن قصد ترک خانه را داره اورا تحت فشار قرار میده به او تجاوز میکنه و او را می کُشه. بعد از ناپدید شدن زن، پسرها به پدر شک می کنند و او را در خانه حبس می کنن تا اعتراف کنه. پدر با بی رحمی تمام به قتل اعتراف میکنه و درگیری شدیدی بین آن ها شکل می گیره که در پایان باعث مرگ همه اعضای خانواده میشه.🔻نقد فرمالیستی: Formalist( یعنی به شکل و ظاهر ساخته شدن فیلم توجه داره) خشونت زیاد و فضای تاریک و خشن و اینکه تصویر منفی از پدر نشون داده شده بود که دلیل ممنوع شدن این فیلم بود.فضای خانه خفه کننده، بسته و تاریک حس زندانی بودن را منتقل میکرد.خشونت تدریجی فیلم هم باعث می شد فرد فروپاشی خانواده رو حس کنه.🔻نقد تحلیل زیر متن: subtext(یعنی چیزهایی مستقیم گفته نمیشه ولی در فیلم پنهان هست)پدر نماد قدرت سمی و سرکوبگر هست.پسرها نماد انسان هایی هستن که زیر تحقیر و کنترل هویت خود را از دست داده اند.خانه نماد محیط بسته و سمی که اجازه رشد نمی ده.عنوان پیر پسر نشون میده که شخصیت ها از نظر سنی بزرگ شده اند اما از نظر روانی رشد نکردن.🔻نقد انتقادی: critical( ساختار قدرت در خانواده رو نقد میکنه.)پدر با پول و ترس دیگران را کنترل می کنه.وابستگی اقتصادی باعث زندانی شدن روانی پسرها شده.خشونت خانگی همه اعضا رو نابود میکنه.نقد روانشناسی: پدر خانواده:  اختلال شخصیت خودشیفته ، اختلال ضد اجتماعی و سایکوپت هست. از تحقیر و کنترل دیگران لذت می بره.احساس قدرت و برتری برایش مهم هست. همدلی نداره با بی رحمی اعتراف میکنه.از پول برای کنترل آدم ها استفاده میکنه شخصیت حسابگری داره.پسرهای خانواده: دچار اضطراب،افسردگی هستن. و شخصیت وابسته دارن.پسرها چون مدام توسط پدرشون تحقیر میشدن  و همیشه تلاش میکردن اتفاق جدیدی رقم بزنن ولی نمی شد و همه تلاششون بی فایده بود دیگه عادت کرده بودن و ناامید شده بورن و فکر میکردن راه حلی وجود نداره یا اگه داره نمیشه که به این میگن درماندگی آموخته شده.پسر بزرگ خشمش را کنترل میکنه چون از عواقب آن می ترسه، ولی پسر کوچکه خشم انفجاری داره و احساساتش مستقیم بروز میده.بین پسربزرگ و پدر هم که رقابت وجود داست عقده ادیپ میگن.زن داستان لیلا حاتمی: فردی آسیب دیده و دچار تروما، افسردگی هست و افکار خودکشی داره.کلا فیلم نشان می ده زندگی در خانواده سمی می تونه رشد روانی انسان را متوقف کنه و مانع شکل گیری هویت مستقل بشه.</description>
                <category>زهراعسگری صوفی</category>
                <author>زهراعسگری صوفی</author>
                <pubDate>Thu, 28 May 2026 05:50:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>