<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ناشناس</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_61899029</link>
        <description>ایردراپ، کار میکنم ،بیمه ، ثالث ، و غیره</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:16:07</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/709942/avatar/CoBlOt.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ناشناس</title>
            <link>https://virgool.io/@m_61899029</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حساب چاق و چله</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-%DA%86%D8%A7%D9%82-%D9%88-%DA%86%D9%84%D9%87-ou5bemgobspu</link>
                <description>میگن ؛همه ارزوی رفتن به بهشت رو دارند ولی کسی حاضر نیست بمیره ، دوست داریم خوش هیکل باشیم ولی حاضر به ورزش و رژیم غذایی نیستیم ، البته همه اینطور نیستند و فقط تعداد کمی هستند که پایبند به هدفشون هستند فرقی نمیکنه چه هدفی باشه ، هیچ چیز جای پشتکار و استمرار رو نمی گیره ، فکر کن باستعداد و باهوش باشی دنیا پره از آدم ها باهوش و به هدف نرسیده است، من یکی خیلی دوست دارم پولدار بشم ، خیلی پولدار ، یه نوشته خوندم گفتم اشتراک بزارم شاید منم از دعای شما با پشتکار شدم، میگفت تنها راه برای ثروتمند شدن یا باید خرجت رو کم کنی یا درآمدت رو زیاد کنی و چه بهتره که هر دوتا کار رو انجام بدیم ، میگفت نه اینکه خسیس و بخیل باشیم نه ، با برنامه پیش بریم از زندگی هم لذت ببریم ، قدیما میگفتند چیزی بخور ،چیزی بده ، و چیزی بنه،، یعنی یه مقدار خرج کن یه مقدار پس انداز کن و یه مقداری هم ببخش ، که چقدر حرفی درست و بجا بوده ، توی زمانه ما خیلی سخته عمل کردن به این پند ، حالا بیایید تلاش خودمون رو بکنیم ، من که شروع کردم هر ماه با اینکه، حقوقم کم هست و باید شغل دوم داشته باشم، یه خورده بیشتر تلاش میکنم و پس انداز میکنم فقط ده درصد از درامدم رو ،کنار میزارم ، پول نقد پس انداز نمیکنم چون قربونش برم مثل پهن میمونه پولمون ، ولی خوشبختانه صندوق هایی هست که ، حتی میشه پنجاه هزارتومن ، طلا بخرم ، صد هزار تومن املاک بخرم ، و حتی ده هزار تومن ، سهام بخرم ، ارزهای دیجیتالی و حتی دلار دیجیتال (تتر اسمشه ) بخرم فقط ۲۰ روزیه شروع کردم ، حساب کردم سه ساله سر اینکار هستم ، اگر از اول شروع کرده بودم خیلی خیلی پیش بودم ، یه حسن دیگه ای که داره  پس انداز به انداز ده درصد میتونی با بقیه نود درصد حساب ولخرجی کنی ،((مورچه چیه که کله پاچش چی باشه))</description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Tue, 26 Dec 2023 17:57:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوسه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%DA%A9%D9%88%D8%B3%D9%87-xydymc5oeqxi</link>
                <description>به یه نفر میگن اگه وسط دریا گیر کرده باشی و یه کوسه بیاد چیکار میکنی میگه میرم بالای درخت ، میگن توی اقیانوس درخت کجا بوده ، نمیشه که ،،میگه مجبورم میفهمی مجبورم ، به نظرم ما هم مجبوریم و باید یه راه چاره برای پول درآوردن پیدا کنیم اونم پول خوب ، وقتی حقوقم ماهی ۷۵۰۰ هست ، و ۲ تومن قسط میدم  دو تومن قسط مهریه میدم ۱ تومن میدم پسرم که میره مدرسه ، آیا چاره ای جز بالای درخت رفتن دارم ببخشید پول زیاد در اوردن دارم ، حالا دارم یه خورده اسنپ کار میکنم ، هر چقدر هم بتونم پس انداز و سرمایه گذاری میکنم ، توی صندوق های سهامی که اصل پولم محفوظ باشه و سودی هم گیر بیارم ، یه خورده هم ارز دیجیتال خریدم و کم کم هم بتونم میخرم ، آخه من ادم تنبلی هستم و خیلی هم دوست ندارم کار کنم ، این رو هم بگم آموزش در مورد بازار فارکس هم رایگانش رو پیدا کردم و هر روز نگاه میکنم ، ببینم چی میشه ، فقط باید شروع کردم باید هر توانی که داریم ، دوست من گول تبلیغات اینایی که بهت وعده و وعید میدن که با تجسم و تصور خلاق و ازین حرفا پولدار میشی نخور ، توی همه ی کتابایی که خوندم فقط یکیش بود که راه عملی ثروتمند شدن بود اسمش رو نمی گم چون ممکنه نوشتم منتشر نشه فقط بگم در مورد چگونگی ثرتمند شدن مردم شهری باستانی هست ،،که چطور ده درصد از درآمد خودشون رو پس انداز و البته سرمایه گذاری می کردند و از پولشون کار میکشیدند ، قسمت بعد شاید خلاصه ش رو نوشتم</description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Sun, 24 Dec 2023 03:11:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقصر کیه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%B1-%DA%A9%DB%8C%D9%87-bxon92lh0jip</link>
                <description>سالهای زیادی از عمرم گذشته ولی به نسبت این سالها چیزی ندارم یه زمانی وقتی من اولین ماشینم رو خریدم هیچ کدوم از پسران فامیل حتی رانندگی بلد نبودند چه برسه به داشتن ماشین ،تا اینکه من در جا زدم و بقیه پیشرفت کردند ،با این که همیشه دلم به خدا بسته بود و بسته هست ولی پیشرفت حاصل نمی شد چرا؟کتابهای زیادی در مورد موفقیت و پیشرفت خوندم تا اونجا که میشد هم بهشون عمل کردم ولی باز هم نشد که نشد ،یکی میگفت خوب خرج کنیم مثل پولدارا تا پولدار بشیم (ولی چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن )یکی دیگر میگه مثلا انتظار پول و ماشین داشته باشی گیرت میاد ، به نظرم این قانون جذب و انتظار کاری از پیش نمی بره ،و کتابایی که نوشته شده اگر کسی هم پولدار کنه نویسنده هاشون و به قول معروف پکیج فروشها رو پولدار کنه و نه من و یاشما رو هنوزم چیزی به دست نیاوردم ولی فکر کنم چندتا چیز یاد گرفتم و اون مسئله اصلی عمل کردنه مگر اینکه خودت کاری کنی به نظر شما کسایی مثل وارن بافت و بقیه پولدارا میان و راز پولدار شدنشون رو به همه دنیا از جمله من و شمایی که در جهان سوم هستیم میگن ، حتی فکر میکنم یه طوری برنامه ریزی میکنند تا ما نتونیم پولدار بشیم ؟؟؟؟؟</description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Fri, 22 Dec 2023 19:33:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داداش ممدلی و بهشت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B4-%D9%85%D9%85%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-ydx5e0jp8smm</link>
                <description>دادشم حرفای خوبی میزد به نظرم یه پا فیلسوف ویا چیز دیگری در بیشتر مسائل نظرش رو می پسندیدم براتون میگم یکی از نظرهاش در مورد بهشت بود .میگفت بهشت تقریباً میشه گفت ساخته ذهن هست ، وقتی ما از این دنیا میریم حتی اگر درست باشه جسممون که جایی نمی ره این روح هست که باید به بهشت یا جهنم بره این رو که قبول داری ؟ خب جریان حوری و جوی عسل و همه این چیزا که وعده دادن به ما به کار یه روح نمیاد آیا روح گرسنه میشه ،ایا روح به غذا احتیاج پیدا میکنه ؟ ما چرا از غذا خوردن لذت می بریم اصلا چه موقع از غذا خوردن یا اب خوردن لذت می بریم درسته وقتی گرسنه و تشنه باشیم ، اگر گرسنه نباشیم بهترین غذا هم برامون بی ارزشه ، یا اگر تشنه نباشیم آیا آب یا هر نوشیدنی به ما لذت میده ؟ پس روح هم که گرسنه یا تشنه نیست ، آیا سردی و گرمی برای روح معنی داره ؟ به فکر ناقص من که حرفاش درسته ، درست کردن بهشت و جهنم برای اینه که سنگ روی سنگ بند بشه ، البته از یه نظر خوبه که فکر کنیم اینا وجود داره ،چون یه موقعی هست که کسی بهت ظلم میکنه و تو هم نمی تونی کاری کنی اینکه واگذارش میکنی به اون جهان بهت آرامش میده ، یا بعضی وقتا گمان وجود یه جهنم تو یا من رو از انجام خلاف و ظلم و هر کار بدی باز میداره تا اینجا بهشت و جهنم خیلی خوب و مفیده ولی از جایی که کسی با اسم اینا بخواد تورو گول بزنه و وادار به انجام کاری بکنه این بده ، این سواستفاده هست ،بریم در مورد وجود حوری و غلمان ،یه فکر کن حتی اگر لذت جنسی اونجا وجود داشته باشه که این خودش جای بحث داره ، فقط فرض کنیم که لذت جنسی وجود داشته .به نظر شما امیزش با یه حوری که درسته زیبا هستن و یه شمل هر روز و هر روز تا ابد ودهر از صبح تا شب این لذت بخشه یا عذاب آور ؟ در حالی که این حوری بدنی شفاف داره به گفته اونا که از بهشت برگشتن ، میگن آب که میخوره دیده میشه در گلوش پایین میره ، حتما دل و روده ش هم معلومه خب این زیبا هست ،؟؟ یا ترسناک ویا چندش ؟ کسی مثل اینکه از جهنم برنگشته تا بفهمیم اونجا چطوریه یا من نشنیدم ، من فقط از بهشت شنیدم ...داداشم میگفت هرجا گفتن برای دین یا برای خدا پول بده ، پول بده گناهات رو ببخشه ، پول بده بری بهشت ، پول بده نماز و روزه هات رو جبران کنی ، پول بده ما بدیم مستحق در راه خدا ،این رو بدان که این خدایی که اونا میگن یه جای کارش میلنگه ، خدایی که خالق همه چیز و همه چیز و همه کس هست آیا محتاج پول ما هستدوستان عزیز اگر فکر کنیم کسی ازمون سواستفاده نمیکنه، یعنی نمی تونه ،،،، </description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Sun, 28 May 2023 00:05:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برده داری در اسلام</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-qcbq2dsiejwh</link>
                <description>الان یه مطلب خوندم که در عربستان مهد دین اسلام علنآ مشغول خرید و فروش انسان هستند ، در آگهی های آنلاین افرادی با ملیت خارجی رو خرید و فروش یا اجاره میکنند اون هم با قیمت های خیلی پایین ، گفتم که چرا ؟ایا دین اسلام اجازه این کار رو به پیروان خودش میده ؟ نظر شما چیه ؟ اگر به گذشته و احادیث برگردیم کاملآ مشخص هست که امامان و حتی خود پیامبر هم غلام و کنیز داشته اند و گاهی آنها را خرید یا فروش و یا آزاد می کردند ، مهم نیست که رفتار آنها با این بردگان خوب یا بد بوده باشه ، کلا نفس کار یک عمل زشت و ناپسند هست ،چطور دم از انسانیت میزدند ، کلی حدیث و فتوی داریم که نشان دهنده برده داری اسلامی هست. اگر خدا یکی هست چرا راههای عبادتش به اسم دین بی شمار هست ، آیا دین وسیله ای نیست که بعضی ها برای سواستفاده از عموم اختراع کرده اند ؟؟؟؟</description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Thu, 25 May 2023 11:27:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داداش ممدلی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B4-%D9%85%D9%85%D8%AF%D9%84%DB%8C-mlztaxzzd2zp</link>
                <description>فرزند دوم خانواده بود اسمش محمد علی بود ولی بهش میگفتن ممدلی ، برادر من که بهش میگفتم ممدلی ، این داداش ما یه پا دنیا دیده بود از دوم راهنمایی از خونه فرار کرد به تهران رفت البته بعد از یک سال که پیدا شد و برگشت فهمیدن تهران بود ، میخوام از تجربیات و نصیحت هایی که بهم کرد و آخرش همین طوری که گفته بود شد بگم ، یه سری بعد از کلی شغل عوض کردن قصد داشتم ابزار بخرم و برم کار نصب درب اتاق و کمدی و نصب کابینت ، یادم میاد رفته بودیم روی پشت بوم و داشتیم منظره ها رو نگاه میکردم . بهم گفت این کار به درد تو نمیخوره کار سختی هست ، به قولی حمالی داره بهتره یه کار دیگه پیدا کنی ، من هم قبول نکردم و با کلی حساب و کتاب بهش گفتم نه ،اون هم از آدم هایی نبود که وقتی من به حرف و نظرش رو قبول نکنم اصرار کنه ، میگفت درست که باید به کاری میکنی باید علاقه داشته باشی ولی باید توانایی خودت رو در نظر بگیری ، پیش خودم فکر میکردم روزی ده تا درب نصب میکنم و پول خوبی به دست میارم ولی نشد اونطوری که فکر می کردم آخه کار سختی بود برای من ، نهایت می تونستم روزی پنج ، شش تا نصب کنم ، و یه عالمه هم خسته میشدم ، بعداز کلی سرمایه گذاری مالی و زمانی به حرفش رسیدم کلا منظورم از این نوشته اینه که همین طور که من سعی میکنم از تجربه دیگران استفاده کنم و بدون دادن ضرر به نتیجه برسم شما هم همین کار رو بکنید .الان دوساله که داداش محمدعلی زیر خاک هست . ومن از حرفا و تجربیاتی که برام گفته سعی میکنم استفاده کنم ، میدونم یه کم زیاد شد ولی بگم درسته که وقتی بچه بودم یه کم ازش ترس داشتم ولی بیشتر بخاطر محبتی که میکرد به حرفاش گوش میدادم ، بعدا ماجرای سه روز فرار از مدرسه در سوم ابتدایی رو می نویسم ،</description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Thu, 25 May 2023 01:59:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خواب دشمن یا دوست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-vqqjm1jqdzc3</link>
                <description>امروز شب چهارشنبه سوری بود اخرین سه شنبه از سال صفرویک ۱۴۰۱، امروز صبح بیدار شدم نگاه ساعت کردم دیدم نیم ساعت مانده به هفت ، خیلی دلم میخواست بلند بشم برم بیرون پیاده روی ولی باز خوابیدم ساعت 8. وبعد ساعت 9.30 هم بیدار شدم ولی باز از این دیو خواب شکست خوردم تا بلاخره ساعت 11.20 رختخواب رو ترک کردم ، میگم ترک مواد مخدر سخت تره یا ترک تنبلی ؟یه جایی خوندم نوشته بود: که توی هیچ زبانی ندیدم که بنوسیند صبح زود روزم رو آغاز میکنم اول ورزش بعد یه صبحونه خوب و کلی با مردم خوب معاشرت میکنم ولی موفق نمیشم، دیدم خیلی حرف درستیه ، وقتی روزم رو از ساعت اولیه شروع کنم و به سلامتیم اهمیت بدم با مردم خوب به خوبی رفتار و معاشرت کنم هیچ  کس و هیچ چیز به هیچ وجه نمیتونه نذاره که موفق بشم ، خوب میدونم فقط یک هفته صبح برم بیرون ،هوای تازه با یه صبحونه و یه قهوه بزنم به بدن نتیجه ای فوق العاده ای می بینمولی هر روز و هر روز میشه از فردا ،اون شنبه و اون صبح هنوز برای من طلوع نکرده ، شایدم یه صبح دیگه، لطفاً بامن صحبت کنید ، </description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Wed, 15 Mar 2023 00:38:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیر خواب بر زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-ick910srhqpc</link>
                <description>هر روز صبح ساعت شش بیدار میشم ، نگاه ساعت میکنم ، خیلی دوست دارم بلند بشم برم بیرون یه کم قدم بزنم ، ولی نمیشه ،یا نمی تونم یا نمی خوام ، من در باتلاق خواب گیر کردم . کاری دارم که ساعت سه یا چهار باید برم و مشغول بشم ،بنابراین صبح نیاز نیست بیدار بشم ،البته نیاز هست ،چون با این حقوق و این مخارج زندگی نمیشه کرد حتی نمیشه زنده بود ، تصمیم های زیاد و خوبی میگیرم ولی هیچ کدوم عملی نمیشه ، فقط میدونم تا راهم رو عوض نکنم ، روز و روزگار همین منوال پیش میره ، باید انگیزه ای پیدا کنم که قوی تر از شیرینی خواب باشه ، یا یه نفر مثلا بابام صبح به زور منو از خونه بکشه بیرون ، خواب یه بال از فقر هست به نظرم ، خودم میدونم اگر یه کم تکون بخورم خیلی خیلی پیشرفت میکنم ، دارم تلاش میکنم تا خواب و تنبلی رو شکست بدم ، شما نظری ندارید ؟ آیا شما هم مثل من درگیر خوابید؟فردا صبح زود بیدار میشم از خونه میزنم بیرون ، پیاده روی میکنم و بعدش میرم یه صبحونه میزنم با قهوه ، اگر رفتم به شما هم خبرش رو میدم منتظر باشید </description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Sat, 11 Mar 2023 02:54:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حرکت به سوی موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-tiybdqngh0xl</link>
                <description>مردم نمی تونند صبح زود بیدار بشن ، نمی توانند ساعت پنج صبح روز رو شروع کنند ،در حالی که روز ما از ساعت ۱۲ شب شروع میشه حتی اگر پنج صبح بیدار میشی شما پنج ساعت از زندگی عقب هستی ، حالا این خیلی مهم نیست ولی بزار بگم چرا نمیشه صبح بیدار بشی ، چون انگیزه نداری ، یادت میاد بچه که بودیم اگر قرار بود بریم اردو چه موقع بیدار و آماده میشدیم بدون هیچ گونه زور. بدون اینکه مادر مون بیدارمون کنه ما قبلش بیدار بودیم ، یا اگر قراری داشتیم سرساعت کاملا آماده میشدیم حتی ممکن بود از سر ذوق خوابمون نبره ، ولی حالا چی شدیم اگر باید بریم سرکار صبح زود با زور و کسالت میریم سرکار من که اونقدر گشتم و بیکاری کشیدم تا یه شغلی پیدا کنم که لازم نباشه صبح برم البته الان هم اون شعل رو دارم ، از ساعت سه بعد ازظهر میرم ، ولی اگر بخوام موفق بشم باید اون انگیزه ،اون دلیل رو پیدا کنم که ساعت شش صبح بدون اینکه کسی بهم اجبار کنه از خونه بزنم بیرون برم دنبال موفقیت ، برم دنبال پول ، وثروت ، شما هم اگر خواستید پولدار و موفق بشی انگیزه ای پیدا کن تا صبح نزاره بخوابی حتی شب هم خوابش رو ببینید ،منظورم داشتن استرس و فشار نیست ، از سر ذوق از سر شوق ، ساختن آینده ، دلت میخواد هیچ چیزی برات گرون نباشه ، دلت میخواد هر چیزی خواستی مهیا باشه باید اون عشق و علاقه ، و اون دلیل رو پیدا کنی تقویت کنی و برات بشه انگیزه ای شیرین ، </description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Thu, 16 Feb 2023 03:57:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از چی شاد میشویم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%D8%A7%D8%B2-%DA%86%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-acnmqql4tsiy</link>
                <description>شما انسانی شاد هستید یا غمگین ، موضوع اینه که در روز بیشتر احساس خوبی دارید یا احساس بد؟تا حالا به این قضیه دقت کردید ، اگر الان وقت گذاشتی و داری مطالب رو میخونی معلوم هست که به خودت اهمیت می دی،  چند مدته که میخوام انسانی شاد و سرحال باشم ، اولین قدمم این بود که تحقیق کنم ببینم چطور میتونم اینطوری باشم یعنی مثبت نگر ، سرزنده و شاداب باشم ، بعداز یه مقدار تحقیق و خوندن سرگذشت آدم های معروف و موفق به یه نتایج رسیدم ،خیلی جالبه که بدونید یکی از مهم ترین مسائلی که باعث میشه احساس خوبی داشته باشیم بخشش هست ، امیدوارم نگی من خودم نیازمند بخشش هستم ، البته به دلیل محدودیت دنیا همه ی انسان ها همین طور که صددرصد چیزی برای بخشیدن دارند یه نیازی به بخشش دیگران هم دارند ، فرقی نداره که ثروتمندترین یا فقیرترین فرد دنیا باشی ، خب چه چیزی میتونیم ببخشیم ، نیاز نیست متاع شما مادی باشه اگر یه کم خسیس هستی یا یه خورده زیاد با سخاوت ، بزار یه لیستی از بخشیدنیها برات بنویسمیه لبخند زیبا، یه کلام با محبت ، یه تعریف بجا از یه نفر ، یه دونه شکلات، بخشیدن خطای دیگران ، ندیدن ، گوش دادن به حرف دیگران به شرطی اون حرف گلایه از زمین و زمان نباشه ، هنوز تموم نشده ، </description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Wed, 15 Feb 2023 06:06:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استاندار جهانی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-fw5evmsklbdi</link>
                <description>ماشینش رو طبقه ی سوم مجموعه پارک کرد ، همراه زن بچه ش بود ، احتمالا بچه های هم ریشش (باجناق) هم همراه ش آورده بود ، میخواستن برن شهربازی طبقاتی مجتمع ، اومد سراغ من که اونجا پارکبان بودم گفت ؛ شماره نداره جای پارک ماشین ها ، گفتم نه ولی هر ردیف با رنگ خاصی مشخص شده ، گفت همه جای دنیا یه استانداری داره ، یه حروف A,B میزنند عددی میزنند تا مشخص بشه حرفش تقریباً درست بود ولی نه برای اونی که به همون تابلوهای موجود هم توجه نداشت ، از راه خروجی وارد پارکینگ شده بود ، طوری پارک کرده بود که جای دوتا ماشین رو گرفته بود ، با اینکه خطکشی با رنگ زرد مشخص شده بود ولی اون توجه نکرده و دقیق رو خطکش زده بود ،  کلی هم ماشینش جلوتر از خط و توی مسیر رفت و آمد بود ، این آدمی که هیچ کدوم از قوانین ساده رو رعایت نکرده بود برام دم از قوانین جهانی میزد ، دیگه کاری به سروصدای زیاد و ریختن اشغال کنار سطل اشغال توی مسیر هم ندارم با خودم فکر کردم اگر ما بجای ایراد گرفتن از بقیه خودمون قانون رو رعایت کنیم ، به حق دیگران احترام بزاریم چقدر خوب میشد ، اگر از خودمون شروع کنیم کاری هم به قانون شکنی دیگری نداشته باشیم ، ما هر کدوم یه اتم یا سلول یا مولکول جامعه هستیم یایه قطعه از پازل این جامعه و این کشور هستیم که  خیلی خیلی مهم هستیم و بودن و نقشمون اهمیت داره ، و اینکه رفتارمون تأثیر در شکل جامعه داره . تمام</description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Sat, 04 Feb 2023 08:52:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارزش پول ملی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D9%85%D9%84%DB%8C-ggi5e1drrwoi</link>
                <description>امروزه داد مردم در اومده که ارزش ریال به پایین ترین سطح رسیده و از همه ی پولها بی ارزش تر شد ،ولی چرا پایین بودن ارزش پول بد باشه ، چونکه ما بیشتر از اینکه صادرات داشته باشیم واردات داریم ،مقاله ای خوندم که برام جالب و واقعی بود ، الان چین با پایین اوردن ارزش پولش در مقابل آمریکا میتونه اجناس تولیدیش رو ارزون تر کنه و آمریکا هم بجای تولید همون جنس ترجیح میده اون جنس رو وارد کنه ولی کشور ما چرا نمی تونه ازین موقعیت خوب استفاده کنه ، اگر ما صادرات داشته باشیم چه کسی میتونه از نظر قیمت با ما رقابت کنه ؟ از نظر گردشگری یه خارجی میتونه با چند دلار بهترین هتل ها رو رزو کنه بهترین غذاها و تفریحات رو انجام بده ،وقتی سیل گردشگری وارد بشه چقدر درآمد وارد این کشور میشه ؟ تا حالا من یکی که به این موضوع فکر نکرده بودم ، ولی ما مشکل مدیریت داریم ، مشکل فرهنگ داریم ،ما ادعای فرهنگ داریم ولی از شیشه ماشین پوست پرتغال بیرون میریزیم ، از جاهای ممنوعه به راحتی عبور میکنیم ، و تا وقتی که ما با فرهنگ نشدیم پیشرفت محاله ، کاری به دولت ندارم ، تا وقتی فکر میکنیم فرهنگ با لباس فلان مارک ایجاد میشه بافرهنگ نشدیم فرهنگ احترام گذاشتن به حق دیگران هست فرهنگ از من شروع میشه از تو شروع میشه </description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Sat, 26 Nov 2022 12:05:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا به اندازه کافی پول نداریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-pobtevftzybd</link>
                <description>مسلما اکثر مردم دوست دارن پول زیادی داشته باشند ،سوالی که پیش میاد این چگونه پولدار بشیم ؟ و یه سوال دیگه که شاید بهش فکر نکنیم اینه که اگر به اندازه کافی پول به دست بیاریم آیا به هر چیزی که دوست دارید می رسیم و آیا با پول خوشبختی رو بدست میاریم ؟ خب پول به دست اوردن شاید به نظر کار سختی برسه ولی در واقع کار سختی نیست به شرطی که راهش رو پیدا کنیم ، چطور میشه راهش رو پیدا کنیم با اموزش و مهم تر از هم عمل کردن ، همین طور که گفتند دو صد گفته چو نیم کردار نیستما از پدر و مادری که خودشون مشکلات مالی داشتند یا حداقل پول زیادی ندارن نمیشه راهنمایی بگیریم ، کلا از کسانی که توی کاری موفق نیستند نمیشه در مورد اون کار راهنمایی گرفت ،اولین قدم اینه کسانی رو پیدا کنیم که پولدار هستند و مهم تر اینه که حاضر بشن به ما کمک کنند ، فکر میکنم کسانی که یه کم سن و سال بیشتری دارند حاضر بشن به ما کمک فکری کنند آخه کسی که پیر میشه دوست داره برات حرف بزنه دوست داره نصیحت کنه ، گر چه شنیدن نصیحت میتونه سخت باشه ولی اگر به راهت ایمان داشته باشی مطمئنا باید سختی هایی رو تحمل کنیم توی کشور ما در مدرسه به هیچ وجه در چگونگی موفقیت یا پولدار شدن آموزش داده نمیشه ،در واقع جامعه بیشتر خواستار تولید کارگر و کارمند هست نه کار آفرین و پولدار ،ولی وقتی توی مدار ثروت بیافتی پول سرازیر میشه البته من ندیدم چون آنچنان پولدار نیستم یه نکته دیگه اگر کسی رو پیدا نکردی که بشه ازش راهنمایی گرفت یه کار دیگه اینه که از کتاب استفاده کنید من اگر تا حالا آنچنان موفق به پولدار شدن نشدم دلیل اصلیش اینه من ایده و فکر خوبی دارم ولی مشکل اساسی من اینه عملگرا نیستم و بیشتر کارهام رو هر وی که باشه به فردا و فرداها موکول میکنم با سختی دارم روی این مشکلم کار میکنم امیدوارم که تونسته باشم کمکی بهت بکنم </description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Fri, 25 Nov 2022 15:17:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هدف از زندگی ، رنج یا لذت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%86%D8%AC-%DB%8C%D8%A7-%D9%84%D8%B0%D8%AA-hdtbdxk3vadq</link>
                <description>سلام دوست من ، میدونی هدف ما زندگی چیه ؟ آیا ما به این دنیا اومیدیم که رنج بکشیم یا لذت ببریم ، آیا این شعر میتونه درست باشه که میگه نا برده رنج گنج میسر نیست ؟؟؟ نه ما اشرف مخلوقات خدا هستیم ، ما هر آنچه از خدا بخواهیم بهمون میده اگر رنج بخواهیم رنج میده و اگر لذت بخواهیم لذت میده ، ما چرا دوست داریم کار راحت و با درآمد خوبی داشته باشیم چون قصد داریم از زندگی لذت ببریم ،دلمون میخواد روابط خوب و عاشقانه داشته باشیم چون باید از زندگی لذت ببریم ،خدا هم گفته هر چیزی از من بخواهید بهتون میدم اگر رنج و سختی بخواهیم بهتون میده اگر آزادی و ثروت هم خواستی بهمون میده ، توانایی خودت رو که ناچیز هست رو با توانایی خدایی که قادر مطلقه رو باهم مقایسه نکن ، من اگر فلان ماشین بسیار گرون رو بخوام ممکنه برای من بدست آوردن اون سخت یا غیرممکن باشه ولی برای خدا که غیر ممکن نیست ،دوست من اگر خواستی خوشبختی رو بدست بیاری این پیامی هست که از طرف خوشبختی برات اومده ، پس برو آموزش ببین که چطور میتونی پیشرفت کنی ،چطور میتونی خوشبختی رو بدست بیاری همین طور که من پیامی گرفتم که به سمت خوشبختی برم این پیام رو هم برای تویی که این رو میخونی گذاشتم وظیفه من گذاشتن این پیام بود و میدونم اونی که باید این پیام رو دریافت میکنه ما بندگان و اشرف مخلوقات خدا هستیم خدا جز خیر و خوشی برای ما چیزی نمیخواد به شرطی که ما خودمون طلب خوشی کنیم ،</description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Tue, 15 Nov 2022 23:53:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه در کار خود پیشرفت کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-toisdm7ratup</link>
                <description>تعداد زیادی از ما در محیطی کار می کنیم که به اون محیط کار می گویند ، جایی که شامل همکاران ، ملزومات کار از میز صندلی گرفته تا موتور جوش ،میتونه وجود داشته باشه، ولی مهم ترین چیزی که وجود داره رییس ما هست ، در طول روز بارها ممکنه با فردی که مسول ما هست برخورد بکنیم ، و این ما هستیم که تعیین می کنیم چطور با ما رفتار بشه ، شاید بگید که حرف من درست نیست ، ولی من بهت میگم ، عملی که توی محیط کار از من و شما سر می زنه باعث اون عکس العمل رییس و همچنین همکاران ما میشه ، باید بدانیم که چطور در محیط کار رفتار کنیم این خودش یه علمه ، که اگر به درستی انجام بشه موجب پیشرفت و حتی میتونه موجب اضافه حقوق بشه و بد عمل کردن هم موجب جریمه و در بعضی از مواقع اخراج بشه فرض میکنیم در جایی کار میکنیم که فقط به فکر تموم شدن ساعت کاری هستیم ،از صبح که وارد میشیم فقط چشممون به ساعته که کی میگذره و ما میتونیم بریم خونه ،  خب در این محیط کار داریم عمرمون رو تلف میکنیم ، به قول پدر عمله روز شب کن هستیم بیاییم عمله ی روز شب کن نباشیم ، به این فکر نکن که صاحب کار از کار ما چقدر درآمد کسب میکنه ،با خودمون میگیم نگاه من اینجا زحمت میکشم ولی سودش رو کارفرما می بره ، خب اگر ناراحت این هستی خودت اینکار رو راه مینداختی ، ولی حالا که به هر دلیلی اینکار رو کس دیگری راه اندازی کرده و تو قبول کردی که براش کار کنی پس سعی کن بهترین خودت رو ارائه بدی ، اگر من در محیط کار دلسوزانه کارم رو انجام بدم ، از کار لذت می برم یعنی باید کاری کنم تا از اینجا بودن لذت ببرم ، اگر خیلی علاقه دارم پیشرفت کنم ، در حین انجام وظیفه به بهترین شکل و ادامه دادن شغلی که دارم ، به فکر یاد گرفتن بیشتر باشم چه در شغلی که هستم یا یه شغل جانبی ، و مهم تر اینکه مقداری پس انداز ماهیانه داشته باشم ، اونم به شکلی غیر از پول نقد تا بعدها بتونم خودم کارفرما بشم ، خلاصه در محیط کار طوری باش که اگر به تعدیل نیرو خواست انجام بشه تو آخرین نفر باشی نه اولین نفر ، سعی کنید یه جورایی توی محل کارت زیادی نباشی </description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Sun, 06 Nov 2022 21:59:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیا جای بهتری میشد اگر ...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D8%AF-%D8%A7%DA%AF%D8%B1-tb1fsg3crzjd</link>
                <description>خدابیامرز ابتهاج میگفت ما انسانیم و انسان به انسان شلاق نمی زنه، اگر اینطور باشه و ما انسان باشیم انسان به انسان بد و بیراه نمیگه انسان انسان رو تحقیر نمیکنه ، انسان به انسان دعوا نمیکنه ، دفعه ی بعد اگر کسی بهت نگاه چپ کرد لازم نیست بهش حمله کنی یا بگی چته مگه آدم ندیدی ،ما میتونیم صحبت کنیم ، دیدم دعوا شده ، چقدر امکان داره یکی از اینا کشته بشن ، یا اینکه به سختی زخمی ، فقط به این دلیل که طرف فکر نکنه ما ترسیدیم ، اونی که کشته میشه چه تغییری توی زندگی بازماندگان ایجاد میکنه ؟و اونی که میکشه، توی پرانتز ناخواسته ، چه تاثیری توی خانواده ش ایجاد میکنهبعد فکر کن آیا ارزشش رو داره ؟ولی از حق نگذریم زیر بار حرف زور رفتن هم خیلی خیلی سخته آدم توی دو راهی میمونه ،که زیر بار بره و بگذاره به خیر بگذره یا بزنه صورت مورت طرف رو پیاده کنه ولی یه سوال اگر حتی ده درصد احتمال بدی توی این درگیری یا خودت کشته میشی یا طرف رو میکشی حاضری دعوا کنی؟شاید با یه عذرخواهی ساده. یا یه چشم پوشی کوچیک زندگی دوتا خانواده از تباه شدن نجات پیدا کنه ،این کار ترسیدن نیست بلکه فهم و فرهنگه، مهم نیست دیگران چی میگن ، چشم ها را باید شست جور دیگر باید </description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Sat, 29 Oct 2022 05:39:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بخدا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%D8%A8%D8%AE%D8%AF%D8%A7-rte67gqrwasp</link>
                <description>این روزها توی خیابون ها شلوغ میشه باز مردم بعداز چهل و خورده ای سال فیلشون یاد هندوستان کرده ، سالها پیش به دلیل آزادی زیاد قیام کردند ، از آزادی خسته شده بودند ، راستی ما آدم ها موجودات عجیبی هستیم ، اگر ندیده بودیم باورمون نمیشد که ملتی از آزادی خسته بشه، ولی ما شدیم ، امروز دوباره از کمبود آزادی خسته شدیم ، ولی یه مسئله دیگه هم هست ، موضوع زن ، سوال برام پیش اومده که آیا زنها باید آزاد باشند یا نه ؟ ولی تجربه خودم میگه که زن نباید آزاد باشه، یا حداقل زیاد آزاد باشه، زن خودم رو میگم ، همیشه موافق سرسخت آزادی به زنها بودم به همین دلیل به همسرم آزادی دادم ،سعی کردم جلوی پیشرفتش رو نگیرم ولی میدونی چی شد، ؟ من انتظار داشتم بال دربیاره ولی اونی که جنبه نداشت دم درآورد ، نتیجه چی شد ؟ بعداز ۱۵ سال زندگی که اکثریت خانواده حسرت عشق ما به هم رو میخوردن ،و یه پسر دسته گل بدون هیچ بحثی و حتی دعوایی ، خانم میخواد جدا بشه ،میخواد پیشرفت کنه ، پس نتیجه گرفتم که زن جنبه نداره ، به اسلام بیشتر ایمان اوردم ، به تعصب قدیم بیشتر ایمان آوردمیه همسایه داشتیم دیوار به دیوارمون ، یه سال از من کوچک تره ، سالهای جنگ یکی از برادرانش شهید شد، اوایل جنگ ، به همین دلیل خانواده ای انقلابی بودن ، یادش بخیر هر موقع زنی مانتویی میدید شعار میداد مرگ بر بی حجاب ، بعداز مدتی همسایه ها شاکی شده بودند ، رفتند در خونه شون شکایت پیش پدر و مادرش بردند ، اونم دیگه شعار نداد ، حالا هم شده تور لیدر ، یه پاش ایرانه اون یک پاش اروپا ،ولی اقایون بدونید زن آزادی براش خوب نیست ، زن مثل پنیره باید توی یخچال بمونه وگرنه خراب میشه ، یکی میگفت این زنها موجودات عجیبی هستند که حتی خدا هم بشون اعتماد نداشته، حالا خودانی نگی نگفتی </description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Fri, 28 Oct 2022 05:30:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاشکی استخون ،بخدا لپه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%DA%A9%D8%A7%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D9%84%D9%BE%D9%87-kntrntf66ymy</link>
                <description>همسایه روبرو پسری که پدرش بانکی بود ، در اون زمان یعنی حدود سال ۶۲ که جنگ بود و کشور ما از نظر منابع خوارکی شدیدا در مضیقه بود ، اجناس کپی بود ، مردم دایم اسیر صف مرغ و تخم مرغ و روغن و حتی پنیر و قند و شکر بودند تقریباً همه چیزهای اساسی سهمیه بندی بود، میشه گفت قشر کارمند خیلی ضعیف بودند از نظر مالی ، در اون دوران فقط یه نفر کار میکرد و چند نفر میخوردند ، رسم نبود زنها بیرون از خونه کار کنند ، پسر همسایه روبرو هم ازین قاعده مستثنی نبود ولی اون راههایی برای پول پیدا کردن به ذهنش میرسید ، فکر نکن که اشتباه نوشتم و باید می نوشتم پول درآوردن ،نه ، در واقع پول پیدا کردن ، یه نمونه بگم ، مثلاً اون موقع یه مغازه نزدیک خونه مون بود ، سرکوچه ، کوچه ای که بیست تا خونه داخلش بود ، البته هنوز هم هست بجز یکی دوتاش که شدن آپارتمان ، پس از خونه ی ما که اخرین خونه بود تا اون مغازه فاصله زیادی نبود ، این مغازه به دلیل با انصاف بود خیلی شلوغ میشد و اکثرا تعداد زیادی مشتری داشت ، مخصوصا چون ماستی که درست میکرد از بقیه جاها بهتر و خوشمزه تر بود ، با یه فریز صندوقی ، استیل ، قسمت مشتری و خودش رو جدا کرده بود ، وقتی وارد میشدی باید پشت این یخچال میاستادی تا نوبتت بشه ، بیشتر هم زنهای چادری به این مغازه برای خرید میامدند ، کلا اون سالها مردها خیلی به بقالی و سبزی فروشی نمی رفتند و این وظیفه خانم های چادر مشکی بود ، یه روز پسر همسایه روبرو اومد گفت بچه یه گنج پیدا کردم ، یه جایی که میشه پول پیدا کرد ، مارو به اون مغازه برد ، زیر اون یخچال یه معدن پول خرد بود یعنی پنج تومن ، دوتومن ، ویک تومن ، چرا ؟ چون بعضی از کسایی که اونجا میومدن اگر پول از دستشون میافتاد و زیر یخچال میرفت دیگه دستشون به اون پول نمی رسید ، البته میشد پول رو دربیارن ولی به دلیل شلوغ بودن ،معمولا قیدش رو میزدن یا اینکه پیداش نمی کردند و ما میتونستیم وقتی خلوت میشد ،طوری که صاحب مغازه متوجه نشه دستمون رو زیر یخچال کنیم و اون پول رو بیرون بیاریم معمولاً هر موقع رفتیم بدون دشت برنگشتیم ، البته خیلی نشد به این کار ادامه بدیم چون صاحب مغازه فهمید و ما رو دعوا کرد ، یه بازی میکردیم به اسم یک دو سه ،به این صورت که هرکس یه ماشین کوچیک فلزی داشت البته به جز من ، بعد خودمون براش با گچ جاده میکشیدیم ، خودمون براش قانون گذاشته بودیم ، هرکس میتونست سه ضربه به ماشین بزنه برای جلو رفتن ، اگر اون ماشین از خط جاده عبور میکرد یا حتی روی خط میرفت سه وجب باید به عقب و اگر با ماشین بقیه برخورد میکرد پنج وجب ، بعد از مدتها یه ماشین آبی رنگ گیر من اومد ،تا بعد از مدتها حسرت کشیدن منم بتونم با بقیه بازی کنم ،هرکس شب تا صبح فکر میکرد و جاده طراحی میکرد تا صبح بتونه جاده ای سخت تر بکشه ، مثلا جاده از سربالای رمپ پارکینگ خونه ها عبور کنه ، بقیه بچه ها چندتا ماشین رنگ به رنگ داشتند ، اون موقع پدر و مادرها خیلی فکر بچه هاشون نبودن ، بعضی ها مثل پدر مادر من که سواد و حال و حوصله نداشتن از بقیه بدتر بودند حالا که فکرش میکنم میگم شاید چون تعداد بچه زیاد بوده ، حتی اگر دعوام میشد هیچ وقت برای پشتیبانی من نیومدن و حرفی نزدن ، ولی دوستام یا بهتر بگم پدر و مادر اونا اینطور نبودند ، حتی سعی نکردن تا راهی به من یاد بدن تا مشکلات خودم رو حل کنم ، مثلا من که لاغر بودم میشد با تهیه یه قرص و شربت تقویت یا اشتهااور کاری کنند تا کمی چاق بشم یا حداقل یه دکتر ببرند شاید سرطان دارم که چاق نمی شوم ، یا اینکه بفرستند باشگاه تا بتونم از خودم دفاع کنم ، یا اینکه یه راهی تا پول دربیارم فقط به اندازه ای که توی جیبم پول باشه ، البته والدین من مقصر نبودند چون بلد نبودند ، چون آنچنان عاطفه نداشتند ، یه شب ماه محرم با دوستان میخواستیم بریم هیئت ، همسایه روبرو گفت با ساندویچی صحبت کردم که ازش ساندویچ بخریم ولی داخل فقط مخلفات باشه یعنی اون اصلیه مثل سوسیس یا کالباس داخلش نذاره فقط خیار شور گوجه ، همه گفتند بریم فقط من بودم که پول نداشتم حتی برای اون ساندویچ ارزون ، با همون بچگی ، کسی هم خونه نبود یه تخم مرغ گذاشتم توی کاسه ی آب تا ابپز بشه کاسه بزرگ بود ومن نمی دونستم کاسه بزرگ دیرتر جوش میاد و چون وقت نداشتم تخم مرغه رو با یه نون گذاشتم داخل پلاستیک و با اونا رفتیم ، یه فلکه بود ، رفتیم اونجا نشستیم  ، تاریک بود ، اونا رفتند ساندویچ گرفتند و اومدند ،نشستیم کنار هم ، من پوست تخم رو کندم البته تخم مرغی خام بود و تو اون تاریکی با بغض خوردم ، اونا رفته بودند برای ساندویچ ولی قبول نکرده بود که فقط مخلفات بده با این حال اونا پول داشتند و ساندویچ کامل خریده بودند و من اون تخم مرغ رو ریختم روی نون و خوردیم ، نمی دونم اونا چیزی فهمیدند یا نه ، آخه اون موقع ساندویچ یه غذای دوست داشتنی برای ما که بچه بودیم ، حتی از چلو کباب هم بهتر بود در اون زمان ، من از بی پولی خودم بقض کرده بودم هنوز اون بغض با من هست ، اون شب توی تاریکی چندتا که یه گروه بودن از یه محل ناجور قصد داشتن دعوا راه بندازن ، ولی ما اینکار رو نکردیم ، بهانه به دستشون ندادیم ، آخه ما ضعیف تر بودیم و اینکه کلا دعوایی نبودیم </description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Sun, 23 Oct 2022 02:29:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاشکی استخون ، بخدا لپه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%DA%A9%D8%A7%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D9%84%D9%BE%D9%87-gr3vrgrnpetc</link>
                <description>آخرین روزهای فروردین پنجاه و شش به عنوان فرزند چهارم به دنیا اومدم ، نفر قبل از من دختر بود و هشت سال فاصله سنی داشتیم ، خانواده ما با اومدن من شش نفره شده بود ، فرزند اول پسر بعداز دوسال یه پسر دیگه و سه چهار سال بعدش هم یه دختر و چهارمی هم که من بودم ، نمی دونم چرا به حساب عامیانه عزیز دوردونه بابا بودم ، شاید به این دلیل که فاصله سنی با نفر قبلی که دختر بود زیاد میشد ، هشت سال ، یا اینکه پسر بودن پس از دختر میشد بگی ، آخرش هم نفهمیدم ، دو سال بعد یه خواهر دیگه و چهار سال بعد هم آخرین فرزند و خواهر به دنیا اومد ، من تا موقعی که کوچک بودم تا سن هشت ، نه یا ده سالگی شبها سرم رو روی پای پدر میگذاشتم و به خواب میرفتم ، این موضوع ندانسته برای من تولید دشمن کرده بود ، کسانی از خانواده مثل مادر یا خواهر بزرگتر به من حسادت میکردند ، اون موقع فکر میکردم مادرم مرا اصلا دوست نداره ،کلا پسری لاغر و نحیف و بی عرضه بودم ،فکر کنم یکی از دلایلش هم رسیدگی بیش از حد پدر بود ، یه روز که داشتیم توی کوچه فوتبال بازی میکردیم ، البته فوتبال به اون شکل نبود یه بازی میکردیم به نام یه گله ، هر کس یه ضربه میزد و زمانی که یه گل خوردم برای مسخره بازی گفتم کاشکی استخون اونجا بود تا از گل خوردنش جلوگیری گیری کنه ، توی پرانتز بگم به دلیل لاغری و قد دراز بهم میگفتن استخون بچه های همسایه ، من برای خنده گفتم کاشکی استخون ، ولی نمی دونستم این لقب روی من میمونه ، یکی از آرزوهای من این بود بیست کیلو یا حداقل پانزده کیلو چاق بشم ، یه پسر عمو هم داشتم که شش ماه از من بزرگتر بود ولی اون مادرش رفته بود و پدرش هم تقریباً بالای سرش نبود ، عموم معتاد بود ، و این پسرعمو که با مادربزرگ و بقیه عموها توی منزل پدری پدرم زندگی میکردند ، مجبور بود قوی باشه و خودش گلیمش رو از آب بیرون بیاره برای همین هر چقدر من بی عرضه بودم ولی اون زرنگ بود و برای پول بدست آوردن هر کاری میکرد ، این شده بود که پدر مهربان من دائم اون رو با من مقایسه کنه ، دلش میخواست من هم مثل اون زرنگ باشم ، ولی نمی دونست و نمی دونه که دلیل بی عرضگی من درصد زیادیش مقصرش خودش هست ، فکر کنم زیاد شد نوشته ام و ممکنه خسته کننده بشه پس بقیه ش رو بعد می نویسم </description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Sun, 09 Oct 2022 17:45:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تورم چیست؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_61899029/%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-dns3e2oc6v2x</link>
                <description>تورم چیه ؟ آیا چیز خوبیه یا چیز بدی ؟ نظر شما چیه ،، ؟ خیلی این واژه به گوشهای ما ایرانی ها آشنا هست مخصوصا از چهل و خورده ای سال پیش، ولی معنی لغوی این واژه به معنی باد کردن متورم شدن هست ، تا حالا شده زنبور شما رو نیش بزنه اگر این اتفاق براتون افتاده باشه اون ناحیه تغییر شکل داده و بزرگ و باد کرده شده ، کاری به درد و خون ریزیش نداریم ، فقط همون باد کردن رو تورم میگن ؟ خب تورم توی بعضی از چیزها و بعضی اوقات خوبه و بعضی اوقات بد ،برای بعضی ها بد هست و در همون لحظه دقیقاً برای بعضی خوب ، حالا چیکار کنیم که این تورم رو خوب کنیم یا اینکه بهتره که یه کاری یه پیش بینی و یه ترفندی به کار ببریم تا از تورم جلوگیری کنیم ، من کاری به تورم نیش زنبور و دست و پا کاری ندارم که اون در بیشتر مواقع خودش خوب میشه نهایتاً با یه نیشتر یا کمی آبلیمو خوب میشه ، منظورم تورم قیمت اجناس که باعث میشه نتونیم خیلی از چیزها رو بخریم ، خود من الان چندین سال هست قید خرید پسته رو زدم چه خام و تازه و چه خشک و بو داده ، وقتی یه ماشین خریدن ۱۸ تومن بعداز کلی سوار شدن با اینکه مشکل موتوری داشت و خرج تعمیرش رو کم کردم فروختم ۴۶ تومن ، خوشحال بودم ولی بعد فهمیدم چقدر این خوشحالی بی خود و الکی بود ، اگر اون موقع که ۱۸ تومن بود تصمیم گرفته بودم یه ماشین صفر بخرم نهایت ۵ تومن اختلاف داشت که می گذاشتم و یه سمند سورن صفر میخریدم ولی حالا که تقریباً ماشینم رو سه برابر فروختم باید حداقل ۴۵ تومن بزارم تا بتونم یه ماشین صفر بخرم ، پس اگر چیزی که داری ،منظورم هر چیزی از ماشین تا خونه و باغ در اثر تورم قیمت اون چند برابر شده خوشحال نباش ، یه موضوع دیگه ای هم فکرم رو درگیر کرده ، این مملکتی که نوابغ فراوانی داره با این همه سرمایه و منابع آیا طبیعی هست که با مشکلات اقتصادی مواجه باشه؟ به نظرم این مشکلات میتونه به عمد باشه ، کار چه کسی هست رو نمی دونم ولی عمدی هست ،شاید هم روایت درست باشه که میگه اسب تازی شده مجروح به زیر پالان طوق زرین همه بر گردن خر هست آخه فقط هم مشکلات اقتصادی به تنهایی این مملکت رو اذیت نمیکنه ، فقر فرهنگی ، هم هست که از همه بدتره، این فقر داره کل کشور از آب و زمین گرفته تا هوا جنگل و غیره از بین می بره ،، چیزهایی که مغولان و اعراب ، افغانها نتونستن بگیرند ولی الان به نرمی داره از دست میره ، خدا کند دیر و دیرتر نشود </description>
                <category>ناشناس</category>
                <author>ناشناس</author>
                <pubDate>Mon, 19 Sep 2022 00:09:46 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>