<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مبین عزتی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_62158837</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 01:58:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1745867/avatar/KXFCVz.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مبین عزتی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_62158837</link>
        </image>

                    <item>
                <title>قاچیدن یک ضرب المثل کهن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62158837/%D9%82%D8%A7%DA%86%DB%8C%D8%AF%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%B6%D8%B1%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%AB%D9%84-%DA%A9%D9%87%D9%86-v2l8qobmppgj</link>
                <description>بیتی از اسرار التوحید در قواره‌ی یک ضرب المثل، مشهور شد و سر زبان‌ها افتاد:توسنی کردم ندانستم همیکز کشیدن سخت‌تر گردد کمند*توسنی: سرکشی، عصیانگریکز کشیدن سخت‌تر گردد کمند در واقع یعنی «شل کن بابا، سخت بگیری سخت می‌گذره!»داستان کامل این بیت بدین سان است که روزی شیخی پسر خودش را از دست می‌دهد و هنگام خاکسپاری این ابیات را زمزمه می‌کند:زشت باید دید و انگارید خوبزهر باید خورد و انگارید قندتوسنی کردم ندانستم همیکز کشیدن سخت‌تر گردد کمندو در ادامه نقل می‌کند که: «و بعد از آن پسری دیگر هم خرد از آن شیخ فرمان یافت(مرد)، بر زبان شیخ رفت که اهل بهشت از ما یادگاری خواستند دو دست انبویه‌شان فرستادیم تا رسیدن ما.»از این حکایت غم‌انگیز که رد شویم, «انگارید» به معنی پنداشتن را داریم که فعلی بس زیبا و جالب بوده که موجز و کوتاه شده‌ی «انگار که» و «مثل این‌که» است._اسرار التوحید، باب دوم، فصل دوم، حکایت ششممحمد بن منور</description>
                <category>مبین عزتی</category>
                <author>مبین عزتی</author>
                <pubDate>Sun, 24 May 2026 17:20:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این آتش چرا خاکستر نمی‌شود؟|</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62158837/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-rufnjpbxvknd</link>
                <description>_صد سال قبل، اردیبهشت۱۳۰۴، نامه‌ی نیما:چرا شعله‌های قلب اینقدر ممتدّ است؟ این آتش چرا خاکستر نمی‌شود؟ به من بگو چرا انسان دوست می‌دارد؟نیما یوشیج با آتشی که خاکستر نمی‌شد، با شعله‌های ممتدّ قلبش شعر نوشت.من فکر می‌کنم:با آتشی که خاموش نشدنی‌ست چه باید کرد؟ مهار؟ هدایت؟ شاید این زبانه‌های آتش را باید جایی ریخت. جایی در لابه‌لای هنر.من فکر می‌کنم:ماندگار‌ترین آثار هنری زاده‌ی دل‌های آتشین است.#یادداشت_روزانه</description>
                <category>مبین عزتی</category>
                <author>مبین عزتی</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2026 18:21:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۰۱ سوژه برای نوشتن¹</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62158837/%DB%B1%DB%B0%DB%B1-%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86%C2%B9-hntadbnl9sv3</link>
                <description>۱. شعرکاویشعرکاوی یعنی:زیر و رو کردن دفترهای شعر کهن و مدرن برای پیدا کردن چیزی که انتظارمان را می‌کشد. در سبک‌های گوناگون پرسه می‌زنیم و سراغ از شاعران مختلف می‌گیریم. دیوان یا دفتر شعری را می‌گشایم و می‌خوانیم؛ چیز دندان‌گیری پیدا نشد؟ تکیه می‌کنیم به همان جمله‌ی معروف:«شاید خوشبختی در صفحه‌ی بعدی باشد.»دنبال چه می‌گردیم؟یک خط یا یک بیت شعر. گاهی یک شعر کامل. وقتی کتاب را باز می‌کنی و می‌خوانی در خط یا بیتی مکثی می‌کنی، فکر یا احساسی در تو می‌گذرد. اینجا باید شروع کنی به نوشتن.گاهی منطقی می‌نویسی و گاهی احساسی. خاطره‌ای یادت می‌افتد، می‌نویسی. حتا شاید شعر قرن هشتم را با اشعاری از شاعر امروزی پیوند زدی. و یا شاید همان تکه شعر، شم شاعری را در تو قلقلک بدهد و خود موجب زاییدن شعری از تو شود.یک فایل ویژه به اسم شعرکاوی در وورد دارم و هر روز برای افزودن مطلبی تازه به من چشمک می‌زند. مهم نیست فایل وورد دارید یا در دفتر می‌نویسید، مهم این است آن قطعه شعر (یا شعر کامل) را خودتان بنویسید. کلمه به کلمه‌اش را اول صفحه بنویسید و سپس یک نفس شروع کنید به نوشتن‌.خوراک قطعه‌نویسی است و پست‌های تلگرامی.گاهی زمینه‌ی سراییدن شعری می‌شود و نوبتی دیگر شاید شما را وسط فلسفه‌نویسی غرق کند.چشم‌تان را حریص‌تر می‌کند؛ آنگاه چشمان فرد شعرچران، می‌بیند قفسه‌های شعر کتابخانه و کتابفروشی‌ها چقدر جذاب است.* ۱۰۱ سوژه برای نوشتن به‌سبب این سوال ملال‌انگیزِ همیشگیِ نمی‌دونم چی بنویسم، گردآوری شده است.📌مبین عزتی#یادداشت_روزانه</description>
                <category>مبین عزتی</category>
                <author>مبین عزتی</author>
                <pubDate>Mon, 11 May 2026 17:01:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر، تشدید یک جزء ساده از یک کل شلخته است!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62158837/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AA%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%D8%B2%D8%A1-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%84-%D8%B4%D9%84%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-nnfbu230xd7u</link>
                <description>اول گریزی بزنیم بر این مثال از آقای گِرِبانیه:هنر چیزی است «گزینشی». گل سرخی که در گلدان است و از درون آینه بر ما باز می‌تابد بسی زنده‌تر از گل سرخی است که در گلدان روی قفسه‌ی مقابل آینه است. گل سرخ درون آینه ازاین‌رو زنده‌تر است که از میان وسایل اتاق دست‌چین شده، تاثیرش تشدید شده، چرا که با واسطه‌ی قاب آینه از اتاق جدا شده، در حاله‌که گل سرخ روی قفسه، جزئی از تداوم اتاقی است که چشم، بی‌قرارانه در خود می‌کشد، بی‌اینکه قادر باشد گل را از محیط بلافصلش جدا کند. آری چنین است پارادوکس هنر. گل سرخ روی قفسه نسبت به گل درون آینه همان مقامی را دارد که زندگی در قبال هنر.هنر نمایشنامه‌نویسی؛ برنارد گربانیه. ت: ابراهیم یونسیدر اراِئه‌ی یک کار هنری هر سخن و حرکتی زاید و هر تصویر زیادی موجب کم‌ اهمیت‌تر شدن و در نهایت کم‌رنگ شدن اصل ماجرا، یعنی هنر می‌شود. سال‌ها قبل از چخوف(نویسنده و نمایشنامه‌نویس) خوانده بودم که اگر در صحنه‌ای تفنگی روی دیوار است در صحنه‌ی بعدی باید از آن تفنگ استفاده شود! هنرمندی که جزئیاتی از یک کلیات شلخته، روزمره و نه‌چندان عجیب و غریب بیرون می‌کشد، آثارش بسیار ارزشمندتر از مقلدی است که کارهایش تکراری از کهنه‌ها است.به هرحال بماند که تعریف و چیستی هنر خود قصه‌ی درازی است که شاید در یک نشست نگنجد اما پایانی خوش‌تر برای این یاددشت جز این شعر از فردوسی به ذهنم نرسید:در همه چیز هنر و عیب هست/ عیب مبین تا هنر آری به دست</description>
                <category>مبین عزتی</category>
                <author>مبین عزتی</author>
                <pubDate>Sun, 10 May 2026 16:50:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تمایل ذاتی خانم‌ها به «نه» گفتن!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62158837/%D8%AA%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%B0%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D9%86%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86-hyqqjkv2uzzz-hyqqjkv2uzzz-hyqqjkv2uzzz</link>
                <description>در بخشی از کتاب ۱۲ قانون زندگی از جردن پیترسون آماده:زن طبیعت مانند¹ به نیمی از همه‌ی مردها نگاه می‌کند و می‌گوید: «نه!» برای همه‌ی مردها این نه گفتن مواجه مستقیم با بی‌نظمی است. این بی‌نظمی هربار که خانم‌ها پیشنهاد مردها را رد می‌کنند، با نیرویی ویران کننده اتفاق می‌افتد.¹ زن طبیعت مانند یا طبیعت زن مانند؛ به این عقیده اشاره دارد که طبیعت را همانند زن یا مادر قلمداد می‌کند. چون طبیعت هم مانند زن در شرایط و موقعیت‌های مختلف لباس خاص بر تن می‌کند و همچنین دست به انتخاب می‌زند.پیترسون نتیجه‌گیری جالبی از این موضوع می‌گیرد‌: او بیان می‌کند که این تمایل ذاتی خانم‌ها به نه گفتن بیشتر از هر نیروی دیگری ما را به موجودات خلاق، کوشا، قائم و بزرگ‌مغز (همچنین مردها را رقابت‌جو، پرخاشگر و سلطه‌گر) تکامل داده است!جایگاه برتر انتخاب‌های برتر را به ارمغان می‌آورد و انتخاب برتر به حفظ جایگاه برتر کمک می‌کند.</description>
                <category>مبین عزتی</category>
                <author>مبین عزتی</author>
                <pubDate>Sat, 09 May 2026 13:10:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«هدف» و «دلیل»؛ تیغِ قصار شکافی روی گردن نیچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62158837/%D9%87%D8%AF%D9%81-%D9%88-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AA%DB%8C%D8%BA%D9%90-%D9%82%D8%B5%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%86%DB%8C%DA%86%D9%87-zm95w19wir0v</link>
                <description>«کسی که برای زندگی کردن دلیلی دارد، تقریبا می‌تواند هر چیزی را در زندگی تحمل کند» _نیچهنباید واژه‌ی «دلیل» را در اینجا با «هدف» یکسان دانست. هدف، سطح و رو قرار دارد در حالی که دلیل پی و بُن ساختمان ذهن است. هدفی که معنای عمیق‌تر و ژرف‌تری پیدا می‌کند می‌تواند به نسخه‌ی بعدی خود یعنی «دلیل» ارتقاء یابد و شاید بتوان گفت «دلیل» می‌تواند چندین هدف را در بر بگیرد.هدف فانی است و دلیل باقی.هدف کاه است و دلیل کوه.هدف عجول است و دلیل صبور.در اینجا مقصود خراب کردن صورت هدف نبود، نیت نشان دادن چهره‌ی واقعی «دلیل» بود.</description>
                <category>مبین عزتی</category>
                <author>مبین عزتی</author>
                <pubDate>Fri, 08 May 2026 15:42:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تازه‌ترین گزین گفتارها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62158837/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-xqxqxcxdcnlq</link>
                <description>«تنهایی اگر انتخاب شود خرد است، اگر تحمیل شود، اندوه.»«با عشق باید نگریست چشمی راکه با دیده‌ی نقد تو را می‌نگرد!»«در انتهای هر غم و رنجی، خشمی سوسو می‌زند.»✏️ مبین عزتی</description>
                <category>مبین عزتی</category>
                <author>مبین عزتی</author>
                <pubDate>Thu, 07 May 2026 16:04:59 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>