<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های یدالله جواهری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_62222695</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-15 07:17:20</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1555250/avatar/mqf3iI.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>یدالله جواهری</title>
            <link>https://virgool.io/@m_62222695</link>
        </image>

                    <item>
                <title>از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62222695/%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B7%D9%84%D9%88%D8%A8-z6omj0juuhyi</link>
                <description>✍️ ی_جواهری                                                                                                                                                                                                    همه‌ی مردم می‌‌خواهند از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب ارتقا یابند. می‌خواهند از امکانات بیشتر و در سطح رفاه بالاتری برخوردار باشند. می‌خواهند در جهت کشش آرزو و امیالشان پیش روند و به آنچه دلشان می‌خواهد برسند، اما در این مسیر  موانع و محدودیت‌هایی سد راه می شوند؛ عوامل جغرافیایی، زیستی، اقتصادی، فرهنگی، ژنتیکی و هوش فردی محدودیت ایجاد می کنند. در نگاه اول اینگونه بنظر می‌رسد که وضعیت کنونی ما در نتیجه سرنوشت ما تحت عوامل مذکور، طبیعی و اجتناب‌ناپذیر می‌نماید. نتیجه این نگرش اندیشیدن منفعلانه و به تبع آن واکنش منفعلانه به زندگی است.در مقابل، نگاه دومی داریم و آن گستراندن افق دیدمان است. ما کتاب می‌خوانیم و بصورت خاص فلسفه می‌خوانیم نه به این دلیل که بتوانیم آینده را پیش بینی کنیم، بلکه برای این می‌خوانیم که افق دیدمان را گسترش دهیم و درک کنیم که وضعیت کنونی‌مان نه طبیعی است و نه اجتناب‌ناپذیر. همانطور که نیوتن گفت من بر شانه‌های غول‌های دانش ایستاده‌ام و افق‌های دورتر را می‌بینم, مطالعه‌ی آرا و اندیشه‌های بزرگان دنیا در مسیر تاریخ، ما را با امکانات ذهنی بیشتری مجهز می‌سازد. در این صورت نه تنها از زاویه دید محدود خود، بلکه از زوایای دید گسترده‌تر هوشمندان شاخص، به دنیا و نیز به مسائل و مشکلات زندگی خود می‌نگریم. به عنوان مثال با چشم‌انداز ابدیت اسپینوزایی به زندگی نگریستن، حس می‌کنیم که مشکلات ما چقدر حقیر بنظر می‌رسند. در اینجا دیگر ما به طور منفعل نمی‌اندیشیم. اگر توانستیم با این افق‌های جدید سر و سامانی به زندگی خود دهیم، در مسیر موفقیت گام بر‌داریم و رضایت نسبی از زندگی حاصل کنیم فبه‌المراد! و اگر نتوانستیم حداقل خودمان را قانع کنیم کمتر رنج بکشیم. ما امکانات بسیار بیشتری از آنچه تصور می‌کنیم در اختیار داریم؛ تغییر معنا در صورت های ذهنی داریم. اگر به هر دلیلی به خواسته‌ای نرسیدیم می‌توانیم با بیرون کشیدن خودمان از بطن آن جریان با وضوح بیشتری به واقعیت بنگریم و با دادن معنای جدید به هدف نهایی آن خواسته و با پذیرش وضعیت موجود، اگر نتوانستیم از درد و رنج رهایی یابیم حداقل درد و رنج کمتری را تحمل کنیم.#ی_جواهری</description>
                <category>یدالله جواهری</category>
                <author>یدالله جواهری</author>
                <pubDate>Thu, 17 Mar 2022 12:12:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اضلاع مثلث نکبت: ناتوانی در کسب: لذت, نیرو, معنا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62222695/%D9%85%D8%AB%D9%84%D8%AB-%D9%86%DA%A9%D8%A8%D8%AA-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-hl02rdh55tec</link>
                <description>✍️ ی_جواهری                                                                                                                                                                                                                            سه روانکاو و روانشناس صاحب سبک یعنی فروید، آدلر و فرانکل سه ضلع مثلث نکبت را در آدمی تشخیص دادند که با مهار آنها دلواپسی کنترل می‌شود و شادمانه زیستن تجلی می‌یابد.فروید مکتب روانشناسی خود را بر اساس لذت خواهی بنیان نهاد و روان نژندی و پریشان حالی آدمی را  ناشی از سرکوبی کشش‌های غریزی بخصوص امیال جنسی می دانست. او باور داشت که [اگر در سراسر زندگی نباشد حداقل در مرحله‌ای از زندگی] نرسیدن به خواسته‌های جنسی مشکل‌ساز می‌گردد و شادی را از زندگی می‌گیرد. بنابراین به زعم فروید یکی از اضلاع مثلث نکبت نرسیدن به لذات و خواسته‌های جنسی است.از طرف دیگر آدلر مکتب روانشناسی خود را بر اساس نیروخواهی بنیان نهاد و باور داشت که انسان [اگر در تمام عمرش نباشد حداقل در دهه‌ای از زندگی خود] دنبال کسب قدرت و نیرویی افزون بر دیگران است، خواه این قدرت نیروی بدنی و یا زیبایی باشد یا توان سیاسی، مادی، علمی و... . در هر صورت انسان سالم نیازمند داشتن توانی بیشتر، حداقل در یکی از زمینه‌های مذکور است و عدم تحقق آن را در زندگی مانع شادمانه زیستن می‌دانست. بدین ترتیب یکی دیگر از اضلاع مثلث نکبت ناتوانی در کسب قدرتی فراتر از اطرافیان است.ضلع سوم این مثلث را فرانکل تشخیص داده است. مکتب روانشناسی فرانکل بر اساس فلسفه معنا‌ خواهی بنیان نهاده شده است. او معتقد بود که انسان در مسیر زندگی خود دنبال فهمیدن معنایی در زندگیش است تا تحمل رنج‌ها برایش میسر شود. فرد آماده رنج کشیدن است به شرطی که معنا و مقصودی در آن رنج باشد. اگر انسان بفهمد که هدفی در زندگی دارد بجای اینکه از رنج‌هایش بنالد به آن می‌بالد. فرانکل باور داشت که نیافتن معنا و نداشتن هدف برای زندگی، افسردگی به بار می‌آورد و شادمانه زیستن را از انسان سلب می‌کند. بدین گونه سه ضلع مثلث نکبت آدمی شکل می‌گیرد.#ی_جواهری</description>
                <category>یدالله جواهری</category>
                <author>یدالله جواهری</author>
                <pubDate>Thu, 17 Mar 2022 11:16:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه فلسفی کدام نیمکره مغز به مقصد نزدیکتر است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62222695/%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-wl8awt89kqsi</link>
                <description>                                                                   قومی متفکرند اندر ره دینقومی به گمان فتاده در راه یقینمیترسم از آن که بانگ آید روزیکای بیخبران راه نه آنست نه این                        &quot;خیام&quot;                                                                          تمام فلسفه‌ها و تمام آدیان آسمانی زائیده و پرداخته خیال هستند. بعضی از اینها منشأ معنا و اقتدار را در آسمان می‌یابند و برخی دیگر آن را به زمین آورده و در احساسات انسانی می‌بینند. من در این فکرم که شاید حقیقت مطلقی وجود ندارد که این همه مکاتب سر به زمین یا سر به هوا دنبالش می‌گردند. شاید نخود سیاهی بیش نیست که همه سرگردان و حیران به دنبالش‌اند. عده زیادی از بانیان این مکاتب فکر می‌کنند مقصود را یافته‌اند اما به زعم من فقط آن را بافته‌اند. به نطر می‌رسد که دسته ادیان و فلسفه‌های ایده‌آلیستی و اشراقی بیشتر بر قوه‌ی شهود و تخیل انسان اکتفا کرده‌اند، در حالی که دسته فلسفه‌های اگزیستانسیالیستی و مشایی بیشتر بر قوه‌ی استدلال و تعقل انسان.                                                                                                                                                                                              با وجود این، در اساس، هر دو دسته داستان‌سازی می‌کنند و مخاطبان خاص خودشان را پیدا می‌کنند. آنهایی که نیمکره سمت راست مغزشان فعال‌تر است غالباً جذب دسته‌ی اول می‌شوند و آنانی که نیمکره سمت چپ مغزشان فعال‌تر است بیشتر جذب دسته دوم می‌شوند. کسانی که هر دو نیمکره‌شان هم‌اندازه فعالند و چیرگی در میان آنها نیست گاهی به این سو و گاهی به آن سو می‌روند. هر کدام از این مکاتب راهی را به سوی مقصدی بی‌پایان می‌گشایند. آنها در پی سعادت بشرند؛ خواه این سعادت قربةالی‌الله و بهشت برین باشد، خواه بهشت زمینی و این جهانی. آیا در این دنیا کسی ادعا می‌کند که به سعادت مقصود رسیده است! آیا ما مطمئن هستیم که کسی در آن دنیا به سعادت و بهشت موعود رسیده باشد! سؤال و مسئله من این است آیا اصلاً سعادتی برای بشر وجود دارد؟ یا به قول هوراس، شاعر و اندیشمند رومی، &quot;ما کشتی شکستگان بی مقصد و مقصودیم&quot;. مرادم از سعادت در همه موارد بالا به تعبیر اسپینوزا حضور لذت و فقدان رنج است. سم هریس، فیلسوف معاصر آمریکایی و دانشمند علم اعصاب، معتقد است که تمام انسان‌ها در یک ارزش والا مشترک هستند: به حداقل رساندن درد و کسب منتهای خوشبختی؛ و لیک آنها بر سر چگونگی تحقق عملی هدف مشترک به بهترین نحو، با هم مخالفند. یوال نوح هراری، فیلسوف و مورخ اسرائیلی هم‌عصر ما، در مبحثی تحت عنوان انسان‌گرایی تکاملی، با توجه به تفکر داروینی راه حل متفاوتی برای مشکل تجارب متخاصم انسانی در حوزه اندیشه دارد: به جای نفی تضاد باید آن را تقدیر کرد. تضاد ماده‌ی خام انتخاب طبیعی است که تکامل را به پیش می‌راند. برخی انسان‌ها از برخی دیگر برترند. وقتی این تجارب انسانی در مقابل هم قرار می‌گیرند، مناسب‌ترین انسان‌ها [اندیشه‌ها] باید دیگران را از دور خارج کنند.                                                                                                                                                                                  همانطوری که نیچه می‌اندیشد بعضی از عقاید اشتباهات سودمند هستند نه حقایق! نیچه می‌گوید: &quot;ما هرگز مطمئن نیستیم که گرامی‌ترین حقایق ما سودمندترین اشتباهاتی بوده باشند که شناخته ایم. دنیا را برای عقل و استدلال نساخته‌اند&quot;. در عوض بعضی دیگر از عقاید ویروس یا باکتری ذهنی هستند که ما را به عفونت مبتلا می‌کنند. هراری می‌گوید: &quot;فرهنگ‌ها نوعی عفونت یا انگل و ویروس ذهنی و انسا‌ن‌ها میزبان‌های بی‌علم و اطلاع آنها هستند. انگل توجهی به موقعیت میزبانش ندارد. ویروس‌‌ها تکثیر می‌شوند و از یک میزبان به میزبان دیگر انتقال می‌یابند و از آنها تغذیه می‌کنند؛ گاهی میزبانشان را تضعیف و گاهی هم از پا در می‌آورند. فرهنگ نیز به همین شیوه می‌تواند انسان را وادار کند تا زندگی‌اش را به ترویج آن باور اختصاص دهد حتی به بهای مرگ خودش&quot;. در باور سنکا، فیلسوف رواقی و نمایش‌نامه‌نویس روم باستان، &quot;ما بیشترین آسیب‌ را از نامرادی‌ها و ناکامی‌هایی می‌بینیم که اصلاً انتظارشان را نداشته‌ایم و نتوانسته‌ایم آنها را بفهمیم&quot;. بنابراین وظیفه اصلی فلسفه‌ی اصیل آماده کردن نرم‌ترین فرود ممکن خواسته‌های ما بر روی دیوار انعطاف‌ناپذیر واقعیت است. فلسفه‌ی درست، باید ما را با ابعاد حقیقی واقعیت سازگار و از آنها راضی کند؛ در نتیجه ما را اگر نه از نادانی و ناکامی به طور کامل، حداقل از نمایش عواطف ویرانگر همراه با آنها حفظ کند.                                       ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش                                                                                                                                                                بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش                                                                                                                                                    #ی_جواهری                                   </description>
                <category>یدالله جواهری</category>
                <author>یدالله جواهری</author>
                <pubDate>Wed, 16 Mar 2022 23:22:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب های انگیزشی یا کتاب های زرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62222695/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%B4%DB%8C-f6rph2tjz2hc</link>
                <description>✍️ ی_جواهری                                                                                                                                                                                                      چند روز پیش به یکی از کتابفروشی‌های بزرگ سطح شهر سنندج که اتفاقاً مرجع کتابهای فلسفی هم هست برای خرید کتاب &quot;دور دنیای فلسفه در هشت روز&quot; سری زدم. بیش از چهار میلیارد تومان کتاب در قفسه‌ها داشت. ازش پرسیدم مشتری و خریدار کتاب نسبت به یکی دو سال گذشته بیشتر شده یا کمتر؟ در جواب گفت راضی هستیم بیشتر شده. اولش خوشحال شدم که کتابخوان و نیک اندیش زیاد شده تا اینکه سؤال بعدی رو پرسیدم! پرسیدم مشتری چه کتابهایی بیشتر شده؟ گفت کتابهای انگیزشی! گفتم یعنی کتابهای نویسندگانی مثل: استر هیکس, جری هیکس ـ راندابرن ـ برایان تریسی ـ اکهارت توله ـ جول اوستین ـ آنتونی رابینز ـ ـژوزف مورفی و ....؟ جواب داد آره دقیقاً! همه اینایی که گفتی رو بورسن! گفتم پس خریدار کتابهای زرد و فروش &quot;امید&quot; بیشتر شده و این یعنی نا امیدی در جامعه بیشتر شده نه نیک اندیشی! کتابفروش با نظرم موافق بود. و حالا می‌اندیشم که با وجود غولهای روانکاوی همچون فروید, یونگ, لاکان, اریک فروم, آدلر, فرانکل و حتی مولانای خودمون چه نیازی به این امید فروشان هست که فقط مثل یک قرص استامینوفون عمل میکنند و دامنه اثر بخشی شان از چند ساعت بیشتر تجاوز نمی کند! #ی_جواهری</description>
                <category>یدالله جواهری</category>
                <author>یدالله جواهری</author>
                <pubDate>Wed, 16 Mar 2022 21:41:50 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>