<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ftm.khalili</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_62543053</link>
        <description>آسمان فرصت پرواز بلند است ولی قصه اینست چه اندازه کبوتر باشی:)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 19:35:35</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1871666/avatar/wbxYFy.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ftm.khalili</title>
            <link>https://virgool.io/@m_62543053</link>
        </image>

                    <item>
                <title>عقل و دل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62543053/%D8%B9%D9%82%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%84-tjei1nptxumq</link>
                <description>چنان پنداشته ام که رفتار آدمی نشانگر آمیختگی تدابیر عقل و بروز احساساتش است.گاهی اوقات غالب بودن احساس را بر عقل خود با تمام وجود درک میکنیم اما در این میان ، عقل و اندیشه قادر بر مهار کردن اسب افسار گسیخته احساسات نیست.چه بسا که در این حال ، انسان به درک درستی از ارزش وجودی خود برسد و با تکیه بر تدبیر عقل، نگرشی صحیح را با توجه به وقایع گذشته خود نسبت به آینده اش آغاز کند.همیشه هم بینای آینده ای خوش و شنوای صدای دل بودن درست نیست ، گاهی باید نگاهی به گذشته و مرور خاطرات تلخ کرد تا درسی شود برای رفتار های آینده ات.ای کاش آدمیزاد همه آزردگی خاطرهایش را قاب می کرد و به دیوار دلش میخکوب می کرد تا رنجی و درسی همیشگی برایش باشد .جان پس از عمری دویدن لحظه ای آسوده بود/عقل سر پیچیده بود از آنچه دل فرموده بود/عقل با دل رو به رو شد صبح دلتنگی بخیر/عقل برمی گشت راهی را که دل پیموده بود/عقل کامل بود،فاخربود، حرف تازه داشت/دل پریشان بود، دل خون بود ، دل فرسوده بود/عقل منطق داشت حرفش را به کرسی می نشاند/دل سراسر دست و پا میزد ولی بیهوده بود/حرف منت نیست اما صد برابر پس گرفت/گردش دنیا اگر چیزی به ما افزوده بود/من کیم؟ باغی که چون با عطر عشق آمیختم/هر اناری را که پروردم به خون آلوده بود/ای دل ناباور من دیر فهمیدی که عشق/از همان روز ازل هم جرم نابخشوده بود/(فاضل نظری)فاطمه خلیلی:)۱۴۰۲/۴/۲۶</description>
                <category>ftm.khalili</category>
                <author>ftm.khalili</author>
                <pubDate>Thu, 20 Jul 2023 08:09:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موجوع قلبی:)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62543053/%D9%85%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%B9-%D9%82%D9%84%D8%A8%DB%8C-fj4bxs7spc10</link>
                <description>قلب من آزرده است. خسته ی خسته اماز بی رحمی که به روحم شده، قلبم را بخاطر او میشکنمچهره ی خسته و چشمانم، مغروقم نمودنددنیا از احوال من شوکه شد و وازادامه زندگی اکراه دارممن خوبم و میدونم که خوب هستم از این حالی که دارمچیزی که هر روز بیشتر از قبل به من صدمه میزنداینکه حدس می زنم و فکر می کنم هیچکس مثل من نیستهیچ کس در کنارم نیست وقتی به کسی نیاز دارممردم خشن شدن یا این جهان است که بی رحم شده؟دخیلتم ( پادرمیانی کن) ای خدا!از دنیا و عالمپروردگارا، بگذار این من باشم، پایان تمام ظلم هامن یه چیزی یا هر چیزی نمیخوام.همه چیز را دیدم و حالا با سر سرد میخواهم بخوابم( در ارامش و خیال آسوده بخوابم)در این لحظه از زندگی، کسی را در کنارم ندارم.من نمیخواهم خسته باشمخستگی من هیچ شانس و شانس داده نمی شودهمانطور که نامی از من نمیبری از عشق من هم نامی نبرمن می خواهم زندگی ام را بدون اشک کامل کنمو من فقط اجازه داده ام خداوند زندگی من را کنترل کند.ترجمه اهنگ موجوع قلبی _کمی بیانگر حال ؛)</description>
                <category>ftm.khalili</category>
                <author>ftm.khalili</author>
                <pubDate>Sun, 05 Mar 2023 20:18:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62543053/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-cjykshd6jqfy</link>
                <description>زندگی کردن در کتابی که شیرازه آن چند سال است پاره شده،سخت است.در پی هر ورق از آن که می دوی ، ورقی دیگر می افتد.همه را که جمع و مرتب میکنی در آخر میبینی آن که باعث همبستگی و انسجام این کتاب است ، وجود ندارد ، از بین رفته است و اثری هم از خود به جای نگذاشته است.در اینجا می فهمی چه فشاری را تحمل کرده ، چه مسئولیت بزرگی را عهده دار بوده و چه نادیده از چشممان بنیان و اساس  این کتاب بوده است.آری مادر شیرازه کتاب زندگیمان خود تو بودی که با رفتنت همه چیز از درون و بیرون از هم پاشیده و متلاشی شد.خانه ای که نه صفایی دارد و نه گرمایی که به خاطر وجود تو باشد .همه چیز سرد و بی روح شده است مانند قاب عکس یخ زده ات به روی دیوار .دخترک تنهایت این روزها خیلی بی تاب است . آرزومند لحظه هایست که برای موفقیتش دانه های تسبیح را یکی پس از دیگری با هزاران دعا رها کنی و با امید اجابت دعاهایت در مسیر پیش رویش قدم بردارد.دلتنگ لحظه هایست که با نگاه کوچکی در چهره اش ، تمامش را میخواندی و  آرامَش میگذاردی  .این روزهایش را با اجبار به صبر و سکوت و تحمل ، سپری میکند . هوایش را پیش خدایت داشته باش. ( هوایش را پیش خدایت داشته باش ).دلتنگ و نیازمندتم حضرت مادر...?دلنوشته:)فاطمه خلیلی؛)نباید سرنوشت صبر من بیهودگی باشد / مرا پروانه کن هر چند از پرواز مأیوسم...</description>
                <category>ftm.khalili</category>
                <author>ftm.khalili</author>
                <pubDate>Sat, 18 Feb 2023 16:11:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رهایی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62543053/%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-tsgf3qu91svk</link>
                <description>گاه باید از شدت اجبار ها و تحمیل تصمیمات غلط دیگران جان خود را در دست گرفت و این دست را مشت کرده و به گونه ای فشرد که چیزی از آن جان در کف دستانت باقی نماند.دانه هایی از خشم ، نفرت ، درد و بی اختیاری را چنان باید از چشمانت سرازیر کنی که خود مقصر آنان نیستی ، که خود دلیل آنها نیستی....میدانی از چه حرف میزنم؟!از دایره های حدی ایی که بعضی افراد برای خود ندارند. افکار و تصمیمات خود را مثل آتش بر جان احساسات ، اعصاب و روان دیگران می اندازند و دریغ از آنکه هر روز و هر لحظه این آتش درون آدم ها شعله ورتر میشود.کارم از گریه های پنهان شبانه گذشته است.کارم از خنده های تظاهر گونه گذشته است.کارم از بی تفاوتی و تحمل و صبر گذشته است.به نهایت خستگی در جا به جای این زندگی رسیده ام.رهایی میخواهم ؛ رهایی از همه چیز و همه کس.شاید رهایی از جنس فرار برای همیشه و یا شاید هم از جنس آرامش ابدی.نمیدانم...._دلنوشته _فاطمه خلیلی؛)</description>
                <category>ftm.khalili</category>
                <author>ftm.khalili</author>
                <pubDate>Fri, 17 Feb 2023 00:03:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آفرینش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62543053/%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%D8%B4-gi00gijyqprz</link>
                <description>شعری از کتاب وجود فاضل نظریاینکه ابلیس در آن روز به ما سجده نکرد/کفر ورزید ولی جز به خدا سجده نکرد/پدرم رانده شد از عرش و ملائک دیدند/که در این فاصله انسان به چه ها سجده نکرد/ای خدایی که وجود همه از توست ، چرا/آدمی پیش تو بی چون و چرا سجده نکرد؟/پیش چشم همه آنقدر بهایش دادی /که پرستید خودش را و تو را سجده نکرد/عقل آسودهٔ ما گر چه دم از کفر نزد/تا نبارید بر این خاک ، بلا سجده نکرد/فاطمه خلیلی:)</description>
                <category>ftm.khalili</category>
                <author>ftm.khalili</author>
                <pubDate>Mon, 06 Feb 2023 23:36:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ا م ی د</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62543053/%D8%A7-%D9%85-%DB%8C-%D8%AF-npjnaac0fpqr</link>
                <description>در دریای غم آلود افکارم ، ای کاش این روزنه های امید کوچک نمی شدند و غرق در ظلمات هر ثانیه محو شدنشان را به رخ نمی کشیدند تا بتوانم دیگران را غرق کنم در دریای بی کران امید .نمی دانم بعضی از افراد کنارم در وجودشان چطور و چقدر امید را نهادینه کرده اند که با دقایقی هم صحبتی پر میشوی از انرژی و امید ماورایی که توانایی هایت را مغلوب بر هر چیز بازدارنده می بینی.در دنیایی که محکومیم به امیدواری و مجبوریم به آرزومندی به راستی که کلمات زنده هستند و آدم های کلمه بلد در حال فنا و نابودی...فاطمه خلیلی:)</description>
                <category>ftm.khalili</category>
                <author>ftm.khalili</author>
                <pubDate>Wed, 01 Feb 2023 14:44:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ازدحام افکار:)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62543053/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%AD%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7%D8%B1-re5srawfxffo</link>
                <description>در هیاهوی فریاد های درونم و در ازدحام رشته های پیچ در پیچ افکارم پنداشته ام که :سکوت بهترین راه گفتگوست .در اوج بیگانگی مهر ورزیدن بهترین رفتار است. و در سر پروراندن عشق به کوتاهی نگاهی ، بهترین دوای زخم عشق است.چه بسا که رفتار هایی متناسب با افکار درست مان داشته باشیم تا دست یابیم به اوج عزتمان.فکر و رفتاری را که در خودم درست میدانم آن خنده ایست که درون آشفته ام را به ظاهر سامان و شادمان نشان میدهد تا مبدا دلی غمناک شود.فاطمه خلیلی:)</description>
                <category>ftm.khalili</category>
                <author>ftm.khalili</author>
                <pubDate>Tue, 24 Jan 2023 18:45:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای غم...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62543053/%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%D9%85-wrea2wqkw9mu</link>
                <description>ای غم...نمی دانم روز رسیدن ، روزی گام که خواهد بود.اما در این کابوس خون آلود ، در پیچ و تاب این شب بن بست بنگر...چه جان های گرامی رفته اند از دست .دردیست چون خنجر یا خنجری چون درد این من که در من پیوسته می گرید .در من کسی آهسته می گرید._ استاد ابتهاج _</description>
                <category>ftm.khalili</category>
                <author>ftm.khalili</author>
                <pubDate>Mon, 09 Jan 2023 16:50:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صلاحِ سلاحی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62543053/%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D9%90-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AD%DB%8C-znfow2ru4zfm</link>
                <description>در شکاف میان کسی که میخواهیم باشیم و کسی که در حال هستیم حتما درد، رنج ، اضطراب ، حسد و تحقیر وجود دارد.ما رنج میکشیم زیرا نمی‌توانیم مؤلفه های رضایت خاطر را به طور خود جوش کسب کنیم .مؤلفه هایی که رضایتمندی از آنها را بزرگان از کودکی درونمان کشته اند و با قیاس های نابجایشان تحقیر شده ایم.همیشه فرزندان حالتی از ناراحتی درونشان وجود دارد چرا که باید تاوان زندگی نزیسته والدینشان را بدهند و مبنای آینده  خود را تصمیمات و نظرات و افکار آنها قرار بدهند.در این فواصل اگر حرفی ، انتقاد و نظری از جانب فرزند به میان بیاید در آخر خود را سرکوب یک جمله می یابد ._____  (ما صلاحتو میخایم)  ______خواستم بگویم صلاحی که درونش برای فرزندان هیچ رضایت خاطر و منطقی وجود ندارد صلاح نیست بلکه سلاحی ست به منظور چیدن بال و پر او .دلنوشته یه کنکوری :/فاطمه خلیلی :)</description>
                <category>ftm.khalili</category>
                <author>ftm.khalili</author>
                <pubDate>Wed, 04 Jan 2023 06:58:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آینه:)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62543053/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87-udyaheynhieo</link>
                <description>هر آینه نمایانگر توام/هر آینه لبخند توام/هر آینه پریشانی توام/هر آینه هم زبان توام/هر آینه سایه رقصنده توام/هر آینه جلوه گاه زیبایی توام/هر آینه شادی/هر آینه غم/هر آینه بی تابی/هر آینه سامانی/هر آینه....همه چیز توام/بیا و دست بیافکن بر این آینه/و دست در دست آینه ات/رها ساز قاب محصورت را/۱۴۰۱/۱۰/۱۲فاطمه خلیلی :)</description>
                <category>ftm.khalili</category>
                <author>ftm.khalili</author>
                <pubDate>Mon, 02 Jan 2023 11:58:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به یاد آغوشش:)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62543053/%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D8%BA%D9%88%D8%B4%D8%B4-q74p7ho2g9ry</link>
                <description>گاهی چقدر یک آدم می تواند از درد لبریز شود؟هنگامی که جز رنجِ دوری و فراق عزیزش در جا به جای دلش که چشمانش را از اشک سیراب کرده است هیچ ندارد.گاهی آنقدر دلتنگ می شوی که دیگر انتظار معنایی را در بر نمیگیرد...یک نگاه کمی نامهربان ، یک واژه کمی دور از انتظار ، یک لحظه فاصله میشکند دیوار فولادی بغضت را.میان چهار دیواری اتاقم و حصاری که دور زندگی و  افکار من کشیده شده است در نبودتزیستن من همانند یک کنده هیزم تر است که گوشه دیگدان افتاده و به آتشِ هیزم های دیگر برشته و زغال شده ، ولی نه سوخته است و نه تر و تازه مانده ، فقط از دود و دم دیگران خفه شده است.در این روزها تنها چیزی که هراس و انزوا را از جان من میتواند بکاهد آغوش توست .۳ سال و ۱۰ ماه است که به معنای واقعی کلمات درونم مانند شمعی که از گرما و آتش آب شده باشد ، فرو ریخته است و افکار و خاطراتت مثل پروانه گرد شمع وجودم میچرخند تا من و خودشان را با هم بسوزانند .در آخر هم این شمع ریختهٔ روان سرد شده و به زیر خاک رفته و به سوی تو پر خواهد کشید .۱۱/۱۰ /۱۴۰۱ ? ۱۳۹۷/۱۲/۳دلنوشته _ حضرت مادر?فاطمه خلیلی:) https://virgool.io/p/q74p7ho2g9ry/%F0%9F%93%B7 </description>
                <category>ftm.khalili</category>
                <author>ftm.khalili</author>
                <pubDate>Sun, 01 Jan 2023 10:34:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارزش وجود:)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62543053/%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-tizpu2eggoo8</link>
                <description>حتی وقتی قوی هستی و به انجام کارت متعهد هستی باز هم سخته که به خاطر حرف هایی که از هر طرف میشنوی دچار تردید نشی.مثل تکه شیشه ای که درون اقیانوس پرتاب شده و نظرات دیگران مثل موج و قضاوتاشون ماسه هایی هست که مدام به اونا برخورد میکنی و هر بار در اثر این برخورد ها ذره ای از تو کنده میشه و کوچیکتر و ضعیفتر میشی. ولی خب!روی این شیشه وجودت تصمیمای خودت رو حک کردی که با هر موجی و برخوردی بیشتر صیقل پیدا میکنه و در نهایت وقتی با یه موج بزرگ رو به رو میشی و پرت میشی تو ساحل تازه میفهمی همه این سختی ها باعث شده وجودت مستحکم تر و صبورتر شکل بگیره:)من سربلند غیرت خویشم در این مصاف/تیغ دوست لایق بر تن نشستن است.فاطمه خلیلی:)</description>
                <category>ftm.khalili</category>
                <author>ftm.khalili</author>
                <pubDate>Thu, 15 Dec 2022 11:05:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امید واهی:)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62543053/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-k30ytcudekkk</link>
                <description>به ستوه آمده ایم از دستت ای دنیا شادی هایمان را گذاشته ای در گرو نایافتنی ترین چیز های جهانت.غرقمان کرده ای در دریای رنجت.گم شده ایم در انبار بی حوصلگی ها.سرنوشتمان شده بازیچه دست تقدیر تو این همه دست و پا زدن برای چه؟انسان هایت شده اند دیو های دوسری که نمی دانند با خودشان چند چند هستند ، یک سرشان گرفتاری و سر دیگرشان بی خیالی.پس کجاست آرامشت؟پس کجاست احساس خوشبختی ات؟شده ام تک درختی در بیابان که گاه به گاهی انسان ها  قطره آبی به پایم میریزند.می دانی امید من چقدر دور است؟امید دارم این بیابان روزی دشت شود و جویباری زیر پایم روان باشد ولی من امید دارم:)فاطمه خلیلی:)</description>
                <category>ftm.khalili</category>
                <author>ftm.khalili</author>
                <pubDate>Sat, 05 Nov 2022 17:13:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیای درون:)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62543053/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-mppgdpyjtgo1</link>
                <description>غرق در دنیای خود بودن عالمی دارد ،دنیایی که فقط خودت میدانی در کدام گوشه و کنارش غمی نهفته است و یا شادی ای درحال پرسه زدن است.تنها خود واقف بر درد و رنج و اضطرابی هستی که درونت را متلاشی میسازد و این تویی که تکه های درون و وجودت را کنار یکدیگر قرار میدهی و لبخندی را بر پهنای صورتت آشکار میسازی.لبخندی از جنس تلخ کامی های درون :)فاطمه خلیلی:)</description>
                <category>ftm.khalili</category>
                <author>ftm.khalili</author>
                <pubDate>Wed, 02 Nov 2022 15:02:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرح حال:)</title>
                <link>https://virgool.io/Delneveshteh/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%AD%D8%A7%D9%84-tldy6fuahkos</link>
                <description>امروز پشت هر سکوت بغضی نهفته است در آستانه فریاد.اضطراب از میان عاشقانه ترین روز هایم به جان احساساتم چنگ میزند و من به همراه انبوهی از کلمات نیمه جان تمام زندگی ام را در میان نوشته هایم خلاصه کرده ام.نوشته هایی با وجود کلماتی مملو از درد که شرح حال آدمی را ممکن میسازد گرچه سکوت فرمانروای همه کلمات است.فاطمه خلیلی :)</description>
                <category>ftm.khalili</category>
                <author>ftm.khalili</author>
                <pubDate>Wed, 02 Nov 2022 14:54:50 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>