<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Hasti007</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_62582735</link>
        <description>&quot;آدم&quot; یک ( بودن ) است و &quot; انسان &quot; یک ( شدن). دکتر شریعتی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 06:09:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/489335/avatar/luk9Af.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Hasti007</title>
            <link>https://virgool.io/@m_62582735</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیا واقعا تو یک انسانی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62582735/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%D8%AA%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-vtfpt6eygx5v</link>
                <description>نمی دانم چرا ما آدم ها در مورد بعضی آدم های دیگر در ذهنمان بزرگ نمایی می کنیم، برایمان جذاب اند،عاشقشان هستیم، در هر حالی طرفداریشان را می کنیم و برایمان فرقی ندارد از آن فرد چه کسی انتقاد می کند، فقط منتقدش را می کوبیم.به این راه و روش نمی گویند طرفداری، اگر هم بگویند به آن در زبان معاصر خواهند گفت &quot;طرفداری احمقانه یا خرکی&quot;.آدم ها جز چیزی شبیه به یک پوشال تو خالی نیستند تا زمانی که یاد بگیرند &quot;انسان&quot; باشند، از سیر تکامل بیرون بیایند و باور کنند که بدون نیاز به هیچ موجودی &quot;کامل&quot;اند.ما آدم ها فکر می کنیم کامل هستیم، ولی اگر کامل بودیم چرا باید از کسانی که حتی آنها را از نزدیک ندیدیم طرفداری کور کورانه بکنیم؟شاید بهتر است طرفدار خودمان باشیم، قدری به خودمان عشق بورزیم، نگذاریم کسی اعصابمان را به هم بریزد...واقعا ما چه موجودات عجیبی هستیم، در حالی که جهان در حال تغییر است ما حتی نمی خواهیم از خواب بلند شویم!یک سوال:تا حالا از خود پرسیده اید من کیستم؟ بدون در نظر گرفتن قردادها(اسم و سن و ویژگی و....)پاسخ بدهید!می توانید بگویید:من یک انسانم؛ولی آیا واقعا تو یک انسانی؟تویی که برایت طبیعت یا بهتر بگویم مادرت مهم نیست،تویی که حتی به خودت اهمیت نمی دهی،طرفدار خودت نیستی، آیا واقعا تو یک انسانی؟در مطلب بعدی به تو خواهم شناخت  که تو کیستی ، آیا فقط آمده ای بهر جان کندن یا باید زندگی کنی؟متن از شاعر?</description>
                <category>Hasti007</category>
                <author>Hasti007</author>
                <pubDate>Fri, 08 Jan 2021 00:37:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ع‌ش‌ق</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62582735/%D8%B9-%D8%B4-%D9%82-pkxybxnq01wy</link>
                <description>یکی بود،یکی همیشه بود.در جوار قلبم کسی همسایه بود. در نگاه چشمانم، جرعه جرعه نفسهایم،همیشه بود. آغاز و پایان یک قصه بود.در دیار ما عشق نامش نهادند ولی که می داند خانه &quot;عشق&quot;کجاست؟شناخته ی ناشناخته ایست این عشق.تمام موسیقی جهان،افسانه عشق می خواند!اما به راستی کیستی و چیستی که با گوشه چشمی یک کیهان به سازت می رقصد؟چیستی که نادیدنی ترین موجودی ولی قلب عاشقی تو را لمس می کند؟در نگاهت جان می بازد و در پی لبخندت جان می گیرد.کل تاریخ انسان نام توست. راستی گفتم انسان!تو با آدم چه کردی که انسان شد؟همه چیز نیست ولی همه چیز است. خنده ای بر لبی، اشکی بر گونه ای، رایحه دل انگیز آغوش مادری! کلی، جزئی،دنیایی و تمام روح قلب های گرمی! اگر غیر از اینی به من بگو! بگو که من می خواهم زیر باران عاشق شوم...راستی گفتم باران، امشب باران می بارد. بگو کجای شهر را بگردم تا امشب بوسه های داغم را نصیب لب هایت کنم؟!</description>
                <category>Hasti007</category>
                <author>Hasti007</author>
                <pubDate>Wed, 06 Jan 2021 13:53:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رهگذر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62582735/%D8%B1%D9%87%DA%AF%D8%B0%D8%B1-w9hc7y0bzfou</link>
                <description>گاهی وقت ها به هر چیز که نگاه می کنم؛ دلم می خندد،چشمانم،لب هایم، حتی دستهایم!من این حال دل را می فروشم به تو ای رهگذر کوچه دل!که بدانی و ندانی، این تویی ورنه همه ای!زندگی شیرین است مثل لبخند خدا زندگی جذاب است مثل لب های انارزندگی بی همتاست مثل یک جوهر خاصزندگی مال من است مثل یک بوسه ناب...H.B</description>
                <category>Hasti007</category>
                <author>Hasti007</author>
                <pubDate>Thu, 24 Dec 2020 13:14:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قلب های سوم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62582735/%D9%82%D9%84%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D9%85-w09h0qghx5ko</link>
                <description>در این روز ها که لحظه ها عجین شد با درد دوری و دوستی، زندگی رخ دیگری از خود به ما نشان داد.همان زندگی که تا دیروز، ما را فقط گیج و مبهوت کارهای معمولی کرده بود، حالا مجبورمان کرد به کمی تامل و تفکر؛ اینکه سکوت کنیم، بشنویم، آرام شویم،یاد بگیریم، بنگریم و بسازیم.روزها یکی پس از دیگری رد می شدند و ما حواسمان نبود. کمی گذشت؛ به خود که آمدیم، عادت کردیم،زیبا دیدیم، زیبا شنیدیم، بیشتر وارد اجتماع شدیم.اگر در شرایط عادی فقط در دنیای خودمان، دوستان و آشنایان بودیم؛ حالا پا فراتر گذاشته بودیم.دوستانی از سرتاسر جهان پیدا کردیم و همه ی این ها با همین شئ مستطیلی شکل و پر از فلز های گرانبها انجام پذیر بود.در کرونا با کامپیوتر درس خواندیم، مجبور بودیم کمی علم فناوری یاد بگیریم. ما باید آینده را می ساختیم.بسیاری از فروشگاه ها، شرکت ها،موسسه ها و ... باید در این شرایط کسب درآمد می گردند،پس دنیای مجازی به کمکشان رسید و فرصتی شد برای کسانی که با یاد گرفتن علوم کامپیوتر و IT جویای کار بودند.از این رو ما پا به عرصه جدیدی گذاشتیم؛ عرصه ای که زندگی در آن طعم و بو و مزه دیگری داشت حتی شکلش فرق می کرد، دیگر پول در آن کاغذی نبود...با همه اتفاقات، کرونا به ما یاد داد؛ فصل جدیدی در راه است...فصلی که شیوه های نوین و ارتقاء کیفیت زندگی را به همراه داشت...فصلی از رنگ زنگ قلب های سوم مان...</description>
                <category>Hasti007</category>
                <author>Hasti007</author>
                <pubDate>Mon, 21 Dec 2020 00:53:03 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>