<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آرمین اصل نظر شعار</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_62668721</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 08:34:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>آرمین اصل نظر شعار</title>
            <link>https://virgool.io/@m_62668721</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نگاهی به فیلم inception ( تلقین ) ، اثر پیچیده کریستوفر نولان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62668721/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-inception-%D8%AA%D9%84%D9%82%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%DA%86%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%81%D8%B1-%D9%86%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-mocbctp3zppb</link>
                <description>سلام خمدت ویرگولی های عزیز . من آرمین اصل نظر شعار در این مقاله می خواهم نگاهی به فیلم معروف تلقین داشته باشم . فیلم تلقین محصول سال ۲۰۱۰ است . کارگردان فیلم کریستوفر نولان است . نویسنده آن هم خود کریستوفر نولان و همسرش است . بازیگران فیلم عبارتند از : لئوناردو دیکاپریو ، کیلین مورفی ، تام هاردی و ... .فیلم تلقین در زمان اکران توانست موفقیت عظیمی به دست آورد . داستان فیلم داستان بسیار جدیدی است و واقعا در تعجبم که چگونه این ایده به ذهن کریستوفر نولان رسیده است ؟ گویا او ده سال بر روی فیلمنامه کار کرده است . داستان فیلم از این قرار است که مردی از  کاب ( لئوناردو دیکاپریو ) که متخصص دزدیدن افکار از ذهن افراد است می خواهد یک فکر در خواب فردی به تام فیشر جای بگذارد یا درواقع ایده ای را به ذهن او تلقین کند . فیلم ابتدا مبهم است و تقریبا روایتی غیرخطی دارد اما پس از این چند دقیقه روند اصلی فیلم آغاز می شود . کاب چند نفر را دورهم جمع می کند تا باهم این کار را انجام دهند . سایتو به او می گوید اگر به درستی این کار را انجام دهد کاب را به بچه هایش می رساند . فیلم در عین حال که فیلمی علمی تخیلی و اکشن است رگه هایی معمایی هم دارد . از اینجاست که داستان فیلم آغاز می شود . فیلم به شدت پیچیده است و دلیل آن لایه های مختلف خواب است که باعث می شود گاهی اوقات مخاطب گیج می شود که الان در کدام لایه هستیم ؟ هرچه جلوتر می رود داستان روند جذاب تری می گیرد و سرانجام پایان فیلم سوال های بی شماری برای مخاطب به وجود می آورد . تلقین درواقع با سکانس پایانی خود نشان می دهد که مفهومش چیست : اینکه فرد وقتی خوشحال باشد دیگر حتی خواب و بیداری هم برایش اهمیتی ندارد . هرچه شخصیت ها به لایه های بالاتر خواب می روند داستان پیچیده تر می شود اما هنر کریستوفر نولان در این است که پیچیدگی فیلم را به گونه ای به وجود آورده است که برای مخاطب سرسام آور نباشد . روند افشا شدن راز مال و کاب برای آدریانی و درواقع ما که مخاطب هستیم جذاب است و در واقع آنجاست که متوجه می شویم کاب دچار عذاب وجدان است . پایان فیلم به گونه ای است که هر شخص می تواند برداشت متفاوتی از آن داشته باشد .  در مقاله ای دیگر به بررسی پایان این فیلم نیز می پردازم . تدوین فیلم تحسین برانگیز است و بسیار خوب از آب درآمده و موسیقی هم به خوبی بر جان فیلم نشسته است . گویا موسیقی متن نیز براساس همان آهنگی است که برای بیدار کردن شخصیت ها از آن استفاده می شود . بازی بازیگران هم بر جذابیت فیلم افزوده و لئوناردو دیکاپریو هم به خوبی توانسته شمایل این شخصیت را به تصویر بکشد . بازی دیگر بازیگران هم به اندازه و به معنای واقعی کلمه خوب است . کارگردانی فیلم هیچ مشکلی ندارد و سکانس های اکشن هم خوب کار شده و مشخص است کریستفور نولان روی کارگردای سکانس ها فکر کرده است . در کل تلقین یک فیلم عالی است که به خوبی توانسته مخاطب را با خود همراه کند و در عین حال پیچیده هم باشد . ممنونم از شما که این متن را خواندید . فعلا خدانگهدار .</description>
                <category>آرمین اصل نظر شعار</category>
                <author>آرمین اصل نظر شعار</author>
                <pubDate>Tue, 17 Sep 2024 13:38:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به فصل سوم زخم کاری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62668721/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D8%B2%D8%AE%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-wbjkvjbiae1j</link>
                <description>سلام‌ خدمت ویرگولی های عزیز . من آرمین اصل نظر شعار می خوام به بهانه پایان فصل سوم زخم کاری نگاهی به این سریال معروف داشته باشم . کارگردان سریال زخم کاری محمد حسین مدویان و تهیه کننده آن محمدرضا تخت کشیان است . بازیگران هم : جواد عزتی ، رعنا آزادی ور ، الناز ملک ، کامبیز دیرباز ، مهران غفوریان ، مهرآوه شریفی نیا و ... هستن . فصل سوم بر اساس دو تراژدی معروف شکسپیر یعنی ریچارد سوم و شاه لیر است . سرپرست فیلمنامه فصل سوم زخم کاری محمدحسین مهدویان است و اقتباس و نگارش طرح آن بر عهده میلاد اکبر نژاد ، بازنگری طرح بر عهده محسن جعفرزاده ، بازنویسی طرح برعهده میلاد نجفی ، طراح سیناپس و گسترش داستان برعهده اعظم بهروز ، دیالوگ نویسی اولیه برعهده علی بحرینی و بازنویسی فیلمنامه و دیالوگ برعهده حسین حسنی و محمدحسین مهدویان است .بریم و به نقد فصل سوم سریال زخم کاری بپردازیم . هشدار : این متن بخش از داستان فصل سوم سریال زخم کاری را اسپویل می کند ( لو می دهد ) .      فصل اول زخم کاری سریال بسیار موفقی بود و توانست با ترکیبی از فیلمنامه خوب ، بازیگران خوب و البته تدوین به خوب به یکی از بهترین سریال های ایرانی تبدیل بشه . اما مانند بیشتر سریال های ایرانی سریال توی فصل دوم شکست بدی خورد و دلیل آن هم بازی بد کامبیز دیرباز ، شخصیت پردازی ناقص میثم و طلوعی ، کمرنگ شدن جواد عزتی بود . حالا توی فصل سوم با بازگشت و پررنگ شدن جواد عزتی سریال سعی کرده به روزهای اوج خودش نزدیک شود . داستان این فصل داستان جذابی است اما کش دادن سریال و عدم وجود منطق باعث شده فیلمنامه دجار ضعف شدیدی بشه . چگونه مالک در قسمت آخر به راحتی از راه قاچاق به خارج می رود ؟ چگونه طلوعی در ترکیه هیچ آشنایی ندارد ؟ چگونه طلوعی به راحتی گول سمیرا و سیما را می خورد ؟ مگه نگفته بودید طلوعی باهوشه ؟ . کش دادن هم که در سریال به خوبی دیده میشه . خود میلاد اکبرنژاد که اقتباس و نگارش طرح برعهده او است در مصاحبه ای گفته که داستان هملت توانایی تبدیل شدن به پنج یا شش قسمت دارد اما دوستان مجبور بودند داستان را تا ۱۳ قسمت گسترش دهند . ایکاش محمدحسین مهدویان فصل دو و سه را کی میکرد و داستان فصل دو را در ۶ قسمت و داستان فصل ۳ را هم در ۹ قسمت نشان میداد و اینگونه یک فصل ۱۵ قسمتی خوب درمیومد . بازی کامبیز دیرباز در فصل سوم بهتر است و در قسمت آخر هم بازی نسبتا خوبی از خود ارائه می دهد . جواد عزتی در مقایسه با فصل ۱ بازی ضعیف تری دارد اما در کل بازی اش خوب است اما شاید بتوان گفت بهترین بازی سریال متعلق به رعناآزادی ور است که به خوبی توانسته وجه دیوانه و وجه باهوش سمیرا به به تصویر بکشد و دچار اغراق هم نشود . برای درک قدرت بازی رعنا آزادی ور می توانید سکانس آخر فصل را ببینید که سمیرا در حالی که صورتش پر از خون است دارد به صورت دیوانه واری می خندد . فلاش بک ها توی خیلی از مواقع اضافیه . تدوین سریال بد نیست و بهترین تدوین برای سکاسن تویدن موازی در قسمت آخر است . موسیقی متن سریال که حبیب خزایی فر آن را درست کرده با اینکه تکراری شده ما همچنان تاثیرگذار است . پایان بندی سریال خوب است و قسمت آخر واقعا خوب است و سکانس قتل طلوعی نفس گیر از آب درآمده و سکانس کتک زدن سمیرا توسط مالک ها هم یکی از تاثیرگذارترین سکانس های سریال در این سه فصل است . در کل فصل سوم نسبت به فصل دوم فصل بسیار بهتری است و تقریبا فصلی متوسط رو به بالا است . اما جالب است که گویا قرار است فصل چهارم سریال بعدا مخش شود . ممنون از شما که این متن رو خوندید . فعلا خدانگهدار .                                                                 </description>
                <category>آرمین اصل نظر شعار</category>
                <author>آرمین اصل نظر شعار</author>
                <pubDate>Mon, 16 Sep 2024 14:23:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به فیلم سینمایی godfather 1 ( پدرخوانده ۱ )، تراژدی جاودان فرانسیس فورد کاپولا .</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62668721/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-godfather-1-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%DB%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98%D8%AF%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%B3-%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%A7-tu6tqx0aucem</link>
                <description>سلام خدمت ویرگولی های عزیز . من آرمین اصل نظر شعار در این پست می خواهم به نقد و برررسی فیلم ماندگار تاریخ سینما پدرخوانده ۱ بپردازم . کارگردان فیلم فرانسیس فورد کاپولا است و دو بازیگر بسیار مشهور فیلم مارلون براندو و آل پاچینو هستند . فیلم بر اساس رمانی به همین نام ساخته شده . هشدار : این متن بخش هایی از داستان فیلم پدرخوانده ۱ را اسپویل می کند ( لو می دهد ) . داستان فیلم بسیار غنی و گیراست . اتفاقات مهم زیادی در طول فیلم می افتد که همه به دستی اجرا می شوند . فیلم تماما یک فیلم گانگستری و مافیایه و خیلی ها از اون به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینما یاد می کنند . داستان فیلم با اینکه در ظاهر نشان دهنده ی خانواده های مافیایی است اما در باطن نشانه دهنده اینه که چگونه یک فرد مهربان ( مایکل ) میتونه به یک هیولا تبدیل بشه . تدوین فیلم خوبه و شاید بتوان گفت بهترین تدوین فیلم در سکانس قتل اشخاص توسط مایک انجام شده که به دلیل تدوین موازی یک سکانس شاهکار است . فیلم سکانس های ماندگار زیادی داره مثلا : سکانس گذاشتن کله اسب در تخت کارگردان ، سکانس تدوین موازی ، سکانس قتل در رستوران و البته سکانس بسیار معروف مرگ دون کورلئونه در کنار نوه اش . موسیقی متن فیلم خیلی خوبه و به خوبی در ذهن میمونه . پایان فیلم هم واقعا خوب است .فیلم دیالوگ مشهور و بسیار جذابی هم دارد مانند : یه چیشنهاد بهش دادم که نتونه رد کنه . سکانس قتل سانی واقعا خوب از آب دراومده . همینطور سکانس قتل کارلو توی ماشین . بازی همه بازیگران خوب است و بازی مارلون براندو و آل پاچینو هم بی نظیر و کلاس درسی برای بازیگری است . ممنونم از شما که این متن رو خوندید . فعلا خدانگهدار . </description>
                <category>آرمین اصل نظر شعار</category>
                <author>آرمین اصل نظر شعار</author>
                <pubDate>Sun, 15 Sep 2024 16:08:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد فیلم سینمایی رفقای خوب اثر مارتین اسکیرسیزی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62668721/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%B2%DB%8C-xerkbbv1fmwl</link>
                <description>سلام خدمت ویرگولی های عزیز . پریروز فیلم رفقای خوب را دیدم و اینجا می خوام نظر خودم درباره فیلم رو با شما به اشتراک بذارم . نمیدونم میدونید یا نه اما فیلم براساس یک داستان واقعیه . داستان فیلم جذاب و گیراست و با اینکه فیلم طولانیه اما خسته کننده نیست و دلیلش هم تم مافیایی فیلمه . کارگردانی خوب و به اندازه بود و جایی نبود که تو ذوق بزنه . بازی شخصیت اصلی فیلم بسیار خوب بود و رابرت دنیرو هم که حرف نداشت . تدوین خوب بود . موسیقی هم خوب بود البته موسیقی ها برای خود فیلم نیست و از جاهای دیگه برداشته شده . بازی جو پشی هم که خیلی خوب بود . به نظرم شروع و پایان فیلم هم خوب بودن . سکانسی هم که من خیلی دوست داشتم سکانسی بود که هنری به جو پشی میگفت خیلی بامزه ای و جو پشی هی بهش گیر داد و آخرشم معلوم شد داشته باهاش شوخی میکرده . فیلم قدیمیه اما خوبه . در کل پیشنهاد میکنم ببینین . نمره من به فیلم : ۸ از ۱۰ . ممنون از حمایتتون . فعلا خداحافظ .</description>
                <category>آرمین اصل نظر شعار</category>
                <author>آرمین اصل نظر شعار</author>
                <pubDate>Sat, 14 Sep 2024 19:56:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقدی بر سریال بریتانیایی inside nomber nine یا همان داخل شماره ۹</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62668721/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-inside-nomber-nine-%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%B9-oiqkwosr5fbw</link>
                <description>سلام من آرمین اصل نظر شعار هستم . در این پست می خواهم به بررسی ۳ فصل ابتدایی و ۴ قسمت فصل چهارم سریال داخل شماره ۹ بپردازم .                سریال داخل شماره ۹ در ژانر آنتولوژی است . یعنی داستان و شخصیت ها و بازیگران و لوکیشن هر قسمت با قسمت دیگر تفاوت دارد . اما اشتباه نکنید . این باعث نمی شود که داخل شماره ۹ جذاب نباشد اتفاقا این تفاوت سریال است که آن را جذاب می کند . در این روزها که هر سریالی سال ها بر روی شخصیت پردازی کاراکترهایش کار می کند و داستانش را در طول چند فصل و اپیزودهایی طولانی روایت می کند ، Inside number 9 تمام شخصیت هایش را در نیم ساعت واکاوی می کند و وقتی هر قسمت تمام می شود باورتان نمی شود که سریال توانسه در نیم ساعت این چنین شخصیت ها را به ما بشناساند و داستانی جذاب را روایت کند . هر قسمت ابن سریال تقریبا یک فرمول دارد . از یک جر و بحث و اتفاق ساده شروع می شود و سپس این اتفاق را تبدیل به مساله ای جدی می کند و در آخر قسمت یک پلات توییست ( پیچش داستانی ) غیر قابل پیشبینی قرار می دهد و کاری می کند تا به تیتراژ خیره بمانید و به این پیچش داستانی عجیب و غریب فکر کنید و این واقعا خوب است .                                سریال اپیزود های جذاب کم ندارد . به عنوان مثال اپیزود ۳ فصل اول که یک داستان پر از پیچش داستانی پیش رویتان قرار می دهد و سر آخر باز هم شما را گول می زند و حقیقت داستان را برملا می کند یا اپیزود آخر فصل اول که یک اپیزود ترسناک و جذاب است . یا اپیزود اول فصل دوم که واقعا بامزه از آب درآمده و باز هم در پایانش یک پیچش داستانی دارد یا اپیزود ۲ فصل ۲ با نام ۱۲ روز کریستین که واقعا با جان و روحتاح بازی می کند . مطمئن باشد پس از پایان این اپیزود حاتی توانایی زدن دکمه استوپ را ندارید و تا آخر تیتراژ را می بینید . یا اپیزود ۲ فصل ۳ که یک ماجرای ساده یعنی بحث بر سر اینکه چه کسی پول غذا را پرداخت گند را تبدیل به ماجرایی بزرگ می کند و سر آخر باز هم یک پلات توییست دیگر . یا ایپزود اخر فصل ۳ که واقعا باعث می شود یاد داستان آگاتا کریستی بیافتید یا اپیزود اول فصل ۴ که به معنای واقعی کلمه خنده دار است یا اپیزود ۲ فصل ۴ که پیچش داستانی اش دیوانه وار ، دیوانه وار ، دیوانه وار ، دیوانه وار و دیوانه وار است .              هر چند شاید خود من ادامه این سریال را به دلیل اینکه دوست دارم چیزهای دیگری ببینم ، نبینم اما شما حتما ، حتما و حتما این سریال را ببینید . مطمئن باشد از دیدنش پشیمان نمی شود .                 لطفا نظر خود را درباره این پست یا سریال داخل شماره ۹ بنویسید . با تشکر . خدانگهدار .</description>
                <category>آرمین اصل نظر شعار</category>
                <author>آرمین اصل نظر شعار</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jul 2024 16:01:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زخم کاری ؟‌ خراش کوچک بگوییم بهتر است</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62668721/%D8%B2%D8%AE%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B4-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%D8%A8%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-xrjeo63owuvw</link>
                <description>سلام من آرمین اصل نظرشعار هستم . فصل اول و دوم زخم کاری را در پست های دیگر نقد کرده ام و در این پست می خواهم به بررسی فصل سوم زخم کاری یعنی زخم کاری : انتقام پردازیم . سریالی بسیار بد . زخم کاری همچنان مانند فصل دوم است . ضعیف ، سطحی ، پوچ و بی معنا .                                            شخصیت پردازی ها مانند فصل دوم ضعیف است . حتی با آمدن مالک هم سریال بهتر نشده و حتی بازی خوب جواد عزتی هم به داد سریال نرسیده . تنها بازیگر های خوب سریال جواد عزتی و بازیگر نقش پسر فرنهادزاده اند . حتی رعنا آزادی ور هم بازی اش به نسبت فصل های قبلی ضعیف تر شده و شخصیت سمیرا هم در این فصل نقش خاصی ندارد .                   همچنان بیشتر شخصیت ها نا پخته اند و جذابیتی برای مخاطب ندارند . شخصیت کیمیا هم که رسما نخودی است و در این بین تنها شخصیت مالک پردازش خوبی داشته و آن هم به این دلیل است که او در فصل اول برای مخاطب شخصیت پردازی شده بود . کامبیز دیرباز هم همچنان بد بازی می کند و شخصیتش هم اصلا درنیامده . موسیقی متن هم که در هر سکانس هزار با پخش می شود اما فلاش بک ها همچنان جذابند و اجرای بسیار بهتری به نسبت سکانس هایی که در زمان حال می گذرد ، دارند .         قسمت اول متوسط است و قسمت های بعدی هم خوب نیست . هر چند وضع سریال در قسمت پنجم کمی بهتر است و حداقل در این قسمت اتفاقاتی می افتد و مانند قسمت های دیگر نیست که فقط دیالوگ باشد و دیالوگ باشد و دیالوگ . ای کاش زخم کاری در همان فصل اول تمام شده بود و خاطره خوشی از آن در ذهنمان بود اما حالا خبر رسیده که سریال قرار است فصل چهارم هم داشته باشد . ای وای .              ممنونم از اینکه این نقد را خواندید . لطفا نظرتان را درباره فصل سوم سریال زخم کاری بنویسید . با تشکر . خدا نگهدار . </description>
                <category>آرمین اصل نظر شعار</category>
                <author>آرمین اصل نظر شعار</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jul 2024 15:41:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادش بخیر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62668721/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%B4-%D8%A8%D8%AE%DB%8C%D8%B1-kxibtr5z0sor</link>
                <description>سلام من آرمین اصل نظرشعار هستم . زمانی که آن نوشبی های معروف پخش می شدند من نبودم اما بعدا آنها را دیدم . آنهایی که پاورچین و برره را دیده اند میدانند منظورم از ۹۰ شبی چیست . سریال هایی که در ۹۰ قسمت یا شاید هم بیشتر یا کمتر پخش می شدند و همگی شان طنز بودند . این شب ها سریالی از شبکه سه پخش می شود به نام دربندون . ۹۰ قسمتی نیست و گویا قرار است تقریبا ۳۰ قسمت باشد اما فرمت همان کارهای ۹۰ شبی را دارد . شخصیت هایی محدود با قسمت هایی که اپیزودیک هستند و داستان متفاوتی دارند ( هرچند بعضی از داستان ها بیشتر از یک قسمت طول می کشد ) . اما کیفیت این سریال واقعا پایین است .‌واقعا . به بهانه این سریال می خواهم یادی از آن سریال های ۹۰ شبی و حتی چند تایی غیرنودشبی کنم . درواقع می خواهم یادی از طنز های خاطره آمیز کنم . از زیرآسمان شهر شروع می کنم . یادتان هست ؟ خشایار دستش را می لرزاند و به غلام شیش لول بند با لحنی بامزه می گفت نه غلام ؟ با همه برسر اینکه نام شناسنامه فولاد چیست بحث می کرد و هروقت فولاد چیزی می گفت دستش را بالا می برد و می گفت می زنم تو مختا . هر بار بهروز خالی بند باز خالی می بست ریسه می رفتیم از خنده . یادش بخیر . بعد از آن رسیدیم به پاورچین . یادتان هست ؟ فرهاد و داوود چه جنگ هایی می کردند بر سر اینکه کدام یکی توانسته بهتر پاچه خواری رییس را بکند . کل کل های ناتمام فرهاد و داوود یا همان داونه را یادتان هست ؟ هر شب با سپهر می رفتند زو و بزاندازی می کردند و وقتی برمیگشتند و زنهایشان آنها را از خانه بیرون می کردند ریسه می رفتیم از خنده . یادش بخیر . بعد از آن رسیدیم به شب های برره . یادتان هست ؟ کیوان جلوی مردم می ایستاد و می گفت : پول وده پول زور وده .‌هر وقت کیانوش چیزی می گفت همه برره ای ها یکصدا می گفتند : این هیچی نوفهمه . کیانوش هر وقت از دست برره ای ها دیوانه می شد . زل می زد به دوربین . وقتی نظام دوبرره باز گرد نخود می کشید ریسه می رفتیم از خنده . یادش بخیر . بعد از آن رسیدیم به خانه به دوش ( مطمئن نیستم آن را کامل دیده ام یا نه اما فکر کنم کامل دیدمش . بسیار جذاب بود ) یادتان هست ؟ ماشالله چه کل کل هایی می کرد با باجناقش اصلان . بخش های زیادی از سریال معروف شد و هنوز هم می توان تکه هایی از خانه به دوش را در فضای مجازی دید . از آن سکانس معروفی که حمید لولایی می گفت : چرا قیمه ها رو میریزی تو ماستا و علی صادقی هی می گفت : ها ؟ بگیر تا اه علیه . حمید لولایی با لحنی بامزه می گفت : اه علیه . و ما ریسه می رفتیم از خنده . یادش بخیر . بعد از آن رسیدیم به متهم گریخت . یادتان هست ؟ خدا رحمت کند سیروس گرجستانی را . چه کل کل هایی می کرد با علی صادقی و سعید آقاخانی . ننه را یادتان هست ؟ همان پیرزن پیری که مادر سیروس گرجستانی بود . خدا رحمت کند بازیگرش را . علی صادقی چیزی بامزه می گفت و ما ریسه می رفتیم از خنده . یادش بخیر . بعد از آن رضا عطاران دو سریال به نام های ترش و شیرین و بزنگاه ساخت و از تلویزیون رفت و دیگر سریال نساخت . حیف . بعد از آن رسیدیم به چارخونه . چه کل کل هایی می کرد حمید لولایی با مریم امیر جلالی و چقدر کل کل هایشان بامزه بود . شنبه را یادتان هست ؟ می زد زیر آواز و می خواند : هنگامه هنگامه . چقدر بامزه بود . ‌رضا شفیعی جم هی می گفت : میدونی ؟ و ما ریسه می رفتیم از خنده . یادش بخیر . چارخونه اولین سریالی بود که سروش صحت کارگردانی می کرد . دم سروش صحت گرم . چه سریال های بامزه ای ساخت . بعد از آن رسیدیم به مسافران . یادتان هست ؟ بیچاره فرید گیر افتاده بود بین یک مشت فضایی . حسن معجونی چقدر در مسافران بامزه و خوب بازی می کرد . آن پیچش داستانی را که یادتان هست ؟ یکدفعه معلوم شد شریفی قزمیت است . پایان خوبی هم داشت مسافران . مایانی که باعث می شد اشک از چشم های آدم بیاید . فضایی ها خنگ بازی درمی آوردند و ما ریسه می رفتیم از خنده . یادش بخیر . بعد از آن رسیدیم به ساختمان پزشکان . یادتان هست ؟ دکتر نیما افشار که شخصی شریف بود افتاده بود بین کسانی که فقط دنبال پول بودند . همه می گفتند او دکتر نیست . بهش نگید دکتر . دکتر نیما افشار هی می گفت : اساسا . و اما یکی از بامزه ترین شخصیت های تاریخ تلویزیون ایران ( شاید هم بامزه ترین ) قطعا میدانید چه کسی را می گویم . خانم شیرزاد . آنقدر خنگ بازی در می آورد که نیما افشار تا مرز انفجار پیش می رفت . خانم شیرزاد می گفت : واقعا ؟ و ما ریسه می رفتیم از خنده . یادش بخیر . بعد از آن رسیدیم به پژمان . یادتان هست ؟چه کل کل هایی می کردن پژمان با وحید و چه دعواهای اعصاب خردکنی با نامزد دیوانه اش داشت . پدرش هم از نظرش اصلا فوتبال شغل نبود . پدربزرگ پژمان هم بسیار بامزه بود . چه خنگ بازی های ناتمامی داشتند پژمان و وحید . همش حرف های احمقانه می زدند و ما ریسه می رفتیم از خنده . یادش بخیر . بعد از آن رسیدیم به دزد و پلیس . یادتان هست ؟ چه زوج بامزه ای بودند زوج بهنام تشکر و هومن برق نورد . یادتان هست هومن برق نورد در دزد و پلیس با چه لحن بامزه ای صحبت می کرد ؟ و اما آن پیچش داستانی عجیب و غریب که معلوم می شد بهنام تشکر درواقع یک پلیس نفوذی است . چقدر حمید لولایی در نقش مهندس در دزد و پلیس متفاوت بود . بهنام تشکر و هومن برق نورد با هم کل کل می کردند و ما ریسه می رفتیم از خنده . یادش بخیر . بعد از آن رسیدیم به پایتخت . یادتان هست ؟ چه لهجه مازندرانی شیرینی داشتند شخصیت هایش و چه شخصیت های ساده و آشنایی بودند . کل کل های نقی با ارسطو یادتان هست ؟ بابا پنجعلی می گفت ناهار نخوردمه و ما ریسه می رفتیم از خنده . یادش بخیر . گویا فصل هفتم پلیتخت هم دارد ساخته می شود . کاش زودتر پخش شود و باز خانواده ی بامزه و ساده و جذاب معمولی را ببینیم . بعد از آن رسیدیم به دودکش . یادتان هست ؟ دودکش پر بود از تکیه کلام های بامزه : آمپاس ، قمپز و ... . چه قدر با هم دعوا داشتند بهنام تشکر و هومن برق نورد و چقدر بامزه بود . امیر حسین رستمی . هومن برق نورد باز از دست امیرحسین رستمی عصبانی می شد و ما ریسه می رفتیم از خنده . یادش بخیر . بعد از آن رسیدیم به شمعدونی . یادتان هست ؟ چقدر فوق العاده بود شمعدونی . چقدر بامزه بود شمعدونی و چه شخصیت های بامزه ای داشت . سعید همیشه سوییچ را روی ماشین جا می گذاشت و حسن معجونی و محمد نادری همیشه با هم دعوا داشتند . و اما خانواده نعمتیان . چه قدر خانواده عجیب و غریبی بودند . محمد نادری باز می گفت : خودم درستش می کنم و باز خرابکاری می کرد و ما ریسه می رفتیم از خنده . یادش بخیر . بعد از آن رسیدیم به لیسانسه ها و فوق لیسانسه ها . یادتان هست ؟ آن مثلث جذاب حبیب ، مازیار ، مسعود را یادتان هست ؟ پدر معتاد مازیار چطور ؟ و چقدر بامزه بود شخصیت دکتر مهاجر . می خواست هرجوری که شده کارت مشاوره اش را به افراد بدهد . حبیب همش عاشق می شد و همش شکست می خورد . آن کت قهوه ای هم که همیشه تنش بود . حبیب باز به شخصی می گفت : با من بودید ؟ و ما ریسه می رفتیم از خنده . یادش بخیر . بعد از آن رسیدیم به زیرخاکی ( زیرخاکی را کامل ندیدم ) یادتان هست ؟  فصل های بعدی اش تکراری بودند اما فصل اولش واقعا خوب بود . چه زوج خوبی بودند پژمان جمشیدی و ژاله صامتی . بازیگر نقش پچه آنها هم بسیار خوب بود و چقدر خوب برای دهه شصت دکور طراحی کرده بودند . فریبرز باز به زندان می افتاد و ریسه می رفتیم از خنده . یادش بخیر . بعد از آن رسیدیم به نون خ ( فصل چها، و پنجش را درست ندیده ام . مخصوصا فصل‌ پنج اما آن فصل هایی که کامل دیده ام چقدر بامزه بودند ) یادتان هست ؟ چقدر بامزه بودند شخصیت های نون خ . از سلمان با آن خنده معروفش بگیر تا خود نورالدین خانزاده و ... . چقدر کل کل داشت سعید آقاخانی با حمیدرضا ذرنگ و چقدر کل کل داشت وحید با عمو کاووس . باز برسر معتاد بودن سیروس میمنت بحث می شد و ما ریسه می رفتیم از خنده . یادش بخیر . ای کاش باز بتوانیم آن طنز های جذاب را ببینیم . ایکاش . لطفا نظرات خود راجب این سریال ها را در زیر این پست بنویسید . با تشکر . خدانگهدار . </description>
                <category>آرمین اصل نظر شعار</category>
                <author>آرمین اصل نظر شعار</author>
                <pubDate>Sat, 29 Jun 2024 16:42:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد فصل دوم سریال زخم کاری / هیچ هیچ هیچ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62668721/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D8%AE%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D9%87%DB%8C%DA%86-ii4rsnbaknwh</link>
                <description>سلام من آرمین اصل نظر شعار هستم . در این مقاله می خواهم به بهانه پخش فصل سوم زخم کاری به بررسی فصل دوم سریال زخم کاری بپردازم . کارگردان آن محمد حسین مهدویان و تهیه کننده آن محمدرضا تخت کشیان است . سرپرست فیلمنامه فصل دوم زخم کاری محمدحسین مهدویان است . طراحی داستان و اقتباس فصل دوم برعهده میلاد اکبرنژاد ، بازخوانی و بازنویسی طرح آن برعهده میلاد نجفی ، نگارش سیناپس و بازخوانی نهایی برعهده اعظم بهروز و دیالوگ نویسی آن برعهده علی بحرینی است . فصل دوم سریال زخم کاری با نگاهی به نمایشنامه هملت اثر ویلیام شکسپیر ساخته شده است . بازیگران فصل دوم عبارتند از : جواد عزتی ، سیدجواد هاشمی ، رعنا آزادی ور ، کامبیز دیرباز ، مهران غفوریان ، مرتضی امینی تبار ، سعید چنگیزیان ، الناز ملک  و ... .  برویم و به نقد و بررسی فصل دوم سریال زخم کاری بپردازیم .                                                            فصل دوم سریال زخم کاری / هیچ هیچ هیچ هیچ فصل اول سریال زخم کاری سریال موفق و جذابی بود . هم داستان خوبی است ، هم شخصیت پردازی های خوبی داشت و هم بازیگری های خوبی . هرچند که ضعف هایی هم داشت ( به هرحال هر سریالی نقطه ضعف هایی دارید . اگر بخواهید می توانید نقد فصل اول را که آن را هم خودم با عنوان زخم کاری و کشت و کشتارهای فراوانش نوشته ام بخوانید .                 توجه : هشدار اسپویل : این مقاله بخش هایی از داستان فصل دوم سریال زخم کاری را می دهد .          فصل دوم زخم کاری با عنوان زخم کاری : بازگشت دقیقا برعکس فصل اول است . هرچه قدر فصل اول خوب بود این فصل همانقدر بد است . الان دلیل ضعیف بودن این فصل را می گویم .                             برخلاف فصل اول که خبری از کش دادن در آن نبود ، در این فصل رسما سریال کش داده می شود . به عنوان مثال بروید قسمت نهم را نگاه کنید . این قسمت چه چیزی داشت ؟ چه چیزی به داستان و شخصیت پردازی ها اضافه کرد ؟ اگر این قسمت نبود سریال چه لطمه ای می دید ؟ فصل دوم به راحتی می توانست در قالب ۸ یا ۹ قسمت ارائه شود و در آن صورت شاید با ریتم تند داستان ضعف های سریال کمتر مشخص می شد .                                            یکی از دلایل جذابیت فصل اول شخصیت جذاب مالک بود که جواد عزتی هم آن را با جان و دل بازی کرده بود . در فصل اول مخاطب دوست داشت مالک پیروز میدان شود  . اما در این فصل مالک چند سکانس وجود دارد که آن سکانس ها هم بیشترشان کارکردی ندارند و برای کش دادن سریال اضافه شده اند . درضمن اینکه زنده بودن مالک پس از چند ضربه چاقویی که منصوره به او زد اصلا منطقی نیست . مالک چگونه چند ساعت زیر خاک دوام آورده ؟ اصلا چگونه مالک در زیرخاک اینترنت داشته و برای دستمالچی ( با بازی سید جواد هاشمی ) لوکیشن فرستاده ؟ مالک چگونه با گوشی ورتو که نمی توان با ان به کسی زنگ زد به دستمالچی زنگ زده ؟ زنده ماندن مالک واقعا غیر منطقی است . ایکاش محمدحسین مهدویان تمهید بهتری برای آن درست می کرد تا این داستان انقدر غیرمنطقی نباشد .            بازی مرتضی امینی تبار برخلاف نظر بسیاری به نظر من بد نیست و او آنقدرها هم بد بازی نکرده . رعنا آزادی ور همچنان خوب بازی کرده اما شخصیت سیرا دیگر تازگی و جذابیت فصل اول را ندارد . کامبیز دیرباز اصلا نقش یک پدرخوانده را خوب بازی نکرده . بروید بازی سیاوش طهمورث در نقش یک پدرخوانده در فصل اول را ببینید و سپس آن را با ضعیف کامبیز دیرباز در این فصل مقایسه کنید . مهران غفوریان به نسبت دیگر بازیگران خوب بازی می کند اما از جایی به بعد میمیک های او که همیشه با خشم و عصبانیت همراه است دیگر تکراری می شود .                            شخصیت پردازی ها هم ضعف های بسیاری دارد . به عنوان مثال شخصیت مسعود طلوعی هیچ عمق شخصیتی ندارد . فقط یک ادم کش است و همین . شخصیت میثم ( با بازی مرتضی امینی تبار ) هم ضعف دارد . او درجایی باهوش است و در جایی دیگر گول وکیل طلوعی را می خورد و به ویلای طلوعی می رود و توسط شهریار کشته می شود .                           سریال بیشتر شخصیت های فصل اول را ندارد . ناصر که در همان قسمت دوم کشته می شود . منصوره هم به دلیل نیامدن هانیه توسلی برای اجرای این نقش کشته شد . تنها شخصیت هایی که از فصل اول مانده اند سمیرا است و میثم و مالک ( که حضورش بسیار کم است ) و کیمیا ( که هیچ تاثیری در داستان ندارد ) و دستمالچی . عجیب است دستمالچی که در فصل اول شخصیتی منفی بود در فصل دوم یکدفعه تبدیل به شخصیتی خوب و مثبت و پاک می شود .                                                        موسیقی حبیب خزایی فر همچنان جذاب است . تیتراژ ابتدایی سریال به قدرت فصل اول نیست اما بد هم نیست . تدوین سریال در سکانسی که رضا شفاعت دارد با شخصی که قرار است حسام را دور بزند گفتگو می کند و همزمان رفتن آن شخص به پیش حسام را می بینیم خوب است . سکانس پایانی سریال هم بسیار جذاب از آب در آمده .                        در کل فصل دوم زخم کاری سریالی ضعیف است که اصلا قدرت فصل اول را ندارد . ایکاش سریال در همان فصل اول تمام می شد .                                    لطفا نظرات خود را درباره فصل دوم سریال زخم کاری در زیر این مقاله بنویسید . با تشکر . خدانگهدار .</description>
                <category>آرمین اصل نظر شعار</category>
                <author>آرمین اصل نظر شعار</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jun 2024 15:31:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>و اما زخم کاری و کشت و کشتار های فراوانش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_62668721/%D9%88-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%B2%D8%AE%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D8%B4%D8%AA-%D9%88-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4-xrvpswgfxzae</link>
                <description>من آرمین اصل نظر شعار هستم . به بهانه شروع فصل سوم زخم کاری می خواهم نگاهی به دو فصل اول این سریال داشته باشم .                                        توجه : هشدار اسپویل : این مقاله ای بخش هایی از داستان فصل اول سریال زخم کاری را لو می دهد .                                         کارگردان فصل اول محمدحسین مهدویان ، تهیه کننده آن محمدرضا تخت کشیان و نویسنده آن خود محمد حسین مهدویان است . سرپرست فیلمنامه فصل دوم محمد حسین مهدویان است . طراحی داستان و اقتباس فصل دوم برعهده میلاد اکبرنژاد ، بازخوانی و بازنویسی طرح آن برعهده میلاد نجفی ، نگارش سیناپس و بازخوانی نهایی برعهده اعظم بهروز و دیالوگ نویسی آن برعهده علی بحرینی برویم و  فصل اول این سریال را بررسی کنیم . در مقاله ای دیگر به بررسی فصل دوم نیز می پردازم .                           فصل اول / زخمی که بهشون زدیم کاری نبود                بازیگران فصل اول عبارتند از : جواد عزتی ، هانیه توسلی ، رعنا آزادی ور ، سیاوش طهمورث ، مرتضی امینی تبار ، سارا حاتمی ، سعید چنگیزیان ، امیرحسین هاشمی ، کاظم هژیرآزاد ، عباس جمشیدی فر و ‌... . فصل اول با نگاهی به نمایشنامه مکبث و براساس کتاب بیست زخم کاری اثر محمود حسینی زاد ساخته شده است . برویم و به نقد و بررسی فصل اول بپردازیم  .                                         سکانس اول را می بینیم . مالک مالکی ( با بازی جواد عزتی ) در وانی پر از یخ درحالی که دارد از سرما به خود  می لرزد ، نشسته است . او تمام تلاشش را می کند اما سمیرا ( با بازی رعنا آزادی ور ) نمی گذارد او از وان بیرون بیاید . از همین سکانس می توان می فهمید که مالک عمیقا تحت تاثیر سمیرا و گوش به فرمان اوست . پس از این سکانس تیتراژ ابتدایی پخش می شود . حقیقتا تیتراژ ابتدایی فوق العاده است . مجموعه ای از تصاویری جذاب که رگه هایی از داستان را به ما نشان می دهد . به عنوان مثال همانجا که مالک را از پشت و در حالی که دستهایش خونی است و تاج پادشاهی بر سرش است می بینیم ،  می توانیم بفهمیم که او قرار است طغیان کند و همه را به خاک و خون بکشد و همه چیز را به دست آورد . خلاصه می توانم بگویم تیتراژ سریال واقعا بی نظیر و جذاب است .                                                                   سکانس پس از تیتراژ هم جذاب است . مالک وارد خانه حاج عمو می شود . خدمتکار به او می گوید از در پشتی بیاید و حتی پس از ورود او به داخل خانه خدمتکار از او به خاطر کفش های گلی ای که با آنها با خانه آمده است و خانه را گلی کرده ، گله می کند . سپس مالک منتظر می ماند و حاج عمو ( با بازی سیاوش طمورث ) می آید و در بالای پله ها می ایستد . از همین سکانس میتوان فهمید که مالک به نوعی پادو و گوش به فرمان حاج عموست . در کل دو سکانس اول اطلاعات خوبی به ما درباره ی روابط بین شخصیت های سریال می دهند .                                سریال سکانس های جذاب کم ندارد . از آن سکانس فوق العاده مرگ حاج عمو در حمام گرفته تا سکانسی که مالک خونسرد ایستاده و درحالی که سیگار بین لبهایش است و دارد جنازه کریم را آتش می زند .       داستان آرام و با جدیت پیش می رود و بر خلاف دیگر سریال ها خبری از کش دادن نیست . سریال ترسی از اینکه شخصیت هایش را بکشد ندارد ( هرچند شاید به این دلیل است که موقع ساخت فصل اول برنامه ای برای ساخت فصل های بعدی نبوده است ) و بی محابا بسیاری را حذف می کند .                                   سریال دربرخی مواقع بیش از حد روی عشق بین میثم و مائده تمرکز می کند و کمی از داستان جنایی خود دور می شود . شخصیت پردازی ها نیز خوب است و بازی بازیگران هم بر جذابیت شخصیت ها افزوده . هر چند روند تبدیل شدن مالک به یک هیولای تمام عیار تند است و کمی توی ذوق می زند .   تیتراژ پایانی سریال خوب است و ای کاش در قسمت های پایانی شعر بهنام بانی که یک شعر عاشقانه است و هیچ ربطی به داستان سریال ندارد را در تیتراژ پایانی آن قرار نمی دادند .                                          موسیقی متنی که حبیب خزایی فر ساخته فوق العاده است و به خوبی بر جان سریال نشسته . فلاش بک هایی که در ابتدای قسمت ها وجود دارد ، به خوبی اهداف کاراکترها را برای ما مشخص می کند و باعث می شود شخصیت ها را بهتر بشناسیم . در برخی مواقع سریال اسلوموشن هایی را با حجم زیادی از موسیقی و ژانگولربازی نشان می دهد که می توان گفت هیچ کارکردی ندارند .                                           بازی بازیگران فوق العاده است . از جواد عزتی بگیر که نمی توان به جز او شخصی را برای بازی شخصیت مالک ( مالک یکی از مهم ترین دلایل جذابیت سریال است . شخصیتی جذاب با بازی جذاب تر جواد عزتی . مخاطب دوست دارد مالک پیروز میدان شود ) متصور شد تا رعنا آزادی ور که به خوبی نقش یک زن فم فتال و دیوانه را بازی کرده تا سیاوش طهمورث که هرچند حضور کوتاهی دارد اما بازی او در نقش پدرخوانده فوق العاده است تا عباس جمشیدی فر ، هانیه توسلی ، سعید چنگیزیان ، کاظم هژیرآزاد ، امیرحسین هاشمی ، مهدی زمین پرداز ، مه لقا باقری ، الهه حصاری ، مرتضی امینی تبار و سارا حاتمی ( هر چند انتقاهایی به بازی آنها شد اما به نظر من بدهم بازی نمی کنند ) و سید جواد هاشمی ( او در این فصل به خوبی نقش یک شخصیت منفی را بازی می کند و عجیب است که در فصل دوم یکدفعه تبدیل به شخصیتی مثبت و پاک می شود ) همه و همه خوب و پرقدرت بازی کرده اند . تدوین سریال نیز ( مخصوصا در قسمت آخر ) خوب است و کارگردانی و غیره هم همینطور . پایان سریال نیز خوب است اما ایکاش صدای بهنام بانی را بر روی سکانس پایانی قرار نمی دادند . در کل فصل اول زخم کاری با اینکه نقطه ضعف هایی از جمله تمرکز زیاد روی مائده و میثم ، روند سریع تبدیل شدن مالک به یک هیولا ، اسلوموشن های زیاد و اهنگ بد بهنام بانی دارد اما در کل می توان به آن گفت یک سریال خیلی خوب که از سریال های بسیار بدی که خیلی اوقات می بینیم ، بهتر و جذاب تر است .                                            </description>
                <category>آرمین اصل نظر شعار</category>
                <author>آرمین اصل نظر شعار</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jun 2024 20:27:18 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>