<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های الهه حکیمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_63855985</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 10:29:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2443984/avatar/QzeDmY.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>الهه حکیمی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_63855985</link>
        </image>

                    <item>
                <title>باران مهربانی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-hult993mcosm</link>
                <description>به نام آفریدگارِ بارانِ مهرورزیوقتی که از حال‌و، هوایت، گفت‌وگو دارمبارانِ ابرِ مهربانی، آرِزو دارماز باغِ عشقت می‌شوم هردم شکوفا وُدر دستِ احساسم، گُلی خوش‌رنگ و بو دارمدنیای فردای من از: «تو» شوق می‌گیرددر صبحِ امّیدم زِ «تو» روزی، نکو دارمبا «تو» بهاران می‌شود پُرشور و پُر،احساسبی‌ «تو» دلی پژمرده‌و، بی‌رنگ و رو دارمشورِ شرابِ عشق را با «تو» بنوشد دلبی‌ «تو» ولی خونابه‌ی غم در سبو دارمبا من بمان؛ ای عشقِ نابِ لحظه‌های جان!زیرا که با «تو» حال و روزی بس نکو دارمشاعر: زهرا حکیمی بافقی، (الهه‌ی احساس)خوانش مهرانگیزتان را سپاس!ردّ قلمتان جاودان در دلِ دیوانِ روزگاران!</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Thu, 28 May 2026 21:20:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>می‌گویند...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF-ulzfl9s6iwuc</link>
                <description> می‌گویند: «آب دریا را نتوان کشید.» می‌گویم: می‌توان؛ امّا، با پیمانه‌ی لبریز جان!_ می‌گویند: «آب دریا را به قدر تشنگی بتوان چشید.»_ می‌گویم: می‌توان دریا؛ دریا محبّت نوشید؛ امّا، سیراب نشد؛ زیرا، محبّت، دریایی‌ست بی‌پایان؛ که تشنه را سیراب نمی‌سازد؛ تشنه‌تر می‌سازد؛ هم از این روی است؛ که می‌گویند:«هر بوسه‌ی تو، تشنه‌ی بوسِ دگرم کرد...»زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساس</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Jun 2025 01:49:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بغ را نواکردن بهای زندگانی‌ست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%D8%A8%D8%BA-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D8%AA-yyjef9qmyzjo</link>
                <description>حسّ عطش، زیباسُرای زندگانی‌ستبا عاطفه، زیبا، سَرای زندگانی‌ستاز جامِ موّاج و، زلالِ شورِ شادیمیگونیِ جان، آشنای زندگانی‌ستدر موجِ دریای وفای مِهرِ رویافوجِ نفَس‌زایی، هوای زندگانی‌ستدر اوجِ هوهوی هیاهویی هوس‌ناک«هو» را صداکردن، صفای زندگانی‌ستدر نغمه‌های «بغ‌بغوی» یک کبوتر«بغ» را نواکردن، بهای زندگانی‌ستحالا که اینگونه، طبیعت شورداردبی‌شوربودن، غم‌نوای زندگانی‌ستای‌کاشکی، با دل بفهمیم این‌که بی‌شکبا عشق، غرقِ گُل، فضای زندگانی‌ستدر بسترِ همواره مهرانگیزِ احساسامّیدواری، جان‌فزای زندگانی‌ستشاعر: زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Mon, 04 Mar 2024 08:07:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نخستین قهرمان قصّه‌ی درد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B5%D9%91%D9%87-%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-wtspw9gccccg</link>
                <description>…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*به نام یگانه‌ی هماره جاوید‌…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*با یاد مهربان آقای آسمانی‌ام؛ که تا همیشه، سراپای وجودم، دعاهای خالصانه‌اش را چشم‌انتظار است.…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*✍ تقدیم به وسعتِ مهرِ همه‌ی پدرانِ بزرگوار؛ در هر شغل و سنّی:…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*نخستین قهرمانِ قصّه‌ی مِهردلِ پیوسته پرغوغای باباستمیانِ قصّه‌های قهرمانی«حماسه»، با «پدر» سرشارِ معناست🌿🌺🌿پدر؛ مثلِ شکوهِ کوهِ امّیدپناهِ پایدارِ خانواده‌ستنمی‌پاشد سرایی که: ستونشاَبَرمردی سترگ‌و، بااراده‌ست🌿🌺🌿پدر، فهمانده این را، با تلاششکه باارزش‌ترین، کانِ وفا، اوستبرای حسّ نابِ زندگانیدل‌انگیزان‌ترین، صوتِ صفا، اوست(۱)🌿🌺🌿گلِ دستانِ رنج‌آلوده‌ی اونشان از کارهای سخت داردو با کارش، برای خانوادهرفاهِ بیکران را می‌نگارد🌿🌺🌿سحرگه که: همه، در خوابِ نازندپدر، فکرِ نیازِ بچّه‌ها هستاذانِ صبح، بعداز یک نیایشمهیّای سفر، از دل‌سَرا هست🌿🌺🌿سفَر؛ از سُفره‌ْخانه؛ تا سرِ کار(۲)برای کسبِ روزیِ حلالیو شب، می‌آید او، خسته؛ ولی شادنگاهش، ناب؛ چون آبِ زلالی🌿🌺🌿خداوندا! سفرهای پدر راهماره، بی‌خطر کن؛ بی‌خطر کنچون او، بی‌حد، به فکرِ خانواده‌ستخودت، کارِ پدر را پرثمر کنشاعر: زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)پ. ن:۱_ دل‌انگیزان: نام لحنی است از موسیقی.۲_ سفره‌ْخانه: اتاق غذاخوری.…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*❤️حرف دل:❤️می‌گویند: «آدمی؛ آه است و دم...»می‌گویم:«در آن‌گاهی؛که نگارگرِ آفرینش،*آدم* رااز *آه* و*دم*نقش بست،دانستم:پدر،نخستین قهرمان قصّه‌ی درد است...»با سپاس؛ زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*خداوند مهربان در پناه مهرش، نگهدار همه‌ی پدران و مادران باشد!🙏❤️🙏روان پدران و‌ مادران آسمانی شاد!🙏❤️🙏…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*​​​</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jan 2024 14:56:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند کوتاه:</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-ltmrtgt11cag</link>
                <description>نگاهش بود، عنوان دوبیتی؛در آن گم بود، دیوان دوبیتی؛و با «ردالعجز»، بر صدرٍ احساس،دو چشمش گشت، پایان دوبیتی...شاعر: زهرا حکیمی بافقی، (الف احساس)…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*✍ انزوا:گم می‌شوم در ازدحام دنیاوقتی که نمی‌شود پیداحتّیسایه‌ای از بلندای قامتتدر انزوای پس‌کوچه‌های خلوتِ احساسم#زهرا_حکیمی_بافقی_الف‌احساس…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*گفتم که می آید؛مرا دلگرم می سازد؛#حس_دلم پژمرد؛از بس که:نیامد یار...#زهرا‌_حکیمی‌_بافقی#الف_احساس …*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*چه توان کرد دگر؛ حال که از دست ستمهمه در کلبه‌ی احزانی خود می‌گریند#زهرا‌_حکیمی‌_بافقی #الف_احساس *…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*گله‌ای نیست؛ ولی تنگ‌دلم پیوستههستم از دست زمانه، به خدا دل‌خسته#زهرا‌_حکیمی‌_بافقی #الف_احساس *…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*نهان من شده حالا، به مهر قلب تو مایلفدایی‌ات دل و جان و، تمام نای نهانم#زهرا‌_حکیمی‌_بافقی #الف_احساس *…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Thu, 14 Dec 2023 19:59:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صدای ‌‌‌پای احساس</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-tod5wnskq605</link>
                <description>قطعه‌ای از پازلِ سرخِ دلِ من،پیشِ دشتِ سبزِ چشمانت،جا مانده است!آمدی و بردی با خود:نیمی از وجود مرا؛نیمه‌ی من،جدا از من،چرا مانده است؟بازآی و تکمیل کن:دفترِ وجودم را!طرحی از من به جاست؛مابقی،رها مانده است!زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساس*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*صدایم کن:با بازتاب صداقت؛تا من از حجم صدایت،در وجدی شورانگیز؛به شوق ناپایان پرواز؛با پرِ نیاز،پرکشم؛آیم به سویت؛شوم میهمان کویت!***صدایم کن:با انعکاس محبّت؛تا بخوانم برایت:شهرآشوب عاشقی را،در احساسی‌ترین پرده‌ی عشاق!***صدایم کن:پایدار و پیوسته؛تا بمانم؛ تا همیشه:شورانگیزترین شیدای شیفته!زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساس*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*دوست دارم،با نجوایی عاشقانه،بگویم در گوش جانت:شاعرانه‌هایی،بافته از حریر سرخ سینه؛و گره خورده با حریم سبز احساسم!***دوست دارم،بسرایم برایت:عاشقانه‌هایی،ساخته از پرند احساس؛پرداخته با پرنیان نیاز!زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساس´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨«احساس»،واژه‌ای‌ست بس ناب؛و حسّاس؛که تنها،با زبان دل توصیف می‌شود؛*«احساس»،صدای وزین ضربان قلب؛ضرب‌آهنگ شیوای صداقت سینه؛و تپش شیرین نبض عاطفه است...*احساسم،جاری‌ست در چشمانم؛نگفته رازم را،می‌دانی؛ می‌دانم؛نگرفته نبضم را،می‌فهمی؛ می‌دانی؛نخوانده حسّم را،می‌خوانی؛ می‌دانم؛پس:از چه روی نالانم؛ گریانم؟پای‌ این‌ احساس،می‌مانم؛ می‌مانم..‌.زهرا‌حکیمی‌بافقیکتاب‌صدای پای احساسص ۹۱.´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*در باروریِ احساس، به باورِ تو امیدوارم؛ تو مرا باور کن؛ از عاطفه بارور کن! زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساس´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*دلم می‌سوزد:در گلخن سرخ عشق؛و باز،شکوفا می‌گردد:از گلشن شاداب محبّت... زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساسص ۹۴.´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*آتشفشان قلبم،در آتش عشق،ميلِ فوران دارد؛دلش می‌خواهد:مذاب‌های سينه‌ام را،تا دورترين كهكشان‌ها،منتشر سازد؛و به اجرامِ گداخته‌ی آسمان‌ها، بفهماند:چقدر سوزان است؛ و چه اندازه می‌سوزد؛در تب و تاب عشقی ناب!آه ای دريای بيكرانه‌ی آسمانی و آبی!جاری شو؛و آتشفشان سوزان سينه‌ام را،در بی‌كرانه‌ات محو بنمای!زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساسص ۱۸۹.´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*باید با خامه‌ای،از جنس محبّت،بنویسم:از دلم؛از روحم؛ از جانم؛ که درگیر عشقی،بی پایان است... باید بگویم سخن با تو؛با تو که تنها خاطره‌ی عشق منی؛باید حرف مگوی دلم را، با خامه‌ای از جنس ناب محبّت، بر کتاب عشق بنگارم؛ و با تمام وجود فریاد کنم: با من بمان ای عشق!با من بمان؛ و تکرارِ احساسم باش! زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساسص ۳۶.´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*چه سخت می‌گیرد،زندگی،بر چکاوکی که:او را توانی نیست؛تا صداقت سینه‌اش را،از حنجره‌ی پنجره،پرواز دهد!حجم بغض‌هایم،فریادی‌ست:از اشک‌هایم؛چه سخت است؛وقتی مجبوری:حجمِ فریادت را،قورت دهی؛و در تنهاییِ محض،بغض باران‌زده را،نفس بکشی!زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساسص ۱۶۹.*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*دست‌هایم را دوست داشتم؛دست‌هایم پر از چمن بود؛بوی سبزینه‌ی سبز علف می‌داد؛امّا افسوس حالا،در دست‌هایم تنها،چند خط زرد نامفهوم،مانده به جا!زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساسص۱۶۳.¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*در امتداد دست‌هایم،خطی از ابهام،موج می‌زند؛فال زندگانیم این روزها،تصویری‌ست،از دورنمای اشک‌هایم؛نبض دستانم را،به گرمای دستانت می‌سپارم؛تا خود،رگ عاطفه‌ام را،دریابی!زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساسص۱۶۲.‌´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*تنهایی،چیزی نیست که بشود فریادش کرد...تنهایی،یک حسّ تنهای درونی‌ست؛احساسی‌ست ناب...تنهایی،گاهی:نهفته‌های یک انسان را،آشکار می‌سازد...زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساس ص ۱۵۹.´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨«من»،تنهاتر از تو؛«تو»،تنهاتر از من؛رسم غریبی است:عشق و تنهایی!دوری و دوستی!زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساسص ۱۹۴.´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*دیگر،چکاوکی نخواهد بود؛تا چکامه سرای پرواز رهایی باشد...دیگر،قاصدکی،خبررسان رویاها نخواهد ماند...دیگر،بغضِ سکوت را،هیچ صدایی،نخواهد شکست...نه... دیگر پرستویی نیست؛تا رقص شکوفه‌ها را،به نظاره بنشیند!زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساسص ۱۶۱.´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*بی تو،آینه‌ی چشمانم،بغض سکوت را،مات می‌کند...بی تو،سبزدشت وجودم،پر از بهانه می‌شود...بی تو،صحرای دلم،خون‌بار است،از نم چشمانم!نه...بی تو،بهار هم،این‌جا،نمی‌خندد!زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساسص ۱۶۰.´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*گاهی باید:سوار بر قایقِ شکسته‌ی آرزوها،مرزهای بی‌کرانِ بودن را،با دستانی شکسته پارو زد؛و شاپرک زیبای امید را،از سرای سینه،پرواز نداد!زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساسص ۵۷.´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*تو را می‌خواهم؛و با تک تک سلول‌هایم،می‌سرایمت؛و با صدای سکوت سینه،آوازت می‌کنم...زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساسص ۳۹.´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*دزدیدند صداقت صدایم را؛و سکوت است آن سوی امواج؛نیست واکنشی از احساس؛ره به جایی نیست در کششِ پنجره‌ها؛چه نامردند ثانیه‌های التهاب!زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساسص ۱۶۷.´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*آمدم با تو باشم؛فقط با تو!و قلبم را برایت هدیه آوردم؛در کادویی،از جنس‌احساس؛به رنگ محبّت!امّا تو...بازتابی‌ست مرا؛بازتابی‌ست...به تلافی شکستن قلبم؛بازتابی‌ست مرا...زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساسص ۱۴۹.´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*من از نجوای پروانه،در گوش گل،دانستم:عشق،راز‌ و نیاز است!*من از رقص جمعی پرستوان،در کرانه‌‌های آسمان،دانستم:عشق،همه،پرواز است!*من از احساس خوابیدن خورشید،بر سینه‌ی آسمان،دانستم:عشق،هم آغوشی وسعت و گرماست!زهرا حکیمی بافقیکتاب صدای پای احساسص ۳۵´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Sun, 10 Dec 2023 07:50:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-vbvsxmf98hlz</link>
                <description>سرشار‌ از احساس است،شعرِ زندگی با تو؛ وقتی که:صبح،از مَطلعِ آفتابگردانِ بوسه‌هایت،شکوفا می‌گردم؛و شب،در مَقطعِ شب‌بوی آغوشت،آرام می‌گیرم!زهرا حکیمی بافقیکتاب گل‌های سپید دشت احساس*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Sun, 10 Dec 2023 00:49:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فشرده‌ای از سروده‌های زهرا حکیمی بافقی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%D9%81%D8%B4%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7-%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%81%D9%82%DB%8C-n1gbtsiqzags</link>
                <description>بکش دست از سرم یارا؛ بکش یا بر سرم دستیلبالب کن مرا از باده یا خالی کن از مستینوازش کن مرا با مِهر؛ یا... درگیرِ غم‌ها کنهر آن گونه، که می‌خواهی، تو با حسّ دلم تا کندلم رقصد به هر سازی، که می‌سازی برای منفقط باش و، نِما سایه، صفا را بر سرای منزهرا حکیمی بافقی (برشی از یک مثنوی),.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨*•~-.¸.....*درکم کن و، ترکم نکن؛ یارتر کم‌ نشد چشمم برایتبنگر چه سان با جان نشستهسرتاسرِ حسّم به پایتزهرا حکیمی بافقی (بندی از یک چهارپاره),.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨*•~-.¸.....*از غصّه‌ها آزرده‌اماز گریه‌ها پژمرده‌اماز دستِ غم بر گُرده‌امصد زخمِ کاری خورده‌امامّا هنوز احساس رادستِ جفا نسپرده‌امزهرا حکیمی بافقی (کوتاه‌سروده‌ها)</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Dec 2023 21:49:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>✍ جنون جاذبه:</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%D8%AC%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D8%B0%D8%A8%D9%87-bylaxwooaj3h</link>
                <description>به نام خداوندگار احساس و اندیشه!خانواده، بسترِ عشقی عمیق و، بی‌ریاستبکرِ مهرش، بهتر از: جامی عقیق و، پُربهاستدر دلش، گُل می‌کند، دل‌لحظه‌های نابِ نازسبزه‌زارانِ نهانش، تا هماره، باصفاستدر رگش، جاری مدام امواجِ جان است و، نفسموجِ دریاییِ آن، شورشگری، پرشور و ناستبا جنونِ جاذبه، گیراترین احساس رامی‌نماید بذل و نبضش، بزمِ رویای وفاستجامِ دیوانِ دلش، سرشارِ شعرِ موجِ مِهرکامِ قاموسِ لبش، گل‌واژه‌خوان و، جان‌سُراستجان، جوان می‌گردد از: بی‌انتهای عاشقیقلبِ خانه، بسترِ بستانِ عشق و، دل‌سَراستحس به جان، می‌آید از: دستانِ شورانگیزِ شوقنای خانه، می‌سراید، چامه‌ای که: بس رساستگر به دنبالِ محبّت‌های نابی تو، بدانمهرِ مادر؛ یا پدر، خود، پرتوی مهرِ خداستارزشِ دُردانه‌ی ناب‌و، سترگِ مهر راقدر می‌داند دلی که: در رگش، خوبی، رهاستشاعر: زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Sat, 02 Dec 2023 22:41:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>✍ بستر آغوش:</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%BA%D9%88%D8%B4-ukscapptxoh6</link>
                <description>بسترِ آغوشِ «تو»، چون خانه‌ی من می‌شود،چشمِ قلبم، با صفای مِهر، روشن می‌شود!آتشِ مِهرت، به جانم، چون زبانه، می‌کشد،داغ‌تر، جامِ دلم، از هرچه گلخن می‌شود!زهرا حکیمی بافقی، برشی از یک غزل، کتاب نوای احساس…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*بکش با موجِ احساست، مرا در بسترِ آغوش؛و نقّاشی بکن تصویرِ امواجِ دلِ من را!زهرا حکیمی بافقیکتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*آن دم که دلم، با دلِ «تو»، غرقِ نیاز است،آهنگِ دلم، با تو چه کوک است و چه ساز است!موسیقیِ احساس و روانم، زند آواز؛وقتی که مرا، با گلِ آغوشِ تو راز است!زهرا حکیمی بافقیکتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*سرتاسرِ آغوشِ تو گشته‌ست، سرایم؛هُرمِ نفست، عطرِ خوشِ موجِ هوایم؛باران‌زده شد، شورشِ دل، بی مهِ رویت؛احساسِ نگاهت، تبِ چتری‌ست، برایم!زهرا حکیمی بافقیکتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*در آغوشت، نمِ آرامشم جاری‌ست؛و سهمِ سینه‌ام، احساسِ سرشاری‌ست؛تمامیِ مرا، پُر می‌کند مِهر و،وجودم پُرتپش، از شورِ بسیاری‌ست!زهرا حکیمی بافقیکتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*در آغوشت، چه آرامم!چقدر عشق‌ست در کامم!شرابِ بوسه‌ی احساس،شده، پیوسته‌ی جامم!زهرا حکیمی بافقیکتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Oct 2023 13:35:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فشرده‌ای از سروده‌های زهرا حکیمی بافقی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%D9%81%D8%B4%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7-%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%81%D9%82%DB%8C-gfve2fru5zgp</link>
                <description>*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨*•~-.¸.....*بکش دست از سرم یارا؛ بکش یا بر سرم دستیلبالب کن مرا از باده یا خالی کن از مستینوازش کن مرا با مِهر؛ یا... درگیرِ غم‌ها کنهر آن گونه، که می‌خواهی، تو با حسّ دلم تا کندلم رقصد به هر سازی، که می‌سازی برای منفقط باش و، نِما سایه، صفا را بر سرای منزهرا حکیمی بافقی (برشی از یک مثنوی),.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨*•~-.¸.....*درکم کن و، ترکم نکن؛ یارتر کم‌ نشد چشمم برایتبنگر چه سان با جان نشستهسرتاسرِ حسّم به پایتزهرا حکیمی بافقی (بندی از یک چهارپاره),.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨*•~-.¸.....*از غصّه‌ها آزرده‌اماز گریه‌ها پژمرده‌اماز دستِ غم بر گُرده‌امصد زخمِ کاری خورده‌امامّا هنوز احساس رادستِ جفا نسپرده‌امزهرا حکیمی بافقی (کوتاه‌سروده‌ها),.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨*•~-.¸.....*</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Wed, 23 Aug 2023 10:23:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فشرده‌ای از سروده‌های زهرا حکیمی بافقی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%D9%81%D8%B4%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7-%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%81%D9%82%DB%8C-gmzm78myh7kx</link>
                <description>از چه بیزاری؟تو خدارا داری!او نیازهایت را بس!رازهایت را بس!اوست تنها کس؛که می‌داند؛و می خواند؛ناگفته از طرز نگاهت:رازهای مگوی دلت را!تکیه بر او بکن!#زهرا_حکیمی_بافقی#کتاب_صدای_پای_احساس?بگو حرفِ قشنگِ مهرَبانی؛که پُر گردد دل از، حسّی نهانی!زمانی که: دلم بسیار تنهاست،مرا سرشارِ خود کن؛ می‌توانی!زهرا حکیمی بافقی،کتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس.???تب‌های من، پُر از، بهانه‌ی عشق‌ست!لب‌های من، پُر از، ترانه‌ی عشق‌ست!شب‌های من، پُر از، ستاره‌ی احساس؛دنیای من، پُر از، جوانه‌ی عشق‌ست!زهرا حکیمی بافقی،کتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس.???یک شب بیا؛ تا بنگری:این قلبِ بی‌تاب مرا؛حالِ مرا؛ احساسِ دل؛چشمان بی‌خواب مرا!زهرا حکیمی بافقی،کتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس.???تو دیدی که: به قلبم درد، جاری‌ست؛همان دردی، که تب می‌کرد، جاری‌ست؛نخواندی، حسّ پُردردِ دلم را؛هنوز آن التهابِ سرد، جاری‌ست!زهرا حکیمی بافقی،کتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس.?❤️?برگرد، به سوی قلبِ حسّاسم باز!برگرد؛ بیا، به نزدِ من، با آواز!در رقص بگیر، شورِ احساست را؛از نو، بِنِما، تو عاشقی را، آغاز!زهرا حکیمی بافقی،کتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس.???تو وُ، حالِ پُر از، احساسِ مبهم؛تمامِ لحظه‌هایت، غرقِ ماتم؛عسل‌بانو! چه طعمی دارد این عشق؛که با دل می‌چشی، آن را، دمادم؟!زهرا حکیمی بافقی،کتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس.???فریاد کن، حسّ تبی، با دلِ خود!پرواز کن، تا تپشی؛ تا دلِ خود!وقتی، دلت، می‌تپد از، بلبلِ مهر،در یاد کن، یا تبِ گُل؛ یا دلِ خود!زهرا حکیمی بافقی،کتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس.???به من حق ده، دلم بی‌تاب باشدو درگیرِ تبی، بس ناب باشدزِ هجرانِ گلِ ماهِ شب‌افروزتمامِ حسّ جان، بی‌خواب باشدزهرا حکیمی بافقیکتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس???نمی‌خواهم بهشتی را، به جز بستانِ دلدارمنمی‌خواهم سرایی را، به جز گلخانه‌ی یارمزمانی که: دلم لبریزِ احساسات می‌گرددفقط بر سینه‌ی یارم، لب و، گل‌بوسه می‌کارمزهرا حکیمی بافقیکتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس???چه زیبا می شود با دل قرارملبِ دریا و چای دبش و یارمچه احساسِ خوشی دارم کنون منتمامم را به یارم می سِپارمشاعر: زهرا حکیمی بافقیکتاب دل گویه‌های بانوی احساس???برایت مهربانی کاشته دلصفای همزبانی کاشته دلبخند از نای احساسِ وجودتچرا که: شادِمانی کاشته دلزهرا حکیمی بافقیکتاب دل گویه‌های بانوی احساس???وجودم، با تو سرشار از، وفا شدسراسر، شور و دنیای صفا شدمیانِ جان شکفته، نوگلِ عشقو احساسم، به مهرت، مبتلا شدزهرا حکیمی بافقیکتاب دل گویه‌های بانوی احساس???از روزنِ احساس، تو را دیده دلمپروانه ی رخسارِ تو گردیده دلمهر برگ، زِ گلبرگِ رخِ خوبِ تو راتکرار به تکرار، پسندیده دلمزهرا حکیمی بافقیکتاب دل گویه‌های بانوی احساس???گلم! جز تو، نمی‌خواهم سری رانمی‌خواهم، به جز تو، دلبری رانباشد حسّ من، مانندِ زنبورکه بعد از تو، بجوید، دیگری رازهرا حکیمی بافقیکتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس☘?☘تبی، در حسّ جان و، هوشمان، گُل کرددلی، در سینه‌ی گُل‌پوشمان، گُل کردبه سمتم، آمدی؛ من هم به سوی توروانه، گشتم و، آغوشمان، گُل کردزهرا حکیمی بافقیکتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس☘?☘در آغوشت، نمِ آرامشم جاری‌ستو سهمِ سینه‌ام، احساسِ سرشاری‌ستتمامیِ تنم، پُر گردد از مهر وُوجودم پُرتپش، از شورِ بسیاری‌ستزهرا حکیمی بافقیکتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس☘?☘در آغوشت، چه آراممچقدر عشق‌ست در کاممشرابِ بوسه‌ی احساسشده، پیوسته‌ی جاممزهرا حکیمی بافقیکتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس☘?☘معمّای گل و شبنم!تو را حل کرده‌ام، هردممیانِ جدولِ احساسدرونِ دفترِ قلبمزهرا حکیمی بافقیکتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس☘?☘ای نغمه‌ی عاشقانه‌ی دلخوش ضرب‌ترین ترانه‌ی دلاحساس گرفت، شوق تو بازبرگرد؛ بیا؛ بهانه‌ی دلزهرا حکیمی بافقیکتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس☘?☘ای سازِ دوباره‌ی دل من!آوازِ دوباره‌ی دل من!احساس دمیده‌ای به قلبم؛همرازِ دوباره‌ی دل من!زهرا حکیمی بافقیکتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس☘?☘نشسته بی‌قراری، در دلِ منهوای انتظاری، در دلِ منتمامِ من، از احساسِ تو شد شادتمامِ توست، جاری در دلِ منزهرا حکیمی بافقی کتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس☘?☘روزی، من و تو، با هم، رفتیم به باغآویزان بود، رو درختی، یک زاغگفتی تو که عبرتِ کلاغان است‌اینمن سوخت دلم، به حالِ آن بچّه،کلاغ#زهرا_حکیمی_بافقی #الف_احساس????در باغ قدم زدن بسی زیبا بودحسّی به میانِ گلِ جانِ ما بودآن منظره‌ی دار و درخت و، استخردر قابِ نگاهِ من، پر از رویا بود#زهرا_حکیمی_بافقی #الف_احساس????اگر دنبالِ حرفِ مردمانیدلت غمگین شود، با هر بیانیرها کن حرف مردم را؛ که تا تورسی تا قلّه‌های جاودانی#زهرا_حکیمی_بافقی #شعرهای_انرژی_مثبت???اگر دنبالِ حرفِ دیگرانیشوی محزون به هر نیشِ زبانیرها کن بغضِ بی‌جا را؛ ببین کهرسی تا منتهای شادمانی#زهرا_حکیمی_بافقی #شعرهای_انرژی_مثبت???در سکوت دل خود، داد زدمداد دل، یکسره فریاد زدمبس که احساس دلم، درد و غم استمشعل غم، به ره باد زدمزهرا حکیمی بافقیکتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس?❤️?چقدر این دل هوای سرد داردهوای پر ز خاک و گرد داردز بس شبنم چکاند احساس قلبمدلم شب بوی زرد درد داردزهرا حکیمی بافقیکتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس?❤️?</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jun 2023 14:42:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رویای صبح</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D8%A8%D8%AD-nkvhaj6dam8h</link>
                <description>????????صبحِ صادق، از ره آمد؛ روزِ نو، آغاز شدکفترِ راز و، نیازِ جان، پُر از: پرواز شدپنجره، تا پنجره، صد منظره، دارد پگاهرو به روی زندگی، احساسِ نابی باز شد#زهرا_حکیمی_بافقی (الف_احساس)????????</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jun 2023 07:25:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیای دل‌بستگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%84-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-dlkcupijithz</link>
                <description>من هستم وهماره‌ی دنیای دل‌بستگیبه بودن‌های پیوسته‌ات❤️❤️❤️در کنارم‌ که هستیآرامشی محضبا من استلحظه‌هایی نابرقم می‌خورددر بستر دلمبی‌تاب نمی‌شوم ازماورای بغض‌ناکِ دلتنگیپرتاب نمی‌شومبه ناکجای پرتگاهِ خستگیو زندگانیِ پرشوریجاری می‌شوددر پهنه‌ی ناپیداکرانِ رویایم❤️❤️❤️منبا تمام حس جانمبا سراپای نهانمقدر بودنت را می‌دانمو گیراترین اشعارِ دیوانِ دیوانگی رابرایت می‌خوانمبا عشقتوبا صفای خاص وجودتبا نوای سازِ تار و پودتدر کنارم بمان وزیباترین داستان‌های دلدادگی رابرایم بخوانبا مهر#زهرا_حکیمی_بافقیتقدیم به مخاطب خاص قلبم❤️❤️❤️</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jun 2023 08:14:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک سپید کوتاه+ یک دوبیتی+ برشی از یک مثنوی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D9%88%D8%A8%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C-piq6pvivc0ww</link>
                <description>✍ حدیث آرزومندی:به باد دادیاحساسی راکه دمادم«حدیثِ آرزومندی»با باد می‌گفت!زهرا حکیمی بافقی، کتاب گل‌های سپید دشت احساس.…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*✍ پر از خالی:نبودی در دلِ شب‌های قلبمو پوچ و هیچ شد رویای قلبمز بس لرزیده دل، حسّی، نماندهپر از خالی شده، دنیای قلبمزهرا حکیمی بافقی، کتاب دل‌گویه‌های بانوی احساس.…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*✍ رویای فراخ:بانوی وجودِ من، کوهِ گُلِ رویا راجویا شده از دستی، رستم صفت و، برنافریادِ دلِ بانو، در کوهِ صفای عشقپیچیده دمادم با، صد شور و نوای عشقدر کوه، فرانک را، چون مادرِ خود بینمرویای فراخی را، همبسترِ خود بینممانندِ فریدون که، ایمن شده از ضحّاکایمن بشوم وقتی، با دل بروم زین خاکزهرا حکیمی بافقی، برشی از یک مثنوی، کتاب ققنوس احساس.…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Fri, 12 May 2023 12:02:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترجیع‌بند مهر:</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%DB%8C%D8%B9-%D8%A8%D9%86%D8%AF-%D9%85%D9%87%D8%B1-xllq19h5boca</link>
                <description>دو سپید کوتاه از کتاب گل‌های سپید دشت احساس:۱به بند کشاندمسروادِ احساسم رادر تکرار هر روزه‌ی مهراینکدیوانِ دلمجز ترجیع‌بندِ مهربانیشعری نداردزهرا حکیمی بافقیکتاب گل‌های سپید دشت احساس☘?☘۲در بندِ عشقت اسیرمببین چه سانژرفای احساسمبا تکرارِ محبّتترجیع‌بندِ مهر می‌سرایدزهرا حکیمی بافقیکتابِ گل‌های سپید دشت احساس☘?☘</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Mon, 08 May 2023 06:59:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>احساس شیدایی:</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-b5psnsgfdalv</link>
                <description>دو عاشقانه‌ی کوتاه از کتاب ترنّم احساس تقدیمتان:۱پراکنده شده، اجزای قلبِ مندمادم؛ هر کجا؛ دامن به دامنمیانِ تکّه‌های قلبِ چون پازلتویی زیباترین احساسِ سرخِ دلو با «تو»، جمع می‌گرددبسی دلگرم می‌گرددپریشان‌حالیِ موجِ دلی، پُردردپُر از رگبارِ بغضی، سردزهرا حکیمی بافقی، کتاب ترنّم احساس.۲به زیباییدلم پُر شداز عشقِ ناب و گیراییاهوراییدر این احساسِ شیداییو این امواجِ رویاییتویی نامنتهای شورشِ دلبرایم هست مشکلکشم پای دلم را، از دلِ کویتنجویم روی دلجویتزهرا حکیمی بافقی، کتاب ترنّم احساس.</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Mon, 08 May 2023 06:51:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شهرآشوب</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%A2%D8%B4%D9%88%D8%A8-eiaudemnm7x3</link>
                <description>۱سپید کوتاه:می‌نوازد احساسِ پریشانمشهرآشوبِ عاشقی رابا تار و پودِ دلتا که شایدچنگِ آرامش زندبر تار تارِ مویتدر بسترِ پریشانی!زهرا حکیمی بافقی (کتاب گل‌های سپید دشت احساس)***۲نیمایی کوتاه:پُر از مهریو شهرآشوبِ گُل‌چِهریکه با بحرِ دلت، هر دمسرودی مِهر را بهرمو بهره، داده‌ای من رااز امواجِ دلِ دریااز احساسِ سروری سرخ و پابرجااز آشوبِ دلِ صد پاره‌ی شیدا...زهرا حکیمی بافقی (کتاب ترنّم احساس)</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Mon, 08 May 2023 06:30:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک رباعی+ دو سپید کوتاه:</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D9%88-%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-jxupd0tle3fo</link>
                <description>✍ سوسوی ستارگان:سرتاسرِ آسمانِ احساسم راپُر کرده ستاره وُ، شهابِ رویاسوسوی ستارگان به سویم هر شبچشمک‌زن و پُرشراره‌اند و، زیبازهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)✨?⭐️✨?⭐️✍ درازنای فاصله‌ها:آه...درازنای فاصله‌هاکوتاه نمی‌آینداز قدم‌هایی کهپرش‌وار گذر کرده‌انداز گذرگاه احساسمو پریش‌احوال نموده‌انددنیای نهانم را#زهرا_حکیمی_بافقی (الف_احساس) ☘❤️☘✍ عشقی وافر:عشقی وافربه دلم دست داده استبگو حالاچقدر دست بکارم ودل بگذارمبر سر راهتتا وقتی دست رد به سینه‌ام می‌زنیدست و دل‌بازی کنم وکم نیاوردحسّ دلم از دست دادن به عشق#زهرا_حکیمی_بافقی (الف_احساس)☘❤️☘</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Sun, 07 May 2023 19:22:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه زیباست!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_63855985/%DA%86%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA-sx1pzsuuvkhj</link>
                <description>صبح وتپش وشورش احساسچه زیباستبر میزِ عسلدسته گلِ یاسچه زیباستوقتی که دلمپر شود ازقهوه‌ی چشمتدر باغِ نگاهتگلِ الماس،چه زیباست!#زهراحکیمی_بافقی (کتاب دل‌گویه‌های بانوی‌احساس)</description>
                <category>الهه حکیمی</category>
                <author>الهه حکیمی</author>
                <pubDate>Sun, 30 Apr 2023 06:01:21 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>