<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ریحان شریفیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_64047373</link>
        <description>That girl</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:11:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4097221/avatar/kBIC08.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ریحان شریفیان</title>
            <link>https://virgool.io/@m_64047373</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تنبیه سراسری</title>
                <link>https://virgool.io/InDarkness/%D8%AA%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%B1%DB%8C-bcia7xqsctim</link>
                <description>بزرگترین سلاح افراد برای امپراطوری جاودانه ،ترس استترس به قدری قدرتمند هست که افراد رو با تمام آرمان ها، ارزش ها ،هوش و ذکاوت در حالت خاموش قرار می‌دهد به طوری که فقط می خواهند به بقا فکر کنندگویی چشمانشان هیچ چیز دیگر را نمی بیند، او را به حقارتی می کشانند که فقط برای زنده ماندن دست و پا بزند و حاضر به انجام هر کاری باشداین روزها ما تنبیه سراسری شدیمافراد دارای قدرت همه چیز را از ما گرفته انداینترنت ، آزادی بیان ، ارتباطات ، زندگی معمولیآنقدر امکانات و تمام اقلیت های زندگی را از ما دریغ کرده اندکه وقتی همه ی این ها برگردد ما احساس خوشبختی میکنیم ، خوشحالیم اینترنت داریم میتوانیم امشب با دوستانمان کافه برویماما صدایی درونمان از یاس حرف می زند از درد سرکوبانگار ضمیر تعالی میفهمد که حقارت بر ما غلبه کرده استاین خاصیت ذهن انسانی استوقتی فردی متوجه میشود که سیاست کنترل هایش در معرض نمایش قرار گرفته از همان قدرت،استفاده میکند تا تو را به حدی برساند که شرایط قبلی را در آرزو هایت جست و جو کنیو اینجا ترس غلبه می‌کنددیگر فقط میخواهی زنده بمانی ، لبخند بزنی ، اینترنت داشته باشی و بتوانی روغن و نان بخریبه مرور با یاس و ناامیدی خواسته های قبلیت درونت ته نشین می‌شوند و سقف آرزو هایت زمین را لمس میکنندشجاعت درونت خشک می‌شود حتی دوست نداری به رویاهایت فکر کنی همینجا سکوت حکمفرمای افکارت می‌شود .از طرفی بویی از ترس نباید بشنوی پس تمام دغدغه ات می‌شود اثبات خود و عقایدت به گروهی که متفاوت با تو فکر میکنند .تفرقه ای که انداخته میشود تا قدرت پابرجا بماندآخر مگر غیر از این هست که ما با هر فکری برای این کشور آبادانی می‌خواهیم پس چرا در حال مبارزه با هم می‌شویم چون باید یادمان برود زندگی حقیقی چه شکلی است .باید فراموش کنیم ایران را چگونه می‌خواستیم .باید فراموش کنیم نور و تاریکی کجا هستند .باید فقط فقط به بقا فکر کنیم و بجنگیم که گروه دیگر آن را از ما نگیرد .در حالی که تمام اضلاع این کشور که مردمانش با اقشار مختلف و زوایای گوناگون اند یکجا به هم می‌رسند و با هم تلقی پیدا میکنندو آن خواسته ی ایران آباد استاین یعنی ما یک مقصد با مسیر های متفاوتیمنزاریم کرامت انسانیمان را با ترس سرکوب کنند کهتنها خواسته اش نیاز های اولیه اش باشدچون ترس سدی می‌سازد که آگاهی از آن رد نمیشود و تعصب جایگاهش را تصاحب میکنددر پایان ,ترس آغاز پایان ما خواهد بود .برای ایران ازاده ...خاموشی دیجیتال</description>
                <category>ریحان شریفیان</category>
                <author>ریحان شریفیان</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jan 2026 15:16:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای ایران</title>
                <link>https://virgool.io/InDarkness/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-voj1r9h5aecn</link>
                <description>گاهی دوست دارم بلندگو به دست بگیرم و در این روزها توی خیابان داد بزنم و بگویممگر نخواستن جرم است!اینکه انسان های یه جامعه خواستار تغییر باشند جرم است!این روزها همه چیز را بهم اتصال می‌دهیم ،می‌بینیم قدرتمند ها صرفا خوش زبانان تایپی ولی منفعت طلب هستند حتی جسارت تایید مطلوب نبودن را ندارند ,درحالی که لازمه رکن یک برای قدرت جسارت است!پس چطور ادامه بدیم چطور ؟واقعا خفه کردن مردمی که دارند داد میزنند, جرم نیست!اینکه هر ۱۰سال به ازای تغییر یک نسل باز هم ایدیولوژی های قبل را پیش میبرید انعطاف است؟جمهوری مگر بر اصل همه خواهی و همه پرسی نیستپس چرا مخالفان را دشمن خطاب میکنیدچرا یک مخالف را دعوت نمیکنید نظر او را نمی‌خواهیدرفراندوم با حضور دوجبهه برگزار نمیکنید ؟صرفا نصیحت و حرف های قشنگ شاید برای نسلی که مجبور به اطاعت بود جواب میداد اما این روز ها قدرتمند واقعی فقط کسی است که می‌تواند خفه کند اما فضا می‌دهد ،صرفا صدای موافقینش را نمی شنود و حتی خودش را به چالش میکشدآیا سرکوب بیانگر قدرت است یا ضعفی برای روبرویی با واقعیتاما سرکوب چه میکندسرکوب در هر حوزه یعنی آتش زیر خاکستر یعنی نفرت بی دلیل یعنی خشم بروز داده نشدهو درنهایت می‌شود افراد خشن و متشنج تلقی شده درحالی که اگر هرکس صدایش شنیده نشود، حتما روزی می‌آید که با زور میخواهد شنیده شودشاید در این روز ها در شهر عزیزم همدانشاهد جنگ بین توهم و واقعیت بودممردمی امیدوار ، پر از ترس ، خسته ، گریان ، ولی جسور ودرکنارش دیدن افرادی که در بچگی‌ام نماد حفاظت بودند اما صرف اینکه می‌گفتیم نمی‌خواهیم اسطوره بودن خودشان را جلوی ما شکستنداما واقعیت این است به چشم دیدمنخبه هایی که ، بزرگانی که آمده بودند فریاد می‌زدند و میگفتن نمی‌خواهیم! آخر مگر میشود کل ملت دشمن باشند !وقتی تلویزیون یک چیز می‌گوید یخچال ها را باز میکنیم چیز دیگربه سطح خیابان می‌رویم و همه دوستانمان هستنداما اینترنت ملی شده به صرف دشمنان، اینهمه تناقض ایا نماد حقانیت است یا نه فقط اینکه باید پنهان کرد چون حقیقت ترسناک هست یا شاید افول دهنده است اما واقعا وقتی به آیینه می‌نگرید صدای درونتان را چه می‌کنید او را هم فیلتر می‌کنید!اما اما شیرینی جایگاه قدرت آنقدر زیاد است که کاری با حق و ناحق ندارد با صدای شلیک می‌گوید دهن هایشان را ببندید نمیخواهم بشنوم شما دشمن هستید ولی من دشمن نبودم و هیچ گاه نیستم من عاشق ایرانم، ایرانی که روزی در جهان نماد اصالت بود این روز ها حتی اعتراض مدنی در ماشین جرم هست و با شکستن شیشه ها مجبورت میکنند فقط بخواهی جانت را نجات بدهیاما همیشه مطمئنم خدا به کمک بندگانی که میخواهند حال خود را تغییر بدهند میاید سرکوب فقط مسکنی است برای باور به درد نداشتن اما بدن هنوز بیمار است پنجشنبه و جمعه با چشم دیدم دشمنان نبودن اما خب گاهی بزرگ خانواده نمی‌خواهد باور کند که اشتباه کرده و دیگر بچه ها اورا باور ندارند !در آخر عقل و شجاعت باهم معنا می‌دهند نسلی که این دوتا رو باهم تجربه می‌کند پایان دهنده ظلم استچون خداوند خودش گفته که سرزمین با کفر میماند با ظلم و ترس نهتاریخ بیان میکند همه چیز را! ولی ما کجای این تاریخیم در وصف کدامین افراد نشسته ایم؟خود را گول نزنیم حقیقت فریاد میزندفقط باید دید شنیدنش به نفع است یا به ضرر!توهم های تصحیح برای زمانیست که فرصت ها تمام نشده اند ، ملت دشمن نشده است ،صدا ها خفه نشده اندمخالفین و موافقین در کنار هم جامعه را تحلیل میکنند نه روبرو هم برای انقراض گروه مقابل می‌جنگند!اما قسم به صبر که لبریز نشود !نور خواهد آمد چه بخواهیم چه نخواهیمبه امید ذوق دل همه به مردم این سرزمین :)دی ماه ۱۴۰۴</description>
                <category>ریحان شریفیان</category>
                <author>ریحان شریفیان</author>
                <pubDate>Sat, 10 Jan 2026 17:23:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلنوشته  روزهای عجیب کنکورم</title>
                <link>https://virgool.io/konkurfightclub/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%85-l1subjgctdhb</link>
                <description>یه وقتایی از زندگی احساس می‌کنی بین دو تا دیواری که دارن فشارت میدن و نه میتونی بیای بیرون و نه میتونی تحمل کنی، این روزا که دو هفته دیگه کنکور به تعویق افتاده برگزار میشه دقیقا همین حس رو دارم نه توان ادامه دارم نه دل وایسادن از طرفی اوضاع خوب پیش نمی‌ره و حال و روزمو بد تر می‌کنه، حرفهای مشاور و خانواده بابت اینکه پشت کنکور موندن اشکالی نداره و تو یاد 3سال تلاشت می‌افتی و همش با خودت میگی چرا برای تو انگار نشده ولی برای بقیه اینطور نیست مدام حس مقایسه ،کمالگرایی در کنار فرسودگی که درکش فقط برای یه کنکوری ممکنه دیروز جواب نهایی اومد و خیلی دلم شکست یاد شب های که کاملا نمیخوابیدم یا فقط سه چهار ساعت می‌خوابیدم میافتادم و شاید دقیقا همون لحظه خودمو تنها دیدم که هیچ کس حاضر به درکم نبود و این خیلی سخته همش با خودم میگم امید داشته باش میشه چرا نشه ولی نشونه ها حرفامو نقص میکنن وقتی به این فکر میکنم که دوباره یه سال دیگه بخونم از درون می پاشم چون یعنی دوباره تحمل سرکوفت ها و ترحم ها حس های منفی در یک کلمه شکست شاید با خودتون بگین چرا شکست از وقتی یادم میاد عادت داشتم خودمو قوی نشون بدم و اصلا دوست نداشتم در مورد سختی هام یا نشدن ها با کسی حرف بزنم و این روزا دقیقا آسیب پذیر ترین قسمت وجودم داره خودشو نشون میده وخودمو خیلی ضعیف میبینم دختری که همیشه همه به عنوان یه دختر فولادی ازش یاد می کردن انگار داره لایه لایه می شکنهو اونجا سخت تر میشه که دیگه نصیحت و پیشنهاد هیچکس نمی خوای، فقط میخوای خودت باشی خودت چون فکر می‌کنی دیگران نمی تونن درست راهنمایت کننسال کنکور سال عجیبیه سالی که هر کاری رو میگن باید، به بعد کنکورت موکول کنی بیرون رفتن جرمه یه وقتایی زیاد خوابیدن تورو از رقیب هات عقب می اندازه و باور دارن به جای گریه درساتو بخونی به نفعته و هیچ کس کاراش و حرفاش نباید روی تو تاثیر بزاره و تو فقط مسئولی ، و تو هستی کلی نباید و خستگی و تلاش که کنارش یه دنیا حرف هست به عنوان دلسوزی در کنار عدم درک توبا تمام این ها بازم امیدوارم آخر تابستون با لبخند بگم شد با اینکه همه چیز برخلاف جریان آب زندگیم بودبه یاد کتاب کافکا نمی دونم از طوفان بیام بیرون، اصلا مطمن هستم هنوز طوفان تموم شده یانه؟ اصلا اتفاق هارو یادم میاد ؟ یا اصلا تونستم جان سالم به در ببرم؟ ولی غبار این لحظات روی من میشینه و کسی که از طوفان بیرون بیاد ریحانی نیست که پا به درون طوفان گذاشته انگار دیگه وانمود نمی کنه قویه شاید واقعا قوی شده . با اینکه گفتنش برام سخته میخوام داستان این فصل زندگیم با امید تموم شه چون به نظرم از اول دنیا تا آخرش تنها چیزی که مانا هست و نسل ها باقی میمونه امیدهامیدوارم بار بعد که می‌نویسم از جادو امید براتون بگم از قدرت خدایی که همه چیز میگه نمیشه ولی اون انجامش میده 🦢☕امید </description>
                <category>ریحان شریفیان</category>
                <author>ریحان شریفیان</author>
                <pubDate>Wed, 02 Jul 2025 15:19:34 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>