<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آرمیتا.اچ</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_64167545</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 11:56:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2733668/avatar/IZbtcT.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آرمیتا.اچ</title>
            <link>https://virgool.io/@m_64167545</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یک خیال آسوده</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64167545/%DB%8C%DA%A9-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D8%B3%D9%88%D8%AF%D9%87-ffv6atwziead</link>
                <description>یک روز به جای من باش یه دختر ۲۲ ساله ی دانشجوی حقوق و ۲ ساله که به بی اختیاری ادرار دچار شده ام . اولین بار با دوستانم داخل بوفه دانشگاه نشسته بودیم که حس کردم خیس شدم .ابتدا فکر کردم اشتباه میکنم و یا بخاطر گرما عرق کرده ام . حتی در ذهنم نمیگنجید که شاید ادراری از من خارج شده باشد اما وقتی وارد توالت دانشگاه شدم دیدم واقعا لباس زیرم خیس شده . از خودم خجالت کشیدم اما به خودم دلداری دادم که حتما بخاطر مایعات زیادیست که خورده ام . بعد از ان روز چندین بار به این حالت دچار شدم . حالا دیگر از خودم و از درس و دانشگاه بیزار شده بودم . هدف هایی که برای آینده داشتم پیش چشمانم رنگ میباخت . منی که آرزو داشتم روزی وکیل معروفی شوم انقدر برای کنکور درس خواندم تا در رشته ی حقوق قبول شوم و برسم به آن روزی که نگذارم حقی ، ناحق شود و تا جایی که توان دارم برای دفاع از حق هم نوعان خویش از هیچ کوششی دریغ نکنم اکنون از وکالت هم بیزار شده بودم .نمیتونم بگم داشتم چه حس و حال مزخرفی رو تجربه میکردم . وای از روزی که مانتوم خیس میشد همونجوری روی صندلی مچاله میشدم و انگار دنبال چاره و راه فراری از غیب میگشتم . شایدم سارا و نرگس دوستای صمیمیم متوجه شده بودن ولی به روم نمیاوردن .رفته رفته دل و دماغ هیچی رو نداشتم هرچی توی گوگل تحقیق میکردم کمتر میافتم . فقط اینو فهمیدم که توی هر سنی میشه بهش مبتلا شد عوامل زیادی مثل دیابت ، ام اس ، آلزایمر و ... در به وجود آمدنش نقش بسزایی داره و منِ نوعی تا خودم مبتلا نشده بودم همش فکر میکردم فقط واسه پیرها و نوزادان به وجود میاد !میدونی ؟ این نتیجه ی غلط یک فرهنگ غلط هست که تا خودمون دچار نشیم نمیریم دنبال فهمیدن راجع بهش!تا سر خودمون نیاد درک نمیکنیم آدمای مبتلا بهش رو !دست بر نمیداریم از گفتن جمله های وای چه زشت طرف توی خودش جیش کرده ! یا اون نگاه های ترحم آمیز و تمسخرگونه با اون پوزخندهای حال بهم زن !وای خدا چرا سرتا پای من با این فکرها گُر گرفته و پاهام جونِ حرکت ندارن ؟ انگار میخکوب شدم به زمینولش کن ... بیخیال درس و دانشگاه میشم! مادر متوجه ی تغییر رفتار و کمرنگ شدن شور و اشتیاق من برای رفتن به دانشگاه شده بود . یک روز طاقت نیاوردم و با گریه موضوع را باهاش در میان گذاشتم . بارها مرا به دکتر برد اما هرچه بیشتر دویدیم کمتر به نتیجه رسیدیم و نتوانستند علاجی برای این چالش ناخوانده پیدا کنند . دیگر نمیخواستم به دانشگاه بروم مادرم وقتی این حرف را شنید پیشانی ام را بوسید و گفت نازنینم این حرف ها را نزن تو از چهار پنج سالگی ات رویای خانوم وکیل شدن رو داشتی . اون رویای وکیل شدن در ذهن پاک و کودکانه ات انقدر پرورش یافت که باعث شد تو در کنکور و رشته ی حقوق اینچنین موفق باشی وگرنه ما در اطراف خود وکیلی نداشته ایم .مادر درست میگفت . اهداف و آرمان های کودکی ام مانند پرده ی سینما از جلوی چشمانم عبور کردند . آن شب بیداری ها . آن درس خواندن ها . آن مهمانی ها و مجالس نرفته که از تمامشان چشم پوشیدم تا به درس هایم برسم ...عاجزانه به چشم های مادر خیره شدم و گفتم چاره چیست وقتی تمام راه ها را رفتم و درمان نشدم ؟پیشنهاد مادر استفاده از پوشک های بزرگسال ایزی لایف بود که در ابتدا کمی برایم غیر قابل پذیرش و تا حدودی حس بدی به من داد شاید چون فکر میکردم پوشک فقط مخصوص افراد سالمند یا کودکان یا بیماران خاص است اما وقتی پیشنهاد مادر را در ذهن خودم بالا و پایین کردم دیدم از خیلی لحاظ میتواند آرامبخش باشدحالا من از پوشک ایزی لایف استفاده میکنم با قدرت جذب بالا مانع خیس شدن لباس هایم و متوجه شدن بقیه میشوداسترس و خجالت از وجودم رخت بسته و حال روانی ام رو به بهبود است و در پس این آرامش و نداشتن استرس احساس میکنم حتی بی اختیاری ادرارم نیز ملایم تر گشته است .میخوام که تابوشکنی کنیممشکل داری؟فدای سرت پوشینه کن و خجالت نکش مگه دست خودت بوده که خجالت بکشی؟وقتی این همه برند معتبر دارن واسه حل مشکل منو تو تلاش میکنند چرا خجالت بکشیم ؟اگه بخوام از تجربه ی شخصی خودم بگمایزی لایف نامی که در زمینه ی بی اختیاری ادرار میدرخشهبه جرات میتونم بگم بین خوب و خوب تر ، خوب ترینهمبالغه نمیکنما دارم اون چیزی رو که دیدم بهت میگم امتحان کن ببین چند درصد از نگرانی هات کاهش پیدا میکنه  حالا من دوباره هدفمند برای رویای کودکی و طلایی ترین هدف زندگی ام تلاش میکنم و دل خوشم به اینکه روزی وکیل بزرگی در شهر شوم #یک_روز_جای_من</description>
                <category>آرمیتا.اچ</category>
                <author>آرمیتا.اچ</author>
                <pubDate>Mon, 24 Jul 2023 19:24:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>