<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فریبا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_64211993</link>
        <description>من اینجا هیچ هدفی ندارم. یعنی هدفم نوشتن و نویسنده بودن نیست. من نیاز دارم در مورد دل نگرانیام حرف بزنم وگرنه دق میکنم و چون کسی نیست که باهاش حرف بزنم اینجا مینویسم. همین.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 17:00:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>فریبا</title>
            <link>https://virgool.io/@m_64211993</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کمک برای اولین تجربه مصاحبه ری اکت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64211993/%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%AA-oba8mkdyvktj</link>
                <description>سلام. خوبین؟ امیدوارم سال جدید تا اینجا براتون خوب گذشته باشه. برای من نمیدونم خوب بوده یا بد. در جریان تغییر شغل من هستین دیگه. کلی تلاش کردم و خوندم و خوندم تا رسیدم به اینجا. اینجا کجاست؟ اینجایی که دارم آماده میشم برای مصاحبه ری اکت! ولی احساس میکنم یه کم گیجم تو موضوع. کلی ویدو و سوال سرچ کردم. ولی یکی از دوستان میگه سوالات و نحوه مصاحبه تو ایران متفاوته با خارجیا! تازه من میخواستم بگم کاش مصاحبه انگلیسی باشه که گفت امکان نداره! خب من تا الان همه آموزش رو به انگلیسی دیدم و طبیعتا برام سخته اونا رو به فارسی بخوام بگم. بگذریم یه کاریش میکنم. نهایتا فقط فعل ها رو فارسی میگم دیگه ?حالا یه سوال مهم؟ مصاحبه ری اکت و جی اس تو ایران چجوریه؟ برای جونیور پوزیشن تا چه سطحی باید بلد باشم؟ اصلا چیا رو باید بلد باشم؟ برای js کورس جوناس رو تا  A closer look to at function دیدم بقیه ش هنوز فرصت نکردم. البه تا اینجا رو دوبار دیدم. چون حس کردم نیازه. ری اکت (React) هم فقط همون چیزی که از کورس shecodes یاد گرفتم و کورس net ninja رو هم دیدم. هر چی هم نامفهوم بوده سرچ کردم. کمی هم داکیومنت خوندم.چون اولین تجربه م هست خیلی استرس دارم از طرفی چون موقعیت خیلی خوبیه اگر از دستش بدم دلم میسوزه. خب حالا میشه لطفا منو راهنمایی کنید که برای مصاحبه ری اکت در چه حدی بدونم اوکیه؟ اصلا مصاحبه چجوریه!</description>
                <category>فریبا</category>
                <author>فریبا</author>
                <pubDate>Tue, 28 Mar 2023 12:24:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سن و برنامه نویسی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64211993/%D8%B3%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-ll3oqs6t6n7n</link>
                <description>الان که دارم اینو مینویسم ناراحت و غمگین و نا امیدم.برای پوزیشن دیتا ساینس (یا دیتا آنالیست) چندین جا اپلای کردم و دو سه جا برای مصاحبه دعوت شدم. ولی نتیجه نداد. چرا؟ چون رشته م نامرتبط بود.یادتونه گفتم برای دوره های shecodes  اپلای کردم و فاند رو بهم دادن و در حال گذروندن دوره هاش بودم؟ خب همچنان دارم ادامه میدم و به نظرم جالبه و دوستش دارم. الن دارم کورس shecodes responsive  رو میگذرونم. در واقع فقط پروژه نهایی باقی مونده و تمام. بعدش میتونم برم کورس shecodes react  رو شروع کنم.امروز رفتم چند تا پوزیشن کاراموزی فرانت اند سرچ کردم و چیزی دیدم که خیلی خیلی ناراحت و نا امیدم کرد. شرط سن! حداکثر سن رو زده 25 سال. من چند سالم هست؟ 32 :)نمیدونم چه کنم.از همه طرف به بن بست خوردم ولی راهی جز ادامه دادن ندارم. همچنان کتاب ها و دوره های دیتا ساینس و پایتون و ماشین لرنینگ رو دنبال میکنم. همچنان دوره های shecodes  رو میگذرونم تا ببینم چی میشه.</description>
                <category>فریبا</category>
                <author>فریبا</author>
                <pubDate>Thu, 12 Jan 2023 16:09:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همچنان در حال تلاش برای برنامه نویس شدن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64211993/%D9%87%D9%85%DA%86%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%B4%D8%AF%D9%86-u3smamxdej3l</link>
                <description>یادم نمیاد آخرین پست رو کی نوشتم. اونقدر درگیر بودم که اینجا رو فراموش کرده بودم. یادتونه گفتم برای فاند shecodes  اپلای کردم و فاند رو بهم داد؟ خب من شروع کردم. html  و  css و js و .... رو شامل میشه. اولین وورکشاپ رو که شروع کردم سه شنبه بود وقتی تموم شد و مدرکش رو گرفتم سرم رو آوردم بالا دیدم جمعه هست! برام بینهایت لدت بخش بود. وورکشاپ دوم رو هم شروع کردم و فکر کنم تو بدترین حالت جمعه تمومه. کلی ذوق دارم که ادامه بدم و ببینم درس بعدی چیه. اینم پروژه اولین وورکشاپم. خیلی بیسیک و ساده هست ولی دوستش دارم. چون هر تغییری که توش میدم رو میبینم. این کار بهم انگیزه داده.در مورد کارآموزی دیتا ساینس هم بعد از کلی اپلای یه شرکت بهم زنگ زد و همه چی خوب پیش رفت تا اینکه گفت رشته ت خیلی با تخصص ما بی ربطه. ولی همینکه یه مصاحبه داشتم خوب بود. امیدوارم شدم. فعلا حالم خوبه و امیدوارم. کاش همه چی خوب پیش برهفعلا باید برم بیرون. برم و برگردم احتمالا بازم حرف دارم.</description>
                <category>فریبا</category>
                <author>فریبا</author>
                <pubDate>Sun, 04 Dec 2022 17:55:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در جستجوی کارآموزی برای تحلیلگر دیتا یا دیتا ساینتیست مثلا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64211993/%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DA%AF%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%AA%D8%A7-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%D8%AA%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AB%D9%84%D8%A7-bcpmrkiwlskk</link>
                <description>هر روز داره به نگرانیم اضافه میشه. هر چی بیشتر سرچ میکنم کمتر میابم. رزومه فرستادم ولی اکثرش ریجگت شدم. خب من تازه کار چجوری جایی رو برای کاراموزی پیدا کنم؟ تو این شهر بزرگ نه کسی رو میشناسم نه هیچی. از طرفی هر چی بیشتر میرم جلو بیشتر میفهمم هیچی بلد نیستم. در واقع گیج میشم. از چیزی که اول کار شروع کردم خیلی فاصله گرفتم و حالا هیچکدومش رو بلد نیستم. از تحلیل دیتا (Data analysis) رفتم سراغ ماشین لرنینگ بعد دیپ لرنینگ بعد تکست ماینینگ همزمان یه سری به SQL و Tableau زدم. حالا از همه چی یه ذره میدونم و هیچی بلد نیستم. همین منو ترسونده، اینکه همه چی به گوشم خورده ولی هیچی بلد نیستم. یعنی میشه این روزا بگذره؟ منم یه جایی برای کارآموزی یا کار پیدا کنم؟ یعنی میشه نگرانیام تموم بشه؟ یعنی میشه؟  کاش یه شغلی بود فقط یاد میگرفتی و بهت حقوق میدادن. من عاشق یادگیری هستم شاید بخاطر همینه مدام از یه شاخه به شاخه دیگه میپرم. اخر شب که میشه به مامانم میگم چرا روز 24 ساعته. 24 ساعت خیلی کمه. من تو این مدت کوتاه چطور اینهمه کار انجام بدم؟ اینهمه چیز جدید برای یادگیری هست من چطور تو این مدت کم همه رو یاد بگیرم. کاش کاش بینهایت زمان داشتم. از صبح تا شب از شب تا صبح مینشستم فقط یاد میگرفتم.کاش زندگی یه کم جوری بود که میخواستم.</description>
                <category>فریبا</category>
                <author>فریبا</author>
                <pubDate>Mon, 07 Nov 2022 20:09:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فکر کنم این ششمین پستم هست. میتونیم اسمش رو بذاریم اعتراف ششم مثلا.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64211993/%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B4%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%87%D8%B3%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%B4-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B4%D8%B4%D9%85-%D9%85%D8%AB%D9%84%D8%A7-ez681o6ljbde</link>
                <description>نمیدونم از چی بگم. یعنی اگر بخوام بگم باید از همه چیز حرف بزنم. از هر چیزی که به ذهن میاد باید بگم.همه ی جنبه های درونی زندگیم به شکل وحشتناکی به هم ریخته هست ولی ظاهرم خوبه!. یعنی اگر کسی بهم نگاه کنه متوجه نمیشه که چه عذابی دارم میکشم. حتی ممکنه با خودش بگه اه خوشبحالش چقدر حالش خوبه. راستش نمیدونم چرا ناراحتی و مشکلاتم تو ظاهرم مشخص نیست نمیفهمم ناخواداگاه هست یا خوداگاه. (در این حد گیج و مبهم!)بیشتر از همه نگران شغل هستم. چند روز دیگه آخرین حقوقم از محل کارم رو میگیرم و بعدش رسما بیکارم. چجوری زندگی کنم؟ نمیدونم. اصلا نمیدونم چرا دارم این راه رو میرم.آه کاش حداقل برای چند روز زمان متوقف میشد. حس میکنم حتی توان برداشت یک قدم بیشتر رو ندارم. در واقع به بن بست رسیدم بخوام و توانش هم داشته باشم نمیتونم. دلم میخواد بشینم ساعت ها هق هق گریه کنم. (همین الان هم دارم همینکارو میکنم ولی با صدای آروم چون هر لحظه ممکنه خانواده از راه برسه.)اعتراف میکنم که بخاطر همه چی پشیمونم. ولی متاسفانه پشیمونی تو سن 32 سالگی دردی رو دوا نمیکنه.کاش میدونستم چجوری مغزم رو خاموش کنم...</description>
                <category>فریبا</category>
                <author>فریبا</author>
                <pubDate>Sat, 29 Oct 2022 19:07:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا بعضی از آدمها شبیه ماشین هستن؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64211993/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B9%D8%B6%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D8%A8%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86-qvxd5ir1t5br</link>
                <description>چرا بعضی از آدمها شبیه ماشین هستن؟منظورم اینه که چرا بعضیا نمیفهمن گاهی تو روابط انسانی نباید منطقی جواب بدن؟ عین یه ماشین که بهش یاد دادن که اگر ازت سوالی پرسیدن و جوابش رو نمیدونستی بگو نه! با همین صراحت و زمختی. در حال حاضر از این قضیه ناراحتم. انتظار کمی مهربانی و حرف داشتم ولی با یک نه قاطع مواجه شدم.چه میشه کرد؟ هیچ! تا بوده همین بوده و کاری از من برای تغییر شرایط ساخته نیست. بگذریم...شما هم این روزا هوا برای نفس کشیدن کم میارید؟ ببین یه جوریم که انگار یکی یه سنگ گذاشته رو سینه م و من با وجود سنگینی زیادش مجبورم برای نفس کشیدن تقلا کنم. تقلا میکنم و با هر زحمتی یه کم از هوا رو نفس میکشم ولی هوا کمه. با تمام وجود حس میکنم که کمه. میفهمم که روحم میخواد بمیره ولی جسمم هنوز جون داره و میخواد ادامه بده. البته در حد همون زنده بودن جون داره نه زندگی کردن.چجوری این حال بد رو بالا بیارم؟ </description>
                <category>فریبا</category>
                <author>فریبا</author>
                <pubDate>Thu, 13 Oct 2022 20:51:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عنوان؟ بذار یه کم فکر کنم.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64211993/%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D9%85-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D9%85-q95ltwc8ewek</link>
                <description>یکی دو روز گذشته هی خواستم بیام بنویسم بعد دیدم حس نوشتن ندارم. میدونی گاهی استرس زمین گیرم میکنه جوری که حتی حس حرف زدن هم نیست.دیروز و پریروز کارهای پژوهشکده رو انجام دادم. آخرین پروژه هست و ددلاین تحویلش تا 20 آبان هست و بعدش ... بعدش؟ نمیدونم بعدش چی میشه. دوست دارم تا اون موقع یه جایی برای کاراموز یپیدا کرده باشم تا یه کم خیالم راحت بشه. اگر هم نشه نمیدونم چه کنم. آه که چقدر نگرانم. همیشه مدام همه بهم میگن اشتباه کردی نرفتی. اینجا آینده ای نداری و از این حرفا. از بس اینارو شنیدم دارم بالا میارم. چرا ولم نمیکنن؟ چرا منو به حال خودم نمیذارن؟ چرا ته دلمو خالی میکنن؟ خب من نمیخواستم برم مگه رفتن زوریه؟ کاش منو به حال خودم بذارن.بگذریم ... امروز دوباره برگشتم سمت یادگیری. آهان بذارید اول اینو بگم. دیروز یه کار دیگه هم کردم. یه کورس کورسرا که برای financial aid اپلای کرده بودم و کمک مالی رو گرفته بودم تمریناش رو انجام دادم. دقیق یادم نیست فکر کنم نمره 89 گرفتم. ولی هر کاری کردم نفهمیدم چجوری باید به لینکدینم اضافه ش کنم. بیا اینهمه زحمت کشیدم اخرش هم هیچی. دوباره برای یه کورس دیگه اپلای کردم ایشالا اینم بهم بدن.داشتم میگفتم امروز کلی کورس دیدم. در مورد k-Means Clustering و Hierarchical Clustering و Density-based Clustering و اینا بود. تکراری بود ولی دیدمش دیگه. قسمتی از سیلابس کورس بود نمیشد همینجوری بذارم بمونه. چند قسمت هم سریال دیدم و دارم فکر میکنم سریال بعدی چی باشه. الان بابام داره اینستا گردی میکنه و صداش خیلی بلنده، همزمان تفسیر هم میکنه! تمرکزم برای نوشتن از دست رفت و نمیدونم واقعا چی میخواستم بگم. فعلا همینا کافیه. برم به زندگیم برسم به امید اینکه روزهای بهتری در انتظار هممون باشه.</description>
                <category>فریبا</category>
                <author>فریبا</author>
                <pubDate>Fri, 07 Oct 2022 22:36:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بذرا اول بنویسم بعدش براش عنوان هم انتخاب میکنم.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64211993/%D8%A8%D8%B0%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%A8%D8%B9%D8%AF%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B4-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%85-koje9dnxdvl0</link>
                <description>میخواستم سایت محل کارم رو باز کنم اتفاقی دست خورد رو حرف v  و دیدم ویرگول رو پیشنهاد داد. گفتم بیام یه کم حرف بزنم و برم.از اول بگم قبول دارید زندگی سراسر رنجه؟ چرا واقعا؟ چه فضیلتی تو رنج کشیدن هست که خداوند اینو برای ما مقدر کرده؟ من که عقل و ذهنم ذرک نمیکنه اینچیزا رو. بگذریم ...دیروز و امروز خیلی کاری خاصی نکردم. دیروز که اونقدر سرعت نت کم بود که دیدن 2 دقیقه از یه ویدیو 8  دقیقه ای 20 دقیقه زمان برد. دیگه منم بیخیال بقیه ش شدم چون واقعا فقط اعصاب خوردی بود. امروز از صبح از یه چیزی که نمیدونم چیه ناراحتم. یه چیزی داره از درون آزارم میده ولی نمیتونم بفهمم چی. اونقدر ذهنم درگیر بود که یهو دیدم کل کمد رو ریختم بیرون و دارم لباسا رو تا میزنم و مرتب میکنم!!! بعد نشستم نصف قسمت سریال دیدم و بقیه ش هم زل زدم به مانیتور. نمیفهمم کار درست چیه.چند دقیقه پیش هم داشتم درامد و هزینه های پیش رو رو مینوشتم. اوضاع بد نیست ولی اونجوری هم خوب نیست که با خیال راحت خرج کنی.از همه بدتر هم اینکه امروز عین جمعه هست برام. از نظر دلتنگی منظوررمه. امروز خود خود خود جمعه ست برام. انگار یکی قلبم رو گرفته تو مشتش و داره فشار میده. امروز دارم به هرچیزی چنگ میزنم که منو تا اخر شب بکشونه و برم بخوابم، به امید اینکه فردا روز بهتری باشه.الانم دارم فکر میکنم اینو که پست کردم برم ادامه کورس رو ببینم و یادداشت برداری کنم. وقتی کمی از کارهام انجام بشه شاید کمی خوشحال تر بشم.خدافظی</description>
                <category>فریبا</category>
                <author>فریبا</author>
                <pubDate>Sun, 02 Oct 2022 18:35:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمیدونم چه عنوانی براش بذارم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64211993/%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86%D9%85-%DA%86%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B4-%D8%A8%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D9%85-omfov9gcg7eq</link>
                <description>روتین من شده فقط درس خوندن. از یوتیوب دوره ی ماشن لرنینگ دانشگاه استنفورد Andrew Ng رو میبینم و خلاصه بردرای میکنم خسته که میشم میرم رو کورسرا و اونجا رو ادامه میدم. از اونجا هم که خسته شدم میرم ویدیوهای دیپ لرنینگ با PyTorch رو ادامه میدم. البته این اخری خیلی برام مشکل سازه. مدام اررو میگیرم. ModuleNotFoundError: No module named &#x27;grp&#x27; و NameError: name &#x27;helper&#x27; is not defined رو هیچ جوری نتونستم حل کنم. ساعت ها سرچ کردم و راههای مختلف رو رفتم ولی حل نشد. مگه میشه آخه؟؟کسی نیست ازش بپرسم. دنبال منتور گشتم حاضر بودم هزینه هم بدم ولی کسی رو پیدا نکردم. اینکه یه کمی (بیشتر از یه کمی البته) خجالتی هم هستم بی تاثیر نیست. بگذریم... دفعه اول که کورس css229 آقای Andrew Ng رو دیدم هیچی واقعا هیچی نفهمیدم. چون کاملا mathematical بود. من چه میدونستم جبر خطی چیه اصلا. راستش اولش خیلی ترسیدم ولی به ترسم غلبه کردم و ادامه دادم. هر جلسه یک ساعته ش چهار ساعت زمان میبرد دیدنش. هر کلمه رو مجبور بودم سرچ کنم تا بفهمم چیه. ولی الان که کلی ویدیو دیدم و تمرین کردم فکر کنم خوب میفهمم. یعنی حدود 70 دصد (شایدم بیشتر). به دفترچه م که نگاه میکنم هر کلمه ش رو میفهمم این قسمت برام خیلی لذت بخشه. (بازم فکر نکنید دیگه عالم شدما نه فقط الان که کورس آموزشی میبینم دیگه مجبور نیستم پاز کنم و برم سرچ کنم). انصراف و بیکاری تو چشم خانواده ایرانی خیلی بده. حالا خانوادم چیزی نمیگن ولی میفهمم که نگرانم هستن. فکر کنم اگر اولین درامد از این برنامه نویسی رو که بگیرم یه کم خیالشون کمی راحت بشه. آخ کاش که زودتر بتونم یه جایی برم کارآموزی. (بین خودمون بمونه به واسطه دوستی با دیتا ساینتیست یکی از شرکت های بزرگ صحبت کردم و بهم گفت تو نیازی به کاراموزی نداری و میتونی نیروی جونیور باشی)بله به ایمیلی که هم اکنون به دستم رسید توجه کنید: برای فاند SheCodes اپلای کرده بودم و الان ایمیل اپرووش اومد. &lt;------ اینجا واقعا ایمیل رو دیدم و رفتم ایمیل رو خوندم و لبخند رو لبم نشست و تصمیم گرفتم بقیه نوشته هام غر نباشه.حالا یادم نمیاد که اصلا میخواستم چی بگم. بگذریم ...من این روزها حالم خوب نیست، نا امیدم، آینده م مبهمه، نمیدونم فردا قراره چی بشه. من تلاشم رو میکنم لطفا شما هم برام دعا کنید.یه نکته مهمتر اینکه من اینجا هیچ هدفی ندارم. یعنی هدفم نوشتن و نویسنده بودن نیست. من نیاز دارم در مورد دل نگرانیام حرف بزنم وگرنه دق میکنم و چون کسی نیست که باهاش حرف بزنم اینجا مینویسم.</description>
                <category>فریبا</category>
                <author>فریبا</author>
                <pubDate>Thu, 29 Sep 2022 20:20:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا من برنامه نویس میشم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64211993/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%85-xiqd2s5htswk</link>
                <description>هر چی به عقب برمیگردم فقط درس و تلاش و کار کردن یادم میاد. همیشه درسخون بودم. همیشه فقط درس خوندم. همیشه تلاش کردم یاد بگیرم. ولی از یه جایی به بعد دیدم این یادگرفتن هیچ آورده ای برام نداشته. ولی با این وجود ادامه دادم. پذیرش گرفتم و نرفتم. پشیمونم؟ نمیدونم!ده روز نشستم درس خوندم و دکتری وزارت بهداشت قبول شدم(واقعا ده روز خوندم). ولی خوشحالم نکرد. یکبار درست و حسابی نشستم فکر کردم دیدم من واقعا دوست ندارم این راه رو ادامه بدم. تصمیم گرفتم انصراف بدم. به واسطه کارم کمی از علم آمار میدونستم. کمی هم برنامه نویسی R بلد بودم. شروع کردم به یادگیری جدی پایتون. اول با رویکرد دیتا ساینس و کم کم رفتم سمت ماشین لرنینگ و دیپ لرنینگ!!! حالا نه اینکه الان تو اینا اکسپرت باشما، نه. فقط الان دیگه میدونم هر کدوم از اینا چیه. یه عالمه کورس از کورسرا و لینکدین و یوداسیتی و یوتیوب دیدم. قبلا هر روز که میگذشت احساس میکردم خوب دارم پیش میرم ولی این روزا ناامیدم. حس میکنم یاد گرفتن کافی نیست و تا توی محیط کاری نباشم نمیفهمم واقعا هر کدوم از این مطالب به چه دردی میخورن. میدونم باید پروژه انجام بدم تا رزومه داشته باشم ولی نمیدونم چه پروژه ای! اصلا نمیدونم چجوری برای خودم پروژه تعریف کنم. نمیدونم چجوری با کامیونیتی برنامه نویسا کانکت بشم. نمیدونم چجوری باید یه جایی برای کاراموزی پیدا کنم. نمیدونم اصلا کارم درست بوده یا نه. با همه ی اینها نگرانی از نداشتن دارمد هم بهش اضافه کنید. توی درمانده ترین حالت ممکن هستم ولی چکار میتونم بکنم؟ هیچ. واقعا هیچ. من نیاز داشتم به این تغییر و باید انجامش میدادم. ولی نسبت به آینده اش اصلا امید ندارم.کاش یه روز بیام اینجا بنویسم &quot;شد&quot;. </description>
                <category>فریبا</category>
                <author>فریبا</author>
                <pubDate>Tue, 27 Sep 2022 20:34:59 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>