<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد معراج صادقی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_64392599</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:57:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3591344/avatar/uXFuYy.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد معراج صادقی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_64392599</link>
        </image>

                    <item>
                <title>pulverized(پودر شده)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64392599/pulverized%D9%BE%D9%88%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%87-fekkas0pt33j</link>
                <description> گذر پودر شدنسلام امیدوارم صبحتون یا شاید ظهرتون و حتی شبتون((دیگه نصف شب نه!(زود بخوابید))به خوبی تموم بشه و یا شروع بشهخب یه متنی داریم این پائین از پودر شماره ۱بغچه عشقماه در قفای خویش به روز پر الم پیش می نگرد.مغیب آن سان خورشید، خویش را بر نیمی ازجهان پدرمرده و بخت برگشته، هویدا می کند.آری،تکرار و تکرار.خورشید زنخدان آسمان راخضاب کرده و باز،ماه از جهان تازه،رونمایی می کند.لب میگشاید، هم او که از دیر خرابات، روزگاری ما را که جا داشتیم در منزلی، گویا خانه یخویش بوده ،بیرون فرستاده و امضای سفید را به در خانه ی رقیب روانه کرده است.برگه ای که درباالی آن شاه بیتی عاشقانه از شیخ اجل نگاشته شده است: هر نوبتم که در نظر ای ماه بگذری بار دوم ز بار نخستین نکوتری در ادامه متنی دلربایانه از شوق تسلّی به او و او.در پایان نیز آن دلفریفته را با امضای خوش خطو خالی که گویا جایشان در عالم عشق عوض شده، تعبیه کرده بود.عالم است دیگر.مصوّر از ابتدا هر تار شادی را با تار غمی گره و دفتین زده است.باید پذیرفت که هر قَدَری،معلول قضایی و در راه این قضا گاه مشیّت باری تعالی بر این است که وصلت بر کوه قاف انجام نگیرد و فراق از دوست وحبیب تا همیشه خدا با او همراه باشد.شاعری در این موضوع نطقی دارد: بس دعاها که خالف است و هالک کز کرم می نشنود یزدان پاک شکر ایزد کن دعا مردود شد ما زیان پنداشتیم آن سود شد مصلح است و مصلحت را داند او آن دعا را باز می گرداند او </description>
                <category>محمد معراج صادقی</category>
                <author>محمد معراج صادقی</author>
                <pubDate>Sat, 26 Oct 2024 17:26:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا باشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64392599/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-cwtusnzxy3s9</link>
                <description>سوال شاید ابتدا از نظر فلسفی ذهن ما رو تا اس_ اس و ایسم_ ایسم های اگزیستانسیالیسم ،اومانیسم ببره ولی واقعیت امر اینه که بودن های ما برای هدف های ما طراحی میشه.اگه بخوام یکم بیشتر توضیح بدم:مثلاً وقتی هدف رسیدن به اون گوشیِ موبایلِ تویِ طاقچه یِ سمتِ چپیِ راهرو یِ منتهی به آشپزخونه میشه،بودن ما تعریف میشه که من هستم تا به اون گوشی دست پیدا کنم و اون بودن رو با انتخاب مسیر و انتخاب زمان تعریف میکنم.حالا اگه مثلا من بخوام در مورد زنده بودن صحبت کنم باید دلایل زنده بودن رو بررسی کنم که من هستم برای فلان کار در فلان زمان که ممکنه حتی مکانش و زمانش و شاید حتی وقوعش برام مجهول الهویه باشه، ولی میدونم که این اتفاق قراره بدست من باشه ولی شاید بهش نرسم من مسیر رو میرم ولی اینکه بهش برسم دست من نیست.پس مسیری رو که با تحقیق و با فکر انتخاب کردیم رو میریم و جا نمی زنیم انشاالله ما تا تهش که معلوم نیست کجاست خواهیم رفت و توکلمون به کس دیگه ای که او مسیر رو واضح میدونه و مشخص کرده. ما در هر لحظه با اینکه مسیر طولانیه یک کار بیشتر و یک وظیفه بیشتر نداریم و اون مهم ترین کار و مهم ترین وظیفه است.اون جمله بالایی از استاد علی صفایی حائری هست:)فعلاً یاعلی</description>
                <category>محمد معراج صادقی</category>
                <author>محمد معراج صادقی</author>
                <pubDate>Fri, 25 Oct 2024 12:26:30 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>