<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فاطمه یوسفی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_64517877</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 22:34:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2899491/avatar/kLRa7E.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فاطمه یوسفی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_64517877</link>
        </image>

                    <item>
                <title>زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64517877/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-gkcwlu8mbpeu</link>
                <description>به نام خداوندی که زندگی کردن را به ما آموخت.زندگی یعنی: عشق، صفا، صمیمیت؛ من زندگی را دوست دارم. زندگی به ما خوب بودن را یاد می دهد که،  چگونه به همدیگر احترام بگذاریم. اگر کارهایمان را با برنامه ریزی به پیش ببریم؛ ذره ای کمبود نداریم. باید از فرصت هایی که داریم درست استفاده کنیم. مثلا از فلان ساعت تا این ساعت خوابیدن، نمازخواندن و رازونیاز کردن با معبود یکتا، آشامیدن و صله رحم انجام دادن. زندگی را سخت نگیریم که سخت گرفته می شود. سعی کنیم زندگی کردن را؛ راحت بگیریم. که اگر زندگی کردن را؛ راحت بگیریم برایمان دشوار نمی شود. احترام همدیگر را داشته باشیم. همسر نسبت به همسر، فرزند نسبت به پدرومادر، فراگیر نسبت به استاد یا دبیرش و... در کوچه و خیابان می بینیم عکس جوانی که، ۵ ساله یا ۲۰ ساله به رحمت خدا رفته؛ مرگهای ناگهانی از ناسپاسی هایی هست که به خدا داریم. بعضی ها دائما ناشکری می کنند. خدایا من دختر نمی خواستم چرا پسر به من عطا کردی؟ خدایا من دوست داشتم، فرزندم دکتر بشود چرا معلم شد؟ و همین طور پشت سرهم، ناشکری ناشکری، چرا به نعمتی که خدا به ما هدیه می دهد ناشکری می کنیم. ما همیشه باید قدردان نعمت های خدا باشیم. که از همه کارهای ما با خبر است. بیاییم ناشکری ها را کنار بگذاریم و قدردان نعمت های خدا باشیم. قدره همدیگر را بیشتر بدانیم، همیشه به خدا گلایه و شکایت نکنیم. در رابطه با زندگی، روایات و احادیثی از امامان معصوم(ع) آمده است، که چند نمونه از آن احادیث را خدمتتان عرض می کنم.امیرالمومنین علی(علیه السلام) فرموده اند:عمر انسان(آنقدر گرانبهاست که) به هیچ قیمتی قابل ارزیابی نیست.(اسرارالبلاغه، ص ۸۹)حضرت علی(علیه السلام): از دست دادن فرصت های خیر، برای انسان مایه ی غم و اندوه است.پیامبراکرم(ص) فرموده است:کسی که یک دری از خیر به رویش باز شد آن را غنیمت بشمارد؛ زیرا نمی داند چه وقت به روی او بسته خواهد شد. (بحار،ج ۷۷،ص ۱۶۵)امام حسین(علیه السلام) فرموده است:در بهره برداری از فرصت ها خوب شتاب کنید؛ و برای رسیدن به اهداف عالیه، بر یکدیگر سبقت بگیرید.(بحار،ج۷۸،ص ۳۵۵)امام جعفرصادق(ع) فرموده اند:کسی که در باقی مانده ی عمر خود اعمال خود را نیکو کند، از گناهان گذشته اش باز خواست نمی شود و اگر با همان کردارهای بد عمر خود را به پایان ببرد؛ از تمامی اعمال او از اول تا به آخر باز خواست خواهد گردید!(بحار، جلد۷۷،ص ۱۱۳)اینها فقط چند حدیث از ائمه اطهار(علیهم السلام) درمورد زندگی کردن بود، که خدمتتان عرض کردم. ما همیشه باید در کارهایمان، از ائمه اطهار(علیهم السلام) درس بگیریم. و در زندگی خودمان پیاده کنیم، از رفتار و کرداری که با خانواده و مردم داشتند، مثلا خوب زندگی کردن را؛ یادبگیریم، اگر خواهرم یا برادرم یا دوستم به هر دلیلی با من قهر کرد، من منتظر او نباشم، تا بیاید از من معذرت خواهی کند. حتی اگر حق با او باشد و حتی اگر از من بزرگتر یا کوچکتر است. خدا چه چیزی از من خواسته است؟ به او بگویم گلم، اگر من حرفی زدم ناراحتتان کردم، مرا ببخشید. نه تنها من کوچک نشدم، بلکه پیش خدا عزیز شدم و مقام من هم پیش خدا بالا رفته است. اگر کسی پیش من آمد نیاز به مبلغی داشت و من داشتم و نخواستم به او کمک کنم باید پاسخگو به خدا باشم. خودم را جای آن بگذارم، که ممکنه یک روزی هم من، نیاز به این مبلغ داشته باشم و کسی کمکم نکند، چقدر ناراحت می شوم یا چه حالی پیدا می کنم. برای خوب بودن هیچ وقت دیر نیست. مهم این است که من اراده کنم.‌ همت کنم. در پایان مهربانی کنیم، گذشت کنیم و فداکاری کنیم. </description>
                <category>فاطمه یوسفی</category>
                <author>فاطمه یوسفی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Oct 2023 14:25:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بارداری پردردسر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64517877/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%B1-glbxrdeqhkq2</link>
                <description>آغاز سخن با نام او که مهربان و بخشنده است.می خواهم چند صفحه ای از بارداری دومم برایتان بگویم.همه ما انسانها در این دنیا، که به هیچ کسی وفا ندارد در امتحان هستیم.ما در این دنیا که آمده ایم، آمده ایم، تا خوب بودن را یاد بگیریم و یاد بگیریم چطور زندگی کنیم.زندگی امتحانی است که خدا برایمان مقدر کرده،امیدوارم از این امتحانات الهی، سربلند و پیروز بیرون بیاییم ?من در سن سی و هفت سالگی، دومین بارداری ام   اتفاق افتاد. من برای بارداری ام،  پیش خانم مامایی، که مدرک کارشناسی  عالی مامایی داشتن رفتم. و ایشان را انتخاب کردم. ایشان برای بارداری اولم هم بود. و از کارش هم بسیار بسیار راضی بودم. کاملا برای مریض وقت می گذارند و به حرفهای مریض هم خوب گوش می کنند و با دقت کامل نسخه را می نویسند.در ماه دوم بارداری، آزمایش کلی برایم نوشتن.که مشخص می شود اگر کم خونی یا تیروئید، یا کم بود آهن یا کم بود ذخیره آهن یا کم بود ویتامین در بدن داشته باشیم این آزمایش کمک می کند تا دکتر بفهمدو برای ما دارو تجویز کند.متاسفانه در آزمایشم کم خونی شدید نشان داد.که خانم ماما، فرمود با آزمایشت برو پیش دکتر خون.من نوبت گرفتم و رفتم مطب دکتر خون (متخصص خون) ایشان فرمودند: بله کم خونی شدید دارید، به من فرمودند:  خیلی خوبه به موقع آمدی، گفتم اقای دکتر چکار باید بکنم، فرمودند باید هفته ای چهار تا ونوفر در یک سرم تزریق کنی که هر سرم حدود 2 یا 3 ساعت طول می کشد تزریق کنید.من شروع کردم به زدن سرم ها.این ها تمام شد و دو هفته ای صبر کردم،  رفتم دوباره آزمایش هموگلوبین دادم، که خانم ماما گفتند: بد نیست ولی حواست باشد خودت را همیشه باید تقویت کنید.تا این که در ماه چهارم بارداری آزمایش دیگری برایم نوشتن.بعضی از دوستانم همیشه به من می گفتن فاطمه، چرا دکتر متخصص زنان نمی روی، به من می گفتن حالا این آزمایشی که دادی و مهم هست، ببر نشان خانم دکتر متخصص بده.من نوبت خانم دکتری که در بیمارستان، برای ویزیت می آمد، گرفتم. آزمایشم را نشان خانم دکتر دادم.گفت شما برو سقط کن. گفتم خانم دکتر چرا؟گفت آزمایشت نشان می دهد.جنین ناقص است.من با گریه منزل آمدم. غروب بود به مامایی که پیشش می رفتم تماس گرفتم گفتم، ببخشید من به اسرار دوستان که، چرا یک بار پیش خانم دکتر متخصص نمی روی برو، ببین در مورد آزمایشت چه می گوید رفتم. گفتم، خانم ماما شرمنده، من پیش فلان خانم دکتر رفتم.غروب بود به مامایی که پیشش می ببخشید من به اسرار دوستان که،به من گفت برو سقط کن.خانم ماما، ازم پرسید همان آزمایشگاهی کهگفتم رفتید؟ گفتم نه، گفت چرا؟ گفتم چوناین آزمایشگاه نزدیک و سر کوچمون بود رفتم.گفت نه عزیزم برو همان آزمایشگاهی که گفتم.گفتم: خانم ماما، حتی خانم دکتر به من گفت دوباره نروی آزمایشت را تکرار کنی. پول همسرت را توی چاه ریختی.گفت نه  فقط باید سقط کنی حتی آدرس هم داد.فلان خانم دکتر در فلان روز از تهران می آید درمانگاه، ارزون برایت در می آید.خانم ماما گفت نه عزیزم به حرف من گوش کن ضرر نمی کنی اول بچه ات را از خدا بخواه دوم از من.و ما، در ایام محرم بودیم، من حتی نذر هم کردم.رفتم آزمایشگاه،آزمایش را دادم و با خانم دکتر آزمایشگاه هم در رابطه با این آزمایش صحبت کردم...آزمایشگاه به من فرمودند: عزیزم شب ساعت 9 بیا جواب آزمایشت  آماده است بگیر.شب اومدم جواب را بگیرم خانم دکتر به من گفتن، خانم یوسفی آزمایش قبلی هم دنبالت هست،  گفتم بله، بفرما گویا می خواست با آزمایش جدیدم مقایسه کند.گفتم خانم دکتر چیزی شده گفت نه عزیزم، آزمایش شما زمین تا آسمون با این آزمایش جدید  فرق می کند.از خوشحالی گریه کردم. گفتم خدایا شکرت??دلم می خواست بروم، از اون خانم دکتره متخصص زنانشکایت کنم چون با دستور غلطی که به من داد، داشت مرا قاتل می کرد. ولی به خدا سپردمش، که الهی خدا جوابش را بدهد.من زود تصمیم نمی گیرم سعی می کنم کارم را با چند نفر مشورت کنم.خلاصه اومدم پیش خانم ماما، گفت خانم یوسفی اگر همان اول، آزمایشگاهی که گفته بودم رفته بودید این استرس بهت وارد نمی شد.نذری هم که کرده بودم، چند عدد عروسک شب شهادت خانم حضرت رقیه(س) در روضه، به آنهایی که حاجت دارند بدهم و چند عدد عروسک دیگر هم، روی ضریح مطهر خانم حضرت رقیه(س) بیندازم.خدا را شکر پسرم محمد حسین در 8 ماهگی به دنیا آمد. الحمدالله هیچ مشکلی هم نداشت.زایمانم به دلایلی، که یک دلایل آن، استرس بود یک ماه زود شد. و یه قدری هم برای سنم که 37 سالم بود فرزندم زود به دنیا آمد.امیدوارم از این داستان واقعی زندگیم، خوشتون اومده باشه. و از تجارب دیگران درس بگیریم.در کارها همیشه توکلمان به خدا باشد و زود تصمیم نگیریم. تحقیق زیاد داشته باشیم.با آرزوی سلامتی </description>
                <category>فاطمه یوسفی</category>
                <author>فاطمه یوسفی</author>
                <pubDate>Wed, 04 Oct 2023 15:50:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>