<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ساکورا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_64724575</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 19:10:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1949291/avatar/n1jPAc.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ساکورا</title>
            <link>https://virgool.io/@m_64724575</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گیج و مبهوت خود خودم شده ام</title>
                <link>https://virgool.io/MePlusBook/%DA%AF%DB%8C%D8%AC-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D9%87%D9%88%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85-sfin5lglrclg</link>
                <description>بچه ها شبیه همین? کوچولو هستن ، دقیقا مثل همین  وقتی نیروی حال را شروع کردم فکر نمی کردم که به کجا میرسم ، فقط می خواستم این راه را رفته باشم نیروی حال بعدا هم که تفکر زاید خواندم ، هر روز با هر جمله اش زنده شدم ، و خیلی چیز ها در وجودم مُرد . یک جایی دیگر نتوانستم مثل بقیه آدم ها باشم.تفکر زائدحالا هم رنج مثل بقیه نبودن را به جان خریده ام رنجی که دیگر حس نمی شود . طرد شده ام ، تنها شده ام ، در تنهایی آرزوی دیدار خیلی ها از گذشته را داشته ام ، اما همه این ها مُرد. و من ناراحت نیستم ، این عجیب ترین قسمت اثر این کتاب ها بود . دیگر خیلی روزها ناراحت نیستم ، خوشحالم نیستم. گاهی از این خود تغییر یافته می ترسم ، گاهی به او افتخار می کنم ، گاهی هم گیج و مبهوت از کنارش رد می شوم.چگونه می توان از خودی که با اراده خودش عصبانی می شود نترسید ؟ چگونه  خودی که قبل از هر چیزی بوی دروغ را استشمام می کند افتخار نکرد ؟ و چگونه می توان خودی را که فاقد گذشته و آینده می شود گیج و مبهوت اش نشد؟</description>
                <category>ساکورا</category>
                <author>ساکورا</author>
                <pubDate>Tue, 20 Dec 2022 21:02:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خزعبلات</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64724575/%D8%AE%D8%B2%D8%B9%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%AA-pb98nxx6c6zv</link>
                <description>فقط قشنگ بود وگرنه ربطی نداشت فکر می کنم باز هم یک جاهایی اشتباه راه را آمده ام. یک تکه ای از وجود ام دوباره بنای ناسازگاری گذاشته ، بهم ریخته و کج و کوله راه می روم.هر چند که در کل ،یک دهم هر سال را هم صاف و مستقیم نرفته ام ، از دنیا دقیقا به همین دلیل خوشم نمی آید ، همیشه یک جای کار می لنگد. هی، کاش بعد از این همه سال...باگ های ویرگول خیلی رو اعصابه ، دیگه ویرایش نمیکنم </description>
                <category>ساکورا</category>
                <author>ساکورا</author>
                <pubDate>Thu, 15 Dec 2022 22:49:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارنست همینگوی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64724575/%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86%DA%AF%D9%88%DB%8C-t3sirogmu0d9</link>
                <description> می دانست جنگ ِِهرآدم در نظر آدم های دیگر چه قدر کسل کننده است و دیگر حرفی نزد. با خود گفت:« همیشه این رو به خودشون می گیرند.... «می دانست جنگ ِِهرآدم در نظر آدم های دیگاز متن کتاب...</description>
                <category>ساکورا</category>
                <author>ساکورا</author>
                <pubDate>Tue, 13 Dec 2022 23:25:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حلزون های بی سرانجام</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64724575/%D8%AD%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-edobo0ms3rvg</link>
                <description>تنبل تر از حلزون ها سلاماولین حضورم مبارک ☺️خیلی بی مزه ام ... سرم هم به زبان ژاپنی و کتاب و انیمه و این خرت و پرت ها گرمه..‌‌سنم هم ?یه آدمم ، فارغ از جنسیت ( که البته همه میدونن فقط یه جنسه که دنبال فارغ از جنسیت شدنه ?  ...) اومدم که بگم منم هستم ?</description>
                <category>ساکورا</category>
                <author>ساکورا</author>
                <pubDate>Mon, 12 Dec 2022 18:46:00 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>