<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های 🪐Nocturnal Saturn🪐</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_64981232</link>
        <description>&quot;به منطقه زحل شبگرد خوش اومدید! 🪐 گاهی لیلی می‌شم که برای مجنونش می‌نویسه، گاهی قاتلی بی‌رحم که برای مقتولش! اینجا برای نوشتن اومدم و پیشنهادات کاری و تبلیغات رو میپزیرم😁🪐&quot;</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 10:35:46</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3911951/avatar/M7VS72.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>🪐Nocturnal Saturn🪐</title>
            <link>https://virgool.io/@m_64981232</link>
        </image>

                    <item>
                <title>قهوه ی صبح گاهی☕️🔪🩸</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64981232/%D9%82%D9%87%D9%88%D9%87-%DB%8C-%D8%B5%D8%A8%D8%AD-%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%EF%B8%8F%F0%9F%A9%B8-u61rhnb4sc39</link>
                <description>تو💔 https://virgool.io/p/u61rhnb4sc39/%D8%AA%D9%88%F0%9F%92%94  https://virgool.io/p/u61rhnb4sc39/%D8%A7%D8%B3%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85.%D8%AFSaturnlittlehouse%F0%9F%AA%90 Saturn little house🪐11 اکتبر سال 1985ساعت 4 بعد ظهر+:چطور این اتفاق افتاد؟-:نمیدونم وقتی داشتم از پله ها بالا میرفتم دیدم در خونه ی آقای سالیوان بازه و یک دست لای دره هیچ کاری نتونستم بکنم جز اینکه به شما زنگ بزنم آقای مارتینس[به پلیس زنگ زده]دوازده ساعت قبل یعنی ساعت 4 صبح همون روزسالیوان عادت داشت که هر روز راس ساعت 4صبح یک فنجان قهوه ی تلخ که بویش همچون بوی چوب سوخته ی درختان افرا بود بخورد تا صبح خیلی زودش را با انرژی و سر زندگی شروع کند.سالیوان یکی از بهترین وکیل های لندن بود که او به قدری خوب بود که حتی اگر پرنده ای را از قبل برای خود بسته بودند.(دست های پشته پرده ، قاضی های پولکی و جلسات دادگاه خریده شده اشاره داره.)او راس ساعت 3:30 صبح با امیلی یکی از دوستانش بود، در خانه خود او قرار داشت.سالیوان در تمام 11 سال وکالت خود تنها یک بار یک پرونده را باخت که اوهم پرونده ی امیلی بود که 3 سال پیش امیلی به دلیل نداشتن مدرک کافی در اون یک دادگاه باخت.پرونده ی امیلیهمسر امیلی که دوست صمیمی سالیوان می شد.روزی در خیابان های شهر زیبای لندن قدم میزد.فرناندو که به داخل یک مغازه رفت،او یک نوشیدنی با يخ سفارش داد.بعد از گذر زمانی اندک نوشیدنی با يخ و دوز بالای الکل را برایش آوردند. او نوشیدنی را گرفت و خورد و راه افتاد.او در خیابان های لندن پرسه میزد و تلو تلو می‌خورد و بادی که کاش نمی وزید ، وزید!                آن باد کلاه او را به سمت کوچه ی بن بستی کشید!                                                                      فرناندو دوید تا کلاهش را بگیرد وقتی که رسید انتهای کوچه ی بم بست و کلاهش را در دست گرفت و ایستاد و به سمت دهانه ی کوچه برگشت دید که مردی قد بلند و سیاه پوش دستانش را دور گردن مردی کوتاه قد که در تاریکی شب فقط و فقط رنگ سفید کت و شلوارش معلوم بود حلقه کرده بود و داشت او را خفه می‌کرد، گرمی مسی از سر فرناندو پرید بی محابا کلاهش را پرت کرد و به سمت آن دو دوید و ........ .ادامه دارد.......</description>
                <category>🪐Nocturnal Saturn🪐</category>
                <author>🪐Nocturnal Saturn🪐</author>
                <pubDate>Sat, 22 Mar 2025 15:32:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باران بی صدا💔</title>
                <link>https://virgool.io/@m_64981232/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D8%A7-pqn6qmymyfta</link>
                <description>مگه چیکار کرده بودم که اینطوری ولم کرد!💔 &quot;و در زمانی که زیر بارون ایستاده بودم و به او نگاه میکردم که چطور بدون اینکه به پشت سرش نگاه کند می‌رود&quot;او هرگز به پشت سرش نگاه نکرد هر چه دور تر و دور تر میشد تکه،تکه های قلب شیشه ای من به زمین می ریخت که در تک به تک آن شیشه های شکسته که بر روی زمین ریخته انعکاس چشم هایش که چطور مرا نگاه می‌کردند بود.زمان ! آه ای زمان!دقیقا نمی‌دانم چقدر طول کشید تا برود شاید دو یا سه دقیقه ولی برای من زمان يخ زد بود سردی زمان آرام آرام بند بند وجودم را در بر می‌گرفت!زمان سپری نمیشد ولی در آن زمان های یخ زده ،بارانی بی صدا و بی اختیار از چشمانم جاری می شد ............. . (پایان) </description>
                <category>🪐Nocturnal Saturn🪐</category>
                <author>🪐Nocturnal Saturn🪐</author>
                <pubDate>Sat, 22 Mar 2025 05:55:54 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>