<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیرحسین پالیزدار</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_65123785</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 05:55:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>امیرحسین پالیزدار</title>
            <link>https://virgool.io/@m_65123785</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_65123785/%D8%B1%D8%B1-yxg2avpzrgr4</link>
                <description>https://utype.ir/https://blog.faradars.org/https://www.kanoon.ir/Article/56377https://www.beytoote.com/art/song/exaggeration-array1-literature.html?m=1https://madresenevisandegi.com/2610/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%80-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%D9%85%D8%AB%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87%E2%80%8C/https://madresenevisandegi.com/26502/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/</description>
                <category>امیرحسین پالیزدار</category>
                <author>امیرحسین پالیزدار</author>
                <pubDate>Sat, 23 Dec 2023 01:37:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چچ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_65123785/%DA%86%DA%86-pbxzhe8afa18</link>
                <description>با اینکه دانستن تاریخ ادبیات ایران عزیزمان باعث احساس غرور شده که چقد شاعران و دوره های پرافتخاری به جای گذاشتیم اما نباید از این بحث شیرین به سادگی عبور کردبا اینکه دانستن تاریخ ادبیات ایران عزیزمان باعث احساس غرور شده که چقد شاعران و دوره های پرافتخاری به جای گذاشتیم اما نباید از این بحث شیرین به سادگی عبور کردبا اینکه دانستن تاریخ ادبیات ایران عزیزمان باعث احساس غرور شده که چقد شاعران و دوره های پرافتخاری به جای گذاشتیم اما نباید از این بحث شیرین به سادگی عبور کرد</description>
                <category>امیرحسین پالیزدار</category>
                <author>امیرحسین پالیزدار</author>
                <pubDate>Sat, 23 Dec 2023 01:26:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ح</title>
                <link>https://virgool.io/@m_65123785/%D8%AD-cz1flcda93qs</link>
                <description>شعر فارسی زیبایی خودش را درصدی مدیون به آرایه های ادبی است چرا که زیبایی دو چندان به شعر داده و شنونده و مخاطب را جذب خود میکند.با اینکه هرچه از گذشته به حال سبک و سیاق نوشتن در ادبیات پارسی عوض شده اما ارایه های ادبی ماندگاری و جاودانگی خود را در این بخش بجای گذاشته است.این ارایه ها افراد زیادی را مجذوب به شعر و نثر میکندچه بهتر که بیشتر مورد اهمیت قرار گرفته شود!</description>
                <category>امیرحسین پالیزدار</category>
                <author>امیرحسین پالیزدار</author>
                <pubDate>Sat, 23 Dec 2023 01:17:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_65123785/%D8%AE-cckjego00ruf</link>
                <description>تابه‌حال در سخنان امروزی شنیده‌اید که فردی می‌گوید: «به قول فلانی...» و صحبتی از فردی معتبر و شناخته شده را به زبان می‌آورد؟ در واقع گوینده با این کار مطمئن است که دیگران از درستیِ کلام آن فرد اطمینان دارند و راحت تر حرف اصلی را می‌پذیرند. این حالت نمونه‌ای از آرایه تضمین است که از قدیم هم به ویژه در اشعار فارسی به کار می‌رفته است.باید بدانید که تضمین در معنای برعهده گرفتن و ضمانت کردن است‌. در آرایه‌های ادبی این واژه به معنای آوردن مصراع، بیت یا ابیاتی از شعر دیگران در شعر خود است. این آرایه، به گروه آرایه‌های معنوی اختصاص دارد.برای درک بهتر آرایه تضمین به شعر زیر از استاد شفیعی کدکنی دقت کنید که بیتی از سعدی را تضمین کرده است؛گفتی «به روزگاران مهری نشسته» گفتم«بیرون نمی‌توان کرد حتی به روزگاران»و شعری که سعدی سروده است:به روزگاران مهری نشسته بر دلبیرون نمی‌توان کرد الا به روزگارانچه زمانی می‌توان از آرایه تضمین استفاده کرد؟۱- برای اثبات کلام۲- برای ضمانت درستی سخن۳- برای اثربخشی بیشتر در ذهن خواننده۴- برای کوتاه کردن مطالب طولانی۱- معمولاً شعر یا عبارت تضمین شده در گیومه قرار می‌گیرد. پس به رعایت علائم نگارشی دقت کنید.۲- اگر شعر مشهور و شاعر آن شناخته شده باشد نیازی به ذکر نام صاحب اثر نیست؛ در غیر این صورت، لازم است نام شاعر ذکر شود تا به سرقت ادبی متهم نشوید.یک بیت شعر یاد کن زانکه رودکیگرچه ترا نگفت سزاوار آن تویی«جز برتری نجویی گویی که آتشیجز راستی نخواهی ماناتر از اویی»انواع تضمیناین آرایه بر اساس ظاهر شدن یا نشدن در متن به دو دسته تضمین آشکار و تضمین پنهان تقسیم می‌شود.تضمین آشکاردر آرایه تضمین آشکار، شاعر بیت یا آیه‌ای را به صورت کامل در شعر خود می‌آورد و نام شاعر یا نشانه‌ای را به صورت واضح قید می‌کند. البته باید توجه داشت که ممکن است مصراع یا بخشی که آورده می‌شود کوچک باشد ولی عیناً و بدون هیچ تغییری باید بیاید.به طور مثال در شعر زیر، شاعر با آوردن نام فردوسی و همینطور بیتی عینی از شعر او، تضمینی آشکار ساخته است.چه خوش گفت فردوسی پاکزادکه رحمت بر آن تربت پاک باد«میازار موری که دانه کش استکه جان دارد و جان شیرین خوش است»تضمین پنهانآرایه تضمین پنهان زمانی رخ می‌دهد که شاعر بدون قید نامِ صاحب اثر، از شعر ایشان استفاده کند و گاهی آن بخش از شعر را در گیومه قرار می‌دهد. اصولاً در تضمین‌ پنهان از آثاری استفاده می‌کنند که به چشم خوانندگان آشنا باشد، پس در مواقعی که از تضمین پنهان استفاده می‌شود اغلب خودِ اثر، نمایشگر صاحب خود خواهد بود.نه او نمرده است که من زنده‌ام هنوزاو زنده است در غم و شعر و خیال من…آن شیرزن بمیرد؟! او شهریار زاد«هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق»در این شعر، شهریار مصراعی از شعر حافظ را برداشت کرده ولی این مصراع آنچنان معروف است که نیازی به معرفی خالق اثر ندارد.@آرایه حسن تعلیل چیست؟در اصطلاح ادبی، حسن تعلیل یعنی شاعر برای قانع کردن خواننده از دلایل خیال‌انگیز و شاعرانه، اما غیر واقعی استفاده می‌کند. در واقع همین‌که علت یک رویداد بی‌منطق و غیر‌واقعی باشد، حسن تعلیل به‌وجود می‌آید.بید مجنون در تمام عمر، سر بالا نکردحاصل بی‌حاصلی نبود جز شرمندگیصائب تبریزی، غزلیاتدر این بیت علت خمیدگی شاخه‌های بید مجنون را، خجالت از نداشتن میوه و محصول بیان کرده در صورتی که این دلیل غیر واقعی است؛ اما به صورت زیبایی شاعرانه شده و در ذهن خواننده قابل باور و زیبا است.نکته قابل توجه در این آرایه این است که علتی که برای حسن تعلیل بیان می‌شود، نباید بر پایه تشبیهات و نظریات علمی باشد. هدف شاعر فقط باید ارائه دلیلی باشد که خواننده را قانع کند و ادعایی کند که در عین غیرحقیقی بودن به مذاق خواننده خوش بیاید.@حس آمیزی در اصطلاح ادبی، به کار بردن حس یا محسوسی است در حوزه حس یا محسوس دیگر، یا درآمیختن حواس با یکدیگر. برای مثال، در حافظ در مصراع «جوابِ تلخ می‌زیبد لبِ لعل شکرخا را» کلمه «جواب»‌ را که شنیدنی است و مربوط به حس شنوایی، در حوزه حس چشایی به کار برده است (تلخ را به آن نسبت داده است). به عبارت ساده‌تر، وقتی در شعر یا نثر حداقل دو حس متفاوت را بیاوریم و آن‌ها را با هم ترکیب و آمیخته کنیم، آرایه حس آمیزی داریم. مثلاً اگر بگویی «بوی خوش می‌شنوم» برای حس بویایی را با حس شنوایی آمیخته‌ایم و حس‌آمیزی داریم.• حس شنوایی: بیان آن با خصوصیاتی از قبیل صوت، صدا، نغمه، آواز بیان می‌شود و فعل‌های گوش دادن، شنیدن و... برای بیان این حس بیان می‌شود.• حس چشایی: شیرینی، ترشی، تلخی، بی‌مزگی و... مربوط به این حس هستند و خوردن و چشیدن و نوشیدن از فعل‌های مربوط به آن.• حس بویایی: عطر و امثال آن از کلمات بیان این هستند و فعل‌هایی مانند بوییدن و استشمام برای توضیح این حس به کار می‌روند.• حس بساوایی: حس بساوایی یا لامسه حسی است که با احساس‌هایی مانند سردی و گرمی، درد، خارش و اعمالی مانند ضربه زدن، زبری و نرمی، سفت بودن و شل بودن و... توصیف می‌شود.@پارادوکس یا متناقض‌نما آرایه‌ای معنوی است. این آرایه، تناقضی ظاهری میان دو کلمه متضاد است. دو کلمه که هر یک به شکل جداگانه، متضاد همدیگر هستند ولی وقتی در یک ترکیب قرار می‌گیرند، واحدی را می‌سازند که معنی متفاوتی می‌دهد. درک این ترکیب‌ها برای خوانندگان آن لذتبخش و سبب خیال‌انگیز شدن آن می‌شود.کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشقبیا که یاد تو آرامشی است طوفانیقیصر امین‌پورآرامشی طوفانی، وضعیتی است که هیچ‌گاه رخ نمی‌دهد؛ طوفان به‌هم‌ریختگی‌ای به همراه دارد که آرامش در آن معنا ندارد ولی در این ترکیب واحد معناداری ساخته شده است.هرگز وجود حاضر غائب شنیده‌ای؟من در میان جمع و دلم جای دیگر است.سعدیآرایه پارادوکس می‌تواند به شکل‌های مختلفی در نظم و نثر ایجاد شود که عبارتند از؛1- ترکیب اضافی یا ترکیب وصفیپناهِ بی‌پناه2- ترکیب دو اسم یا دو صفتبیابانِ آباد3- اسم متناقض به صورت کنایهتیر را با کمان یار کردن4- دو اسم که از متعلقات هم سرچشمه می‌گیرندتو ز روی مهربانی به میان مگر درآییکه کنند صلح با هم شب ما و روشناییکلیم همدانی5- دو اسم متناقض که با حروف اضافه به هم متصل‌اند@لف و نشر چه نوع آرایه‌ای است؟لف و نشر به آرایه‌های معنوی اختصاص دارد. گاهی در بیت‌ یا متنی، چندین کلمه به صورت مبهم حاضر می‌شوند. در ادامه هم چندین کلمه دیگر فعل یا صفتی را درباره آنها توضیح می‌دهند، در چنین صورتی می‌توانیم بگوییم آرایه لف و نشر ایجاد شده است.یاد باد آنکه ز چشم خوش و لعل لب تونقل مجلس همه بادام و شکر بود مراخواجوی کرمانیاینکه چگونه تشخیص دهیم اصلا بیتی آرایه لف و نشر را دارد یا نه، در ادامه این مقاله خواهیم خواند؛ اما با در نظر گرفتن اینکه این بیت آرایه لف و نشر  دارد، آن را بررسی می‌کنیم.در مصراع اول کلمات چشم و لب را داریم و در مصراع دوم کلمات بادام و شکر را. در ادبیات فارسی برای توضیح برخی کلمات از صفات یا تشبیهات استفاده می‌کنند. در این مثال هم بادام توضیحی برای چشم و شکر توضیحی برای لب است. بنابراین چشم با عنوان لف ۱، لب با عنوان لف ۲ و بادام با عنوان نشر ۱ و شکر با عنوان نشر ۲ شناخته می‌شوند.انواع لف و نشرلف‌ و نشر نیز همانند دیگر آرایه‌ها انواعی دارد که به ترتیب قرارگیری لف‌ها و نشرها بستگی دارد. بنابراین می‌توان برای آن دو حالت مرتب و مشوش را در نظر گرفت.لف و نشر مرتباگر ترتیب آمدن لف‌ها با نشر‌ها یکی باشد، لف و نشر مرتب رخ می‌دهد. یعنی ترتیب توضیح کلمات لف پشت سرهم باشد؛ پس:لف ۱ --&gt; نشر۲لف ۱ --&gt; نشر۲منعم مکن از دیدن قد و رخ و چشمشمن انس به سرو و گل و بادام گرفتملف ۱: قد      --&gt;    نشر 1: سرولف ۲: رخ     --&gt;    نشر ۲: گللف ۳: چشم --&gt;    نشر ۳: بادامسرو در ادبیات فارسی نماد بلندبالاییست و به قد و قامت نسبت می‌دهند، گل نماد زیبایی است که به رخ نسبت می‌دهند و بادام هم نمادی از چشم‌های درشت و زیباست. در اینجا هم شاعر برای تعریف از یار به ترتیب قد به سرو، رخ به گل و چشم به بادام نسبت داده ‌است. از آنجایی که هر نشر، بنا بر ترتیب لف آورده شده، پس می‌توان گفت این بیت لف و نشر مرتب دارد.لف و نشر مشوشاگر ترتیب قرارگرفتن لف و نشرها جابه‌جا شود، لف و نشر مشوش رخ می‌دهد. نوع مشوش این آرایه همواره هنرمندانه‌تر و شاعرانه‌تر است.در باغ شد از قد و رخ و زلف تو بی‌آبگلبرگ تری، سرو سهی، سنبل سیرآبخاقانیلف ۱: قد      --&gt;     نشر ۲: سرو سهیلف ۲: رخ    --&gt;     نشر ۳: گلبرگ تریلف ۳: زلف   --&gt;     نشر ۱: شنبل سیرآبهمان‌طوری که مشاهده کردید، در مصراع اول به ترتیب کلمات قد، رخ و زلف را داریم اما ابتدا گلبرگ (رخ)، و بعد سرو (قد) آمده است و ترتیب لف و نشر مرتب را ندارد. بنابراین در این بیت لف و نشر مشوش وجود دارد.</description>
                <category>امیرحسین پالیزدار</category>
                <author>امیرحسین پالیزدار</author>
                <pubDate>Sat, 23 Dec 2023 00:55:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_65123785/%DA%86-nbojida1cqlh</link>
                <description>یکی از آرایه های ادبی معنوی است که در ادبیات پارسی کاربرد فراوانی دارد به طور که برای توصیف و ساخت صحنه های حماسی تا روایت های غنایی و عاشقانه استفاده می شود. شاهنامه فردوسی از جمله آثاری است که آرایه اغراق در آن به وفور یافت می شود چرا که از مناسب ترین ابزارها برای ساخت صحنه های حماسی است.اما غزلیات عاشقانه سعدی و حافظ و دیگر شاعران بزرگ ادبیات فارسی نیز اغراق های بسیار زیبایی دارند که در تاثیر گذاری اشعار آنها نقش داشته است.در بسیاری از مواقع در میان آرایه اغراق، مبالغه و غلو تفاوتی قائل نمی شوند و آنها را به جای یکدیگر استفاده می کنند و به طور کلی هنگامی که ادعای وجود یک ویژگی یا اتفاق خاص و... وجود دارد که از لحاظ های مختلفی ناممکن و نشدنی است اغراق انجام شده است. استفاده از این آرایه در نثرها و شعرهای ادبی تاثیر خوبی دارد و باعث خیال انگیز شدن متن می شود اما زیبایی آن در جایی است که غیرممکن ها به گونه ای توصیف شوند که ممکن به نظر برسد.آرایه اغراق چه کاربردی دارد؟به طور کلی مهم ترین شاخصه اغراق بزرگنمایی است؛ بدین ترتیب هنرمندان می توانند تصور مخاطب از موضوع را (برای مثال غم دوری از معشوق) به شدت مورد تاثیر قرار قرار دهند و با آن ارتباط برقرار کنند. بدین ترتیب علاوه بر خیال انگیز شدن نثر و شعر، اثر بخشی کلام نیز بیشتر می شود و شاعران یا نویسندگان می توانند با استفاده از این آرایه معانی کوچک را بسیار بزرگ و معانی بزرگ را کوچک شمارند.انواع اغراق در ادبیاتجالب است بدانید که انواع مختلفی از اغراق در ادبیات فارسی وجود دارد که با توجه به میزان بزرگنمایی و برخی از موارد با یکدگیر تفاوت هایی دارند. همانطور که گفته شد این سه مورد ممکن است با یکدیگر نیز اشتباه گرفته شوند:۱. مبالغهدر این نوع، گفته ی افراد از نظر عقلی شدنی است و عادتا هم مثال هایی در زندگی دارد. به زبانی دیگر مبالغه، افراط در توصیف چیزی است. بیت زیر از فرخی سیستانی مثالی برای مبالغه است:هرچه ماهی باشد اندر قعر دریا خون شود / گر سموم هیبتش بر قعر دریا بگذرد۲. اغراقدر واقع اغراق از نظر عقلی ممکن است اما عادتا ناممکن یا غیر رایج است. این بیت از سعدی مثال خوبی از اغراق در وصف زیبایی معشوق است:به زیور ها بیارایند وقتی خوبرویان را / تو سیمین تن چنان خوبی که زیورها بیارایی۳. غلوسومین مورد نیز غلو می باشد که نه با دیدگاه منطقی و عقل ممکن به نظر می رسد و نه در زندگی عادی نمونه ای دارد. برای مثال این بیت از شاهنامه فردوسی را بخوانید:دلاور ز گفت پدر چون هژبر / یکی نعره زد کآب خون شد در ابر@مراعات نظیر یا مراعات النظیر در لغت به معنای رعایت تناسب و در اصطلاح بدیع از آرایه‌های ادبی، آن است که در نظم و نثر کلماتی نظیر همدیگر را بیاورند و چیزهایی را که با هم متناسب باشند جمع کنند، مانند کلمه‌های کمان و تیر در بیت زیر:از آن به خاک نشستم که آن کمان ابرومرا چو تیر سوی خود کشید و دور انداختو یا کلمات شب‌دزد، عیار، تاج و کمر در بیت زیر:تکیه بر اختر شب‌دزد مکن کاین عیارتاج کاووس ببرد و کمر کیخسروغزلیات، حافظنکته: آرایه مراعات ‌نظیر همیشه در نظم مشاهده نمی‌شود بلکه در نثر هم کاربرد دارد.تناسب‌ها در آرایه مراعات نظیرزمانی می‌‌توانیم بگوییم کلمات با یکدیگر مراعات نظیر دارند که تناسباتی میان آنها رخ داده باشد. تناسب در مراعات نظیر انواع مختلفی دارد که عبارتند از:تناسب جنسخورشید، ماه، ستاره، کهکشان، سیاره ‌(همگی از اجرام آسمانی هستند)گل، لاله، یاسمن، شکوفه (همگی از اجزای طبیعت هستند)لب، چشم، دهان (همگی از اجزای بدن انسان هستند)تناسب مشابهتچشم و نرگس، قد و سرو، دهن و غنچهتناسب تضمن و ملازمتخسرو و شیرین، لیلی و مجنون، وامق و عذرا@ايهام و ايهام‌تناسب؛ دو آرايه‌ي مشابه اما متفاوتايهام، آوردن واژه‌اي است با حداقل دو معني (يكي نزديك به ذهن و ديگري دور از ذهن)مقصود شاعر، معمولاً معني دور است و گاهي هر دو معني افاده مي‌شود.در ايهام، واژه‌ي داراي اين آرايه، ذهن مخاطب را بر سر دو راهي قرار مي‌دهد كه كدام معني را انتخاب كند و در وهله‌ي اول، اين انتخاب، اندكي دشوار به نظر مي‌رسد و همين دشواري در انتخاب معناي درست‌تر، بيش‌ترين لذت را براي مخاطب به ارمغان مي‌آورد.درك كامل آرايه‌ي ايهام و تشخيص مصاديق آن در ابيات و اشعار، نيازمند آگاهي از معاني مختلف واژه‌ها است.مثال: كيست حافظ تا ننوشد باده بي آواز رود / عاشق مسكين چرا چندين تحمّل بايدش؟در اين بيت، «رود» دو معنا دارد: 1) نهر و رودخانه (آب جاري) / 2) نوعي ساز موسيقياييدر وهله‌ي اول، ذهن در انتخاب معناي اصلي مورد نظر شاعر ترديد مي‌كند، اما با قدري جست‌وجو و تأمل بيش‌تر و با قراين موجود در جمله (عاشق، باده) درمي‌يابيم كه مقصود اصلي شاعر، «ساز» است نه نهر!البته فراموش نكنيم كه در ايهام، هر دو معني پذيرفتني است و جمله با جايگزيني هر دو معنا، كامل و درست است و مفهوم خاصي را مي‌رساند؛در حقيقت تفاوت ايهام با ايهام تناسب در همين نكته‌ي ظريف (قابل پذيرش بودن هر دو معناي دور و نزديك در ايهام و قابل پذيرش بودن تنها يك معنا در ايهام تناسب) است.ايهام تناسب:اين آرايه، همان‌طور که از نام آن پیداست، جمع دو صنعت «ایهام» و «تناسب» (مراعات نظير) است. در ايهام تناسب، مانند ايهام، يك واژه داراي بيش از يك معناست با اين تفاوت كه یکی از اين معانی، در شعر حضور دارد (معنای حاضر) و شعر با آن معنی كامل مي‌شود و مفهوم خود را مي‌رساند و معني ديگر كه در شعر حضور ندارد (معنای غایب) تنها با واژه يا واژگان ديگري در همان شعر، داراي تناسب است.بنابراين، در ايهام تناسب (برخلاف ايهام)، تنها يكي از معاني واژه است كه در شعر جايگزين مي‌شود و معناي ديگر قابل پذيرش نيست؛ يعني اگر آن را در جمله جايگزين كنيم، شعر معناي درست خود را از دست مي‌دهد!مثال: چون شبنم اوفتاده بدم پيش آفتاب / مهرم به جان رسيد و به عيّوق بر شدمدر اين بيت، «مهر» دو معنا دارد: 1) خورشيد 2) عشق و محبتاگر معناي «خورشيد» را در جمله جايگزين كنيم، بيت معناي درستي نخواهد داشت: خورشيد من به جان رسيد!!! (نادرست است) اما همين واژه با «آفتاب» و «عيّوق» (نام يك ستاره) تناسب دارد و آرايه‌ي مراعات نظير مي‌سازد.و اما معناي درست و مورد نظر شاعر، «عشق و محبت» است.@آرایه تلمیح چیست؟معنی تلمیح در فرهنگ‌‌نامه معین، نگاه تند و آنی به چیزی افکندن یا اشاره کردن است؛ آرایه تلمیح هم نوعی آرایه معنوی است. این آرایه هنگامی‌ اتفاق می‌افتد که شاعر یا نویسنده در شعر یا متن خود به داستان و مثلی معروف اشاره می‌کنند یا اصطلاحات رایج علمی‌ را می آورد.آرایه تلمیح باعث می‌شود تا ذهن شنونده یا خواننده به سمت آن مطلب برود و تداعی معانی آنی اتفاق بیافتد و ماندگاری چنین آثاری به واسطه این تداعیِ معانی، بسیار در ذهن ماندگار خواهد شد. شاعر در این مواقع از آیات قرآن، احادیث، داستان‌ها تاریخ، شخصیت‌ها شاخص تاریخی و داستان های مشهور مثل‌ داستان پیامبران استفاده می‌کند. از این‌رو ارایه تلمیح یکی از تکنیکی‌ترین آرایه‌ها برای اثربخشی در ذهن مخاطب و تجسم‌پردازی اتفاقات در متون و اشعار شناخته شده ‌است‌.یک نکته مهم درباره آرایه تلمیحنکته مهم در تلمیح آن است که باید نشانه‌های گفته شده درباره مثل یا داستان واضح باشد تا بتوان از روی نشانه‌ها به داستان مورد نظر رسید، وگرنه تلمیح نیست.</description>
                <category>امیرحسین پالیزدار</category>
                <author>امیرحسین پالیزدار</author>
                <pubDate>Sat, 23 Dec 2023 00:36:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>..</title>
                <link>https://virgool.io/@m_65123785/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-icqpqtwm3cxs</link>
                <description>یکی از مسئله‌های بنیادین در زیبایی‌شناسیِ هنر تکرار است. زیبایی و لطافتِ تکرار را می‌توان در صدای آرام‌بخشِ قطرات باران یا خش‌خشِ برگ‌های پاییزی که با باد این‌سو و آن‌سو می‌روند به خوبی احساس کرد. واج‌آرایی نیز یکی از بدایع لفظی است که از همین تکرار ساخته می‌شود. به زبان ساده، «واج آرایی» یا «نغمه حروف» آرایه‌ای است که در آن، یک یا چند صامت یا مصوت بیش از حد معمول تکرار می‌‌شود، به‌ گونه‌ای که این تکرار کلام را خوش‌آهنگ و اثربخشی آن را افزون می‌کند. در ادبیات انگلیسی به واج آرایی Alliteration می‌گویند.شاید معروف‌ترین مثالی که در کلاس‌های درس و کتاب‌ها برای واج‌آرایی بیان می‌شود، بیت زیر از منوچهری باشد که در آن، صامت‌های «خ» و «ز» چند بار تکرار شده‌اند:خیزید و خز آرید که هنگام خزان استباد خنک از جانب خوارزم وزان استمی‌بینیم که شاعر چقدر زیبا صدای برگ‌های پاییزی را با تکرار چند حرف تداعی کرده است.یا در بیتی از شاهنامه فردوسی، می‌بینیم که صامت‌های «چ» و «خ» و «ر»، به ترتیب، چهار، پنج و شش بار تکرار شده‌اند:ستون کرد چپ را و خم کرد راستخروش از خم چرخ چاچی بخاستدر ضمن واج آرایی در اکثر شعر ها وجود داردو می توان گفت تقریبا هیچ شعری نیست که واج آرایی نداشته باشد.@ممکن است وقتی در حال خواندن یک متن هستید، متوجه شده باشید که برخی کلمات تلفظ یکسان دارند و معانی مختلفی از آنها اراده می‌شود. ممکن است تلفظ دو کلمه تا حد زیادی به هم شبیه باشد و تنها در یک واج اختلاف داشته باشند، اما معنای آنها کاملاً متفاوت باشد. در چنین مواقعی به یکی از پرکاربردترین و زیباترین آرایه‌های لفظی برخورده‌اید که به آن آرایه جناس می‌گویند.جناس یعنی چه؟جناس در فرهنگ اصطلاحات ادبی به معنای هم‌جنسی است؛ یعنی چند چیز از نظر ظاهر، یکی باشند.آرایه جناس به ایجاد موسیقی و افزایش دلنشینی کلام می‌افزاید و از آنجایی که برخی کلمات مشابه اما با معانی متفاوت هستند، سبب تفکر و تخیل خواننده و در نهایت اثربخشی بیشتر متن یا شعر می‌شود.چون آرایه جناس بخش قافیه را نیز در برمی‌گیرد، در بسیاری از اشعار خودنمایی می‌کند و آرایه ایست که مورد استفاده و استقبال شاعران است.انواع جناسآرایه جناس به دو بخش کلی جناس ناقص و جناس تام تقسیم می‌شود که جناس ناقص نیز بر سه قسمت قابل تقسیم است و در ادامه هریک را به تفکیک توضیح خواهیم داد.جناس تامدر جناس تام، ارکان جناس از نظر خوانداری و نوشتاری حرکت و تعداد حروف کاملاً برابر هستند و فقط در معنی تفاوت دارند. مانند:شیر خوراکیشیر حیوانشیر شیر آببرای درک بهتر این آرایه به مثال زیر هم دقت کنید:عشق شوری در نهاد ما نهاددر اینجا دو کلمه نهاد و نهاد از نظر خوانداری و نوشتاری کاملاً مشابه هستند؛ اما نهاد اول به معنای ذات و وجود انسان است و نهاد دوم به معنای قرار دادن و گذاشتن. پس این دو کلمه جناس تام دارند.جناس لفظیگروهی معتقدند نوعی جناس در دسته جناس تام داریم به نام، جناس لفظی. این نوع جناس از لحاظ شنیداری کاملا برابر است. اما املای واج مشترک آن متفاوت است و معانی متفاوتی هم دارد.دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مراگرچه عمری به خطا دوست خطابش کردمفرخی یزدی، غزلیاتدر این بیت کلمه ختا و خطا در هنگام خواندن دقیقا شبیه هم هستند اما املای متفاوتی دارند. یعنی اگر کسی این بیت را بشنود بدون تأمل نمی‌تواند تفاوت نوشتاری بین ختا و خطا را درک کند اما این دو کلمه هم از نوع املا و هم معنی متفاوتند پس می‌توان روی آن نام جناس لفظ گذاشت.جناس ناقصهمانطوری که گفته شد جناس ناقص از اختلاف یک یا دو حرف در کلمه یا معانی مختلف به وجود می‌آید و عبارتند از؛جناس ناقص یا محرف یا ناهمسانجناسیست که در شیوه نگارش یکسان است، اما از نظر معنایی و حرکت و تعداد حروف به‌کار رفته متفاوت باشد. در واقع به هر جناسی که تام نباشد، جناس ناقص گفته می‌شود که خود انواعی دارد و عبارتند از؛ جناس ناقص اختلافی، جناس ناقص افزایشی، و جناس ناقص حرکتی.مانند جویم و پویم (جناس ناقص اختلافی)مِهر و مُهر (جناس ناقص حرکتی)لطیف و لطیفه (جناس ناقص افزایش)جناس ناقص اختلافیارکان این جناس در یک حرف با یکدیگر اختلاف دارند و مهم نیست که این اختلاف در اول وسط یا آخر کلمه اتفاق بیفتد. در برخی از منابع، بر اساس مکان اختلاف اول، وسط، آخر این جناس را به چندین بخش تقسیم کرده‌اند و نامگذاری‌های متفاوتی دارند.اگر جسمم بسوزی سوته خواهماگر چشمم بدوزی دوته خواهمباباطاهردر این بیت کلمات بسوزی و بدوزی از نظر نوشتار فقط در یک حرف  س و ز با یکدیگر تفاوت دارند و معنای یکسانی هم ندارند، پس می‌توان آنها را به عنوان جناس ناقص اختلافی درنظر گرفت.جناس ناقص افزایشی یا زائدجناسی است که تعداد حروف به کار رفته در یکی از ارکان جناس، یک واحد بیشتر از رکن دیگر باشد. گاه می‌تواند این افزایش در ابتدا کلمه باشد، مثل تاب و عتاب  و گاه می‌تواند در انتهای کلمه باشد، مثل نام و نامه. گاهی نیز می‌تواند میان کلمه باشد، مثل قامت و قیامت. نکته قابل توجه این است که فقط یک حرف اضافه تر از تعداد حروف کلمه دیگر باشد.می‌نمود آن مرغ را هرگون شگفتتا که باشد کاندر آید او به گفتمولانا، مثنویدر این بیت دو کلمه شگفت و گفت با یکدیگر در حرف ش اختلاف دارند و معنی متفاوتی هم دارند پس جناس ناقص افزایشی هستند.جناس ناقص حرکتیجناسیست که در آن دو کلمه از لحاظ نوشتار کاملاً برابر هستند اما در حرکت کلمات (مصوت‌ها) باهم اختلاف دارند. مثل خَلق و خُلقای مِهر تو بر دل‌ها، ای مُهر تو بر لب‌هاوی شور تو در سَرها وی سِر تو در جان‌هاسعدی، غزلیاتدر این بیت دو کلمه مِهر و مُهر املای یکسانی دارند، اما در هنگام خواندن در حرکت اولین حرف تفاوت دارند‌ پس جناس ناقص حرکتی هستند.البته در این بیت بین سَر و سِر نیز همین حالت جناس برقرار است.@سجع در لغت به معنای آواز کبوتر است و در اصطلاح ادبی آوردن کلمه‌های هم قافیه در پایان جمله‌های نثر است که در وزن، یا حرف آخر و یا هر دو (وزن و حرف اخر) یکی باشند. در واقع می‌توانیم بگوییم سجع در نثر مانند قافیه در شعر است.نثر زیر نمونه ای از کاربرد آرایه‌ سجع از خواجه عبد الله انصاری است:«عشق آدمی خوار است. نه نام دارد و نه ننگ. نه صلح دارد و نه جنگ.»@موازنه روبروی هم قرار گرفتن سجع‌های متوازی یا متوازن در دو یا چند جمله یا مصراع است که سبب ایجاد هماهنگی بین آن‌ها می‌شود.در این بیت موازنه به کار رفته است:چراغ ار چه رفیع خاک پایتعقل ار چه بزرگ طفل راهت@ترصیع در لغت به معنای «جواهر نشان کردن» است. اگر کلمات دو مصراع یا دو جمله دو به دو مانند هم تکرار شوند و یا بین‌شان سجع متوازی برقرار شود می‌گوییم آرایه‌ی ترصیع وجود دارد.به این مثال از جامی نگاه کنید:هم حرکاتش متناسب به همهم خطواتش متقارب به هم@تکرار، آن است که  کلمه‌ای را چند بار در شعر یا نثر بیاورند به طوری که آن را خوش آهنگ‌تر کند و سبب اثرگذاری بیشتری شود.به این بیت گوش نواز و آهنگین از مولانا نگاه کنید:هم نظری هم خبری هم قمران را قمریهم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکری@تصدیر زیر مجموعه‌ی آرایه تکرار است. اگر واژه‌ای در اول و آخر یک بیت تکرار شود، به آن آرایه‌ تصدیر می‌گویند.در بیت حافظ آرایه‌ تصدیر داریم:آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دستعالمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی@هرگاه شاعر یا نویسنده کلمات و ترکیباتی را در بخشی از یک بیت یا عبارت بیاورد و در بخش دیگرِ همان بیت یا عبارت جای آن ترکیبات یا کلمه‌ها را عوض کند، آرایه‌ی عکس ساخته‌ می‌شود.این بیت از مولانا آرایه‌ عکس دارد:تن ز جان و جان ز تن مستور نیستلیک کس را دید جان دستور نیست</description>
                <category>امیرحسین پالیزدار</category>
                <author>امیرحسین پالیزدار</author>
                <pubDate>Sat, 23 Dec 2023 00:10:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مجاز</title>
                <link>https://virgool.io/@m_65123785/%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2-dc2otg74yule</link>
                <description>در عنصر مجاز شوق و اشتیاقی در خواننده برای جست ‌و‌جو و طلب مفهوم تازه است.و این یک عامل درونی است که سخن را تاثیر و نفوذ پذیری بیشتری می‌بخشد.شفیعی کدکنیتعریف کلمه مجازمجاز در لغت به معنای غیر واقعی است.هر واژه‌ای می‌تواند یک معنای اصلی داشته باشد و یک یا چند معنای غیراصلی. به معنای اصلی آن حقیقی و به معنای غیراصلی‌اش مجازی می‌گویند.آرایه مجاز چیستآرایه‌ مجاز به آرایه‌ای گفته می‌شود که معنای کلمه در معنای غیرحقیقی آن به کار رفته باشد. به چه شرطی؟ به شرط وجود علاقه و قرینه.لیوان افتاد و شکست.لیوان در معنای حقیقی خودش به کار رفته است.او همه‌ لیوان را آشامید.در جمله دوم منظور از لیوان آن چیزی است که در داخل لیوان است نه خودِ لیوان. زیرا لیوان که قابل آشامیدن نیست. پس لیوان در جمله‌ی دوم می‌شود مجاز از نوشیدنی داخل لیوان.مسابقات والیبال، در ایران برگزار شد.ایران به معنای واقعی و اصلی خودش یعنی کشور ایران به کار رفته است.در مسابقات والیبال، ایران به مقام اول رسید.در جمله‌ دوم منظور از ایران، تیم ایران است نه کشور ایران. پس «ایران» در این جمله مجاز از تیم ایران یا والیبالیست‌های ایرانی است.علاقه و قرینه در مجاز چیستشرط به کار بردن معنای غیرحقیقی کلمه در مجاز را وجود علاقه و قرینه عنوان کردیم.به نوعی وجود علاقه یا قرینه کمک می‌کند تا معنای مجازی و غیرواقعی کلمه تشخیص داده شود. اکنون ببینیم این دو به چه معنایی هستند.علاقه در آرایه مجازعلاقه حکم پل را دارد. یعنی رابطه‌ و پیوندی که بین معنای حقیقی و مجازی یک واژه وجود دارد. علاقه انواع مختلفی دارد که در پایین مفصل به آن اشاره کرده‌ایم.به این مثال توجه کنید:سپید شد چو درخت شکوفه‌دار سرم.● مجاز: سر مجاز از مو● علاقه: در اینجا سر، مجاز از مو است. دلیل اینکه شاعر به جای مو، سر را به کار برده است علاقه یا همان رابطه‌ای است که میان معنای حقیقی سر و معنای مجازی آن یعنی مو وجود دارد. در واقع در این مثال علاقه از نوع علاقه جزئیه است. یعنی بخشی از یک چیز به جای کل آن چیز به کار رفته استلیوان را سر کشیدم● مجاز: لیوان مجاز از آب● علاقه: لیوان به آب ارتباط دارد – رابطه آب و جایگاهش همان لیوان است. لیوان را که نمی‌شود خورد اما چون جایگاه آب است پس یک دلیل می‌شود.قرینه در آرایه مجازقرینه در مجاز، حکم چراغ چشمک‌زن را دارد. به ما علامت می‌دهد تا ذهن‌مان را از معنای حقیقی کلمه دور نماییم و به سمت معنای مجازی و غیر حقیقی آن هدایت کنیم. در اصل همان نشانه و دلیلی است که ما را به سمت معنای ثانویه و غیر حقیقی می‌برد.به مثال دقت کنید:کلاس تشویق کرد● مجاز: کلاس مجاز از بچه‌ها● قرینه: کلاس چون جایگاه بچه‌هاست پس دلیل و نشانه، بچه‌ها می‌شوندانواع علاقه (رابطه) در مجازعلاقه به صورتهای مختلف در مجاز قرار می گیرد که اگر بخواهیم دسته‌بندی مناسبی از آن ارائه دهیم آن را در ۸ بخش بررسی می‌کنیم.1 مجاز به علاقه کلیه2 مجاز به علاقه جزئیه3 مجار به  علاقه  محلیه4 مجاز به  محلیه وارون5 مجاز به علاقه آلیه یا وسیله‌ای6 مجاز به علاقه سببیه7 مجاز به علاقه جنسیت8 مجاز به علاقه لازمیهدر ادامه انواع علاقه را به همراه مثال بررسی می‌کنیم:۱ – مجاز به علاقه کلیهآوردن کل یک چیز به جای بخشی از آن.دست در حلقهٔ آن زلفِ دوتا نتوان کردتکیه بر عهدِ تو و بادِ صبا نتوان کرد● مجاز: دست● مجاز از: انگشتان دست● علاقه: منظور از دست، همان انگشتان دست است.۲ – مجاز به علاقه جزئیهبخشی از یک چیز به جای کل آن.و گر رفت و آثار خیرش نماندنشاید پس مرگش الحمد خواند● مجاز: الحمد● مجاز از: سوره‌ فاتحه● علاقه: الحمد جزئی ازسوره‌ فاتحه است و منظور همان کل سوره‌ حمد است.۳ – مجاز به علاقه محلیهآوردن مکان چیزی به جای خود آن چیز.یکی دشت با دیدگان پر زخونکه تا او کی آید ز آتش برون● مجاز: دشت● مجاز از: مردم● علاقه: منظور از دشت، همان مردم دشت است.۴- مجاز به محلیه وارونبه کار بردن محتوای یک چیز به جای مکان آن چیز.باده ناب دست تو● مجاز: باده‌ ناب● مجاز از: جام باده● علاقه: محتوای جام، به جای جام شراب به کار برده است.۵ – مجاز به علاقه آلیه یا وسیله‌ایآوردن ابزار چیزی به جای خود آن چیز.هر کو نکند فهمی زین کِلک خیال‌انگیزنقشش به حرام، ار خود صورتگر چین باشد● مجاز: کلک به معنای قلم● مجاز از: شعر و نوشته● علاقه: از کلک یا همان قلم به جای شعر و نوشته استفاده شده است.۶ – مجاز به علاقه سببیهآوردن سبب چیزی به جای آن چیز.دیدم که نَفَسم در نمی‌گیرد و آتشم در هیزم تر اثر نمی‌کند.● مجاز: نفس● مجاز از: سخن، کلامعلاقه: نفس کشیدن سبب زنده ماندن و در نتیجه سخن گفتن است.۷- مجازبه علاقه جنسیتآوردن جنس چیزی به جای خود آن چیز.چو سوفارش آند به پهنای گوشز شاخ گوزنان برآمد خروش● مجاز: شاخ گوزن● مجاز از: کمانعلاقه: شاعر در این جا به جای کمان جنس آن را که از شاخ گوزن است ذکر کرده است.۸- مجاز به علاقه لازمیهبه کار بردن لازم و ملزوم به جای یکدیگر.محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماستچون رخت از آن توست به یغما چه حاجت است؟● مجاز: خون● مجاز از: کشتن● علاقه: خون که عامل زنده بودن است به جای کشتن به کار رفته است.کنایهکنایه در لغت به چه معناست؟کلمه کنایه در زبان عربی به معنای توهین، نیشخند، سخن همراه با طعنه، ریشخند و در نهایت بیانی غیر‌واضح و پوشیده است.اما آرایه کنایه در ادبیات به آن معناست که برخی جملات یا ترکیبات دو معنی دارند. یک رو از این معنی در ظاهر و روی دیگر آن در باطن است. این معانی با یکدیگر تفاوت دارند و قصد اصلی گوینده یا نویسنده معنای باطنی آن است. پس گوینده یا نویسنده کنایه قصد دارد تا در خفا و محترمانه معنی‌ای را به صورت غیرمستقیم برساند. کنایه‌ها می‌توانند جملات، ترکیبات اضافی، وصفی و مرکب باشند.ساختار آرایه کنایهدر ساختمان یک ترکیب کنایی دو عبارت مکنی به و مکنی عنه در کتب ذکر شده است که مکنی‌به همان صورت ظاهری و مکنی‌عنه معنا و صورت باطنیست. این اصطلاحات را با یک مثال بهتر می‌توانید درک کنید.خون کسی را ریختن کنایه از کشتن کسیخون ریختن به معنای کشتن است. در این کنایه خون ریختن مکنی به و معنای هدف آن که کشتن است مکنی عنه استانواع کنایهکنایه آرایه‌ای‌ است که به دلیل قدمتش انواع متفاوتی دارد. در کتب آرایه‌های ادبی، آرایه کنایه را از سه جهت تقسیم‌بندی کرده‌اند؛ انواع کنایه از نظر نقش مکنی‌عنه، انواع کنایه از نظر وضوح معنا و انواع کنایه از نظر انتقال معنا. در ادامه هر یک از این انواع را بررسی می‌کنیم.انواع کنایه از نظر مکنی‌عنهاین حالت خود به سه دسته تقسیم می‌شود؛ زیرا ممکن است مکنی عنه به صورت موصوف یا اسم،‌ فعل یا مصدر و یا صفت بیاید. به مثال‌های زیر دقت کنید:1- موصوف یا اسمرفیق گرمابه و گلستان کنایه از رفیق صمیمیدر این حالت یک یا چند صفت، جمله یا عبارت وصفی را پشت سر هم و در معنای کنایی استفاده می‌کنیم.۲- فعل یا مصدرآب در هاون کوبیدن یا باد در قفس کردن کنایه از انجام کاری بیهودهاستفاده از فعل یا مصدر یکی از پرکاربردترین ساختار‌ها در ساختن کنایه است. به مثال توجه کنید.آش برای کسی پختن کنایه از نقشه کشیدن برای اذیت و آزار کسی۳- صفتآرایه کنایه ممکن است به شیوه صفت در جمله ظاهر شود و باید آن را از دیگر صفت‌ها و ساختار جمله تشخیص داد. به مثال زیر دقت کنید:پای آبله شدن کنایه از عاجز و ناتوان شدنچه مواقعی می‌توانیم از کنایه استفاده کنیم؟از آنجایی که کنایه آرایه‌ای است که امروزه در محاوره بسیاری از افراد به کار بسته می‌شود، شاید برایتان این سوال پیش بیاید که چرا افراد باید در لفافه سخن بگویند و به طور مستقیم حرف خود را نزنند؟ در متن زیر به دلایل استفاده از کنایه‌ها می‌پردازیم.۱- ترس از بیان واضحدر برخی مواقع گفتن حرف به صورت صریح ممکن است شرایط فرد را به خطر بیندازد؛ یا گوینده از بیان معنای اصلی خود خجالت بکشد به همین دلیل از کنایه در متن‌ها و سخنان خود و یا ابهام و ایهام استفاده می‌کنند.۲- شیوا شدن سخندر ادبیات، بیان غیر واضح سخن باعث هنری‌تر شدن و هوشمندانه شدن کلام می‌شود. این مورد از گذشته‌ خیلی دور تا به امروز ادامه داشته است.3- رعایت کردن ادبدر برخی مواقع محتوای کلام به صورتی است که اگر مستقیم بیان شود؛ بی‌ادبی محسوب می‌شود. پس گوینده با استفاده از آرایه کنایه از بی‌ادبی جلوگیری می‌کند.۴- معمایی کردن کلامگاهی اوقات گوینده برای اینکه ذهن شنونده را به چالش بکشد و فرد را به تأمل و تفکر وادار کند؛ در سخنانش از کنایه استفاده می‌کند.۵- اغراق و مبالغه در کلامگاهی گوینده برای بزرگنمایی و مبالغه در سخن خود از کنایه‌ها کمک می‌گیرد.</description>
                <category>امیرحسین پالیزدار</category>
                <author>امیرحسین پالیزدار</author>
                <pubDate>Fri, 22 Dec 2023 22:50:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استعاره</title>
                <link>https://virgool.io/@m_65123785/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%87-od3db7fj5tfj</link>
                <description>استعاره یعنی چه؟معنی لغوی استعاره، ایما یا اشاره است. در واقع استفاده از کلمه‌ در جایگاهی به‌جز معنی اصلی و حقیقی‌اش را استعاره می‌گویند. به تعبیر دیگر، قرض گرفتن معنای یک کلمه از کلمه‌ای دیگر را استعاره می‌گویند.اما استعاره در ادبیات به چه معناست؟به اختصار می‌توان گفت استعاره نوعی تشبیه است که در آن یکی از ارکان اصلی تشبیه (مشبه یا مشبه به) حذف شده باشد. در واقع استعاره کلمه‌ایست که بین معنی واقعی و معنی به‌ کار برده‌شده آن، شباهتی وجود دارد. به این مثال توجه کنید:ماه من آمده است.در اینجا ماه، آرایه استعاره است. معنی اصلی ماه یک سیاره است اما به دلیل زیبایی زیاد، آن را به زیبایی‌های دنیایی (معشوق) نسبت می‌دهیم. اما در دنیای استعاره، منظور از ماه، انسانی زیباروست؛ زیرا همانطور که گفته شد شباهتی بین معنی واقعی و معنی به کاربرده شده در جمله وجود دارد. ماه زیباست،‌ معشوقه زیباست، پس معشوقه همانند ماه است. تا اینجا با یک تشبیه سر و کار داریم اما زمانی که ادعا می کنیم معشوق از فرط زیبایی، خود ماه است،‌ یک استعاره ساخته‌ایم.انواع آرایه استعارههر استعاره‌ فقط یکی از ارکان اول یا دوم تشبیه را دارد و به همین دلیل به دو نوع تقسیم می‌شود.استعاره آشکار یا مصرّحهاستعاره مصرحه استعاره‌ای است که در آن فقط مشبه به حضور دارد. این نوع استعاره، را استعاره‌ای حسی دانسته‌اند. منظور از حسی بودن، یکی از حواس پنج‌گانه بینایی، بویایی، چشایی، لامسه، شنوایی است. استعاره مصرحه خود ۳ حالت مجرد، مرشحه و مطلقه دارد.استعاره مصرحه مجرداستعاره مجرد، ساده‌ترین نوع آن است و ذهن نیاز به تلاش زیادی برای درک آن ندارد. در این استعاره، مشبه به  با یکی از ویژگی‌ها یا نشانه‌های مشبه همراه می‌شود. برای مثال در بیت زیر، معشوق (مشبه) همانند سروی (مشبه به) خرامان (وجه شبه) تصویر شده است.سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کندهمدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌کندحافظاستعاره مصرحه مرشحهدرک استعاره مرشحه نسبت به همه استعاره‌ها دشوارتر است. ذهن برای درک چنین استعاره‌هایی نیاز به تخیل فراوان دارد. برای تشخیص این نوع از استعاره باید بدانید که مشبه به، با ویژگی‌ها یا نشانه‌های مشبه به همراه می‌شود. برای مثال در بین زیر لعل، استعاره از لب است. زیرا لب (مشبه)‌ را به لعل انگشتر (مشبه به) تشبیه کرده است و کلمات انگشتری و نگین از ویژگی‌های مشبه به هستند.از لعل تو گر یابم انگشتری زنهارصد ملک سلیمانم در زیر نگین باشدحافظاستعاره مصرحه مطلقهاستعاره مطلقه از حیث زیبایی و سختی چیزی میان استعاره مجرد و مرشحه است؛ استعاره‌ای متعادل و طبیعی است و ذهن از آن لذت بسیار می‌برد. در این استعاره، مشبه به  با یکی از ویژگی‌های مشبه به و مشبه همراه می‌شود.نزیبد مرا با جوانان چمیدکه بر عارضم صبح پیری دمیدسعدی، بوستانصبح استعاره از ریش و موی سفید است. عارض به معنای چهره و رخسار است. همانطوری که می‌دانیم صبح بر چهره نمی‌دمد. شاعر رنگ سفید را که نشانه پیری است به نور صبح تشبیه کرده است که بر صورتش تابیده است.استعاره پنهان یا مکنیهاستاره مکنیه استعاره‌ایست که در آن مشبه به جای مشبه به  آمده و نشانه‌ای از مشبه به  حاضر می‌شود؛ یعنی فقط مشبه به صورت واضح حضور دارد. برای آنکه این مفهوم را بهتر درک کنید، به جمله زیر دقت کنید:چشم‌هایش می‌خندید.در این جمله، اینطور تصور شده که چشم‌های یار همانند لب‌های انسان میخندید؛ بنابراین، چشم‌هایش مشبه است و مشبه به  حذف شده. پس استعاره مکنیه است.نکته: می‌توان گفت هر تشخیص نوعی استعاره مکنیه است ولی هر استعاره مکنیه‌ای، تشخیص نیست.انواع استعاره مکنیه1- نسبت دادن ویژگی انسان به غیرانسانگل گریان، خورشید خندان، درخت بخشنده2- نسبت دادن ویژگی انسان به اعضای خودشقطار رفت و پاهای او در ایستگاه جا ماند.دست‌هایش می‌رفتند.3- نسبت دادن ویژگی جانداران به غیر جاندار یا همان جان بخشی به اشیادست طبیعت، پنجه تقدیر،‌ چشم روزگار4- منادا‌های غیر انسانیای خورشیداضافه استعارییکی از انواع ترکیبات اضافی، اضافه استعاری است. اگر نویسنده مضاف‌الیه را به مضاف تشبیه نکند، بلکه به چیزی تشبیه کند که مضاف از زیرشاخه‌های مضاف‌الیه باشد آنگاه آن ترکیب یک اضافه استعاری است. در واقع مضاف در این ترکیب‌ها به معنای واقعی خود نمی‌آید و ما مضاف‌الیه را به چیز یا کسی تشبیه می‌کنیم که زیر مجموعه‌ای از مضاف باشد ولی برای مضاف‌الیه به معنای واقعی به‌کار نرود و یک تصویر یا خیال باشد. به روایتی دیگر اضافه استعاری زمانی رخ می‌دهد که پدیده‌ای طبیعی، صفتی انسانی بگیرند.دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدمنقشی به یاد خط تو بر آب می‌زدمحافظنحوه تشخیص اضافه استعاریاضافه تشبیهی و استعاری با هم مرتبط و مشابه هستند. همانطور که در بخش تشبیه گفته شد یکی از ساده‌ترین راه‌های تشخیص اضافه تشبیهی آن است که در ابتدا جای کلمات را با هم عوض کنیم و سپس بین دو کلمه، مانند را اضافه کنیم و در انتها، فعل است را قرار می‌دهیم، اگر جمله معنا داشت، این ترکیب اضافه تشبیهی است و اگر معنایی نداد اضافه استعاری است.</description>
                <category>امیرحسین پالیزدار</category>
                <author>امیرحسین پالیزدار</author>
                <pubDate>Fri, 22 Dec 2023 22:46:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تشبیه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_65123785/%D8%AA%D8%B4%D8%A8%DB%8C%D9%87-wudmrumodcfu</link>
                <description>تشبیه مانند کردن چیزی به چیز دیگر است و یکی از زیباترین آرایه‌های ادبیات فارسی است که شاعران در اشعار خود از آن بسیار استفاده می‌کنند. در این مقاله قصد داریم این آرایه را با مثال برای شما توضیح بدهیم؛ از انواع آن و روش تشخیص اجزای یک تشبیه بگوییم.تشبیه به چه معناست؟معنای لغوی تشبیه در فرهنگ‌نامه معین اینطور نوشته شده است:صورت چیزی را به چیز دیگری مانند کردنپس تشبیه در آرایه ادبی، مانند کردن کسی یا چیزی به کسی یا چیز دیگر به وسیله ادات تشبیه است.خوب است بدانید که این آرایه یکی از پرکاربردترین آرایه‌های فارسی است که در محاوره هم بسیار از آن استفاده می‌کنیم. شاعرانی مانند فردوسی، حافظ و سعدی بیش از دیگران از آن استفاده کرده‌اند.چرا تشبیه متن را زیبا می‌کند؟تشبیه به متن ویژگی‌هایی می‌بخشد که آنها را زیباتر می‌کند، این ویژگی‌ها عبارتند از؛1- غیرقابل منتظره بودناین ویژگی از آن حیث جالب است که دو یا چند چیز را که تقریباً شباهتی آشکار به هم ندارند، به یکدیگر نسبت می‌دهد تا معنی و مقصود نویسنده یا شاعر از نوشته، برای خواننده قابل درک شود.2- اغراق کردندر تشبیه همیشه کمی اغراق وجود دارد. هرچقدر اغراق بیشتر باشد، زیبایی تشبیه را بیشتر می‌کند.3- ایجاد معمایکی از زیبایی‌های تشبیه در متن آن است که در ظاهر و با نگاه اول درست و بدیهی به نظر نمی‌رسد و شنونده متحیر می‌کند، اما با کمی تأمل ربط آن نمایان می‌شود. در واقع نمی‌توان دو چیز را که در واقعیت از یک جنس هستند به هم نسبت داد و آن را تشبیه دانست. بیت زیر نمایش واضحی از کاربرد و وجود این آرایه برای زیبایی و خوانایی اشعار است که درخشندگی چهره را به خورشید تشبیه کرده است.رها شد ز بند زره موی اودرخشان چو خورشید شد روی اوفردوسی، شاهنامهارکان تشبیه یا اجزای تشبیههمانطور که در معنی این آرایه‌ گفته شد تشبیه از اجزای مختلفی تشکیل می‌شود که عبارتند از مشبه، مشبه‌به، وجه شبه، ادات تشبیه که در ادامه درباره هرکدام توضیحاتی را می‌خوانید.مشبهرکن اول تشبیه، مشبه است. مشبه چیزی است که آن را به چیز دیگری تشبیه می‌کنیم؛ به تعبیری دیگر، طرف اول تشبیه مشبه است. در مثال زیر همدردی به چسب تشبیه شده است و مشبه است.همدردی در ارتباط انسان، مانند چسب است و اجازه می‌دهد عمق احساس دیگران را دریابیم.خیره به خورشید، اروین یالوممشبه بهمشبه‌به رکن دوم است. چیزی است که مشبه به آن تشبیه شده‌است. به عبارتی طرف دوم تشبیه، مشبه‌به است. در مثال زیر زبان آدمیزاد به خود او (جسم و جانش) تشبیه شده است. پس عبارت خود او، مشبه به است.زبان آدمیزاد مثل خود او ناقص و ناتوان است.زنده به گور، صادق هدایتنکته: کلمه یا صفتی که مشبه‌به قرار می‌گیرد، باید شناخته شده‌‌تر و معروف‌تر از مشبه باشد که فهم آن برای خواننده راحت‌ باشد. هر چه این ویژگی بیشتر در تشبیه رعایت شود، گیرایی و زیبایی متن بیشتر می‌شود.وجه شبهرکن سوم تشبیه، وجه شبه است که رابطه‌ای میان مشبه و مشبه‌به برقرار می‌کند؛ به عبارتی دیگر، وجه شبه همان ویژگی یا ویژگی‌های اشتراکی میان مشبه و مشبه‌به است. پس مشبه با داشتن این ویژگی شبیه به مشبه‌به می‌شود. در مثال زیر، تقسیم شدن، وجه اشتراک جهان سیاستمدارن و کیک عروسی است و وجه شبه قرار گرفته است.سیاستمداران جهان را مثل کیک عروسی میان خود تقسیم کرده‌اند.مسافرخانه بندر بارانداز، احمدرضا احمدیادات تشبیه یا ارکان تشبیهرکن چهارم تشبیه، ارکان یا ادات تشبیه است و اجزای تشبیه را به یکدیگر مرتبط می‌کند. ادات در زبان فارسی، حروفی هستند که معنی شباهت را به خواننده می‌رسانند. پرکابردترین ادات تشبیه در زبان و ادبیات فارسی عبارتند از مثل، مانند، همچون، همچو، چون و چو. در مثال پایین، کلمه ما به وسیله چون، به شمع تشبیه شده است.امروز [ما] باید به لطف خداوند چون شمعی سوزان در انگلستان بتابیم.فارنهایت 451، ری بردبرینکته: باید توجه داشت که کلمات چون و چو، هرگاه به معنای مثل و مانند در جملات ظاهر شوند، ارکان تشبیه به حساب می‌آیند و در غیر این صورت جزو ادات نیستند.روش تشخیص اجزای تشبیهبرای تشخیض ارکان تشبیه بهترین کار این است که جمله را بر اساس قواعد دستور زبان فارسی مرتب کنید. چون در اشعار فارسی شاعر برای رعایت وزن و قافیه اجزای جمله را جابجا می‌کند. سپس با پرسیدن سوالی ساده و پیدا کردن جواب آن از داخل جمله به نتیجه مطلوب می‌رسیم. یعنی باید تشخیص بدهیم که چه چیزی مثل چه چیز دیگر است و چه چیزی باعث این شباهت شده است؟حالا جواب سوال اول، مشبه و جواب سوال دوم، مشبه‌به و جواب بخش سوم، وجه شبه می‌شود و ادات تشبیه هم که مشخصا در هنگام مرتب سازی اجزای جمله نمایان شده است.ستارگان همچون خورشیدی کوچک در آسمان می‌درخشند.اجزای این جمله از لحاظ دستوری مرتب‌اند. پس به سراغ پاسخ سوال می‌رویم:چه چیزی به چه چیزی و از چه جهتی به هم شباهت دارند؟ستارگان از جهت درخشش به خورشیدی کوچک شباهت دارند.انواع تشبیه:ارکان لازم برای ساختن یک تشبیه مناسب رکن اول و دوم است. رکن سوم و چهارم می‌تواند به‌طور غیر‌مستقیم حضور پیدا کند یا اصلاً حاضر نشود. برخی از نویسندگان و شاعران معتقدند که اگر ادات و وجه شبه در تشبیه را حذف کنیم، ارزش تشبیه افزون می‌‌شود. یعنی تشبیه‌هایی که رکن سوم یا وجه شبه در آنها حاضر نشده باشند، بسیار گیراتر و رساتر خواهند بود. بنابراین تشبیه‌ها بر اساس اجزای حاضر خود می‌توانند اقسامی داشته باشند که در این مقاله ما پرکاربردترین تشبیه‌ها را به شما معرفی می‌کنیم:۱- تشبیه مرسلتشبیه مرسل تشبیهی است که در آن ادات تشبیه وجود دارد.روی چون ماهش در تاریکی می‌درخشید.در مثال بالا، کلمه چون، ادات تشبیه است و روی به ماه تشبیه شده است که می‌درخشد.۲- تشبیه موکداگر ادات تشبیه از جمله حذف شود به آن تشبیه موکد گفته می‌شود. در برخی کتب از این تشبیه با نام‌های مؤکد یا بالکنایه یا محذوف‌الادات نیز یاد شده است.برای آنکه تشبیه موکد را بهتر درک کنید،‌ شعر زیر را از نادر نادرپور بخوانید:دلی به ظلمت شب دارمغمی به وسعت ویرانینادر نادرپور،‌ اشعارمشبه مصرع اول کلمه دل، مشبه به آن، کلمه شب و وجه شبه آن، ظلمت است و هیچ ادات تشبیهی را نمی‌توانیم بیابیم.به یاد داشته باشید که ارزش ادبی تشبیه موکد از تشبیه مرسل بیشتر است؛ زیرا حذف ادات تشبیه باعث می‌شود کلام طبیعی‌تر به نظر برسد و از طرفی ذهن مخاطب با معنا بیشتر درگیر می‌شود.3- تشبیه بلیغدر تشبیه بلیغ، وجه شبه و ادات تشبیه ذکر نمی‌شود. پس این تشبیه تنها از مشبه و مشبه به ساخته می‌شود. تشبیه بلیغ در فن بیان، یکی از زیباترین انواع تشبیه است.درخت دوستی، پنجه تقدیر، دست روزگارباید بدانید که در کتاب‌ها، نام دیگر تشبیه بلیغ با عنوان اضافه تشبیهی نیز به کار برده شده است. زیرا این ترکیب از نظر دستوری از مضاف و مضاف‌الیه تشکیل شده است که بر پایه تشبیه شدن به یکدیگر در کنار هم قرار گرفته‌اند.دریای محبت، خورشید صلح، ابر مهربانی و ...نکته: نباید اضافه استعاری را با اضافه تشبیهی یکسان دانست. روش تشخیص آن ساده است؛ می‌توانیم در ابتدا جای کلمات را با هم عوض کنیم و سپس مابین دو کلمه، لغت مانند را اضافه کنیم و در انتها، فعل است را قرار بدهیم. بدین‌صورت اگر جمله معنی داشت، ترکیب اضافه تشبیهی است.مهد زمین؛ یعنی زمین مانند مهد است.که این جمله معنا دارد پس اضافه تشبیهی است.اما اگر جمله معنایی نداشت،‌ اضافه استعاری است که در مقاله آرایه استعاره، آن را به صورت مفصل شرح داده‌‌ایم.دست سرنوشت؛ یعنی سرنوشت مانند دست است.4- تشبیه بلیغ اسنادینوعی از تشبیه بلیغ وجود دارد که به آن تشبیه بلیغ اسنادی گفته می‌شود. یعنی در آن مشبه به به مشبه اسناد داده می‌شود.علم نور است.صورتش ماه بود.5- تشبیه مفردهرگاه طرفین اول و دوم تشبیه از یک چیز تشکیل شده باشند و کلمات یا صفاتی، وجه شبه آن باشد، تشبیه مفرد است.برق چشمانش همچون ستاره درخشان و روشن بود.در این جمله، مشبه ‌ترکیب برق چشمانش و مشبه به کلمه ستاره است. همچون، ادات تشبیه و درخشان و روشن وجه شبه است. دقت کنید این جمله دو وجه شبه دارد.6- تشبیه مرکبدر تشبیه مرکب، هیأتی به هیأت دیگر تشبیه شده است. در اشعار می‌توانید مشاهده کنید که مصرع اول در بیت، به‌کلی مشبه قرار گرفته و مصرع دوم مشبه به است.ديده اهل طمع به نعمت دنیاپُر نشود همچنان که چاه به شبنمسعدی</description>
                <category>امیرحسین پالیزدار</category>
                <author>امیرحسین پالیزدار</author>
                <pubDate>Fri, 22 Dec 2023 22:20:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_65123785/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-wvzrtkvrhdko</link>
                <description>آرایه های ادبی از دو بخش بیان و بدیع تشکیل شده است. بیان به آرایه های ادبی لفظی و بدیع به آرایه های ادبی معنوی اختصاص دارند.بیانبیان در اصطلاح ادبی، علومی است که با استفاده از آن می‌توان معنای واحدی را به شیوه‌های گوناگون بیان کرد. برای این کار می‌توان از آرایه های زیر استفاده کرد؛• تشبیه• استعاره• مجاز• کنایهعلم بیان در زبان فارسی تا حد زیادی از آثار یونانی‌ها به‌ویژه ارسطو تأثیر پذیرفته است و متفکران ایرانی و اسلامی بیشتر در قرآن به کشف چنینصناعاتی پرداختند.بدیعصنایع بدیع در ادبیات فارسی مانند بیان، یکی از علوم بلاغت است. این آرایه ها، شعر را زیبا می‌کنند. به اعتبار تحقیقات، نخستین کسی که به این دانش توجه کرد عبدالله‌ المعتز بود. قدامه‌بن‌جعفر، ابوهلال عسگری هم از افرادی بودند که به این موضوع پرداختند از هر کدام تألیفاتی به جا مانده است. از شاخص‌ترین کتاب‌هایی که از قرون قبل درباره این علوم نوشته شده است می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:• مفتاح‌العلوم، سکاکی• مطول کشاف اصطلاحات الفنون، رشید وطواط• کشف‌الفنون، رشید وطواط• حدائق‌السحر فی دقایق‌الشعر، رشید وطواط• ترجمان‌البلاغه، محمد رادویانیآرایه های بدیعی به دسته‌ای از آرایه ها گفته می‌شود که شاعر در آن ابتدا به معنای کلمات توجه می‌کند و با استفاده از آنها در ترکیبات مختلف باعث می شود تا شعر هم زیبایی خود را حفظ کند و هم از لحاظ معنایی پربار شود. آرایه های بدیعی به دو دسته لفظی و معنایی تقسیممی‌شوند.آرایه های لفظی بدیعآرایه های لفظی صرفا به زیبا کردن متن در قالب بازی با املای کلمات می‌پردازد. این آرایه ها عبارتند از:• واج آرایی• جناس• سجع• موازنه• ترصیع• تکرار/ تصدیر/ قلبآرایه های معنوی بدیعمعنای واژه‌ها در این آرایه ها اهمیت ویژه‌ای دارد. این آرایه ها عبارتند از؛• اغراق/ مبالغه/ غلو• مراعات نظیر یا تناسب• ایهام/ ایهام تناسب• تلمیح (اشاره)• تضمین• حسن تعلیل• حس‌آمیزی• پارادوکس• لف و نشرمعرفی کتاب‌های معاصر در زمینه آرایه های ادبی1 بیان، ‌سیروس شمیسا، انتشارات میترا2 بدیع، سیروس شمیسا، انتشارات میترا3 نگاهی تازه به بدیع، سیروس شمیسا، انتشارات میترا4 بلاغت: بدیع و بیان، حسن انوری و یوسف عالی عباس‌آباد5 فرهنگ اصطلاحات بدیعی و ادبی، کامل احمدنژاد و شیوا کمالی اصل،‌ انتشارات خاموش6 نگاهی به تطور فنون بدیعی، رمضان رضایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی7 فنون بلاغت و صناعات ادبی، جلال الدین همایی، انتشارات سخن8 بدیع از دیدگاه زیبایی‌شناسی، تقی وحیدیان‌ کامیار، انتشارات سمت9 از زبان‌ شناسی به ادبیات، کوروش صفوی، سوره مهر</description>
                <category>امیرحسین پالیزدار</category>
                <author>امیرحسین پالیزدار</author>
                <pubDate>Fri, 22 Dec 2023 21:51:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آرایه های ادبی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_65123785/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-dja8qe7xqsnt</link>
                <description>همانطور که می‌دانید، ایران دارای زبان و ادبیاتی غنی است و شاعران و نویسندگان توانمندی را در قلب خود پرورش داده است. این سرمایه‌های ملی برای زیبایی و خوانایی متون و اشعار خود از هزاران ترفند و ابزار بهره می‌بردند و آرایه های ادبی یکی از آن هزار ترفند است.در واقع،‌ آرایه های ادبی سری کلمات یا جملاتی هستند که اشعار و متون را به طرز شگفت‌آوری زیبا، خوانا و به‌یاد ماندنی می‌کنند. شاعران و نویسندگان با استفاده از چنین ابزراهایی تلاش می‌کنند تا بر زیبایی لفظی و معنایی شعر بیفزایند.ارایه های ادبی یا صناعات ادبی مجموعه‌‎‌ای از روش‌های نغز و هنرمندانه هستند که زیبایی و اثر بخشی کلام را از نظر لفظی و معنایی افزایش داده و سبب نفوذ کلام در دل مخاطب می‌شوند.آرایه از مصدر آراستن به معنی زینت دادن و آرایش کردن گرفته شده است. در واقع می‌توان گفت آرایه ابزاری است که وظیفه‌اش خوش نما و خوش منظر کردن جمله است.از این رو در این مقاله به معرفی آرایه‌های ادبی و انواع آن، همراه با مثال پرداختیم.</description>
                <category>امیرحسین پالیزدار</category>
                <author>امیرحسین پالیزدار</author>
                <pubDate>Fri, 22 Dec 2023 21:21:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش آلمان در تجهیز صدام به سلاحهای کشتار جمعی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_65123785/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AC%D9%87%DB%8C%D8%B2-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AD%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-vvhglcvv6idj</link>
                <description>آلمان طی دوران جنگ تحمیلی ساخت تأسیسات «سعد ۱۶» و قطعات کارخانه شیمیایی سامره را در اختیار رژیم بعث عراق قرار داد و ضمن آن نیز در زمینه صنایع موشکی با بغداد همکاری کرد. یک سخنگوی وزارت اقتصاد آلمان غریی در اعترافات خود در این باره گفته اس: یک پروژه نظامی موسوم به «سعد - ۱۶» در عراق توسط شرکت‌های آلمانی تحت پوشش یک مؤسسه وابسته به دانشگاه انجام شده است.در سالیان گذشته همراهی آلمان و سایر کشورهای اروپایی با تحریم‌های یکجانبه آمریکا که موجب نقض فاحش حقوق بشر مردم ایران شده است.  همچنین حافظه تاریخی ملت ایران هیچ گاه از یاد نخواهد برد که شرکت‌های آلمانی چگونه در دوران هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با صدام بر سر جان  رزمندگان و مردم ایرانی معامله کردند. از این سو باید گفت که آلمان فاقد هر گونه وجاهت و صلاحیت برای طرح ادعاهای حقوق بشری است چرا که با وجود ممنوعیت به کارگیری سلاح‌های شیمیایی توسط سازمان ملل، در جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، به طور مکرر این سلاح‌ها توسط رژیم بعث مورد استفاده قرار می‌گرفت.در پی پیشگامی المان برای برگزاری نشست ویژه شورای حقوق بشر در مورد رویدادهای اخیر کشورمان و تکرار اظهارات مداخله‌جویانه و بی‌پایه و اساس مقامات آلمانی، هانس اودو موتسل، سفیر جمهوری فدرال آلمان به وزارت امور خارجه احضار شد.در سالیان گذشته همراهی آلمان و سایر کشورهای اروپایی با تحریم‌های یکجانبه آمریکا که موجب نقض فاحش حقوق بشر مردم ایران شده است.همچنین حافظه تاریخی ملت ایران هیچ گاه از یاد نخواهد برد که شرکت‌های آلمانی چگونه در دوران هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با صدام بر سر جان رزمندگان و مردم ایرانی معامله کردند. از این سو باید گفت که آلمان فاقد هر گونه وجاهت و صلاحیت برای طرح ادعاهای حقوق بشری است چرا که با وجود ممنوعیت به کارگیری سلاح‌های شیمیایی توسط سازمان ملل، در جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، به طور مکرر این سلاح‌ها توسط رژیم بعث مورد استفاده قرار می‌گرفت.اکنون روشن شده است دولت‌های غربی که به طور همه جانبه از رژیم بعث حمایت می‌کردند، در تجهیز شیمایی عراق نقش فعالی داشتند. از جمله کشورهایی که در کنار دیگر کشورها مثل امریکا، فرانسه و انگلیس به تجهیز رژیم بعث پرداخت آلمان بود که حتی رسانه‌ها و برخی مقامات آلمان هم به آن اعتراف کردند.مجله «اشپیگل» چاپ آلمان ذیل یکی از گزارش‌های خود درباره جزئیات تجهیز رژیم بعث به سلاح‌های شیمیایی توسط آلمان نوشت: یک عراقی به نام علی قاضی گرفتار زندان صدام می‌شود که با وساطت رئیس‌جمهوری و وزیر امور خارجه آلمان از مرگ نجات پیدا می‌کند. پس از بازگشتش به آلمان با همکاری یک افسر عضو سازمان ضدجاسوسی آلمان غربی، ترتیب صدور یک کارخانه تهیه سلاح‌های شیمیائی به عراق داده می‌شود.به گزارش اشپیگل علی قاضی پس از بازگشت به آلمان بلافاصله با کمک یک عضو ارتش سازمان ضدجاسوسی آلمان در شهر هامبورگ شرکت صادرات و واردات تأسیس می‌کند و از طریق این‌ شرکت از «کنسرن معروف فورستای آلمان» وسائل یک کارخانه بزرگ تولید اسلحه شیمیایی را خریداری می‌کند. این کارخانه قادر بود سالیانه یک میلیون و هفتصد و شصت هزار تن مواد شیمیایی را به گازهای کشنده خردل و تابون مبدل سازد. بنابر این گزارش، صدور و حمل چنین کارخانه عظیمی به یک‌باره صورت نگرفته بلکه در قطعات و دفعات متعدد به واسطه ترکیه به عراق صادر می‌شد.مجله اشپیگل در گزارش دیگری نوشت: اینک در عراق در «سلمان پاک» در ساحل رودخانه دجله آزمایشگاه‌های تحقیقاتی تهیه گاز شیمیایی قرار دارد. در شهر «فلوجا» مواد خام اولیه تهیه می‌شود و بالاخره در شهر «سامره» گازهای خردل و گاز عصبی تابون به‌طور انبوه تولید می‌شود. بنابر این گزارش در هر سه شهر، شرکت‌های مختلف آلمان غربی حضور داشته و در ساختمان و تکمیل این کارخانه از آزمایشگاه تا تولید انبوه سهیم بوده‌اند.بنابر گزارش همین مجله، اطلاعات تحقیقات محرمانه حاکی از آن است که تأسیسات شیمیایی ساخته شده توسط شرکت‌های آلمانی در سامره عراق اخیرا موفق به تولید مواد شیمیایی بسیار مرگ‌بار تابون و لاست هم شده‌اند. کارشناسان آلمانی همچنین متوجه شده‌اند که سه کارخانه فروخته شده آلمانی به عراق قادر به تولید اسید سیائیدریک غلیظ و فشرده است.ادو اولفکات، خبرنگار آلمانی روزنامه مشهور «فرانکفورتر آلگماینه» که در دوران جنگ تحمیلی خبرنگار اعزامی این روزنامه به مناطق جنگی عراق بود می‌گوید: مقامات آلمانی بسیار خرسند بودند که این گازها را برای استفاده علیه ایران به صدام داده‌اند.علاوه بر این، آلمان طی دوران جنگ تحمیلی ساخت تأسیسات «سعد ۱۶» و قطعات کارخانه شیمیایی سامره را در اختیار رژیم بعث قرار داده و ضمن آن نیز در زمینه صنایع موشکی با بغداد همکاری کرده است. یک سخنگوی وزارت اقتصاد آلمان غریی در اعترافات خود در این باره می‌گوید: یک پروژه نظامی موسوم به «سعد - ۱۶» در عراق توسط شرکت‌های آلمانی تحت پوشش یک مؤسسه وابسته به دانشگاه انجام شده است.بنابر گزارش اشپیگل، شرکت‌های تسلیحاتی آلمانی متعلق به گروه «ام.بی.بی» بیش از آن‌چه تصور می‌رفت در تقویت قدرت نظامی عراق دست داشته‌اند. به طور مثال یک سلاح ساخته شده توسط ام.بی.بی که موج انفجاری آن مشابه با انفجار یک بمب کوچک اتمی است از طریق مصر به عراق فروخته شده است. ام.بی.بی همچنین از طریق شرکت فرانسوی «اویرومیسایل» حدود ۱۰ هزار قبضه موشک ضدتانک سیستم میلان و هات و نیز ۱۰۵۰ موشک ضدهوایی رولاند به عراق فروخته است.با آشکار شدن نقش آلمان در تجهیز رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی، اشپیگل ذیل یک گزارش نوشت: امروزه دیگر ثابت شده است که بدون فن‌آوری آلمان، عراق قادر به تولید موشک‌های دوربرد اسکاد B نبوده است. فن‌آوری پیشرفته‌ آلمان که در اختیار عراق قرار می‌گرفت؛ به بغداد این امکان را می‌داد که برد موشک‌های اسکاد B را به ۶۰۰ کیلومتر افزایش دهد.علاوه بر این، آلمان همچنین ۶۰ فروند بالگرد «BO-۱۰۵» مجهز به موشک وحشتناک ضد تانک «هات» به عراق فروخت. این بالگردها به صورت محرمانه و توسط اسپانیا که مونتاژ قسمتی از آنها را بر عهده داشت، تحویل رژیم بعث عراق شد تا نقض بی‌طرفی آلمان در برابر طرفین درگیر آشکار نشود.گردآورنده:امیرحسین پالیزداراستاد راهنما:علی اکبر حسنونددانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز</description>
                <category>امیرحسین پالیزدار</category>
                <author>امیرحسین پالیزدار</author>
                <pubDate>Sun, 15 Jan 2023 18:39:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویر استاری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_65123785/%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-qjbth17v1gk1</link>
                <description>« غلط های جزوه دفاع مقدس »صفحه ۲ انواع جنگ ها : ناهمتراز صفحه ۲ خط اخر : جزئی صفحه ۴ خط ۱ : ژئوپولتیکیصفحه ۵ خط ۱۰ : امپراطوری صفحه ۷ خط ۶ : اختلافات صفحه ۸ خط ۱۲ : بیکران صفحه ۹ خط ۱: نابسامانصفحه ۹ خط ۴ : عبارت است از صفحه ۹ خط ۵: توأم صفحه ۹ خط آخر : حاصلخیز صفحه ۱۰ خط آخر : به ویژه صفحه ۱۳ خط ۱۵ : یک سو صفحه ۱۶ خط ۴: توپخانه ای صفحه ۱۷ خط اول : طرح ریزی صفحه ۱۸ خط اول : طرح ریزی صفحه ۱۸ خط ۱۴: تصرف صفحه ۱۸ خط آخر : به طور کامل صفحه ۱۹ خط مورد ۸: قابل . اینچیصفحه ۲۰ خط ۸: متعاقبصفحه ۲۰ خط ۱۵: شد صفحه ۲۰ خط ۱۷ : پل صفحه ۲۲ خط ۴: به گور صفحه ۲۴ خط ۳: شلمچه صفحه ۲۴ خط ۵ : شمال غرب صفحه ۲۴ خط ۹: آن را صفحه ۲۴ خط ۱۰ : جابه جاییصفحه ۲۴ خط ۲۷: ژئوپولتیکیصفحه ۲۴ خط ۳۱: اعدام صفحه ۲۵ مورد ۸: قطعنامه صفحه ۲۵ مورد ۹ : سلاح ها صفحه ۲۵ . خط آخر : قطعنامه صفحه ۲۶ خط سوم : راه حل صفحه ۲۶ خط پنجم : مسائل صفحه ۲۶ مورد سوم : خاکمانصفحه ۲۶ مورد ۵: دکوئیار صفحه ۲۸ خط اول : سلاح هاصفحه ۲۸ خط دوم : کنوانسیونصفحه ۲۸ خط اخر : وحشی گری صفحه ۲۹ خط دوم : می شود صفحه ۲۹ خط ۱۰ : نیروگاه ها صفحه ۳۰ خط ۳ : فرانسوی ها صفحه ۳۱ خط۹ : بمباران ها صفحه ۳۲ خط ۶ : برگشتند _ می گویند صفحه ۳۳ خط اول : همه صفحه ۳۳ خط ۹: به خاکصفحه ۳۴ خط ۱۰ : حسنی صفحه ۳۴ خط ۱۴: نمی کرد صفحه ۳۴ خط ۱۸ : باز هم صفحه ۳۴خط ۲۰ : متعادل تریصفحه ۳۵ خط ۱۶: مجروحان صفحه ۳۵ خط اخر : کمک های صفحه ۳۶ خط دوم : اعلام صفحه ۳۷ خط سوم : فناوری صفحه ۳۷ خط اخر : فرهیختهامیرحسین پالیزدار استاد علی اکبر حسنوند</description>
                <category>امیرحسین پالیزدار</category>
                <author>امیرحسین پالیزدار</author>
                <pubDate>Sat, 14 Jan 2023 21:24:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصاحبه امیرمسعود بختیاری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_65123785/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-wz6mwymtrsur</link>
                <description>بیوگرافی مسعود بختیاری:مسعود بختیاری (زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۰ تهران) نظامی بازنشسته، مدرس دانشگاه و نویسنده ایرانی است، که در خلال جنگ ایران و عراق از فرماندهان ارشد ارتش جمهوری اسلامی ایران بود و ریاست عملیات نیروی زمینی ارتش را برعهده داشت. بختیاری فعالیت در ارتش شاهنشاهی ایران را از سال ۱۳۳۸ آغاز کرد. او از طراحان عملیات بیت‌المقدس بود.آثار نوشته شده توسط مسعود بختیاری:● فرماندهی در چشم‌انداز● آنچه گذشت: درس‌هایی از جنگ ایران و عراق● هشت سال دفاع مقدس● عملیات طریق‌القدس و آزادسازی شهر مرزی بستان● عملیات بیت‌المقدسگفته های امیر مسعود بختیاری درباره سال اول جنگ:دو ماه بعد از پیروزی انقلاب اختلاف ما با عراق شروع میشود و ما در ظرف ۲ تا ۶ ماه اول جنگ جلوی ارتش مجهز عراق را گرفتیم و خود این موضوع موفقیت است.دشمن میخواست خوزستان را در سال اول جنگ از کشور جدا کند اما ارتش مانع این اتفاق شد. ارتش به تنهایی اینکار را انجام داد زیرا بسیجیان فاقد سلاح و فاقد مهارت بودند و سپاه پاسداران طبق قانون اساسی و به گفته برخی از اعضای شورای آنها سپاه پاسداران نباید وارد جنگ خارجی می شدند و آنها مامور امنیت داخلی بودند.هیچکس نمیتواند منکر ایثار ، فداکاری ، روحیه و انگیزه شود اما در برابر ارتش مجهز عراق که به صورت هوایی و زمینی ما را مورد هجوم قرار داده بودند یک مقابله ی مشابه خود نیاز داشتند که تنها ارتش آنها را داشت و همچنین مهارت و تخصص در کاربرد آن را هم داشت.‌در اوایل جنگ ارتش ایران توانست پاسخ ها و واکنش های خوبی به حملات دشمن بدهد به همین دلیل مقاومت جسورانه و ستایش برانگیز ارتش ایران سبب شد که صدام حسین شوکه شود و در روز ششم جنگ خواستار آتش بس شودگرچه صدام حسین به اهداف خود نرسیده بود.اما به این باور رسیده بود که برنده ی جنگ نخواهد بود ولی می دانست که در این جنگ موفق و پیروز نخواهد شد.همین جنگ های نظامی که در ظاهر ناموفق می رسند ولی در باطن خود دارای دستاوردهایی هستند که باعث توقف ارتش عراق شدند و همین توقف ها باعث نرسیدن عراق به اهدافش و تقاضا آتش بس بود.وظیفه و نقش ارتش در جنگ تحمیلی عراق و ایران از نظر امیر مسعود بختیاری:همان طور که وظیفه یک پزشک تولید سلامتی است،وظیفه ارتش هم تولید امنیت است و ارتش یک سازمان ملی متعلق به کشور است و اگر امنیت نباشد چه پزشک چه مهندس فضایی برای کار نخواهند داشت و همه امور در سایه امنیتی که ارتش ایران برقرار کرده است،انجام می شود.تولید امنیت بالاترین مسئله در منافع ملی کشور است.همان ارتشی که در بسیاری از موارد در بلاتکلیفی بود که بماند یا نماند با همان وضع به تولید امنیت تلاش کرد و اگر این ارتش نبود بعد از انقلاب شاید ایرانی به صورت تجزیه نشده وجود نداشت.موفقیت های ارتش به گفته ایشان:میتوان متوقف کردن ارتش عراق، برتری نیروی هوایی و دریایی نسبت به عراق اشاره کرد.مصاحبه امیر مسعود بختیاری با صدا و سیما شبکه یک در رابطه با سال اول جنگ:بلافاصله بعد از حمله عراق با ۱۹۲ فروند هواپیما از ۷ پایگاه عراق به ایران به فاصله ۱ ساعت بعد از ورود از نیروهای هوایی ما بلند شدند این امر افتخارآمیز است که در آن شرایط ۴ فروند هواپیما از پایگاه بوشهر و همدان به سمت عراق رفتند.نیرو هوایی ما در ۲ روز اول جنگ به عراق نشان میدهد که اشتباه فاحشی کرده است.در آن زمان ارتش توانست برتری نیروهای هوایی و دریایی خود را به ارتش عراق نشان بدهد.یکی از تعاریفی که امروزه در ادبیات نظامی از جنگ تعريف مي شود این است که مانع شویم از اینکه دشمن به اهداف استراتژیک خود برسد و ارتش ایران مانع از این شد.و یک نکته ای که وجود دارد این است که ایثار و فداکاری و روحیه و انگیزه و هر چیز دیگری سر جای خودش اما آیا در مقابل تسلیحات مدرن تنها سینه ی باز و پر از احساس و دست خالی جواب گو است؟یعنی وقتی ۱۹۲ فروند هواپیما از پایگاه عراق بلند می شود و بمب باران می کند و توپخانه ی عراق آتش واری می کند و نیروی زرهی عراق وارد می شود ،آیا تنها با انگیزه خالی میشه کار کرد؟ نه ،بلکه نیروی مشابه خودش را می خواهد ،نیروی هوایی می خواهد که جواب نیروی هوایی عراق را بدهد،توپخانه ای می خواهد که جواب توپخانه را بدهد ،زرهی می خواهد که جواب زرهی بدهد و لذا کی این رو داشته؟ارتش،و مهارت و تخصص استفاده از آن را داشت.عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به ایران حمله کرد و در همان بعد از ظهر یعنی ۳ ساعت بعد هواپیما های ایران پایگاه های شعیبه و کرکوک را بمب باران می کنند و روز بعدش در یک مهر ماه ایران با ۳۰۰ سورتی پرواز یعنی ۱۴۰ فروند به عراق حمله می کند و این شوکی که به صدام حسین وارد می شود باعث می شود اساسا تمرکزشان از هم فرو بپاشد و این مقاومت باعث شد که در روز ششم جنگ صدام حسین تقاضای آتش بس بکند. مگر به اهداف خود رسیده بود؟نه،بلکه فهمیده بود جنگ را نمی برد.ایشان تاکید دارند ما در سال اول جنگ عدم موفقیت نداشتیم چون جلوی ارتش عراق ایستادگی کردیم و از نیروی هوایی عراق تقریبا برتری داشتیم ، زيرا نیروی هوایی آنها را از کار انداختیم.شما فکر می کنید موفقیت این است که ارتش عراق را از ایران بیرون کنیم در حالی که با چهار تا لشکری که در دست باقی مانده و چند سیاهی لشکر ،نمی توان ۱۲ لشکر عراقی را از خاک ایران بیرون کرد !ایشان از عملیات اچ 3 که در نیمه ی دوم سال اول جنگ اتفاق افتاد میگویند که بزرگترین ضربه ی هوایی را به ارتش عراق وارد کردند. آیا این ها جزء دلایل موفقیت در سال اول جنگ نیست!در طول ۸ سال جنگ با عراق،۲ میلیون و ۴۵۰ هزار نفر از جوانان ارتش جمهوری اسلامی ایران به صورت سرباز وظیفه یا افسر وظیفه خدمت کردند بدون اینکه اجباری در کار باشد و ۳۵۰۰۰ شهید از میان این سربازان وظیفه داریم.این جوانان همگی با شور و اشتیاق آمدند.گرچه می گوییم جوانان فعلی ما این گونه نیستند ولی هم اکنون بسیاری از آنان در بیابان ها و مرزها در حال خدمت هستند.امیر مسعود بختیاری در پایان به زیبایی ميگويند &quot;البته که جانفشانی انسان هرگز چیزی نیست که منکر آن شد&quot;.گرداورنده:امیرحسین پالیزداراستاد راهنما:علی اکبر حسنونددانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز</description>
                <category>امیرحسین پالیزدار</category>
                <author>امیرحسین پالیزدار</author>
                <pubDate>Fri, 30 Dec 2022 20:12:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مجاهدین خلق،سازمان جاسوسی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_65123785/%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%84%D9%82%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C-al1tl0p5sypb</link>
                <description>این سازمان در ۱۵ شهریور سال ۱۳۴۴ به رهبری محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و عبدالرضا نیک‌بین پایه‌گذاری شد؛ اما بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷، عبدالرضا نیک‌بین از فهرست رسمیِ بنیان‌گذاران، حذف شد و علی‌اصغر بدیع‌زادگان –که از سال ۱۳۴۵ به سازمان پیوسته بود– جایگزین او شد.سازمان مجاهدین پس از شکل‌گیری، به اقدام مسلحانه بر ضد دودمان پهلوی پرداخت. در سال ۱۳۵۱ سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک)، موفق به دستگیری رهبران اولیه این سازمان شده و به حکم دادگاه نظامی وقت، به جُرم «اقدام علیه امنیت کشور، اعمال تروریستی (ترور اتباع ایرانی و آمریکایی)»، به اعدام، محکوم و برخی نیز زندانی شدند. در سال ۱۳۵۴ خورشیدی، برخی به رهبریِ تقی شهرام و بهرام آرام، اقدام به ترور و حذف اعضای مذهبی، از جمله، مجید شریف واقفی در بیرون زندان کردند و با به‌دست گرفتن بخشی از سازمان، بیانیهٔ اعلام تغییر ایدئولوژی از اسلام به مارکسیسم را منتشر کردند. پس از آن، اعضای سازمان به دو دسته: مارکسیست به رهبری تقی شهرام و بهرام آرام و نیز مسلمان به رهبری مسعود رجوی و موسی خیابانی، تقسیم شدند.پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، بخش مذهبی سازمان مجاهدین خلق به رهبری موسی خیابانی و مسعود رجوی، فعالیت خود را تحت عنوان جنبش ملی مجاهدین، اعلام کردند؛ ولی دربارهٔ اختلاف نظر با روحانیان وقت، از جمله روح‌الله خمینی، به مخالفت بر ضد نظام جمهوری اسلامی روی آورد. پس از تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و برکناری ابوالحسن بنی‌صدر، این سازمان، هدف خود را سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران عنوان کرد. اعضای سازمان مجاهدین، دو سال بعد از جنگ ایران و عراق، در سال ۱۳۶۱ به عراق رفتند و با همکاری ارتش عراق، اقدام به تشکیل بازویی نظامی به نام «ارتش آزادی‌بخش ملی ایران» کرد و در کنار ارتش عراق در جنگ بر ضد ایران، مشارکت کرد. این نیروی نظامی در طول جنگ ایران و عراق، از سوی خاک عراق، بیش از یک‌صد عملیات نظامی بر ضد مواضع نیروهای ایرانی شکل داد. مهم‌ترین عملیات نظامی سازمان در سال ۱۳۶۷ تحت عنوان فروغ جاویدان انجام شد و جمهوری اسلامی در واکنش به آن اعدام زندانیان سیاسی (تابستان ۱۳۶۷) همه اعضای زندانی سازمان را که حاضر به برائت از سازمان و ابراز ندامت از اعمال خود نشده بودند را در زندان‌های ایران اعدام کرد. اگرچه آمار دقیقی از تعداد اعدام شدگان منتشر نشده ولی گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد تعداد آنها را ۱۸۷۹ نفر و دیگر منابع ۳۰۰۰ تا ۴۴۸۲ نفر تخمین زده‌اند.این سازمان به وسیله حکومت پهلوی سابق و جمهوری اسلامی ایران و دولت عراق به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده‌است. برخی دولت‌های غربی نیز برای حدود یک دهه این سازمان را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داده بودند اما بعداً این سازمان را از این فهرست خارج کردند .طبق گزارش سال ۱۳۸۸ مؤسسه بروکینز این سازمان به نظر غیر دموکراتیک است و محبوبیت ندارد اما به عنوان یک پروکسی در داخل ایران علیه حکومت تهران حضور عملیاتی دارد. یگانه ترابی خبرنگار رویترز و جاناتان وایت استاد علوم سیاسی مؤسسه اروپا گفته‌اند که این گروه هنوز هم میان ایرانیان نامحبوب استپیش از انقلاب :بنیان‌گذاران این سازمان، محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و علی‌اصغر بدیع‌زادگان که از فعالان مسلمان جبهه ملی دوم ایران بودند (که پس از تشکیل نهضت آزادی، از فعّالان یا هواداران آن سازمان شدند) و یکی از اعضای نهضت آزادی به نام عبدالرضا نیک‌بین رودسری معروف به «عبدی»، گرد هم آمدند و سازمانی را بنیان نهادند. در نخستین بیانیهٔ سازمان که در ۲۰ بهمن ۱۳۵۰ پخش گردید.شکل‌گیری نام و آرم سازمان:نام سازمانی گروه، در دورانی «سازمان آزادی‌بخش ایران» خوانده می‌شد و سپس «سازمان مجاهدین خلق» نام گرفت. البته هیچ‌یک از دو نام «آزادی‌بخش ایران» و «مجاهدین خلق» تا آن‌جا که بررسی‌ها نشان می‌دهد، از سوی بنیان‌گذاران و کادر مرکزی سازمان برگزیده نشده‌است. لیکن در مورد این که نام و آرم سازمان از سوی چه کسانی پیشنهاد، تصویب و در چه تاریخی روی آن توافق شد، سکوت شده‌است. تا قبل از شهریور ۱۳۵۰ که بیش از هفتاد تن از بنیان‌گذاران، کادر مرکزی و شماری از اعضای هواداران و سمپات سازمان از سوی رژیم شاه بازداشت شدند، هنوز سازمان دارای نام و آرمی نبوده‌است. شروع فاز مسلحانه با حکومت شاهنشاهی ایران:برخی از بنیان‌گذاران سازمان در بازجویی‌های خود به نقش تظاهرات ۱۵ خرداد در گرایش آنان به مبارزهٔ مسلحانه اعتراف کرده‌اند.پس از دستگیری، محاکمه و محکومیت رهبران نهضت مانند مهدی بازرگان، یدالله سحابی و محمود طالقانی، تحت تأثیر برخوردهای خشن حکومت شاه با مخالفان و سرکوب قیام ۱۵ خرداد و شکست مبارزات مسالمت آمیز، پاسخ‌ها و رویکردهای سیاسی نهضت آزادی در نگاه این جوانان، پاسخ‌های معقول و راه‌گشا به حساب نمی‌آمد و آنان در جریان تدوین استراتژی به مبازره قهرآمیز و تفسیری رادیکال از اسلام رسیده و به تدریج با بهره‌گیری از تئوری‌های انقلابیون آمریکای لاتین، شیوهٔ جنگ چریکی شهری و کار مخفی سازمانی و مسلح شدن را در تاکتیک پذیرفتند.تغییر ایدئولوژی به مارکسیسمتغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین در سال ۱۳۵۴ کمی بعد از فرار تقی شهرام از زندان ساری صورت گرفت. در آن زمان اکثریت اعضای مرکزیت «سازمان مجاهدین خلق» که خارج از زندان بودند، تحت تأثیر تقی شهرام و بهرام آرام به مارکسیسم گرویدندمجاهدین مارکسیست با حفظ آرم سازمان و تغییر علائم و نشان‌های گذشته، حذف آیات قرآن و تاریخ پیدایش سازمان و نیز افزودن مشت گره کرده به نشانه وابستگی به طبقه کارگر، آرم جدیدی را برای خود تهیه کردند. نشریه «جنگل» را به جای «مجاهد» به عنوان ارگان سازمان منتشر کردند و هر سه ماه یکبار نیز نشریه «قیام کارگر» را انتشار دادند.اما اکثریت اعضای سازمان در داخل زندان که در راس آن‌ها افرادی چون مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی و موسی خیابانی قرار داشتند در اصول خود و پایبندی به اسلام باقی ماندند. مسعود رجوی اعلام گرایش سازمان به مارکسیسم را یک حرکت فرصت‌طلبانه اعلام نمود و آن را زمینه‌ساز رشد تمایلات راست ارتجاعی خواند. بخش خارج از کشور نیز به‌طور جداگانه مخالفت خود را با این حرکت فرصت طلبانه با صدور اعلامیه‌ای با امضای «تعدادی از اعضای سازمان» اعلام نمودند.درگیری‌های خونینی نیز بر اثر اختلافات مجاهدین مارکسیست و مسلمان رخ داد. مجید شریف واقفی، مرتضی لبافی‌نژاد و مرتضی صمدیه لباف به دست مارکسیست‌های حاکم بر سازمان ترور شدند. تراب حق‌شناس از بازماندگان جمع اولیه تشکیل‌دهنده سازمان مجاهدین خلق که در سال ۱۳۵۴ به مارکسیسم گرایید..پس از انقلاب اسلامی ایرانروز ۳۰ دی ۱۳۵۷ آخرین سری زندانیان سیاسی سازمان مجاهدین از زندان قصر آزاد شدند، مسعود رجوی در اولین سخنرانی پس از آزادی از زندان در ۴ بهمن ۱۳۵۷ در دانشگاه تهران بر شعار «پیروز باد انقلاب دموکراتیک ایران» تأکید کرد و گفت «مگر می‌شود بهار را از آمدن بازداشت و مانع روئیدن لاله‌ها شد، و مگر می‌شود ملتی را تا به ابد اسیر نگه داشت؟ مگر می‌شود خلقی را تا به ابد در زنجیر نگه داشت؟ نه … نه …»در پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، مجاهدین خلق این واقعه را به رهبر انقلاب (سید روح‌الله خمینی) و ملّت ایران تبریک گفتند و او را «امام» نامیدند. مسعود رجوی که مدتی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ و سرنگونی شاه، در ۳۰ دی ۱۳۵۷ از زندان آزاد شده و ریاست سازمان مجاهدین را به عهده گرفته بود، به همراه موسی خیابانی به دیدار سید روح‌الله خمینی رفتند. مجاهدین با استفاده از فضای آزادتری که پدید آمده بود، با بالا گرفتن تب فعّالیت‌های سیاسی همچون سایر احزاب به سرعت رشد کرد. دیدگاه‌ها و نگرش‌های مختلف احزاب و گروه‌ها پیرامون نوع حکومت پس از سرنگونی حکومت پهلوی، مطالبات قومی و در خواست فدرالیسم در میان برخی اقوام ایران، دخالت برخی دولت‌های خارجی و نهایتاً ضعف نهادهای مدنی و فرهنگ فعالیت دموکراتیک، تب شدید فعالیت‌های سیاسی در ایران پس از انقلاب را به سمت تنش و درگیری مسلحانه پیش برد. مرگ سید محمود طالقانی، باعث افزایش تنش میان دو طرف گردید، چرا که با توجّه به محبوبیت فراوان او در میان مجاهدین و مقبولیتش در بین روحانیون سنتی و دیگر گروه‌های مذهبی، دعوت او به آرامش ممکن بود کارساز واقع شود.پس از انقلاب سازمان مجاهدین خلق با نام رسمی جنبش ملی مجاهدین فعالیت خود را آغاز کرده و در تراکت‌های رسمی نیز خود را به همین نام می‌خواند.ترورها :سازمان مجاهدین خلق از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، اعلام مبارزهٔ مسلحانه کرد. مسعود رجوی در گزارشی گفته‌است در مرحله اول از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۱، ۱۲ هزار نفر کشته شده‌اند. به همین جهت این سازمان از سوی جمهوری ایران سازمان تروریستی محسوب می‌شود.فعالیت جاسوسی این سازمان :افشای فعّالیت‌های مخفی هسته‌ای جمهوری اسلامی از سال ۲۰۰۲ به بعد که در نهایت منجر به صدور چهار قطعنامه توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد و اعمال تحریم‌های مختلف علیه دولت جمهوری اسلامی شد.افشای نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی همراه با انتشار فهرست بیش از ۲۰٬۰۰۰ نفر[نیازمند منبع] از کشته شدگان توسط جمهوری اسلامی. این اقدامات تاکنون باعث گردیده‌است که نظام جمهوری اسلامی تاکنون ۵۴ بار توسط مجمع عمومی و کمیسیون سوم حقوق بشر ملل متحد به خاطر نقض شدید حقوق بشر در ایران محکوم گردد.انتشار فهرست ۳۲٬۰۰۰ تن، که به گفتهٔ این سازمان از مأموران و عوامل وابسته به جمهوری اسلامی در عراق هستند، همراه با شمارهٔ حساب بانکی و میزان حقوق ماهیانه هرکدام که از نیروی قدس سپاه پاسداران دریافت می‌کنند.حمایت و همراهی در گروگان‌گیری اعضای سفارت آمریکا در تهران در آبان ۱۳۵۸ (۱۹۷۹)عملیات ۱۲ بهمن در سال ۲۰۰۰ که طی آن ۱۲ عملیات علیه ایران انجام گرفت حمله تقریباً هم‌زمان به سفارت ایران در ۱۳ کشور خارجی در ۱۹۹۲قتل کارمندان غیرنظامی و نظامی آمریکایی مشغول در پروژه‌های دفاعی ایران در ۱۹۷۰.گردآورنده:امیرحسین پالیزدار استاد راهنما:علی اکبر حسنوند دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز</description>
                <category>امیرحسین پالیزدار</category>
                <author>امیرحسین پالیزدار</author>
                <pubDate>Wed, 28 Dec 2022 04:51:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گردان دژ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_65123785/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DA%98-iu3epfmxtkog</link>
                <description>گردان دژ گردان پیاده زیر مجموعه لشکر 92 زرهی اهواز از نیروی زمینی ارتش ایران بود که در هشت سال جنگ تحمیلی وظیفه حفاظت از جاده شلمچه به خرمشهر را برعهده داشت و در نبرد خرمشهر به مدت 30 روز برابر حملات لشکر 3 زرهی و تیپ 33 نیروی مخصوص عراق با شجاعت و درایت ایستادگی کرد.این گردان شامل 5 گروهان:4 گروهان تفنگدار و یک گروهان ارکان بود که در حفاظت از خرمشهر به 32 پاسگاه تقسیم شده بود.برای کنترل ماموریت این گردان دو پاسگاه یا دو دژ مرکزی در نظر گرفته شده بود که یکی از آنها در شلمچه و دیگری در کوشک مستقر بود.فاصله دژ های 32 گانه از یکدیگر 3 کیلومتر و استعداد هر دژ 14 نفر نیروی انسانی شامل 2 افسر یا درجه دار و12 نفر سرباز که همگی خدمه تفنگ 106 میلی متری و سلاح های موجود بودند.ارتش عراق که در تاریخ 31 شهریور 1359 حمله خود را برای تصرف خرمشهر آغاز کرد با دفاع جانانه نیروهای گردان 151 روبرو شد.این دفاع تا 30 مهر 1358 ادامه یافت و گردان دژ همزمان با توپخانه و نیروی هوایی عراق گلوله باران و بمباران میشد.در این 30 روز از 19 افسر گردان دژ فقط یک افسر زنده ماند و شدت درگیری آنقدر بالا بود که در هفته اول جنگ 5 بار فرماندهی این گردان تغییر کرد که نام آن 5 فرمانده به ترتیب:سرهنگ جاموسی سرگرد چهارمحالی سرگرد شاهان سروان کبریایی و ستوان گیوتاج بود که این آخرین فرمانده در واقع پزشک گردان بود.سرهنگ جانباز علی قمری تنها بازمانده از 19 افسر گردان دژ خرمشهر بود.گردانی که باید طبق قانون ظرف 48 ساعت با گردان تازه نفس تعویض شود 34 روز در برابر ارتش ستمگر عراق ایستادگی کرد تا حتی یک وجب از خاک خرمشهر به دست بیگانه نیفتد.وقتی چهارم آبان 1359 خرمشهر پس از مقاومت 35 روزه از سوی ارتش متجاوز عراق اشغال شد اما سپس در تاریخ 3 خرداد 1361 کشور ایران پس از 578 روز به تمامی دنیا نشان داد که هیچگاه در مقابل ظلم و ستم سکوت نخواهد کرد و خرمشهر خونین را آزاد کرد.اگرچه صدام برای رسیدن به رویای خود و تسخیر قسمت هایی از خاک ایران از سال 1347 دست به کار شد اما نتوانست به هیچکدام از خواسته های خود برسد او در سال های 1348 و 1353 دست انداز هایی به خاک ایران انجام داد اما در نهایت شکست خورد و عقب نشینی کرد.دلیل این دست انداز ها نارضایتی عراق از خط مرزی (خط تالوگ در اروندرود) با ایران بود که در قرارداد 1975 الجزایر تعیین شده بود.طبق گفته سرهنگ علی قمری تنها کسی است که حضور 3100 روزه در جبهه به صورت داوطلبانه دارد.همچنین وی فرمود:وقتی در سال 1347 که نخستین حمله عراق به ایران بود.ارتش ایران به این فکر افتاد که در صورت بروز اتفاق مشابه پاسگاه های مرزی قدرت مقابله با ارتش بعثی عراق را نخواهند داشت.بنابراین تصمیم به ساخت گردان مرزی دژ می گیرند.عراق که البته برای جلوگیری از اقدام ایران برای ساخت این گردان به سازمان ملل شکایت کرده بود اما به دلیل نفوذ ایران در آن سال نتوانست کاری از پیش ببرد.بنابراین عراق نیز در سال 1354 اقدام به ساخت رودخانه پرورش ماهی مقابل ایران کرد که همین رودخانه نیز دلیل سقوط نکردن بصره در عملیات رمضان شد.فرمانده جنگ درباره ساختمان سنگر دژ توضیح داد:این ساختمان ها پیش ساخته بود که سقف آن با کف زمین یکسان است و داخل هرکدام 14 نفر جا میگرفت.دژ را یک اسرائیلی به نام میرزا مسعود در طراحی 6 ماهه ساخت و به فاصله دو کیلومتری از مرز عراق قرار داشت.در ارتش استعداد گردان دژ 1200 تا 1250 نفر بود با این حال این گردان 1560 نفر نیروی سازمانی اش بود.یعنی بیشتر از 2 گردان چرا که مسیری را که در بر میگرفت 90 کیلومتر بود.بنابراین در هر 3 کیلومتر یک دژ بود و در کل در این 90 کیلومتر33 دژ برای مقابله با ارتش عراق جهت جلوگیری از تصرف خرمشهر ساخته شده بود.ماجرای نرسیدن تسلیحات به ارتش چه بود؟سرهنگ قمری که از فروردین 1359 به عنوان فرمانده شلمچه به خرمشهر رفته بود میگوید:عراق از 15 و 20 فروردین 1359 حمله به پاسگاه های ما را در غرب و جنوب شروع کرد و برخی از آنها را نیز تصرف کرد.در این مدت ما بارها از مسئولان خواستیم که تسلیحات در اختیارمان قرار دهند اما این اتفاق نمی افتاد چرا که اختیار دست نظامیان نبود بلکه دست سیاسی ها به ویژه بنی صدر بود. درواقع تا زمانی که بنی صدر در مصدر امور بود ما دچار مشکلات بسیاری شدیم.بار دیگر در 15 تیر ماه گزارش دادیم که عراق جاده سازی میکند اما باز هم بی فایده بود.قاسم محمدی جانباز جنگ که عضو گردان حبیب لشکر 27 محمد رسول الله:در دفاع از خرمشهر گردان دژ با 1500 نفر نیرو از 90 کیلومتر حفاظت میکرد یعنی از شلمچه تا کوشک.نیروی دریایی با 623 تکاور ورزیده از سال 58 در خرمشهر حضور داشت.دانشگاه افسری که با 750 نفر در ایام دفاع حضور داشت و هوانیروز با 370 نفر در خرمشهر بود.در پایان دفاع از خرمشهر گردان دژ با 212 شهید نیروی دریایی و تکاوران با 72 شهید هوانیروز 12 شهید دادند.گردآورنده:امیرحسین پالیزداراستاد راهنما:علی اکبر حسنونددانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز</description>
                <category>امیرحسین پالیزدار</category>
                <author>امیرحسین پالیزدار</author>
                <pubDate>Mon, 26 Dec 2022 23:27:58 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>