<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زهرا سلطانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_66123055</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 08:17:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1601438/avatar/KZC6dG.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>زهرا سلطانی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_66123055</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شیوه های تقویت رابطه ی والد-فرزند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_66123055/%D8%B4%DB%8C%D9%88%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-do79jmchdqja</link>
                <description>درپست های قبلی راجع به تربیت فرزند صحبت کردیم، در این پست میخواهیم راجع به تقویت رابطه ی والد-فرزند صحبت کنیم.۱.اصلاح باورهای غلط نسبت به فرزندما بزرگترها وقتی خیلی کوچک بودیم، بسیاری از اساسی‌ترین باورهایمان را شکل دادیم. این باورها همیشه هم منطقی نبودند، اما از نظر ما معقول بودند. بسیاری از این باورها هنوز هم با ما هستند، در حالی که از وجودشان اطلاع نداریم و بعضی مواقع می توانند برای ما دردسرساز باشند‌. باورها سبب ایجاد عواطف هستند. باورهای نامعقول مشکلاتی ایجاد کرده و در خوشبختی و خشنودی اختلال ایجاد می کند. هر خانواده یک وضعیت منحصر به فرد دارد‌. فضای خانوادگی و ارزشهای خانوادگی پیامی را به فرزند می دهند که چه چیزهایی در خانواده مهم است. فرزندان درباره ی چگونگی برخورد با هر یک از ارزشهای خانوادگی، خودشان تصمیم می گیرند. ممکن است فرزندی یک ارزش را بپذیرد و فرزند دیگر، آن را رد کند. انتقاد کردن از ارزش هایی که برای فرزندان مهم هستند و تلاش برای تغییر آنها زیان آور است. همه ی کودکان نیاز دارند که به عنوان یک انسان مستقل و دارای قدرت اختیار، پذیرفته شوند. این مسئله می‌تواند برای بسیاری از والدین یک تلاش باشد؛ بنابراین والدین مالک فرزندانشان نیستند. گاهی والدین فراموش میکنند که نقش آنها به عنوان والد، نشان دادن مسیر درست، غلط و پیامدهای آن است. کودکان کم کم وارد اجتماع می شوند. آنها ممکن است یاد بگیرند به جز ارزشهای خانواده، برای چیزهای دیگری نیز ارزش قائل شوند و عقاید جدیدی را به آزمایش بگذارند. وقتی ارزشی برای شما مهم است، آن را به روشنی با فرزندتان در میان بگذارید؛ آمادگی شنیدن دیدگاه‌های او را نیز داشته باشید و در کمال آرامش و رعایت احترام، با او درباره معقول و نامعقول بودن ارزشهای خانوادگی و فرزندتان، چالش داشته باشید. هدف تربیت، شکوفا کردن کودکان است؛ نه وادار کردن آنها به اینکه مطابق میل ما رفتار کنند.۲.اختصاص وقت با کیفیتهر چقدر به کودکان خود توجه بیشتری نشان دهید، کودکان دلیل کمتری برای مبارزه بابت جلب توجه شما خواهند داشت. می توانید در کنار فرزندتان بنشینید؛ او را در آغوش بگیرید و نوازش کنید. جمله 《من از بودن در کنار تو بسیار خوشحال هستم》 پیغام بسیار مهمی برای کودک شما است. توجه داشته باشید که اختصاص دادن وقت به کودک نباید به طرز رفتار او بستگی داشته باشد. سعی کنید تمام اعضای خانواده در کنار یکدیگر غذا بخورند. برای کودک خود قصه بخوانید. برای هر فرزند، زمان مخصوصی را قرار دهید. برای فرزند خود خاطره تعریف کنید. بهترین روش برای وقت گذاشتن، بازی کردن با کودک است. بازی مهمترین عامل رشد کودک است. بازی، عبادت کودک است. توسط بازی با کودک، وارد دنیای او شوید. توجه داشته باشید که به هنگام بازی، اداره ی بازی باید به دست کودک باشد و والدین با او هماهنگ شوند. بازی با کودک تجربه ی هیجانی مشترک است.۳.امنیت و اعتمادامنیت و آرامش از نیازهای پایه و اساسی همه انسان ها است. تهدید کودکان را مضطرب و دروغ گفتن، آنها را بی اعتماد می‌کند. توجه داشته باشید که تهدید های غیر واقعی از اقتدار والدین می کاهد. مثال: والد تهدید می‌کند 《اگر کاری را که گفتم انجام ندهی وای به حالت! میکشمت.》به خاطر داشته باشید که کودکان والدین مقتدر، احساس امنیت بیشتری می کنند. کودکان اشتیاق دارند؛ بدانند و ببینند که والدینشان باور دارند؛ به اینکه آنها می توانند در کارها موفق شوند. فرزندان ما معمولاً می توانند بفهمند که ما درباره ی آنها چه فکری می کنیم و اگر توانایی های آنها را باور نداشته باشیم، فقط تعداد اندکی از آنها ممکن است یاد بگیرند؛ خودشان را باور داشته باشند. برای نشان دادن این باور و اعتماد به فرزندان، ممکن است لازم باشد دامنه ی دید خود را وسیع تر سازید. به عنوان مثال، به اشتباهی که مرتکب شده فکر نکنید؛ بلکه در عوض چیزهایی که در نظر آورید که فرزندتان یاد گرفته است و آنها را درست انجام می دهد. نگران این باشید که ممکن است دچار اشتباه شود؛ بلکه در عوض به تدابیری بیندیشد که به کمک آنها بتوانید احساس کفایت را در آنها تقویت کنید. به او اطمینان خاطر دهید و در کنارش باشید. کودکی که به هنگام بردن لیوان آب، زمین می‌خورد و آب روی زمین میریزد؛ در صورت پرخاشگری و شماتت شما که 《به تو گفته بودم که تو نمی توانی آن را ببری》؛ این فکر همیشه او را آزار خواهد داد که من از عهده هیچ کاری بر نمی آییم و به دنبال آن، احساس بی‌کفایتی خواهد کرد. این احساس باعث کاهش عزت نفس و افزایش احساس بی ارزشی و ناامنی در او خواهد شد.۴.محبت مشروط و نامتعادلنیاز به مهم مهر و محبت در تمامی انسان ها خصوصاً کودکان، از نیازهای اساسی محسوب می‌شود. اساسا محبت برای انسان، نیازی طبیعی به شمار می آید و زندگی بدونِ محبت، سرد و خسته کننده است. محرومیت از محبت، موجب بروز عوارض و صدمات روانی می شود که ریشه و منشأ بسیاری از ناهنجاری ها و ناسازگاری ها به شمار می‌آید. والدین باید به این نکته توجه داشته باشند که ابراز محبت و دوست داشتن کودک نباید مشروط باشد. مثال: 《اگر تمام غذایت را بخوری، دوستت دارم》. 《 اگر اتاقت را مرتب نگه داری، دوست دارم》.هر کودکی خصوصیات ویژه ای دارد و مثل ما بزرگترها در بعضی کارها موفق می شود و در بعضی دیگر، کارش تعریف چندانی ندارد. خلق و خوی کودکان هم نظیر خلق و خوی بزرگترها فرازو نشیب دارد. روزهای خوب هست و روزهای بد. ما والدین باید متوجه این فراز و نشیب‌ها باشیم و فرزندانمان را همانطور که هستند بپذیریم؛ پذیرشی بدون قید و شرط.عباراتی مانند 《دوستت ندارم》؛ و بدتر از آن، 《خدا هم دوستت ندارد》؛ به شدت تخریب کننده است. پذیرش و محبت نامشروط، منجر به 《پذیرش خود》 در کودکان می‌شود سعی شود. سعی شود ابراز محبت به صورت نوازش فیزیکی، چشمی و کلامی باشد. محبت به معنی در خدمت بودن یک طرفه نیست. در یک رابطه سالم، قانون برنده- برنده باید رعایت شود. منفعت محبت باید به هر دو نفر برسد؛ 《باهم بخوریم، باهم بازی کنیم》.۵.تفکیک رفتار از شخصیتشخصیت یک فرد به عنوان نگرش او نسبت به زندگی و الگوی تعاملات و ارتباطات در جامعه و توانایی حل مسئله، ریشه در خودپنداره (تا قبل از ۱۸ سالگی شکل می‌گیرد) او دارد. تایید کردن والدین و مربیان، باعث می شود تصویر و برداشت فرد از خود (خودپنداره)، تصویر مثبت و سالمی باشد. احساس احترام و ارزشمندی، از نیازهای اساسی آدمی به شمار می‌رود؛ بنابراین برای اینکه ذهنیت مثبتی در کودک شکل بگیرد و خودپنداره ی او مثبت گردد، باید روزانه بارها و بارها (تا حدود ۵۰ بار در روز) به کودکان تا سن ۱۸ سالگی بگوییم دوستت دارم و به آنها ابراز محبت چه به صورت کلامی و چه به صورت فیزیکی داشته باشیم. همچنین باید این نکته را یادآور شویم که هر آدمی میتواند کار بدی انجام دهد اما کار بد یک آدم، دلیل بر بد بودن شخصیت او نیست.۶.توصیف مثبت به جای ارزیابی منفیاکثر والدین تنها بر روی رفتارهای منفی و نامطلوب کودک خود تمرکز می کنند و رفتارهای مثبت او را نادیده می گیرند؛ این کار باعث می شود یا کودک شما به سمت پرخاشگری رفته و لجبازی کند و یا به کودکی سرخورده و بدون اعتماد به نفس تبدیل شود. زبان والدین بیشتر از ارزیابی منفی است تا توصیف مثبت‌. به راستی چند درصد از رفتارهای کودک موقع منفی است؟امر و نهی بیجا، اثربخشی دستورات به جا را نیز از بین می‌برد؛ بنابراین تنها بر روی اعمال منفی کودک خود تمرکز نکنید و گاهی هم آنها را نادیده بگیرید. سعی کنید بیشتر، افعال و صفات مثبت او را ببینید. به کودک خود بگویید کدام صفات او را می پسندید. حداقل سه بار در روز کودک خود را تحسین کنید‌. توصیف مثبت باید با هیجان و شادی بارز همراه باشد، (تشویق).مثال: 《آفرین، واقعا کارت عالی بود》، 《لغات به این سختی را بدون حتی یک غلط املایی نوشته ای! من واقعا به تو افتخار می کنم》. 《تو یک ساعت تمام با لگوهایت بازی کردی! من واقعا از اینکه توانستیم به تنهایی خود را سرگرم کنی، خوشحال هستم》.تاکید می شود سرزنش، تحقیر و مقایسه مطلقاً ممنوع!۷.درک احساساتتوانایی برقراری ارتباط کلید قالب روابط میان انسان‌ها است‌ افراد در ارتباط با یکدیگر از پیام های کلامی و غیرکلامی استفاده می‌کنند و به حرف های یکدیگر گوش میدهند. مهارت گوش دادن فعال و همدلی با دیگران ارتباط میان انسانها را دوام می بخشد. وقتی افراد پیرامون ما دچار مشکل و یا اشتباهی در زندگی می شوند، تایید کردن احساسات و گوش دادن فعال به حرف های آن ها، باعث ایجاد احساس احترام و ارزشمندی در آنها می‌شود‌. گاهی شما در زندگی روزمره دچار احساس ناراحتی می شوید. در این حالت، شما دوست داریدتا با یک نفر صحبت کنید و احساساتتان را با او در میان بگذارید‌ همچنین انتظار دارید تا شرایط شما را درک کند و پذیرای احساسات شما باشد. فرزندان شما نیز هنگام ناراحتی، همین انتظارات را از شما دارند. وقتی پدر یا مادری به فرزندش می گوید: 《نباید عصبانی شوی》 یا 《خجالت بکش، مرد که گریه نمیکند》، با بیان چنین جملاتی فرزندش احساس می‌کند؛ 《حال بدی دارم》، 《من بد هستم》، یا در موقعیتی دیگر، پدر و مادری که فقط بگویند:《ناراحت نباش! همه چیز درست خواهد شد》، احتمال دارد که فرزندش با خودش بگوید، 《آنها درک نمی کنند که این مسئله چقدر مهم است》. احساسات بد باید به وضوح بیان شوند؛ بیرون ریخته شوند، بیرون ریخته شوند، به آنها توجه شود و به عنوان یک واقعیت پذیرفته شوند؛ در غیر این صورت تا پایان عمر فرد را از آب خواهند داد. همچنین بیان احساسات نباید پیامد منفی داشته باشد. درک احساسات به معنی تایید آنها نیست (قضاوت نکنیم). برای درک احساسات، باید مانند آینه رفتار کنیم. خود را جای کودک قرار دهیم و همدلی کنیم. کودک باید بداند در داشتن هر نوع احساسی آزاد است، اما در عمل و رفتار محدود است؛ بنابراین باید نسبت به احساسات کودکتان حساس باشید و به آنها توجه نشان دهید. زیرا این کار به آنها کمک می‌کند، بفهمند شما حرف های آنها را درک می کنید و برای آنها احترام و ارزش قائل هستید. همچنین به آنها کمک می‌کند تا به احساسات خود و به علت آن فکر کنند و دریابند که صحبت کردن در مورد احساسات، کار پسندیده‌ای است.امیدوارم که این پست مفید واقع شده باشه ممنون از اینکه وقتتون رو گذاشتید و مطالعه کردید.</description>
                <category>زهرا سلطانی</category>
                <author>زهرا سلطانی</author>
                <pubDate>Fri, 10 Jun 2022 15:59:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرزند پروری مثبت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_66123055/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-nckakyx4xkfu</link>
                <description>در پست قبلی در مورد اهمیت دوران کودکی و نو جوانی در شکل گیری شخصیت صحبت کردیم؛ در این پست می خواهیم در مورد تربیت و عوامل موثر بر تربیت صحبت کنیم ...《تربیت، سرمشق دهی و عشق است و دیگر هیچ》، این نقل قول از فروبل است که در آلمان و در آغاز قرن نوزدهم بنیان گذار کودکستان بود.عشق مهمترین هدیه ای است که والدین می توانند به کودکان خود تقدیم کنند. دومین هدیه ی مهم، الگوهای رفتاری صحیحی است که می توانند برای کودکان خود توصیف کنند. عشق والدین به همراه الگوهای رفتاری صحیح، در بسیاری از کودکان احساس مسئولیت، معقول بودن، محبت و خوشبختی ایجاد خواهد کرد. کودکانی که در معرض عشق و محبت و الگوهای رفتاری صحیح والدین قرار می‌گیرند؛ بسیار سریع، حد و مرزها را می‌شناسند و مسئولیت پذیر می شوند؛ به بیان دیگر، برای والدین خود مشکل‌ آفرین نمی‌شوند. اینگونه کودکان بسیار نادر هستند و این مسئله در مورد بیشتر کودکان صدق نمی کند. عشق و سرمشق دهی، صددرصد لازم هستند؛ اما کافی نیستند. والدین برای تربیت کودکان خود علاوه بر این دو اصل اساسی، نیاز به ابزار کمکی دیگر نیز دارند.بسیاری از والدین در مواجهه با مشکلات رفتاری فرزندانشان از خود می‌پرسند:چرا فرزندم بدرفتاری می کند؟چگونه می توانم فرزندم را از اقدام به رفتارهای نامناسب بر حذر دارم؟چگونه می توانم به فرزندم کمک کنم تا رفتارهای مناسب را انتخاب کند؟چگونه می توانیم به عنوان یک خانواده عشق و احترام خود را به یکدیگر نشان دهیم؟چگونه می توانیم با هم خانواده ای شاد تر داشته باشیم؟ جهت پاسخ به این سوالات باید در ابتدا علت و ریشه ی اصلی مشکلات رفتاری کودکان را دریابیم؛ سپس راهکارها و روشهای صحیح برخورد با مشکلات رفتاری را در پیش گیریم. در این بخش علل بروز مشکلات رفتاری کودکان بررسی و سپس و روش های صحیح برخورد با آنها با استفاده از تکنیک های کارآمد فرزندپروری مثبت ارائه شود. لازم به ذکر است، رعایت گام به گام تکنیک های ارائه شده و مداومت در تمرین و تکرار آن ها، به شما به عنوان والدین موثر و فرزندتان با ویژگی های رفتار سالم، کمک شایانی خواهد کرد. به هنگام انجام فنون ذکر شده در هر قسمت، هر هفته را به یک الی دو تکنیک اختصاص دهید و با مطالعه و تمرین اطمینان حاصل کنید که برای به کار بستن راهکارهای ارائه شده، وقت کافی صرف نموده اید.مشکلات کودکاناز نظر والدین کودکی که ساعت‌ها قبل از خواب رفتن فریاد می کشد؛ کودکی که کتک می زند و گاز میگیرد؛ کودکی که بد غذاست؛ کودکی که در کودکستان غیرقابل تحمل است؛ کودکی که در مدرسه هر روز دل درد را بهانه می کند؛ کودکان مشکل‌آفرین محسوب می شوند.در برخورد با کودکان بهتر است مشکلات آنها طبقه‌بندی شود:تولد تا سه سالگی: مشکلات روان‌تنی است.۴ تا ۶ سالگی: ترس، ناخن جویدن، پرخاشگری، شب ادراری، تخریب و لجبازی.۷ تا ۱۲ سالگی: دزدی، لکنت زبان، دروغگویی، خودداری از مدرسه، رفتن تمارض.علل مشکلات کودکان:فیزیولوژیک (مسائل زیستی و ارثی): نقایص و ناهنجاری های جسمی، اختلال در ترشح غدد.غیر فیزیولوژیک (عوامل اجتماعی): مدرسه، خانواده، جامعه، عوامل اقتصادی و عوامل فرهنگی.هفت حوزه ای که کودکان مشکل دارند:۱.رفتار: کتک‌کاری، اختلال در صحبت کردن، دزدی کردن، کاهلی و تنبلی.۲.عواطف: ابراز خشم، اضطراب، هراس و افسردگی. ۳.احساسات و مسائل در مدرسه: سردرد و کمردرد، ناکامی در درس و مدرسه، مشکلات ادراکی-حرکتی.۴.تصورات: کابوس، عزت نفس پایین، ترس از طرد شدن، افراط در خیالبافی.۵.شناخت: تفکر غیرمنطقی، دشواری در تعیین هدف، مشکل در تصمیم گیری، دشواری در حل مسئله.۶.روابط میان فردی: کناره‌گیری از دیگران، کشمکش با بزرگترها، کشمکش با گروه همسالان، مشکلات خانوادگی.۷.اعتیاد و خورد و خوراک: فزون کاری، مشکل در کنترل وزن، سوء مصرف مواد و دارو.عوامل موثر در مشکلات رفتاری کودکان:۱.عوامل فردی (وراثت، خلق و خوی، هوش و ...)《کودکان در بدو به تولد، شخصیتی مادرزادی دارند که به آن سرشت، خلق یا مزاج گفته می‌شود》 و شامل سوپر رگه های زیر است:اجتماعی بودن که میزان سطح فعالیت کودک را در محیط اجتماعی نشان می دهد.وضعیت هیجانی؛ که شامل عواطف مثبت، عواطف منفی، بازداری ها، پایداری و تاب آوری، نظم و آرامش بپذیری کودک است. بر طبق وضعیت هیجانی کودک، می توان تشخیص داد که کودک، از نوع کودکان آسان یا سخت است.بیماری‌ها و اختلالات موروثی، مانند بیش فعالی-عدم تمرکز.عواملی که به خلق و خوی و هوش کودک برمیگردد:_واکنش پذیری: 《ویژگی ها و خصوصیات نسبتا پایداری که کودک با آنها به دنیا می آید؛ ثابت هستند و تا بزرگسالی وجود دارند》. کودکان از همان دوران کودکی، در شدت واکنش به محرک ها متفاوت هستند؛ یعنی کودکان در چگونگی و میزان واکنش، به موقعیت ها و وقایع مختلف در محیط پیرامون خود، متفاوت عمل می کنند؛ برای مثال بعضی نوزادان با کوچکترین صدا از خواب می پرند؛ در حالی که بعضی دیگر خواب بسیار سنگین و عمیقی دارند. کودکان در شدت گریه کردن، میزان خواب و غذا، نحوه ی سازگاری با محرک و محیط جدید (ترسو یا سازگار بودن)، سطح فعالیت، میزان حساسیت به رنگ، بو، گرما و میزان وابستگی به والدین بخصوص مادر متفاوت از یکدیگر هستند._قدرت سازگاری: 《چگونه کودک خود را با تغییرات محیطی منطبق می سازد》؛ به عنوان مثال، هنگامی که از او خواسته میشود از یک فعالیت لذت بخش، به فعالیتی بپردازد که آن را دوست ندارد، چه واکنشی نشان می دهد؟ راحت می پذیرد، غر میزند یا اسباب بازی اش را پرت میکند ... ._پافشاری: 《یک کودک تا چه مدت یک فعالیت را دنبال می کند》؛ به عنوان مثال، لجبازی را به مدت زیادی ادامه می‌دهد؛ سر خواسته‌هایش مدت زمان زیادی ایستادگی می‌کند و تا به خواسته اش نرسد، دست برنمی‌دارد؛ یا با کوچکترین مشکل تسلیم می‌شود و از هدفش دست می کشد._هیجان پذیری: 《خلق کودک تا چه میزان پایدار است》. بیشتر انسانها به طور معمول، خلق متعادلی دارند؛ یعنی نه زیاد شاد و نه زیاد ناراحت هستند. مگر اینکه اتفاق خاصی بیفتد که خلقشان را تغییر دهد. کودکان هم معمولاً خلق و هیجان پایداری دارند که واکنش های آنها را برای اطرافیان قابل پیش بینی می کند؛ با این حال در بعضی کودکان، ویژگی های هیجانی، بسیار بی ثبات و تغییر پذیر است؛ مانند گروهی از کودکان که بعضی روزها بدون دلیل بد خلق و عصبانی هستند و زود به گریه می افتند._هوش: کودکان با بهره های هوشی (هوش بهر) متفاوت از یکدیگر به دنیا می آیند. تعریف هوش به لحاظ فیزیولوژیکی، 《افزایش تعداد نورون های عصبی و اتصالات آنها است》 که در سن ۳ تا ۶ سالگی به کمک محرک های بیشتر و تحرک زیاد، بالا می‌رود (بازی در پارک و تحرک زیاد، اسباب بازی های اکتشافی و قرار گرفتن در محیط خلاق). _استعداد_سبک دلبستگی ایمن و ناایمن؛بررسی خلق و خوی کودک، انتظارات درمانگر را از درمان و تغییرات، مشخص می کند؛ به عنوان مثال، درمانگر متوجه می‌شود که نمی توان از یک کودک سخت، به راحتی انتظار سازش و آرام بودن داشت؛ زیرا قدرت سازگاری او کم است و به عنوان یک ریسک فاکتور، احتمال ابتلا به مشکلات رفتاری را افزایش میدهد.امیدوارم که مورد پسند شما عزیزان همراه قرار گرفته باشه.</description>
                <category>زهرا سلطانی</category>
                <author>زهرا سلطانی</author>
                <pubDate>Sat, 28 May 2022 18:14:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت دوران کودکی و نوجوانی در شکل گیری شخصیت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_66123055/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-scwyurg5klna</link>
                <description>بدون شک یکی از مهمترین و موثرترین دوران زندگی آدمی دوران کودکی است. دورانی که در آن شخصیت فرد پایه ریزی شده و شکل میگیرد. امروزه این حقیقت انکار ناپذیر به اثبات رسیده است که کودکان از همان ابتدای تولد نه تنها به توجه و مراقبت جسمانی نیاز دارند، بلکه این توجه باید همه ی ابعاد وجودی آنها شامل رشد اجتماعی، عاطفی، شخصیتی و معنوی را نیز در برگیرد.تمامی این ابعاد وجودی، عوامل تعیین کننده ی اصلی شخصیت انسان هستند که از همان دوران کودکی پایه گذاری می شوند.اغلب اختلالات و تنش هایی که در رفتار و اعمال نوجوانان در دوران بلوغ ظاهر می گردد، ناشی از کمبود توجه در دوران مهم و حساس طفولیت و نبودن برنامه های صحیح پرورشی در جهت رشد و باروری فکری و عقلانی افراد در این مرحله است.بررسی های علمی بر روی مشکلات رفتاری و اجتماعی نوجوانان و جوانان نشان داده است که کمبود توجه و محبت و مراقبت های تربیتی والدین در نخستین سال های زندگی کودک، منجر به عدم سازش و سازگاری با محیط و همچنین به وجود آمدن انحرافات اخلاقی مانند سرکشی نسبت به قوانین جامعه شده است.در ابتدا برای شناخت کودک باید این سوال را از خود بپرسیم که کودک کیست؟ آیا ما نمیدانیم که کودک کیست؟ ما زمانی کودک بوده ایم و همچنین دارای فرزند هستیم و حتی فرزندان بزرگسالی داریم که شاهد بلوغ و رشد آنها بوده ایم.اگرچه پاسخ به این سوال در ظاهر آسان به نظر میرسد؛اما واقعیت این است که جواب این سوال چندان آسان نیست و همانطور که تجربه نشان داده، بسیار هم مشکل است. هرچه بیشتر می اندیشیم و مطالعه میکنیم، جنبه های بیشتری از این سوال کشف و آشکار میگردد. پاسخ به این سوال به اندازه خود فلسفه ای زندگی و به اندازه فرهنگ ها و ساختار های اجتماعی گوناگون پیچیده است و به طور تقریبی به تمامی  شاخه های دانش بشری مرتبط می شود .شخصیت افراد از مجموع دو عامل کلیدی شکل میگیرد: ۱.وراثت ۲.محیطکودک نماد و دلیلی بر وحدت خلقت انسان بوده و تمامی کودکان جهان از لحظه ی شروع زندگی و در طی مراحل رشد خود دارای الگوهای رشدی همانند بوده اند. علاوه براین،دتفاوت های فردی در آن ها نیز همانند بزرگسالان وجود دارد. کودکان از نظر روحی و جسمی،در منش، شخصیت و رفتار باهم متفاوت هستند. کودکان ضمن رشد، به تدریج رفتار، اندیشه ها، عقاید انسان ها و طبقه ی اجتماعی خود را فرا گرفته و هویت جنسی، شغلی، تحصیلی، ملی، سیاسی، مذهبی، فرهنگی و اجتماعی خاص خود را کسب می کنند. به طور معمول، از آغاز تولد تا دوازده_سیزده سالگی که پایان دوره ی دبستان است، دوره ی کودکی نامیده می شود.این دوره از دو بخش عمده تشکیل می شود:دوره ی قبل از دبستان و ۲.دوره ی دبستاناهداف رشدی در دوران کودکی:یکی از عوامل اصلی و تعیین کننده که نقش مهم و به سزایی در رشد و شخصیت کودکان دارد، محیط خانواده است. خانواده و والدین برای ایجاد شخصیت و الگوهای رفتاری سالم در فرزندان، نیازمند توجه به اهداف رشدی کودک در طی مراحل رشدی می باشند.ایجاد شرایطی مطلوب برای رشد جسمی، عاطفی و اجتماعی کودک:تاثیر و نفوذ والدین در رشد شخصیت کودک از طریق جنبه های ژنتیک و ایجاد شرایط مطلوب برای کودک فراهم می‌شود. خانواده ای که دارای محیطی سرشار از امنیت، قانونمندی، احترام، محبت، آداب و رسوم صحیح و آگاه به ابعاد چهارگانه رشدی کودکان است، زمینه را برای سلامت جسمانی و روانی کودک فراهم خواهد کرد. در واقع یکی از آسیب های عصر حاضر که سبب بروز مشکلات رفتاری در کودکان و ایجاد تعارضات بین فردی در میان اعضای خانواده شده است؛ توجه نکردن به ابعاد چهارگانه رشدی کودک است.کودکان دارای نیازهای متعددی هستند و در سنین مختلف یک یا چند مورد از این نیازها در مقایسه با سایر نیازها در اولویت می باشد؛ برای مثال در مرحله نوزادی (صفر تا دو سالگی) نیازهای جسمانی در اولویت قرار دارد،در حالی که در دوران نوجوانی (سنین بعد از سیزده سالگی) نیاز به استقلال فردی در اولویت است.از جمله نیازهای اساسی و روانی کودکان نیاز به محبت است. کودکانی که در دوران کودکی توجه و محبت کافی را از والدین خود دریافت کرده باشند؛ بزرگسالانی با محبت، با اعتماد به نفس و رشد یافته خواهند بود. البته در زمینه محبت و توجه به کودکان والدین نیز باید جنبه افراط و تفریط را رعایت نمایند. همچنین والدین باید برای رشد عاطفی و اجتماعی کودک انتظارهایی واقع بینانه، با توجه به استعدادها و توانمندی ها و امکانات و مسائل محیطی کودک داشته باشند و برای شخصیت کودک ارزش قائل شوند.والدین در لحظه تولد، به همه ابعاد رشدی کودکان توجه دارند. به این صورت که به کودک شیر میدهند (توجه به بعد جسمانی)، کودک را در آغوش می‌گیرند و او را نوازش می‌کند (توجه به بعد روانی و عاطفی)، در گوش کودک اذان می گوید (توجه به بعد معنوی)، و اقوام و آشنایان به دیدن نوزاد می آیند (توجه به بعد اجتماعی)؛ اما به تدریج با بزرگتر شدن کودک توجه والدین بیشتر معطوف به بعد جسمانی و شناختی کودک بوده و ابعاد رشدی دیگر نادیده گرفته می‌شوند؛ لذا کودک به مرور دچار آسیب های روانی و مشکلات رفتاری در دوران کودکی و بزرگسالی خواهد شد. علت بروز بسیاری از مشکلات رفتاری کودکان مانند لجبازی، پرخاشگری، نافرمانی و... این است که غذای جسم کودک از جانب پدر و مادر تامین می شود اما به غذای روان او اهمیت داده نمیشود؛ یعنی والدین زمان کافی برای بازی با کودک، نوازش و صحبت کردن با او اختصاص نمی‌دهند.ایجاد الگوهای رفتاری سالم برای تغذیه، ورزش، تحصیل، تفریح، زندگی خانوادگی و همچنین روابط بین فردی به منظور پایه ریزی شیوه ی زندگی سالم در طول زندگی کودک:سبک زندگی سالم بهترین روش برای داشتن سلامتی مستمر و پایدار است. اگر فرزندان خود را از کودکی با سبک زندگی سالم پرورش دهیم؛ این روش اصولی برای کودکان حتی تا کهن سالی نیز نهادینه خواهد شد و به صورت ناخودآگاه فرزندان را در چرخه ی سلامت قرار خواهد داد. تحرک و ورزش، نه تنها در سلامت جسمی و کاهش معضلات ذکر شده، بلکه در ارتقاء سلامت روحی و روانی افراد جامعه به ویژه قشر های جوان و نوجوان نقش بسزایی دارد. دانش آموزانی که فعالیت های ورزشی انجام می دهند، در کلاس درس از نشاط روحی، آمادگی ذهنی و پاسخگویی مطلوب تری، نسبت به سایر دانش‌آموزان برخوردارند. امروزه مهمترین وظیفه مسئولان برای ارتقاء سطح سلامت جامعه، افزایش آگاهی مردم و بستر سازی و ایجاد امکانات به منظور اشاعه ی فرهنگ ورزش در جامعه است؛ بنابراین بهتر از پایه‌های این حرکت عظیم و این هدف والا در مراحل ابتدایی زندگی و در خانواده پایه گذاری شود.والدین جهت دستیابی به این اهداف، نیازمند یک الگوی رفتاری سالم و مهارت های لازم در این زمینه هستند؛ به عبارت دیگر والدین نیاز به یک جعبه ابزار با تکنیک ها و روش های تربیتی صحیح و کارآمد، به همراه کاربرد و جایگاه هر روش دارند تا بتوانند واکنش صحیح رفتاری را در مقابل فرزند خود داشته باشند. والدین در این زمینه کتاب‌های زیادی مطالعه کرده اند و راهکارهای صحیح تربیتی را می دانند؛ اما به دلیل اینکه در اجرای صحیح واکنش‌های درست مهارت های لازم را ندارند، با شکست مواجه می‌شوند؛ بنابراین والدین باید کاربرگی تهیه کنند تا مشکلات رفتاری که در تربیت فرزندشان که با آن مواجه هستند را لیست کنند.ادامه ی مطلب در پست بعدی...این مطالب برگرفته از کتاب آموزش و مدیریت رفتاری کودک و نوجوان(PMT)نوشته ی دکتر زهره عباسی،زهرا کیانی پوراز اینکه وقت گذاشتید و مطالعه کردید سپاسگذارم و امیدوارم که مطالب مفید واقع شده باشه.</description>
                <category>زهرا سلطانی</category>
                <author>زهرا سلطانی</author>
                <pubDate>Tue, 03 May 2022 00:16:46 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>