<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Golden moon</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_67071109</link>
        <description>برنامه‌نویس فرانت‌اند، دلنوشته و تجربه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 06:03:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4573510/avatar/UXadmG.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Golden moon</title>
            <link>https://virgool.io/@m_67071109</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اگه کدت کارمیکنه بهش دست نزن(کد تمیز زدن)😌</title>
                <link>https://virgool.io/@m_67071109/%D8%A7%DA%AF%D9%87-%DA%A9%D8%AF%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%B4-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%B2%D9%86-xgg7m5xy3x39</link>
                <description>یک استاد خارجی داشتم که هنوز هم هر وقت یادش می افتم لبخند میزنم.طرف انقدر رزومه خفنی داشت که اگر فقط اسم شرکت ها و پروژه هایی که توشون کار کرده بود را روی کاغذ A4 مینوشتی چندین صفحه پر میشد. از ان شرکت هایی که حتی اسم بعضی هاشون را هم نمیتونستم درست تلفظ کنم!خلاصه اینکه خیلی خیلی ادم خفنی بود و واقعا خوشحالم که فرصت داشتم یکی از درس هام را با اون بگذرونم.اول ترم یک حرف جالب زد.گفت اگر پروژه های این درس را خوب انجام بدید، حتی میتونید بعدا اون ها را برای شرکت های بزرگی مثل گوگل بفرستید و وارد این شرکت ها بشید.راستش را بخواید من ان موقع بیشتر از اینکه به حرفش فکر کنم داشتم به این فکر میکردم که چطور این درس را پاس کنم!اما چیزی که این استاد را از بقیه جدا میکرد نحوه تدریسش بود.بقیه استادها معمولا چند ویدیو میدادند و چند تمرین و یک پروژه. ولی این استاد تقریبا در هر بخش کلی نکته درباره Clean Code(کد تمیز) گفته بود.هر جا کدی مینوشتی چند نمونه از کد خوب و کد بد هم کنارش اورده بود.حتی ویدیوهای تدریسش را بعضی دانشگاه های استرالیا هم استفاده میکردند.از همه جالب تر این بود که همیشه خدا درباره Clean Code حرف میزد. هر جلسه....هر بخش....هر تمرین.انقدر این عبارت را تکرار میکرد که بعضی وقت ها حس میکردم هر پنج دقیقه یک بار باید اسمش را بشنوم!ولی مشکل اینجا بود که من تازه ترم های اول دانشگاه بودم.مغزم اندازه نخود بود!😅صادقانه بگم اصلا نمیفهمیدم منظورش چیست.با خودم میگفتم:«اگه کدت کارمیکنه بهش دست نزن😌»منطق برنامه نویسان ترم 1و2تا اینکه چند وقت پیش یکی از دوستام داشت روی پروژه یکی از استادها کار میکرد.استاد بهش گفته بود:«فقط یک تغییر کوچیک توی سیستم بده. بیشتر از ده دقیقه زمان نمیبره.»دوستم هم با اعتماد به نفس لپ تاپش را باز کرد و رفت سراغ کدها.اما ده دقیقه شد یک ساعت....یک ساعت شد سه ساعت....هر بار که یک خط کد را تغییر میداد یک جای دیگر برنامه خراب میشد.اخر شب با خستگی گفت:«انگار وارد یک جنگل تاریک شدم که هیچ نقشه ای ازش ندارم!»مشکل این نبود که برنامه نویس ضعیفی بود.مشکل این بود که کدها تمیز نوشته نشده بودند.همان لحظه بود که بعد از چند سال بالاخره حرف های ان استاد را فهمیدم.فهمیدم فرق یک برنامه نویس حرفه ای با یک برنامه نویس معمولی فقط در بلد بودن زبان های برنامه نویسی نیست.بلکه در این است که بتواند کدی بنویسد که بعدا قابل فهم باشد.برای همین تصمیم گرفتم چند تا از مهم ترین نکاتی که از اون استاد یاد گرفتم را اینجا بنویسم.1- اسم های خوب برای متغیرها و کلاس ها انتخاب کنیکی از بزرگ ترین اشتباهاتی که خیلی از ما اوایل مسیر انجام میدیم، انتخاب اسم های عجیب و غریب برای متغیرهاست.مثلا:int x;خب الان x یعنی چی؟ قرار است چه کاری انجام بده؟ تعداد محصول است؟ سن کاربر است؟ ماذافاذا؟خود من بار ها همچین اشتباهی کرده بودم.چند هفته بعد که برگشتم سراغ پروژه چند دقیقه فقط داشتم فکر میکردم:«این x دقیقا چی بود؟» .اگر همان موقع اسمش را مثلا productCount گذاشته بودم هیچ مشکلی پیش نمی امد.2-هر کلاس فقط یک مسئولیت داشته باشدخیلی از ما اوایل برنامه نویسی یک کلاس میسازیم که همه کار انجام میدهد.مثلا کلاس User:ثبت نام میکندلاگین میکندایمیل میفرستداطلاعات دیتابیس را میخواندفایل اپلود میکندگزارش میسازدخلاصه همه چیز داخلش ریخته شده! بعد از چند ماه تبدیل میشود به یک کلاس 1000 خطی که هیچکس جرات نزدیک شدن به ان را ندارد.این هم به نوعی ادامه همان بحث Clean Code و اصل Single Responsibility است و خیلی ارزش اضافه میکند.3- توابع کوتاه و مفید بنویسیک بار در یکی از پروژه های دانشگاهی تابعی نوشته بودم که حدود 300 خط کد داشت.ان موقع فکر میکردم شاهکار مهندسی نرم افزار خلق کردم!😌🙂‍↕️ اما چند هفته بعد که خواستم یک باگ کوچیک را پیدا کنم خودم هم نمیتونستم بفهمم کجای تابع چه کاری انجام میده.هر بار بالا و پایین میرفتم بیشتر گیج میشدم:)بعدها فهمیدم هر تابع فقط باید یک مسئولیت داشته باشد.اگر اسم تابع را بخوانی و نتوانی در یک جمله توضیح بدهی چه کاری انجام میدهد، احتمالا بیش از حد بزرگ شده است.برای اینکه کاملا منظور خودم را بهتون نشون بدم عکس زیر را ببینید:هرتابع کارخودش را انجام میدهد و خیلی تمیز هست و حتی اسامی خوبی هم استفاده شده .4- از تکرار فرار کناوایل برنامه نویسی هر وقت به یک تکه کد نیاز داشتم سریع کپی پیستش میکردم.یک بار یک قطعه کد را در هفت جای مختلف پروژه کپی کرده بودم.بعد یک باگ کوچیک پیدا شد.فکر میکنی چند جا باید اصلاحش میکردم؟ دقیقا هفت جا!و البته یکی از ان ها را هم فراموش کردم.همان یک مورد فراموش شده باعث شد چند ساعت دنبال مشکل بگردم.برای همین قانونی به اسم DRY یا Don&#039;t Repeat Yourself وجود دارد.اگر حس کردی داری یک کد مشابه را بارها مینویسی، احتمالا وقت ساختن یک تابع یا کلاس جدید رسیده است.5-فرمت کد مهم تر از چیزی است که فکر میکنییک بار پروژه یکی از دوستانم را باز کردم.کدش درست کار میکرد .اما انگار یکی کدها را داخل مخلوط کن ریخته بود!تورفتگی ها نامنظم.فاصله ها نامشخص براکت ها هر کدام یک طرف. پیدا کردن یک حلقه for خودش یک ماموریت جداگانه بود.بعد از اینکه فقط کدها را فرمت کردیم، بدون تغییر حتی یک خط از منطق برنامه، خوانایی پروژه چند برابر شد.در Python تورفتگی (Indentation) خیلی مهم است و حتی روی اجرای برنامه تاثیر میگذارد مثلا:if age &gt; 18:print(&quot;Adult&quot;)اگر تورفتگی را خراب کنی برنامه خطا میدهد.اگرهمچنان بعد خوندن این مطلب براین باوری «اگه کدت کارمیکنه بهش دست نزن😌» خواستم بگم:</description>
                <category>Golden moon</category>
                <author>Golden moon</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jul 2026 13:10:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پنج مهارت مهم برای یک برنامه‌نویس حرفه ای👩‍💻</title>
                <link>https://virgool.io/@m_67071109/%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-n56eki0pf52u</link>
                <description>خیلی دوست داشتم برگردم به سه سال پیش.به روزهایی که تازه وارد دانشگاه شده بودم و فکر می‌کردم برنامه‌نویسی یعنی حفظ کردن کدها.همان روزهایی که ویدیوی استاد را برای بار دهم می‌دیدم چون فکر می‌کردم یک برنامه‌نویس حرفه‌ای باید همه چیز را از حفظ باشد.روزهایی که نصف شب در یوتیوب دنبال ویدیو اموزش می‌گشتم و با لهجه‌های می‌شنیدم:&quot;Welcome to my channel...&quot;😁و با خودم فکر می‌کردم این بار دیگر قرار است همه چیز را یاد بگیرم.اما عجیب‌ترین قسمت ماجرا این بود که هر چه بیشتر ویدیو می‌دیدم بیشتر احساس می‌کردم چیزی بلد نیستم.امروز که به ان روزها نگاه می‌کنم می‌فهمم مشکل من کمبود دانش نبود.مشکل این بود که مهارت‌های واقعی برنامه‌نویسی را نمی‌شناختم.خیلی از ماها درسنین جوانی اینو تجربه کردیم که ناامید میشویم از ادامه دادن و خیلی سردرگم و گیج هستیم که ایا مسیری که دارم ادامه میدهم درست هست یا نه؟! ایا من ادم این مسیرم؟ من خودم به شخصه خیلی از دوستانم در دانشگاه میددم که از پله -100 برنامه نویسی را شروع کردن و الان در شرکت های خیلی خفن در حال کارکردن هستن !اتفاقا همین دسته افراد ادم هایی بودن که به خودشون ومسیرشون شک داشتن و نقطه ای در زندگیشون داشتن به نام نقطه عطف :) لحظه ای در زندگیشون بود که گم کرده بودن خودشون را و از ادامه دادن میترسیدن شایدم بیشتر از درجازدن میترسیدن.انیوی اما همین افراد بعد از گذشت اون نقطه عطف زندگیشون به مرحله ای رسیدن که شاید بهتر بگویم به پله 100 که نه 10000 ام!راستش و بخواید این افراد نه روتین ادمای موفق داشتن😅نه مدیتیشن میکردن نه غذای سالم میخوردن نه هیچی...اما مهارت هایی را داشتن که برای یک برنامه نویس موفق نیاز بود.در ادامه مهارت های موفق تک تک این افراد را بیان میکنم:۱. مهارت Search کردن :یکی از نکاتی که من میخواهم با شما در میون بزارم اینکه شما نیازی نیست کد هارا حفظ بکنید و همچنین درواقع میتوانید شروع به نوشتن کد بکنید حتی زمانی که هنوز همه چیز را نمیدانید! درواقع بهتر است بگویم برای مبتدیان این واقعا مهم هست که از این واقعیت اگاه باشید که اشکالی ندارد همه چیز را ندانیم و همیشه بتوانیم در گوگل سرچ بکنیم وقتی هیچی را نمی دانیم .مثلا تصور کنید شما میخواهید درمورد این سرچ بکنید که چجوری یک متن را در مرکز (crnter ) ببرید و خب به یاد ندارید که به چه شکل میشود اینکار را انجام داد! گام اول اینکه وارد گوگل میشوید و خب سرچ میکنید :css how to center anchor element (دقت کنید که باید خیلی خوب سرچ بکنید و جکلات مناسبی را بنویسید)از مابین سایت هایی که اورده شد دنبال stack overflow بگردید این سایت جایی هست که میلیون ها کاربر چندین پست ارسال کرده اند درواقع میلیون ها میلیون سوال درمورد انواع برنامه نویسی کرده اند.برای شروع W3Schools بد نیست، اما وقتی جلوتر رفتم فهمیدم مستندات اصلی مثل MDN خیلی بیشتر کمکم می‌کند.سایت css tricks هم وجود دارد که بسیار سایت خوبی هست.حتی ممکن به سایت developer.mozilla بربخورید که درواقع مستندات MDN هست که در ادامه اون را برسی میکنیم.2. مهارت Debugging:مهارت بعدی خیلی مهمی که باید یاد بگیرید در خصوص دیباگ (debug) کردن هست . ببینید ما یک دانشجو داشتیم که از رشته تجربی هم اومده بود کامپیوتر این بنی بشر جوری با سرعت مشکل کدهاش را از طریق debug میفهمید و حلشون میکرد که انگار سرعتش از فیبرنوری هم بیشتر بود😁درواقع من همون دانشجویی بودم که وقتی میخوردم به یک مشکل کاسه غم میگرفتم و میگفتم من خیلی خنگم چرا یادم نمیمونه کدهارا ؟ چرا من اینقدر خنگم؟! اما همون دانشجو با اینکه حافظش اندازه یک ماهی 7 ثانیه ای بود اما مهارت دیباگ کردن و سرچ کردن را خیلی خوب بلد بود.پس بدونید هیچ برنامه نویس خفنی نیست که در طول روزش هزاران بار دیباگ بکند تا بتواند متوجه بشود مشکل کدش کجاست.همین بنی بشری که ذکر خیرش را کردم جوری دیباگ میکرد و میفهمید بعد سریع داخا گوگل سرچ میکرد و خیلی خیلی سریع تر از منی که 1 هفته کامل روی اون مشکل مونده بودم در یک صدم ثانیه مشکل را میفهیمد و حلش میکرد.3. مهارت Asking Questions:یکی از اشتباهات بزرگی که در دانشگاه می‌کردم این بود که سوال نمی‌پرسیدم.فکر می‌کردم اگر سوال بپرسم یعنی ضعیفم و حتی همکلاسی هایم من را مسخره میکنن :)فکر می‌کردم همه فهمیده‌اند و فقط من نفهمیده‌ام.بعد از مدتی متوجه شدم دقیقااااا برعکس است.قوی‌ترین دانشجوهای کلاس معمولاا بیشترین سوال‌ها را می‌پرسیدند.ان‌ها از پرسیدن خجالت نمی‌کشیدند.در واقع به جای اینکه وانمود کنند همه چیز را می‌دانند سعی می‌کردند واقعا یاد بگیرند.این دقیقا قیافه ی من بعد دیدن کدهای استاد وقتی هیچی ازشون نمیفهمماین مهارت خودم تازگیا دارم روی خودم کار میکنم سعی کنید از استادای درستون سوال کنید . درحدی به ریز ترین نکات دقت کنید وسوالات ریزی بپرسید . درس عبرتی که سال پیش گرفتم همین بود که سعی کنم بادقت کار بکنم با دقت خیلی بالا و بادقت به ریزترین نکات دقت کنم و از استادای درسمون سوال بکنم.4. مهارت حل مسئله:یادم میاد یک بار برای یک پروژه ساده HTML و CSS شاید ۶ ساعت وقت گذاشتم.اخرش فهمیدم فقط یک div را نبسته بودم:))))))))))))))))))))) ان شب واقعاا با خودم فکر کردم شاید من برای برنامه‌نویسی ساخته نشده‌ام.اما اگر بخواهم فقط یک مهارت را انتخاب کنم که بیشترین تاثیر را روی رشد یک برنامه‌نویس دارد احتمالا حل مسئله را انتخاب می‌کنم.چون در نهایت شرکت‌ها به شما پول نمی‌دهند که کد بنویسید.به شما پول می‌دهند که مشکلات را حل کنید.بارها شده که ساعت‌ها درگیر یک باگ بوده‌ام و در اخر متوجه شده‌ام مشکل فقط یک خط کد بوده است.اما ان چیزی که اهمیت داشت پیدا کردن ان یک خط بود نه تعداد خط‌هایی که نوشته بودم.هرچه بیشتر برنامه‌نویسی می‌کنم بیشتر به این نتیجه می‌رسم که برنامه‌نویسی کمتر درباره نوشتن کد است و بیشتر درباره فکر کردن است.5.یادگیری زبان انگلیسی :یک بار از یکی از برنامه‌نویس‌های باتجربه پرسیدند اگر قرار باشد فقط یک توصیه به برنامه‌نویس‌های مبتدی بکنی چیه؟گفت :انگلیسی یاد بگیریدزبون های برنامه نویسی که به زبان انگلیسی هست .تمامی ویدیوهای معتبر هم به زبان انگلیسی هست .مستندات انگلیسی‌اند.Stack Overflow انگلیسی است.اخبار تکنولوژی انگلیسی‌اند.اولین باری که وارد مستندات MDN شدم تقریبا هیچی نمی‌فهمیدم.هر دو خط یک کلمه بود که معنی‌اش را نمی‌دانستم.اما بعد از چند ماه متوجه شدم هر چه انگلیسیم بهتر می‌شود سرعت برنامه‌نویسی‌ام هم بیشتر می‌شود.انگار یک در بزرگ باز شده بود.دیگر مجبور نبودم منتظر ترجمه بمانم.</description>
                <category>Golden moon</category>
                <author>Golden moon</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jun 2026 14:37:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش مصنوعی قرار نیست برنامه‌نویس‌ها را بیکار کند اما...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_67071109/%D8%A7%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%AF-wixyx5nanfsu</link>
                <description>چند ماه پیش داشتم توی یوتیوب می‌چرخیدم که یک ویدیو توجهم را جلب کرد.تایتلش چیزی شبیه این بود:«بدون حتی یک خط کدنویسی سایت بساز و ۱۰ هزار دلار بفروش.»شروع کردم به دیدن ویدیو و چند دقیقه بعد داشتم به صفحه مانیتور خیره می‌شدم. بدون حتی نوشتن یک خط کد ...نه React.نه JavaScript.نه CSS.نه حتی درک درستی از برنامه‌نویسی! فقط چند تا پرامپت و یک هوش مصنوعی که داشت سایت می‌ساخت.راستش را بخواهید همان لحظه یک سوال ازاردهنده وارد ذهنم شد: اگر این چیز واقعا کار می‌کندپس من برای چی دارم برنامه‌نویسی یاد می‌گیرم؟؟؟!اگر هوش مصنوعی بتواند سایت بسازد اپلیکیشن بسازد باگ پیدا کند و کد بنویسد چرا اصلا باید یک نفر ماه‌ها و سال‌ها وقتش را صرف یادگیری برنامه‌نویسی کند؟برای اولین بار احساس کردم شاید دارم وارد مسیری می‌شوم که قرار است چند سال دیگر وجود نداشته باشد و فکر می‌کنم تنها کسی هم نبودم که این حس را داشت:) تا مدتی به لطفا ان ویدیو یوتیوپ اورتینک شدم و کلی سوالات عجیب و غریب از جنس استرس در ذهنم به وجود می اومد حتی باعث شد تا مدتی امیدم را از اینده ای که با برنامه نویسی در ذهن خودم ساخته بودم از دست بدهم :)ترسی که خیلی از ما تجربه کردیم ! وقتی ChatGPT معرفی شد خیلی‌ها گفتند:برنامه‌نویسی تمام شد.طراح‌ها بیکار می‌شوند.نویسنده‌ها حذف می‌شوند.دیگر کسی نیاز نیست کدنویسی یاد بگیرد.در شبکه‌های اجتماعی هر روز ویدیوهای جدیدی می‌دیدم:«سایت را در ۵ دقیقه بساز.»«اپلیکیشن را بدون برنامه‌نویسی منتشر کن.»«شغل برنامه‌نویسی مرده است.»و هر بار که یکی از این ویدیوها را می‌دیدم ان سوال دوباره برمی‌گشت: ایا واقعا ارزش دارد هنوز برنامه‌نویسی یاد بگیرم؟پس شروع کردم به تحقیق کردن .هرچی بیشتر می‌خواندم بیشتر متوجه می‌شدم که ماجرا ان‌قدرها هم ساده نیست. طبق گزارش Future of Jobs 2025 که توسط بیش از هزار شرکت بزرگ جهان و با داده‌های بیش از ۱۴ میلیون نیروی کار تهیه شده نقش‌های مرتبط با فناوری همچنان جزو سریع‌ترین مشاغل در حال رشد دنیا هستند. حتی «توسعه‌دهندگان نرم‌افزار و اپلیکیشن» همچنان در فهرست مشاغل رو به رشد قرار دارند.طبق گزارش Future of Jobs 2025، شغل Software &amp; Applications Developer هنوز جزو سریع‌ترین مشاغل در حال رشد جهان تا سال 2030 است. پس شاید سوال درست این نباشد که «ایا AI برنامه‌نویس‌ها را حذف می‌کند؟» بلکه این باشد که «کدام برنامه‌نویس‌ها با AI رشد می‌کنند و کدام‌ها عقب می‌مانند؟»این اولین چیزی بود که ذهنم را درگیر کرد.اگر قرار است برنامه‌نویس‌ها بیکار شوند پس چرا تقاضا برای ان‌ها هنوز در حال رشد است؟من ترسیده بودم.واقعا فکر می‌کردم برنامه‌نویسی دارد می‌میرد.بعد که با دقت گزارش World Economic Forum را خواندم و نتیجه ی عجیبی گرفتم.برخلاف چیزی که یوتیوب می‌گفت توسعه‌دهندگان نرم‌افزار هنوز جزو سریع‌ترین مشاغل در حال رشد دنیا بودند.اینجا بود که به خودم گفتم: «شاید مسئله مرگ برنامه‌نویسی نباشد مسئله تغییر برنامه‌نویسی و مشاغل دنیا باشد!»این نمودار نشان می‌دهد که تا سال 2030 با وجود حذف بخشی از مشاغل توسط فناوری و هوش مصنوعی و میلیون‌ها شغل جدید نیز ایجاد خواهد شد. به بیان ساده AI لزوما باعث کم شدن فرصت‌های شغلی نمی‌شود! بلکه نوع مهارت‌هایی که بازار به ان‌ها نیاز دارد را تغییر می‌دهد.راستش وقتی این نمودار را دیدم(عکس بالا) یکم خیالم راحت‌تر شد. قبلش فکر می‌کردم هوش مصنوعی قرار است تعداد زیادی از شغل‌ها را از بین ببرد و فرصت‌ها کمتر شوند. اما چیزی که این امار نشان می‌دهد متفاوت است! بعضی شغل‌ها حذف می‌شوند، بعضی‌ها تغییر می‌کنند و شغل‌های جدیدی هم به وجود می‌اید. شاید مسئله اصلی این نباشد که «ایا AI جای ما را می‌گیرد؟» بلکه این باشد که «ایا ما خودمان را با دنیای جدید وفق می‌دهیم یا نه؟»همینطور سوالات جالب تری به ذهنم داشت می اومد انگار با خوندن این مطالب و دیدن این نمودار سوالاتی که در ذهنم از جنس استرس بودن تبدیل شده بودن به سوالات دیگری بعد به نکته جالب‌تری رسیدم .مشکل اصلی این نیست که هوش مصنوعی جای برنامه‌نویس را می‌گیرد.مشکل این است که هوش مصنوعی بعضی از کارهایی را که برنامه‌نویس‌ها انجام می‌دادند سریع‌تر انجام می‌دهد. انگار تازه باعث میشود ما سریع تر مشکلات و باگ هایی را که بهش خورده ایم را حل کنیم و این دو تا با هم فرق دارند. مثلا:قبلا ممکن بود یک برنامه‌نویس دو ساعت وقت بگذارد تا یک کامپوننت ساده بنویسد.الان شاید همان کامپوننت را در ده دقیقه با کمک AI تولید کند.اما سوال اینجاست:وقتی آن کامپوننت کار نکرد چه؟وقتی مشتری یک قابلیت عجیب خواست چی؟وقتی سیستم در مقیاس بزرگ خراب شد چی؟وقتی هزاران خط کد به هم وابسته شدند چی؟انجا دیگر مسئله «نوشتن کد» نیست. مسئله « فهمیدن سیستم و حل مسئله » است درواقع اینجاست که فرق برنامه نویس و ادمی که کد از AI کپی میکند مشخص میشود. اون لحظه بود که انگار 180 درجه نظرم نسبت به سوالات ذهنم و استرس هام تغییر کرد :)یک ازمایش کوچیک برای اینکه خودتان را قانع کنید. تصمیم بگیرید یک روز کامل هر کاری می‌توانید با AI انجام بدهید.ازش بخوایدکد بنویسد.UI طراحی کند.باگ‌ها را پیدا کند.حتی ساختار پروژه پیشنهاد بدهد.نتیجه؟در بعضی کارها واقعا شگفت‌انگیز هست.سرعت خود من را به شخصه چند برابر میکند.اما یک باگی هم دارد.هر بار که به یک مسئله پیچیده می‌رسیدم کیفیت جواب‌ها افت می‌کند.بعضی وقت‌ها کد اصلا اشتباه هست.بعضی وقت‌ها هم با اعتمادبه‌نفس کامل جواب غلط می‌داد!چیزی که ویدیوهای یوتیوب به شما نمی‌گویندویدیوهای یوتیوب عاشق نتیجه‌اند.هیچ‌کس از پشت صحنه حرف نمی‌زند.شما یک نفر را می‌بینید که در ۱۰ دقیقه یک سایت ساخته.اما نمی‌بینید:امنیت سایت چه وضعی دارد!اگر مشتری قابلیت جدید خواست چه می‌شود!اگر پرداخت انلاین خراب شد چه کسی مشکل را حل می‌کند.واقع ساختن نسخه اول یک محصول ساده‌ترین بخش ماجراست.حتی بعضی پژوهشگران حوزه مهندسی نرم‌افزار هم به همین نکته اشاره کرده‌اند که مهندسی نرم‌افزار فقط تولید کد نیست! بخش بزرگی از آن نگهداری و درک سیستم و حفظ پایداری نرم‌افزار است.پس چه کسانی باید نگران باشند؟بعد از مطالعه به یک نتیجه رسیدم.به نظرم هوش مصنوعی قرار نیست برنامه‌نویس‌ها را حذف کند.اما ممکن است برنامه‌نویس‌هایی را که فقط کارهای تکراری انجام می‌دهند تحت فشار قرار دهد.کسی که فقط حفظ کرده چطور یک فرم بسازد.کسی که فقط از روی ویدیو های اموزشی کپی می‌کند.(مثلا خیلی هارا در دانشگاه دیدم که از روی ویدیو یوتیوپ کد میزنند)کسی که وقتی به یک باگ کوچیک خورد از کد ها چیزی سر در نمیاورد.چنین افرادی امروز رقیب جدیدی پیدا کردن به نام هوش مصنوعی.چه کسانی برنده می‌شوند؟کسانی که:مسئله را خوب می‌فهمند.با کاربران صحبت می‌کنند.معماری سیستم را درک می‌کنند.میتوانند دیباگ بکنند و مشکل کد را بفهمند.جالب است که تحقیقات جدید هم نشان می‌دهد ارزش مهارت‌هایی مثل تصمیم‌گیری، خلاقیت، تحلیل و مهارت‌های انسانی در عصر AI بیشتر شده است، نه کمتر.نتیجه‌ای که اون شب گرفتم ان ویدیوی یوتیوب دروغ نمی‌گفت.واقعا می‌شود با AI سایت ساخت.واقعا می‌شود اپلیکیشن ساخت.واقعا می‌شود خیلی سریع‌تر از قبل پیش رفت.اما چیزی که ان ویدیو نمی‌گفت این بود که:ابزارها همیشه جای متخصص‌ها را نمی‌گیرند، متخصص‌ها را قدرتمندتر می‌کنند.اچار فرانسه باعث نشد تعمیرکارها از بین بروند.اکسل باعث نشد حسابدارها ناپدید شوند.گوگل باعث نشد برنامه‌نویس‌ها بیکار شوند.و احتمالا هوش مصنوعی هم اخرین ابزاری نیست که قرار است دنیا را بترساند.امروز بیشتر از هر زمان دیگری به این نتیجه رسیده‌ام:اگر هدفت فقط نوشتن کد باشد شاید اینده سختی در انتظار تو باشد. اما اگر هدفت حل مسئله باشد احتمالا بهترین زمان تاریخ را برای برنامه‌نویس شدن انتخاب کرده‌ای.اگر امروز می‌خواستی از صفر وارد دنیای برنامه‌نویسی بشی با وجود AI باز هم این مسیر رو انتخاب می‌کردی؟ چرا؟</description>
                <category>Golden moon</category>
                <author>Golden moon</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jun 2026 13:03:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین پروژه‌ای که برای یک مشتری خارجی انجام دادم و اشتباهاتی که نزدیک بود پروژه را از دست بدهم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_67071109/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D8%B2%D8%AF%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D9%87%D9%85-twzyylgogpqf</link>
                <description>اگر چند سال پیش کسی به من می‌گفت روزی روی پروژه یک مشتری خارجی کار می‌کنم احتمالا می‌خندیدم.نه به خاطر اینکه توانایی‌اش را نداشتم. بلکه چون بیشترین دشمن من خودم بودم.ماجرا از جایی شروع شد که یکی از دوستانم پیشنهاد داد روی پروژه طراحی و توسعه یک وبسایت برای یک مشتری خارجی همکاری کنیم.اولین واکنش من؟«نه من گزینه مناسبی نیستم.»فکر می‌کردم به اندازه کافی خوب نیستم. اما دوستم کوتاه نیومد.تقریباً یک ماه طول کشید تا مرا قانع کند ، بالاخره قبول کردم و کار را شروع کردیم.فکر می‌کردم سخت‌ترین بخش پروژه طراحی و کدنویسی است.اشتباه می‌کردم!سخت‌ترین بخش ارتباط با مشتری بود.۱.بمباران کردن مشتری با سوالاز آنجایی که ارتباط مستقیم با مشتری نداشتم، هم‌تیمی من مسئول ارسال ایمیل‌ها بود.ما تصمیم گرفتیم تمام سوال‌هایی که در ذهنمان بود را همان ایمیل اول بپرسیم.ده‌ها سوال درباره رنگ‌ها، صفحات سایت، امکانات موردنیاز، نمونه‌های موردعلاقه و ...نتیجه؟سکوت.بعدها فهمیدم وقتی مشتری هنوز خودش تصویر روشنی از پروژه ندارد حجم زیاد سوالات می‌تواند او را گیج کند!۲.فرض کردن اینکه مشتری دقیقاً می‌داند چه می‌خواهدیکی از مهم‌ترین درس‌هایی که گرفتم این بود:بیشتر مشتری‌ها دقیقا نمی‌دانند چه می‌خواهند.اون‌ها مشکلشان را می‌دانند، اما راه‌حل را نه.وظیفه ما فقط طراحی سایت نیست.وظیفه ما کشف نیاز واقعی مشتری است.۳.فراموش کردن عنصر اعتمادهمه بلدن کد بنویسن.(همه بلدن Ctrl + C و Ctrl + V بزنن😅)چیزی که تفاوت ایجاد می‌کند فقط مهارت فنی نیست.اعتماد است.لحن پیام‌ها، نحوه پاسخگویی، احترام و ایجاد حس اطمینان گاهی از خود مهارت فنی مهم‌تر می‌شود.۴.طراحی بدون شناخت فرهنگ مخاطبیکی از چیزهایی که در طول پروژه یاد گرفتم این بود که طراحی فقط کنار هم گذاشتن رنگ وعکس و... نیست.فرض کنید قرار است برای یک گل‌فروشی در اروپا طراحی انجام دهید.احتمالا تصاویر باکیفیت گل‌ها، رنگ‌های ملایم، فضای مینیمال و متن‌های احساسی تاثیر بیشتری خواهند داشت.چون مخاطب برای خرید گل فقط دنبال محصول نیست! دنبال احساسی هست که اون گل میدهد:)مهم‌ترین درسی که گرفتمقبل از طراحی برای یک کشور باید طراحی‌های همان کشور را ببینید.سبک طراحی، رنگ‌ها، نوع تصاویر و...ساعت‌ها بررسی سایت‌های مشابه گاهی بیشتر از ساعت‌ها طراحی به شما کمک می‌کند.این پروژه شاید بزرگ‌ترین پروژه زندگی من نبود.اما یکی از مهم‌ترین درس‌ها را به من داد:بزرگ‌ترین مانع من کمبود مهارت نبود.ترس از شروع کردن بود:)</description>
                <category>Golden moon</category>
                <author>Golden moon</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jun 2026 20:47:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سایت های اینترنت ملی؛ از هوش مصنوعی تا فیلمو بازی و اهنگ, پادکست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_67071109/%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-r7abhldzqv6v-r7abhldzqv6v-r7abhldzqv6v-r7abhldzqv6v-r7abhldzqv6v-r7abhldzqv6v</link>
                <description>این پست را سیو کنید چون قرار اپدیتش کنم .توی این پست چندتا سایت و محتوا معرفی می‌کنم که با اینترنت ملی هم بالا میان و می‌تونید باهاشون یکم حال‌تون رو بهتر کنید و حوصله‌تون کمتر سر بره.لیست چیزهایی که معرفی می‌کنم:1.AI2.Ambient Sounds3.Shenoto4.Music5.Widgetify6.Movie7.Game8. Git1.AIقطعا جای ChatGPT و ابزارهای مشابه نمیگیرند ولی اینم سایت بدکی نبود که میتونستید باهاش هر کاری را بکنید.megagpt2.Ambient Soundsاینم سایت خوبی بود کلی صداهای ارامش بخش داخلش بود مثل صدای پرنده و صدای بارون(✿◡‿◡)و... خلاصه اگه خواستید یک سری بهش بزنید.moodist3.shenotoشنوتو قطعا جای castbox جونم رو نمی‌گیره 😭 ولی خب، بین گزینه‌های داخلی سایت و اپ خوبیه و کلی پادکست توش هست.از موضوعات مختلف: روانشناسی، داستان، تکنولوژی، انگیزشی و…اگر اهل پادکست‌ گوش دادن هستید، یک سری بهش بزنید.shenoto4.musicبرای استفاده‌ی کامل باید اپلیکیشنش رو روی گوشی یا لپ‌تاپتون نصب کنید. در حال حاضر به نظر رایگان میاد ولی بهتره خودتون هم بررسی کنید که در آینده ممکنه نیاز به اشتراک داشته باشه یا نه.melodify5.widgetifyهر بار که یک تب جدید باز می‌کنی، به جای یک صفحه خالی، یک داشبورد شخصی داری. کارهات رو مدیریت کن، یادداشت بنویس و همه چیز رو یک‌جا ببین.widgetify6.Movieاگر دنبال سایت‌هایی هستید که به‌دردبخور باشن و بشه باهاشون فیلم دید من قبلا توی یک پست دیگه‌م مفصل‌تر در این مورد حرف زدم و چندتا سایت خوب معرفی کردم و خودم به شخصه از همون سایت هایی که داخل پست های قبلیم معرفی کردم استفاده میکنم. اما این سایتم شنیدم سایت بدکی نیست و میتونید ازش استفاده کنید.azfilm7.Gameچند تا سایت دانلود بازی بهتون معرفی میکنم خودم امتحانشون نکردم البته.pirategamesgold-teampar30games8. Gitپلتفرم جامع آموزش آنلاینمهارت های جدید را به کمک دوره های بین المللی یاد بگیرید!Gitلینک اشتراک گذاری پست : https://vrgl.ir/YdyC8</description>
                <category>Golden moon</category>
                <author>Golden moon</author>
                <pubDate>Fri, 08 May 2026 17:31:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>15 کلید میانبر فوق‌العاده کاربردی در ویندوز</title>
                <link>https://virgool.io/@m_67071109/15-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D9%88%D9%82-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B2-s0oowih7fq5p</link>
                <description>الان ساعت 12:22 شب سر لپتاپم رفتم و خواستم خیر سرم فیلم ببینم از سایت هایی که الان با نت ملی کار میکنن (داخل یکی از پست هام درموردش نوشتم) و قسمت جالب این بود که نتم در حدی ضعیف بود که به جای فیلم دیدن بیشتر داشتم دعوا میکردم با اینترنت :)))))))))))))انیوی . بگذریم !بعد گفتم خب چرا نیام متن هایی که پس ذهنم هست را بنویسم داخل ویرگولی 😁اگر روزی چند بار با ویندوز کار می‌کنی، این میانبرها می‌تونن سرعتت رو چند برابر کنن. این‌ها رو امتحان کن😉Win + G — ضبط کردن صفحه‌ی نمایشWin + W — فعال‌ میکنه حالت وایت‌برد، حتی می‌تونید از صفحه عکس بگیرید و روی پنجره Pain ببرید.Win + E — باز کردن پوشه “این کامپیوتر”Win + I — رفتن به تنظیمات سیستمWin + H — فعال‌سازی تایپ صوتیWin + K — متصل شدن به دستگاه‌های بلوتوثWin + . (نقطه) — باز کردن پنل ایموجی‌هاWin + Tab — جابه‌جایی سریع بین دسکتاپ‌های مجازیShift + Win + S — گرفتن اسکرین‌شات و برش بخش مورد نظرWin + A — باز کردن نوتیفیکیشن‌هاWin + L — قفل کردن سیستمWin + X — باز کردن منوی سریع و کارهای اجرایی سریعWin + P — پروژه کردن صفحه نمایش به دیگر دستگاه‌ها (پیشنهادی)Win + D — نمایش سطح دسکتاپWin + S — جستجو در ویندوز</description>
                <category>Golden moon</category>
                <author>Golden moon</author>
                <pubDate>Wed, 29 Apr 2026 19:20:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین سایت‌های نت ملی: فیلم،سریال ،کتاب، پادکست و هوش مصنوعی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_67071109/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-twue2pyso4pi</link>
                <description>امروز پیدا کردن راه‌هایی برای استراحت، یادگیری و سرگرم شدن، اهمیت دوچندانی پیدا کرده است.بیایید نگاهی به چند مورد از این منابع بیندازیم که هم سرگرمی ارائه می‌دهند و هم به ما در کارهای روزمره کمک می‌کنند.۱. دنیای فیلم و سریال:یکی از محبوب‌ترین راه‌ها برای گذراندن اوقات فراغت، تماشای فیلم و سریال هست. من خودم به شخصه در این دوران کلی سریال و فیلم دیدم😄😄😄F2me.topOldtowns.top2.کتاب‌های صوتی و الکترونیک و دنیای پادکست ها :اگر اهل مطالعه هستید اما فرصت کمتری دارید، کتاب‌های صوتی و الکترونیک یک راه‌حل عالی هستند. می‌توانید در حین انجام کارهای دیگر یا در مسیر رفت و آمد، به کتاب‌های مورد علاقه‌تان گوش دهید یا آن‌ها را مطالعه کنید. پادکست‌ها منابعی غنی برای یادگیری و سرگرمی هستند.https://fidibo.com/3.هوش مصنوعی :قطعا جای ChatGPT و ابزارهای مشابه نمیگیرند ولی اینم سایت خوبی بود که میتونستید باهاش عکس درست کنید یا کد بزنید یا هر کار دیگه ای.https://gapgpt.app/chat/امیدوارم بتونید سریال ها و کتاب های خوبی را در این دوران ببینید و بخونید😄</description>
                <category>Golden moon</category>
                <author>Golden moon</author>
                <pubDate>Wed, 15 Apr 2026 18:46:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به خودم گفتم: ممنونم که ادامه دادی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_67071109/%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D9%86%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C-w99shywuxhhg</link>
                <description>سخت است !تنهایی سخت است ! امید دادن سخت است ! جهانی بدون انسانیت سخت است ! از دست دادن نزدیکان ام سخت است ! تلاش بدون فایده سخت است ! لبخند های دروغین سخت است ! نگاه کردن به آینده سخت است !زندگی ...نمی توانم بگویم سخت است .زبانم قاصر است از گفتن اش . پس سکوت پیشه می کنم . سکوتی بیانگر درد . سکوتی بی دلیل :)فکر می کنم به تمام خاطراتی که ساختم به تمام ناراحتی ها ، شادی ها و غصه هایم و به تمام لحظاتی که فقط خودم بودم و کسی نبود .به مسخره بازی هایی که انجام میدادم به دل شکستن هام به قهر کردن هام ...ولی با این حال دلم برای خود واقعیم تنگ شده :)نمی توانم درمورد زندگی حرف بزنم چون خداوند نعمت هایی به من داده که آن هارا نمیبینم و چشم بسته از کنار ان ها می گذرم.نعمت هایی که ارزوی هزاران نفر در این دنیای خاکی است .میدانم به آن کسی که آن بالا دارد من را نگاه می کند مدیونم (بخاطر همه چیز)بخاطر زندگی ای که بهم داده ! بخاطر امیدی که درونم ساخته ! بخاطر زمان هایی که از تنهایی بیدارم می کرد ! بخاطر اینکه مهمان ام می کرد به یک لیوان لبخند شکلاتی شیرین ! و بازهم بی نهایت بخاطر اینکه...و اخر سر بخاطر اینکه خودم جا نزدم .ممنونم که ادامه دادی ♡شاید هزار نفر باید باید همین یک جمله کوتاه را بهمون میگفتن. اما اگر نگفتن خودت به خودت بگو :)♡</description>
                <category>Golden moon</category>
                <author>Golden moon</author>
                <pubDate>Mon, 26 Jan 2026 08:24:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دسترس‌پذیری در اپلیکیشن‌های موبایل؛ چرا مهم‌تر از چیزی است که فکر می‌کنیم؟ (Accessibility in Mobile Apps)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_67071109/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-esemevqixj9n</link>
                <description>بیش از یک میلیارد نفر در جهان با نوعی معلولیت زندگی می‌کنند.یعنی حدود ۱۵٪ جمعیت دنیا.حالا تصور کن اپلیکیشنی که با کلی دقت طراحی و توسعه دادی،برای این افراد عملاً غیرقابل استفاده باشد.دسترس‌پذیری فقط مربوط به راحت‌تر کردن استفاده از اپ نیست.مرزی است بین یک اپلیکیشن کاربردی و اپلیکیشنی که میلیون‌ها نفر را نادیده می‌گیرد.Accessibilityدسترس‌پذیری (Accessibility) به این معناست که همه‌ی افراد،با هر توانایی یا محدودیتی، بتوانند از یک محصول دیجیتال استفاده کنند.این محدودیت‌ها فقط به معلولیت‌های دائمی محدود نمی‌شوند.از کم‌بینایی و ناشنوایی گرفته تا آسیب‌های موقت، یا حتی شرایطی مثل نور زیاد محیط یا شلوغی اطراف.طبق آمار، بیش از یک میلیارد نفر در جهان با نوعی معلولیت زندگی می‌کنند.یعنی تقریباً از هر پنج نفر، یک نفر.نادیده گرفتن دسترس‌پذیری یعنی از دست دادن میلیون‌ها کاربر بالقوه.Why is Accessibility Important in Mobile Applications?دسترس‌پذیری فقط برای راحت‌تر شدن استفاده از اپلیکیشن‌ها نیست!موضوع اصلی این است که همه بتوانند از آن استفاده کنند.برای بسیاری از افراد، نبود دسترس‌پذیری به این معناست که اپلیکیشن از همان ابتدا غیرقابل استفاده است،نه سخت‌تر، بلکه غیرممکن!دسترس‌پذیری می‌تواند تفاوت بین یک اپلیکیشن موفق و محصولی باشد که میلیون‌ها کاربر را ناخواسته حذف می‌کند.از طرفی، اپلیکیشن‌های دسترس‌پذیر:جامعه‌ی کاربری بزرگ‌تری دارندتجربه‌ی کاربری بهتری برای همه ایجاد می‌کننددر نهایت، حرفه‌ای‌تر و قابل اعتمادتر به نظر می‌رسندWCAGWCAGWCAG مخفف Web Content Accessibility Guidelines است.استانداردی بین‌المللی که از سال ۱۹۹۹ به‌عنوان مرجع اصلی دسترس‌پذیری در وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌ها شناخته می‌شود. این استاندارد مشخص می‌کند که محصولات دیجیتال چطور باید طراحی و توسعه داده شوندتا برای افراد دارای معلولیت قابل استفاده باشند.WCAG فقط یک راهنمای تئوری نیست. پایه‌ی اصلی تست‌های دسترس‌پذیری، ابزارهایی مثل Lighthouse و Axe و حتی بسیاری از الزامات قانونی در کشورهای مختلف است.دسترس‌پذیری برای یک گروه خاص طراحی نشده است.افراد با انواع مختلفی از ناتوانی‌ها یا محدودیت‌های موقت از محصولات دیجیتال استفاده می‌کنند. به‌طور کلی، ناتوانی‌ها در چهار دسته‌ی اصلی قرار می‌گیرند:بینایی، شنوایی، حرکتی و شناختی.در ادامه، هرکدام را به‌صورت خلاصه بررسی می‌کنیم.👁️ اختلالات بینایی (Vision)این دسته می‌تواند شامل نابینایی کامل،کم‌بینایی یا کوررنگی باشد.برای این افراد، محتوایی که فقط بر پایه‌ی دید طراحی شده عملاً غیرقابل استفاده است.ابزارهایی مثل TalkBack در اندروید،متن‌های روی صفحه را با صدای بلند می‌خوانند:– دکمه‌ها– پیام‌ها– لیست‌ها– منوهایک مثال از کد در بخش فلاتر (این نشان میدهد که text ما 3 برابر میشود)🦻 اختلالات شنوایی (Hearing)افراد ناشنوا یا کم‌شنوابرای درک محتوای ویدیویی به زیرنویس نیاز دارند. زیرنویس فقط یک قابلیت جانبی نیست.یکی از اصول اصلی دسترس‌پذیری است و تجربه‌ی کاربری را حتی در محیط‌های شلوغبرای همه بهتر می‌کند.🖐️ اختلالات حرکتی (Mobility)این ناتوانی‌ها می‌توانند دائمی یا موقت باشند.از فلج کامل گرفته تا شکستگی یا گچ‌گرفتگی.برخی کاربران از روش‌های جایگزین استفاده می‌کنند:– کنترل با حرکت سر یا چشم– فرمان‌های صوتی به‌جای لمس صفحهاپلیکیشن‌های دسترس‌پذیر باید با این روش‌ها سازگار باشند تا کاربر بتواند به‌راحتی تعامل کند.🧠 اختلالات شناختی (Cognitive)این گروه شامل افرادی با ADHD،اوتیسم یا مشکلات حافظه مانند آلزایمر است.انیمیشن‌های زیاد، حرکات سریع یا رابط‌های شلوغ می‌توانند تمرکز را کاهش دهند.به همین دلیل، در اپلیکیشن‌های دسترس‌پذیر:– انیمیشن‌ها ساده یا قابل غیرفعال شدن هستند– محتوا واضح و بدون پیچیدگی ارائه می‌شودسمانتیک (Semantics)سمانتیک (Semantics) یعنی دادن معنی درست به اجزای رابط کاربری.به این معنا که سیستم و ابزارهای کمکی بفهمند هر عنصر چه چیزی است و چه کاری انجام می‌دهد،نه فقط اینکه چطور دیده می‌شود.Semantics دقیقاً چیست؟سمانتیک یک ویجت، دکمه یا کد خاص نیست
در واقع یک لایه‌ی نامرئی از اطلاعات است که روی عناصر صفحه قرار می‌گیرد
این لایه فقط برای سیستم‌عامل
و ابزارهای کمکی مثل Screen Readerها وجود دارد،
نه برای چشم کاربرمن برای واضح شدن داخل عکس نشون دادم کدی را همراه با Semantics و بدون Semantics🎨 بررسی تضاد رنگ (Color Contrast)Color Contrast Checker ابزارهایی هستند که میزان تضاد بین رنگ متن و پس‌زمینه را بررسی می‌کنندتا مطمئن شوند محتوا برای افراد کم‌بینا قابل خواندن است.این ابزارها بر اساس استانداردهای WCAG کار می‌کنند و کمک می‌کنند از ترکیب رنگ‌های نامناسبدر رابط کاربری جلوگیری شود.برای واضح شدن این بخش عکسی زیر را قرار دادم تا بهتر متوجه بشویداگر به عکس نگاه کنید متوجه میشوید که برخی متن ها را راحت تر نمی توانیم بخونیم . در سمت راست موبایلی را میبینید که بکگراند مشکی داره و متن سفید رنگ دارد این باعث میشود یک تضاد رنگی به وجود بیاد و کاربر راحت تر بتواند بخواند. درحالی که سمت چپ یک موبایلی را مشاهده میکنید با بکگراند ابی و رنگ متن مشکی این باعث میشود انچنان تضاد رنگی ای به وجود نیاد و کاربر نتواند راحت بخواند!🧪 Google LighthouseGoogle Lighthouse یک ابزار خودکار برای بررسی عملکرد، سئو و به‌ویژه دسترس‌پذیری است.این ابزار می‌تواند مشکلاتی مثل:– کنتراست رنگ پایین– نبود توضیح برای تصاویر (alt text)– ترتیب فوکوس نادرست– دکمه‌های بدون برچسبرا شناسایی کرده و برای هرکدام راهکارهایی پیشنهاد دهد.دسترس‌پذیری یک قابلیت اضافه یا انتخابی نیست.بخشی جدایی‌ناپذیر از طراحی و توسعه‌ی مسئولانه است.وقتی اپلیکیشنی دسترس‌پذیر طراحی می‌شود،نه‌تنها به افراد دارای معلولیت کمک می‌کند، بلکه تجربه‌ی کاربری را برای همه بهتر می‌سازد.Accessibility یعنی دیده شدن همه‌ی کاربران،بدون استثنا و این دقیقاً همان چیزی است که یک محصول دیجیتال خوب را از یک محصول عالی متمایز می‌کند.</description>
                <category>Golden moon</category>
                <author>Golden moon</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jan 2026 08:05:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی پیازها می‌سوزند و ذهنم رها نمی‌کند؛ روایت من از اورتینک بودن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_67071109/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%B0%D9%87%D9%86%D9%85-%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%A9-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-l1jkiqbyvzvc</link>
                <description>خیلی وقت پیش متوجه شدم که خیلی از هم‌سن‌وسال‌های من دچار مشکل «زیاد فکر کردن» هستن؛ یا بهتره بگم، اورتینک بودن.می‌گن هر آدمی در طول روز حدود ۶۰ تا ۱۲۰ هزار فکر از ذهنش عبور می‌ده و بخش زیادی از این افکار منفی هستن. افراد اورتینکر نه‌تنها زیاد فکر می‌کنن، بلکه اگه یه اتفاق کوچیک هم براشون بیفته، اون‌قدر بزرگش می‌کنن که انگار زمین به آسمون رسیده.یادم میاد یه روز داشتم پیازها رو روی گاز سرخ می‌کردم. دیدم یه گوشه‌ی گاز کمی رب بهش خورده. همون لحظه یاد اون شبی افتادم که غذای مهمونی خانوادگی‌مون ماکارونی بود و من مسئول درست کردن گوشتش بودم. از قضا مقدار زیادی رب گوجه بهش زده بودم.اون شب عمه‌ام هم از رم اومده بود، یه لباس خوشگل از رم برام خریده بود و برای خودش هم گرفته بود تا ست کنیم. کلی هم باهم عکس گرفتیم…یه‌دفعه به خودم اومدم و دیدم پیازهایی که داشتم سرخ می‌کردم کاملاً طلایی شدن!اونجا بود که فهمیدم مدت زیادی غرق فکر کردن بودم :)مدت‌های زیادی به‌خاطر همین فکر کردن‌ها گریه می‌کردم و همیشه دنبال راهی بودم که جلوش رو بگیرم. یه بار یکی از دوستام که تازه رفته بود ترکیه بهم گفت:«چرا مدیتیشن نمی‌کنی؟»و من همون‌جا با کلی بد و بیراه گفتم: «خدا هم نمی‌تونه منو درست کنه!»اما زمان گذشت و این دوستم ماه‌ها اصرار می‌کرد که برم سمت پادکست و مدیتیشن.یه بار بالاخره بهش یه فرصت دادم و تصمیم گرفتم پادکست «این نقطه» رو گوش کنم. گفت می‌تونی از سایت یا از طریق برنامه‌ی Castbox (که رایگانه) گوش بدی.Castbox رو نصب کردم و «این نقطه» رو سرچ کردم. جالب این‌که اولین پادکست دقیقاً درباره‌ی زیاد فکر کردن بود؛ این‌که انسان روزانه ده‌ها هزار فکر داره و…انگار داشت منو توصیف می‌کرد. خیلی از ویژگی‌هایی که می‌گفت، دقیقاً به اورتینک بودن من برمی‌گشت.برای همین شروع کردم به گوش دادن به پادکست‌ها و مدیتیشن‌هاش.من همیشه فکر می‌کردم مدیتیشن یعنی یه جا بشینی و چشم‌هاتو ببندی؛ همین!اما در واقع انواع مختلفی از مدیتیشن داریم؛ مثل مدیتیشن کودک درون، اعتمادبه‌نفس، قبل خواب و…شاید بگید همه‌ی اینا چرندیاته، اما من خودم به این باور رسیدم که «منِ ۲۱ ساله» از دختر ۲۰ ساله، ۱۸ ساله، ۱۰ ساله، ۵ ساله و… تشکیل شده.همه‌ی دردها، رنج‌ها و تجربه‌ها منو ساخته.قبل از این‌که درباره‌ی هر مدیتیشن توضیح بدم، اینو بگم که من قبلاً برای کار کردن تمرکز نداشتم و خیلی زود حواسم پرت می‌شد. اما الان این‌طور نیست. حتی اگه از کار یا درس خسته باشم، بعد از مدیتیشن یه انرژی عجیبی می‌گیرم و ادامه می‌دم.مدیتیشن کودک درون:در این مدیتیشن وارد فضایی می‌شی و کودک درونت رو می‌بینی. به چشم‌هاش، قدش و معصومیتش نگاه می‌کنی. خیلی‌ها همون‌جا گریه می‌کنن، چون با خودشون می‌گن چرا اون کودک با اون همه معصومیت باید این‌قدر اذیت می‌شده.من خودم بار اول کودک درونم رو بغل کردم و گریه کردم.مدیتیشن اعتمادبه‌نفس:اینجا درباره‌ی ارزشمند بودن خودمون صحبت می‌شه؛ این‌که اشتباهات گذشته‌مون رو بپذیریم. هر انسانی خطا کرده، اما همچنان آدم باارزشیه.مدیتیشن دیدار با خودِ برتر:در این مدیتیشن وارد جایی می‌شی که خودِ برترت در ۵ سال آینده رو می‌بینی. اون نسخه‌ی آینده ازت تشکر می‌کنه بابت این‌که جا نزدی و ادامه دادی.مدیتیشن‌های خیلی زیادی وجود داره، اما در کل شروع این مسیر باعث شد اورتینک بودنم خیلی بهتر بشه. ذهنم آروم‌تر شد، توجه‌ام از افکار منفی گرفته شد و به زمان حال برگشتم. تمرکزم بیشتر شد و دیگه وسط یه کار، ناگهانی سراغ کار دیگه نمی‌رفتم.این مسیر کوتاه‌مدت نیست. من حدود ۶ ماه طول کشید تا کم‌کم از دختری که همیشه به‌خاطر افکارش گریه می‌کرد، تبدیل بشم به دختری آروم‌تر.</description>
                <category>Golden moon</category>
                <author>Golden moon</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jan 2026 08:26:02 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>