<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدیس رحیمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_68230932</link>
        <description>مهندس_دیجیتال مارکتر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:18:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1615757/avatar/3iQR50.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدیس رحیمی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_68230932</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رحیمی و سفر به سیاره‌ی پروکسیما!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68230932/%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%A9%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-bpq98m2bnhs4</link>
                <description>تا حالا در حوزه محتوا کار کرده‌اید؟ یا با سئو آشنایی دارید؟ تقریبا غیر ممکن است در این حوزه باشید و اسم وبسیما یا امین اسماعیلی به گوشتان نخورده باشه! و یا تصور کار کردن تو بهترین آژانس خلاقیت ایران قلقلکتان نداده باشد!از اولین روزی که وارد حوزه سئو و محتوا شدم، همیشه بهترین مقالات را داخل سایت وبسیما پیدا می‌کردم. در فرآیند نگارش مقاله هر سوالی که برایم پیش می‌آمد وبسیما یه پاسخ کامل و خوب داشت. هرچی گذشت من بیشتر راجب این سایت کنجکاو شدم و وقت بیشتری در صفحات کلاف محتوا سپری کردم.سفر به سیاره پروکسیماآمادگی‌های قبل از سفرتقریبا ۹ ماه پیش بود که دیدم آقای امین اسماعیلی برای کارآموزی سئو پستی در لینکدین گذاشتند و من چه قدر افسوس خوردم که تهران نیستم تا بتوانم در این دوره فرصت حضور پیدا کنم.مدتی گذشت تا همین ماه پیش از طریق کانال تلگرام وبسیما متوجه شدم، آکادمی وبسیما اقدام به برگذاری دوره کارآموزش محتوا کرده است و برای منی که عاشق تولید محتوا و سئو هستم، چه چیزی جذاب تر از فرصت کارآموزشِ غیر حضوری در وبسیما!خلاصه مشغول پر کردن فرم شدم، برای هر پاسخ چند ساعت وقت صرف کردم تا متن را در بهترین حالت آماده و ارسال کنم، هم باید خلاقیت و جذابیت پاسخ‌ها را حفظ می‌کردم، هم پاسخِ سوال را کامل می‌دادم و از همه مهم‌تر باید تو ۱۵۰ کلمه توضیحات را تمام می‌کردم! من هیچ وقت با نوشتن بیگانه نبودم، از بچگی آنقدر انشاهای خوبی می‌نوشتم که معلم فکر می‌کرد خودم ننوشته‌ام و نمره‌ام را کم میداد! (امان از سیستم آموزشی) ولی باز سوالات خلاقانه‌ی آزمون وبسیما برایم چالش ایجاد کرد. سعی کردم در بهترین حالتی که می‌توانم جواب بدهم و بعد از صرف ۳و۴ روز بالاخره فرم تا آخر پر شد و فرستادم.همش نگران بودم قبول می‌شم؟ نمی‌شم؟ همش منتظر تماس از یک خط ۰۲۱ بود! بالاخره انتطار تمام شد، زنگ زدند و یه وقت برای مصاحبه آنلاین هماهنگ کردیم.مثل مرحله قبل و سیستم کلی وبسیما، سوالات مصاحبه آنلاین هیچ رنگ و بویی از کلیشه‌ها و سوالات متداول جلسات مصاحبه کاری نداشت، سوالاتی بسیار خلاقانه و جالب پرسید شده، که بیشتر از دانش، شخصیت و اخلاقِ حرفه‌ای من را مورد ارزیابی قرار می‌داد.جلسه آنلاین هم با اینکه بنظرم خوب گذرانده بودم، تمام شد و باز من ماندم و همان سوال‌ها:+ نکنه به اون سوال بد جواب دادم؟+اگر پیام ندادن چی؟ساعت نزدیک ۱۰ صبح بود که داخل سایت پروکسیما می‌گشتم، نوشته‌ها و تجربه‌های نفرات دوره‌های قبلی را می‌خواندم، تو همین احوال بودم که دیدم یه ایمیل از وبسیما برایم آمد! یه ایمیل تبرک! گفته بود:&quot;خوشبختانه شما در لیست 10 نفر برگذیده کار آموز محتوا قرار گرفته‌اید.&quot; واقعا خوشحال بودم! ولی از آن جا که من همیشه آدم بدبین و سختگیری هستم، خوشحالیم خیلی طول نکشید و اینکه چگونه دوره را به خوبی تمام کنم به سرعت تمام ذهنم را گرفت.آغاز سفر!امروز که این متن می‌نویسم هفته سوم دوره کارآموزش تمام شده است، در همین مدت کم هم واقعا مطالب بسیار آموزنده و بدیعی یاد گرفتم، بیشتر از هر چیزی باز هم درگیر خوب گذراندن دوره و آزمون پیش رو هستم. امیدوارم بتوانم تو این شرایط که نصف بیشتر روز سرکارم از پس تمرینات دوره کارآموزش هم به خوبی بربیام و در آخر فارغ از نتیجه بتوانم به خودم بگویم: من تمام زورمو زدم به قول مجتبی شکوری من رو نوک انگشتای پام وایسادم! در انتهای این مسیر چه در صورتی که بتوانم از ساکنین سیاره پروکسیما باشم و چه نباشم همین فرصت حضور هم برام جذاب بود، من مسیرم را فارغ از نتیجه این دوره انتخاب کردم! تولید محتوا، سئو و یادگیری دائم مسیر کاری من خواهد بود و هیچ چیز نمی‌تواند من را از این مسیر منحرف کند! تا به کجا کشد مرا مستی بی امان تو!</description>
                <category>مهدیس رحیمی</category>
                <author>مهدیس رحیمی</author>
                <pubDate>Sun, 01 Oct 2023 00:52:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فضیلتی شکننده در زمانه‌ای شکننده</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68230932/%D9%81%D8%B6%DB%8C%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-j5lijdgrssd0</link>
                <description>با چشمان باز ایستادن در برابر واقعیتی که روبه‌رویمان است شجاعت  می‌خواهد، و روی‌برنگرداندن از آن، شکیبایی، و قطعیت‌نداشتن دربارۀ اینکه  آنجا همه‌چیز به پایان می‌رسد: این امید است.امید -نه به اینکه همه‌چیز در آخر درست خواهد شد، بلکه به اینکه  هیچ‌چیز هرگز واقعاً به آخر نمی‌رسد؛ به اینکه «شکافی در همه‌چیز» است، به  قول آن ترانۀ لئونارد کوهن، هم در خوبی و هم در بدی، طوری که هیچ‌وقت  هیچ‌کدامِ این‌ها برای همیشه ما را بدرود نخواهند گفت. این همان عقیدۀ  تزلزل‌ناپذیر نیست که می‌گوید همه‌چیز محکوم به بهترشدن است -آن خوش‌بینیِ  ناپخته نیست که دیگر در این جهانِ درحال‌زوال فضیلت به حساب نمی‌آید، بلکه  شاید رذیلت اصلی ما هم از آب درآید. شاید راحت‌تر باشد که تلاش‌هایمان را  زیر پرچمِ موفقیت‌های تضمین‌شده ببریم، اما این راحتی فریبی بیش نیست، چون  وقتی ممکن است با انفعال یا تقدیرباوری دلسرد شویم، با شکست‌های پیاپی نیز  ممکن است تحلیل برویم. به‌جای این‌ها، آنچه بدبینیِ امیدوارانه طلب می‌کند  این است که حتی وقتی اطمینانی در کار نیست دست از تلاش نکشیم، بدون اینکه  از تلاش‌هایمان توقعی داشته باشیم به‌جز علم به اینکه در مقام فاعلانِ  اخلاقی، در زمانۀ تغییر، آنچه را وظیفه داشتیم انجام دادیم. شاید این  کمترین حد امیدواری باشد، غم‌بارترین شکل تسلی باشد -اما همچنین شاید همان  چیزی باشد که بیشترین کمک را در زمانۀ پیشِ رو به ما بکند، به‌مثابۀ یک  ارزش، یک آری، کاری از سرِ شور اخلاقی: فضیلتی شکننده در زمانه‌ای شکننده.لینک مقاله:https://tarjomaan.com/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%af%d8%a8%d9%8a%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%8a%d9%85-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d9%8a%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%d8%9f/</description>
                <category>مهدیس رحیمی</category>
                <author>مهدیس رحیمی</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jul 2023 12:01:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مکان سوم!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68230932/%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%D9%85-klulceqa3sjz</link>
                <description>از نظر اولدنبرگ، خانه چیزی شبیه رحِم مادر است: محدود و مستقل و جدا از  ناامنی‌های جهان. محیط کار هم، بیش از هر چیز، شبیه میدان رقابت است. جایی  که باید مراقب باشی به اهدافی که برایت تعیین شده برسی و از دیگران هم عقب  نیفتی. اما مکان سوم، نه امنیت مطلق رحم مادر را دارد و نه فشار رقابتی  محیط کار. مکان سوم، جایی برای تجربهٔ لذت و رضایت، ناشی از حضور در جامعه و  درآمیختن با جامعه است. حتی کسی که به تنهایی در خیابان قدم می‌زند یا  بدون همراه در کافی‌شاپ می‌نشیند و نوشیدنی سفارش می‌دهد، به جای  گوشه‌گیری، شکلی از حضور در جامعه را انتخاب کرده است.از سایت متمم</description>
                <category>مهدیس رحیمی</category>
                <author>مهدیس رحیمی</author>
                <pubDate>Mon, 27 Feb 2023 10:10:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>30 روز ،30 پاراگراف</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68230932/30-%D8%B1%D9%88%D8%B2-30-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81-poxie3zakdfn</link>
                <description>روز اول 11 اردیبهشت 1401:سینماای که همه نگاه من خورده گره به روی تو!سینما تمام زندگی منه انگار تمام چیزی هایی که در دنیا واقعی امکانپذیر نیست را به ما نشان میدهد،هر چه قدر زندگی عادی دچار ملول و تکرار و روزمرگی سینما سراسر زیبایی هیجان و غیر واقعی هاست.مگر میشود از سینما حرف زد و به هیجان و تجربه نو و بدیع که هر فیلم همراه با خود می اورد صحبت نکرد.سینما نمایشگر زندگی نزیسته ماست و هرکدام از ما با تماشای هر فیلم یا هر کتابی تجربه زیست و زندگی دیگر در قالب شخصیت های فیلم غیر از زندگی خودمان را بهره میگیریم.متن اصلاح شده:ای که همه نگاه من خورده گره به روی تو!جایی اوایل قرن 21 که سینما بخش جدایی ناپذیر زندگی خیلی هاست،در هیاهوی یکنواختی و بی معنایی سینما نجات بخش زندگی های فاقد اسطوره ماست.سینما ماورایی به ما نشون میده که خود ناتوان از تصور انیم.تمام چیزی هایی که در دنیا واقعی امکانپذیر نیست،هر چه قدر زندگی عادی دچار ملول و تکرار و روزمرگی سینما سراسر زیبایی هیجان و غیر واقعی هاست.سینما نمایشگر زندگی نزیسته ماست و هرکدام از ما با تماشای هر فیلم یا خواندن هر کتابی زیستن در زندگی دیگری را در قالب شخصیت های فیلم و کتاب تجربه میکنیم.تجربه ناب و بدیع در زندگی هایی متفاوت گویی نه یک زندگی که صدها زندگی از سر گزرانده ایم.#رهنما_کالج#تمرین_نویسندگی</description>
                <category>مهدیس رحیمی</category>
                <author>مهدیس رحیمی</author>
                <pubDate>Sun, 01 May 2022 22:22:28 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>