<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ابوالفضل عبدلی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_68397810</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 22:02:42</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>ابوالفضل عبدلی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_68397810</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سازمان مجاهدین خلق</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68397810/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%84%D9%82-dtxm5w7jtidv</link>
                <description>سازمان مجاهدین خلق در 1344 توسط تعدادی از جداشدگان از نهضت آزادی با هدف مبارزه با رژیم پهلوی تاسیس شد. اما در 1350 بنیانگذاران و اکثریت کادر سازمان توسط ساواک دستگیر و اعدام شدند.در آن زمان، رهبری انقلاب مردمی علیه رژیم شاهنشاهی، معتقد به مبارزه سیاسی و تظاهرات غیرمسلحانه علیه حکومت وقت بود، اما اعضای این سازمان اصرار داشتند که باید با تمسک به اسلحه و با اقداماتی از قبیل بمب گذاری و ترور به مقابله با رژیم شاهنشاهی محمدرضا پهلوی رفتبه گروهک منافقین از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا به امروز، آسیب‌ها و زیان‌های بسیاری را به انقلاب اسلامی و ملت ایران وارد کرده و همیشه به نفع دشمنان ایران دست به اقدامات خرابکارانه از قبیل ترور و نبرد مسلحانه و نیز جاسوسی و فروش اطلاعات زده است.جاسوسی:سازمان منافقین قبل از پیروزی انقلاب تیمی تشکیل داده بود به نام نفوذ. مأموریت این گروه و اعضای آن نفوذ و رخنه در مراکز دولتی قبل از انقلاب و آماده‌سازی برای رخنه در گروه‌های انقلابی بود تا در صورت پیروزی مردم و تشکیل حکومت جدید در بدنه آن نفوذ کنند.جالب‌تر این است که جز نفر بالادستی و مسئول سازمان هیچ فردی دیگری نمی‌دانست که این افراد نفوذی هستند؛ یعنی اگر دو نفوذی در یک سازمان وجود داشتند، از مأموریت یکدیگر باخبر نبودند. بخشی از نفوذی‌های سازمان۱- محمدرضا کلاهیمحمدرضا کلاهی، متولد ۱۳۳۸ و یکی از اعضای سازمان منافقین بود که در عملیات تروریستی هفتم  تیر ۱۳۶۰ در ساختمان حزب جمهوری اسلامی دست داشت؛ عملیاتی که در آن آیت‌الله بهشتی و ۷۲ نفر دیگر که از نمایندگان مجلس، وزرا و اعضای این حزب، به شهادت رسیدند.او که تحت عنوان تکنسین برق وارد حزب جمهوری اسلامی ایران شد، توانست اعتماد اعضای حزب را جلب کند. کلاهی چند روز قبل از انجام عملیات تروریستی در دفتر حزب جمهوری اسلامی با کیفی وارد ساختمان حزب شد که با سایر کیف‌هایی که در روزهای قبل به همراه داشت، متفاوت بود. او این کیف را که حاوی مواد منفجره بود، در اتاق جلسات اعضای جاسازی کرد و سپس در این عملیات آیت‌الله بهشتی و ۷۲ نفر از اعضای حزب به شهادت رسیدند.۲- مسعود کشمیریمسعود کشمیری متولد ۱۳۲۹ است. او از اعضای مهم و تأثیرگذار در سازمان مجاهدین خلق به شمار می‌رفت که  به عنوان عامل نفوذی و عامل اصلی انفجار در دفتر نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایران در ۸ شهریور ۱۳۶۰ مشهور است.«مداخله و جلوگیری از به جریان افتادن و محاکمه عاملان کشتار هفدهم شهریور ۱۳۵۷»، «فراری دادن سرهنگ احسان بنی‌عامری، رهبر عملیات کودتای نوژه»، «عامل اصلی انفجار در دفتر نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایران در هشتم شهریور» و «تلاش برای منفجر کردن بمب در منزل امام خمینی(ره) در جماران» ازجمله حوادث و اتفاقاتی هستند که توسط مسعود کشمیری انجام شده‌اند.۳- کاظم افجه‌ایمحمدکاظم افجه هزاری، ملقب به کاظم افجه‌ای، یکی دیگر از اعضای وابسته به سازمان منافقین و متولد تهران و دارای مدرک تحصیلی دیپلم است. افجه‌ای از عاملان ترور محمد کچوئی از اعضای حزب مؤتلفه اسلامی و نخستین رئیس زندان اوین پس از انقلاب اسلامی در تاریخ ۸ تیر ۱۳۶۰ است. همچنین افجه‌ای علاوه بر محمد کچوئی، احمد قدیریان را به علت آگاه‌سازی افراد وابسته به سازمان منافقین ترور کرد.۴- عباس زریبافانعباس زریبافان، مشهور به عباس زریباف، از اعضای بلندپایه سازمان منافقین است که به‌عنوان نفوذی برای سازمان منافقین کار می‌کرد. درواقع او از اعضای کادر مخفی سازمان منافقین بود. نفوذ در سازمان اطلاعات سپاه از مهمترین اقداماتی است که او به نفع سازمان منافقین انجام داد. زریبافان به واسطه نفوذ در اطلاعات سپاه از بسیاری از عملیات‌های سپاه علیه سازمان مجاهدین خبر داشت و پیش از هرگونه انجام عملیات، مختصات و کیفیت آن را در اختیار اعضای سازمان قرار می‌داد؛ لذا به همین دلیل مانع موفقیت برخی از عملیات‌های سپاه علیه سازمان منافقین می‌شد.همچنین یکی دیگر از اقدامات زریبافان که انجام داد، این بود که سازمان منافقین را قبل از حمله سپاه به مخفی‌گاه ابوالحسن بنی‌صدر و مسعود رجوی آگاه کرد تا مانع دستگیری این دو شود. در نهایت زریبافان به همراه همسرش در عملیات مرصاد کشته شد.۵- محمدرضا سعادتیمحمدرضا سعادتی یکی دیگر از چهره‌های مطرح و نفوذی سازمان منافقین است. او  در روز ۲۴ آبان ۱۳۵۹ به جرم عضویت در سازمان منافقین، جاسوسی برای اتحاد جماهیر شوروی و دست داشتن در ترور شهید محمد کچوئی به اعدام محکوم شد.فلسفه تشکیل سازمان منافقین، جاسوسی برای بیگانگان و انجام اقدامات ضدامنیتی از قبیل ترور و ایجاد رعب و وحشت در جامعه استترورهااعضای این سازمان که در بدو امر، از تقید به دین و مذهب سخن می گفتند و در میانه راه، با گرایش به &quot;مارکسیسم&quot; عملا صف خود را از مبارزات عمومی مردم مسلمان ایران جدا کردند (نقش &quot;چکش&quot; هنوز در آرم این سازمان وجود دارد) و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، بر خلاف رای ۹۸ درصدی مردم به جمهوری اسلامی، به مخالفت با آن پرداختند و البته در این مخالفت، همچنان بر دیدگاه مسلحانه شان اصرار داشتند.بدین ترتیب و در حالی که ایرانی ها، جشن پیروزی انقلاب شان را گرفته بودند و در حال تشکیل ساختارهای نظام جدید سیاسی بودند، موج ترورها شروع شددر 30 خرداد 1360 دست به اغتشاشی خونین زدند. ساعاتی بعد مردمِ تهران، آشوبگران را سرکوب و جمعی را دستگیر کردند. از این پس منافقین رسماً دست به اقدامات براندازی و فعالیت های تروریستی زدند و سران و اعضای این گروه تروریسم، در خانه‏ های تیمی مخفی شدند و دهها تن از نقش ‏آفرینان نهضت امام خمینی را در سرتاسر ایران به شهادت رساندند و علاوه بر چهره‏ های سیاسی و مذهبی و مدیـران نظام اسلامی، افـراد زیادی از مردم کوچـه و بازار را نیز به جرم دفاع و پاسداری از انقلابشان در اقدامات تروریستی و انفجار بمب هایی که در اماکن عمومی کار می گذاشتند، ترور کردند. (که آخرین مورد آن قتل فجیع دو کشیش مسیحی و انفجار بمب در روز عاشورا و در جوار ضریح حضرت امام رضا (ع) در مشهد در سال 1373 بود.)آیت‏ الله خامنه ‏ای روز 6 تیر ماه 1360 بر اثر انفجار بمبی که منافقین در مسجد اباذر تهران کار گذاشته بودند به هنگام‏ سخنرانی مجروح گردید. فردای آن روز فاجعه‏ ای عظیم به وقوع پیوست. انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی ایران با بمبی که یکی از عوامل نفوذی سازمان منافقین کار گذاشته بود سبب شد، 72 تن از کارآمدترین عناصر نظام اسلامی و یاران امام خمینی که در میان آنان رئیس دیوانعالی کشور (دکتر بهشتی)، قرار داشت شهید شوند.دو ماه بعد در روز 8 شهریور 1360 بمب گذاری در دفتر نخست وزیری توسط این گروه تروریسم و انفجار آن، آقای محمدعلی رجایی چهرۀ محبوب مردم ایران که بعد از عزل بنی صدر از سوی مردم به ریاست جمهوری انتخاب شده بود، را به همراه حجت‏ الاسلام دکتر محمدجواد باهنر [نخست‏ وزیر] به شهادت رساند.تصمیم سریع و قاطع حضرت امام در انتخاب و نصبِ بلافاصله افراد به جای شهیدانی که در این حوادث از مدیریت نظام گرفته می ‏شدند، در سامان دادن به امور و مأیوس کردن دشمن نقشی بس مؤثر داشت و موجب حیرت محافل خبری و سیاسی جهان بود. اگر ایمان و صلابت اعجاب‏ انگیز امام خمینی و هوشیاری مردم مؤمن ایران نبود هر یک از این وقایع به تنهایی می‏ توانست نظام اسلامی را از پای درآورد. اما در پی هر حادثه‏ ای پیام ها و سخنرانی های تسکین ‏بخش امام خمینی بود که تحمل مصیبت ها را آسان و مردم را بر ادامه راهشان مصمم می ‏ساخت.  پس از فاجعـه هفتم تیر 1360 ه. ش و شهادت دهها تن از یاران امام و مسئولین نظام جمهوری اسلامی، سرکردگان گروهک منافقیـن بـه همراه رئیس جمهـور معـزول با لباس و آرایش زنانه و به‏ وسیله عوامل نفوذی در فرودگاه تهران به پاریس گریختند. خلبـان هواپیمای آنـان، خلبان ویـژه و مـورد اعتماد شاه بود که هدایت هواپیمای شاه را در آخرین فرارش از کشور به عهده داشت. از آن پس منافقین فراری در کشورهای دیگر اروپایی و کشور امریکا تحت حمایت دولت های غربی قرار گرفتندجنگ ایران و عراقدر جریان جنگ عراق با ایران، آنها پایگاه اصلی خویش را طی معامله‏ ای با صدام به عراق منتقل کردند و در تمام دوران جنگ رسماً به‏ عنوان مزدور و جاسوس، امکانات خویش را در اختیار ارتش بعثی گذاردند. کار اصلی آنها جمع‏ آوری اطلاعات از جبهه‏ های ایران به‏ وسیله عوامل نفوذی و دادن اطلاعات مربوط به موشک هایی که به‏ سوی مناطق مسکونی شهرهای ایران پرتاب می‏شد و بازجویی از اسرای ایرانی و شرکت در عملیات نظامی عراق بود.تلاش نظامی منافقین برای ورود به ایران در سال 1367 و پس از صلح ایران و عراق، در «عملیات مرصاد» به شدت سرکوب شد و مهاجمین مزدور با به جا گذاشتن بیش از هزار کشته به داخل خاک عراق فرار کردند.ایرانی ها خوب به یاد دارند که بسیاری از تاسیسات شهری آنها، پس از آن هدف بمباران های هوایی عراق قرار گرفت که اعضای سازمان مجاهدین خلق، اطلاعات و نقشه های این تاسیسات را به بعثی ها می رساندند.آنها همچنین مسوولیت بازجویی و شکنجه اسرای ایرانی در اردوگاه های صدام را بر عهده داشتند.در پایان جنگ ایران و عراق در ۲۴ جولای ۱۹۸۸، سازمان مجاهدین، با پشتیبانی لجستیک رژیم صدام، با ۱۲۰ تانک، ۴۰۰ نفربر، ۱۰۰۰ کامیون و خودرو و ...، هزاران نفر از پرسنل مسلح خود را از مرزهای غربی (سرپل ذهاب) وارد ایران کرد. این نیروها با اشغال برخی مناطق مرزی و کشتار مردم آنها تا شهر مرزی &quot;کرند&quot; پیش رفتند و سپس در جاده اسلام آباد- کرند در تله نیروهای ایرانی افتادند و شکست سختی را متحمل شدند به گونه ای که تعداد کشته های نظامیان این سازمان ۲۰۰۰ نفر اعلام شد (خود سازمان به کشته شدن ۱۲۶۴ نفر از پرسنل نظامی اش اعتراف کرد). ایرانی ها این عملیات را &quot;مرصاد&quot; نام نهادند.این بزرگترین ناکامی این سازمان در عملیات نظامی رودررو بود و بدین علت، بار دیگر آنها، رویه پیشین خود را در پیش گرفتند و به اقدامات تروریستی روی آوردند که از آن جمله می توان به حملات خمپاره ای آنها به مناطق مسکونی و دولتی در تهران و برخی نقاط دیگر اشاره کرد که تعدادی از شهروندان عادی به شهادت رسیدند.سازمان مجاهدین در عراق و با مساعدت شخص صدام اقدام به تاسیس پادگان بزرگی در نزدیکی بغداد نمود که به شهر اشرف معروف است.هم اکنون در این پادگان، حدود ۳۴۰۰ نفر از اعضای این سازمان حضور دارند که حدود ۹۰۰ نفرشان زن هستند. (زنان این سازمان مسلح اند و جزو کادر نظامی آن به شمار می روند کما اینکه در عملیات مرصاد، بخش بزرگی از مهاجمان را زنان مسلحی تشکیل می دادند که حتی مسوولیت راهبری تانک ها را نیز بر عهده داشتند.)پادگان اشرف، محل استقرار سلاح ها ، آموزش ها و تمرینات نظامی اعضای این سازمان است و در قیام مردم جنوب عراق در سال ۱۹۹۱ پادگان اشرف، به عنوان یکی از مراکز عملیاتی اقدام کننده علیه مردم عراق در کنار ارتش و استخبارات رژیم صدام عمل می کرد و به همین دلیل، اکنون دولت عراق، برخی از رهبران این سازمان را به اتهام اقدام جنایتکارانه علیه مردم عراق تحت تعقیب دارد.</description>
                <category>ابوالفضل عبدلی</category>
                <author>ابوالفضل عبدلی</author>
                <pubDate>Thu, 12 Jan 2023 18:36:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصاحبه امیر مسعود بختیاری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68397810/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-q1fny7ipfffg</link>
                <description>*امیر مسعود بختیار*مسعود بختیاری (زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۰ تهران) نظامی بازنشسته ،مدرس دانشگاه و نویسنده ایرانی است امیر مسعود بختیاری فعالیت در ارتش شاهنشاهی ایران را از سال ۱۳۳۸ اغاز کرددر دوران دفاع مقدس، افسر عملیات در قرارگاه فرماندهی مشترک ارتش و سپاه در نیروی زمینی در جنوب کشور بوده است. او از سال ۷۹ بازنشسته شده و اینک عضو هیئت علمی دانشکده فرماندهی ستاد ارتش است.درجه ایشان سرتیپ دوم و یگان ایشان لشکر 92 زرهی اهواز است که آن را فرماندهی میکنند .نویسنده کتاب های بیت‌المقدس ، عملیات طریق‌القدس ،آزادسازی شهر مرزی بستان ،هشت سال دفاع مقدس و آنچه گذشتمصاحبه امیر مسعود بختیاری سال اول جنگ:بلافاصله بعد از حمله عراق با ۱۹۲ فروند هواپیما از ۷ پایگاه عراق به ایران به فاصله ۱ ساعت بعد از ورود از نیروهای هوایی ما بلند شدند این امر افتخارآمیز است که در آن شرایط ۴ فروند هواپیما از پایگاه بوشهر و همدان به سمت عراق رفتند.نیرو هوایی ما در ۲ روز اول جنگ به عراق نشان میدهد که اشتباه فاحشی کرده است.در آن زمان ارتش توانست برتری نیروهای هوایی و دریایی خود را به ارتش عراق نشان بدهد.یکی از تعاریفی که امروزه در ادبیات نظامی از جنگ تعريف مي شود این است که مانع شویم از اینکه دشمن به اهداف استراتژیک خود برسد و ارتش ایران مانع از این شد.و یک نکته ای که وجود دارد این است که ایثار و فداکاری و روحیه و انگیزه و هر چیز دیگری سر جای خودش اما آیا در مقابل تسلیحات مدرن تنها سینه ی باز و پر از احساس و دست خالی جواب گو است؟یعنی وقتی ۱۹۲ فروند هواپیما از پایگاه عراق بلند می شود و بمب باران می کند و توپخانه ی عراق آتش واری می کند و نیروی زرهی عراق وارد می شود ،آیا تنها با انگیزه خالی میشه کار کرد؟ نه ،بلکه نیروی مشابه خودش را می خواهد ،نیروی هوایی می خواهد که جواب نیروی هوایی عراق را بدهد،توپخانه ای می خواهد که جواب توپخانه را بدهد ،زرهی می خواهد که جواب زرهی بدهد و لذا کی این رو داشته؟ارتش،و مهارت و تخصص استفاده از آن را داشت.عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به ایران حمله کرد و در همان بعد از ظهر یعنی ۳ ساعت بعد هواپیما های ایران پایگاه های شعیبه و کرکوک را بمب باران می کنند و روز بعدش در یک مهر ماه ایران با ۳۰۰ سورتی پرواز یعنی ۱۴۰ فروند به عراق حمله می کند و این شوکی که به صدام حسین وارد می شود باعث می شود اساسا تمرکزشان از هم فرو بپاشد و این مقاومت باعث شد که در روز ششم جنگ صدام حسین تقاضای آتش بس بکند. مگر به اهداف خود رسیده بود؟نه،بلکه فهمیده بود جنگ را نمی برد.ایشان تاکید دارند ما در سال اول جنگ عدم موفقیت نداشتیم چون جلوی ارتش عراق ایستادگی کردیم و از نیروی هوایی عراق تقریبا برتری داشتیم ، زيرا نیروی هوایی آنها را از کار انداختیم.شما فکر می کنید موفقیت این است که ارتش عراق را از ایران بیرون کنیم در حالی که با چهار تا لشکری که در دست باقی مانده و چند سیاهی لشکر ،نمی توان ۱۲ لشکر عراقی را از خاک ایران بیرون کرد !ایشان از عملیات اچ 3 که در نیمه ی دوم سال اول جنگ اتفاق افتاد میگویند که بزرگترین ضربه ی هوایی را به ارتش عراق وارد کردند. آیا این ها جزء دلایل موفقیت در سال اول جنگ نیست!در طول ۸ سال جنگ با عراق،۲ میلیون و ۴۵۰ هزار نفر از جوانان ارتش جمهوری اسلامی ایران به صورت سرباز وظیفه یا افسر وظیفه خدمت کردند بدون اینکه اجباری در کار باشد و ۳۵۰۰۰ شهید از میان این سربازان وظیفه داریم.مي دانيد كه سيستم ارتش ما غربي بود و مي پذيريد كه نه شرايط و نه زمان براي عوض كردن سيستم ارتش كافي نبود. از سوي ديگر برخي از خريدهاي نظامي ما لغو شد و ما از سوي آمريكايي ها تحريم نظامي شديم، برخي از كشورها به تعهدات خود عمل نكردند وسلاح هاي خريداري شده را تحويل ما ندادند.     مسأله ديگر، مسائل داخلي ارتش بود، ارتش ما پيش از انقلاب ۷ لشكر بود كه ۳ لشكر از اين ۷ لشكر درگير مسائلي بود. مي ماند ۴ لشكر، از اين ۴ لشكر يكي در غرب كشور يعني در كردستان بود، يكي ديگر در منطقه بلوچستان بود، بقيه هم كم و بيش دور از منطقه بودند.     ضمن آن كه ارتش در حال تطبيق خود با روش ها و شرايط انقلاب بود و اقتضاي آن هم رها شدن تعدادي از نيروها بود. موضوع ديگري كه قابل ذكر است نصف شدن مدت سربازي در آغاز انقلاب بود. ارتش ما متكي به نيروي زميني بود و نيروي زميني هم متكي به پرسنل وظيفه است. چون ارتش ما زمين پايه بود و براي عمليات پدافندي نيروي زميني نقش اصلي را بر عهده داشت. وقتي در چنين نيرويي كه بدنه اش را افراد وظيفه تشكيل مي دهند، مدت سربازي نصف مي شود، در واقع توان اين نيرو به نصف تقليل مي يابد. اساساً سازمان بر هم مي خورد، چون پرسنل وظيفه ابزار كار نيروهاي كادر هستند، با وجود اين ارتش ما در طول يكسال و نيم قبل از شروع تجاوز عراق همه جا حضوري فعال دارد. حتي در خرمشهر ۳۶ روز مقاومت مي شود.     اين مقاومت ۳۶ روزه را چگونه ارزيابي مي كنيد، البته اين درست است كه نيروهاي مردمي در روزهاي مقاومت حضوري كارساز داشتند، اما در همان ايام، ارتش افسران در حال آموزش خود را كه ذخاير آتيه ارتش هستند به عنوان نفر پياده در برابر متجاوزان در دفاع ازخرمشهر به كار مي گيرد كما اين كه تعدادي از شهداي دفاع از خرمشهر از جمله اين افسران هستند. حال شما در نقطه مقابل وضعيت نيروهاي عراق را در نظر بگيريد. عراق لشكرهاي خود را از ۶ لشكر به ۱۲ لشكر رسانيده يعني دوبرابر كرده است. براي آنان دوره هاي آموزشي كوتاه مدت گذاشته است، قراردادهاي تسليحاتي جديدي با فرانسه، برزيل وچند كشور پيشرفته ديگر منعقد كرده و اين ها به غير از آن چيزي بود كه به تازگي از شوروي دريافت مي كرد. اينجاست كه شما در مقام مقايسه درمي يابيد كه توان نظامي ايران نسبت به توان نظامي عراق در آغاز جنگ از نظر كمي برابر نيست.اما از نظر كيفي البته كه ارتش ايران بر ارتش عراق برتري دارد، چرا كه ارتش عراق را در همان هفته اول زمينگير مي كند ومانع پيشرفت تازه آنان مي شود. اين نتيجه مقاومت نيروهاي ماست</description>
                <category>ابوالفضل عبدلی</category>
                <author>ابوالفضل عبدلی</author>
                <pubDate>Thu, 12 Jan 2023 17:43:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گردان دژ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68397810/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DA%98-awn6xgyrcxtu</link>
                <description>گردان ۱۵۱ دژ خرمشهر در سال ۱۳۴۹ شمسی تاسیس شد این گردان شامل ۵ گروهان ۴ گروهان تفنگدار به یک گروهان ارکان می باشد بخشی از پوشش نیروی زمینی ارتش از خط مرزی شلمچه تا طلاییع را به عهده داشت و برای انجام این ماموریت به ۳۲ پاسگاه تقسیم گردید ماموریت این گردان در زمان درگیری انجام عملیات تاخیری و حفظ خطوط مرزی به مدت ۴۸ ساعت بود برای کنترل ماموریت این گردان دو پاسگاه یا دو دژ مرکزی در نظر گرفته شده بود که یکی از آنها در شلمچه و دیگری در کوشک مستقر بود فاصله دژهای ۳۲ گانه از همدیگر سه کیلومتر و استعداد هر دژ ۱۴ نفر نیروی انسانی شامل دو نفر افسر یا درجه‌دار کار ودوازده۱۲ نفر سرباز باز که همگی خدمه تفنگ ۱۰۶ میلی‌متری و سلاح‌های موجود در بودند. سلاح سازمانی هر دو دژ یک قبضه تفنگ ۱۰۶ و یک دستگاه تانک و سلاح سازمانی دژهای مرکزی علاوه بر حداقل دو قبضه تفنگ ۱۰۶ یک دستگاه تانک یک قبضه خمپاره ۸۱ میلی‌متری و یک قبضه خمپاره ۱۲۰ میلی‌متری بود و برای هر دژ یک قبضه تیربار کالیبر ۵۰ میلی‌متری اختصاص داده شده بود.در طول 8 سال دفاع مقدس، شاهد يگان ها و نيروهاي زيادي بوديم كه جانانه در مقابل دشمن ايستادند و حماسه آفريدند. ولي گردان 151 پياده دژ خرمشهر به يقين، اولين يگاني است كه در آغاز جنگ اين حماسه را رقم زد .گردان دژ از شلمچه تا طلائيه قديم عملا مرزباني 65 كيلومتر از خط مرزي را به عهده داشت. ‌‌‌محل دژ مركزي شلمچه در قبرستان فعلي نزديك به شلمچه است كه عراقي‌ها پس از اشغال آن باقيمانده ساختمان آن را باخاك يكي كرده‌‌اند و امروزه جز تعدادي آجر و مقداري نخاله ساختماني چيزي از آن نمانده است. ‌‌با آغاز تهاجم نيروهاي عراقي به خاك مقدس ايران همه دژها در مرز، ‌‌‌‌وارد عمل شدند و در نهايت پس از حداكثر 3 روز كليه دژها در مرز سقوط كردند و دژ مركزي كوشك توانست به مدت پنج روز در كوشك و حسينيه و جفير ارتش عراق را به تأخير بيندازد ولي دژ مركزي شلمچه الحق حماسه آفريد و به روايت مدافعين دژ مركزي شلمچه اين دژ تا روز دهم شهريور 59 در مقابل عراقي‌ها ايستادگي كرد كه الحق حماسه مقاومت شلمچه از همين نقطه رقم خورد، ‌‌‌البته در اين مقاومت يگان‌هاي ديگري از نيروي زميني حضور داشتند و در روزهاي آخر حضور تعدادي غيرارتشي براي كمك به پرسنل در شلمچه مشهود است. ‌‌‌پس از هجوم ارتش عراق به دژهاي مرزي عملا سازمان دژهاي مرزي به هم ريخت و تعدادي شهيد و تعدادي اسير و تعدادي مفقود شدند. ‌‌‌مجروحان به بيمارستان‌هاي مختلف انتقال يافتند و از تاريخ دهم شهريور به بعد واژه دژ فقط به پادگان دژ خلاصه مي‌شد. ‌‌پرسنل پادگان دژ پس از عقب‌نشيني به پل نو بلافاصله در سطح شهر نيز حاضر شده و با عراقي‌هاي متجاوز، ‌‌‌مبارزه مي‌كردند. ‌‌گردان دژ در طول جنگ بيش از 10 بار باز‌سازي شد و بعضي از پرسنل آن كه از مدافعين خرمشهر بودند در يگان‌هاي ديگر و در مناطق ديگر به فيض شهادت نائل آمدند. ‌‌‌در پايان جنگ، ‌‌‌طبق آمار موجود گردان 151 پياده دژ خرمشهر با 78 نفر شهيد كادري و 207 نفر شهيد وظيفه و 320 نفر اسير و مفقود كارنامه عملياتي هشت سال دفاع مقدس خود را، ‌‌‌به تاريخ تقديم نمود. ‌‌هر چند مقاومت در دژ خرمشهر به جاي 48 ساعت عملا 48 روز طول كشيد، ‌‌‌اما گردان دژ در 30/7/59 به طور كامل سقوط كرد. ‌‌اما در تاريخ 1/9/59 سرهنگ زمان‌فر فرماندهي گردان را به عهده گرفت و گردان را خيلي زود آماده عمليات نمود. ‌‌گردان دژ گردان مقدسي است ‌‌‌و در عمليات 25/2/61 كه به آزادي خرمشهر انجاميد، ‌‌‌در چند عمليات ايذايي شركت نمود و با موفقيت آنها را اجرا كرده و دين خود را به خرمشهر ادا كرده، ‌‌‌زمينه را براي آزادي خرمشهر هموار نمود.صدام در هفتمین روز جنگ، پیشنهاد آتش بس داد و اعلام کرد در صورتی که دولت ایران شرایط اعلام شده را بپذیرد، ترک مخاصمهمی شود. این اقدام به معنای اعتراف آشکار مهاجم به شکست استراتژی اش در حمله به ایران بود. نبردهای ۷ روز آغازین جنگ در خرمشهر، بستان، رقابیه، عین خوش و دهلران که با واردکردن تلفات سنگینی به دشمن همراه بود، ارتش عراق را حتی از رسیدن به اهداف اولیه خود بازداشت و دشمن مجبور به توقف در مناطق ناخواسته و نامناسب شد.رژیم بعث عراق که با هدف تصرف سه روزه ایران، رویای فتح قادسیه را در سر می پروراند، ۳۴ روز پشت دروازه های خرمشهر، کابوسی را برای خود رقم زد که تعبیر شوم آن سال ها بعد دامن طراحان این سناریوی پلید را گرفت. نکته قابل تأمل این است که بر خلاف اشتباه تاریخیِ رایج، خرمشهر هرگز سقوط نکرد، بلکه فقط قسمت مهمی از شهر در شمال رود کارون سقوط کرد، ولی زمین خرمشهر در جنوب کارون هیچگاه به قدوم مزدوران بعثی عراق آلوده نشد.</description>
                <category>ابوالفضل عبدلی</category>
                <author>ابوالفضل عبدلی</author>
                <pubDate>Sat, 31 Dec 2022 13:08:39 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>