<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عباس رنجبر کلهرودی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_68764841</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 06:49:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2096101/avatar/H5lQuz.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عباس رنجبر کلهرودی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_68764841</link>
        </image>

                    <item>
                <title>در برابر رنج، حتی روان‌درمانگران هم تنهایند!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF-ql3rii6n9mwo</link>
                <description>خودکشی ویکتور یالوم فرزند استاد اروین یالوم ، مانند خودکشی هر انسان دیگری، اندوهبار‌ است. خبر خودکشی ویکتور در فوریه 2026 ، بی‌تردید، ضایعه‌ای دردناک برای خانواده، دوستان و همه کسانی است که او را می‌شناختند.با این حال، برای من، به‌عنوان یکی از خوانندگان ایرانی آثار اروین یالوم، شنیدن این خبر پرسش‌برانگیز بود. شاید بسیاری از ما، به‌طور ناخودآگاه، انتظار داریم خانواده یکی از شناخته‌شده‌ترین روان‌درمانگران جهان، بیش از دیگران توان رویارویی با بحران‌های روانی را داشته باشند. اما واقعیت زندگی، بار دیگر، پیچیده‌تر از این تصور ساده است.سال‌هاست که از طریق کتاب‌های اروین یالوم با اندیشه‌های او آشنا شده‌ام و همواره نوشته‌ها، تجربه‌ها و نگاه انسانی او را ارزشمند، آموزنده و الهام‌بخش دانسته‌ام. به همین دلیل، شنیدن خبر درگذشت ویکتور یالوم که خودش نیز روان شناس بوده است ، برایم صرفاً یک خبر نبود؛ بلکه پرسشی عمیق درباره مرزهای دانش، درمان و رنج انسانی ایجاد کرد.قصد ندارم این رخداد را به ناکارآمدی دانش روان‌شناسی یا عملکرد شخصی استاد اروین یالوم و یا موضوع دیگری نسبت دهم. هیچ دانشی، حتی پیشرفته‌ترین شاخه‌های پزشکی و روان‌درمانی، نمی‌تواند انسان را از همه رنج‌ها، بحران‌ها و تصمیم‌های تلخ زندگی مصون بدارد.شاید این اتفاق، بیش از هر چیز، یادآور این حقیقت باشد که روان انسان، حتی برای متخصصان برجسته این حوزه، همچنان سرزمینی پیچیده، ناشناخته و پیش‌بینی‌ناپذیر است؛ حقیقتی که ما را به همدلی بیشتر و پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده دعوت می‌کند. شاید این همان حقیقتی باشد که خود اروین یالوم نیز بارها در آثارش به آن اشاره کرده است: انسان، حتی در میان دانش، تجربه و عشق، همچنان ناگزیر است بخشی از رنج‌های وجودی خود را به تنهایی زیست کند. و رنج تنهاماندن در این جهان و مواجهه با مرگ، سن، تخصص و پدرِ آدم را نمی‌شناسد.</description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Fri, 03 Jul 2026 20:30:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اجاره‌بها در اقتصاد تورمی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C-a5ml1eradnoi</link>
                <description>اجاره‌بها در اقتصاد تورمی هزینه مسکن یکی از مهم‌ترین اقلام سبد هزینه خانوارهاست و در بسیاری از موارد بخش قابل‌توجهی از درآمد خانواده‌ها را به خود اختصاص می‌دهد بر اساس برخی گزارش‌ها، سهم هزینه مسکن در برخی کلان‌شهرها به بیش از ۵۰درصد هزینه خانوار هم رسیده است. هزینه اجاره مسکن مسکونی نیز همانند سایر کالاها و خدمات، تحت‌تاثیر شرایط اقتصادی، نرخ تورم، سطح عمومی قیمت‌ها، هزینه‌های نگهداری و وضعیت عرضه و تقاضا قرار دارد.  مسکن، صرف‌نظر از ویژگی‌های خاص خود، یک کالای اقتصادی است و نمی‌تواند به طور کامل از تحولات سایر بخش‌های اقتصاد و اقتصاد کلان کشور جدا باشد. هنگامی که قیمت کالاها و خدمات مختلف مانند مواد غذایی، آب، برق، گاز، تلفن، حمل‌ونقل، عوارض شهری، خدمات عمومی و سایر هزینه‌های زندگی افزایش می‌یابد؛ طبیعی است که بازار اجاره نیز از این روند عمومی تاثیر بپذیرد. انتظار ثابت ماندن اجاره‌بها در شرایطی که اکثر هزینه‌های اقتصادی رشد قابل‌توجهی داشته‌اند، با منطق اقتصادی به‌هیچ‌وجه سازگار نیست.  اقتصاد شبکه‌ای از روابط متقابل است و افزایش قیمت در یک بخش معمولا آثار خود را به بخش‌های دیگر نیز منتقل می‌کند. از این‌ رو، هنگامی که سطح عمومی قیمت‌ها به طور قابل‌توجهی افزایش می‌یابد، انتظار اینکه اجاره مسکن به‌طور کامل از این روند جدا بماند، چندان واقع‌بینانه نیست.هزینه اجاره‌داری چقدر است؟  یکی از استدلال‌های رایج این است که چون ارزش ملک در اثر تورم افزایش‌یافته، مالک دیگر نیازی به افزایش اجاره ندارد. این استدلال نیازمند تامل بیشتری است.  افزایش ارزش یک دارایی الزاما به معنای افزایش «درآمد نقدی» برای صاحب آن نیست. همان‌گونه که افزایش قیمت یک خودرو تا زمانی که فروخته نشده درآمدی برای مالک ایجاد نمی‌کند، افزایش ارزش ملک نیز به‌خودی‌خود هزینه‌های جاری زندگی مالک را تامین نمی‌کند. بسیاری از موجران، به‌ویژه بازنشستگان و افرادی که درآمد ثابت یا حقوق محدودی دارند، بخشی از هزینه‌های زندگی خود را از محل اجاره دریافتی تامین می‌کنند. علاوه بر این، مالکیت یک واحد مسکونی تنها به معنای برخورداری از افزایش ارزش دارایی نیست، بلکه با مجموعه‌ای از هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم نیز همراه است. هزینه‌های تعمیر و نگهداری ساختمان، بازسازی‌های دوره‌ای، تاسیسات، لوله‌کشی، برق‌کشی، آسانسور، نمای ساختمان، پمپ آب، مشاعات، بیمه، مالیات، عوارض و سایر هزینه‌های مرتبط با حفظ و نگهداری ملک، همگی تحت‌تاثیر تورم افزایش می‌یابند. حتی در مواردی که بخشی از این هزینه‌ها بر عهده مستاجر است، هزینه‌های اساسی حفظ و بازسازی سرمایه همچنان بر دوش مالک باقی می‌ماند. در بسیاری از موارد، اگر درآمد اجاره متناسب با افزایش هزینه‌های نگهداری و نرخ تورم تعدیل نشود، ارزش واقعی درآمد موجر کاهش می‌یابد و حتی امکان نگهداری مناسب ملک نیز با مشکل مواجه می‌شود. همان‌گونه که هر فعالیت اقتصادی برای استمرار نیازمند پوشش هزینه‌ها و حفظ ارزش سرمایه است، در بازار اجاره نیز باید هزینه‌های نگهداری، استهلاک دارایی و ریسک‌های سرمایه‌گذاری مورد توجه قرار گیرد.  بنابراین باید میان «افزایش ارزش دارایی» و «درآمد حاصل از دارایی» تفاوت قائل شد. رشد قیمت ملک ممکن است ثروت اسمی مالک را افزایش دهد، اما لزوما به معنای افزایش جریان درآمدی او نیست. به همین دلیل، استناد به افزایش ارزش ملک به‌عنوان دلیلی برای ثابت ماندن اجاره‌بها، از منظر اقتصادی استدلال کاملی محسوب نمی‌شود. واقعیت‌های اجاره‌نشینی در عین‌ حال، واقعیت آن است که بسیاری از مستاجران در سال‌های اخیر با کاهش قدرت خرید، رشد ناکافی دستمزدها و افزایش مداوم هزینه‌های زندگی مواجه بوده‌اند. در چنین شرایطی، حتی افزایش اجاره‌ای که از منظر اقتصادی و متناسب با تورم منصفانه و قابل‌توجیه باشد، ممکن است برای بسیاری از خانوارها بسیار سنگین و دشوار باشد.  بنابراین، اینکه افزایش اجاره‌بها از نظر اقتصادی قابل‌توضیح باشد، لزوما به این معنا نیست که برای مستاجران قابل‌تحمل است.همان‌گونه که فشار اقتصادی مستاجران نیز به‌خودی‌خود دلیلی بر نادرستی افزایش اجاره‌بها متناسب با شرایط اقتصادی نیست.  به بیان دیگر، هر دو گزاره می‌توانند همزمان درست باشند؛ از یک سو، موجر با افزایش هزینه‌های زندگی، هزینه‌های نگهداری ملک و کاهش ارزش پول ملی مواجه است و انتظار دارد درآمد اجاره‌ای او متناسب با شرایط اقتصادی تعدیل شود؛ از سوی دیگر، مستاجر نیز با کاهش قدرت خرید و دشواری تامین هزینه‌های مسکن روبه‌رو است.  در بسیاری از مباحث عمومی، تصویری دوگانه ترسیم می‌شود که گویی همه موجران افراد ثروتمند و همه مستاجران اقشار ضعیف جامعه هستند؛ درحالی‌که واقعیت بسیار پیچیده‌تر از این است. بسیاری از موجران، بازنشستگان یا خانواده‌هایی هستند که تنها یک واحد مسکونی مازاد دارند و همه یا بخشی از هزینه‌های زندگی خود را از محل اجاره آن تامین می‌کنند. در مقابل، همه مستاجران نیز الزاما در زمره اقشار کم‌درآمد قرار نمی‌گیرند. البته در میان مستاجران، گروه‌های آسیب‌پذیری نیز وجود دارند که فشار افزایش اجاره‌بها می‌تواند زندگی آنان را با مشکلات جدی مواجه کند.  ازاین‌رو، ریشه اصلی تنش میان موجر و مستاجر را نباید صرفا در رفتار یکی از طرفین جست‌وجو کرد. عامل اصلی، تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی، کمبود عرضه مسکن و برهم‌خوردن تعادل‌های اقتصادی است. تا زمانی که این مشکلات ساختاری پابرجا باشد، اختلافات میان موجران و مستاجران نیز ادامه خواهد یافت.اختلاف فاحش «نرخ دستوری» با واقعیت بازار  در سال‌های گذشته، دولت بدون توجه به عوامل تاثیرگذار اقتصادی در تعیین اجاره‌بها با تعیین سقف‌های دستوری برای افزایش اجاره‌بها، مانند محدودکردن آن به ۱۵ تا ۲۵درصد، در برخی موارد موجب بروز اختلافات و مشکلاتی میان موجران و مستاجران شده است؛ زیرا این نرخ‌ها لزوما با واقعیت‌های اقتصادی و نرخ تورم عمومی همخوانی نداشته‌اند و به‌عنوان یک راه‌حل نبوده‌اند. بلکه یک راهکار برای برون‌رفت موقت از بحران بوده است که بدون تردید نه‌تنها نتایج رضایت‌بخشی در آینده بازار اجاره املاک نخواهد داشت، بلکه رفتار بازیگران این بازار را پیچیده‌تر خواهد کرد. جدول زیر اختلاف فاحش نرخ تورم و نرخ مصوب اجاره‌بها در کشور را نشان می‌دهد.اثر واقعی این نرخ‌های تورم به‌صورت مرکب محاسبه می‌شود و سطح عمومی قیمت‌ها طی این دوره بیش از پنج برابر شده است. سیاستگذاری موثر باید ضمن حمایت از مستاجران آسیب‌پذیر، واقعیت‌های اقتصادی را نیز در نظر بگیرد. حمایت از مستاجران زمانی پایدار خواهد بود که از مسیر واپایش تورم، افزایش ساخت‌وساز، توسعه مسکن استیجاری، اعطای تسهیلات هدفمند و افزایش عرضه مسکن دنبال شود، نه صرفا از طریق تعیین دستوری قیمت‌ها. در شرایط تورمی، موجر و مستاجر رقیب یا دشمن یکدیگر نیستند؛ هر دو به شکلی متفاوت از کاهش ارزش پول و بی‌ثباتی اقتصادی آسیب می‌بینند. موجر تلاش می‌کند ارزش درآمد خود را حفظ کند، هزینه‌های نگهداری و استهلاک ملک را پوشش دهد و از کاهش ارزش واقعی سرمایه خود جلوگیری کند؛ مستاجر نیز می‌کوشد از پس هزینه‌های روزافزون زندگی و اجاره برآید. اجاره‌بها نیز صرفا بهای استفاده از یک فضای مسکونی نیست، بلکه بخشی از آن جبران هزینه‌های نگهداری، استهلاک، ریسک سرمایه‌گذاری و حفظ ارزش اقتصادی دارایی در طول زمان است.  بنابراین، مساله اجاره مسکن را نباید به تقابل میان دو گروه اجتماعی تقلیل داد. راه‌حل پایدار نه در سرکوب دستوری اجاره‌بها و نه در رهاسازی کامل بازار، بلکه در مهار تورم، افزایش عرضه مسکن، تقویت قدرت خرید خانوارها و ایجاد تعادل پایدار در اقتصاد نهفته است. تا زمانی که تورم مهار نشود و عوامل دیگر مورد اشاره نیز کنترل نشود، فشار بر هر دو طرف این رابطه ادامه خواهد داشت و مناقشه بر سر اجاره‌بها نیز همچنان پابرجا خواهد ماند.تجربه کشورهای دارای تورم بالا افزایش اجاره‌بها پدیده‌ای مختص ایران نیست و در همه کشورها مشاهده می‌شود؛ اما میزان آن به نرخ تورم و شرایط اقتصادی بستگی دارد. در کشورهایی با تورم پایین، اجاره‌ها معمولا سالانه چند درصد افزایش می‌یابند؛ درحالی‌که در اقتصادهای تورمی، رشد اجاره نیز متناسب با افزایش سطح عمومی قیمت‌ها بیشتر است. تجربه کشورهایی مانند ترکیه و آرژانتین نشان می‌دهد که بازار اجاره از تحولات کلان اقتصادی جدا نیست. در ترکیه، با وجود اعمال موقت سقف‌های دستوری برای افزایش اجاره، در نهایت نرخ‌های اجاره مجددا بر مبنای شاخص تورم تعیین شد و محدودیت‌های دستوری نیز موجب ایجاد شکاف میان اجاره قراردادهای تمدیدی و نرخ بازار شد. در آرژانتین نیز همزمان با تورم‌های سه‌رقمی، اجاره‌بها افزایش‌های بسیار شدیدی را تجربه کرد. این تجربه‌ها نشان می‌دهد که حل پایدار مشکلات بازار اجاره بیش از آنکه به تعیین سقف‌های دستوری وابسته باشد، به مهار تورم، افزایش عرضه مسکن و ایجاد ثبات اقتصادی نیاز دارد. چرا انگیزه عرضه مسکن استیجاری پایین است؟در پاسخ به این پرسش دلایل زیادی وجود دارد که شاید مهم‌ترین آن عدم ساخت‌وساز کافی مسکن، فرآیند طولانی ساخت، کمبود زمین، احتکار مسکن از طریق برخی از مالکان حقوقی و... است. اما از همه مهم‌تر، می‌توان به بازده ناکافی بازار اجاره اشاره کرد. محاسبه بازده اجاره‌ای فعلی در تهران و شهرهای بزرگ؛ اغلب بین یک تا ۳درصد ارزش است؛ این میزان بازده نشان می‌دهد که به‌رغم فشار فزاینده بر مستاجران، در مقایسه با نرخ تورم سالانه و نرخ سود سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی، هزینه‌فرصت سرمایه در بازار اجاره کافی نیست و بازده اجاره هزینه‌فرصت این سرمایه را جبران نمی‌کند و در نتیجه در بسیاری از موارد بازده املاک استیجاری برای موجران منفی است؛ درحالی‌که سرمایه‌ای که در بازار اجاره سرمایه‌گذاری شده است، می‌توانست در بازارهای دیگر به کار گرفته شود و بازده‌های بسیار بیشتری به ارمغان بیاورد. بازده اجاره باید حداقل بخشی از هزینه‌فرصت این سرمایه را جبران کند. علاوه بر بازده پایین، برخی ریسک‌های حقوقی و اجرایی نیز انگیزه سرمایه‌گذاری را در بازار اجاره کاهش می‌دهد. تجربه سایر کشورها موید آن است که دولت‌ها از طریق کمک‌هزینه مسکن، معافیت‌های مالیاتی یا مسکن اجتماعی تلاش می‌کنند فاصله میان اجاره بازار و توان پرداخت خانوارها را کاهش دهند. پرداخت وام اجاره بدون بهره و یارانه اجاره مستقیم به مستاجران دهک‌های پایین، ساخت مسکن استیجاری توسط نهادهای عمومی، اصلاح قوانین مالیاتی برای کمک به موجران و مستاجران از جمله دیگر راهکارها است ضمن آنکه تا زمانی که تورم مزمن مهار نشود، نه موجر از درآمد خود رضایت خواهد داشت و نه مستاجر از هزینه مسکن؛ زیرا هر دو، به شیوه‌ای متفاوت، هزینه بی‌ثباتی اقتصادی را می‌پردازند.                                                                                                                                        روزنامه دنیای اقتصاد ، شماره ۶۵۹۶ تاریخ 2/4/1405</description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jun 2026 12:19:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آب و سلامت انسان؛راهنمای مصرف روزانه مایعات</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D8%A2%D8%A8-%D9%88-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B9%D8%A7%D8%AA-j2pbwvdgu5ek</link>
                <description>مقدمه آب مهم‌ترین ماده تشکیل‌دهنده بدن انسان است و حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد وزن بدن را تشکیل می‌دهد. تقریباً تمامی فرایندهای حیاتی بدن، از تنظیم دمای بدن و انتقال مواد مغذی گرفته تا حفظ حجم خون و دفع مواد زائد حاصل از سوخت و سازها ، به آب وابسته‌اند. باوجود اهمیت فراوان آب، هنوز این پرسش مطرح است که: هر فرد روزانه به چه مقدار مایعات نیاز دارد و آیا نوشیدنی‌هایی مانند چای، قهوه و آب‌میوه نیز در تأمین آب بدن مؤثرند؟ نیاز روزانه بدن به آب؛ نسخه واحدی برای همه وجود ندارد نیاز روزانه بدن به مایعات در افراد مختلف متفاوت است و تحت‌تأثیر عواملی مانند سن، جنس، وزن، سطح فعالیت بدنی، شرایط آب‌وهوایی، وضعیت سلامت، بارداری و شیردهی و... قرار دارد. بر اساس توصیه‌های متخصصان تغذیه و سلامت، مجموع مایعات دریافتی روزانه (شامل نوشیدنی‌ها و آب موجود در غذاها) به طور متوسط برای افراد با وزن نرمال عبارت است از:-   مردان بالغ: حدود 7/3 لیتر-    زنان بالغ: حدود 7/2 لیتر حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد آب موردنیاز بدن معمولاً از طریق غذاها تأمین می‌شود. یک روش تقریبی برای برآورد نیاز روزانه در افراد سالم، مصرف ۳۰ تا ۳۵ میلی‌لیتر مایعات به‌ازای هر کیلوگرم وزن بدن است؛ بااین‌حال، این روش تنها یک تخمین اولیه محسوب می گردد و جایگزین دقیقی برای ارزیابی  نیازهای فردی نیست. آیا فقط آب ساده اهمیت دارد؟  خوشبختانه پاسخ سوال خیراست. تمامی نوشیدنی‌ها و بخشی از مواد غذایی مورد استفاده در تأمین آب بدن نقش دارند. آب آشامیدنی همچنان بهترین و سالم‌ترین منبع تأمین مایعات است، چای، قهوه، شیر، دوغ، سوپ، میوه‌ها و سبزی‌های آبدار نیز در مجموع مایعات روزانه محاسبه می‌شوند. مصرف متعادل چای و قهوه در اغلب افراد موجب کم‌آبی قابل‌توجه نمی‌شود، اما به دلیل وجود کافئین، بهتر است جایگزین اصلی آب نباشند. همچنین آب‌میوه‌ها نیز در تأمین آب بدن مؤثرند، اما به علت قند نسبتاً بالا، مصرف متعادل آن‌ها توصیه می‌شود و معمولاً مصرف میوه کامل بر آب‌میوه ارجح است. باوجودآنکه چای یکی از نوشیدنی‌های رایج در فرهنگ ایرانی است، توصیه می‌شود بخش عمده نیاز روزانه به مایعات از طریق آب آشامیدنی تأمین شود و از مصرف بیش از حد چای پررنگ پرهیز گردد؛ زیرا مصرف بیش از حد نوشیدنی‌های کافئین‌دار ممکن است در برخی افراد با مشکلاتی مانند بی‌خوابی، تپش قلب یا افزایش دفع ادرار همراه باشد. چه عواملی نیاز بدن به آب را افزایش می‌دهند؟ در برخی شرایط، بدن ما به مصرف مایعات بیشتری نیاز دارد. مهم‌ترین شرایطی که موجب افزایش نیاز بدن به آب می‌شوند، عبارت‌اند از:-     فعالیت بدنی و ورزش-   هوای گرم و خشک-     تب، اسهال و استفراغ-     تعریق زیاد-     بارداری و شیردهی-    زندگی یا فعالیت در مناطق مرتفع-     فعالیت شغلی در محیط‌های گرم-     مصرف برخی داروها، به‌ویژه داروهای ادرارآور-      مکمل‌ها و رژیم‌های غذایی افرادی که رژیم‌های پرپروتئین دارند یا از برخی مکمل‌های ورزشی استفاده می‌کنند، ممکن است به دریافت مایعات بیشتری نیاز داشته باشند؛ در چنین شرایطی، ممکن است نیاز روزانه فرد به مایعات به میزان قابل‌توجهی افزایش یابد. چه زمانی تنها آب کافی نیست؟ در شرایطی مانند تعریق شدید، ورزش طولانی‌مدت، اسهال یا استفراغ شدید، علاوه بر آب خالص، ممکن است جایگزینی الکترولیت‌هایی مانند سدیم و پتاسیم نیز ضروری باشد. در چنین شرایطی، مصرف محلول‌های خوراکی جبران‌کننده مایعات یا نوشیدنی‌های مناسب ورزشی می‌تواند مفید باشد. البته برای بیشتر افراد در فعالیت‌های روزمره و معمول، مصرف نوشیدنی‌های ورزشی ضرورتی ندارد. بهترین معیار دریافت کافی آب چیست؟ برای بیشتر بزرگسالان سالم، ترکیبی از شاخص‌های زیر می‌تواند راهنمای مناسبی برای نوشیدن آب باشد:-     احساس تشنگی-     رنگ زرد کم‌رنگ تا زرد کاهی ادرار-    دفع منظم ادرار با حجم مناسب-     مرطوب بودن دهان و مخاط‌ها-     احساس شادابی و وضعیت عمومی مناسب البته در سالمندان، کودکان و برخی بیماران، احساس تشنگی ممکن است شاخص قابل‌اعتمادی نباشد و کم‌آبی بدن دیرتر آشکار شود. گاهی علائمی مانند سردردهای مبهم، کاهش تمرکز، یبوست و احساس خستگی نیز می‌توانند نشانه کم‌آبی خفیف بدن باشند. آیا نوشیدن بیش از حد آب خطرناک است؟ بله. مصرف بسیار زیاد آب در مدت کوتاه می‌تواند موجب کاهش شدید سُدیم خون (=هیپوناترمی) شود که در موارد شدید، یک وضعیت اورژانسی محسوب می‌شود و ممکن است عوارض جدی به همراه داشته باشد؛ بنابراین، مصرف آب باید متعادل و متناسب با نیاز بدن باشد. ازاین‌رو، پرهیز از افراط و تفریط در مصرف آب اهمیت دارد توصیه‌های ویژه برای گروه‌های خاص سالمندان، کودکان، زنان باردار و شیرده و نیز افراد مبتلا به بیماری‌های قلبی، کلیوی یا کبدی ممکن است به تنظیم اختصاصی مصرف مایعات نیاز داشته باشند. در این افراد، هم کم‌آبی و هم مصرف بیش از حد مایعات می‌تواند خطرآفرین باشد؛ بنابراین، تعیین میزان مناسب دریافت مایعات باید با نظر پزشک یا متخصص تغذیه انجام شود. نوشیدن آب باید در طول روز و به‌صورت تدریجی انجام شود و از مصرف حجم زیاد آب در مدت کوتاه خودداری شود. چند توصیه عملی برای نوشیدن آب تا آنجا که ممکن است، علاوه بر منزل، در محل کار، خیابان یک بطری آب در دسترس داشته باشید. در هوای گرم و هنگام فعالیت بدنی، مصرف مایعات را افزایش دهید. به‌جای نوشابه‌های شیرین، از آب یا دوغ کم‌نمک مصرف کنید. در باره سالمندان و کودکان، تنها به احساس تشنگی و اعلام آن اکتفا نکنید. نتیجه‌گیری آب یکی از ارکان اصلی سلامت انسان است، اما نیاز به آن در افراد مختلف متفاوت است و هیچ نسخه واحدی برای همه وجود ندارد. آب ساده باید اصلی‌ترین منبع تأمین مایعات باشد، هرچند سایر نوشیدنی‌ها و غذاهای آبدار نیز در تأمین آب بدن نقش دارند. توجه به شرایط فردی، توزیع مناسب مصرف مایعات در طول روز و پرهیز از افراط یا تفریط در نوشیدن آب، بهترین راه حفظ تعادل آب بدن و ارتقای سلامت عمومی است. در نهایت، نه کم‌آبی و نه افراط در نوشیدن مایعات، هیچ‌یک برای سلامت مطلوب نیستند؛ بلکه تعادل در دریافت مایعات، کلید حفظ سلامت و عملکرد طبیعی بدن به شمار می‌رود.</description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 22:35:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل رشد بیمه‌های زندگی در سال۱۴۰۴؛ بیمه‌گذاران جدید یا سرمایه‌گذاران جدید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B4-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-q9q4ord6nmu2</link>
                <description>بیمه‌های زندگی به عنوان یکی از محصولات بیمه‌ای ارزشمند برای محافظت از آینده خانواده‌ها، در سال‌های اخیر بیش از گذشته مورد توجه اقشار مختلف قرار گرفته است اما با افزایش آگاهی مردم نسبت به مزایا و اهمیت این نوع بیمه‌ها، شاهد تغییراتی در رفتار سرمایه‌گذاران و بیمه‌گذاران بوده‌ایم و همین امر موجب رشد ناگهانی سهم این بیمه ها در پرتفوی صنعت بیمه شده است. برای بررسی بهتر عواملی که موجب رشد ضریب نفوذ بیمه‌های زندگی در کشور شده‌اند و همچنین نقش بیمه‌گذاران جدید در این فرایند با ” عباس رنجبر کلهرودی ” فعال و کارشناس مجرب بیمه های زندگی گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.*گزارش‌های آماری حاکی از رشد قابل‌توجه سهم بیمه‌های زندگی از پرتفوی کل صنعت در سال ۱۴۰۴ است. به نظر شما این رشد لزوماً نشان‌دهنده رشد ضریب نفوذ این رشته در بین مردم است یا طرح‌های متنوع سرمایه‌گذاری اعم از طلا و بورس موجب ترغیب مردم برای خرید بیمه‌های زندگی شده است؟اگر بخواهم پاسخ کوتاه و کلی به این سؤال بدهم، پاسخ بخش اول سوال خیر و پاسخ بخش دوم تا حدودی خواهد بود. اما به نظر من موضوع رشد قابل‌توجه حق بیمه‌های زندگی در سال ۱۴۰۴ بسیار مهم است و نیاز به توضیح بیشتری دارد که سعی می‌کنم به آن بپردازم.در سال‌های اخیر تغییرات عمده‌ای در ساختار کلان اقتصادی و بازارهای مالی کشور روی داده است که این تغییرات، مدل سنتی کسب کار بیمه‌های زندگی و رفتار بیمه‌گذاران این رشته را به‌شدت تحت‌تأثیر خود قرارداده و باعث شده است که ارتباط بیمه‌های زندگی اندوخته دار با بازارهای مالی بیشتر و موضوع سرمایه‌گذاری و شفافیت آن اهمیت بیشتری پیدا کند.از سوی دیگر با تصویب آیین‌نامه ۱۰۷ بیمه‌های زندگی و ورود شرکت‌های تخصصی بیمه‌های زندگی و همزمان ارائه طرح‌های جدید بیمه‌ای با تلفیقی از بیمه و انواع صندوق‌های سرمایه‌گذاری و همچنین به‌کارگیری فناوری‌های جدید در این حوزه، موجبات رونق صدور بیمه‌های زندگی متصل به صندوق‌ها (بیمه‌های یونیت لینک) بیش‌ازپیش فراهم شده است .خوشبختانه آمار عملکرد صنعت بیمه در رشته بیمه‌های زندگی، به‌غیراز یکی دوسال، در دهه‌های اخیر روبه‌افزایش بوده است اما سرعت این افزایش‌ها کند و مبلغ و سهم آن نسبتاً اندک بوده است اما آمار سال گذشته هم در حجم حق بیمه صادره و وصولی و هم در ایفای تعهدات مالی بیمه‌های زندگی (خروجی‌ها) نشان‌دهنده تغییراتی در عملکرد بیمه‌های زندگی است که در سنوات گذشته سابقه نداشته است و این تحولات را می‌توان به فال نیک گرفت .اما علی‌رغم آنچه گفته شد، واقعیت‌هایی نیز وجود دارد که نشان می‌دهد رشد حق بیمه در بیمه‌های زندگی در سال ۱۴۰۴ بیش از آنکه ناشی از افزایش نفوذ اجتماعی بیمه‌های زندگی و ضریب نفوذ آن باشد، به‌احتمال زیاد حاصل توسعه محصولات سرمایه‌گذاری‌محور به‌ویژه بیمه‌های زندگی متصل به دارایی است و انتساب آن به افزایش ضریب نفوذ بیمه صحیح به نظر نمی‌رسد و تأمل بیشتری را طلب می‌کند.نکته اول اینکه علی‌رغم افزایش میزان حق بیمه، تعداد بیمه‌گذاران و تعداد بیمه‌نامه‌های زندگی افزایش نیافته؛ بلکه در حدود ۲۶درصد هم کاهش‌یافته است که بر مبنای گزارش تحلیلی آمار عملکرد بازار بیمه از طرف بیمه مرکزی ج.ا.ا “در بیمه‌های زندگی نیز به دلیل تورم سال گذشته ناشی از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، فروش بیمه‌های خرد در بیمه‌های زندگی کاهش محسوسی داشته و علی‌رغم رشد بسیار قابل‌ملاحظه در بیمه‌های زندگی متصل به دارایی که از نظر حق بیمه تولیدی، رکوردی بی‌نظیر در صنعت بیمه برجای گذاشته است، اما از نظر تعداد بیمه‌نامه صادره با کاهش یک‌درصدی مواجه شده است.”دوم اینکه، مبالغ خروجی تحت عناوین بازخرید، برداشت، سررسید و… (به‌اصطلاح خسارت) رشد بسیار زیادی داشته است و در مواردی از میزان ورودی بیشتر بوده است و نشان می‌دهد بخشی از بیمه‌گذاران باانگیزه سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت و یا استفاده از برخی مزیت‌ها و معافیت‌های دیگر وارد این بازار شده‌اند.سوم اینکه میزان افزایش پورتفوی بیمه‌های زندگی در سال ۱۴۰۴ در شرکت‌های بیمه، همگن نبوده است. حجم زیادی از آن متوجه یک شرکت تخصصی بوده و تعمیم آن به کل صنعت، صحیح به نظر نمی‌رسد.چهارم اینکه در رفتار اجتماعی مردم و نیازهای بیمه‌ای آنان تغییر خاصی در سال ۱۴۰۴ مشاهده نمی‌شود و یا به‌عبارت‌دیگر شواهد روشنی مبنی بر وابستگی میزان افزایش گسترده تقاضای بیمه‌ای جامعه متناسب با رشد حق بیمه‌های زندگی قابل مشاهده نیست.پنجم اینکه این افزایش در حجم مبالغ حق بیمه در محصولات متصل به دارایی اتفاق افتاده و صرفاً دغدغه‌های مالی را پوشش داده و به نظر می‌رسد افزایش حجم حق بیمه در سایر انواع بیمه‌های زندگی از جمله بیمه مستمری معنادار نیست.*این تهدید وجود دارد که افرادی که صرفاً با نگاه سرمایه‌گذاری و باتوجه‌به تبلیغات جذاب، اقدام به خرید بیمه‌های زندگی کنند، پس از مدت‌زمان کوتاهی برای کسب سود بیشتر اقدام به بازخرید بیمه‌نامه و خروج از این بازار کنند. به نظر شما در این شرایط راهکار مناسب چیست؟در بیمه‌های متصل به دارایی ورود و خروج مکرر به بخش سرمایه‌گذاری بیمه‌نامه امری طبیعی و لازمه این نوع بیمه‌نامه و مشتریان است. شاید راحت‌ترین و در دسترس‌ترین راهکار در این نوع بیمه‌نامه‌ها آن باشد که شرکت‌های بیمه بر افزایش جذابیت پوشش‌های بیمه‌ای بیمه‌نامه، مشوق‌های ماندگاری بیشتر بیمه‌نامه و… تمرکز داشته باشند.*در شرایط تورمی که مردم تمایل کمتری برای خرید بیمه‌های زندگی دارند، شرکت‌های بیمه چگونه می توانند این بازار را گسترش دهند؟توصیه صاحب‌نظران در این باره آن است که در شرایط تورمی بیمه‌نامه‌های متصل به طلا، ارز، مسکن و مواردی ازاین‌قبیل، می‌تواند تا حدود زیادی اثرات تورم را کاهش دهد و بیمه‌گذار دیگر نگران کاهش ارزش حق بیمه پرداختی و ذخیره بیمه‌نامه خود در طولانی‌مدت نیست. بنده باتوجه‌به شرایط کنونی جامعه و روند سالمندی جمعیت و اوضاع نامطلوب صندوق‌های بازنشستگی، سخن پیتر دراکر (Peter Drucker)، بنیان‌گذار مدیریت مدرن را یادآور می‌شوم که می‌گوید: ” بیمه زندگی از طریق فراهم‌آوردن حمایت مالی در مقابل خطر عمده قرن هجدهم و نوزدهم، یعنی خطر مرگ زودرس، به‌صورت بزرگ‌ترین صنعت مالی آن قرن درآمد و به مدت بیش از ۱۵۰ سال با حفظ سودآوری خود در سراسر جهان، گسترش یافت. ممکن است بیمه‌های به‌شرط حیات (مستمری) به‌درستی به‌صورت سودآورترین صنعت مالی عمده قرن آینده درآید.”توصیه می‌کنم شرکت‌های بیمه توجه بیشتری به بیمه مستمری و بیمه مستمری مکمل داشته باشند. زیرا اگرچه رشد اخیر بیمه‌های زندگی عمدتاً تحت‌تأثیر محصولات سرمایه‌گذاری محور بوده است، اما تحولات جمعیتی کشور نشان می‌دهد که در افق بلندمدت، توسعه بیمه‌های مستمری و مستمری مکمل می‌تواند به یکی از مهم‌ترین حوزه‌های رشد صنعت بیمه تبدیل می‌شود.                                                                                                                                                       https://www.ayedionline.ir/?p=3911</description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jun 2026 14:50:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنگ و صلح از دیدگاه سعدی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C-uaxcjww4kodn-uaxcjww4kodn</link>
                <description> اشاره: انسان‌ها در طول تاریخ و از بدو خلقت خود، به دلایل مختلف از جمله: تزاحم منافع و زیاده‌طلبی، خشم و... به‌نوعی با کشمکش دائمی، تنازع، تقابل، جنگ و جدال مداوم در خانواده، قبیله و بین کشورها روبرو بوده و خواهند بود. جنگ بین کشورها، به هر دلیل که بوده است، اغلب باعث ویرانی، قتل بی‌گناهان، تخریب اقتصادی، قهقرای فرهنگی و ایجاد لطمات روانی بر آحاد جامعه می‌گردد. به همین دلیل، بسیاری از خردمندان، از جمله &quot;سعدی شیرازی&quot; ، ضمن توصیه به اجتناب از شروع جنگ ها ، در صورت تعدّی دشمنان و تحمیل جنگ،  رهنمودهای ارزشمندی در باره &quot;اداره جنگ&quot; و &quot; برقراری صلح&quot; و تکریم نظامیان و جنگجویان دارد. سعدی شیرازی، شاعر و نویسنده‌ای توانا و فرزانه‌ای خردمند و کم‌نظیر است که در انواع علوم عصر خود و از جمله: حکومت، مدیریت، سیاست و جامعه‌شناسی و... متبحّر و صاحب‌نظر و نظریه‌پرداز است او استادی است که قادر بوده است با استفاده اطلاعات وسیع علمی و تاریخی و نیز تجربیات گران‌قدر خود، حکمت و معارف روزگارشان را در قالب مواعظ، داستان‌ها و تمثیل‌های آموزنده ریخته و آنها را به زبانی ساده و شیرین، بیان کند. یکی از موضوعاتی که در آثار سعدی اعم از &quot;گلستان&quot;، &quot;بوستان&quot;، &quot;دیوان اشعار&quot; و &quot;رساله نصیحه الملوک&quot; به چشم می‌خورد؛ توصیه‌های این ادیب فرهیخته در باره موضوع &quot; جنگ‌وصلح &quot; و مدیریت امور نظامی در زمان جنگ‌وصلح است؛  موضوعی که در ذیل به آن پرداخته شده است.سعدی  لشگری و نظامی نبوده است، امّا مانند یک کارشناس نظامی در امور جنگی و نظامی و مدیریت جنگ و صلح اظهارنظر کرده است و سخنان ارزشمندی در این باره گفته است: سعدی معتقد است که جامعه هرچند که کمال مطلوب و آرمانی باشد همواره دشمنانی خواهد داشت. ولی یک مدینه‌ی فاضله در همان حال که با دشمنی سروکار دارد یا در حال جنگ است، باید همواره توسط برخی اصول اخلاقی هدایت شود. اول‌ازهمه، یک حکومت آرمانی کار تجاوز و تخطّی را - ولو بر ضد کشور دشمن - آغاز نمی‌کند و سپاهیان خود را در معرض خطرات ناخواسته قرار نمی‌دهد. به‌کاربردن تدبیر سیاسی به استعمال زور رجحان دارد. صلح همواره باید بر جنگ مقدم باشد. باید در آغاز برای غلبه بر دشمن اقدامات اخلاقی و مادی به کاربرد ولی زمانی که همه کوشش‌های صلح‌جویانه به جایی نرسید، جنگ و خصومت را ممکن است آخرین چاره دانست. بااین‌همه، سعدی تأکید می‌ورزد حتی زمانی هم که جنگ آغاز گشت باید «در صلح» را باز نگاه داشت و هیچ فرصت صلح‌آمیز را از دست نداد، زیرا صلح بسی از جنگ بهتر است.همین‌طور در مواجهه دشمن نباید نیرو و آمادگی و تجهیزات او را سهل بگیریم. دشمن دشمن است. خواه بزرگ باشد و خواه کوچک. باید همیشه بر ضدّ او آماده‌ی پیکار باشیم. بنابراین نباید هیچ‌گونه رازی به دست او بیفتد، هرچند کوچک و بی‌مقدار باشد، همین‌طور نباید سخن نامعقولی در حق دشمن گفته آید. سعدی الحاح می‌کند که همواره باید به‌جای حس انتقام، انسانیت عامل راهنمای اعمال و افعال ما حتی در جنگ باشد.هم در جنگ و هم در صلح، ما باید به نیروی نظامی خود متکی باشیم. نیروهایی که جان خویش را بر کف نهاده‌اند تا ما را زنده نگاه دارند؛ بنابراین، بهترین کاری که جامعه می‌تواند در حق سربازان دلیر خود انجام دهد این است که آنان را از اضطراب مادی و اقتصادی فارغ‌البال سازد. سربازی که در غم نان خود یا فشار فاقه‌ی خانواده خویش باشد، نمی‌تواند با دشمن شجاعانه بجنگد. حکومت باید خزانه را ببخشد تا سپاهی نیز جان خود را.سعدی می‌گوید سپاهیانی که به مقامات مهمی گمارده شده‌اند باید به‌مراتب بالاتری ارتقا یابند و پاداش شایسته بگیرند تا اینکه همیشه آماده باشند برای کشور خود شاهد مرگ را در آغوش کشند.دلاور که باری تهور نمودبباید به مقدارش اندر فزود..محورهاي‌ اساسي‌ در مديريت‌جنگ و امور نظامي‌ از ديدگاه‌ سعدی1ـ لزوم‌ تربيت‌ نيروي‌ نظامي‌ و حفظ‌ آمادگي‌ آنان‌ جهت‌ حفظ‌ كشور«دو تن‌ پرور اي‌ شاه‌ كشور گشاي‌ يكي‌ اهل‌ رزم‌ و دگر اهل‌ راي‌»2ـ تأمين‌ احتياجات‌ نيروهاي‌ نظامي‌ كشور:«سپاهي‌ در آسودگي‌ خوش‌ بداركه‌ در حالت‌ سختي‌ آيد به‌ كار»3ـ ترجيح‌ صلح‌ بر جنگ‌ و بذل‌ مال‌ بر ريختن‌ خون‌:«تا دفع‌ مضرت‌ دشمن‌ به‌ نعمت‌ مي‌توان‌ كرد، خصومت‌ روا نباشد كه‌ خون‌ از مال‌ شريف‌ترست‌...»4ـ جنگ‌ آخرين‌ حربه‌ است‌. (السيف‌ آخر الحيل‌):اگر تدبير، سياست‌ و بذل‌ مال‌ مانع‌ از جنگ‌ نگرديد آنگاه‌ به‌ شمشير دست‌ بردن‌ حلالست‌.«چو دست‌ از همه‌ حيلتت‌ در گسست‌ حلال‌ است‌ بردن‌ به‌ شمشير دست‌»5ـ دقت‌ در انتصاب‌ فرمانده‌هان‌:«رعيت‌ نوازي‌ و سرلشكري‌نه‌ كاريست‌ بازيچه‌ و سرسري‌»6ـ حفظ‌ اسرار نظامي:‌«منه‌ در ميان‌ راز با هر كسي‌كه‌ جاسوس‌ همكاسه‌ ديدم‌ بسي‌»«سكندر كه‌ با شرقيان‌ حرب‌ داشت‌ در خيمه‌ گويند در غرب‌ داشت‌»7ـ آميختن‌ جنگ‌ و سياست‌ با هم‌:«چو شمشير پيكار برداشتي‌ نگه‌ دار پنهان‌ ره‌ آشتي‌»«كه‌ لشكر شكوفان‌ مغفر شكاف‌نهان‌ صلح‌ جستند و پيدا مصاف‌»8ـ مجازات‌ فراريان‌ از جنگ:‌«يكي‌ را كه‌ ديدي‌ تو در جنگ‌ پشت‌ بكش‌گر عدو در مصافش‌ نكشت‌»    اهم‌ّ نظريات‌ سعدی درباره‌ مديريت جنگ ‌و امور نظامی به‌ شرح‌ زيراست‌:چو جنگ‌ آوري‌ با كسي‌ بر ستيزكه‌ از وي‌ گزيرت‌ بود يا گريز***آن‌ نه‌ من‌ باشم‌ كه‌ روز جنگ‌ بيني‌ پشت‌ من‌آن‌ منم‌ گر در ميان‌ خاك‌ و خون‌ بيني‌ سري‌كانكه‌ جنگ‌ آرد بخون‌ خويش‌ بازي‌ مي‌كندروز ميدان‌ و آنكه‌ بگريزد به‌ خون‌ لشكري‌****همان‌ به‌ كه‌ لشكر به‌ جان‌ پروري‌ كه‌ سلطان‌ به‌ لشكر كند سروري‌***پادشاهي‌ كو روا دارد ستم‌ بر زير دست‌ دوستدارش‌ روز سختي‌ دشمن‌ زور آورست‌با رعيت‌ صلح‌ كن‌ و از جنگ‌ خصم‌ ايمن‌ نشين‌زانكه‌ شاهنشاه‌ عادل‌ را رعيت‌ لشكرست‌***يكي‌ از پادشاهان‌ پيشين‌ در رعايت‌ مملكت‌ سستي‌ كردي‌ و لشكر به‌ سختي‌ داشتي‌ لاجرم‌دشمني‌ صعب‌ روي‌ نهاد همه‌ پشت‌ بدادند.چو دارند گنج‌ از سپاهي‌ دريغ‌ دريغ‌ آيدش‌ دست‌ بردن‌ به‌ تيغ‌يكي‌ را از آنان‌ كه‌ غدر كردند؛ با من‌ دم‌ دوستي‌ بود. ملامت‌ كردم‌ و گفتم‌ دونست‌ و بي‌سپاس‌ و سفله‌و ناحق‌ شناس‌ كه‌ به‌ اندك‌ تغيرحال‌ از مخدوم‌ قديم‌ برگردد و حقوق‌ نعمت‌ سالها درنوردد گفت‌ ار به‌كرم‌ معذور داري‌ شايد، كه‌ اسبم‌ در اين‌ واقعه‌ بي‌ جو بود و نمد زين‌ به‌ گرو و سلطان‌ كه‌ به‌ زر به‌ سپاهي‌بخيلي‌ كند با او به‌ جان‌ جوانمردي‌ نتوان‌ كرد.زر بده‌ مرد سپاهي‌ را تا سر بنهد و گرش‌ زر ندهي‌ سر بنهد در عالم‌***چه‌ خوش‌ گفت‌ بكتاش‌ با خيلتاش‌ چو دشمن‌ خراشيدي‌ ايمن‌ مباش‌***پشه‌ چو پر شد بزند پيل‌ را با همه‌ تندي‌ و صلابت‌ كه‌ اوست‌مورچگان‌ را چو بود اتفاق‌شير ژيان‌ را بدرانند پوست‌***هركه‌ با دشمنان‌ صلح‌ مي‌كند سر آزار دوستان‌ دارد.بشوي‌ اي‌ خردمند از آن‌ دوست‌ دست‌ كه‌ با دشمنانت‌ بود هم‌ نشست‌با مردم‌ سهل‌ خوي‌ دشخوار مگوي‌با آنكه‌ در صلح‌ زند جنگ‌ مجوي‌***تا كه‌ به‌ زر برمي‌آيد جان در خطر افكندن‌ نشايد.***چو دست‌ از همه‌ حيلتي‌ در گسست‌ حلالست‌ بردن‌ به‌ شمشير دست‌بر عجز دشمن‌ رحمت‌ مكن‌ كه‌ اگر قادر شود بر تو نبخشايد.***بر سر ملك‌ مباد آن‌ ملك‌ فرمانده‌ كه‌ خدا را نبود بنده‌ي‌ فرمانبردار***چو بيني‌ در سپاه‌ دشمن‌ تفرقه‌ افتاده‌ است‌، تو جمع‌ باش‌ و گرجمع‌ شوند از پريشاني‌ انديشه‌ كن‌.برو با دوستان‌ آسوده‌ بنشين‌چو بيني‌ در ميان‌ دشمنان‌ جنگ‌وگرنه‌ بيني‌ كه‌ با هم‌ يك‌ زبان‌ اندكمان‌ را زه‌ كن‌ و بر باره‌ بر سنگ‌دشمن‌ چو از همه‌ حيلتي‌ فروماند سلسله‌ دوستي‌ بجنباند پس‌ آنگه‌ به دوستي‌ كارهايي‌ كند كه‌ هيچ‌دشمن‌ نتواند.سرمار به‌ دست‌ دشمن‌ بكوب‌ كه‌ از احدي‌ الحسنين‌ خالي‌ نباشد اگر اين‌ غالب‌ آمد ماركشتي‌ و گرآن‌، از دشمن‌ رستي‌.به‌ روز معركه‌ ايمن‌ مشو زخصم‌ ضعيف‌كه‌ مغز شير برآرد چو دل‌ زجان‌ برداشت‌***تنت‌ زورمندست‌ و لشكر گران‌ وليكن‌ در اقليم‌ دشمن‌ مران‌كه‌ وي‌ بر حصاري‌ گريزد بلندرسد كشوري‌ بيگنه‌ را گزند***سپاهي‌ كه‌ خوشدل‌ نباشد زشاه‌ندارد حدود ولايت‌ نگاه‌***چوشايد گرفتن‌ به‌ نرمي‌ ديار به‌ پيكار خون‌ از مشامي‌ مياربه‌ مردي‌ كه‌ ملك‌ سراسر زمين‌ نيرزد كه‌ خوني‌ چكد بر زمين...‌چو بر دشمني‌ باشدت‌ دسترس‌ مرنجانش‌ كو را همين‌ غصه‌ بس‌عدو زنده‌ سرگشته‌ پيرامنت‌ به‌ از خون‌ او كشته‌ در گردنت‌***همي‌ تا برآيد به‌ تدبير كارمداراي‌ دشمن‌ به‌ از كارزارچو نتوان‌ عدو را به‌ قوت‌ شكست‌ به‌ نعمت‌ ببايد در فتنه‌ بست‌...به‌ تدبير رستم‌ درآيد به‌ بند كه‌ اسفنديارش‌ نجست‌ از كمندعدو را به‌ فرصت‌ توان‌ كند پوست‌ پس‌ او را مدارا چنان‌ كن‌ كه‌ دوست‌حذر كن‌ زپيكار كمتر كسي‌كه‌ از قطره‌ سيلاب‌ ديدم‌ بسي‌...مزن‌ با سپاهي‌ زخود بيشتركه‌ نتوان‌ زد انگشت‌ بر نيشتر ...وگر پيل‌ زوري‌ و گر شير جنگ‌ به‌ نزديك‌ من‌ صلح‌ بهتر كه‌ جنگ‌چو دست‌ از همه‌ حيلتي‌ در گسست‌ حلالست‌ بردن‌ به‌ شمشير دست‌اگر صلح‌ خواهد عدو سر مپيچ‌ وگر جنگ‌ جويد عنان‌ بر مپيچ‌كه‌ گر وي‌ ببندد در كارزارترا قدر و هيبت‌ شود يك‌ هزارور او پاي‌ جنگ‌ آورد در ركاب‌ نخواهدبه‌ حشر از تو داور حساب‌...***بينديش‌ در قلب‌ هيجا مفر چه داني‌ كه‌ زان‌ِ كه‌ باشد ظفرچو بيني‌ كه‌ لشكر زهم‌ دست‌ داد به‌ تنها مده‌ جان‌ شيرين‌ به‌ باداگر بركناري‌ به‌ رفتن‌ بكوش‌ وگر در ميان‌ لبس‌ دشمن‌ بپوش‌وگر خود هزاري‌ و دشمن‌ دويست‌ چو شب‌ شد در اقليم‌ دشمن‌ مأيست‌شب‌ تيره‌ پنجه‌ سوار از كمين‌ چو پانصد به‌ هيبت‌ بدرد زمين‌چو خواهي‌ بريدن‌ به‌ شب‌ راههاحذر كن‌ نخست‌ از كمين‌ گاههاميان‌ دو لشكر چو يك‌ روز راه‌ بماند، بزن‌ خيمه‌ بر جايگاه‌گر او پيشدستي‌ كند غم‌ مدار ور افراسيابست‌ مغزش‌ برآرنداني‌ كه‌ لشكر چو يك‌ روزه‌ راند سر پنجه‌ي‌ زورمندش‌ نماندتو آسوده‌ بر لشكر مانده‌ زن‌ كه‌ نادان‌ ستم‌ كرد بر خويشتن‌چو دشمن‌ شكستي‌ بيفكن‌ علم‌كه‌ بازش‌ نيايد جراحت‌ به‌ هم‌بسي‌ در قفاي‌ هزيمت‌ مران‌ نبايد كه‌ دور افتي‌ از ياوران‌هوا بيني‌ از گرد هيجا چو ميغ‌بگيرند گردت‌ به‌ زوبين‌ و تيغ‌به‌ دنبال‌ غارت‌ نراند سپاه‌كه‌ خالي‌ بماند پس‌ پشت‌ شاه‌سپه‌ را نگهباني‌ شهريار به‌ از جنگ‌ در حلقه‌ي‌ كارزار***دلاور كه‌ باري‌ تهور نمود ببايد به‌ مقدارش‌ اندر فزودكه‌ بار دگر دل‌ نهد بر هلاك‌ندارد زپيكار يأجوج‌ باك‌سپاهي‌ در آسودگي‌ خوش‌ بدار كه‌ در حالت‌ سختي‌ آيد به‌ كارسپاهي‌ كه‌ كارش‌ نباشد به‌ برگ‌ چرا دل‌ نهد روز هيجا به‌ مرگ‌كنون‌ دست‌ مردان‌ جنگي‌ ببوس‌نه‌ آنگه‌ كه‌ دشمن‌ فرو كوفت‌ كوس‌نواحي‌ مُلك‌ از كف‌ بدسگال‌ به‌ لشكر نگهدار و لشكر به‌ مال‌مَلِك‌ را بود بر عدو دست‌ چيرچو لشكر دل‌ آسوده‌ باشند و سيربهاي‌ سرخويشتن‌ مي‌خورد نه‌ انصاف‌ باشد كه‌ سختي‌ بردچو دارند گنج‌ از سپاهي‌ دريغ‌ دريغ‌ آيدش‌ دست‌ بردن‌ به‌ تيغ‌چه‌ مردي‌ كند در صف‌ كارزار كه‌ دستش‌ تهي‌ باشد و كار، زار****گرت‌ مملكت‌ بايد آراسته‌ مده‌ كار معظم‌ به‌ نوخاسته‌سپه‌ را مكن‌ پيشرو جز كسي‌ كه‌ در جنگ‌ ها بوده‌ باشد بسي‌به‌ خردان‌ مفرماي‌ كار درشت‌ كه‌ سندان‌ نشايد شكستن‌ به‌مشت‌ رعيت‌ نوازي‌ و سرلشكري‌نه‌ كاريست‌ بازيچه‌ و سرسري‌نخواهي‌ كه‌ ضايع‌ شود روزگاربه‌ ناكار ديده‌ مفرماي‌ كار***يكي‌ را كه‌ ديدي‌ تو در جنگ‌ پشت‌ بكش‌ گر عدو در مصافش‌ نكشت‌مخنث‌ به‌ از مرد شمشير زن‌ كه‌ روز وغا سر بتابد چو زن‌چه‌ خوش‌ گفت‌ گرگين‌ به‌ فرزند خويش‌ چو قربان‌ پيكار بربست‌ و كيش‌اگر چون‌ زنان‌ جست‌ خواهي‌ گريزمرو آب‌ مردان‌ جنگي‌ مريزسواري‌ كه‌ درجنگ‌ بنمود پشت‌ نه‌ خود را كه‌ نام‌ آوران‌ را بكشت‌شجاعت‌ نيايد مگر زان‌ دويار كه‌ افتند در حلقه‌ي‌ كارزاردو همجنس‌ همسفره‌ي‌ همزبان‌ بكوشند در قلب‌ هيجا به‌ جان‌كه‌ ننگ‌ آيدش‌ رفتن‌ از پيش‌ تير برادر به‌ چنگال‌ دشمن‌ اسيرچو بيني‌ كه‌ ياران‌ نباشند يار هزيمت‌ زميدان‌ غنيمت‌ شمار***دو تن‌ پرور اي‌ شاه‌ كشور گشاي‌ يكي‌ اهل‌ رزم‌ و دگر اهل‌ راي‌زنام‌ آوران‌ گوي‌ دولت‌ برند كه‌ دانا و شمشير زن‌ پرورند...***نگويم‌ زجنگ‌ بدانديش‌ ترس‌در آوازه‌ي‌ صلح‌ ازو بيش‌ ترس‌بسا كس‌ به‌ روز آيت‌ صلح‌ خواند چو شب‌ شد سپه‌ بر سر خفته‌ راندزره‌ پوش‌ خسبند مرد اوژنان‌ كه‌ بستر بود خوابگاه‌ زنان‌به‌ خيمه‌ درون‌ مرد شمشير زن‌ برهنه‌ نخسبد چو در خانه‌ زن‌ببايد نهان‌ جنگ‌ را ساختن‌كه‌ دشمن‌ نهان‌ آورد تاختن‌حذر، كار مردان‌ كار آگهست‌ يزك‌، سدّ روئين‌ لشكر گهست‌***ميان‌ دو بد خواه‌ كوتاه‌ دست‌ نه‌ فرزانگي‌ باشد ايمن‌ نشست‌كه‌ گر هر دو با هم‌ سگالند راز شود دست‌ كوتاه‌ ايشان‌ درازيكي‌ را به‌ نيرنگ‌ مشغول‌ دار دگر را برآور زهستي‌ دماراگر دشمني‌ پيش‌ گيرد ستيز به‌ شمشير تدبير خونش‌ بريزبرو دوستي‌ گير با دشمنش‌ كه‌ زندان‌ شود پيرهن‌ برتنش‌چو در لشكر دشمن‌ افتد خلاف‌ تو بگذار شمشير خود در غلاف‌چو گرگان‌ پسندند برهم‌ گزند برآسايد اندر ميان‌ گوسفندچو دشمن‌ به‌ دشمن‌ بود مشتغل‌ تو با دوست‌ بنشين‌ به‌ آرام‌ دل‌***چوشمشير پيكار برداشتي‌نگه‌ دار پنهان‌ ره‌ آشتي‌كه‌ لشكر شكوفان‌ مغفر شكاف‌ نهان‌ صلح‌ جستند و پيدا مصاف‌دل‌ مرد ميدان‌ نهاني‌ بجوي‌كه‌ باشد كه‌ در پايت‌ افتد چو گوي‌چو سالاري‌ از دشمن‌ افتد به‌ چنگ‌ بكشتن‌ درش‌ كرد بايد درنگ‌كه‌ افتد كزين‌ نيمه‌ هم‌ سروري‌بماند گرفتار در چنبري‌اگر كشتي‌ اين‌ بندي‌ ريش‌ را نبيني‌ دگر بندي‌ خويش‌ رانترسد كه‌ دورانش‌ بندي‌ كند كه‌ بر بنديان‌ زورمندي‌ كندكسي‌ بنديان‌ را بود دستگيركه‌ خود بوده‌ باشد به‌ بندي‌ اسيراگر سر نهد بر خطت‌ سروري‌چو نيكش‌ بداري‌، نهد ديگري‌اگر خفيه‌ ده‌ دل‌ بدست‌ آوري‌از آن‌ به‌ كه‌ صد ره‌ شبيخون‌ بري‌***چو بركندي‌ از دست‌ دشمن‌ ديار رعيت‌ به‌ سامان‌ تراز وي‌ بداركه‌ گر باز كوبد در كازار برآرند عام‌ از دماغش‌ دمارو گر شهريان‌ را رساني‌ گزند در شهر بر روي‌ دشمن‌ مبندمگو دشمن‌ تيغ‌ زن‌ بر درست‌ كه‌ انباز دشمن‌ به‌ شهر اندرست‌به‌ تدبير جنگ‌ بدانديش‌ كوش‌ مصالح‌ بينديش‌ و نيت‌ بپوش‌منه‌ در ميان‌ راز با هركسي‌كه‌ جاسوس‌ همكاسه‌ ديدم‌ بسي‌سكندر كه‌ با شرقيان‌ حرب‌ داشت‌ در خيمه‌ گويند در غرب‌ داشت‌چو بهمن‌ به‌ زاولستان‌ خواست‌ شدچپ‌ آوازه‌ افكند و از راست‌ شداگر جز تو داند كه‌ عزم‌ تو چيست‌ بر آن‌ راي‌ و دانش‌ ببايد گريست‌...به‌ بازو توانا نباشد سپاه‌برو همت‌ از ناتوانان‌ بخواه‌دعاي‌ ضعيفان‌ اميدوار زبازوي‌ مردي‌ به‌ آيد به‌ كارهرآنك‌ استعانت‌ به‌ درويش‌ برد اگر بر فريدون‌ زد، از پيش‌ برد***علاج‌ واقعه‌ پيش‌ از وقوع‌ بايد كرد دريغ‌ سود ندارد چو رفت‌ كار از دست‌به‌ روزگار سلامت‌ سلاح‌ جنگ‌ بسازوگرنه‌ سيل‌ چو بگرفت‌ سد نشايد ساخت‌***لشكريان‌ را نكو دارد و به‌ انواع‌ ملاطفت‌ دل‌ به‌ دست‌ آرد كه‌ دشمنان‌ در دشمني‌ متفقند تا دوستان‌در دوستي‌ مختلف‌ نباشند.سپاهي‌ كه‌ از صف‌ كارزار از دشمن‌ بگريزد ببايد كشت‌ كه‌ خونبهاي‌ خود به‌ سلف‌ خورده‌ است‌.سپاهي‌ را كه‌ سلطان‌ نان‌ مي‌دهد بهاي‌ جان‌ مي‌دهد پس‌ اگر بگريزد خونش‌ شايد كه‌ بريزند.***تا دفع‌ مضرّت‌ دشمن‌ به‌ نعمت‌ مي‌توان‌ كرد، خصومت‌ روا نباشد، كه‌ خون‌ از مال‌ شريف‌ ترست‌، وعرب‌ گويد السيّف‌ آخِرُالحِيَل‌. يعني‌ مصاف‌ وقتي‌ روا باشد كه‌ تدبير ديگر نماند. به‌ هزيمت‌ پشت‌ دادن‌به‌ كه‌ با شمشير مشت‌ زدن‌.***دشمن‌ به‌ دشمن‌ برانگيزتا هرطرف‌ غالب‌ شوند فتح‌ از آن‌ تو باشد.***پيوسته‌ چنان‌ نشين‌كه‌ گويي‌ دشمن‌ بر درست‌، تا اگر ناگاهي‌ بدرآيد ناساخته‌ نباشي‌.</description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Mon, 25 May 2026 21:30:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب &quot; اندیشه های مدیریت ایرانی &quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-mspmeoorjeox</link>
                <description>معرفی کتاب &quot; اندیشه های مدیریت ایرانی &quot;نویسنده : عباس رنجبرکَلَهرودی                دانش مدیریت ، استفاده صحیح از امکانات ، نیروی انسانی، وقت و جز آن را امکان پذیر می سازد، از این رو یکی از عناصر مهم در پویایی اجتماع تلقی می گردد.مدیریت به منزله ستون فقرات همه تشکیلات و نهادهای اجتماعی نظیر خانواده، دولت و سازمان های اداری است و هیچ سازمانی چه کوچک نظیر خانواده و چه بزرگ نظیر دولت، بدون بهره مندی از مدیریت صحیح نخواهد توانست به اهداف خود دست یابد.کشور پهناور ایران ، با توجه به عنایت الهی ، منابع سرشاری دارد و از قدیم کاردانی ایرانیان زبان زد خاص و عام بوده است. لیکن علیرغم داشتن توانایی های مالی و منابع انسانی هوشمند ، با مشکلات فراوانی روبرو می باشد، عدم توسعه کشور جز عدم استفاده از دانش مدیریت و استفاده صحیح از انواع منابع خدادادی دلیل دیگری ندارد.ادبیات و اجتماع از دیرباز رابطة تنگاتنگی با هم داشته اند و ادبیات در حقیقت بازتاب تحولات اجتماع است. سعدی متفکر ، نویسنده و شاعر پر آوازه ایرانی در قرن 13 میلادی  اگر چه جامعه پیرامون خود را به دقت می شناسد با وجود این به اصطلاح به عنوان جامعه شناس شناخته نمی شود . لیکن مسائل اجتماعی و مدیریتی ، تربیتی ، اقتصادی و .... عصر خود را با ریزبینی تمام مورد بررسی قرارداده است، این تحقیق در حقیقت بیانگر نظریات و تجربه های عینی سعدی درباره مدیریت است. کتاب فوق در قالب 4 فصل و 180 صفحه ارائه شده است.کتاب اندیشه های مدیریت ایرانی اولین کتابی است که به نظرات و اندیشه های اندیشمندان کشورمان از جمله سعدی ، درباره مدیریت پرداخته و نظر متفکران گذشته کشورمان را در این باره ، جمع آوری طبقه بندی و ارائه کرده است و گوشه هایی از تواناییها ، قابلیت ها و غنای ادبیات کهن فارسی در ارائه نظرات کاربردی برای ساماندهی مشکلات عمده اجتماعی امروزه ما را بازنمایانده است و اشتباه بودن تصورات گروهی را که بدون شناخت درست فرهنگ و تمدن این سرزمین ، ریشه و خاستگاه بسیاری از علوم از جمله مدیریت را در غرب می دانند ، اثبات نموده است.کتاب &quot;اندیشه های مدیریت ایرانی&quot; در چهار فصل تنظیم شده است که عناوین و مباحث مهم کتاب ، شامل: ادبیات و مدیریت ، ادبیات و اجتماع ، ادبیات فارسی و آیین مدیریت ، منابع فارسی کهن در زمینه مدیریت و کشورداری ، تعاریف عمده و سابقه تاریخی علم مدیریت ، سعدی و آثار مدیریتی سعدی ، مدیریت مطلوب از دیدگاه سعدی ، انواع مدیریت از جمله مدیریت خانواده ، مدیریت امور آموزشی ، مدیریت مالی ، مدیریت امور نظامی ، . . . و نیز اصطلاحات اداری آثار بررسی شده ، می باشد.Introducing &quot;Iranian Management Thoughts&quot; by Abbas Ranjbar Kalahrodi. The correct use of facilities, manpower, time and its components is possible with knowledge of management, making it an essential element in the dynamics of society. Management serves as the backbone of all organizations and social institutions such as the family, government and administrative organizations. Without proper management, no organization - big or small - can achieve its goals. Despite having abundant resources and intelligent human capital, Iran faces numerous challenges due to a lack of management knowledge and the correct utilization of resources. This book sheds light on Iranian management practices and offers insights to help overcome these challengesThe book highlights the fact that management is not a new concept and has been discussed and practiced in Iran for centuries. It also emphasizes the importance of understanding and appreciating one&#039;s own culture and history in developing practical solutions for contemporary issues. The book serves as a reminder that literature can offer valuable insights into society and its challenges, and that it is important to look to our own cultural heritage for inspiration and guidance.The first chapter of the book, &quot;Literature and Management,&quot; explores the relationship between literature and management. It discusses how literature can provide insights into human behavior, leadership, and decision-making that can be applied to the field of management.The second chapter, &quot;Literature and Society,&quot; examines how literature reflects and shapes society&#039;s values, beliefs, and norms. It discusses how literature can be used to understand social issues and challenges faced by managers in different cultural contexts.The third chapter, &quot;Persian Literature and Management Ethics,&quot; focuses on the ethical principles that underpin Persian literature and their relevance to modern management practices. It explores how Persian literature emphasizes virtues such as honesty, integrity, compassion, and justice that are essential for effective leadership.The fourth chapter, &quot;Ancient Persian Sources in the Field of Management and Statecraft,&quot; looks at ancient Persian texts such as the Avesta, Cyrus Cylinder, and Shahnameh to understand their insights into governance, leadership, and statecraft. It discusses how these texts provide valuable lessons for modern-day managers.Overall, the book provides a comprehensive overview of Iranian management thought from various perspectives. It offers insights into the historical background of management practices in Iran while also exploring contemporary issues faced by managers in different fields.</description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Sat, 09 May 2026 18:41:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اشتباه شناسی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-ct4pmqs4jvvk</link>
                <description> اشتباه شناسی اشتباه شناسی سال‌ها قبل کتاب جالبی با عنوان &quot; اشتباه شناسی&quot; خواندم. اگر بخواهم کتاب را در چند جمله خلاصه کنم، به شرح ذیل خواهد بود . ۱- برای اینکه اشتباه نکنید، باید اشتباه کنید! به‌عبارت‌دیگر، پیش‌نیاز جلوگیری از اشتباهات بزرگ‌تر، ارتکاب اشتباهات کوچکتر و به‌خاطر سپردن تجربه آن اشتباه است. ۲- هر اشتباهی یک تجربه و درس خواهد بود. یک انسان عاقل و هوشمند ممکن است اشتباه بکند، اما یک اشتباه یکسان را بار دیگر تکرار نخواهد کرد. با این رویکرد، اشتباه نه به‌عنوان شکست، بلکه به منزله یک منبع ارزشمند برای تعالی محسوب می‌شود؛ زیرا بررسی علل بروز اشتباه می‌تواند نقاط ضعف پنهان را آشکار کند. اشتباه‌شناسی مؤثر نوعی توانایی استخراج درس‌های عملی از تجربه های قبلی است، به‌گونه‌ای که فرد و یا سازمان بتواند از تکرار خطاها جلوگیری کند و به‌مرور خطاها را به حداقل ممکن برساند.</description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Fri, 13 Feb 2026 14:56:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزه های یک کتاب (3)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-3-u4nkssn8wlgt</link>
                <description>آموزه های یک کتاب (3)کتاب &quot; ثروتی که نمی‌توان با پول خرید &quot; نوشتۀ آقای رابین شارما ، ترجمه آقای مهدی حلوایی. انتشارات آذربیان،۱۴۰۳.کتاب &quot;ثروتی که با پول نمی‌توان خرید&quot; مفهوم ثروت و موفقیت را به‌گونه‌ای متفاوت از دیدگاه رایج و سنتی معرفی می‌کند و ثروت را شامل ارزش‌ها و عادت‌هایی می‌داند که زندگی را معنی‌دارتر، غنی‌تر و رضایت‌بخش‌تر می‌کنند. این ارزش‌ها عبارت‌اند از: رشد فردی، سلامتی، خانواده، کار ، پول، جامعه، ماجراجویی و خدمت. ارتباطات عمیق و معنادار با دیگران. در قسمت قبلی بخشی از نکات برجسته کتاب را ذکر کردیم. در بخش دوم نیز نکات برجسته و کلیدی کتاب مربوط به فصل‌های کار و پول ارائه شده است.کار - میل به آفرینش یکی از عمیق‌ترین آرزوهای روح انسان است. (Dieter. Uchtdorf) - یکی از بزرگ‌ترین گرسنگی‌های انسان، نیاز به یافتن معناست. - من از غم‌انگیزترین تجاربم بیشترین سود را برده‌ام. - دیل کارنگی: یادتان باشد امروز همان فردایی است که دیروز نگرانش بودید. - وقتی می‌خواهید استعدادها و توانایی‌هایتان را نادیده بگیرید یادتان باشد که کسی همیشه تماشایتان می‌کند و آن کس وجود خودتان است. - فهرستی کوتاه از دلایلی که هرروزه حداقل باید یک ساعت مطالعه کنید: ۱- داشتن استقلال فکری ۲- عمیق‌تر شدن در فرهنگی که در حال ناپدیدشدن است. ۳- افزایش قدرت توجه و تمرکز ۴- ارتقای پایگاه دانش ۵- بالابردن منبع الهام - - کاری که بیش از همه در مقابلش مقاومت می‌کنید، همان کاری است که باید شروعش کنید. - ارنست همینگوی: اولین پیش‌نویس هر چیزی افتضاح است. - - هیچ‌کس، کسی را که خودش را جدی می‌گیرد، جدی نمی‌گیرد! - کنفوسیوس: کسی که دو خرگوش را تعقیب می‌کند؛ هیچ‌کدام را نمی‌گیرد! - بدون عمل رؤیا در حد رؤیا باقی می‌ماند. - - هرگز ایده فوق‌العاده‌ای را بدون انجام کاری برای تحققش رها نکنید. ضرب‌المثل قدیمی: از فقیر به فقیر در سه نسل. ثروت مالی اغلب توسط نسل لول ساخته می‌شود. نسل دوم از آن لذت می‌برد و نسل سوم از دستش می‌دهد. - هرگز صرفاً برای پول کارکنید. - هیچ‌چیز مانند موفقیت سبب شکست نمی‌شود.پول - ادموند برک: اگر کنترل ثروتمان را در دست داشته باشیم؛ ثروتمند و آزاد هستیم. اگر ثروت کنترل ما را در دست داشته باشد؛ فقیریم! - سلامتی سبب افزایش درآمدتان می‌شود و بیماری برعکس. - سرمایه‌گذاری بر روی سلامتی و سرزندگی برای ثروتمند شدن ضروری است. مأموریت شماره یک برای رسیدن به قله رونق اقتصادی، بیمار نشدن است. - انرژی بیشتر به معنای بهره‌وری بیشتر است. - بسیاری از افراد ثروتمند درواقع فقیرند. چیزهای مهم و باورنکردنی بسیاری هست که با پول نمی‌توان خرید. - قدردانی دستگاه پول‌سازی است. - عادت‌های برتر برای دستیابی به ثروت مالی مهم‌تر از ضریب هوشی بالاست. - تمام اختراع‌ها، نوآوری‌ها و پیشرفت‌ها توسط کسی انجام شده که به غیرممکن فکر کرده است و سپس غیرممکن را ممکن کرده است. - برنارد شاو: انسان منطقی خودش را با دنیا وفق می‌دهد. انسان بی‌منطق سعی می‌کند دنیا را با خود وفق دهد؛ بنابراین تمام پیشرفت‌ها به انسان بی‌منطق بستگی دارد! - از کلمات قوی و مناسب استفاده کنید. - بهترین دوست فرد سرمایه‌گذار زمان است. بهره مرکب در طول زمان سبب افزایش چندبرابری پول می‌شود مشروط بر اینکه صبور باشید. - عادات افراد ثروتمند: تمرکز جنون‌آمیز - مثبت‌نگری تزلزل‌ناپذیر - نامتعارف بودن - عزم راسخ - ریسک‌پذیری هوشمند - کمال‌گرایی مدیریت شده - رهبرسازی - راه‌حل گرا بودن و تمرکز بر راه‌حل نه مشکل - مفیدبودن پایدار - مشاوران درگذشته در دوران گذشته را به کار بگیرید. - وقتی پولتان را بیرون می‌فرستید، یادتان باشد که از آن قدردانی کنید. از آن بخواهید که به دست هرکس می‌رسد، او را برکت دهد و به او فرمان دهید تا بیرون برود و گرسنگان را سیر کند و برهنگان را بپوشاند و درنهایت، یک میلیون برابر بیشتر نزدتان بازگردد. - وقتی که هزینه میوه‌هایتان را پرداخت می‌کنید، بی‌سروصدا از همه کسانی که کمک کرده‌اند تا این کالا به شما برسد قدردانی کنید. - حقیقت جاودانه به ما می‌آموزد: دستی که می‌دهد، دریافت می‌کند . - خدمت با افتخار و فروتنی، ما را از نظر مالی و معنوی ثروتمند می‌کند . - اگر در مورد بازگشت سرمایه‌تان جدی هستید، توصیه می‌کنم بیشتر بر روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید . - ساختن بهترین خودتان، بهترین سرمایه‌گذاری ممکن برای شماست. - یک سؤال یک‌میلیارددلاری از مشتریان: اگر جای من بودید چه‌کار متفاوتی انجام می‌دادید؟ - هشت کتاب برتر برای رشد اقتصادی: ۱- همان‌طور که فکر می‌کنید. جیمز آلن ۲- بیندیشید و ثروتمند شوید. ناپلئون هیل ۳- آیین دوست‌یابی و تأثیر بر دیگران. دیل کارنگی ۴- ثروتمندترین مرد شهر. رندال جونز ۵- لاین سبقت میلیونرها، ام جی دمارکو ۶- چگونه پول جذب کنیم؟ جوزف مورفی ۷- ده راه به‌سوی ثروت. کن فیشر ۸- جادوی فکر بزرگ. دیوید شوارتز ۹- چگونه پول‌دار شویم؟ فلیکس دنیس ۱۰- هفت قانون معنوی موفقیت. دیپاک چوپرا استیو جابز: ثروتمندترین فرد گورستان بودن برایم مهم نیست. اینکه شب به رختخواب بروم و بگویم که کار فوق‌العاده‌ای انجام دادیم، این چیزی است که برایم مهم است. بقیه نکات کتاب در شماره پایانی ارائه خواهد شد. </description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Mon, 09 Feb 2026 16:21:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزه‌های یک کتاب (2)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-2-af5m1z5twg0a</link>
                <description> کتاب &quot; ثروتی که نمی‌توان با پول خرید &quot; نوشتۀ آقای رابین شارما ، ترجمه آقای مهدی حلوایی. انتشارات آذربیان،۱۴۰۳.کتاب &quot;ثروتی که با پول نمی‌توان خرید&quot; مفهوم ثروت و موفقیت را به‌گونه‌ای متفاوت از دیدگاه رایج و سنتی معرفی می‌کند و ثروت را شامل ارزش‌ها و عادت‌هایی می‌داند که زندگی را معنی‌دارتر، غنی‌تر و رضایت‌بخش‌تر می‌کنند. این ارزش‌ها عبارت‌اند از: رشد فردی، سلامتی، خانواده، شغل، پول، جامعه، ماجراجویی و خدمت. ارتباطات عمیق و معنادار با دیگران. در قسمت قبلی بخشی از نکات برجسته کتاب را ذکر کردیم. در بخش دوم نیز نکات برجسته و کلیدی کتاب مربوط به دو فصل سلامت و خانواده ارائه شده است.ثروت سلامت جسم و روان-   سلامت نوعی ثروت است. اگر از نظر جسمی، ذهنی، عاطفی و روحی احساس خوبی نداشته باشید؛ تمام پول، دارایی و شهرت جهان برایتان معنایی نخواهد داشت. اگر سلامتی‌تان را از دست بدهید - که دعا می‌کنم هرگز چنین اتفاقی برایتان نیفتد - قول می‌دهم که بقیه روزهایتان را صرف تلاش برای بازگرداندنش خواهید کرد.-    تحقیقات علمی تأیید کرده‌اند که پیاده‌روی در جنگل به طور چشمگیری فشارخون و هرگونه خستگی، اضطراب، افسردگی و آشفتگی شناختی را کاهش می‌دهد.-     بقراط، پدر علم طب، دستور داده است: &quot; غذا دارویتان و دارو غذایتان باشد.&quot;-     مهاتما گاندی توصیه کرده است: &quot; بهترین راه برای یافتن خود این است که خودتان را وقف دیگران کنید.&quot;-     مراقبه کنید. مراقبه کمک می‌کند تا طول عمر بیشتری داشته باشید-     حمام آفتاب بگیرید. کمی آفتاب‌گرفتن می‌تواند مثبت‌اندیشی‌تان را افزایش دهد.-    ورزش کنید؛ زیرا بعد از ورزش، روحیه و احساس بسیار بهتری خواهید داشت.-     در خوابیدن حرفه‌ای شوید.-    بیشتر بخندید تا بیشتر عمر کنید.-     تنفس صحیح، صحیح زیستن است.-     آواز بخوانید.-  قدردان باشید.ثروت خانواده-     برنارد شاو: خانواده شاد بهشت روی زمین است.-    اگر از نظر مالی ثروتمند باشید؛ اما از فقر ارتباطات انسانی با مهم‌ترین افراد جهانتان رنج ببرید نمی‌توانید خودتان را واقعاً ثروتمند بنامید.-     در یک زندگی واقعاً ثروتمند هیچ‌چیز مهم‌تر از خانواده و همسایگان خوب نیست.-     اگر می‌خواهید با شریک زندگی‌تان، خانواده و دوستان واقعی‌تان روابط فوق‌العاده‌ای داشته باشید باید از این قانون اساسی پیروی کنید: اگر چیزی برایشان مهم است. باید آن را برای خودتان مهم کنید.-     زندگی بسیار کوتاه است و ارزش کینه‌توزی ندارد.-     مارک تواین: دوستان خوب، کتاب‌های خوب و وجدان راحت؛ این سه نشانه زندگی ایده آل است.-     رفتار بد دیگران، مشکل شما نیست! بقیه نکات کتاب در شماره‌های بعدی ارائه خواهد شد.ü  </description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Wed, 04 Feb 2026 13:25:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزه‌های یک کتاب (1)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-1-cxtrbj4i0fww</link>
                <description> کتاب &quot; ثروتی که نمی‌توان با پول خرید &quot; (The Wealth Money Can&#039;t Buy) نوشتۀ آقای رابین شارما (Robin Sharma) ترجمه آقای مهدی حلوایی. انتشارات آذربیان،۱۴۰۳. در  باورهای سنتی و فرهنگ های لغت ، ثروت به معانی دارایی، توانگری، مال و نعمت تعریف شده است و عموماً بر دارایی‌های مادی و اقتصادی (مانند کالا، ماشین‌آلات، پول و املاک و...) دلالت دارد. در اقتصاد مدرن، ثروت علاوه بر دارایی‌های فیزیکی و مالی، شامل سرمایه های متعدد دیگری نیز می شود که می توان آن را 4 دسته به شرح ذیل طبقه بندی کرد: ۱. دارایی‌های فیزیکی: مانند زمین، ساختمان و ماشین‌آلات. ۲. دارایی‌های مالی: مانند پول نقد، سهام و اوراق‌قرضه. ۳. سرمایه انسانی: شامل دانش، مهارت، تحصیلات و تجربیات افراد. ۴. ثروت معنوی و اجتماعی: شامل ایمان، آرامش درونی، روابط سالم، احساس شکرگزاری، هدفمندی و مشارکت مثبت در جامعه و... کتاب &quot;ثروتی که با پول نمی‌توان خرید&quot; اثر رابین شرما، مفهوم ثروت و موفقیت را به‌گونه‌ای متفاوت از دیدگاه رایج و سنتی تعریف می‌کند و تعاریف دیگری از موفقیت و ثروت ارائه می‌دهد که فراتر از دارایی‌های مالی رایج و متعارف است .رابین شرما بر تعریف چندبعدی ثروت تأکید می‌کند و موفقیت واقعی را منحصر به دارایی مالی نمی‌داند و معتقد است که ثروت واقعی تنها در داشتن حساب بانکی پر پول خلاصه نمی‌شود و شامل ارزش‌ها و عادت‌هایی است که زندگی را معنی‌دارتر، غنی‌تر و رضایت‌بخش‌تر می‌کنند. رشد فردی، سلامتی، خانواده، شغل، پول، جامعه، ماجراجویی و خدمت. ارتباطات عمیق و معنادار با دیگران؛ معیارها و سنجه‌هایی است که باید بر آن تمرکز کرد و پول تنها یکی از اجزای ثروت است و نباید به‌تنهایی معیار موفقیت و سنجش دارایی قرار گیرد.نکات برجسته و برگزیده این کتاب - برایم برنده‌شدن درونی بسیار مهم‌تر از برنده‌شدن در دنیای بیرون است. زیرا اولی ماندگار است و دومی زودگذر . - وارن بافت: مهم‌ترین سرمایه‌گذاری که می‌توانید انجام دهید، سرمایه‌گذاری بر روی خودتان است. آیا بهترین استراتژی برای بهتر کردن جهان این نیست که خودتان را بهتر کنید؟ - زمانی که خودتان را بسازید دنیایتان نیز خوب خواهد شد. - بهترین راه برای شروع، شروع است! - سعی می‌کنم، دزد استعدادتان و قاتل بزرگ‌ترین رؤیاهایتان است. - انجام بده و یا انجام نده، سعی وجود ندارد! - پیشرفت‌های کوچک، روزانه و به‌ظاهر بی‌اهمیت پس از مدتی به نتایج خیره‌کننده‌ای منجر می‌شوند . - یک زندگی واقعاً ثروتمند از طریق تکامل به دست می‌آید نه انقلاب . - پیشرفت روزانه به معنای پیروزی است. - روزهایتان را نه بر اساس محصولی که درو می‌کنید، بلکه بر اساس بذری که می‌کارید، قضاوت کنید.کتاب‌خواندن و مطالعه - خواندن کتاب گفتگو با نویسنده است و گفتگوی صحیح می‌تواند زندگی‌تان را در مسیری کاملاً جدید قرارداد. - پدرم می‌گفت: از همه چیز کمتر بخر. کمتر غذا بخور. اما تا می‌توانی کتاب بخوان . - فرماندار یکی از ایالت‌ها به من گفت: رابین! ما سه بار در روز غذا می‌خوریم تا سیر شوم. من هم روزی سه بار مطالعه می‌کنم تا به دانشم بیفزایم. - کتاب‌ها باعث می‌شوند تا در دنیایی که گاه بی‌رحم و اغلب خارق‌العاده است، احساس امنیت کنم. - من هرروز و تا زمانی که زنده‌ام از قانون ۴۵/۱۵ پیروی می‌کنم. حداقل ۴۵ دقیقه مطالعه می‌کنم و سپس آنچه را در کتابم یاد گرفته‌ام پانزده دقیقه شرح می‌دهم تا آن را عمیق‌تر بفهمم و در زندگی بکار برم .بقیه نکات  کلیدی کناب در شماره های بعدی ارائه خواهد شد .</description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Sat, 31 Jan 2026 20:33:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیمه زندگی و سرمایه‌گذاری مُجزّا؛ ابهامات، چالش‌ها و فرصت ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D8%A8%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%8F%D8%AC%D8%B2%D9%91%D8%A7-%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D9%87%D8%A7-xu4if1pxd8ic</link>
                <description>بیمه زندگی و سرمایه‌گذاری مُجزّایمه زندگی و سرمایه‌گذاری مُجزّا؛ ابهامات، چالش‌ها و فرصت هاعباس رنجبر کلهرودی مقدمه: یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیشِ‌روی توسعه بیمه‌های زندگی در سال‌های اخیر، افزایش جذابیت بازارهای مالی جایگزین و کاهش توان رقابت محصولات سنتی بیمه‌های زندگی با سایر ابزارهای مالی فعال در اقتصاد کشور است. در چنین شرایطی، استفاده از ظرفیت‌های بازارهای مالی در راستای توسعه بیمه‌های زندگی و طراحی محصولات بیمه‌ای متصل به این بازارها، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.توسعه بیمه‌های زندگی و عرضه محصولات نوین، افزون بر نیاز به زیرساخت‌های فنی و عملیاتی، بیش از هر چیز مستلزم وجود قوانین، مقررات، شیوه‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های اجرایی شفاف، منسجم و فاقد ابهام است؛ به‌گونه‌ای که شرکت‌های بیمه بتوانند محصولات خود را در چارچوبی قانونی، قابل‌اتکا و پایدار به بیمه‌گذاران ارائه نمایند.جایگاه بیمه زندگی و سرمایه‌گذاری در آیین‌نامه ۱۰۷بر اساس آیین‌نامه شماره ۱۰۷ بیمه‌های زندگی، مصوب ۱۰/۵/۱۴۰۳ شورای‌عالی بیمه، بیمه‌های زندگی به هفت گروه تقسیم شده‌اند:  الف) بیمه به‌شرط فوت  ب) بیمه به‌شرط حیات  ج) بیمه مختلط  د) بیمه مستمری  هـ) بیمه زندگی و تشکیل سرمایه  و) بیمه زندگی و تشکیل سرمایه متصل به دارایی  ز) بیمه زندگی و مدیریت سرمایهدر بیمه‌نامه‌هایی که پیش‌ازاین و به‌موجب آیین‌نامه ۱۳ صادر می‌شدند، سرمایه بیمه صرفاً در صورت فوت یا حیات بیمه‌شده در پایان مدت بیمه به ذی‌نفع پرداخت می‌گردید. بااین‌حال، از دهه ۱۳۸۰ شمسی و با معرفی «بیمه جامع زندگی و سرمایه‌گذاری» و سپس تصویب آیین‌نامه ۶۸، این رویکرد تغییر یافت و بخش سرمایه‌گذاری بیمه‌نامه، فارغ از وقوع فوت یا حیات بیمه‌شده، قابل‌پرداخت شد.مفهوم بیمه زندگی و سرمایه‌گذاری مجزّادر بند «ز» ماده ۲ آیین‌نامه ۱۰۷، از محصولی با عنوان «بیمه زندگی و مدیریت سرمایه» نام‌برده‌شده و در تبصره ذیل آن، این محصول با عنوان «بیمه مجزّا» تعریف شده است:«قراردادی که در آن بیمه‌گر تعهد می‌کند در ازای پرداخت حق بیمه توسط بیمه‌گذار، دو قرارداد بیمه زندگی و سرمایه‌گذاری کاملاً مستقل از یکدیگر تنظیم نماید، به‌نحوی‌که امکان تحصیل یا واگذاری هر یک از آن‌ها به‌تنهایی در بازارهای مرتبط وجود داشته باشد.»بر اساس «تبصره ۱ ماده ۲ آیین‌نامه ۱۰۷»، بیمه‌نامه‌های موضوع‌بندهای (هـ) و (و) در زمره بیمه‌های زندگی تشکیل سرمایه (مرکب) قرار می‌گیرند، درحالی‌که بیمه‌نامه‌های بند (ز) در دسته بیمه‌های مجزّا طبقه‌بندی می‌شوند.همچنین در بند «ب» از قسمت ۱۲-۳ یادداشت‌های مالی قراردادهای بیمه زندگی و سرمایه‌گذاری، قراردادهای مجزّا به‌عنوان قراردادهایی تعریف شده‌اند که در آن‌ها:  ۱. اجزای بیمه‌ای و سرمایه‌گذاری کاملاً مستقل و فاقد وابستگی متقابل هستند؛  ۲. قرارداد سرمایه‌گذاری به‌صورت جداگانه، با همان شرایط، توسط شرکت بیمه یا سایر نهادهای مالی در بازار قابل‌عرضه باشد.ویژگی‌ها و ساختار بیمه زندگی و سرمایه‌گذاری مجزّابیمه زندگی و سرمایه‌گذاری مجزّا نوعی از بیمه‌های زندگی است که در آن، حق بیمه پرداختی بیمه‌گذار پس از کسر هزینه‌های بیمه‌گری، در حسابی کاملاً مجزّا از دارایی‌های شرکت بیمه سرمایه‌گذاری شده و منافع آن متعلق به بیمه‌گذار است. در این ساختار، ریسک سرمایه‌گذاری متوجه بیمه‌گذار بوده و شرکت بیمه تعهدی نسبت به تضمین سود  آن ندارد. در بیمه زندگی و سرمایه گذاری مجزّا حق بیمه پرداختی به دو بخش مستقل تقسیم می‌شود:  ۱. بخش بیمه‌ایشامل پوشش‌ها و ریسک‌های: فوت، ازکارافتادگی، بیماری‌های خاص و سایر پوشش‌های تکمیلی اختیاری است. هزینه‌های ریسک و کارمزدهای فروش بیمه‌نامه از این بخش کسر می‌گردد.  ۲. بخش سرمایه‌گذاری (حساب مجزّا)وجوه این بخش در صندوق‌ها یا پرتفوی‌های مشخص سرمایه‌گذاری می‌شود. بازده سرمایه‌گذاری وابسته به عملکرد بازار بوده و می‌تواند مثبت یا منفی باشد. دارایی‌های این حساب به طور کامل از دارایی‌های شرکت بیمه تفکیک شده است.در مقابل، در بیمه‌های زندگی سنتی، سود معمولاً به‌صورت تضمین‌شده یا فنی تعریف شده و ریسک سرمایه‌گذاری عمدتاً بر عهده شرکت بیمه قرار داشت و دارد.ابهامات اجرایی و خلأهای مقرراتی بیمه زندگی و سرمایه‌گذاری مجزّاباوجود تعاریف ارائه‌شده در آیین‌نامه ۱۰۷، حدومرز دقیق و غیرقابل‌تفسیر میان بیمه‌های موضوع‌بندهای (هـ)، (و) و (ز) به طور شفاف تعیین نشده است. شرایط مقرر برای بیمه‌های  زندگی و سرمایه گذاری مجزّا قابلیت تعمیم به سایر انواع بیمه‌های زندگی را نیز دارد و الزام به صدور دو قرارداد مستقل، به‌ویژه قرارداد سرمایه‌گذاری، از منظر اهداف و وظایف قانونی شرکت‌های بیمه محل تأمل است.همچنین وجود ابهامات مشروح ذیل در آیین‌نامه مذکور می‌تواند فرایند طراحی محصول در شرکت‌های بیمه را طولانی و چالش‌های احتمالی آن را در فرایندهای صدور و مدیریت این محصول را افزایش دهد .1.  بازخرید و وام: تعیین تکلیف امکان یا عدم امکان بازخرید و اعطای وام از بخش سرمایه‌گذاری به‌صورت شفاف مشخص نشده است.2.  نرخ تضمین‌های فنی: مشخص نیست آیا بخش سرمایه‌گذاری مشمول سود مشارکت یا تضمین فنی خواهد بود یا خیر.3.  فسخ قرارداد و آثار آن: شرایط فسخ هر بخش از قرارداد و تأثیر آن بر بخش دیگر نامشخص است.4.  تعیین ذی‌نفعان: نحوه تعیین ذی‌نفعان برای هر بخش و به‌ویژه بخش سرمایه‌گذاری، قابلیت ایجاد دعاوی حقوقی دارد.5.  پرداخت واریز به اندوخته و برداشت‌ها: قوانین شفاف برای واریز، برداشت یا انتقال وجوه بین حساب‌ها و بخش‌ها وجود ندارد.6.  کارمزد شبکه فروش: سهم و نحوه پرداخت کارمزد فروش و وصول برای بخش سرمایه‌گذاری نامشخص است.7.  نگهداری ذخایر، واگذاری اتکایی و شیوه حسابداری: نحوه احتساب بخش سرمایه‌گذاری در ذخایر فنی، اتکایی و صورت‌های مالی شرکت بیمه و گزارش به بیمه مرکزی نیازمند تبیین دقیق است.8.  تأمین نقدینگی شرکت‌های بیمه: پیامدهای عملیاتی و نقدینگی ناشی از تفکیک منابع بیمه‌ای و سرمایه‌گذاری به‌صورت شفاف مشخص نشده است.9.  فناوری و  نگهداری اطلاعات : الزامات نرم‌افزاری و حفظ و نگهداری اطلاعات  برای مدیریت هم‌زمان دو بخش و گزارش‌دهی به نهاد های ناظر به طور کامل تعیین نشده است.ابهامات فوق نشان می‌دهد که در صورت فقدان دستورالعمل‌های اجرایی و شفافیت مقرراتی، بیمه زندگی و سرمایه‌گذاری مجزّا می‌تواند ریسک‌های عملیاتی، حقوقی و مالی قابل‌توجهی ایجاد کند. این امر بر توانگری مالی شرکت‌های بیمه، شفافیت حسابرسی، ذخایر فنی و نقش نظارتی بیمه مرکزی و.... اثرگذار خواهد بود.مزایا و معایب بیمه زندگی و سرمایه‌گذاری مجزّاارائه محصول بیمه زندگی و سرمایه‌گذاری مجزّا برای بیمه‌گذاران بیمه‌های زندگی، شرکت‌های بیمه، شبکه فروش و سایر ذی‌نفعان پیامدهای مثبت و منفی مختلفی را به دنبال خواهد داشت که مهم‌ترین آنها به شرح ذیل است:مزایا:1.  شفافیت کامل در تفکیک منابع بیمه‌ای و سرمایه‌گذاری2.  امکان انتخاب سبد یا صندوق سرمایه‌گذاری توسط بیمه‌گذاران3.  کاهش ریسک تعهدات سرمایه‌گذاری برای شرکت‌های بیمه4.  تقویت پیوند صنعت بیمه و بازار سرمایهمعایب و ریسک‌ها:1.  عدم تضمین سود و احتمال بازدهی منفی برای بیمه‌گذاران2.  نیاز به اطلاعات مالی کامل توسط بیمه‌گذاران3.  افزایش پیچیدگی‌های حقوقی، حسابداری و نظارتی4.  جابه‌جایی مکرر سبدهای سرمایه‌گذاری5.  تضعیف نقش بیمه‌گر و تبدیل آن به واسطه مالیالزامات اجرای موفق در ایرانارائه کارآمد و مؤثر محصول  بیمه زندگی وسرمایه گذاری مجزا مستلزم فراهم‌سازی الزامات زیر است:1.  تدوین چارچوب نظارتی شفاف و جامع2.  اتصال نظام‌مند به صندوق‌های سرمایه‌گذاری واجد صلاحیت3.  شفافیت کامل در گزارش‌دهی مالی4.  نظارت هماهنگ بیمه مرکزی و سازمان بورس5.  طراحی نظام کارمزد متناسب با ماهیت غیر تضمینی محصول6.  آموزش تخصصی شبکه فروشجمع‌بندی نهاییبیمه زندگی و سرمایه‌گذاری مجزّا، به‌عنوان محصولی نوین در چارچوب آیین‌نامه ۱۰۷ بیمه‌های زندگی، می‌تواند در صورت طراحی دقیق، به ابزاری مؤثر برای توسعه بیمه‌های زندگی و هم‌افزایی میان صنعت بیمه و بازار سرمایه تبدیل شود. بااین‌حال، در اقتصادی مانند ایران که با تورم مزمن، نوسانات شدید بازارهای مالی و محدودیت ابزارهای سرمایه‌گذاری بیمه‌ای مواجه است؛ اجرای این محصول بدون مقررات تکمیلی می‌تواند پیامدهای منفی قابل‌توجهی برای توانگری مالی بیمه‌گران، نظام مالیاتی، دعاوی حقوقی، حسابداری، ذخایر فنی و نقش حاکمیتی بیمه مرکزی به همراه داشته باشد.در نهایت، بیمه‌های زندگی و سرمایه گذاری مجزّا در صورتی می‌تواند به ابزار تحول ساختاری بیمه‌های زندگی بدل شود که چارچوب مقررات و دستورالعمل جامع، نظام کارمزد صحیح، آموزش شبکه فروش و نظارت نهادی هوشمند، به طور هم‌زمان طراحی و اجرا گردد. در غیر این صورت، این محصولات بیش از آنکه موجب توسعه بیمه‌های زندگی شوند،  ممکن است به تضعیف نقش بیمه‌گر و خروج منابع از صنعت بیمه منتهی گردد.منبع : روزنامه دنیای اقتصاد ، شماره روزنامه: ۶۴۹۷  ، تاریخ چاپ:  8/11/1404  ، شماره خبر: ۴۲۴۸۰۶۸ </description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Fri, 30 Jan 2026 15:50:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیازمندی ها و الزامات دیجیتالی سازی صنعت بیمه در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D9%84%D8%B2%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-qm1wrs187erv</link>
                <description>اشاره: روانشاد دکتر احمد روستا (پدر علم بازاریابی مدرن ایران) جمله‌های قصارِ زیبا و ساده‌ای داشتند. یکی از جملات قصار ایشان درباره «کیفیت محصول» این بود: کیفیت محصول یعنی مشتری از استفاده از محصول &quot;کیف&quot; کند.امروز نیز سخنان آقای دکتر محمدحسین ادیب (اقتصاددان) را در «سمینار سبد دارایی» گوش می‌دادم. عبارت ساده و قابل فهمی درباره «دیجیتالی کردن» ارائه کردند و فرمودند: «دیجیتالی کردن یعنی اینکه هر کسی در شرکت شما کار می‌کند، تجربه‌اش باید به سیستم منتقل شده باشد و اگر فردا سرکار نیاید، آب از آب تکان نخورد؛ هرچه در ذهن شاغل یک شغل هست، به سیستم منتقل شده و شیوه‌نامه داشته باشد...» دیجیتالی‌سازی به معنای انتقال دانش و تجربه انسانی به سیستم است تا امور به‌صورت خودکار و دقیق انجام شود و درعین‌حال، کارکنان صنعت بیمه، فرصت پیدا کنند تا ضمن اصلاح فرهنگ‌سازمانی جاری، بر روی موضوعات حیاتی‌تر مانند خلاقیت در طراحی محصول و همراهی با زیان‌دیدگان تمرکز کنند. سال‌های آینده می‌تواند نقطه عطفی باشد که در آن صنعت بیمه ایران، با استفاده از فناوری دیجیتال، مدل کسب‌وکار جدیدی تعریف کند و از یک نهاد «خسارت پردازنده»، به شریکی قابل‌اعتماد و «پیشگیرانه» و مؤثر در زندگی شهروندان تبدیل شود. دیجیتالی‌سازی در صنعت بیمه ایران دیگر یک «انتخاب تجاری» یا یک «پروژه نرم‌افزاری» ساده نیست؛ بلکه تنها راه بقا در زیست‌بوم اقتصادی جدید در جهان است. برای‌آنکه مشتری - به گفته دکتر روستا - از خدمات بیمه‌ای «کیف» کند، باید تجربه او از بوروکراسی و انتظارِ طولانی در صف‌های خسارت و ابهام در نرخ‌دهی، به تجربه‌ای شفاف، آنی و در دسترس تغییر یابد.موضوع اصلی این مقاله آن است که صنعت بیمه ایران چگونه می‌تواند با وجود محدودیت‌های نهادی ، حقوقی، تحریم ها و فرهنگ سازمانی حاکم ، از دیجیتالی‌سازی به‌عنوان ابزار بقا  و توسعه صنعت بیمه استفاده کند؟ در این مقاله سعی گردیده است که به طور اجمالی و ضمن اشاره گذرا به مفاهیم مرتبط، یک تصویر و یا یک سند چشم‌انداز اولیه برای موضوع دیجیتالی‌سازی در صنعت بیمه ایران ارائه و نیازمندی ها و الزامات اساسی آن احصاءگردد.  ۱. دیجیتالی‌سازی ضرورتی راهبردیصنعت بیمه ایران با چالش‌هایی مانند نرم‌افزارهای فرسوده و جزیره‌ای، فرآیندهای سنتی و کاغذ محوری، زمان‌بر بودن فرآیندهای صدور و پرداخت خسارت، هزینه‌های عملیاتی بالا، عدم رضایت بیمه‌گذاران، ضریب نفوذ پایین بیمه و ریسک بالای تقلب و... روبرو است.تحولات فناورانه جهانی؛ ازجمله استفاده از هوش مصنوعی در ارزیابی ریسک‌ها، الگوهای بیمه‌گری را دگرگون کرده و انتظارات مشتریان را به خدمات سریع، کارآمد، شفاف، غیرحضوری و شخصی‌سازی‌شده، سوق داده است. در این شرایط، دیجیتالی‌سازی خدمات بیمه‌ای ضرورتی اجتناب‌ناپذیر و راهبردی برای ارتقای کارآمدی، کاهش هزینه‌های سربار، تسهیل و تسریع در ارائه خدمات، بهبود و افزایش اعتماد عمومی و پایداری صنعت بیمه کشور است.  ۲. تعریف و تبیین مفهوم دیجیتالی‌سازیدیجیتالی‌سازی صنعت بیمه به معنای به‌کارگیری نظام‌مند از انواع ابزارها و فناوری‌های دیجیتال برای مهندسی مجدد فرآیندهای بیمه‌گری، تصمیم‌گیری داده‌محور، افزایش شفافیت در عملیات، ارتقای تجربه و رضایت بیمه‌گذاران و شخصی‌سازی محصول و بهره‌وری عملیاتی شرکت‌های بیمه در چارچوب قوانین و مقررات کشور است. مفهوم موردبحث فراتر از الکترونیکی‌سازی اسناد (تبدیل اسناد فیزیکی به اسناد دیجیتال) است و بر تحول در صدور بیمه‌نامه‌ها، ارزیابی ریسک، رسیدگی به خسارت‌ها، ارائه خدمات رضایت‌بخش و نظارت مؤثر و شفافیت بیشتر و از آن مهم‌تر به مدل جدید کسب‌وکار تمرکز دارد.  ۳. اهداف کلان از منظر بازیگران صنعت بیمه و نهاد ناظر دیجیتالی‌سازی در صنعت بیمه می‌تواند اهداف متنوعی از جمله موارد مشروح ذیل زیر را محقق کند:- ارتقای شفافیت و انضباط مالی در شرکت‌های بیمه (کاهش محسوس هزینه‌های عملیاتی).- تسریع در کلیه فرآیندهای صدور، پرداخت خسارت در رشته‌های بیمه‌های بیمه‌ای مورد عمل شرکت‌های بیمه و همچنین فرآیندهای مالی، اتکایی، فروش، اداری و...- کنترل و کاهش تقلبات بیمه‌ای از طریق ابزارهای داده‌محور (مانند تشخیص الگوهای مشکوک با کمک هوش مصنوعی).- افزایش و ارتقای میزان اعتماد عمومی به صنعت بیمه.- استفاده از ظرفیت توسعه بیمه‌های خرد و افزایش ضریب نفوذ بیمه در کشور- ارتقای توان نظارتی بیمه مرکزی با نظارت هوشمند و برخط.- امکان مبادله اطلاعات برخط و در لحظه با سازمان‌های همکار، ذی‌نفعان، خدمات‌دهندگان و خدمات گیرندگان و پیمانکاران و شرکای تجاری.  ۴. حوزه‌های اولویت‌دار سیاست‌گذاری دیجیتالی‌سازی- دیجیتالی‌سازی فرآیندهای اصلی و عملیات صدور الکترونیکی بیمه‌نامه، ثبت غیرحضوری خسارت‌ها و یکپارچه‌سازی داده‌ها برای رفع گلوگاه‌های نارضایتی بیمه‌شدگان .- توسعه زیرساخت‌های نرم‌افزاری و مدیریت صحیح داده و نظارت هوشمند؛ تحلیل دقیق و سریع داده‌ها، استانداردسازی تبادل اطلاعات و ایجاد بسترهای مشترک میان شرکت‌های بیمه و نهاد ناظر و سایر ذی‌نفعان و همکاران احتمالی .- سامان‌دهی شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات نوآورانه و اینشورتک‌ها و چارچوب تنظیم‌گری برای استارتاپ‌ها و تسهیل همکاری با شرکت‌های فناور داخلی.- تحول سرمایه انسانی؛ آموزش دیجیتال به کارکنان و هزاران نماینده سنتی و نهادینه‌سازی فرهنگ مشتری‌محور.  ۵. ملاحظات بومی و محدودیت‌های لازم الرعایه  در فرآیند دیجیتالی‌سازیسیاست‌گذاری باید باتوجه‌به جاری شرایط جاری صنعت بیمه ایران، فرهنگ‌سازمانی حاکم و ملاحظه دغدغه‌های فعالان صنعت بیمه به‌ویژه نمایندگان صورت گیرد.- اصل حاکمیت داده‌ها و الزامات قانونی و نظارتی مانند قانون حفاظت از داده‌های بیمه‌شدگان و بیمه‌گذاران و شرکای تجاری تدوین و به‌دقت عملیاتی گردد.- سطوح متفاوت بلوغ فناوری، از شرکت‌های پیشرو تا شرکت‌های پیرو و سنتی سنجش و ارزیابی گردد.- امنیت اطلاعات و حریم خصوصی در برابر تهدیدات سایبری احتمالی حفظ شود.- نقش پررنگ شبکه فروش و نمایندگان فعال صنعت بیمه و مدل کسب‌وکار جدید مدنظر باشد.- محدودیت‌های زیرساختی در حوزه سخت‌افزار و نرم‌افزار ناشی از تحریم‌ها و کندی سرعت اینترنت و سایر موانع احتمالی در برنامه‌ها موردنظر باشد.- موارد بازدارنده از جمله ؛ تعارض در منافع، ریسک‌ها و مقاومت‌های احتمالی از طرف برخی از ذی‌نفعان شناسایی و مدیریت گردد. در موضوع دیجیتالی‌سازی صنعت بیمه ، ضمن لزوم همراهی مدیران ارشد لازم است رویکرد تدریجی اتخاذ گردد. به‌عنوان‌مثال: درگام اول، صدور الکترونیک بیمه‌نامه و در گام دوم، بررسی و پرداخت خسارت‌ها و خدمات بیمه‌ای در دستور کار قرارگیرد و...۶-نقشه راه پیشنهادی تحول دیجیتالتحقق دیجیتالی‌سازی یک پروژه کوتاه‌مدت نیست، یک نیاز راهبُردی برای رقابت، بقا و ماندگاری در طی یک مسیر تکاملی و طولانی است. نقشه راه این امر در سه‌گام متوالی قابل‌ارائه است.گام نخست: تثبیت زیرساخت‌ها و گذار از کاغذ محوریدر این مرحله تمرکز بر حذف فیزیکی اسناد و یکپارچگی داده‌های پایه است.· حذف کامل فیزیک بیمه‌نامه: جایگزینی قطعی نسخ کاغذی با کدهای QR و امضای دیجیتال معتبر.· استانداردسازی داده‌ها: و تبادل آن: تدوین پروتکل‌های مشترک میان شرکت‌های بیمه و بیمه مرکزی و سایر ذی‌نفعان برای تبادل برخط اطلاعات.· دیجیتالی‌سازی فرآیند صدور: ساده‌سازی فرم‌های پرسش‌نامه‌ها و تبدیل آن‌ها به فرآیندهای ساده برای مشتری.· تجهیز شبکه فروش: ارائه ابزارهای دیجیتال با ایجاد پنل‌های اختصاصی و دسترسی به سیستم مکاتبات اداری (اتوماسیون) به نمایندگان بیمه برای کاهش بوروکراسی اداری آن‌ها.گام دوم: تحول در تجربه مشتری و مدیریت خسارت‌هادر این مرحله، تمرکز از &quot;فروش&quot; به &quot;خدمات پس از فروش&quot; و &quot; پرداخت خسارت و پرداخت خسارت‌ها از شیوه سنتی به شیوه نوین یعنی &quot; مبتنی بر پارامتر &quot; تغییر می‌یابد.· ارزیابی دیجیتال خسارت: راه‌اندازی سامانه‌های دریافت تصاویر و ویدئوهای خسارت (به‌ویژه در بیمه بدنه و شخص ثالث) و تحلیل اولیه موضوع حادثه و برآورد خسارت با هوش مصنوعی.· پرداخت متمرکز و آنی تعهدات بیمه‌ای و مالی با اتصال به نظام‌های پرداخت نوین برای تسویه خسارت‌های خرد بلافاصله و یا در کمتر از ۲۴ ساعت.· شخصی‌سازی محصولات: معرفی بیمه‌نامه‌های &quot;مصرف‌محور&quot; مانند بیمه بر اساس میزان پیمایش خودرو.· یکپارچگی با شرکت‌های فناور و اینشورتک‌ها: ایجاد بسترهای Open API برای حضور فعال همه فعالان فناوری‌های بیمه‌ای و سایر ارائه‌کنندگان خدمات فناوری واسط.گام سوم: هوشمندی کامل و اکوسیستم دیجیتالدر این مرحله، صنعت بیمه از یک نهاد سنتی فربه به یک نهاد فناور محور چابک، پویا و کارآمد تبدیل می‌شود.· پیشگیری از تقلب با کلان‌داده: استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین برای شناسایی الگوهای کلاهبرداری قبل از پرداخت.· استقرار پلتفرم‌های اکوسیستمی: اتصال مستقیم سیستم‌های بیمه‌ای به مراجع ذی‌ربط از جمله: بیمارستان‌ها، تعمیرگاه‌ها، پلیس، سازمان بیمه سلامت، سازمان تأمین اجتماعی، سازمان ثبت‌احوال، پزشکی قانونی، و سایر سامانه‌های اطلاعاتی برای حذف کامل واسطه‌های انسانی در تبادل اسناد و اطلاعات.· مدیریت ریسک هوشمند: استفاده از اینترنت اشیاء در صنایع و خودروها برای نرخ‌دهی پویا و لحظه‌ای.· نظارت کامل سیستمی: تبدیل نظارت بیمه مرکزی از حالت &quot;گزارش‌محور&quot; به حالت &quot;برخط و داده‌محور&quot;دیجیتالی‌سازی در صنعت بیمه ایران دیگر یک «انتخاب تجاری» یا یک «پروژه نرم‌افزاری» ساده نیست؛ بلکه تنها راه بقا در زیست‌بوم اقتصادی جدید در جهان است. برای‌آنکه مشتری - به قول روانشاد دکتر روستا - از خدمات بیمه‌ای «کیف» کند، باید تجربه او از بوروکراسی، انتظار در صف‌های خسارت و ابهام در نرخ‌دهی، به تجربه‌ای شفاف، آنی و در دسترس تغییر یابد.  ۷-پیشنهادهای کلیدی- تدوین&quot; سند ملی دیجیتالی‌سازی صنعت بیمه &quot; با راهبری بیمه مرکزی و سندیکای بیمه‌گران ایران، با افق ۱۴۰۵.- الزام شرکت‌ها به ارائه &quot;نقشه راه دیجیتال&quot; و گزارش سالانه پیشرفت.- توسعه سامانه‌های نظارت هوشمند برای نظارت برخط.- بازنگری مقررات برای خدمات غیرحضوری مانند گذر از بیمه‌نامه‌های کاغذی و امضای دیجیتال.- حمایت از شرکت‌های فناور و اینشورتک‌های بومی.- تعریف &quot;شاخص‌های بلوغ دیجیتال&quot; بر اساس استانداردهای جهانی در این باره .۸- زمان تحقق تحول دیجیتال در صنعت بیمهتحول دیجیتال در این صنعت، زمانی محقق می‌شود که سه ضلع این مثلث (ناظر، بیمه‌گر، شبکه فروش) به همگرایی برسند و ضمن همکاری و مشارکت ، برنامه مدونی برای آن تنظیم کنند.  ۱. نهاد ناظر، بیمه مرکزی: به عنوان نماینده دولت و راهبر و  پشتیبان صنعت بیمه  با تغییر رویکرد از «کنترل فرآیندها» به «نظارت بر داده‌ها»  ۲. شرکت‌های بیمه: با پذیرش این واقعیت که سیستم‌های نرم افزاری و مدل های کسب و کار قدیمی  دیگر پاسخگوی نیازهای نسل جدید و نیازهای جدید نیستند و سرمایه‌گذاری روی «سرمایه انسانی دیجیتال» به‌اندازه سرمایه‌گذاری روی زیرساخت های فنی اهمیت دارد.  ۳. شبکه فروش و نمایندگان: با بازتعریف نقش خود از «فروشنده بیمه‌نامه» به «مشاور ریسک» و بهره‌گیری از ابزارهای نوین برای ارتقای تغییر شیوه و کیفیت خدمت‌رسانی.در نهایت، برای تضمین پویایی این حرکت و سنجش موفقیت برنامه مذکور، پیشنهاد می‌گردد &quot;سندیکای بیمه‌گران&quot; با همکاری &quot;بیمه مرکزی&quot;، ضمن اجرای پیشنهادهای بند هفتم ، نسبت به تدوین شاخص‌های ملی بلوغ دیجیتال اقدام کنند. این اقدام، دیجیتالی‌سازی را از یک فضای شعاری به یک فضای رقابتی و شفاف تبدیل خواهد کرد که در آن پیشرفت هر شرکت بر اساس معیارهای واقعی سنجیده می‌شود.بی‌تردید در یک دهه آینده، نوآوران، پیشگامان و شرکت‌هایی که این مسیر را سریع‌تر و بهتر طی کنند، پیشروان و سرآمدان بازار بیمه کشورمان خواهند بود و سهم بیشتری از بازار و اعتماد مردم کسب خواهند کرد.فسانه گشت و کهن شد حدیثِ اسکندرسخن نو آر که نو را حلاوتی‌ست دگر (فرخی سیستانی)                                                                                                                                                                               *این مقاله در روزنامه دنیای اقتصاد مورخ 1404/10/15 شماره 6478 چاپ گردیده است. </description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Mon, 05 Jan 2026 09:28:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شب یلدا و کریسمس، میراث کهن ایرانی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D8%B4%D8%A8-%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7-%D9%88-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D9%85%D8%B3-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%DA%A9%D9%87%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-aoww8l0lyd7k</link>
                <description>عباس رنجبر کلهرودی                              بادِ آسایشِ گیتی نزند بر دلِ ریش           صبح صادق ندمد تا شبِ یلدا نرود اشاره: &quot;یلدا&quot; به‌عنوان طولانی‌ترین و تاریک‌ترین شب سال است که در فرهنگ آریایی و ایران قدیم نماد و مصداق ظلمت و تاریکی و سیاهی تلقی شده است. بر اساس این باورها، تاریکی، سرما، مار و... ابزارهای اهریمنی هستند پایان شب سیاه یلدا، سرآغاز صبح و دوره جدیدی است که به‌تدریج، سیاهی و سردی جایش را به نور، روشنایی و گرمی می‌دهد. ریشه‌های باستانی و باورهای مزداپرستیشب یلدا یا شب چله، طولانی‌ترین شب سال (انقلاب زمستانی، حدود ۲۱ دسامبر میلادی)، ریشه در باورهای کهن ایرانیان دارد. قوم ایرانی با تضادهای طبیعت و خوی انسانی آشنا بودند و جهان را به دو بخش نیک (آفریده اهورامزدا) و بد (آفریده اهریمن) تقسیم کردند. شب‌های تاریک و مرموز، نماد اهریمن، با افروختن آتش دفع می‌شدند؛ آتشی که دیوان را دور نگه می‌داشت و نماد روشنایی اورمزدی بود. ایرانیان دور آتش جمع می‌شدند نگهبانی می‌گرفتند تا خاموش نشود که این رسم از مقام &quot;آتورپات&quot; (پاسبان آتش) برگرفته است. جشن تولد خورشید و دفع نحوستیلدا نحس شمرده می‌شد، اما با طلوع خورشید و زایش دوباره آن، شادی آغاز می‌گردید. ابوریحان بیرونی آن را &quot;میلاد اکبر&quot; نامید، نمادگذار از نقصان به زیادت و رشد طبیعت. میوه‌های پاییزی (انار، سیب، هندوانه، انگور، خشکبار) بر خوان نهاده می‌شد؛ فدیه‌ای به اهورامزدا برای برکت زمستان. چله بزرگ (۴۰ روز سرد) و چله کوچک دنباله آن تا بهار بود. اول دی‌ماه (جشن نودروزه، ۹۰ روز تا نوروز) با نام اهورامزدا همخوانی داشت و آغاز سال اوستایی (از فصل سرد) محسوب می‌شد. پیوند با میترا، مسیحیت و رسوم جهانییلدا تولد میترا (خورشید نجات‌دهنده) بود که اهریمن را شکست می‌دهد. این جشن به روم رفت و به &quot;Natalis Invicti&quot; (۲۵ دسامبر) تبدیل شد که بعدها با میلاد مسیح همپوشانی یافت (یلدا از سریانی &quot;میلاد&quot;).نوئل اروپایی همان یلدای ایرانی است. مغان اشکانی در انجیل متی، پیشگویان مسیح بودند. رسوم امروزی شامل شب‌نشینی، میوه‌چینی، هدیه‌دادن (در خراسان و آذربایجان) و باورهایی چون قارون هیزم‌شکن در کرمان (شبیه بابانوئل) است. ادبیات و پایداری میراث یلدایلدا و آیین‌های آن و مراسم بزرگداشت آن در دوره‌های بعد، در آیین‌های زرتشت و پس از آن در ایران اسلامی صیقل خورد و تغییرات زیادی یافت. لیکن این شب یلدا و آیین‌های آن تا کنون ادامه یافته است. در آثار شاعران و نویسندگان در آثار خود از مضمون یلدا بسیار بهره برده‌اند. یلدا هدیه فرهنگی ایران باستان به جهان است و شایسته است که این ارزش فرهنگی کماکان گرامی داشته شود . منبع: جهان فروری، بخشی از فرهنگ ایران کهن. دکتر بهرام فره وشی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۹۷، ص ۱۱۳-۱۱۵.</description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Dec 2025 21:56:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوزاندن، آخرین درمان است!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D8%B3%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-htc2ggw077vu</link>
                <description>سوزاندن، آخرین درمان است!عباس رنجبر کلهرودی  ضرب‌المثلی از زبان عربی وارد ادبیات فارسی شده که مضمونش این است: آخرین درمان، داغ‌کردن است! (آخِرُ اَلدَّوَاءِ اَلْکَیُ). بر اساس این نسخه تجویز شده فرهنگ اعراب کهن، چنانچه زخم مجروح با درمان‌هایِ رایجِ در دسترس بهبود نیافت؛ آخرین راهکار، داغ‌کردن محل زخم با یک وسیله آهنین گداخته در آتش است.مدت‌هاست در کشور ما، هر مشکلی که در حوزه‌های مختلف اقتصادی و ناترازی‌ها به دلیل ناکارآمدی‌ها، تورم انتظاری، ساختار بودجه و کسری بودجه و.... پیش می‌آید، به زعم مسئولین محترم ،  مقصر مردم‌اند و راهکارش هم از قبل مشخص است. آن راهکار ساده و در دسترس؛ مانند همان داغ‌کردن زخم مجروح و مصدوم؛ یعنی &quot;گران‌کردن بهای کالاها و خدمات&quot; است!این تمایل به گران‌سازی، صرفاً یک انتخاب نیست، بلکه معلول یک بیماری ساختاری عمیق است. بودجه‌ای که به درآمدهای نفتی وابسته است، دولتی  که هزینه‌های جاری عظیمی دارد، و نظام مالیاتی که قادر به تأمین منابع پایدار نیست، دولت‌ها را در مواجهه با کسری بودجه به سمت در دسترس‌ترین منبع درآمد، یعنی &quot;جیب مردم&quot; سوق می‌دهند. در واقع، «داغ‌کردن» نه یک انتخاب در دسترس تر که یک اجبار ناشی از ناتوانی در اجرای جراحی‌های بزرگ‌تر و ضروری‌تر مانند اصلاحات ساختاری، کوچک‌سازی دولت و مبارزه با فرارهای مالیاتی و ناترازی اقتصادی و نداشتن شیوه درمان بهینه است.البته مدافعان این سیاست استدلال می‌کنند که قیمت‌های پایین و یارانه‌های پنهان، به نفع اقشار ثروتمندتر تمام می‌شود، مصرف بی‌رویه را تشویق می‌کند و زمینه‌ساز قاچاق بیشتر می‌گردد. آن‌ها این گرانی را «واقعی‌سازی قیمت‌ها» و گامی در جهت «توزیع عادلانه‌تر یارانه‌ها» می‌نامند. اما با این استدلال، بخش مهمی از واقعیت را نادیده می‌گیرند: شوک تورمی ناشی از این گرانی‌ها، بیشترین آسیب را به همان اقشار ضعیف و متوسط جامعه می‌زند که قرار بود از این سیاست اقتصادی بهره‌مند گردند. مادامی که سازوکارهای حمایتی جایگزین، ناکارآمد و ناقص باشند، «واقعی‌سازی قیمت» در عمل به «نهادینه‌سازی فقر» منجر می‌شود و مشکل قاچاق نیز، همان‌طور که تجربه نشان داد، باوجود شبکه‌های سازمان‌یافته، همچنان به قوت خود باقی خواهد بود .در دهه‌های گذشته و در اغلب دولت‌ها - با هر گرایش جناحی - ماجرای گران‌کردن خدمات و کالاها به بهانه ارزانی آن بارها تکرار گردیده است که به چند نمونه از آن اشاره می‌کنیم . ۱-نان: گرانی بدون افزایش کیفیتبارها بنده و شمایان شاهد گزارش‌ها تلویزیونی و مطبوعاتی بوده‌ایم که به علت ارزانی قیمت آرد، پخت نان کیفیت خوبی ندارد، ضایعات آن و تولید نان خشک و دورریز آن بسیار زیاد است، بخشی از آردها به دلیل تفاوت قیمت، به‌صورت مستقیم و یا محصولات دیگر به خارج از کشور و کشورهای همسایه قاچاق می‌شود و...در سال‌های گذشته - وقتی که موضوع توجیه افزایش قیمت نان در جریان بود - گزارشی از صداوسیما پخش شد که در آن گزارش، شخصی نان تازه را با رعایت تشریفات خاص در سینی نقره‌ای بین گاوان یک گاوداری توزیع می‌کرد؟! هم‌زمان گزارشاتی دریافت می‌شد که ادعا می‌شد که چندین محموله آرد و ماکارونی و....، در حال قاچاق از کشور شناسایی و ضبط شده‌اند. همچنین بعد از آن گزارشاتی از تلویزیون دریافت شد که ادعا شده بوده که با بالارفتن قیمت آرد، کیفیت نان به طرز چشمگیری بهبودیافته است، ترازوها میزان، صف‌های نانوایی منظم، نانواها شاد و نان‌خورها همه مسرورند.اما آنچه در عمل اتفاق افتاد، این بود که قیمت نان چندبرابر شد؛ اما کیفیت آن بهتر نشد، علاوه‌برآن از وزن نان هم کاسته شد. به‌قول‌معروف شرایط پس اصلاح قیمت، مجدداً به تنظیمات کارخانه بازگشت!  ۲- بنزین: بهانه‌های واهی و مشکلات باقیدر باره بنزین همین سناریو ها تکرار شد. در هنگام توجیه سهمیه‌بندی بنزین، کاروان‌های حمل نقل قاچاق بنزین در خشکی و دریا به نمایش در آمد و اذعان گردید که مشکل کمبود سوخت و حیف‌ومیل آن، همین ارزان‌بودن قیمت سوخت در کشور است و راهکار رفع مشکل هم سهمیه‌بندی و گران‌کردن آن است. سوخت سهمیه‌بندی شد، گران شد؛ اما مشکل همچنان ادامه یافت و بالاتر از آن، علاوه بر کولبری و نقل‌وانتقال ظروف نفتی، سوخت از پالایشگاه و پمپ‌بنزین‌ها با لوله به جایگاه‌های حمل سوخت با کشتی، قاچاق و حمل شد!  ۳- دارو: بازی با سلامتی و روح رواندقیقاً همان استدلال‌هایی که در باره نان و بنزین مطرح گردید، در باره دارو هم عنوان گردید. دارو گران شد و هنوز هم چماق ارزانی دارو بالای سرمان هست. چه بسیارند هم‌وطنانی که امکان تهیه دارو - علی‌رغم جستجوی داروخانه به داروخانه - برایشان مقدور نیست و یا اگر هست؛ وضعیت مالی آنان متلاطم و ناپایدار است .  ۴- برق، آب، گاز، تلفن، لبنیات، اینترنت، ویزیت پزشکان و... هم به همین دلایل گران شد و باز هم می‌شود و هر بار هم مفسده‌ای در جایی بروز می‌کند؛ از نظر مسئولان علّت‌العلل آن ارزانی و پایین‌بودن تعرفه‌هاست.به‌عنوان یک شهروند، نمی‌دانیم این چرخه نامتعادل تا کجا ادامه خواهد یافت؟ به قول علما &quot;حدّ یقف&quot; آن کجاست؟ در هر سال تقریباً همه قیمت‌ها و با توجیهات مختلف متناسب با تورم اصلاح می‌شوند، فقط حقوق کارکنان و بازنشستگان دولت متناسب با آن افزایش نمی‌یابد. به‌عنوان نمونه، وقتی در سالی که تورم رسمی ۴۰ درصد اعلام می‌شود، حقوق بازنشستگان و کارمندان تنها ۲۰ درصد افزایش می‌یابد؟ چگونه ممکن است تعادلی برقرار و باقی بماند؟ این شکاف ۲۰ درصدی، جز با فقر بیشتر جبران نمی‌گردد؟ بهتر آن است که به‌جای «داغ‌کردن» زخم کهنه اقتصاد، به سراغ «درمان ریشه‌ای» برویم و از درمان‌هایی نظیر: کاهش هزینه‌های غیرضروری دولت، مبارزه واقعی و شفاف با رانت در گلوگاه‌های اقتصادی، حمایت از تولید برای کنترل تورم، و بهینه‌سازی واقعی مصرف انرژی به‌جای گران‌کردن آن و جلوگیری از فرارهای مالیاتی کلان، و.... ؛ استفاده کنیم. شیوه درمانی مذکور شاید سخت‌تر و زمان‌بری بیشتری داشته باشند، اما برخلاف &quot;داغ‌کردن&quot; و &quot; سوزاندن بیمار&quot; ، او را به‌سوی بهبودی و شرایط پایدار هدایت می‌کنند.نه نیز این درد را پنهان توان داشت          نه این دشوار را آسان توان داشت روزنامه شرق ، شماره 5283 27 آذ 1404                                                                                                                                                                                                                                       </description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Dec 2025 21:41:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فانی همچنان باقی است!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D9%81%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D9%85%DA%86%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-slvwdo5orcaa</link>
                <description>فانی همچنان باقی است!عباس رنجبر کلهرودیدر طول زندگی شخصی، تحصیلی و کاری، ما گاهی ضرورتاً و گاهی اتفاقی با افراد زیادی در طی مسیر مواجه می‌شویم. این مواجهه، تعامل و همراهی ممکن است چند دقیقه یا ساعتی باشد؛ مانند توقف در یک رستوران در کنار جاده؛ و یا ممکن است مدت طولانی‌تر، مانند یک دوره تحصیلی یا یک دوره کاری چندساله باشد. فارغ از مدت این همراهی، گاهی اوقات برخی وقایع، تأثیراتی در ذهنمان برجای می‌گذارند که زندگی ما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند و یا حتی مسیر زندگی ما را تغییر می‌دهد. یکی از وقایع تأثیرگذار برای من، ورود به حرفه کتابداری تخصصی و آشنایی با بزرگان این رشته، از جمله زنده‌یاد کامران فانی بود.یکی نغز بازی کند روزگار که بنشاندت پیش آموزگاربلافاصله پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان، به دلیل علاقه وافر به کتاب، با همکاری چند تن از دوستان به‌صورت داوطلبانه به همکاری با کمیته فرهنگی جهاد سازندگی و ایجاد کتابخانه‌های روستایی مشغول شدم و به دلیل همین علاقه، به‌عنوان کتابدار در کتابخانه سازمان امور اداری و استخدامی کشور مشغول به کار شدم و به واسطه مراودات حرفه‌ای و یا شرکت در دوره‌های تخصصی با &quot;کتابخانه ملی ایران&quot; و &quot;مرکز مدارک علمی ایران&quot; و استادان برجسته‌ای همچون: آقای کامران فانی، خانم پوری سلطانی، خانم شیرین تعاونی، آقای مهرداد نیکنام، خانم مهین دستمالچی و آقای محمدنقی مهدوی و... آشنا شدم. این آشنایی‌ها علاوه بر اینکه در رفع و رجوع مسائل تخصصی دانش کتابداری، راهگشایم بود؛ اندکی نیز در زندگی شخصی من تأثیرگذار بود. این تأثیر از ناحیه مرحوم کامران فانی بسیار زیاد بود.این دانشمند و آموزگار فروتن ضمن سادگی بی‌آلایش، به علوم مختلفی احاطه داشتند و به سؤالات دانشجویان و پژوهندگان در کمال آرامش پاسخ می دادند. تعامل ، رفتار و منش ایشان برای من بسیار جالب بود و اغلب در آن زمان اگر به ایشان سر می‌زدی، او را با کتاب‌هایش مصداق شعر زیر می‌یافتی:به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغدرعنفوان جوانی ودر دوره‌ای از زندگی که دغدغه معیشت کمتر بود، زیستن در میان کتاب و غوطه خوردن در دانش و اطلاعات متنوع  به شیوه مرحوم فانی،  و خواندن بیشتر و بیشتر و کشف مجهولات و کسب دانش بدون محدودیت، برایم جذاب بود. البته تقدیر و تقریر روزگار کمی مسیرم را عوض کرد؛ اما هیچ‌گاه زحمات و تلاش‌ها و ارزش‌های آفریده این دانشمند فروتن و &quot;استاد نافانی&quot; ؛ مرحوم کامران فانی؛ را  فراموش نمی‌کنیم  و قدردان میراث فرهنگی ایشان در حوزه های مختلف از جمله  ارتقای دانش کتابداری و تدوین دانشنامه های علمی هستیم.روحشان شاد و یادشان گرامی</description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Mon, 15 Dec 2025 22:08:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایجاد صندوق های بازنشستگی مکمل،  فرصت ها و چالش ها برای بیمه های زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%82-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D9%85%D9%84-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-hr0bjpzxmj0b</link>
                <description>مقدمه :دولت چهاردهم در مهرماه سال جاری &quot;آیین‌نامه نحوه تشکیل و فعالیت صندوق‌های بازنشستگی مکمل غیردولتی و حساب‌های انفرادی مکمل &quot; را تصویب و برای اجرا ابلاغ نموده است. به‌موجب این آیین‌نامه امکان فعالیت صندوق‌های بازنشستگی مکمل و انفرادی در کشور فراهم گردیده است. به همین منظور ضمن مرور اجمالی پیشینه موضوع بازنشستگی در ایران، آیین‌نامه مذکور و اثرات بر بازار بیمه‌های زندگی و تبعات آن از جهت تغییر مسیر از نظام‌های بازنشستگی دولتی به سمت نظام‌های خصوصی در جامعه به‌صورت اجمالی بررسی شده است . مرور کوتاه بر موضوع و تاریخچه نظام بازنشستگی در ایران موضوع بازنشستگی در ایران، قدمت دیرینه دارد. در آثار به‌جامانده تاریخی و ادبی کهن، مکرراً از واژه‌هایی که استفاده شده است که به پرداخت حقوق نقدی و غیرنقدی به کارکنان شاغل و یا بازنشستگان اشاره شده است . واژگانی مانند مقرری، وظیفه، راتبه، ادرار، جیره و مواجب و... همه با اختلافاتی جزئی، برای همین موضوع بکار گرفته شده‌اند. اما علی‌رغم قدمت موضوع بازنشستگی، نظام مدون و قانونمندی در این باره به چشم نمی‌خورد و میزان مستمری و مقرری تابع نظر شخصی، مروّت و کرامت حاکمان آن روزگاران بوده است نخستین قانون جهت انتظام بازنشستگی در ایران در سال ۱۲۸۷ با تصویب قانون وظایف کلید خورده است. در آن قانون تنها ورّاث کارمندان متوفی را حمایت می‌کرد و پوششی برای دوران پیری یا ازکارافتادگی خودکارمند نداشت. در ۲۲ آذر ۱۳۰۱ برای اولین‌بار حقوق بازنشستگی، ازکارافتادگی و حقوق وظیفه وراث به‌عنوان بخشی از حقوق استخدامی کارکنان تعریف شد. برای اجرای آن، نهادی به نام دایره تقاعد ایجاد شد که بعدها توسعه یافت و به اداره کل بازنشستگی تبدیل گردید. در سال ۱۳۴۵ با تصویب قانون استخدام کشوری جدید، اداره کل بازنشستگی از وزارت دارایی جدا گردید و زیر نظر سازمان امور اداری و استخدامی کشور اقدامات خوبی با استفاده از مشاوران اکچوئر خارجی صورت گرفت و در نهایت در سال ۱۳۵۴ صندوق بازنشستگی کشوری به‌صورت مؤسسه‌ای مستقل شکل گرفت. مبانی فکری در تصویب قوانین بازنشستگی بررسی پیشینه تاریخی موضوع بازنشستگی درایران و سیر تطّور شکل‌گیری نظام بازنشستگی و سازمان بازنشستگی کشوری و تأمین اجتماعی نشان می‌دهد که در ابتدا و در اندیشه بانیان اولیه مقررات بازنشستگی، صرفاً حمایت دولت و سازمان‌ها از افراد ازکارافتاده و علیل بوده است که به‌مرورزمان پوشش‌ها و حمایت‌های بیمه‌ای تکمیل‌تر و پرداخت حقوق بازنشستگی طبق ضوابطی برای همه کارکنان پیش‌بینی گردید.در دوره‌هایی فعالیت صندوق بازنشستگی کشوری، از جمله سال ۱۳۴۵، مطالعات اکچوئری در باره تعهدات صندوق و کفایت حق بیمه‌های دریافتی برای انجام تعهدات آتی صندوق‌ها صورت گرفت و قانون بازنشستگی بر همان اساس، و بر مبنای سهم کارمند و سهم کارفرما تدوین گردید. اما تفکر قبلی مبنی بر حمایت دولت از کارمندان تحت تکفل، علی‌رغم دریافت حق بیمه نسبتاً بالا و بدون لحاظ اصول محاسبات بیمه‌ای متداول، تاکنون ادامه یافته است.دولت‌ها و مجلس در ادوار مختلف - علی‌رغم پرداخت حق بیمه توسط کارکنان - همچنان قیّم‌مآبانه فکر می‌کنند که حق دارند که الزامات خودشان را شیوه‌های گوناگون به صندوق‌های بازنشستگی که با حق بیمه کارکنان ایجاد شده تحمیل نمایند. صندوق‌های بازنشستگی به منزله یک شرکت سهامی است که هر عضو حق دارد به میزانی که در آن صندوق سهم دارد (حق بیمه پرداختی طی سنوات خدمت) از آن بهره گیرد. اما با تصویب قانون‌های خاص موجب خروج منابع از صندوق‌ها گردیده است به طوری که در حال حاضر صندوق‌ها امکان ایفای تعهدات جاری و آتی را ندارند و نظام پرداخت حقوق بازنشستگی به‌ویژه در صندوق بازنشستگی کشوری کافی و عادلانه و بر اساس نظام استخدامی مورد عمل نیست. روزنه ایجاد شده در آیین‌نامه ایجاد صندوق‌های مکمل برای کارکنان در سال‌های اخیر زنگ کاهش موالید در کشور به صدا درآمده و سن امید به زندگی خوشبختانه افزایش‌یافته است. از سوی دیگر منابع صندوق‌ها و کفایت آن به‌شدت آسیب‌پذیر شده‌اند و بعضی صندوق‌ها به مرز ورشکستگی رسیده‌اند و ازطرف دیگر، حقوق بازنشستگان نیز متناسب با تورم افزایش نداشته است و بازنشستگان به‌هیچ‌وجه رضایتی از خدمات دریافتی ندارند. موارد مذکور به ما یادآور می‌گردد که باید دنبال راهکارهای جدید برای برون‌رفت از شرایط موجود باشیم. ایجاد صندوق‌های بازنشستگی مکمل، گامی حیاتی در جهت اصلاح ساختار شکننده نظام بازنشستگی و بهبود شرایط بازنشستگان آتی و توسعه ظرفیت‌های مالی بلندمدت صنعت بیمه برای بازنشستگان خواهد بود.اهداف برجسته ایجاد صندوق های بازنشستگی مکمل تدوین و تصویب آیین‌نامه مذکور اهداف مختلفی به شرح زیر برای آینده افراد و جامعه محقق کند: ۱-افزایش سطح رفاه و قدرت خرید جامعه بازنشستگان آتی ۲- کاهش فشارهای مالی و روانی بر صندوق‌های جاری ۳- تضمین ثبات و پایداری مالی خانوارها به‌ویژه در دوران سالمندی ۴- ایجاد انعطاف‌پذیری در انتخاب صندوق بازنشستگی موردنظراشخاص حقیقی و حقوقی ۵- تقویت پس‌اندازها و مدیریت مالی فردی و سازمانی و تقویت بازارهای مالی فرصت ایجاد شده برای بازار بیمه‌های زندگی این آیین‌نامه فرصت‌های نادر و راهبردی را برای توسعه بازار بیمه‌های زندگی در کشور به شرح ذیل فراهم می‌سازد که می‌تواند ساختار پرتفوی رشته بیمه‌های زندگی را دگرگون کند و سهم این رشته را به استانداردهای جهانی نزدیک نماید.افزایش ضریب نفوذ: باتوجه‌به اینکه این صندوق‌ها به‌صورت «تکمیلی» و عموماً به‌صورت گروهی برای کارکنان شکل می‌گیرند، میلیون‌ها نفر تحت پوشش قرار می‌گیرند که پیش‌ازاین تمایلی به خرید بیمه زندگی انفرادی نداشته‌اند. این امر ضریب نفوذ بیمه را در کشور در رشته بیمه زندگی و به‌طورکلی در صنعت افزایش خواهد داد.تنوع در محصولات مستمری و بلندمدت: شرکت‌های بیمه تشویق می‌شوند تا محصولات مستمری با تضمین‌های مالیاتی، سود تضمینی و طراحی‌های انعطاف‌پذیرتر و رقابتی‌تری را ارائه دهند که بتواند نیازهای خاص صندوق‌های مکمل (متناسب باسابقه خدمت، نرخ تورم و حقوق پایه) را پوشش دهد. این تنوع محصول و صندوق، بازار سرمایه و منابع مالی بلندمدت در کشور را نیز تقویت خواهد کرد. مدیریت ریسک حرفه‌ای‌تر: صندوق‌های مکمل می‌توانند دارایی‌ها و تعهدات خود را برای مدیریت ریسک (به‌ویژه ریسک طول عمر و سرمایه‌گذاری‌های متنوع) به شرکت‌های بیمه منتقل کنند، جایی که مدیریت اکچوئری و مالی تخصصی‌تر صورت می‌گیرد و از فشار مالی بر کارفرما و افراد کاسته می‌شود. چالش‌های ایجاد صندوق‌های مکمل باوجود فرصت‌های فراوانی که به نظر می‌رسد با اجرای این آیین‌نامه فراهم می‌سازد؛ توسعه صندوق‌های بازنشستگی مکمل و حضور بیمه‌های زندگی در این عرصه با چالش‌های مهمی - از جمله موارد ذیل - روبروست که باید برای آن‌ها تدابیری اندیشیده شود: عدم اعتماد عمومی و سابقه ناموفق صندوق‌های اصلی: مهم‌ترین چالش، بحران اعتماد عمومی ناشی از ورشکستگی بالقوه یا عملکرد ضعیف صندوق‌های بازنشستگی دولتی (کشوری و تأمین اجتماعی) است. مردم بیم دارند که سرنوشت این صندوق‌های مکمل نیز مشابه صندوق‌های اصلی شود. شفافیت و حکمرانی شرکتی در مدیریت دارایی‌های صندوق‌های جدید و نظارت دقیق فنی و اکچوئری بیمه مرکزی (بر تعهدات و ذخایر) و نظارت حاکمیتی و اجرایی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماع (بر تشکیل و عملکرد صندوق‌ها)، کلید حل این مشکل خواهد بود.ریسک تورمی و طراحی نامناسب محصولات: تورم بالا در ایران، بزرگ‌ترین تهدید برای تعهدات بلندمدت حقوق بازنشستگان است. اگر حق بیمه‌ها و بازده سرمایه‌گذاری صندوق‌های مکمل نتوانند با نرخ تورم رقابت کنند، حقوق مستمری دریافتی در زمان بازنشستگی، قدرت خرید قابل‌توجهی نخواهد داشت؛ لذا، شرکت‌های بیمه نیازمند ابزارهای سرمایه‌گذاری‌های جدید، به‌ویژه ابزارهای ضد تورمی هستند که باید در آیین‌نامه‌های اجرای و قوانین حمایتی از صندوق‌ها پیش‌بینی شوند.رقابت‌پذیری و مقاومت کارفرمایان و اشخاص: بسیاری از کارفرمایان، به‌ویژه در بخش خصوصی، ممکن است به دلیل تعهدات مالی فعلی، تمایلی به پذیرش تعهدات بلندمدت جدید (حتی به‌صورت مکمل) نداشته باشند. همچنین، در نبود مشوق‌های مالیاتی کافی یا اجبار قانونی، ممکن است تشکیل این صندوق‌ها به‌کندی پیش رود و تنها به شرکت‌های بزرگ دولتی یا خصوصی و انفرادی محدود شود. ایجاد یک صندوق بازنشستگی به دلایل مختلفی سخت و پیچیده و دشوار است؛ زیرا که صندوق‌های بازنشستگی میراث بین‌نسلی هستند و از زمان شروع بیمه تا پایان تعهدات آن ممکن است یک قرن طول بکشد؛ بنابراین باید ساختار، منابع و برنامه‌ریزی‌های مالی و سرمایه‌گذاری و خدماتی گسترده‌ای برای انجام تعهدات صندوق پیش‌بینی و ضمانت اجرایی داشته باشد. همچنین تورم، بی‌ثباتی اقتصادی و اقتصاد دستوری و محدودیت سرمایه‌گذاری منابع صندوق‌ها و ضعف در داده‌ها و اطلاعات آماری و اکچوئری نظام بازنشستگی از مشکلاتی هستند که آینده صندوق‌ها و تعهدات آتی آن را با چالش مواجه می‌سازد. نتیجه‌گیری و راهکارهای پیشنهادیبرای موفقیت در اجرای این آیین‌نامه و تضمین نقش پررنگ بیمه‌های زندگی در آن، لازم است اقدامات سیاست‌گذاری و اجرایی پیشنهادی زیر صورت گیرد:  ۱. اعمال معافیت‌های مالیاتی قانونی و جذاب: دولت و مجلس باید تضمین کنند که حق بیمه‌های پرداختی به این صندوق‌های مکمل، برای کارمند و کارفرما به طور کامل از درآمد مشمول مالیات معاف گردد تا انگیزه کافی برای سرمایه‌گذاری بلندمدت ایجاد شود.  ۲. تضمین قوی صندوق‌های مکمل: برای بازسازی اعتماد، باید از نظر قانونی تضمین شود که منابع مالی این صندوق‌ها، به‌هیچ‌وجه قابل‌برداشت یا مصادره توسط دولت یا مجلس نیست و صرفاً برای ایفای تعهدات مستمری اعضای صندوق استفاده خواهد شد.  ۳. تسهیل مقررات سرمایه‌گذاری برای شرکت‌های بیمه: شرکت‌های بیمه باید بتوانند بخش قابل‌توجهی از منابع این صندوق‌ها را در پروژه‌های زیرساختی پربازده و ابزارهای مالی با بازدهی واقعی مانند اوراق‌قرضه بر مبنای تورم و یا اوراق با پشتوانه دارایی‌های زیرساختی سرمایه‌گذاری کنند. این امر مستلزم اصلاح ضوابط نظارتی بیمه مرکزی در حوزه ترکیب دارایی‌های شرکت‌های بیمه در رشته بیمه‌های زندگی است تا بازده واقعی برای بازنشستگان آتی تضمین شود. آیین‌نامه جدید باید دروازه‌ای مناسب، کارآمد برای گذار از یک نظام دولتی، ناکارآمد و متکی به نسل‌های آتی، به یک نظام خصوصی مبتنی بر پس‌انداز فردی و گروهی و اکچوئری صحیح باشد تا منافع ذینفان آن به بهترین شیوه ممکن حفظ گردد.                                                                                                                                                                      **این مقاله در روزنامه دنیای اقتصاد تاریخ  1404/9/15و شماره 6453 چاپ و منتشر شده است. </description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Sun, 07 Dec 2025 20:43:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاه، سپید، خاکستری! تأملی در باره محدودیت  انتخاب رنگ ها در صنایع خودرو سازی ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A3%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-raexxihkyiq6</link>
                <description>سیاه، سپید، خاکستری!تأملی در باره محدودیت  انتخاب رنگ ها در صنایع خودرو سازی ایرانعباس رنجبر کلهرودیوَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ  وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ  إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ وَمَا ذَرَأَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ  (قرآن مجید، سوره نحل، آیات 15 و 16)&quot; {خداوند} شب‌وروز و خورشید و ماه را نیز رام و مسخّر شما قرار داد، و ستارگان هم به فرمانش رام و مسخّر شده‌اند؛ قطعاً در این نشانه‌هایی است برای گروهی که تعقّل می‌کنند. و نیز آنچه را که در زمین به رنگ‌های گوناگون برای شما آفرید در هر نقطه از کشور عزیزمان، ایران، چه بر قله کوه‌های برافراشته و چه در قعر دریاهای فروهشته و چه در دشت‌های گسترده، اگر به طبیعت نگاه کنیم بی‌تردید جهان و طبیعت را رنگارنگ، زیبا و دل‌انگیز خواهیم یافت. این رنگارنگی زیبا در خلقت، به‌ویژه در آفرینش انواع درختان، گل‌ها و پرندگان و سایر موجودات، یکی از شگفت‌ترین جلوه‌های خلقت را در عالم رقم زده است. طبیعت در فصل بهار با تمام زیبایی‌های آن، در قامت و کسوت رنگ‌های شاد، مسحورکننده گوناگون جلوه می‌نماید. به‌طوری‌که طاووس، باآن‌همه زیبایی، در مقابل بهار شرمنده می‌گردد. در آیات ذکر شده نیز، تلوّن الوان در انواع مخلوقات جهان برای تعقّل و تدبّر در جهان یکی به‌عنوان یکی از سنت‌های الهی ذکر شده است. تناقض طبیعت با صنعت حال کافی است اندکی ما طبیعت و زیبایی‌های گوناگون آن را فراموشی بسپاریم و قدم در خیابان‌های شهرمان بگذاریم یا از بالای یک ساختمان بلند، مشرف به خیابان و یا اتوبان و یا جاده؛ نگاه کنیم؛ کاملاً با منظره‌های متفاوتی روبه‌رو می‌شویم. خیابان‌هایی می‌بینیم که از خودروهای سیاه، سپید و خاکستری انباشته شده‌اند و با طبیعت جهان اطراف ما و اندیشه‌ها و سنن فرهنگی ما هیچ‌گونه همخوانی ندارند. روان‌شناسی رنگ در فضای شهری تأثیر رنگ‌ها بر روان انسان امری بدیهی به نظر می‌رسد. با این توصیف اگر خودروهایی با طیف‌های رنگی متنوع مانند سبز، آبی، نارنجی یا حتی بنفش در خیابان‌ها روان بودند، شهر زنده‌تر به نظر نمی‌رسید؟ همان‌گونه که مشاهده یک گل زیبا و رنگین توجه ما را جلب می‌کند، تنوّع رنگ خودروها نیز می‌تواند ضمن تقویت بنیادهای زیباشناسانه، روح و روان آحاد جامعه را نوازش دهد. حذف تنوع رنگ، هزینه‌های فرهنگی پنهانی دارد. تکرار بیش از حد رنگ‌های خنثی در فضای شهری، به‌مرور نوعی خستگی بصری و بی‌روحی در ذهن جمعی ایجاد می‌کند. در مقابل، رنگ‌های زنده می‌توانند احساس نشاط، امید و پویایی را به جامعه تزریق کنند. تجربیات جهانیدر بسیاری از کشورهای جهان، رنگ خودرو بخشی از هویت فردی و فرهنگی است. در ژاپن رنگ‌های روشن نشانه سرزندگی‌اند؛ در خیابان‌های اروپا خودروهای سبز زیتونی و نارنجی متالیک می‌درخشند و در آمریکا هر سال رنگی تازه به‌عنوان «رنگ سال خودرو» معرفی می‌شود. اما در ایران، انگار رنگ‌ها پشت چراغ‌قرمزِ عادت و اقتصاد جامانده‌اند و به رخوت و کرختی دچار گردیده‌اند. جنگ با رنگ در صنعت خودروسازیچرا این چرخه نازیبا در صنایع خودروسازی شکل‌گرفته است؟ به نظر می‌رسد دو عامل اصلیِ «تولیدکننده» و «مصرف‌کننده» در ایجاد این وضعیت نقش پررنگ‌تری دارند:دیدگاه خودروسازان: به نظر می‌رسد خودروسازان ایرانی برای ساده‌سازی تولید و کاهش هزینه‌ها، تنوع رنگ را قربانی کرده‌اند. رنگ‌های سفید و سیاه و نقره‌ای علاوه بر اینکه در خط تولید فرایند ساده‌تری دارند، هزینه‌های کنترل کیفی را کاهش می‌دهند. همچنین در دیدگاه آن‌ها، این رنگ‌ها ریسک فروش کمتری دارند و در آب‌وهوای گرم ایران نیز گرمای کمتری جذب می‌کنند. دیدگاه خریداران: از سوی دیگر، خودرو در ایران همچنان یک کالای سرمایه‌ای تلقی می‌شود. خریداران غالباً از ترس اُفت قیمت در بازار دست‌دوّم و برای اطمینان از فروش سریع‌تر، به رنگ‌های محافظه‌کارانه‌ای پناه می‌برند که همیشه مشتری دارند. آیا زمان تغیر فرا نرسیده است؟ نتیجهٔ تعامل این دو دیدگاه، خیابان‌هایی یکنواخت است که هیچ نشانی از جسارت و خلاقیت طبیعت در آن‌ها دیده نمی‌شود. شاید زمان آن فرارسیده باشد که این چرخه معیوب متوقف شود. خیابان‌ها و جاده‌های کشور نیازمند بازگشت رنگ‌های جدیدی هستند. رنگ تنها یک ویژگی بصری نیست؛ عاملی است که مستقیماً بر خلق‌وخو و رفتار شهروندی تأثیر می‌گذارد. با ورود خودروهایی با رنگ‌های طبیعی و شاد، می‌توان لبخند و نشاط را دوباره به سیمای شهرها هدیه داد.جهان به دیده من گلشنی است رنگارنگحیات در بر من نعمتی است گوناگون (بهار)</description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Sat, 06 Dec 2025 17:02:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیمه درمان رایگان  ، شعار یا واقعیت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D8%A8%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-vk4paio03hz3</link>
                <description> نویسنده: عباس رنجبر کلهرودی Kalahrodi83@gmail.com در سال‌های اخیر اخبار زیادی از ارائه بیمه درمان رایگان از طرف سازمان‌های بیمه‌گر - سازمان بیمه سلامت و سازمان تأمین اجتماعی - برای گروه‌های مختلفی از جامعه منتشر شده است که از آن جمله از اشخاص تحت پوشش سازمان‌های حمایتی، زنان سرپرست خانوار، افراد سالمند بالای ۶۵ سال، کودکان زیر ۷ سال، بیماران مبتلا به بیماری‌های خاص، ۵ دهک اول درآمدی، افراد فاقد بیمه و...نام‌برده‌شده است. بنابر گزارشی در باره مشمولین سازمان بیمه سلامت آمده است که &quot;بیش از ۴۴ میلیون نفر تحت پوشش سازمان بیمه سلامت ایران هستند که البته بالغ بر ۸۰ درصد این افراد، بیمه شده رایگان هستند...&quot; سخن بنده در باره گروه‌های تحت پوشش و تعداد افراد تحت پوشش به‌اصطلاح بیمه درمان رایگان نیست. بلکه سخنم در باره مفهوم واژه &quot; بیمه درمان &quot; و عبارت &quot; بیمه درمان رایگان &quot; و راستی‌آزمایی آن و ارائه یک نقیضه در این باره گزاره بیمه درمان رایگان است.. برای فهم دقیق‌تر موضوع بیمه درمان رایگان، بهتر است که تأملی در باره عبارت &quot; بیمه درمان &quot; و &quot;بیمه درمان رایگان&quot; داشته باشیم: ۱- بیمه درمان: بیمه‌ای است که هزینه‌های مختلف خدمات پزشکی و درمانی را پوشش می‌دهد. این هزینه‌ها شامل موارد مختلفی مانند از جمله: هزینه ویزیت پزشک معالج، دارو، بستری در بیمارستان، هزینه‌های جراحی و سایر خدمات درمانی و مرتبط با آن را تحت پوشش قرار دهد. ۲- رایگان: واژه رایگان در اصل راهگان بوده؛ یعنی چیزی است که شخصی آن را در راه بیابد و بهایی ندهد. هر چیز بی‌مایه و بی بلاعوض و مفت که آن را عوض و بدلی نباشد. هر چیز که بی رنج و محنت و بی‌زحمت و آسان و بدون خریداری به دست آید. با عنایت تعاریف بالا، بیمه درمان رایگان یعنی اینکه کلیه هزینه‌های درمانی بیمه شده با رعایت مقررات بیمه مربوطه محاسبه شده و پرداخت گردد و بیمار بابت درمان بیماری، هزینه‌ای فراتر از سهم خود (فرانشیز) نپردازد. اما آنچه در عمل اتفاق می‌افتد متأسفانه چیز دیگری است که به یک نمونه آز آن اشاره می‌کنم: یکی از بستگان بنده در ماه گذشته در یکی از بیمارستان‌های اصفهان و وابسته دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بستری شده بود. چند بار که برای ملاقات بیمار به بیمارستان رفتیم، شاهد آن بودم که همراه بیمار را در چند نوبت برای خرید کلیه اقلام مورد نیاز بیمار از جمله دستمال‌کاغذی، لیوان یک‌بارمصرف، گان برای ورود به ICU و از همه مهم‌تر داروهای خاص به فروشگاه‌ها و داروخانه‌های خارج از بیمارستان و داروخانه هلال‌احمر فرستادند. فارغ از هزینه قابل‌توجه دارو که در چند نوبت بالغ بر ۳۰ میلیون تومان گردید، سرگردانی و هروله روزانه همراه نگران بیمار بین بیمارستان و داروخانه هلال‌احمر در آن‌سوی شهر مزید بر علت گردیده بود. بیمه شده بستری علاوه بر برخورداری از بیمه پایه سازمان بیمه سلامت و بیمه تکمیلی یک شرکت بیمه بازرگانی، مشمول برخی از گروه‌های مشمول بیمه رایگان هم بود. لیکن با رویه‌ای که بیمارستان در پیش گرفته بود، پس ترخیص بیمار از بیمارستان، هیچ‌کدام از هزینه‌های پرداختی توسط بیمه شده در پرونده درج نگردید. بدیهی است سازمان بیمه‌گر پایه و شرکت بیمه‌گر تکمیلی از پرداخت هزینه‌هایی که به بیمه شده تحمیل شده و در پرونده نیز درج نشده است، طفره می‌روند و از پرداخت آن خودداری می‌کنند! نتیجه اخلاقی حکایت روایت شده این که ادعاهای بی‌پشتوانه و تهی و سوءاستفادۀ نابجا از واژگان و تحریف آن برای تبلیغات اغراق‌آمیز برای دولت و دستگاه‌های دولتی، آن هم در موارد عینی و ملموس مانند بیمه درمان، نوعی تحریف حقیقت و حیف‌ومیل واژگان زبان و فریب مردم و نوعی شوخی آزاردهنده است. انتظار است دولت و سازمان‌های بیمه‌گر بزرگ دولتی پشت ادعای خود محکم بایستند و با اعتماد مردم شوخی نکنند و آن‌چنان باشند که ادعا می‌نمایند و آن‌گونه نباشد که برآلام و رنج های بیمار و همراهان او را بیفزایند و آن را دوچندان کنند و نمک بر زخم‌های آنان بپاشند. به قول بابا طاهر:تو که نوشم نه ای نیشم چرایی؟</description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Fri, 15 Aug 2025 18:10:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوشمند سازی ، لازمه توسعه بیمه های زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_68764841/%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-u3mtnlukpnk0</link>
                <description>خبار پولی مالی- اکثر خدمات  بیمه ای، پیچیدگی‌های فنی و حقوقی ویژه‌ای دارد که این پیچیدگی در رشته‌ی  بیمه‌های زندگی نسبت به سایر رشته‌ها بیشتر و مراحل صدور بیمه‌نامه آن نیز  طولانی‌تر است. در صورت تصمیم بر هوشمند سازی فروش و صدور بیمه‌نامه‌های  زندگی، به نظر می‌رسد که باید زیرساخت‌های متنوع و اثرگذار بر فرایند  هوشمند سازی بیمه های زندگی ، قبل یا هم ‌زمان با فرایند هوشمند سازی مورد  اصلاح ، بازنگری و تجدید نظر اساسی قرار گیرند.اخبار پولی مالی- توسعه بیمه‌های  زندگی ایران، علیرغم تلاش‌های گذشته و تحولات چشمگیر دهه‌های اخیر  دراین‌باره ، هنوز با استاندارها و میانگین‌های جهانی فاصله بسیار زیادی  دارد .اما از سوی دیگر با توجه ماهیت، کارکرد، نقش و اهمیت بیمه‌های زندگی  در خانواده، جامعه و اقتصاد کلان کشور، عدم توسعه و اشباع بازار بیمه‌های  زندگی، فرصت بی‌نظیری برای کسانی است که در این حوزه و با چشم به آینده به  دنبال فعالیت‌های خلاقانه در بازار بیمه‌های زندگی و کسب‌وکارهای مرتبط با  آن هستند.هوشمند سازی فرآیندهای فروش صدور و نگهداری بیمه‌نامه‌های زندگی  در صنعت بیمه می‌تواند سرآغاز تحول بنیادی در این رشته‌ی بیمه‌ای و رشد و  بالندگی آن باشد.هوشمند سازی چیست؟هوشمند سازی را این‌گونه تعریف کرده‌اند: “هوشمند سازی به معنای بهره‌گیری  از ابزارها و تکنیک‌های فنی و اطلاعاتی جهت مدیریت صحیح امور، تسهیل  فعالیت‌ها، ارتقا و اصلاح سبک زندگی، شتاب بخشیدن به اجرای دقیق و  حرفه‌ای‌تر امور، کاهش مصرف انرژی و بهره‌برداری حداکثری از خدمات حوزه  فناوری اطلاعات در راستای ارتقا شاخص‌های زندگی فردی و اجتماعی است.”منظور از هوشمند سازی بیمه‌های زندگی نیز به‌طور اجمالی عبارت است از :  به‌کارگیری جامع و یکپارچه همه‌ی ابزارها و فناوری‌های نوینی است که  به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم بر فرآیندهای معرفی، فروش، صدور ، نگهداری  بیمه‌نامه‌های زندگی ، تغییرات احتمالی آن‌ها دریافت‌ها و پرداخت‌های  بیمه‌نامه، سرمایه‌گذاری و…. اثرگذار می‌باشند.الزامات هوشمند سازیاکثر خدمات بیمه ای، پیچیدگی‌های فنی و حقوقی ویژه‌ای دارد که این پیچیدگی  در رشته‌ی بیمه‌های زندگی نسبت به سایر رشته‌ها بیشتر و مراحل صدور  بیمه‌نامه آن نیز طولانی‌تر است. در صورت تصمیم بر هوشمند سازی فروش و صدور  بیمه‌نامه‌های زندگی، به نظر می‌رسد که باید زیرساخت‌های متنوع و اثرگذار  بر فرایند هوشمند سازی بیمه های زندگی ، قبل یا هم ‌زمان با فرایند هوشمند  سازی مورد اصلاح ، بازنگری و تجدید نظر اساسی قرار گیرند.مهم‌ترین زیرساخت‌های مورداشاره در فوق به شرح ذیل است: متناسب‌سازی نرم‌افزارهای بیمه‌ای ، تغییر ساختار فرم پیشنهاد و کمینه سازی سؤالات آن، حذف انجام معاینه و آزمایش‌های پزشکی برای صدور برخی بیمه‌نامه‌ها ، تعیین تکلیف امضای فرم توسط بیمه‌گذار و بیمه‌شده و امضای دیجیتال، بازنگری در قانون و مقررات جاری و اصول حقوقی حاکم بر بیمه‌های زندگی ، بازنگری در شیوه‌های دریافت و پرداخت حق بیمه و سرمایه و غرامت در شرکت  بیمه و نیز برخی تعاملات پولی و مالی با مؤسسات بانکی و اعتباری و  سرمایه‌گذاری، امکان استفاده از بانک‌های اطلاعاتی موجود در کشور و اتصال به آن، بازنگری در مقررات سنتی مربوط نمایندگان بیمه، بازنگری در شیوه‌های نظارتی و تدوین مقررات نظارت الکترونیک و هوشمند تدوین مقررات فروش و صدور آنلاین بازنگری در هزینه‌های فروش و صدور بیمه‌نامهفرآیندهای موردنظر در هوشمند سازیارائه خدمات بیمه زندگی به بیمه‌گذاران، از آغاز اولین فرآیند ذی‌ربط تا  خاتمه بیمه‌نامه در سررسیدها‌ی تعیین‌شده ، مشمول فرآیندهای متعددی می‌شود  که نقطه آغازش معرفی بیمه‌نامه و فروش آن از طریق نماینده بیمه ، و آخرین  آن نیز خاتمه بیمه‌نامه به دلیل انقضا ، انجام تعهدات ، بازخرید و یا ابطال  و… است .در فرآیند هوشمند سازی بایدکلیه عملیات مرتبط با بیمه‌نامه‌های زندگی ، با  لحاظ آلترناتیو های احتمالی قابل انتخاب، به‌دقت ترسیم ، طراحی و اجرایی  گردد. علی ایحال مهم‌ترین فرآیندهای فروش و صدور بیمه‌نامه‌های زندگی به  شرح زیر است:– بازاریابی و معرفی بیمه‌های زندگی و راهنمایی جهت خرید– تکمیل فرم پیشنهاد و برگه‌های ضمیمه احتمالی توسط بیمه‌گذار و بیمه‌شده– بررسی‌های مقدماتی توسط نماینده بیمه و یا واحد صدور– راهنمایی بیمه‌شده جهت انجام معاینه پزشکی در صورت ضرورت– هدایت بیمه‌شده جهت انجام آزمایش‌ها پزشکی در صورت ضرورت– تائید پزشک و واحد صدور– صدور بیمه‌نامه و تحویل آن– انجام تغییرات در بیمه‌نامه برحسب درخواست بیمه‌گذار– محاسبه وام و پرداخت آن– بازخرید بیمه‌نامه ، برداشت از اندوخته و…– پرداخت خسارت بابت پوشش‌های بیمه‌ای– پرداخت مستمری تا مدت تعیین‌شده– پرداخت سرمایه بیمه‌نامه در پایان بیمه و یا در صورت فوت– محاسبه و پرداخت کارمزد نماینده و سازمان فروش– و…هریک از فرآیندهای فوق نیز خود شامل فرآیندهای فرعی و الزامات تکمیلی  هستند. به ‌عنوان نمونه برای فروش آنلاین بیمه های زندگی، علاوه بر وجود  اینترنت پرسرعت، نیازمند وجود پلتفرم‌هایی اختصاصی در شبکه‌های اجتماعی  مطمئن است که تحت شرایط گوناگون قطع، مختل و یا مسدود نگردد.شرکت‌های بیمه پیشتاز در آینده ، شرکت‌هایی هستند که خلاقانه از فناوری‌های  نو و هوش مصنوعی و فرآیند هوشمند سازی یکپارچه استفاده می‌کنند و خود را  با دنیای فناوری همگام می‌سازند و با استفاده از فناوری مدرن، چابکی  سازمانی و کار آیی خود را به ‌صورت فزاینده‌ای افزایش می‌دهند و ضمن توسعه  کمی و کیفی خدمات بیمه‌ای ، هزینه‌های عملیاتی را کاهش و رضایت مشتریان خود  را بیش از پیش نیز ارتقاء می‌دهند .عباس رنجبر کلهرودی، کارشناس بیمهمنبع: اخبار مالی شماره https://polimalinews.ir/%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%8C-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF/</description>
                <category>عباس رنجبر کلهرودی</category>
                <author>عباس رنجبر کلهرودی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jan 2023 16:35:58 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>