<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ناروتو اوتاکویی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_69119950</link>
        <description>تو همچین دنیایی که سر تا سر ویران شده کسی وجود نداره که شخص مهمیو از دست نداده باشه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-07 22:27:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1241064/avatar/j4WoC7.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ناروتو اوتاکویی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_69119950</link>
        </image>

                    <item>
                <title>عکس انیمه هم پسر هم دختر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69119950/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%85-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-lbiqej9maiz5</link>
                <description>سلام دوستان میدونم خیلی وقته پست نذاشتم ولی امروز میخوام بیشتر از 30 تا عکس انیمه ای بزارم اول دختراخوب عکس های دخترونه تموم شد بریم سراغ عکس پسرونه امیدوارم خوشتون بیادتوکیو غولعکس غمگینشاه شاهانخوب حالا نوبت 6 تا عکس دو نفره است بعدش عکس هام مال شخصیت ها و انیمه های خاص میشهخوب اولین انیمه مای هیرو آکادمی است بریم ببینیمباکوگاباکوگوتودوروکیدکوحالا هنر شمشیر زنی آنلاینکیرایتوخوب میریم انیمه بعدی سگ های ولگرد بانگو عکسام کم بود از انیمه هنر شمشیر زنی آنلاینعکس دست جمعیدازایچویاحالا نوبت ناروتو است انیمه مورد علاقه خودم سعی کردم عکس هاش خوب باشه?فکنم ساکورا استناروتوکرومااوبیتوساسوکه و ایتاچیناروتوساسوکه و ناروتوناروتویه دونه دخترونه هم گذاشتمخب تموم شد امید وارم خوشتون اومده باشهلایک و کامنت یادتون نره</description>
                <category>ناروتو اوتاکویی</category>
                <author>ناروتو اوتاکویی</author>
                <pubDate>Sun, 31 Oct 2021 10:08:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ناراتو پارت 3 قبیله اچیها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69119950/%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-3-%D9%82%D8%A8%DB%8C%D9%84%D9%87-%D8%A7%DA%86%DB%8C%D9%87%D8%A7-nnghtbf6ydk6</link>
                <description>ببخشید دوستان دیر شد دیروز سرم شلوغ بود امروز گذاشتم اینم تمام اطلاعات قبیلهی اوچیهانماد اچیهاکونوهاگاکورهکگی گنکایشارینگانمانگکیو شارینگاناعضای شناخته شدهساکورا هارونوبارو اوچیها (تنها در انیمه)فوگاکو اوچیهاهازوکی اوچیها (تنها در رمان)هیکاکو اوچیهااینابی اوچیهاایتاچی اوچیهاایزومی اوچیها (تنها در انیمه)ایزونا اوچیهاکاگامی اوچیهاکاگن اوچیها (تنها در رمان)مادارا اوچیهامیکوتو اوچیهاناکا اوچیها (تنها در انیمه)نااُوری اوچیها (تنها در انیمه)اوبیتو اوچیهامادربزرگ اوبیتو (تنها در انیمه)رای اوچیها (تنها در انیمه)سارادا اوچیهاساسوکه اوچیهاستسونا اوچیهاشیسوی اوچیهاتایکو اوچیها (تنها در انیمه)تاجیما اوچیهاتکا اوچیهاتیاکی اوچیهااوروچی اوچیهایاکومی اوچیهایاشیرو اوچیهاقبیله اوچیها (Uchiha Clan) یکی از چهار قبیله اصیل کونوهاگاکوره است که به خاطر ذات سلحشوری و بهره بردن از شارینگان، به عنوان قوی‌ترین قبیله از این دهکده مشهور است. تعداد زیادی از افراد قبیله اوچیها طی رویدادی گسترده قتل عام شدند و در حال حاضر تنها تعداد معدودی از آن‌ها بازمانده‌اند.چند تا از بازماندگانتاسیساعضای اوچیها از نسل ایندرا اوتسوتسوکی، فرزند بزرگ هاگورومو اوتسوتسوکی هستند. اوچیها به واسطه ایندرا چشم‌های هاگورومو را به ارث برده است. اصطلاحی با عنوان «نفرین نفرت» به اوچیها نسبت داده می‌شود که اولین بار توسط ایندرا نمایان شد. این اصطلاح اشاره به قدرت ناشی از احساسات دارد که می‌تواند مرتبط به عشق، دوست یا اعضای خانواده باشد و در صورتی که این عشق از دست برود، نفرت جای آن را می‌گیرد. از دست دادن عشق یا صرفا تهدید شدن آن  منجر به بیدار شدن شارینگان اوچیها می‌شود و همین موضوع شارینگان را مشهور و بدنام کرده است.مانگاکیو شارینگان سارادااوچیها قرن‌ها با قبیله سنجو در مبارزه بوده است، رقابتی که به دوران ایندرا و برادر جوانش آسورا می‌رسد. زمانی که دانای شش طریقت (Sage of Six Paths) در حال مرگ بود آسورا را به عنوان جانشین خود برگزید. او باور داشت که آسورا صلح از طریق عشق را برقرار می‌کند اما ایندرا صلح را به واسطه قدرت برقرار می‌کند که اولی از نظر او گزینه‌ی بهتری بود. ایندرا توسط نفرین نفرت رانده شد و با آسورا وارد مبارزه شد و در واقع ایندرا و آسورا نبرد میان نسل اوچیها و سنجو را شکل دادند. ?قیبلهاوچیهادردورانجنگ در دوران جنگ ایالت‌ها، اوچیها و سنجو به عنوان قوی‌ترین قبیله‌های شینوبی ظهور کردند. زمانی که یکی از کشورهای نوظهور، قبیله اوچیها را برای جنگ استخدام می‌کرد طرف مقابل جنگ هم قبیله سنجو را به استخدام خود درمی‌آورد. در میان جنگی که بین دو قبیله وجود داشت دو بچه با نام‌های مادارا اوچیها و هاشیراما سنجو با یکدیگر دوست می‌شوند، کسانی که به علت جنگ هر دو برادران جوان‌تر خود را از دست داده بودند و رویایشان این بود که زمانی بچه‌ها در جنگ‌ها شرکت نداشته باشند. آن‌ها با توجه به سنی که داشتند کاری از دستشان برنمی‌آید و این موضوع باعث شد تا مادارا از این رویا دست بکشد.مادارا و هاشیراما در طول سال‌های بعدی در نبرد با هم روبرو شدند. تمایل مادارا به شکست دادن هاشیراما و از طرفی رقابت او با برادر جوان‌ترش ایزونا، او را تبدیل به اولین اوچیها کرد که موفق شد شارینگان خود را بیدار کند. با این افزایش قدرت او کنترل اوچیها را به دست گرفت. هاشیراما که در آن زمان رهبر سنجو بود سعی کرد به واسطه موقعیت خود و مادارا بین این دو قبیله صلح ایجاد کند و در نهایت رویای بچگی‌شان را محقق کند. علیرغم افزایش تفکر صلح در میان اعضای اوچیها اما مادارا به دلیل کشته شدن ایزونا توسط برادر هاشیراما یعنی توبیراما تمایلی به موافقت با صلح نداشت. او با استفاده از چشمان ایزونا مانگکیوی ابدی را به دست آورد تا با این برتری به مبارزه با سنجو بپردازد. مادارا شکست خورد و حتی پیشنهاد دوباره هاشیراما برای صلح را رد کرد. او برای پذیرفتن این پیشنهاد خواستار این بود که هاشیراما خودش را بکشد. وقتی هاشیراما این موضوع را پذیرفت مادارا از خواسته‌اش عقب نشست و صلح را پذیرفت.خوب چون عکس کم گذاشتم زیرهمین نوشته ها چند تا عکس از قبیلهی اچیها میزارمساراداماداراساسوکهابیتومن خودم ناروتو رو بیشتر دوست دارم ولی تو قببلهی اچیخا فقط و فقط ایتاچیکامنت یادتون نره</description>
                <category>ناروتو اوتاکویی</category>
                <author>ناروتو اوتاکویی</author>
                <pubDate>Wed, 13 Oct 2021 09:59:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توکیو غول</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69119950/%D8%AA%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%88-%D8%BA%D9%88%D9%84-eu7pbg8lwdy9</link>
                <description>خوب دوستان همان طور که قول داده بودم امروز ناروتو پارت 3 و توکیو غول رو میزام خوب بریم که داشته باشیم 1 2  3عنوان ژاپنی: Tōkyō Gūru/東京喰種-トーキョーグールاسم فارسی: توکیو غول (غول توکیو)براساس مانگایی از سوئی ایشیدا (Sui Ishida)ژانر: رازآلود، فانتزی سیاه، ترسناک، اکشن و درامکارگردان: شوهی موریتا (Shuhei Morita) و توشینوری واتانابه (Toshinori Watanabe)فیلم‌نامه: چوجی میکاسانو (Chūji Mikasano)محصول استودیو Pierrotتعداد قسمت‌ها: ۴۸ اپیزود اصلی به همراه ۲ قسمت ویژهوضعیت: پایان‌یافتهپخش: از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ میلادیرده‌ی سنی: R - 17خلاصه‌ی داستان:در نسخه‌ای از شهر توکیو کشور ژاپن که تقریبا از همه نظر مشابه با دنیای امروز ما به نظر می‌رسد، انسان‌ها درکنار غول‌ها زندگی می‌کنند؛ غول‌هایی که اکثر اوقات، ظاهری دقیقا مشابه آدم‌های عادی دارند و اقلیت جامعه را تشکیل می‌دهند. دولت تیم‌هایی را برای مبارزه با غول‌ها ایجاد کرده است و از افرادی خاص برای کشتن حداکثری آن‌ها بهره می‌برد. مردم هم تک‌تک غول‌ها را به‌عنوان موجوداتی ترسناک و لایق قطعه‌قطعه شدن می‌شناسند که باید از دست‌شان فرار کرد. به همین خاطر به محض اینکه هویت یک غول نزد یک انسان فاش شود، آن فرد می‌رود و با یک گزارش، شرایط کشته شدن غول را فراهم می‌کند.غول‌ها موجوداتی مانند خون‌آشام‌های آشنا برای مخاطب سینما و تلویزیون نیستند. آن‌ها به‌معنی واقعی کلمه باید از گوشت انسان تغذیه کنند و عملا راهی به جز کشتن افراد مختلف برای زنده ماندن ندارند. تازه غذاهای عادی هم نه‌تنها برای آن‌ها به‌شدت بدمزه هستند، بلکه می‌توانند غول‌ها را شدیدا مریض کنند. در نتیجه هر چند هفته یک بار، یک غول برای زنده ماندن به شکار به دور از چشم همگان می‌پردازد و زندگی یک نفر را به پایان می‌رساند.خون های زیر پاش خون آدمهقصه‌ی اصلی اما از وقتی آغاز می‌شود که پسری جوان و ظاهرا عادی به اسم کانکی کن به خاطر رخدادی عجیب، عملا تبدیل به یک غول می‌شود و به جامعه‌ی کوچک اما قوی این موجودات می‌پیوندد. او تازه پس از وارد شدن به این مسیر جدید می‌فهمد که چه‌قدر تصورات غالب انسان‌ها از غول‌ها و تصورات غالب غول‌ها از انسان‌ها پوچ و نادرست به نظر می‌رسند. در این بین اوضاع هر روز چه برای انسان‌ها و چه برای غول‌ها، خونین‌تر و ترسناک‌تر از روز قبل می‌شود.کنکی خودمونترتیب تماشای اپیزودهای انیمه Tokyo Ghoulانیمه‌ی Tokyo Ghoul، محصول سال ۲۰۱۴ میلادی (فصل اول مجموعه)انیمه‌ی Tokyo Ghoul √A، محصول سال ۲۰۱۵ میلادی (فصل دوم مجموعه)قسمت ویژه‌ی [Tokyo Ghoul [Jack، محصول سال ۲۰۱۵قسمت ویژه‌ی Tokyo Ghoul: PINTO، محصول سال ۲۰۱۵فصل اول انیمه‌ی Tokyo Ghoul:re، محصول سال ۲۰۱۸ میلادی (فصل سوم مجموعه)فصل دوم انیمه‌ی Tokyo Ghoul:re، محصول سال ۲۰۱۸ (فصل چهارم و پایانی مجموعه)خوش‌بختانه ((توکیو غول)) یکی از آن انیمه‌هایی نیست که در مسیر تلاش برای تماشای آن‌ها گم شوید. این انیمه از ۴ فصل تشکیل می‌شود که هرکدام ۱۲ قسمت دارند و صرفا در نام‌گذاری می‌توانند گیج‌کننده به نظر برسند. وقتی هم که دو انیمیشن جداگانه‌ی ساخته‌شده برای آن‌ها را در نظر بگیرید، در کل می‌توان گفت با مجموعه‌ای متشکل از ۵۰ اپیزود روبه‌رو هستیم.یک غولاین انیمه اقتباس‌شده از روی یک سری مانگا است. همچنین به عقیده‌ی درصد قابل توجهی از افرادی که داستان را در هر دو مدیوم مانگا و انیمه دنبال کرده‌اند، انیمه‌ی Tokyo Ghoul هیچ‌وقت نتوانست به قدرت و دقت مانگا خود برسد. پس اگر می‌خواهید تجربه‌ی کاملی از قصه‌ی «غول توکیو» داشته باشید، احتمالا نمی‌توانید مطالعه‌ی رمان‌های نه‌چندان بلند و چندین و چند مانگای آن را پشت گوش بیاندازید.اولین سری مانگا مجموعه با نام Tokyo Ghoul و در ۱۴ شماره منتشر شد. سپس نوبت به انتشار یک Light novel با همین نام در ۳ قسمت رسید. بعد با انتشار مانگا تک‌شماره‌ای [Tokyo Ghoul [Jack روبه‌رو بودیم و سپس مانگا ۱۶قسمتی Tokyo Ghoul:re را خواندیم. درنهایت هم با انتشار یک Light novel تک‌قسمتی با نام Tokyo Ghoul:re مواجه شدیم.جوزو«توکیو غول» لزوما انیمه‌ای قابل پیشنهاد کردن به افرادی نیست که تازه وارد جهانِ لذت بردن از انیمه‌ها شده‌اندهمه‌ی مانگاهای نام‌برده توسط سوئی ایشیدا نوشته شدند و در این بین شین تاوادا (Shin Towada) وظیفه داشت دو Light novel نام‌برده را تقدیم طرفدارها کند. راستی این مجموعه ۵ بازی ویدیویی اقتباسی و دو فیلم لایواکشن اقتباسی هم دارد که هیچ‌کس با نرفتن به سراغ آن‌ها، کوچک‌ترین ضرری نکرده است. هیچ‌کدام از صحبت‌های بالا هم‌معنی با این نیستند که انیمه Tokyo Ghoul ارزش تماشا ندارد. زیرا اگر به ژانرها و زیرژانرهای فهرست‌شده برای آن علاقه دارید، حتما می‌توانید به‌عنوان یک مخاطب بزرگ‌سال با آن سرگرم شوید و طی برخی لحظات، واقعا تحت تاثیر بحث‌های زیرمتنی اثر مورد بحث قرار بگیرید. ولی به هیچ عنوان هنگام رفتن به سراغ این مجموعه‌ی ۵۰ قسمتی، انتظار رویارویی با اثری بدون نقص و خالی از دقایق اضافه را نداشته باشید.بازی tokyo ghoul : dark war مسئله‌ی مورد ظلم واقع شدن اقلیت‌ها در جوامع گوناگون همواره یکی از مباحث بررسی‌شده توسط آثار سینمایی و تلویزیونی قدرتمند بوده است. اما در درصد بسیار بالایی از آثاری که موفق به بیانِ تأثیرگذار حرفی درست در این رابطه می‌شوند، می‌بینیم سازنده پشت برخی تابلوها مخفی شده است. در حقیقت حتی بعضی از آثار قدرتمندی که احساسات مخاطب را درگیر می‌کنند و نابرابری‌های اجتماعی را زیر سؤال می‌برند، انگار همیشه اقلیت‌های مورد پسندِ مخاطبِ آگاهِ امروز را در مرکز قصه‌ی خود قرار می‌دهند.عکس مربوط پیدا نکردماگر جهان یا حداقل روشن‌فکرهای آن مشغول حمایت از افراد دارای ویژگی X باشند، غالب فیلم‌های این‌گونه هم چگونگی مورد ظلم قرار گرفتن افراد دارای ویژگی X را به تصویر می‌کشند. این یعنی ما با سیلی از قصه‌گویی‌های محافظه‌کارانه روبه‌رو می‌شویم که گاهی از بیان داستانی و استعاری می‌ترسند. ما آثاری را می‌بینیم که حرف شجاعانه و ارزشمندی را بیان می‌کنند اما روشی امن و نه‌چندان جسورانه را برای بیان آن به کار می‌گیرند.به همین خاطر اثری مثل انیمه Tokyo Ghoul را می‌توان تابوشکن صدا زد. چرا؟ چون اقلیت به تصویر کشیده‌شده در جامعه‌ی آن رسما مشتی آدم‌خوار هستند؛ موجوداتی با نام غول که واقعا به گوشت انسان‌ها احتیاج دارند و مرگ‌وزندگی را بین کشتن یا نکشتن انسان‌ها می‌بینند. این‌جا دیگر خبری از هم‌ذات‌پنداری‌های فرامتنی نیست. زیرا تماشاگر به یاد ظلم‌های جامعه‌ی واقعی به افراد دارای ویژگی X نمی‌افتد و خود به خود با اقلیت حاضر در این نسخه از توکیو هم‌ذات‌پنداری نمی‌کند. در حقیقت اگر در جامعه‌ی واقعی امروز موجوداتی انسان‌مانند و مثل ما وجود داشته باشند که برای زنده ماندن باید گوشت آدم بخورند، قطعا توسط جامعه سلاخی می‌شوند و مورد تنفر درصد بسیار بسیار بالایی از مردم قرار می‌گیرند.پس سازنده مجبور است درون فانتزی تاریک خود، ما را به هم‌ذات‌پنداری با اقلیتی برساند که امکان ندارد در دنیای واقعی با آن هم‌ذات‌پنداری و موافقت کنیم. با انتخاب همین مسیر، Tokyo Ghoul تبدیل به محصولی می‌شود که اولا قطعا زیر فشار برخی انتقادها قرار می‌گیرد و ثانیا هرگز نمی‌تواند شدیدا عامه‌پسند باشد. اما دقیقا به خاطر انتخاب همین مسیر، گفت‌وگوهای اثر با تماشاگر تکان‌دهنده‌تر هستند؛ استعاره‌پردازی‌ها معمولا اثرگذاری طولانی‌مدتی روی مخاطب‌های هدف چنین محصولاتی دارندتابوشکنی دوم انیمه هم در عمق تصویرسازی از همین غول‌ها اتفاق می‌افتد؛ جایی که مخاطب می‌بیند در «توکیو غول» خبری از هیولاهای جذاب و مرسوم داستان‌های این‌گونه نیست و کارهای این موجودات، واقعا تنفربرانگیز و آزاردهنده هستند. سینما و تلویزیون امروز از موجوداتی مانند خون‌آشام‌ها انقدر استفاده کرده است که انگار دیگر نمی‌شود از آن‌ها ترسید. اصلا محصولات عامه‌پسند به جایی رسیده‌اند که لحظه‌ی حمله‌ی یک خون‌آشام را به‌شدت جذاب نشان می‌دهند! مثلا اکنون در بسیاری از آثار نوجوانانه، نخستین حمله‌ی یک خون‌آشام به گردن یک انسان می‌تواند عاشقانه یا بامزه باشد.واقعا نمیدونم کدام عکس رو بزارمبه خاطر همین آثار نیز مخاطب گارد خود را به‌شدت در مقابل موجودات هیولامنندِ داستان‌های فانتزی، پایین آورده است. تماشاگر نه‌تنها از آن‌ها نمی‌ترسد، بلکه غالبا انقدر سبک زندگی این موجودات را جذاب می‌داند که دیگر انسان‌های معمولیِ قصه برای او اضافی و مسخره به نظر می‌رسند. انگار وقتی می‌توانی خون‌آشام، دارای عمر بی‌نهایت، سرعت زیاد، قدرت قابل‌توجه و توانایی تحمیل حرف خود به دیگران باشی، احمقانه به نظر می‌رسد که بخواهی انسان بمانی! ماجرا هم جایی به اوج ترسناکی خود می‌رسد که وقتی سازندگان بخواهند در دل داستان، جنگ یک انسان بین پذیرش یا نپذیرفتن تبدیل شدن به یک هیولا را به تصویر بکشند، توسط مخاطب مسخره می‌شوند. به بیان بهتر مخاطب امروز انقدر عاشق این هیولاهای جذب‌کننده شده است که بدون ذره‌ای هم‌ذات‌پنداری با برخی شخصیت‌ها، مثلا شک و تردید او نسبت به خون‌آشام شدن یا نشدن را احمقانه می‌داند.این تصویر بزرگ اکنون بخشی از فرهنگ عامه‌ی امروز را تشکیل می‌دهد و شاید شانس انیمه‌ها برای شکستن آن، بیشتر از آثار هر مدیوم داستان‌گویی دیگری باشد. چرا که یک انیمه نه‌تنها می‌تواند با اغراق‌های تصویری همه‌چیز را عوض کند، بلکه فرم تصویری آن هم بیشتر از هر انیمیشن یا فیلم لایواکشن، به درد خلق بعضی از لحظات عجیب‌وغریب می‌خورد. انیمه Tokyo Ghoul هم دقیقا چنین کاری را به شکلی عالی انجام می‌دهد؛ تصویرسازی هیولاوار، تنفربرانگیز و ترسناک از هیولاهایی که باید از گوشت انسان تغذیه کنند.دیگر حتی وقتی با دختربچه‌ای کم سن‌وسال، بی‌گناه و دردکشیده هم روبه‌رو باشیم، از تماشای لحظه‌ی بلعیده شدن گوشت آدم توسط او به ستوه می‌آییم. این یعنی انیمه به خود جسارت پس زدن مخاطب را می‌دهد؛ تا نداند آیا به درون‌ریزی این شخصیت توجه می‌کند و او را می‌پذیرد یا نمی‌تواند دربرابر تصاویر خشن و بعضا آزاردهنده، میزان توجه خود به شخصیت‌پردازی چند آدم‌کش را افزایش دهد.سریال در کل نمی‌خواهد شما برای یک طرف قصه هورا بکشید و بر افراد ایستاده در مقابل آن‌ها لعنت بفرستید. همه‌ی شخصیت‌ها و همه‌ی گروه‌ها، سیاهی‌ها و سفیدی‌های مخصوص به خود را دارند. البته که همه‌ی کاراکترها به یک اندازه خاکستری نیستند. ولی در طولانی‌مدت می‌بینیم نمی‌شود حتی یک شخصیت را به آسانی «خوب» یا «بد» خطاب کرد.دنیاسازی Tokyo Ghoul باحوصله و پرجزئیات است و برخی از شخصیت‌پردازی‌های اثر، هیجان‌زده و فکرنشده به نظر می‌رسندمتاسفانه انیمه‌ی Tokyo Ghoul در تکمیل قوس شخصیتی هر کاراکتر عالی نیست و گاهی شتاب‌زده و خالی از توضیحات لازم به نظر می‌رسد. برخی مواقع شخصیت‌ها به مراتب سریع‌تر از زمانی‌که مخاطب انتظار دارد، رفتار خود را تغییر می‌دهند. به‌گونه‌ای که انگار فیلم‌نامه‌نویس گاهی انقدر مجذوب به‌روز کردن درک مخاطب از یک شخصیت شده است که احترام گذاشتن به آن شخصیت را از یاد می‌برد. نتیجه هم می‌شود آن که در عین جذاب بودن تغییرات کاراکترها، گاهی آن‌چه امروز از آن‌ها می‌بینیم، در تضاد کامل با تصاویر قبلی‌شان قرار دارد. مثلا یک کاراکتر بعد از افشای یک راز، به شکلی غیر قابل باور و ناگهانی تبدیل به یک فرد نسبتا مثبت می‌شود. درحالی‌که مخاطب مدام به خود می‌گوید همه‌ی سکانس‌های بد قبلی مرتبط با این کاراکتر، در تضاد با وجود آن راز درون زندگی او قرار می‌گیرند. سازنده چند بار اطلاعاتی تازه را رو می‌کند و انتظار دارد به محض افشای آن داده‌ها، نظر مخاطب راجع به یک شخصیت عوض شود. ولی مشکل این‌جا است که ما می‌بینیم همین اطلاعات فاش‌نشده، تا آن روز هیچ تاثیری روی زندگی فرد نداشتند. این یعنی کاراکتر صرفا منتظر افشای رازهای لایق احترام زندگی خود بود تا ناگهان تبدیل به شخصیت مثبتی شود؟در طرف مقابل، هرچه‌قدر که فیلم‌نامه‌ی اثر گاهی شتاب‌زده می‌شود، قدرت کارگردانی Tokyo Ghoul را نباید انکار کرد. سازندگان هم دنیای انیمه را از لحاظ بصری به جلوه‌ی منحصر‌به‌فرد خود می‌رسانند و هم از بسیاری از ثانیه‌ها برای قصه‌گویی نمادین و تصویری بهره می‌برند. «غول توکیو» اکشن‌هایی پرانرژی دارد و نبردهای آن غالبا فیزیکی هستند و از نزدیک دنبال می‌شوند. دوربین هم به‌جای اینکه دائما مشغول دنبال کردن کاراکترها باشد، با درک ماهیت خاص سلاح‌های کشنده‌ی این جهان، روی آن‌ها متمرکز می‌شود.وقتی یک غول با عضو بلند و خاص بدن خود به سمت یک نفر یورش می‌برد، حرکت پرسرعت دوربین باعث می‌شود تنش لحظات افزایش بیابد. مخاطب به خاطر مواجهه با نزدیک شدن تیزی به بدن کاراکتر دوم می‌ترسد و رنگ‌بندی قرمز آسمان طی دقایق هم سنگینی اتمسفر را افزایش می‌دهد. جذاب‌ترین ویژگی بسیاری از کاراکترهای این انیمه را می‌توان ظاهر آن‌ها و توانایی‌های فیزیکی آن‌ها دانست. پس حتی اگر چند بار بتوانید متوجه کمبودهای فیلم‌نامه شوید، در اکثر مواقع تصویرسازی‌ها را کم‌ایراد می‌بینید.Tokyo Ghoul شوربختانه به طرز واضحی بین داستان‌گویی واقعی و صرفا پر کردن برخی دقایق از موارد سرگرم‌کننده برای مخاطب‌های آثار این‌گونه جابه‌جا می‌شود. ولی حداقل وقتی می‌فهمیم به طرز جدی مشغول قصه‌گویی و گفت‌وگو با مخاطب است، هرگز فرصت موجود برای استفاده از جزئیات را از دست نمی‌دهد. به همین خاطر طی آن دقایقی که دلایل اصلی علاقه‌مند شدن چندین و نفر به این اثر هستند، از موسیقی تا تدوین قصه می‌گوید.این انیمه واقعا آلبوم موسیقی متن پرکششی دارد که همزمان ترس و هیجان حاضر در قصه‌ی آن را به وجود مخاطب انتقال می‌دهد. همچنین استفاده‌ی هوشمندانه‌ی سازندگان از فلش‌بک‌ها و رونمایی به موقع کاراکترهای جدید، باعث می‌شوند محصول مورد بحث به سرعت از نفس نیافتد. این‌ها را به‌علاوه چند پیچش داستانی سرگرم‌کننده و تلاش نکردن اثر برای پاسخ‌گویی سریع و بی‌معنی به تمام سوالات کنید تا بفهمید چرا اگر فانتزی‌های سیاه هیولامحور را می‌پسندید، یک بار همراه شدن با کانکی و توکا اشتباه نیست.(۴ پاراگراف بعدی مقاله بخش‌هایی از داستان فصل اول انیمه Tokyo Ghoul را اسپویل می‌کنند)یکی از مهم‌ترین نقاط قوت Tokyo Ghoul را می‌شود روابط دوطرفه و خاص اکثر کاراکترهای اصلی با یکدیگر دانست. در این سریال اگر فرضا ۵ کاراکتر به‌صورت مقطعی در مرکز قصه قرار گرفته باشند، می‌شود تفاوت‌های واضح جنس رابطه‌ی هرکدام از این پنج نفر با چهار نفر دیگر را احساس کرد. این‌گونه در روابط دوستانه، جنگ‌جویانه یا حتی پدرانه‌ی چند کاراکتر با هم می‌توان از مواجهه با شیمی عالی بین شخصیت‌ها لذت برد و مدام برای هر سکانس هیجان‌زده شد.انیمه Psycho-Pass؛ یک سایبرپانک جنون‌آمیز و معنادارانیمه Dr. Stone؛ احیای تمدن در آزمایشگاه فیزیک و شیمیمورد انتظار‌ترین انیمه‌های 2020انیمه Beastars؛ والس شکار و شکارچیبه بیان بهتر وقتی جنس رابطه‌ی کاراکتر الف با کاراکتر ب واقعا نسبت به رابطه‌ی کاراکتر الف با کاراکتر ج منحصر‌به‌فرد باشد، تنها حضور دو کاراکتر اصلی در یک موقعیت می‌تواند به‌شدت جذاب به نظر برسد. چون مدل گفت‌وگوها و حتی جنس داستان‌گویی خود را دارد. مثلا وقتی توکا مقابل برادر سابق خود می‌ایستد، فضا به‌شدت سنگین می‌شود و مخاطب را به یاد گذشته‌ی فاش‌نشده‌ی آن‌ها می‌اندازد. وقتی کانکی و هیده نزدیک هم قرار می‌گیرند، همه‌چیز دوستانه می‌شود و حتی به سمت کمدی می‌رود. وقتی کورئو کنار آمون راه می‌رود، می‌شود یاد گرفتن یک شاگرد از استاد خود را دید و وقتی ریزه با کانکی صحبت می‌کند، نقش وسوسه و حیله در هر صحنه را می‌توان درک کرد.«توکیو غول» با استفاده از همین ویژگی مخاطب را هم به چالش می‌کشد. هنگامی که انتظارات مخاطب از یک لحظه تنظیم شد، به چالش کشیدن لحظه‌ی آن انتظارات، شدیدا هیجان‌انگیز خواهد بود. مثلا تماشاگر عادت کرده است که هنگام همراهی هیده و کانکی هیچ اتفاق ترسناک مرتبط با زندگی غول‌ها را نبیند. سپس نیشیکی هیده را به انتهای کوچه پرتاب می‌کند و کانکی و دوست عادی او تا آستانه‌ی مرگ می‌روند. این لحظه انقدر منزجرکننده و برای مخاطب شوکه‌کننده است که بدون شک نفشی کلیدی روی تبدیل شدن کانکی به یک کاراکتر خاص می‌گذارد؛ لحظه‌ای که اگر مخاطب از آن انتظارات ساده‌ای نداشت، نمی‌توانست این‌چنین میخکوب‌کننده ظاهر شود.انیمه Vinland Saga؛ حماسه‌ی وایکینگ‌هاتعدد لحن سریال هنگام داستان‌گویی و اغراق‌آمیز بودن بعضی از سکانس‌های آن باعث می‌شوند این محصول را به افراد آشنا با انیمه‌ها معرفی کنیم. ولی همین گستردگی سبک‌های ذوب‌شده در دل انیمه Tokyo Ghoul آن را به محصول جالبی تبدیل می‌کند که اگر ضعف‌ها را بپذیریم و با آن‌ها کنار بیاییم، تبدیل به خاطره‌ی جالبی در ذهن تماشاگر می‌شود؛ انیمه‌ای که اگر دقایق اضافه‌ی آن حذف می‌شدند، قطعا می‌توانست رتبه‌ی بالاتری بین انیمه‌های برتر دهه‌ی گذشته داشته باشد.(پایان اسپویل)انیمه‌های مشابه Tokyo Ghoulخشونت، هیولاهای عجیب، لحظات اکشن باورنکردنی و جذاب، پیوستن ناخواسته و ناگهانی فرد به قصه‌ای بزرگ‌تر از خود، در خطر قرار گرفتن جوامع انسانی، هم‌زیستی اجباری موجودات متفاوت، عناصر رازآلود، سکانس‌های دلهره‌آور، برخی ثانیه‌های بزرگ‌سالانه و حتی طی بعضی دقایق، سرگرم‌کنندگی نه‌چندان معنی‌دار به سبک انیمه‌های مشابه، همه و همه جزو عناصر تشکیل‌دهنده‌ی انیمه‌ی Tokyo Ghoul هستند.اگر در دنیای انیمه‌های ژاپنی به‌دنبال چنین مواردی می‌گردید و ترجیح می‌دهید محصولاتی دارای حس‌وحال نسبتا مشابه با اثر مورد بحث را ببینید، ما در پایان این مقاله پیشنهاد داریم.(Mirai Nikki (Future Diaryچه می‌شود اگر در جهانی تخیلی، حاکم مکان-زمان به‌دنبال جانشین بگردد؟ چگونه می‌توان شخصی لایق این جایگاه را پیدا کرد؟ مگر نه اینکه تلاش برای انجام چنین کاری می‌تواند سرنوشت هستی و تمام ساکنین آن را دچار تغییر کند؟برای این بازی ۱۲ بازیکن انتخاب می‌شوند. آن‌ها باید در مسابقاتی بر سر مرگ و زندگی بجنگند و فقط از عقل، توانایی‌های شخصی خود و دفترچه‌ی خاطرات آینده (Future Diary) بهره ببرند؛ دفترچه‌ای که تقدیم بازیکن‌ها شده است. با این دفترچه هر شخص می‌تواند به شکلی منحصر‌به‌فرد، به آینده نگاه بیاندازد. این وسط یکی از شرکت‌کنندگان خاص در بازی، دانش‌آموزی ظاهرا عادی است. او دفترچه‌ی خاطرات رندوم (Random Diary) را در اختیار دارد و هرگز فکر نمی‌کرد وارد چنین رقابت ترسناک و عجیبی شود. اگر به‌دنبال فانتزی‌های عجیب و همزمان دارای تِم عاشقانه می‌گردید، Mirai Nikki/Future Diary را از دست ندهید.!Akame ga Killدرون جهانی که از ابتدا هم مشکلات زیادی داشت، یک اتفاق در حال نابود کردن زندگی‌ها و رساندن حیات اجتماعی به بی‌نظمی مطلق است. همه هم خوب می‌دانیم که داخل چنین دنیایی، خود انسان‌ها تبدیل به بزرگ‌ترین خطر ممکن می‌شوند. هرچه که نباشد، دنبال کردن آثاری مانند داستان شاهکار The Road از کورمک مک‌کارتی چنین مواردی را خوب به مخاطب‌ها آموخت. بسیاری از انسان‌ها وقتی آب باشد، به قول معروف شناگرهای کاربلدی هستند. Akame ga Kill هم نشان‌دهنده‌ی همین حقیقت است؛ تصویری از بدترین کارهایی که در بدترین شرایط، توسط بدترین انسان‌ها انجام می‌شوند.یک مبارز به سمت پایتخت می‌رود. چون می‌خواهد روستای محل زندگی خود را از فقر نجات دهد. اما وقتی به شهر می‌رسد، روبه‌روی اوضاعی به مراتب خراب‌تر از وضع روستا قرار می‌گیرد. ماجرای اصلی هم از جایی کلید می‌خورد که او گروهی از قاتل‌ها به اسم Night Raid را می‌بیند. آن‌ها شاید آخرین امید سرباز باشند. در حقیقت وی تمام دوست‌های خود را در وضعیت اسفناک پایتخت، از دست داده است.مثل کانکی در «توکیو غول»، این‌جا هم با کاراکتری روبه‌رو هستیم که ناگهان درک او از وضعیت دنیا کامل‌تر می‌شود. سپس وقتی که چشم‌ها به حقیقت باز شدند، فرد مورد نظر برای بازگرداندن صلح و نظم به این جهان می‌جنگد. گروه Night Raid که حالا مبارز هم یکی از اعضای آن است، دو هدف را دنبال می‌کنند؛ نابود کردن شیطان سایه‌انداخته بر جهان و برگزاری انقلابی که پرچم حکومت فاسد و ظالمانه‌ی وزیر مختار را بسوزاند.Guilty Crownیک ویروس آخرالزمان را برپا می‌کند و به همین خاطر ژاپن وارد دوران پسا-آخرالزمان می‌شود. این کشور اکنون دیگر سیستم قضایی درستی ندارد و مردم حاضر در آن زیر سایه‌ی سیستم GHQ روزگار می‌گذرانند. GHQ یک واحد ارتشی مستقل است که به حفظ نظم و صلح می‌پردازد. البته که وقتی چنین نیرویی حکم‌فرمایی کند، نیروهای انقلابی هم علیه آن به پا می‌خیزند. Funeral Parlor نیز نام یکی از مهم‌ترین گروه‌های شورشی داستان Guilty Crown است. مشکلات اما از جایی بر سر کاراکترهای مختلف فرود می‌آیند که طی فرار یک نفر از تشکیلاتی به‌خصوص، پای یک دانش‌آموز عادی هم به این ماجراهای عجیب باز می‌شود.اما پیوستن این دو نفر به یکدیگر در دل اوضاع عجیب به وجود آمده، قدرت پادشاهان را تقدیم یکی از آن‌ها می‌کند؛ قدرتی پر رمز و راز که به قلب مردم گره می‌خورد و ابزار و سلاح‌های گوناگون را تحویل وی می‌دهد. باز هم به مانند آن‌چه برای کانکی اتفاق افتاد، پسری را می‌بینیم که به قصه‌ای بزرگ‌تر از خود گره خورده است. او حالا یکی از شخصیت‌های اصلی داستانی است که سرنوشت جهان را رقم خواهد زد.(-Kiseijuu: Sei no Kakuritsu (Parasyte -the maximموجودات فضایی انگل‌مانند به زمین می‌آیند و تبدیل به بخش‌های مختلفی از بدن‌های افراد گوناگون می‌شوند. چنین داستان‌هایی پیش‌تر هم در مدیوم‌های گوناگون روایت شده‌اند. ولی کم پیش می‌آید که یکی از آن‌ها خشونت تصویری مریض و آزاردهنده‌ی این انیمه را داشته باشد. در داستان این انیمه، موجودات فضایی ازطریق گوش‌های چندین و چند آدم وارد مغز افراد گوناگون می‌شوند و آن‌ها را تبدیل به موجوداتی انسان‌مانند و به‌شدت خطرناک می‌کنند.در همین حین انسانی قرارگرفته در آستانه‌ی تبدیل شدن به یکی از همین قاتل‌های عجیب‌وغریب نجات می‌یابد. در حقیقت موجود فضایی واردشده به اتاق او، باتوجه‌به قرار داشتن هدفون روی گوش‌های وی وارد دست پسر ۱۷ساله می‌شود. این‌گونه هویت پسر دست‌نخورده می‌ماند و همزمان او به یک نوع هم‌زیستی با دست جدید می‌رسد؛ دستی قدرتمند که حتی چشم‌های خود را دارد. حالا شخصیت نوجوان سریال که در ابتدا از این دست می‌ترسید، به هم‌زیستی با موجود فضایی تن می‌دهد و قدرت کسب‌کرده را در آغوش می‌کشد تا به جنگ خطرهای بزرگ‌تر برود. می‌دانم که قطعا افراد علاقه‌مند به «توکیو غول» با خواندن این توضیح به یاد هم‌زیستی ریزه و کانکی می‌افتند.برای ایستادن در مقابل تهاجمی خونین از سوی بیگانگان که در قالب انسان‌ها مشغول بلعیدن انسان‌های دیگر شده‌اند، نوجوانی ۱۷ساله به پذیرش هم‌زیستی با یکی از آن‌ها برای نابود کردن مابقی رو می‌آوردBlue Exorcistدنیا در Blue Exorcist دو بُعد دارد و اصلا آن جهانی نیست که در ظاهر به نظر می‌رسد. بعد اول دنیا Assiah نامیده می‌شود که انسان‌ها ساکن آن هستند و بعد دوم، Gehenna نام دارد. می‌پرسید Gehenna محل زندگی چه موجوداتی است؟ اهریمن‌های قوی و سیاه که قصد تصرف بعد Assiah را دارند. در اصل راهی برای رفتن از این بعد به بعد دیگر وجود ندارد. ولی مشکل این‌جا است که شیاطین راهی برای تصرف جسم چند انسان پیدا کرده‌اند و می‌خواهند از داخل به Assiah حمله کنند.شیاطین بدون رقیب هم نیستند و تحت فشار جن‌گیرها قرار دارند؛ آموزش‌دیدگانی که می‌خواهند جلوی حمله را بگیرند و نظم را حفظ کنند. این وسط شاید بزرگ‌ترین برگ برنده‌ی بعد Assiah فردی گره‌خورده به شیاطین باشد که همان‌گونه که حدس می‌زنید، بیشترین شانس برای به چالش کشیدن آن‌ها را دارد.عکس های زیادی نداشتم برای همین نگذاشتم عکس خوب امید وارم خوشون بیاد تا چند ساعت دیگم پارت 3 ناروتو رو میزارم</description>
                <category>ناروتو اوتاکویی</category>
                <author>ناروتو اوتاکویی</author>
                <pubDate>Tue, 12 Oct 2021 13:20:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ناروتو کمیک پارت 2</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69119950/%D9%86%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%AA%D9%88-%DA%A9%D9%85%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-2-dzxx9rpkyhha</link>
                <description>سلام دوستان امروز میخواهم پارت 2 ناروتو رو بذارم اگه این پستم 4 لایک بخوره پارت بعدی رو میزارم ولی میخوام اگه پارت 2 طول کشید تا لایک شه قبلش درباره انیمه توکیو غول بزارم ولی اگه زود لایک خورد تقریبا هر دوشو تو یه زمان میزارم خوب بریم طنز و کمیک ناروتو رو ببینیمکمیک 1پایانحالا میریم سراغ طنز ناروتو  شروعناروتو ایرانیخب اینم از طنز هام بعدی یه کمیک رنگی استبریم برای کمیک رنگیخوب امید وارم قشنگ بوده باشه لطفا کامنت بزاریدراستی اگه پارت 3 ناروتو رو میخواهید 4 لایک نیازه</description>
                <category>ناروتو اوتاکویی</category>
                <author>ناروتو اوتاکویی</author>
                <pubDate>Mon, 11 Oct 2021 12:35:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ناراتو پارت یک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69119950/%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-atlrlphnrr47</link>
                <description>سلام دوستان پارت اول ناراتو دربارهی زندگی ناراتو است اما پارت های بعدی دربارهی شخصیت ها و قدرت هایشان و حتی طنز های ناروتو است خوب بریم برای شروع پارتناروتو، اگر با آن آشنایی ندارید، داستان ماجراجویی‌های ناروتو اوزوماکی از کونوها روستای نینجاها را دنبال می‌کند. مانند بسیاری از پروتاگونیست های شونن، او سرزنده، شیطان، زودجوش و گریبان گیر سرنوشتی است که بر روی شانه‌هایش سنگینی می‌کند. درون ناروتو، بی‌خبر از همه جا در ابتدای داستان، روباه اهریمنی نُه دم نهفته است. این روباه درگذشته خرابی‌های وسیعی در کونوها به بار آورد. یتیم شده و رانده‌شده توسط سایر ساکنین روستایش، ناروتو به‌تنهایی بزرگ می‌شود و به هر کاری برای جلب‌توجه دست می‌زند. پس از پذیرفته شدن به‌عنوان شاگرد مدرسه نینجاها، او هدفش را چیزی قرار می‌دهد که او را به مرکز بی‌حرف و پیش توجه تبدیل خواهد کرد: کسب مقام هوکاگه، رهبر روستا.کوروما ( نه دم )اهداف داستان با چهارچوب معیارهای مجموعه‌های شونن همسو است. لوفی از وان پیس درباره شاه دزدان دریایی به هرکس که سر راهش قرار گیرد می‌گوید. دکو، ستاره مدرسه قهرمانانه من، می‌خواهد مانند استادش قهرمان شماره یک ژاپن به موفقیت برسد. حتی در دراگون بال زد، یکی از ستون‌های ژانر شونن در انیمه‌ّا، گوکو (قهرمان قصه) همیشه به دنبال تبدیل‌شدن به قدرتمندترین جنگجو است. آنچه که رؤیای ناروتو را از سایرین جدا می‌کند این است که او از کینه‌توزی این هدف را برمی‌گزیند. مأموریت ناروتو دررسیدن به مقام هوکاگه (بالاترین مقام در منطقه‌اش) کمتر درباره مقام و جایگاه و بیشتر به خاطر قرار دادن او بالاتر از روستاییانی است که تمام طول عمرش او را به سخره گرفته یا نادیده گرفته‌اند. نه تنها آنها باید به او توجه کنند، او می‌تواند هرچه می‌خواهد به آنها دستور نیز دهد. به این شکل او هرگز دوباره تنها نخواهد شد.ناروتو پس از مدت کوتاهی با شخصیت‌های مکمل هم‌گروه می‌شود که هرگز به‌طور کامل داستان را ترک نمی‌کنند: استاد مرموز او با قلبی از طلا، کاکاشی هاکاته،  ساکورا هارانو عاشق‌پیشه احساساتی و به خوبی استفاده‌نشده. و سایه‌ای که ناروتو هرگز نمی‌تواند از آن فرار کند، نزدیک‌ترین دوستش و سرسخت‌ترین رقیبش، ساسوکه اوچیها. این سه نفر اولین گروه اجتماعی هستند که ناروتو عضوی از آن می‌شود. آنها کسانی هستند که به این پسرک نینجا فرصت می‌دهند که فرای ریشه‌های خود رشد کند. در ماجراجوهای اولیه، تیم در مسیری کلیشه‌ای، قابل پیش‌بینی و سرگرم‌کننده قرار می‌گیرد. ساکورا شیفته ساسوکه است که ساسوکه به‌هیچ‌عنوان علاقه‌ای به او ندارد.ساسوکه شخصیتی تاریک و درون‌گرا  دارد و متمرکز روی انتقام خود از قاتل خانواده‌اش،  یعنی برادرش ایتاچی اما به‌تدریج برای هم‌تیمی‌هایش از لاک خود خارج می‌شود. کاکاشی به رشد آنها کمک می‌کند و مهارت‌هایشان را بهبود می‌بخشد و با گذر زمان نگرانی‌ها و مراقبت‌هایش برای اعضای گروه ورای نقش معلمی می‌رود. و ناروتو چسبی است که همه این افراد را کنار هم نگه می‌دارد. اکنون‌که برای اولین بار در عمرش دوستانی پیداکرده، حال برای چیزی مهم‌تر از جلب‌توجه می‌جنگد و دیگر نمی‌تواند به رویه سابق خود بازگردد.با گذر زمان ناروتو خود را در تقابل با اشرار مختلف می‌یابد تا اینکه این سه نینجای جوان وارد تورنمنتی برای اثبات مهارت‌هایشان می‌شوند. در انتهای تورنمنت، ناروتو اکثر رقیبان را  با استفاده از ترکیب مهارت و سرسختی همیشگی‌اش از دور خارج می‌کند. تنها رقیب بازمانده، گارای خطرناک است، یکی از بی‌رحم‌ترین شرکت‌کننده‌ها. درنهایت، ناروتو از راز تاریک گارا باخبر می‌شود. او یک جینچوریکی، میزبان اهریمن تک دم، شوکاکو تانوکی است. درست مانند ناروتو. بااینکه ساسوکه رقیب حقیقی ناروتو به‌حساب می‌آید، گارا شاید بزرگ‌ترین موفقیت او باشد. کودکی گارا حتی بدتر از ناروتو بوده، وی به‌طور دائم توسط خانواده‌اش مورد تعقیب و عتاب برای داشتن اهریمنی درون خود قرارگرفته و هم‌چنین از ترس نهان شدن شوکاکو از خوابیدن در آرامش نیز محروم بوده است.او زندگی سرد و تنها داشته و از همین رو به فردی سرد و بی‌احساس تبدیل‌شده است. او سایر نینجاها را چیزی بیش از موجودات آزاردهنده یا اسباب‌بازی نمی‌بیند. درون گارا، ناروتو راهی را می‌بیند که اگر به خاطر دوستانش نبود، او هم نمی‌توانست در آن قدم بگذارد. قدرت گارا بسیار زیاد و هیولا مانند است اما خشم، رنج و نفرت نیروی محرکه آن است. درست مانند ناروتو در گذشته‌ای نه چندان دور. او این موضوع را با قرار گرفتن در مقابل فردی درک می‌کند که باید او را بهتر از هرکسی در این دنیا بفهمد. و بفهمد که آن چاه خشم و نفرت درون او خشکیده است. ناروتو دیگر نمی‌تواند برای اثبات ارزش خود بجنگد چراکه اکنون به خودشناسی رسیده است. اما می‌تواند برای کسانی که برایش عزیزند بجنگد. کاری که یک هوکاگه نیز انجام می‌دهد.نبرد ناروتو و گارا با مجروحیت هردوی آنان و عدم توانایی حرکت هر دو به‌پایان می‌رسد. ناروتو خودش را به جینچوریکی مانند خودش نزدیک می‌کند درحالی‌که گارا با گذر ثانیه‌ها بیشتر و بیشتر از مردن در آنجا، تنها و بدون آنکه کسی دوستش داشته باشد وحشت وجودش را فرامی‌گیرد. اما ناروتو سرش را بلند می‌کند و به چشمان گریزان گارا با اشک در چشمانش خیره می‌شود. او گارا را تهدید یا برای او خودنمایی نمی‌کند. می‌گذارد این پسر ناراحت و ترسیده بداند که برای اولین بار در زندگی‌اش، کسی را دارد که از حالش باخبر است و می‌خواهد به او کمک کند.برای اولین بار، ناروتو دشمنش را نه تنها با نینجوتسوی قدرتمند و هنرهای رزمی بلکه با همدردی و درک متقابل به‌زانو درمی‌آورد.البته باید گفت که ایده تبدیل دشمنان به متحدان در مجموعه‌های شونن از ناروتو آغاز نشد. نیمی از متحدان گوکو کسانی هستند که پیش از آن به دنبال کشتن او بوده‌اند و لوفی احترام همه، از دزدان دریایی رقیب تا افسران نیروی دریایی را به‌دست آورده است. اما این تغییرات بیشتر به این خاطر رخ می‌داد که گوکو و لوفی قدرتمندتر از رقیبان خود بودند؛ همین. آنها نبردهایشان را پیروز می‌شدند و دشمنانی که به‌دست آنان کشته نمی‌شدند آن‌قدر تحت تأثیر توانایی‌ها و کردارشان قرار می‌گرفتند که تصمیم می‌گرفتند جبهه خود را تغییر دهند.ناروتو نیز توانمند است و اکثر نبردهایش را برده است اما بردن در این دنیا کافی نیست. دشمنانی که نیروی محرکه‌شان انزجار و درد و انتقام است به خاطر اینکه پسری در یک پارکا دندانشان را در دهانشان خردکرده است به راه راست هدایت نمی‌شوند. اما، اگر آن پسر دستش را برای دوستی پیش بیاورد، به شنیدن تجربیات آنان دل بدهد و نقاط مشترک میان خود و آنها را برای باهم پیش رفتن پیدا کند؟ این یک داستان کاملاً متفاوت است.با پیشروی مجموعه، ناروتو در برابر ترند شخصیت اصلی همواره نابالغ و کله‌شق ژانر شونن که برایش تعریف‌شده ایستادگی می‌کند. او رشد واقعی را تجربه می‌کند و افرادی که در کنارش هستند را نیز بهتر می‌کند. گارا از محبتی که ناروتو به او نشان می‌دهد برای پرورش قدرت درونی‌اش استفاده می‌کند و به مقام رهبری مردمش می‌رسد. و آنها را به خوبی هدایت می‌کند. او به این درک می‌رسد که ساکورا به او علاقه‌ای ندارد و یاد می‌گیرد برای رشد او و پس از راهی بسیار بسیار طولانی از رابطه‌اش با ساسوکه خوشحال باشد.او زمانی پسری جفا دیده بود که از مردمانی که طردش کرده بودند عاصی بود و اکنون به پسر جوانی سرزنده و مهربان بدل شده که هر کار از دستش بربیاید انجام می‌دهد تا هیچ‌کس رنج‌هایی که او کشیده را تجربه نکند. او حتی به مقابله اهریمن درون خود، روباه نه دم می‌رود و لبخند می‌زند. اگر ناروتو بخواهد نفرت و انزجار مسموم‌کننده بجنگد، چرا باید طرز تفکرش نسبت به تجسم بدترین خاطراتش زندگی‌اش از این قاعده مستثنا باشد؟ رشد و بلوغ ناروتو دنیای اطرافش را تحت تأثیر خود قرار داد تا جایی که ملت‌هایی که هرگز صلح به خود ندیده بودند را باهم متحد کند. او به راه خود ادامه می‌دهد تا زمانی که به تنها جایی که می‌تواند منتهی شود برسد: رویارویی با ساسوکه.تنها کسی که پس از جدایی از کونوها و سقوط در تاریکی مطلق در طول بخش اعظمی از مجموعه، با تلاش‌های بی‌شمار ناروتو، تمامی دست‌های به سویش دراز شده برای بخشش و ارتباط احساسی را پس‌زده است.ساسوکه می‌خواست زمین را به آتش کشیده و از خاکستر آن زندگی جدید آغاز کند، اما نه به خاطر رؤیاهای جنون وار فتح یا سرنوشت در سنگ حک‌شده، بلکه به خاطر انزجار از کسانی که اجازه دادند خانواده‌اش کشته شوند. او هرگز نتوانست از چاله تاریک و تنهایی که به ناروتو در خروج از آن کمک کرد بیرون بیاید. او ضدقهرمان بدخلق و بی‌رحم رؤیای هر نوجوانی است. او وقت برای چیزهایی مثل وقت گذراندن با دخترها، همکاری با دیگران و احساساتی شدن ندارد. او را انگیزه قدرتمند شدن و چیره بر هرکسی که سر راهش قرار بگیرد فراگرفته است.مأموریت وی به‌قدری برایش اهمیت دارد که فدا کردن برادرش و بازگشت او از مرگ (پیش از دوباره فدا کردن او) نتوانست ساسوکه  را از پیشروی به‌سوی هدفش بازدارد.او تجسم هر آنچه که ناروتو نیست است و حاضر به رشد و تغییر نیست و فقط می‌خواهد به کسانی که به او آسیب‌زده‌اند آسیب برساند.دست رد زدن ساسوکه به سینه ناروتو به‌دفعات فراوان به همان اندازه که از ترس سرچشمه می‌گیرد از روی خشم  نیز هست. وقتی‌که تمامی پل‌های پشت سرش را سوزانده و به‌تمامی متحدان خود خیانت کرده چطور می‌تواند دوباره کامل شود؟ او نمی‌تواند به هیچ‌کس اجازه دهد تنهایی و ترس او را ببینند چراکه آن‌وقت همان یگانه قدرتی که بر روی دیگران دارد نیز ناپدید می‌شود. اما ناروتو هرگز نترسیده بود، رانده نشده بود. او هرگز، حتی وقتی‌که منطق به او دیکته می‌کرد باید از ساسوکه قطع امید کند، چنین نکرد زیرا می‌دانست ترسیده بودن و تنهایی چه حسی دارد.هیچ‌ فرد دیگری نمی‌توانست. و درنهایت، پس از 700 چپتر و نبردهای بی‌شمار، این دو خونین و مجروح روی زمین می‌افتند، اما در کنار هم. ساسوکه بالاخره اعتراف می‌کند که ناروتو پیروز شده است. او هرگز تسلیم نمی‌شود و ساسوکه نمی‌تواند او را بکشد، علی‌رغم آنکه ترسش از او می‌خواهد چنین کند. و بااینکه ناروتو نمی‌تواند این بار دوستش را از زمین بلند کند، او و ساسوکه کاری دیگر که به همان اندازه ارزش دارد انجام می‌دهند:در دریایی مملو از قهرمانان و اشرار چنین سرسخت و دگر جهانی، ناروتو به‌عنوان کسی که اول از همه دستش را به‌سوی یک فرد شرور با لبخند بر صورتش دراز می‌کند شناخته می‌شود. و هواداران نیز متوجه این موضوع شدند.ناروتو به‌طور متناوب در طول 15 سال چاپ آن جز پرفروش‌ترین مانگاها در جهان بود و ازنظر بین‌المللی هم در قالب مانگا و هم انیمه به موفقیت چشم‌گیری دست‌یافت. هرچند مهم‌تر از همه، تأثیری بود که این اثر بر روی نسل بعدی خالقان گذاشت. در مجموعه‌هایی چون مدرسه قهرمانانه من (My Hero Academia)، دیوکش (Demon Slayer) و حتی جنگ غذاها (Food Wars) می‌توان ردپای ناروتو را دید، با قهرمانانی که از گریه کردن هراس ندارند و مجادلات را از طریق همدردی و مبارزه حل می‌کنند. تصور دنیایی که در آن دکو با قلبی باز در آسمان پرواز می‌کند بدون ناروتو در حال دویدن در حالی دستانش در کنارش رو به‌عقب قرار دارند، ممکن نیست. و اکنون، به‌عنوان زنی که از این مجموعه بیش از یک دهه دوری کرده بود اقرار می‌کنم که از تجربه آن بهره بردم. همه ما می‌توانیم تلاش کنیم تاکمی بیشتر شبیه ناروتو باشیم.</description>
                <category>ناروتو اوتاکویی</category>
                <author>ناروتو اوتاکویی</author>
                <pubDate>Sun, 10 Oct 2021 11:55:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برسی انیمه کلاس آدم کشی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69119950/%D8%A8%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%DA%A9%D8%B4%DB%8C-xguyr80tue6h</link>
                <description>نام: کلاس درس آدمکشی (Assassination Classroom)ژانر : اکشن | کمدیمدت زمان : میانگین هر قسمت ۲۵ دقیقهتعداد فصل: ۲ فصلتعداد قسمت‌ها: ۲۲ قسمتسال اکران: ۲۰۱۵ داستان انیمه درباره موجودی ناشناس و مرموز به نام «کورو سنسی» است. این موجود که ظاهری به شکل یک اختاپوس دارد قصد دارد تا سال آینده زمین را به شکل بدتری نابود کند.هیولای اختاپوس شکل کورو سنسی اما پیش از نابودی زمین می‌خواهد تا معلم گروهی از دانش آموزان سطح پایین شود و دولت هم به این درخواست او جواب مثبت می‌دهد. کورو سنسی در کنار آموزش به این دانش آموزان راه و روش‌های قاتل شدن را نیز به آن‌ها می‌آموزد تا بتوانند او را در پایان سال آینده از پا در آورند. از طرفی دولت ده میلیون ین به شخصی که بتواند کوروسنسی را نابود کند پرداخت خواهد کرد. همچنین گلوله‌های مخصوصی در اختیار دانش آموزان قرار داده تا آن‌ها بتوانند کمی راحت‌تر کوروسنسی را از پا در آورند، زیرا در این گلوله‌ها نوعی ماده سمی وجود دارد که کوروسنسی به آن‌ها حساسیت‌ دارد. اما چطور می‌شود یک موجود با نیروهای ماورایی را به قتل رساند؟ Assassination Classroom روایت کننده یک داستان کمدی ساده نخواهد بود. بلکه این انیمه پا را فراتر از این بحث‌ها گذاشته و در دل خود موجی از احساس را پنهان کرده که با تماشای آن به مخاطب القا می‌شود.کایانو  ناگیسا  کارماشخصیت پردازی Assassination Classroom می‌تواند جزو دلایلی باشد که شما را پای این انیمه جذاب بنشاند. در طول انیمه بیننده با حدود ۳۰ شخصیت متفاوت رو به رو می‌شود که هر کدام از آن‌ها رفتار و احساسات مخصوص به خودشان را دارند. وقتی شخصیت جدیدی وارد داستان می‌شود بیننده با خودش می‌گوید که این فرد باید از شخصیت‌های منفی داستان باشد اما اصلا اینطور نیست و با پیشروی داستان به سمت جلو مخاطب از سخن خود پشیمان شده و آن شخصیت را جزو بهترین شخصیت مثبت داستان می‌بیند. باکوروسنسی آشنا شوید!همانطور که پیش‌تر بیان شد، در طول انیمه مخاطب با حدود ۳۰ شخصیت سر و کار خواهد داشت و این فقط وقتی است که ما بخواهیم تعداد شخصیت‌ها را بشماریم. اما اگر بخواهیم از بُعد طراحی به آن‌ها نگاه کنیم. سازندگان فقط برای شخصیت «کوروسنسی» حدود ۵۷ سر مختلف طراحی کرده‌اند که در طول انیمه به نمایش گذاشته می‌شود. به طور مثال وقتی کورو سنسی عصبانی می‌شود رنگ سر او از زرد به قرمز تغییر می‌کند و اگر بخواهد مخالفت خود را در انجام کاری نشان دهد سر او به شکل یک دایره بزرگ قرمز در‌می‌آید و از طرفی هر شخصیت چهره متناسب با رفتار خودش را دارد و به همین دلیل بیننده راحت می‌تواند با آن‌ها ارتباط برقرار کند. جدا از بحث طراحی چهره‌ی شخصیت‌ها، Assassination Classroom در بخش طراحی محیط هم به خوبی عمل کرده است. بیننده در انیمه شاهد صحنه‌های بسیار زیبا و چشم نوازی خواهد بود.وقتی از تغییر رنگ سر کوروسنسی حرف میزنیم، دقیقا از چی حرف میزنیم!کورو سنسی عصبانیصداپیشگان شخصیت‌ها هم به نحو احسن کار خود را در این بخش انجام داده‌اند و در انیمه شاهد دیالوگ‌های طنز بسیاری خواهید بود که به زیبایی انیمه اضافه می‌کنند. از طرفی موسیقی ابتدایی انیمه با حال و هوای شخصیت‌های اصلی داستان که همان حس نوجوانی و شور و هیجان را دارند، آغاز می‌شود و بیننده را برای شروع یک قسمت دیگر آماده می‌کند. صداگذاری تغییر احساس کوروسنسی (عوض شدن رنگ سره او) و بخش‌های هیجانی داستان مانند درگیری‌ها، همه و همه به بهترین نحو ممکن انجام شده است. Assassination Classroom در بحث موسیقی متن جای هیچ گونه حرفی باقی نگذاشته است. مخاطب به راحتی می‌تواند با موسیقی متن این انیمه ارتباط برقرار کند و همراه آن به تماشای انیمه بنشیند.ناگیسا لحظه مرگ کورو سنسیدانش آموزان کلاس سوم اِیAssassination Classroom با داستان طنز و زیبایش که پر از اتفاقات تلخ و شیرین است و دیالوگ‌های طنز بسیارش که بیننده را بیش‌تر از هرچیزی به دیدن ادامه آن ترغیب می‌کند و موسیقی متن هیجانی و زیبای آن و وجود ۳۰ شخصیت مختلف با رفتار و احساسات گوناگون همه و همه می‌توانند ازدلایلی باشند که شما به تماشای این انیمه جذاب بنشینیخوب دوستان امید وارم مطالب به دردتون خورده باشه لایک و کامنت یادتون نره اگه کسی برای پست بعدیم  پیشنهادی داره بگه که من همونو بزارم </description>
                <category>ناروتو اوتاکویی</category>
                <author>ناروتو اوتاکویی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Oct 2021 09:11:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عکس طنز اوتاکویی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69119950/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B7%D9%86%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D8%AA%D8%A7%DA%A9%D9%88%DB%8C%DB%8C-zm6pkpl8hfja</link>
                <description>سلام دوستان من ناروتو اوتاکویی هستم این اولین پستم هست امید وارم خوشتون بیاد کامنت و دنبال یادتون نرهچه جوری سالم موند اون عینک ؟!حق با داداش بزرگه استو فقط یک اوتاکویی میتونه این صحنه رو درک کنهواقعا توکیو غول قشنگهواقعا تحملش سخته??لطفا خواهشمندم این کار رو نکونیدهزاران باربرام اتفاق افتاده واقعا تصمیم سختی استمنم یه همچین اتفاقی رو میخوام تجربه کنمخوب دوستان پست اولم تموم شد امید وارم خوشتون اومده باشه پست بعدیم در انیمه کلاس آدم کشی است امید وارم خوشتون بیاد بهم بگید تا بدونم تو بقیه پستام چی بزارم</description>
                <category>ناروتو اوتاکویی</category>
                <author>ناروتو اوتاکویی</author>
                <pubDate>Thu, 07 Oct 2021 15:13:56 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>