<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فلانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_69238615</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 13:27:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>فلانی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_69238615</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یادداشت احمقی که بیشتر از تو میفهمد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69238615/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D9%82%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88-%D9%85%DB%8C%D9%81%D9%87%D9%85%D8%AF-vpwgwzmmgnku</link>
                <description>خواستم نظرتان را در مورد چند مفهوم از آخرین کتابی که خواندم جلب کنم مفاهیمی که ریشه در موجودیت انسان و چیستی و هستی اش دارد مفاهیمی که بسیاری از مفسرانش را به وادی خودکشی یا خودشکوفایی و درک زندگی رسانده استمفهومی به نام اگزیستانسیالیسم!اوووف چه واژه ی سختیه واقعا!دروغ چرا همین که خواستم بنویسمش یه چن بار نوشتارشو چک کردمحالا اون وسطا به دوبارم معنی و مفهومشو دوباره خوندم...خب سخته دیگه چ بدونیم اگزیستانسیا چی چی چیه اصلامادرم کتاب خون بوده اخه بابام کتاب خون بوده اصلا مگه اینجا کسی کتاب میخونه...حتی کتابفروشیا هم بیشتر تمرکزشون رو جلد کتاب و دکور مغازشونه تا حالا کتاب چی دارن... حالا اون وسط چهارتا کتاب ترند شازده کوچولو و اقا صادقو ی ور گذاشتن هرکی اومد ی چیزی خواست بچپونن بهش...همینم درسته...کی حوصله خوندن داره...بشینی چهار ساعت سطر سطر رویا پردازی کنی...بابا مردم دوپامین میخوان!دوپامین مثله یه پستان پر از شیر داره همه رو تغذیه میکنه با شیر گرم سرشار از لذت که همرو در اعتیاد به خودش غرق میکنهاون لحظه مکیدن... اون لحظه ای که همه سر جاشون میشینن ... گوشیا دستشونه و با پست هایی دوپامینرژیک قلقلکشون میادجک های دو خطی...اخبار یک خطیما ،مردم معتاد به دوپامین...گله وار و گوسفند مانند، پشت قاب شیشه ای با نگاه های خیره و چهره ای ژولیده منتظریم...کی حوصله داره کتاب بخونه اخه...دروغ نگم خودمم حوصله ندارم ...دیگه ته تهش بشینم قبل خواب یه دو صفحه بخونم که خوابم ببره...منم یه معتاد دوپامینی ام مثله خودتونمنم چشم بسته درست مثله یه گوسفند هر جایی که بوی دوپامین میاد میرم...هر چی باشه منم یه احمقم...مثل بقیه...فقط تو همین یادداشته که ظاهرا بیشتر میفهمم...بگذریم ...برگردیم رو مفهوم اگزیستانسیالیسم...</description>
                <category>فلانی</category>
                <author>فلانی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Mar 2025 14:34:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حقیقتو بنداز دور بیا یکم بهم دروغ بگو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69238615/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%A7-%DB%8C%DA%A9%D9%85-%D8%A8%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D8%A8%DA%AF%D9%88-somwqzoz0olm</link>
                <description>خجالت بکشید!دیگر سنی از همتون گذشته...با اینهمه راستی و درستی که مامان باباهاتون بهتون یاد دادن میخواین به کجا برسین!اصلا جایی هست که بخواین بهش برسین؟یا فقط میخواین خودتونو باهاش زجر بدین؟ احتمالا خودتون و همه ادمای بی چاره ای که در شعاع ترکش ناشی از احساسات و عواقب زندگیتون هستن...دروغ به این قشنگی... مگه چشه؟یکم دروغ به خودتون بگید یکم به ذهنتون دل خوشی بدین بذارین این مخ بدبخت کم بزنه تو سر خودش!قشنگ به دروغاتون شاخ و برگ بدین ...قشنگش کنینارایشش کنین بهش برسینبهش بچسپین...بعد اینکه حسابی خوشگل شد بندازین رو پرده تئاتر ذهنتون...بخندید...لذت ببرید از این صحنه باشکوه...والا! کی ب کیه ... حقیقت کیلویی چندههرچند هیچوقت حقیقت ول کنمون نیسهر چقدر سعی کنیم دروغامونو از دامان آلودگی حقیقت دور کنیمبالاخره یه روزی پیداش میکنهبالاخره با خنجر تاریک تیز تلخ خودش به جان پرده میفته...بالاخره پیدامون میکنهولی... بذارین تا وقتی که دنبالمون میگردهتا وقتی که سر و صداش خیلی بلند نشدهاز این تئاتر دروغیناز این صحنه زیبالذت ببریم...</description>
                <category>فلانی</category>
                <author>فلانی</author>
                <pubDate>Mon, 24 Mar 2025 02:03:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>