<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های میلادرحمتی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_69265456</link>
        <description>کارشناس  حسابداری و امور مالی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:19:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3227672/avatar/UCxlu3.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>میلادرحمتی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_69265456</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معیارهای حسابداری و اقتصادی: تئوری یکپارچه بودجه بندی سرمایه ای:</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69265456/%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%DA%A9%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AC%D9%87-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%DB%8C-sizak0nzwgem</link>
                <description>Abstract:Accounting measures are traditionally considered not significant from an economic point of view. In particular, accounting rates of return are often regarded economically meaningless or, at the very best, poor surrogates for the IRR, which is held to be “the” economic yield. Likewise, residual income does not enjoy, in general, periodic consistency with the project NPV, so residual income maximization is not equivalent to NPV maximization. This paper shows that the opposition accounting/economic is artificial and, taking a capital budgeting perspective, illustrates the strong (formal and conceptual) connections existing between economic measures and accounting measures. In particular, the average accounting rate of return is the correct economic yield of a project; the traditional IRR is (whenever it exists) only a particular case of it. The average accounting rate generates a decision rule which is logically equivalent to the NPV rule for both accept/reject decisions and project ranking. The paper also shows that maximization of the simple arithmetic mean of residual incomes is equivalent to NPV maximization, owing to its periodic consistency in the sense of Egginton (1995). Such an index may then be used for incentive compensation as well. Moreover, asset pricing may be interpreted in accounting terms as the process whereby the market determines the income impact on the assets’ value. As a result, the paper harmonizes the notions of accounting rate of return, internal rate of return, residual income, net present value: they are just different ways of cognizing the same notion. This conciliation stems in a rather natural way from three sources: (i) a fundamental accounting identity, which links income and cash flow in a comprehensive way, (ii) the definition of Chisini mean, (iii) a notion of residual income which takes account of the “real” (comprehensive) cost of capitalمعیارهای حسابداری و اقتصادی: تئوری یکپارچه بودجه بندی سرمایه ایخلاصه: به طور سنتی از نقطه نظر اقتصادی، معیارهای حسابداری را معنی دار نمی دانند. به طور خاص، نرخ بازده حسابداری اغلب از نظر اقتصادی بیمعنی فرض شده یا در بهترین حالت نماینده ضعیفی برای نرخ بازده داخلی (که نشان دهنده عملکرد اقتصادی است) می باشد. همچنین، سود باقیمانده نیز با ارزش فعلی خالص سازگاری دوره ای ندارد و حداکثر سود باقیمانده همیشه به معنای حداکثر شدن ارزش فعلی خالص نیست. این مقاله با استفاده از دیدگاه بودجه بندی سرمایه ای، نشان می دهد که تضاد بین حسابداری و اقتصاد یک تضاد ساختگی است و نشان می دهیم که چه به صورت رسمی و چه به صورت مفهومی یک ارتباط قوی میان معیارهای اقتصادی و معیارهای حسابداری وجود دارد. به ویژه این که به نرخ میانگین بازده حسابداری برابر با عملکرد واقعی اقتصادی پروژه است در حالی که نرخ بازده داخلی (هر زمان که موجود باشد) تنها در موارد خاص با عملکرد واقعی اقتصادی پروژه همخوانی دارد. نرخ میانگین حسابداری یک قاعده تصمیم گیری به وجود می آورد که منطقا معادل قاعده به دست آمده از روش ارزش فعلی خالص برای هر دو موضوع قبول یا رد تصمیم و همچنین رتبه بندی پروژه می باشد. این مقاله همچنین نشان می دهد که حداکثر میانگین حسابی ساده سود باقیمانده برابر با حداکثر ارزش فعلی خالص می باشد، که به عبارتی طبق تحقیق اگینتون (1995) می تواند نشانه سازگاری دوره ای میانگین حسابی ساده سود مازاد و ارزش فعلی خالص باشد. این شاخص ها را همچنین برای طرح های تشویقی نیز می توان مورد استفاده قرار داد. علاوه بر این، قیمت گذاری دارایی در اصطلاح حسابداری به فرایندی گفته می شود که به موجب آن بازار اثر درامد بر ارزش دارایی دارایی تعیین می کند. در نتیجه، این مقاله به هماهنگ کردن مفاهیم نرخ بازده حسابداری، نرخ بازده داخلی، سود باقیمانده و ارزش فعلی خالص می پردازد: آنها در حقیقت راه های متفاوت برای رسیدن به یک مفهوم یکسان هستند. این نتیجه ریشه در شیوه ای دارد که از 3 منبع حاصل می شود: (1) ماهیت اساسی حسابداری، جایی که سود و وجه نقد در یک شیوه جامع با هم مرتبط می شوند، (2) تعریف معادله چیسینی ، (3) مفهوم سود باقیمانده که دربرگیرنده حساب هزینه واقعی (جامع) سرمایه است.اندازه معاملات، تسلیم سفارش خرید و اولویت های قیمت در زمان تجزیه سهام:Abstract:We analyze the effect of splits on stock liquidity. The results show a drop in trading volume and depth and an increase in the relative bid-ask spread. We detect a change in trading composition, with an increase in the smallest transactions, mainly on the buyer side of shares whose prices fall significantly after the split. The information asymmetry does not diminish, given that the adverse selection component of the effective spread reduces only insignificantly for the full sample. Finally there are not significant changes in the percentage of orders that provide liquidity to the market. These findings indicate that splits, despite higher transaction costs, encourage the entry of small investors attracted by the lower stock prices.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                      اندازه معاملات، تسلیم سفارش خرید و اولویت های قیمت در زمان تجزیه سهام خلاصه: ما به بررسی اثر تجزیه سهام بر قابلیت نقدشوندگی سهام پرداختیم. نتایج نشان از کاهش حجم و شدت معاملات و افزایش در شکاف قیمتهای دستورات خرید و فروش ‏وارده دارد. ما یک تغییر در ترکیب تجاری مشاهده کردیم که حاصل افزایش در معاملات بسیار کوچک و عمدتا از ناحیه خریداران سهام بود که قیمت های پیشنهادی آنها بعد از تجزیه سهام کاهش شدیدی داشت. با توجه به اینکه مولفه انتخاب نامطلوب تجزیه سهام موثر تنها برای قسمت کوچکی از کل نمونه کاهش می بابد، باعث کاهش عدم تقارن اطلاعات نمی شود.در نهایت در درصد سفارشاتی که نشان دهنده قابلیت نقدشوندگی در بازار هستند، تغییر با اهمیتی مشاهده نشد. این نتایج نشان می دهد تجزیه سهام (با وجود هزینه معاملات بیشتر) باعث تسهیل در ورود سرمایه گذاران کوچک تر می شود که قیمت های پایین تر آنها را به سرمایه گذاری ترغیب کرده است.قوانین استهلاک و ارتباط میان بهای تمام شده نهایی و بهای تمام شده تاریخی:Abstract: The reported cost of a product frequently contains historical cost components that reflect past investments in productive capacity. We examine a setting wherein a firm makes a sequence of overlapping capacity investments. Earlier research has identified particular accrual accounting (depreciation) rules with the property that, on a per unit basis, the historical cost of a product captures precisely its marginal cost. Relative to this benchmark, we investigate and characterize the direction and magnitude of the bias in reported historical cost that results from alternative depreciation rules, including in particular straight-line depreciation in conjunction with partial direct expensing. In addition, we demonstrate that for a reasonable range of parameter specifications the resulting bias is rather small. Finally, we apply our framework to two specific settings. First, in a regulatory context, we establish the extent to which the Accounting Profit Margin is indicative of a firm&#x27;s pricing power in the product market. Second, we model an internal control scenario in which a manager&#x27;s performance is evaluated using residual income, and identify the distortions in investment levels that result from the use of alternative depreciation rules.                                                                                                                                                                           قوانین استهلاک و ارتباط میان بهای تمام شده نهایی و بهای تمام شده تاریخیخلاصه: بهای تمام شده گزارش شده یک محصول معمولا شامل بهای تمام شده تاریخی است که در حقیقت منعکس کننده سرمایه گذاری های قبلی در ظرفیت تولید می باشند. ما به بررسی مجموعه ای پرداختیم که در آن شرکت یک رشته از سرمایه گذاری های مشترک در ظرفیت ها انجام داده بود. در تحقیقات قبلی که با استفاده از قوانین حسابداری تعهدی برای دارایی های ثابت (استهلاک) انجام شده اند، بهای تمام شده تاریخی به طور کامل دربرگیرنده بهای تمام شده نهایی است. در ارتباط با این معیار، ما پس از بکارگیری روش های استهلاک جایگزین از جمله روش خط مستقیم و به ویژه در هزینه های جزئی مستقیم، به بررسی و تعیین میزان و علامت انحراف های ایجاد شده پرداختیم. علاوه بر این، ما نشان دادیم که انحرافات منتج از طیف معقولی از پارامترها کوچک نبودند. در نهایت ما چارچوب خود را برای دو حالت خاص نیز به کار بردیم: اول تعیین میزانی از حاشیه سود حسابداری که در چارچوب مقررات نشان دهنده قدرت قیمتگذاری شرکت در بازار محصول است. دوم هم این که ما مدل خود را بر اساس یک سیستم کنترل داخلی که در آن سود باقیمانده به عنوان معیار عملکرد مدیریت محسوب می شد، نیز بازسازی کردیم، و انحرافات حاصل از بکارگیری روش های مختلف استهلاک در سطوح سرمایه گذاری تعیین شد.انگیزه ها و موانع تغییر روش های حسابداری مدیریت:Abstract: Empirical studies report a gap between theoretical concepts of management accounting and the actual practice in organizations. Specifically, there is a virtual absence of literature on the individual factors that drive or hinder the adoption of sophisticated management accounting concepts. In this paper, we analyze drivers and inhibitors of management accounting change from a managerial perspective. Our research model is an adoption of the theory of planned behavior and reasoned action (Ajzen and Fishbein, 1980: Understanding Attitudes and Predicting Social Behavior. Prentice Hall: Englewood Cliffs, NY). Based on survey data of 161 banks in German-speaking countries, we show that management accounting change is driven by board expectations, transparency, and profitability. IT capabilities and behavioral control enable change. Only organizational change impedes the adoption of sophisticated methods. The factors costs and staff do not have a significant impact on manager&#x27;s attitude. Moreover, in a group analysis, we analyze if the importance of drivers and barriers differs between banks with a focus on sophisticated financial measures compared to banks with a focus on a broad set of non-financial measures. We find that banks which manage by means of financial measures are more profitability driven by board and managerial encouragement. Banks using non-financial measures tend to increase transparency but struggle with organizational change.                                                                                                                                                                         انگیزه ها و موانع تغییر روش های حسابداری مدیریتخلاصه: تحقیقات تجربی انجام شده حاکی از وجود یک فاصله میان مفاهیم تئوریک حسابداری مدیریت و روش های مورد استفاده سازمان ها دارد. به خصوص که در ادبیات حسابداری مقالاتی در رابطه با انگیزه ها و موانع موثر بر پذیرش روش های پیشرفته حسابداری مدیریت کمتر دیده می شود. در این مقاله ما به تحلیل انگیزه ها و موانع تغییر روش در حسابداری مدیریت از دیدگاه مدیریتی می پردازیم. مدل مورد استفاده ما اقتباسی است از تئوری رفتار برنامه ریزی شده و عمل استدلالی است (آیزن و فیشبین، 1980: شیوه درک و پیش بینی رفتار اجتماعی). نمونه مورد استفاده شامل داده های 161 بانک در کشورهای آلمانی زبان است. ما نشان می دهیم که انتظارات هیات مدیره، شفافیت و سوداوری از انگیزه های تغییر روش در حسابداری مدیریت محسوب می شوند. توانایی های فناوری اطلاعات و کنترل های رفتاری نیز ملزومات انجام این تغییرات محسوب می شوند. تنها مانع بر سر راه پذیرش روش های پیشرفته تغییرات سازمانی است. هزینه ها و کارمندان نیز تاثیر مهمی بر تصمیم گیری های مدیریت ندارند. علاوه بر این در یک تجزیه و تحلیل کلی، ما به تحلیل تفاوت اهمیت انگیزه ها و موانع بین بانک هایی که از معیارهای مالی و بانک هایی که از معیارهای غیرمالی استفاده می کنند، پرداختیم. یافته های ما نشان داد بانک هایی که از معیارهای مالی در اقدامات مدیریتی استفاده می کنند، به وسیله مشوق های مدیریتی بیشتر به سمت سوداوری حرکت می کنند. همچنین بانک هایی که از معیارهای غیرمالی استفاده می کنند، تمایل به افزایش شفافیت دارند اما این تمایل در تعارض با تغییرات سازمانی قرار می گیرد.نظریه نسبیت حسابداری: سیستم دفترداری دوبل حسابداری به عنوان تبدیلی از تعدیلات:  The dividend discount model is a special case of the residual income model and the fundamental value of the firm is a scalar invariant under any accounting system with the clean-surplus. Under double-entry bookkeeping, any accounting system is relative concerning valuation in the sense that the fundamental value is a scalar invariant. A dividends stream or any accounting sequence has no a priori conceptual as well as empirical grounds to claim its primacy over others in valuation.نظریه نسبیت حسابداری: سیستم دفترداری دوبل حسابداری به عنوان تبدیلی از تعدیلاتخلاصه: مدل ارزش فعلی سود سهام حالتی خاص از مدل ارزشیابی سود مازاد است و ارزش بنیادی شرکت تحت هر سیستم حسابداری با شمول همه درامدها، عددی ثابت است. بر اساس سیستم دفترداری دوبل، هر سیستم حسابداری یک سیستم ارزیابی نسبی است، به این معنی که ارزش بنیادی عددی ثابت است. یک جریان سود سهام و یا هر توالی حسابداری دیگر، هیچ گونه برتری از لحاظ نظری یا تجربی بر دیگر روش ها برای قیمت گذاری ندارد</description>
                <category>میلادرحمتی</category>
                <author>میلادرحمتی</author>
                <pubDate>Sun, 19 May 2024 16:14:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیشرفت و تحقق اهداف در زندگی با  راهکار های  مؤثر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69265456/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%82%D9%82-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A4%D8%AB%D8%B1-bp12dksg4xxn</link>
                <description>میلادرحمتیآیا به‌تازگی متوجه عدم پیشرفت یا آهسته بودن پیشرفت خود شده‌اید؟ آیا در مرحله‌ی حساسی از زندگی خود هستید و به نظر می‌رسد در مسیر اهداف زندگی خود پیشرفتی ندارید؟ آیا احساس می‌کنید راضی به وضع موجود شده‌اید و نمی‌دانید چطور برای تحقق هدف مدنظرتان تلاش کنید؟ شما می‌توانید با تلاش مستمر برای رسیدن به اهدافی که با رسالت زندگی شما هم‌سو هستند، پیشرفت کنید. در این مطلب توضیح می‌دهیم که چگونه می‌توانیم پیشرفت کنیم و ۶ مورد از راه های پیشرفت در زندگی را بررسی می‌کنیم.دلایل اهمیت ذهنیت رشد برای پیشرفتدلیل از بین رفتن بسیاری از رؤیاها این نیست که رؤیاپردازان‌شان تسلیم شده باشند، بلکه به‌دلیل وجود دوره‌ا‌ی طولانی از رکود و عدم فعالیت است. این دلیلی مهم برای لزوم وجود ذهنیت رشد در خود، همزمان با پیگیری اهداف مرتبط و معنادار است.ذهنیت رشد شما را قادر می‌سازد روی هر ضعفی که مانع تحقق اهداف شماست، کار کنید. با چنین طرز فکری، شما دائماً خود را ارزیابی می‌کنید، مهارت‌های خود را بهبود می‌بخشید و به دنبال راه‌هایی برای یادگیری و پیشرفت در طول زندگی خواهید بود.طرز فکر شما باورهای شما را در بر می‌گیرد؛ اینکه استعدادها، مهارت‌ها، دانش و شخصیت خود را چگونه می‌بینید. نظام اعتقادی شما در نهایت بر دیدگاه شما در مورد اهداف و موفقیت تأثیر می‌گذارد. وجود ذهنیت ثابت می‌تواند مانع پیشرفت شما شود، در حالی که ذهنیت رشد شما را قادر می‌سازد به سلامتی، شادی، روابط خوب و پیشرفت برسید. در ادامه توضیح می‌دهیم چگونه می‌توانیم پیشرفت کنیم.مطلب مرتبط: ۱۵ نکته برای بالا‌رفتن از نردبان ترقی در مسیر شغلی۶ مورد از راه های پیشرفت در زندگیدر اینجا ۶ روش کاربردی وجود دارد که می‌توانید توسط آن‌ها پیشرفت کرده و به تمام اهداف خود برسید. در ادامه راه های پیشرفت در زندگی و شغل را مرور می‌کنیم.۱. برای پیشرفت باید دلایل خود را پیدا کنیدهیچ چیز راکد و ایستا نیست. شما یا در حال پیشرفت هستید یا به عقب می‌روید. باید مشخص کنید چرا می‌خواهید به جلو حرکت کنید.شغل: چرا می‌خواهم شغل رضایتمندی داشته باشم؟ازدواج: چرا خانه‌ای شاد و فرزندانی بامحبت می‌خواهم؟سلامت: چرا می‌خواهم از نظر جسمی ‌و روحی سالم باشم؟امور مالی: چرا می‌خواهم بدهی نداشته باشم؟دانشگاه: چرا می‌خواهم نمرات خود را بالا ببرم؟روابط: چرا می‌خواهم بهتر ارتباط برقرار کنم؟شخصی: چرا می‌خواهم فرد بهتری باشم؟برای هر جنبه از زندگی خود دلایل تغییر سطوح آن جنبه را مشخص کنید. وقتی دلیل شما قوی و قانع‌کننده باشد، روش تحقق آن کار آشکار می‌شود. مشخص کردن دلایل به شما کمک می‌کند در تصمیم‌گیری‌های مؤثر بر زندگی خود، فعالانه نقش‌آفرین باشید. شما همچنین قادر خواهید بود در حین پیشرفت کردن، تعیین کنید که آیا انگیزه‌ی شما برای رشد، درونی است یا بیرونی.۲. اهداف مشخصی تعیین کنیدوقتی دلایل خود را مشخص کردید، قدم بعدی برای پیشرفت کردن، تعیین اهداف زندگی است. اهداف خود را در کوتاه مدت، میان‌مدت و همچنین بلند‌مدت معین کنید. این فرایند شما را قادر می‌سازد پیشرفت خود را رصد کرده و تغییراتی را اعمال کنید که رشد و پیشرفت شما را بهبود می‌بخشد.برای رسیدن به پیشرفت در زندگی، می‌توانید به روش اسمارت (SMART) هدف‌گذاری کنید: اهداف شما باید «مشخص، قابل‌اندازه‌گیری، قابل‌دستیابی، واقع‌بینانه و مدت‌دار» باشد تا بتوانید پیشرفت کنید. به‌عنوان مثال، من می‌خواهم سرعت تایپ خود را طی سه ماه آینده تا ۱۵۰ واژه در دقیقه افزایش دهم. روزانه دو ساعت را صرف تمرین روی نرم‌افزارهای آموزش تایپ خواهم کرد؛اهداف خود را روی کاغذ بنویسید: نوشتن اهداف خود در یک دفترچه یادداشت یا چسباندن آن بر روی دیوار، به شما یک نشانه‌ی دیداری ارائه می‌دهد. این کار باعث تقویت دلیل، چگونگی و زمان پیشرفت در اهداف شما می‌شود؛اهداف خود را در صورت نیاز به‌روز کنید: اهدا‌ف‌تان را در فواصل زمانی بازنگری کنید تا مطمئن شوید همچنان می‌توانید به آن‌ها برسید.مطلب مرتبط: تعیین اهداف شخصی در زندگی۳. نقشه‌ی عمل خود را تهیه کنیداین کافی نیست که بدانید از زندگی چه می‌خواهید. باید یک نقشه‌ی راه طراحی کنید. برای طراحی نقشه راه می‌توانید این کارها را انجام دهید:اهداف اسمارت (SMART) خود را به عادت‌تان تبدیل کنید: اهداف SMART را با معین کردن عادات خوبی که باید پرورش دهید و عادات بدی که باید حذف شوند، شروع کنید.هر بار بر روی یک عادت مسلط شوید: هنگامی‌که عادت‌های خوبی را که باید در زندگی خود داشته باشید، کشف کردید، مطمئن شوید که آن‌ها را روزانه انجام می‌دهید. محققان نشان داده‌اند که برای ایجاد عادات جدید به ۱۸ تا ۲۵۴ روز نیاز دارید و یک عادت جدید تنها پس از ۶۶ روز از انجام آن همیشگی خواهد شد. وقتی بر یک عادت تسلط پیدا کردید، کارهای روزمره‌ی بیشتری اضافه کنید که شما را قادر می‌سازد پیشرفت کنید و در مسیر اهداف‌تان جلو بروید.۴. برای پیشرفت کردن باید مثبت‌گرا باشیدمطلب مرتبط: تعیین اهداف شخصی در زندگی۳. نقشه‌ی عمل خود را تهیه کنیداین کافی نیست که بدانید از زندگی چه می‌خواهید. باید یک نقشه‌ی راه طراحی کنید. برای طراحی نقشه راه می‌توانید این کارها را انجام دهید:اهداف اسمارت (SMART) خود را به عادت‌تان تبدیل کنید: اهداف SMART را با معین کردن عادات خوبی که باید پرورش دهید و عادات بدی که باید حذف شوند، شروع کنید.هر بار بر روی یک عادت مسلط شوید: هنگامی‌که عادت‌های خوبی را که باید در زندگی خود داشته باشید، کشف کردید، مطمئن شوید که آن‌ها را روزانه انجام می‌دهید. محققان نشان داده‌اند که برای ایجاد عادات جدید به ۱۸ تا ۲۵۴ روز نیاز دارید و یک عادت جدید تنها پس از ۶۶ روز از انجام آن همیشگی خواهد شد. وقتی بر یک عادت تسلط پیدا کردید، کارهای روزمره‌ی بیشتری اضافه کنید که شما را قادر می‌سازد پیشرفت کنید و در مسیر اهداف‌تان جلو بروید.۴. برای پیشرفت کردن باید مثبت‌گرا باشیدهنگامی‌که شما مصمم به پیشرفت باشید، اتفاقات زیادی رخ خواهد داد. درس‌های جدیدی یاد می‌گیرید و تغییراتی را اِعمال می‌کنید. عادت‌های جدیدی را شکل داده و عادات بد را حذف خواهید کرد.منطقی است اگر وقت بگذارید و ارزیابی کنید که چه چیزی کارآمد بوده و چه چیزی مؤثر نبوده است. از خود بپرسید چگونه می‌توانید پیشرفت، یا بر موانع جدید غلبه کنید. می‌توانید پاسخ‌های خود را در یک دفتر خاطرات بنویسید یا از یک دفتر مجازی برای رصد افکارتان استفاده کنید.دانشمندان تاثیر و اهمیت فکر کردن بر روی بهره وری را ثابت کرده‌اند. گروهی از دانشجویان در دانشکده‌ی کسب‌وکار ‌هاروارد دریافتند که مسئولان مرکز تماس که به‌مدت ۱۵ دقیقه درمورد آموخته‌های خود فکر می‌کنند، ۲۳ درصد نسبت به همکاران‌شان عملکرد بهتری دارند.تأمل درونی شما را قادر می‌سازد اهداف خود را مدام در ذهن داشته باشید که این کار در نهایت به پیشرفت شما کمک می‌کند.چگونه می‌توانید این کار را انجام دهید؟یک قرار هفتگی با خودتان تنظیم کنید: در این قرار اهداف خود را مشخص و درمورد آن‌ها فکر کنید. این کارهمچنین به شما کمک می‌کند بررسی کنید آیا اهداف شما هنوز قابل‌دستیابی هستند یا خیر؛سؤالات متفکرانه بپرسید: آیا به تمام برنامه‌ریزی‌هایم رسیدم؟ در این هفته چه درس مهمی یاد گرفتم؟ چه چیزهای جدیدی فهمیدم و برای پیشرفت به چه اقداماتی نیاز دارم؟مطلب مرتبط: ۵ روش کاربردی برای این‌که موفقیت خود را بسنجیم۶. دستاوردهای خود را تحسین کنیدقدردانی از هر نقطه‌عطفی که در حین پیشرفت در زندگی خود به انجام می‌رسانید، اهمیت بسیار زیادی دارد. بزرگداشت دستاوردها اعتماد‌به‌نفس شما را تقویت می‌کند و برای ادامه دادن به شما انگیزه می‌دهد.یکی از بهترین راه‌ها برای انجام این کار این است که وقتی به هدفی می‌رسید، به خودتان با جایزه‌هایی پاداش دهید. این جوایز می‌تواند چیزهایی باشد که از آن لذت می‌برید، مانند یک وعده غذایی خاص، یک مجموعه موسیقی، یا یک تعطیلات کوتاه.اگر زمانی بخواهید تسلیم شوید این جوایز کوچک، پیروزی را به‌طور پیوسته به یاد شما می‌آورند. صرفاً نگاهی به عکس‌های ایام تعطیلات به شما انگیزه می‌دهد تا همچنان برای اهداف بعدی خود تلاش کنید و به پیشرفت برسید. تجلیل از دستاوردها شما را قادر می‌سازد نیروی کنونی خود را تقویت و موفقیت‌های بیشتری را جذب کنید.مطلب مرتبط: افزایش اعتماد به نفس در زندگی با ۳۰ راهکار آسان و اثربخشنکاتی برای این‌که بدانیم چگونه پیشرفت کنیمتا به این‌جای مطلب دانستیم که چگونه پیشرفت کنیم. چیزهای دیگری وجود دارد که می‌توانیم انجام دهیم تا به ما در پیشرفت به سمت اهداف‌مان کمک کند:روی خودسازی سرمایه‌گذاری کنیدخودسازی، عزت نفس و اعتمادبه‌نفس شما را افزایش می‌دهد. می‌توانید با گوش دادن به پادکست‌ها یا کتاب‌های صوتی پیرامون هر موضوعی که دوست دارید، خودتان را تقویت کنید. همچنین می‌توانید در وبینارها، سمینارها یا کارگاه‌های آموزشی شرکت کنید تا مهارت‌های خود را بهبود و دانش خود را افزایش دهید تا در زندگی پیشرفت کنید.برای پیشرفت کردن باید پشتکار داشته باشیدهر موفقیتی با موانع همراه است. دست نکشیدن از اهداف‌تان با وجود شکست‌ها به شما کمک می‌کند به هر چیزی که می‌خواهید برسید. به‌عنوان مثال، اگر کتابی نوشته‌اید که حتی یک فروش هم نداشته، کتاب دیگری بنویسید.اجازه ندهید چیزی شما را از پیشرفت منصرف کند. اگر ضرب‌الاجلی را از دست داده‌اید، خود را وادار کنید که به ضرب‌الاجل بعدی برسید. نگرش مثبت شما را قادر می‌سازد در مسیر پیشرفت خود بمانید و به شما القای اعتماد به نفس می‌کند.حرف آخردر این مطلب به طور کامل توضیح دادم که چگونه می‌توانیم پیشرفت کنیم و ۶ مورد از راه های پیشرفت در زندگی را مرور کردیم. اهداف در صورت محقق شدن به شما احساس رضایت و کارآمدی می‌دهند. وقتی در جهت اهداف خود بی‌وقفه پیشرفت می‌کنید، در خود اعتمادبه‌نفسی برای غلبه بر موانع ایجاد کرده‌اید، و هر شکست به پله ای برای رسیدن به هدف بعدی تبدیل می‌شود. این اقدامات کاربردی را برای پیشرفت و رسیدن به هر هدفی که تعیین کرده‌اید به کار بگیرید. اگر سؤال و یا نظری درمورد این مطلب دارید، با من در میان بگذارید.</description>
                <category>میلادرحمتی</category>
                <author>میلادرحمتی</author>
                <pubDate>Thu, 02 May 2024 11:22:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میلادرحمتی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69265456/%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%AA%DB%8C-sgx7psupvufy</link>
                <description>  میلادرحمتیمثبت اندیشی چیست؟ آیا واقعاً کار می‌کند؟به نظر شما مثبت اندیشی چیست که حتی مادران مثبت اندیش در دوران بارداری، فرزندان سالم‌تر و با احتمال موفقیت بالاتر به دنیا می‌آورند؟بله درست خواندید. پژوهش‌های تازه نشان داده که زنان باردار که مثبت فکر می‌کنند و تمایل بیشتری به تلاش برای کنترل شرایط خود نشان می‌دهند، احتمالاً فرزندانی به دنیا می‌آورند که از توانایی بالایی در فهم ریاضیات و علوم برخوردار باشند.در ادامه مقاله در مورد اینکه مثبت اندیشی چیست می‌خوانیم و سپس مثال‌هایی در این زمینه می‌زنیم.مثبت اندیشی چیست؟ چطور تعریف می‌شود؟تفکر مثبت یک نگرش ذهنی است که شما انتظار نتایج خوب و مطلوب را دارید؛ به‌عبارت‌دیگر، تفکر مثبت، فرآیند ایجاد اندیشه‌هایی است که انرژی ذهنی را به واقعیت تبدیل می‌کند.افراد مثبت اندیش، منتظر شادی هستند و یک پایان خوش را برای هر وضعیتی تصور می‌کنندتعداد افرادی که جذب چنین تفکری می‌شوند، در دهه‌های اخیر خیلی زیادتر شده است. کتاب‌هایی که در زمینه مثبت اندیشی چاپ می‌شوند، در سطح وسیعی گسترده شده‌اند. قوانین جانبی مثل قانون جذب از دل تفکر مثبت بیرون آمده‌اند.اما مثبت اندیشی واقعاً چیست؟ تا چه اندازه کارایی دارد؟ چطور می‌تواند راهگشا باشد؟ آیا ما آن را اشتباه فهمیده‌ایم؟ چه جایگزینی برای آن وجود دارد؟چرا مثبت اندیشی این همه گسترده شده است؟معلوم است! چون مردم به شدت به آن احساس نیاز کرده‌اند.در این دنیای شلوغ و درهم برهم که هر روز ذهنیت‌های منفی بیشتر می‌شود (یک نمونه از این ذهنیت‌ها، اخبار است. هر روز اخبار بسیار زیادی از شبکه‌های خبری و رسانه‌های اجتماعی منتشر می‌شود. همین الان به صورت تصادفی صفحه اول یک خبرگزاری را باز کنید و تعداد اخبار منفی آن را بشمارید تا متوجه شوید چطور روزانه در معرض اخبار منفی قرار داریم) نیاز ما به مثبت فکر کردن و تفکر مثبت بیشتر می‌شود.سخنرانان انگیزشی و دانشمندان طرفدار مثبت اندیشی مثل آنتونی رابینز، برایان تریسی، مارتین سلیگمن کسانی هستند که این نوع تفکر را گسترش داده‌اند.آیا مثبت اندیشی عامل موفقیت است؟بسیاری از دانشمندان و محققان از طریق چاپ کتاب‌های مختلف می‌گویند تفکر مثبت‌گرا احتمال موفقیت را زیاد می‌کند. آن‌ها می‌گویند فردی که با نگرش مثبت در زندگی روبه‌رو است، در زندگی حرفه‌ای و شخصی، موفق‌تر از افرادی است که قادر به کنترل افکارشان نیستند.چیزی که مشخص است این است که مثبت اندیشی برای تقویت روحیه، انگیزه بخشیدن به ذهن و طی مسیر به سمت موفقیت، ضروری و لازم است. متأسفانه، بسیاری از مردم نیازشان به مثبت اندیشی را جدی نمی‌گیرند. چند نفر را می‌شناسید که بنشینند و به تفکر مثبت و معنی آن فکر کنند؟مثبت اندیشی چه فوایدی دارد؟این‌ها برخی از فواید تفکر مثبت هستند:روزانه استرس کمتری را تجربه خواهید کردوضعیت سلامتی شما بدون شک بهتر از افراد منفی نگر و منفی‌باف خواهد بود.اعتمادبه‌نفس بیشتری خواهید داشتزندگی‌تان طولانی‌تر می‌شود و بیشتر عمر می‌کنیدزندگی شادتری خواهید داشت.دوستان بیشتر و البته باکیفیت‌تری خواهید داشتتصمیماتتان را بهتر مدیریت می‌کنید و توانایی تصمیم‌گیری بهتری داریدو این فهرست همچنان ادامه خواهد داشت تا ده‌ها مورد دیگر…مثبت اندیشی چگونه اندازه گرفته می‌شود و از کجا می‌آید؟در مغز ما جایگاهی به اسم «جایگاه کنترل» یا (Locus Of Control) وجود دارد. این بخش، یک شاخص شخصیتی دارد که چگونگی تفکرات اشخاص درباره چیزهای تحت کنترلشان در زندگی و اینکه عوامل خارجی فراتر از کنترل آن‌ها چه تأثیری بر چگونگی تغییر روند زندگی‌شان دارند، مشخص می‌کند.افرادی که فکر می‌‎کنند جایگاه کنترلشان خارج از خودشان است، تلاش کمتری برای کنترل شرایط خود می‌کنند. در مقابل افرادی با کنترل داخلی (مثبت اندیش)، با انگیزه بیشتری عمل می‌کنند، زیرا احساس می‌کنند که می‌توانند بر آنچه در اطرافشان اتفاق می‌افتد، تأثیر بگذارند.دلایل علمی مثبت اندیشی چیست؟همان‌طور که گفتیم، پژوهشگران تابه‌حال مغز تعداد زیادی از افراد داوطلب که تصادفی انتخاب شده‌اند را گزینش و بررسی کرده‌اند.در یک نمونه، مشخص شده است مادرانی که نگاهی مثبت به زندگی داشتند، به تغذیه کودکانشان که سبب رشد مغز آن‌ها می‌شود، توجه بیشتر می‌کنند، تمایل آن‌ها به خواندن داستان برای کودکانشان بیشتر است و همچنین، علاقه بیشتر به مشق و تکالیف منزل و پیشرفت درسی آن‌ها نشان می‌دهند. وقتی مادران، تغذیه بهتر، خواب بهتر و توانایی‌ کنترل هیجان‌ها را با موفقیت کودکانشان مرتبط می‌دانند، کودکان آن‌ها ممکن است از کارکرد تحصیلی بالاتر و مشکلات کمتر در مدرسه برخوردار باشند.پس نه تنها مثبت اندیشی برای روحیه خوب است، بلکه برای سلامتی هم ثابت شده که مفید است.اگر فقط و فقط مثبت اندیش باشیم خوب است؟خانم گابریل اوتینگن با ارائه نظریه‌ای به اسم ووپ (WOOP) به این نتیجه رسید که مثبت اندیشی زیادی هم احتمال رسیدن به موفقیت را خیلی کم می‌کند.فرض کنید شما هدف‌گذاری می‌کنید که تا سه سال دیگر مدیریت یک شرکت واردات و صادرات را بر عهده داشته باشید. شروع به مثبت اندیشی می‌کنید. دائماً خود را در رأس هیئت‌مدیره شرکت می‌بینید و خود را روی صندلی ریاست تصور می‌کنید. در این صورت اگر به موانع فکر نکنید چه می‌شود؟ آیا هیچ مانعی سر راه شما وجود ندارد؟ در صورت مواجه‌شدن با آن‌ها آمادگی حل مسائل را دارید؟واقعیت این است که بر سر راه رسیدن به هر هدفی، ده‌ها مانع وجود دارد.حرف حساب خانم اوتینگن این است که علاوه بر مثبت اندیشی، باید به موانع هم فکر کنیم.چگونه مثبت اندیش باشیم؟ با این روش‌ها!تغییر ساده نیست. تا حالا پیش آمده که هر بار برنامه‌ریزی کرده‌اید و فقط چند روز به آن عمل کرده‌اید.تصمیم گرفته‌اید سبک غذایی‌تان را تغییر دهید و فقط دو سه روز اول شوق تغییر داشته‌اید.به کلاس ورزشی می ورید و بعد از چند جلسه، نیمه کاره رهایش می‌کنید.می‌خواهید کسب‌وکاری راه بیندازید و مدتی بعد دیگر اشتیاق سابق را ندارید.پس تغییر چندان ساده نیست.مثبت اندیشی هم همین‌طور است. برای تغییر الگوهای منفی ذهنی، این تمرینات را انجام دهید:1- واژه‌ها و کلماتتان را تغییر دهیدهیچ‌کدام از ما خبر نداریم واژه‌ها و فن بیان ما چقدر قدرتمندند. یک راه خوب برای مثبت اندیش شدن، این است که هنگام صحبت از کلمات مثبت استفاده کنید. اگر به طور مداوم بگویید «من نمی‌توانم»، شما خودتان را قانع می‌کنید که این «نتوانستن» یک فعل درست برای شماست. کلمات منفی را با مثبت عوض کنید. به خودتان بگویید که هر کاری لازم باشد برای داشتن یک رابطه شاد انجام می‌دهم، هر کاری لازم باشد برای داشتن یک شغل عالی انجام می‌دهم، هر کاری لازم باشد برای سلامتی و حفاظت از داشته‌ها و سلامتی‌ام انجام می‌دهم.اجازه ندهید افکار و احساسات منفی در زمانی که حالت بد دارید بر شما غلبه کنید. حتی اگر شده روزی چند دقیقه به دغدغه‌ها و مشکلاتی که روی آن‌ها هیچ تسلطی ندارید، فکر نکنید تا نتایج آن را به چشم ببینید.2- از کلماتی استفاده کنید که قدرت و موفقیت را زنده می‌کندافکارتان را با کلماتی پر کنید که باعث می‌شود احساس قدرت، شادی و داشتن کنترل بر زندگی خود داشته باشید. سعی کنید بر روی این کلمات تمرکز کنید نه کلماتی که نشان‌دهنده شکست و یا بی کفایتی شما هستند. (رجوع کنید به این مقاله: چگونه ذهنی آرام داشته باشیم؟ ذهن میمونی چیست؟)3- تأییدهای مثبت را تمرین کنیدیکی از رایج‌ترین تمرین‌ها برای داشتن یک نگرش مثبت، تأیید مثبت است. این یعنی چی؟ شروع به تکرار یک عبارت مثبت مانند «من سزاوار خوشحال بودن هستم» یا «من شایسته دوست داشته شدن هستم». این باور که این اظهارات درست هستند کم کم ملکه ذهن شما می‌شود. (رجوع کنید به این مقاله: چگونه افکار مثبت داشته باشیم؟)4- غرق شدن افکار خود!این روش که توسط روان‌درمانگران استفاده می‌شود به شما کمک می‌کند تا زمانی که احساس منفی مانند افسردگی یا اضطراب دارید، افکار خود را کنترل کنید. چطور می‌توانید این کار را بکنید؟ زمانی که احساس می‌کنید چنین احساسی دارید شروع به تولید تصویرسازی ذهنی مثبت و یک ذهنیت شاد کنید. به چیزی فکر کنید که باعث می‌شود احساس بهتری داشته باشید تا احساسات منفی خود را تحت کنترل نگه دارید. (رجوع کنید به این مقاله: تجسم خلاق چیست؟)5- فکر کنید موفق خواهید شد!هیچ‌چیز با این قابل‌مقایسه نیست که یک واقعیت مجازی موفقیت آمیز ایجاد کنید! شک خود را کنار بگذارید و باور کنید که در برآورده کردن اهداف موفق خواهید شد. با خوب فکر کردن همه چیز را تغییر دهید. اگر در حال حاضر موفق نیستید یا حداقل به‌اندازه‌ای که می‌خواهید موفق نیستید، شاید علت این باشد که برای رسیدن به موفقیت خوب فکر نمی‌کنید و اگر این‌طور است، اول باید به ارزش خوب فکر کردن پی ببرید. یک تصمیم قدرتمند بگیرید که خوب فکر کردن را به یک عادت روزانه تبدیل کنید.6- تجزیه‌وتحلیل این که چه چیزی اشتباه پیش رفتتفکر مثبت به دنبال انکار شکست‌ها یا موانع نیست. مثبت اندیشی نمی‌گوید که هیچ‌چیز نمی‌تواند اشتباه باشد یا اشتباهی رخ ندهد. پس زمان صرف کنید تا ببینید چرا مثبت اندیش نیستید و چرا اشتباه و شکست برایتان پیش آمده. چه اتفاقی افتاد و چه چیزی منجر به وضعیت فعلی شده تا از اشتباهات آینده اجتناب کنید و بیشتر به جلو نگاه کنید.7- خودتان را ببخشید!بحث و فکر کردن در مورد چیزهای که غلط بوده و گذشته، هیچ چیز را تغییر نخواهد داد. خود را به خاطر هر اشتباهی که کرده‌اید ببخشید و به خود اجازه حرکت دوباره بدهید. روی چیزهای تمرکز کنید که توان تغییرش را دارید. نه چیزهایی که هیچ تسلطی روی آن ندارید. (بخوانید: شش راه برای افزایش رضایت از زندگی از پروفسور سانتوس)محققان دریافته‌اند آدم‌های کینه جو، مستعد ابتلا به مشکلات قلبی عروقی، دردهای مزمن، اختلال عملکرد عصبی و اضطراب و افسردگی هستند و در نهایت از داشتن یک زندگی لذتبخش محروم می‌مانند، رسیدن به درجه بخشندگی هم کار آسانی نیست و نیاز به تمرین مستمر و اعتقاد قلبی دارد اما اگر می‌خواهید زندگی سالمی داشته باشید، خودتان را ببخشید تا بخشیده شوید.در قدم اول در اینکه باید خودتان را ببخشید باید در ابتدا معنی و مفهوم بخشش را به درستی برای خودتان تحلیل کنید. چون برداشت اشتباه از مفهوم «بخشیدن» ممکن است در ناخودآگاه شما موجب مقاومت در برابر بخشیدن دیگران شود.گاهی معنی «بخشش» اشتباه در ذهن ما جا میفتد؛ مثلاً اینکه فکر کنید بخشش به نوعی وظیفه شماست و شما مجبورید به بخشیدن دیگران؛ اینکه بخشش را به معنی فراموش کردن بدانید  یا فکر کنید بخشش به معنی ضعیف بودن شما یا قبول بی اهمیت بودن مسئله بوده است و… معانی  اشتباهی از بخشش است.8- شکست‌ها، فرصت‌اندگاهی اوقات اتفاقات بسیار منفی یا تلخ، در زندگی ما، به ما فرصتی می‌دهد که ممکن است در غیر این صورت ندیده باشیم. برای مثال از دست دادن شغلتان می‌تواند یک فرصت خوب برای باز کردن کسب‌وکار خود و یا استخدام در جایی بهتر باشد. پس هر اتفاقی را به فال نیک بگیرید. این یک تمرین خوب است تا یاد بگیریم مثبت اندیشی چیست.ماباید آماده باشیم که در مقابل سختی ها و مشکلات بردباری پیشه کنیم و این را بدانیم که تمام کائنات به نفع ما دست به دست هم داده اند هرچند ممکن است نفهمیم که چطور به مرادمان خواهیم رسید.9- روی تخیل خود کار کنیدآنچه را که می‌خواهید به دست آورید و یا فردی که می‌خواهید به دست آورید، انگیزه بزرگی است که شما را به آنجا ببرد. هرچیزی که می‌خواهید را تصویرسازی کنید. منتها همان‌طور که کمی بالاتر گفتیم، به روش ووپ.سخن پایانی؛ فراموش نکنید که…چیزی که امروز هستید، نتیجه تفکرات و تصمیمات دیروز شماست و چیزی که فردا خواهید شد، نتیجه تفکرات و تصمیمات امروز… پس از همین امروز، طرز تفکر خود را تغییر دهید تا زندگی‌تان تغییر کند. امیدوارم از خواندن این مقاله به اندازه کافی لذت برده باشید. خوشحال می‌شوم اگر نظراتتان را در قسمت نظرات برایم بنویسید.rahmatim86@gmail.comرحمتی میلاد</description>
                <category>میلادرحمتی</category>
                <author>میلادرحمتی</author>
                <pubDate>Thu, 02 May 2024 11:16:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میلادرحمتی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69265456/%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%AA%DB%8C-hg1cttdu0zkk</link>
                <description>رازهای رسیدن به هدف چیست...طبق گفته روانشناسان ،تقریبا 8%از افراد به اهداف و تصمیمات خود می رسند و این آمار نشان دهنده این است که 92 درصد از افراد اهداف خود را مشخص می کنند و یا حتی تا نیمه راه ادامه می دهند اما ممکن است به هر دلیل آنرا رها کنند.در حال حاضر ما در مورد زندگی نامه افراد معروف و موفق هم مطالبی را خوانده ایم و هم مطالبی را شنیده ایم.در واقع راز این افراد کاملا واضح است و آن هم توانایی و پیش گرفتن منطقی هدف خود می باشند.این دقیقا همان چیزی است ما احساس می کنیم آن را داریم،اما همیشه ممکن است به دلیل عدم رسیدن به هدف و یا شکست در مسیر هدف،کاهش یابد و نسبت به هدف خود ناامید خواهیم شد.راه های رسیدن به هدف...در حقیقت داشتن هدف و دانستن هدف اولین قدم برای رسیدن به هدف تصور شده ذهنمان است و هیچ کار پیچیده ایی وجود ندارد و هر شخصی می تواند به آنها پاسخ دهد.اما در این میان برخی تکنیک ها در این زمینه وجود دارند که می توانند هدف مارا مشخص کنند و یا مارا زودتر به هدفمان برسانند.تکنیک های طلایی برای رسیدن به هدف در زندگیاین تکنیک شامل موارد ذیل می شود :تعیین کردن هدف یکی از رازها برای رسیدن به هدف1-هدف باید کاملا روشن واضح باشدبرای اینکه هدف ما برای خودمان واضح و روشن شود باید از خودمان تعدادی سوال بپرسیم.برای روشن شدن هدفمان با خودمان نیازی به انجام کارهای سخت و پیچیده ایی نیست و تنها باید با خودمان رو راست باشیم و نسبت به توانایی و استعدادمان ،هدف را مشخص کنیم.میلادرحمتی*روش های اساسی برای رسیدن به هدفتصور کردن رویا راهی برای نزدیک شدن به هدف2-تصور کردن رویااز نظر برخی از افراد ،تصور کردن رویا و هدف را کاری نامناسب و نامطلوب می دانند.اما با این وجود،تصور کردن رویاها و اهدافمان می توانند ما را به هدفمان وابسته تر نماید که نتیجه آن رسیدن به هدف می باشد.4 راه برای رسیدن به اهداف زندگینقش میزان تلاش در رسیدن به هدف3-مطابقت هدف با میزان تلاشاگر تصمیم و هدف شما برای مثال یادگیری زبان فرانسه است،باید برای آن تلاش بسیار زیادی کنید.برای مثال یک روز باید الفبای آنرا فرا بگیرید،یک روز دیگر گرامر پایه آن را باید یاد بگیرید و روزهای دیگر باید لغات و گرامرهای تخصصی را با مطالعه و به مرور زمان مطالعه نمایید تا بتوانید به زبان فرانسه مسلط شوید.در غیر اینصورت ،اگر با برنامه به جلو پیش نروید یقینا در میان راه دچار شک و تردید خواهید شد و در نتیجه از هدف سرد می شوید.بنابراین برای رسیدن به هدف باید مطابق برنامه پیش بروید تا بتوانید به هدف خواسته خود دست پیدا نمایید و عضو 8% شوید.رحمتی میلادبرای رسیدن به اهدافتان زمان بندی کنید4-زمان بندی برای هدفاگر شما تصمیم به انجام کاری دارید یا یک هدف در ذهنتان دارید باید برای هر بخش آن زمان بندی که برای مثال اگر شما در حال مطالعه و یادگیری زبان فرانسه هستید ،باید برنامه ریزی کنید که در طی یک الی یک سال و نیم بتوانید مدرک سطح B1 را کسب نمایید.اگر توانستید در این بازه زمانی به هدف خود دستیابید،باید بدانید که فردی موفق هستید و هیچ مشکلی نمی تواند جلوی اهداف شما را بگیرد.سوالات متداولی که برای رسیدن به هدف باید از خودتان بپرسیدبطور کلی برای آشنا شدن با هدف باید تعدادی سوال را از خودتان بپرسید و بصورت واضح به خودتان پاسخ دهید تا کاملا با هدف خود آشنا شوید.این سوالات عبارتند از:1-هدف من چیست؟2-برای هدفی که دارم،چه کارهایی را می توانم انجام دهم؟3-آیا این هدف مناسب من است؟4-چه چیزی در این راه می تواند به من کمک کند؟5-آیا به هدفی که دارم ،در آینده به آن متعهد خواهم بود و تا انتها آنرا پیش خواهم برد؟6-زمانیکه به هدفم برسم،چه اتفاقاتی خواهند افتاد؟رسیدن به هدف و موفقیت از زبان یک مربی انگیزشی1-متقاعد کردن خودتان که هدف شما قابل دستیابی است.2-هدف خود را روی کاغذ بنویسید و در غیر اینصورت حتما رویا باقی خواهد ماند.چگونگی رسیدن به اهداف در زندگی3-مزایایی که پس از رسیدن به هدف به آنها دست خواهید یافت را در کاغذ بنویسید.4-برای هدف خود،برنامه بنویسید.5-تعیین زمان مشخص برای رسیدن به هدف.6-فهرستی از چیزهایی می توانند موانع هدفتان شوند را بنویسید.7-افرادی را که در این مسیر می توانند به شما کمک کنند را مشخص کنید.8-نتیجه را تجسم کنید چرا که می تواند باعث حفظ انگیزه شما شود.9-تصمیم بگیرید که تا قبل از نرسیدن به هدف ،از آن دست برنداریدمیلادرحمتی</description>
                <category>میلادرحمتی</category>
                <author>میلادرحمتی</author>
                <pubDate>Tue, 30 Apr 2024 16:28:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میلادرحمتی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69265456/%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%AA%DB%8C-fgerrk8vcpmn</link>
                <description>من بندگی نکردم، تا بنده ام بخوانیتو کی بدین کرامت، از خود مرا برانیبار گنه به دوشم، لا تقنطوا به گوشمعفوت نمی گذارد، در دوزخم کشانیاین نامه ی سیاهم، این اشک صبحگاهممن حال خویش گفتم، تو کار خویش دانیتو برتری که سوزی، در آتش جحیمممن کمترم که گویم، از آتشم رهانیمولای من ، من از تو، غیر از تو را نخواهمتو نیز رحمتی کن، کز من مرا ستانیپا در دو سوی گورم، دردا که از تو دورمشاید تو از کرامت، خود را به من رسانیعفو از کرامت توست، قهر از عدالت توستهم عفو از تو آید، هم قهر می توانیاز بس کریم هستی، با من قرار بستیمن اشک خود فشانم، تو خشم خود نشانیدر عین رو سیاهی، خواهم از تو الهیهم من تو را بخوانم، هم تو مرا بخوانیمیثم به در گه حق، باشد دو ارمغانتشعری که می سرایی، اشکی که می فشانی                       * * *پشت من سنگین است، از گناهم یا ربتوبه ای بی برگشت، از تو خواهم یا ربتا بمانم پیشت، کن نگاهم یا ربده جوابم دیگر، یا غیاث المضطر-از ملائک حتی، جرم من پوشاندیآبرویم دادی بر، در خود خواندیقطع نشد روزی ام، یاور من ماندیشد خجل این غمگین، یا اله العاصین-مهلتم دادی تا، سوی تو برگردمساده می گویم من، در عمل نامردمروزی ات را خوردم،شکر شیطان کردمده نجاتم امشب، یا کریم و یارب-از تو می خواهم، خیر آخر کارم رادرهم و با قیمت، تو بخر بارم راخرج مولایم کن، هرچه که دارم راجان دهم پای دین، یا حبیب الباکین-من به حق زهرا، از گناهم بیزاربا نگاهی امشب، کن دلم بیدارروزی ام کن یارب ،توبه و استغفارتا شوم از خوبان، یا قدیم الاحسان-با گناهان خود عمر، خود می کاهمکن تو از پستی کار، خود آگاهممردنم را از تو، غرق خون می خواهمگردم از شهیدان، یا معین یا سلطان-بعد یاران خود، بیکس و تنهایمدائما در یاد ، خیمه ی صحرایممن که خود مدیون، ذکر یا زهرایمناله دارم شبها، مادرم یا زهرا-از شهیدان باید، بیش از اینها گویمبوی آنها را از، چفیه ام می جویمیادشان می افتم، نامه را می شویمگل نماید بر لب، یا حسین یا زینب-رختشان ارثی از، چادر خاکی بودچشم یاران من، خانه پاکی بودآخر کارشان جسم، صد چاکی بودمی کشم از دل آه، یا علی یا الله-من ز تو دیدار، آشنا می خواهمرحمتی بی حد از، تو خدا می خواهممزد این شبها را ،کربلا می خواهمآخرین ذکر ما، یا عزیز الزهرا</description>
                <category>میلادرحمتی</category>
                <author>میلادرحمتی</author>
                <pubDate>Tue, 30 Apr 2024 16:19:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میلادرحمتی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69265456/%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%AA%DB%8C-dynedy6ojomx</link>
                <description>اقتصاد چیست؟و در زندگی روز مره ما چه کاربردی دارد؟سوال اقتصاد چیست؟ یکی از سوال‌های مهم و تکرار شونده در اغلب افرادی است که تمایل به پیشرفت مالی و افزایش دانش خود در این زمینه دارند. اقتصاد علمی است که به تولید، توزیع و مصرف کالاها و خدمات می‌پردازد. آموزش اقتصاد به ما کمک می‌کند تا درک کنیم که چگونه منابع محدود را می‌توان به بهترین شکل به کار گرفت تا نیازهای نامحدود انسان‌ها را برآورده کرد.اقتصاد در زندگی روزمره ما از جمله انتخاب‌هایی که در مورد خرید، سرمایه‌گذاری و کار انجام می‌دهیم، نقشی اساسی دارد. همچنین سیاست‌های اقتصادی که توسط دولت‌ها اجرا می‌شود، بر زندگی همه ما تأثیر می‌گذارد.در این مقاله از کاریزما لرنینگ، ضمن پاسخ به سوال اقتصاد چیست و معرفی کامل آن، به بررسی کامل ابعاد علم اقتصاد می‌پردازیم.تعریف علم اقتصاد چیست؟اقتصاد، به عنوان شاخه‌ای از علوم اجتماعی، عمری نزدیک به دو قرن دارد. واژه اقتصاد برگرفته از کلمه یونانی «ایکونومیا» است که از دو بخش «ایکو» به معنای «اموال» و «نومو» به معنای «مدیریت» تشکیل شد‌‌ه است.از گذشته تا کنون انواع مختلفی از تعریف اقتصاد ارائه شد‌‌ه است، براساس فرهنگ لغت آکسفورد، دانش اقتصاد، ارتباط میان تولید، تجارت و عرضه پول در یک کشور یا منطقه مشخص و شبکه‌ای از تولیدکنندگان، توزیع‌کنندگان و مصرف‌کنندگان کالاها و خدمات در یک مکان، منطقه و یا کشور است. اما آلفرد مارشال، اقتصاددان برجسته قرن نوزدهم، اقتصاد را مطالعه بشر در مسیر عادی زندگی می‌داند. او معتقد است که این علم در واقع آن قسمت از مطالعه جوامع انسانی است که از دیدگاه اجتماعی رفاه مادی بشر را تامین می‌کند.علم اقتصاد بر چهار عامل تمرکز دارد:زمین: شامل تمام منابع طبیعی مانند آب، معادن و…سرمایه: شامل ابزار و تجهیزاتی که برای تولید کالا و خدمات استفاده می‌شوند.نیروی کار: شامل تمام افراد فعال در فرآیند تولید.کسب‌وکار: شامل سازمان‌ها و شرکت‌هایی که به تولید و ارائه خدمات می‌پردازند.از آن‌جایی که این چهار عامل، محرک فعالیت‌های اقتصادی در سراسر دنیا هستند، اقتصاد نیز هر یک از آن‌ها را به صورت مجزا مورد بررسی و مطالعه قرار می‌دهد.سوال اقتصاد چیست؟ یکی از سوال‌های مهم و تکرار شونده در اغلب افرادی است که تمایل به پیشرفت مالی و افزایش دانش خود در این زمینه دارند. اقتصاد علمی است که به تولید، توزیع و مصرف کالاها و خدمات می‌پردازد. آموزش اقتصاد به ما کمک می‌کند تا درک کنیم که چگونه منابع محدود را می‌توان به بهترین شکل به کار گرفت تا نیازهای نامحدود انسان‌ها را برآورده کرد.اقتصاد در زندگی روزمره ما از جمله انتخاب‌هایی که در مورد خرید، سرمایه‌گذاری و کار انجام می‌دهیم، نقشی اساسی دارد. همچنین سیاست‌های اقتصادی که توسط دولت‌ها اجرا می‌شود، بر زندگی همه ما تأثیر می‌گذارد.در این مقاله از کاریزما لرنینگ، ضمن پاسخ به سوال اقتصاد چیست و معرفی کامل آن، به بررسی کامل ابعاد علم اقتصاد می‌پردازیم.تعریف علم اقتصاد چیست؟اقتصاد، به عنوان شاخه‌ای از علوم اجتماعی، عمری نزدیک به دو قرن دارد. واژه اقتصاد برگرفته از کلمه یونانی «ایکونومیا» است که از دو بخش «ایکو» به معنای «اموال» و «نومو» به معنای «مدیریت» تشکیل شد‌‌ه است.از گذشته تا کنون انواع مختلفی از تعریف اقتصاد ارائه شد‌‌ه است، براساس فرهنگ لغت آکسفورد، دانش اقتصاد، ارتباط میان تولید، تجارت و عرضه پول در یک کشور یا منطقه مشخص و شبکه‌ای از تولیدکنندگان، توزیع‌کنندگان و مصرف‌کنندگان کالاها و خدمات در یک مکان، منطقه و یا کشور است. اما آلفرد مارشال، اقتصاددان برجسته قرن نوزدهم، اقتصاد را مطالعه بشر در مسیر عادی زندگی می‌داند. او معتقد است که این علم در واقع آن قسمت از مطالعه جوامع انسانی است که از دیدگاه اجتماعی رفاه مادی بشر را تامین می‌کند.علم اقتصاد بر چهار عامل تمرکز دارد:زمین: شامل تمام منابع طبیعی مانند آب، معادن و…سرمایه: شامل ابزار و تجهیزاتی که برای تولید کالا و خدمات استفاده می‌شوند.نیروی کار: شامل تمام افراد فعال در فرآیند تولید.کسب‌وکار: شامل سازمان‌ها و شرکت‌هایی که به تولید و ارائه خدمات می‌پردازند.از آن‌جایی که این چهار عامل، محرک فعالیت‌های اقتصادی در سراسر دنیا هستند، اقتصاد نیز هر یک از آن‌ها را به صورت مجزا مورد بررسی و مطالعه قرار می‌دهد.ین شاخص‌ها می‌توانند به پیش‌بینی شرایط اقتصادی آینده کمک کنند و اهمیت زیادی برای سرمایه‌گذاران، کسب‌وکارها و دولت‌ها دارند. شاخص‌های اقتصادی به طور دوره‌ای توسط سازمان‌های دولتی یا سازمان‌های خصوصی منتشر می‌شوند. انتشار این شاخص‌ها معمولاً تأثیر قابل‌توجهی بر بازارهای مالی، اشتغال و بازارهای بین‌المللی دارد. گاهی این گزارش‌ها می‌توانند نشانگر تغییرات شرایط اقتصادی برای سرمایه‌گذاران باشند. برخی از مهم‌ترین شاخص‌های اقتصادی به صورت زیر تقسیم‌بندی می‌شوند:شاخص‌های کلان اقتصادیشاخص‌های کلان اقتصادی به مجموعه‌ای از اعداد و نسبت‌ها گفته می‌شود که وضعیت کلی اقتصاد یک کشور را نشان می‌دهند. این شاخص‌ها به دولت‌ها، کسب و کارها و افراد کمک می‌کنند تا تصمیمات آگاهانه‌تر در مورد اقتصاد بگیرند.تولید ناخالص داخلی (GDP)تولید ناخالص داخلی (GDP) معیاری شناخته‌شد‌ه برای سنجش عملکرد اقتصاد یک کشور است. این شاخص ارزش کل بازار تمام محصولات و خدمات نهایی تولید شد‌ه در یک کشور در یک سال معین را محاسبه می‌کند. به عبارت دیگر، GDP نشان می‌دهد که در یک سال مشخص، یک کشور چه میزان کالا و خدمات تولید و به فروش رسانده است. این شاخص به عنوان یکی از مهم‌ترین شاخص‌های اقتصادی در نظر گرفته می‌شود.نکته مهم در مورد این شاخص، این است که به عنوان یک متغیر گذشته‌نگر شناخته می‌شود. به عبارت دیگر، GDP می‌تواند یک روند اقتصادی را در گذشته تایید کند اما نمی‌تواند آن را در آینده پیش‌بینی کند. با این حال، تولید ناخالص داخلی، ابزار مفیدی برای ارزیابی عملکرد اقتصاد یک کشور در طول زمان است. همچنین این شاخص می‌تواند به عنوان یک شاخص برای پیش‌بینی رشد اقتصادی در آینده مورد استفاده قرار گیرد.نرخ بیکارینرخ بیکاری درصدی از نیروی کار یک جامعه است که شغل ندارند. به عبارت دیگر، نرخ بیکاری نشان می‌دهد که چه تعداد از افراد در سن کار حاضر به کار هستند، اما شغلی برای انجام دادن پیدا نمی‌کنند.نرخ تورمنرخ تورم به معنای افزایش سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در یک دوره زمانی معین است. به عبارت دیگر، نرخ تورم نشان می‌دهد که قیمت‌ها در یک دوره زمانی مشخص (مثلا یک سال) چقدر افزایش یافته‌اند.شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI)شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) معیاری برای اندازه‌گیری تغییر در میانگین قیمت کالا و خدمات مصرفی یک خانوار متوسط در یک دوره زمانی مشخص (معمولاً یک سال) است. به عبارت دیگر، CPI نشان می‌دهد که قدرت خرید پول در طول زمان چگونه تغییر کرده است.برای محاسبه CPI، قیمت یک سبد از کالاها و خدمات که به طور معمول توسط خانوارها خریداری می‌شوند، در دو دوره زمانی مختلف با هم مقایسه می‌شود. این سبد شامل اقلام مختلفی مانند مواد غذایی، مسکن، پوشاک، حمل و نقل، مراقبت‌های بهداشتی و تفریح و سرگرمی است.شاخص‌های بخش‌های مختلف اقتصاد چیست؟این شاخص‌ها نشان‌دهنده وضعیت یک بخش خاص از اقتصاد یک کشور هستند و شامل موارد زیر می‌شوند:شاخص تولید صنعتیشاخص تولید صنعتی (Industrial Production Index) که به اختصار IPI نامیده می‌شود، معیاری برای اندازه‌گیری تغییرات در حجم تولید بخش صنعت در یک دوره زمانی مشخص است. به عبارت دیگر، IPI نشان می‌دهد که میزان تولید کارخانجات، معادن و شرکت‌های خدماتی در طول زمان چگونه تغییر کرده است.شاخص فروش خرده‌فروشیشاخص فروش خرده‌فروشی (Retail Sales Index) یا همان RSI، معیاری برای اندازه‌گیری تغییرات در ارزش کل فروش کالاها و خدمات توسط خرده‌فروشان در یک دوره زمانی مشخص است. این شاخص نشان می‌دهد که میزان خرید مردم از فروشگاه‌ها در طول زمان چگونه تغییر کرده است.شاخص قیمت تولیدکننده (PPI)شاخص قیمت تولیدکننده (Producer Price Index) که به اختصار PPI نامیده می‌شود، معیاری برای اندازه‌گیری تغییرات در قیمت کالاها و خدماتی است که بنگاه‌ها به ازای تولید آن‌ها دریافت می‌کنند. به عبارت دیگر، PPI نشان می‌دهد که هزینه تولید برای بنگاه‌ها در طول زمان چگونه تغییر کرده است. این شاخص از طریق جمع‌آوری داده‌ها از قیمت کالاها و خدمات تولید شد‌ه توسط بنگاه‌های مختلف و محاسبه میانگین آن‌ها محاسبه می‌شود.شاخص‌های مرتبط با بازارهای مالییکی از مهم‌ترین شاخص‌های مرتبط با بازارهای مالی در ایران، شاخص بورس یا ایندکس (Index) است که معیاری برای سنجش عملکرد کلی بازار بورس شناخته می‌شود. این شاخص با استفاده از فرمول‌های مختلف، تغییرات قیمت سهام شرکت‌های پذیرفته شد‌ه در بورس را به صورت میانگین نشان می‌دهد.انواع شاخص‌های بورسشاخص کل: این شاخص، پرکاربردترین شاخص بورس و بیانگر میانگین وزنی قیمت و سود نقدی تمام سهام شرکت‌های پذیرفته شد‌ه در بورس است.شاخص کل هم‌وزن: در این شاخص، به جای وزن هر شرکت در شاخص کل، از وزن یکسان برای تمام شرکت‌ها استفاده می‌شود.شاخص قیمت: این شاخص فقط تغییرات قیمت سهام را بدون در نظر گرفتن سود نقدی، نشان می‌دهد.شاخص بازده نقدی: این شاخص تنها سود نقدی پرداختی توسط شرکت‌ها را نشان می‌دهد.شاخص صنعت: این شاخص عملکرد یک صنعت خاص را در بورس نشان می‌دهد.شاخص 50 شرکت فعال‌تر: این شاخص 50 شرکت فعال‌تر در بورس را بر اساس ارزش معاملات و تعداد سهام معامله شد‌ه، رتبه‌بندی می‌کند.شاخص‌های مرتبط با رفاه اجتماعیشاخص‌های مرتبط با رفاه اجتماعی معیارهایی هستند که برای سنجش وضعیت رفاه یک جامعه به کار می‌روند. این شاخص‌ها ابعاد مختلف رفاه اجتماعی مانند سلامت، آموزش، درآمد، امنیت و آزادی را شامل می‌شوند.شاخص توسعه انسانی (HDI)شاخص توسعه انسانی (HDI) که مخفف عبارت Human Development Index است، آماری مرکب از امید به زندگی، تحصیلات (میانگین سال‌های تحصیل تکمیل شد‌ه و سال‌های مورد انتظار تحصیل در هنگام ورود به سیستم آموزشی) و شاخص‌های درآمد سرانه که برای رتبه‌بندی کشورها در چهار سطح توسعه انسانی استفاده می‌شود. زمانی که طول عمر بالاتر، سطح تحصیلات بالاتر و درآمد ناخالص ملی بالاتر باشد، یک کشور دارای سطح بالاتری از HDI است.شاخص توسعه انسانی توسط محبوب الحق اقتصاددان پاکستانی و آمارتیا سن اقتصاددانی هندی ابداع و برای اولین بار در سال 1990 توسط برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) منتشر شد. هدف از HDI اندازه‌گیری سطح توسعه انسانی در یک کشور است. HDI به عنوان ابزاری برای مقایسه پیشرفت کشورها در طول زمان و همچنین برای مقایسه سطوح توسعه بین کشورها استفاده می‌شود.شاخص فقرشاخص فقر، معیاری برای اندازه‌گیری ابعاد مختلف فقر در یک جامعه است. این شاخص به جای تمرکز صرف بر درآمد، به بررسی محرومیت در زمینه‌های مختلف زندگی مانند سلامتی، آموزش، سطح زندگی و توانمندسازی می‌پردازد.انواع اقتصاد چیست؟علم اقتصاد را می‌توان بر اساس معیارهای مختلف، به انواع مختلفی تقسیم کرد. در ادامه به بررسی جامع انواع اقتصاد می‌پردازیم:۱- تقسیم‌بندی اقتصاد بر اساس نظام اقتصادیاقتصاد را می‌توان بر اساس نظام اقتصادی به صورت زیر دسته‌بندی کرد:اقتصاد سنتیدر این نظام، تخصیص منابع بر اساس سنن و عادات جامعه انجام می‌شود. اقتصاد سنتی برای تصمیم‌گیری‌های اقتصادی به آداب و رسوم، باورها، فرهنگ و سنت‌های دیگر متکی است. در سیستم اقتصادی سنتی، تولید کالا و خدمات محوریت اصلی را دارد. آداب و رسوم و سنت‌ها نقش مهمی در نحوه تولید و توزیع کالاها و خدمات در این سیستم ایفا می‌کنند.تقسیم کار در اقتصاد سنتی وجود ندارد. افراد معمولاً کارهای مختلفی را انجام می‌دهند و تخصص خاصی ندارند. همچنین به دلیل سخت بودن فرآیند تولید، حجم تولید در این سیستم پایین است و تولید مازاد وجود ندارد.اقتصاد دستوریاقتصاد دستوری، که به اقتصاد برنامه‌ریزی‌شد‌ه نیز شناخته می‌شود، سیستمی اقتصادی است که در آن دولت نقش محوری در تخصیص منابع، برنامه‌ریزی و کنترل فعالیت‌های اقتصادی ایفا می‌کند. در اقتصاد دستوری، دولت قیمت کالاها و خدمات را تعیین می‌کند و بر فرآیند تولید نظارت دارد. در حالی که در اقتصاد آزاد، رقابت بین تولیدکنندگان باعث می‌شود که هر کدام به فکر تولید کالایی با کیفیت‌تر و مفیدتر باشند.اقتصاد بازاراقتصاد بازار، سیستمی اقتصادی است که در آن قیمت کالاها و خدمات توسط نیروهای عرضه و تقاضا تعیین می‌شود. به عبارت دیگر، این مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان هستند که در مورد قیمت و میزان تولید کالاها و خدمات تصمیم می‌گیرند. در این سیستم، دولت نقش مداخله‌جویانه ندارد و تنها در شرایط خاص به عنوان ناظر حضور می‌یابد.قیمت یکی از مهم‌ترین مولفه‌های اقتصاد است که اطلاعات را به بازیگران اقتصادی منتقل می‌کند. نحوه تعیین قیمت و سازوکار بازارها همواره مورد توجه تصمیم‌گیران کشورها بوده است. تغییر در این سازوکار می‌تواند مسیر اقتصاد یک کشور را به‌طور کامل تغییر دهد.اقتصاد مختلطدر این نظام، نقش دولت و بازار در تخصیص منابع ترکیبی است. اقتصاد مختلط، سیستمی اقتصادی است که ترکیبی از اصول اقتصاد سرمایه‌داری و اقتصاد سوسیالیستی است. در این سیستم، مالکیت خصوصی بر دارایی‌ها به رسمیت شناخته می‌شود، آزادی در استفاده از سرمایه وجود دارد و دولت در تصمیم‌گیری اقتصادی در برخی از بخش‌های اقتصاد مانند بهداشت و آموزش دخالت دارد.۲- تقسیم‌بندی اقتصاد بر اساس سطح توسعهعلم اقتصاد بر اساس سطح توسعه به دسته‌های زیر تقسیم می‌شود:اقتصاد توسعه یافتهاقتصاد توسعه یافته به اقتصادی گفته می‌شود که به سطح بالایی از رفاه، ثروت و کیفیت زندگی برای شهروندان خود دست یافته باشد. این امر معمولا با شاخص‌هایی مانند تولید ناخالص داخلی (GDP) سرانه بالا، امید به زندگی بالا، نرخ سواد بالا، سطح پایین جرم و جنایت و زیرساخت‌های توسعه یافته نشان داده می‌شود.اقتصاد در حال توسعهاقتصاد در حال توسعه، در حال گذار از یک اقتصاد سنتی به یک اقتصاد مدرن است. این کشورها معمولا سطح پایین‌تری از رفاه، ثروت و کیفیت زندگی نسبت به کشورهای توسعه یافته دارند.اقتصاد کم توسعه یافتهاقتصاد کم توسعه یافته، در مراحل ابتدایی توسعه قرار دارد و سطح پایین رفاه، ثروت و کیفیت زندگی را برای شهروندان خود فراهم می‌کند. این کشورها معمولا شاخص‌های ضعیفی در زمینه‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی مانند تولید ناخالص داخلی (GDP) سرانه پایین، امید به زندگی پایین، نرخ سواد پایین، سطح بالای جرم و جنایت و زیرساخت‌های ضعیف دارند.۳- تقسیم‌بندی اقتصاد بر اساس جغرافیاجغرافیا نیز مانند دیگر عوامل تاثیر ستقیمی بر اقتصاد خواهد داشت. به همین دلیل معمولا آن را به صورت زیر در دسته‌های مختلف بررسی می‌کنند:اقتصاد جهانیاقتصاد جهانی به مجموعه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی انسان‌ها در سراسر جهان گفته می‌شود. این فعالیت‌ها شامل تولید، مصرف، مدیریت اقتصادی، کار، مبادله ارزش‌های مالی و تجارت کالا و خدمات است.اقتصاد منطقه‌ایاقتصاد منطقه‌ای، شاخه‌ای از علم اقتصاد است که به بررسی جنبه‌های اقتصادی مناطق مختلف می‌پردازد. این مناطق می‌توانند کوچک (مانند یک شهر) یا بزرگ (مانند یک قاره) باشند.اقتصاد ملیاقتصاد ملی، مجموعه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی انسان‌ها در یک کشور است که می‌تواند شامل تولید، مصرف، مدیریت اقتصادی، کار، مبادله ارزش‌های مالی و تجارت کالا و خدمات باشد.۴- تقسیم‌بندی اقتصاد بر اساس موضوعدانش اقتصاد به دو دسته اقتصاد خرید و کلان تقسیم می‌شود. در ادامه به آموزش اقتصاد خرد و کلان می‌پردازیم:اقتصاد خرد چیست؟اقتصاد خرد، شاخه‌ای از علم اقتصاد است که به بررسی رفتار افراد و خانوارها در انتخاب و مصرف کالاها و خدمات می‌پردازد. هدف اصلی اقتصاد خرد، پاسخ به این سوال است: افراد چگونه منابع محدود خود را به بهترین شکل ممکن تخصیص دهند تا به حداکثر مطلوبیت برسند؟مطلوبیت، میزان رضایت و سودمندی است که انسان از مصرف کالاها و خدمات بدست می‌آورد. افراد با توجه به سلیقه و نیازهای خود، ترکیبی از کالاها و خدمات را انتخاب می‌کنند که بیشترین مطلوبیت را برای آن‌ها به ایجاد کند.اقتصاد خرد همچنین به بررسی رفتار بنگاه‌ها در بازار می‌پردازد. بنگاه‌ها به دنبال حداکثر سود هستند و برای رسیدن به این هدف، باید منابع محدود خود را به طور کارآمد تخصیص دهند. دو سوال اصلی در اقتصاد خرد عبارتند از:یک فرد چگونه امکانات محدود خود را بین کالاها و خدمات مختلف تخصیص دهد تا به حداکثر مطلوبیت برسد؟یک بنگاه چگونه امکانات محدود خود را صرف استخدام عوامل تولید نماید تا به حداکثر سود برسد؟اقتصاد خرد به ما کمک می‌کند تا انتخاب‌های مصرفی خود را به طور بهتر انجام دهیم، درک بهتری از نحوه عملکرد بازارها داشته باشیم و به دنبال راه‌حل‌هایی برای مشکلات اقتصادی مانند فقر و بیکاری باشیم.اقتصاد کلان، در تقابل با اقتصاد خرد، به بررسی مفاهیم و شاخص‌ها در سطحی وسیع‌تر و ملی می‌پردازد. در واقع، پیدایش مکاتب فکری در حوزه اقتصاد، از دل همین اقتصاد کلان بوده است. مهار تورم، ایجاد اشتغال، تعادل در تراز پرداخت‌ها و در نهایت، دستیابی به رشد اقتصادی بالاتر، اهداف اصلی اقتصاد کلان هستند.در این حوزه، رشد اقتصادی در سطحی کلان، مورد بررسی قرار می‌گیرد. متغیرهایی مانند تورم، سطح قیمت‌ها، درآمد ملی و تولید ناخالص داخلی، از مفاهیم کلیدی در اقتصاد کلان هستند.کارشناسان اقتصاد کلان، ابتدا به بررسی شاخص‌ها و متغیرهای ذکر شد‌ه می‌پردازند. سپس، تاثیر بخش‌های مختلف اقتصاد بر یکدیگر و عملکرد کل اقتصاد را مورد مطالعه قرار می‌دهند. در نهایت، با بررسی این عوامل، مدل‌هایی برای مصرف، مهار تورم، سرمایه‌گذاری، تجارت، تولید و رشد داخلی ارائه می‌کنند.توجه داشته باشید که با وجود انواع اقتصاد در دنیا، هیچ نوع از آن کاملا بی‌نقص نیست و هر نوعی از اقتصاد دارای مزایا و معایب است. انتخاب اقتصاد مناسب برای یک کشور به عوامل مختلفی مانند سطح توسعه، فرهنگ و تاریخ آن کشور بستگی دارد. برای انتخاب بهترین نوع اقتصاد برای یک کشور باید تمام جوانب مورد توجه قرار گیرد.انواع سیاست‌های اقتصاد چیست؟سیاست‌های اقتصادی به مجموعه اقدامات و تدابیر دولت در جهت هدایت و کنترل اقتصاد اطلاق می‌شود. این سیاست‌ها با هدف ایجاد ثبات اقتصادی، رشد اقتصادی، توزیع عادلانه ثروت و ارتقای سطح رفاه عمومی اجرا می‌شوند. انواع مختلفی از سیاست‌های اقتصادی وجود دارد که می‌توان آن‌ها را به دسته‌های کلی زیر تقسیم کرد:۱- سیاست‌های پولیسیاست پولی مجموعه‌ای از اقدامات و تدابیر بانک مرکزی برای کنترل عرضه پول و نرخ بهره در یک کشور است. هدف از سیاست پولی ایجاد ثبات اقتصادی، رشد اقتصادی و کنترل تورم است.سیاست انبساطی: سیاست انبساطی مجموعه‌ای از اقدامات اقتصادی است که توسط دولت یا بانک مرکزی برای تحریک تقاضا و رشد اقتصادی در زمان رکود یا کندی اقتصادی اجرا می‌شود.سیاست انقباضی: سیاست انقباضی برخلاف سیاست انبساطی برای کاهش تقاضا و کنترل تورم در زمان رونق اقتصادی اجرا می‌شود.۲- سیاست‌های مالیسیاست مالی به مجموعه‌ای از اقدامات دولت در زمینه درآمدها و هزینه‌ها، اعم از مالیات‌ و … گفته می‌شود. این سیاست‌ها در قالب بودجه سالانه دولت تدوین و اجرا می‌شوند. یکی از مهم‌ترین نتایج سیاست مالی، افزایش اشتغال و درآمد است. این موضوع از طریق تحریک تقاضا، حمایت از تولید و ایجاد فرصت‌های شغلی جدید حاصل می‌شودسیاست انبساطی: به سیاست‌هایی که باعث افزایش فعالیت‌های اقتصادی خواهند شد، سیاست‌های مالی انبساطی گفته می‌شوند. هدف دولت برای به‌کار گیری این نوع سیاست مالی، افزایش پول در گردش و افزایش تقاضا برای محصولات و خدمات در جامعه است. یکی از ابزارهای این سیاست، کاهش مالیات و افزایش هزینه‌های دولت است.سیاست انقباضی: سیاست‌های مالی انقباضی مجموعه‌ای از اقدامات دولت برای کنترل تورم و کاهش تقاضای کل در زمان رونق اقتصادی است. این سیاست‌ها با کاهش هزینه‌ها و افزایش مالیات‌ها، فزونی بودجه دولت را به دنبال دارند. به همین دلیل، این سیاست با هدف کاهش مخارج دولت و کنترل کسری بودجه انجام می‌شود.۳- سیاست‌های تجاریسیاست‌های تجاری به مجموعه‌ای از قوانین، مقررات و اقداماتی گفته می‌شود که دولت‌ها برای تنظیم تجارت بین‌المللی به کار می‌برند. این سیاست‌ها بر موارد مختلفی مانند صادرات، واردات، سرمایه‌گذاری خارجی و ارز تاثیر می‌گذارند.سیاست آزاد تجاری: سیاست آزاد تجاری مجموعه‌ای از سیاست‌ها و قوانین است که به منظور افزایش تجارت بین‌المللی و کاهش موانع تجاری مانند تعرفه و سهمیه وضع می‌شود.سیاست حمایت‌گرایی: مجموعه‌ای از سیاست‌ها و قوانین است که برای حمایت از صنایع داخلی در برابر رقابت خارجی وضع می‌شود.۴- سیاست‌های صنعتیسیاست‌های صنعتی شامل مجموعه‌ای از اقدامات دولت برای هدایت و حمایت از بخش صنعت یک کشور می‌شود.سیاست‌های مداخله‌گرایانه: مجموعه‌ای از اقدامات دولت برای دخالت در فعالیت‌های اقتصادی و بازار است. این سیاست‌ها با هدف کنترل قیمت‌ها، تخصیص منابع و تأمین عدالت اجتماعی اجرا می‌شود.سیاست‌های laissez-faire: سیاست‌های laissez-faire مجموعه‌ای از سیاست‌ها و قوانین است که به منظور کاهش دخالت دولت در فعالیت‌های اقتصادی و بازار وضع می‌شود. این سیاست‌ها بر آزادی فردی، رقابت آزاد و محدودیت مقررات دولتی تاکید دارند.انواع نظام‌های اقتصاد چیست؟جوامع و کشورهای گوناگون در طول تاریخ، روش‌های مختلفی برای سازماندهی منابع خود به کار گرفته‌اند. این روش‌ها، نحوه استفاده از ابزارهای موجود برای دستیابی به اهداف فردی و مشترک را تعیین می‌کنند و در نهایت، به شکل‌گیری نظام‌های اقتصادی گوناگون می‌انجامند. در ادامه، به بررسی انواع اقتصاد در جهان می‌پردازیم.بدوی گراییدر جوامع ابتدایی کشاورزی، تمایل به تولید تمام نیازها و خواسته‌ها در سطح خانواده یا قبیله وجود داشت. به عبارت دیگر، خانواده‌ها و قبایل خودشان خانه‌هایشان را می‌ساختند، محصولاتشان را پرورش می‌دادند، شکار می‌کردند و…. رکن اصلی این نظام اقتصادی، مبادله در داخل و بین خانواده‌ها یا قبایل بوده است.مالکیت خصوصی و تصمیم‌گیری بر منابع در چنین جوامعی، اغلب در سطح جمعی و به صورت مالکیت خانوادگی یا قبیله‌ای بر منابع تولیدی و ثروت اعمال می‌شد.فئودالیسمفئودالیسم نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بود که در اروپای غربی در قرون وسطی رواج داشت. این نظام بر پایه واگذاری زمین از سوی ارباب به رعیت در قبال خدمات نظامی یا اطاعت بنا شد‌ه بود.اقتصاد سرمایه داریسرمایه داری یک نظام اقتصادی است که با ظهور صنعتی شدن به وجود آمد. در این نظام، صاحبان مشاغل (کارآفرینان یا سرمایه داران) منابع تولیدی (ابزار، کارگران و مواد خام) را برای تولید کالا و کسب سود سازماندهی می‌کنند.کارگران در ازای دستمزد استخدام می‌شوند و اجاره یا بهره به ترتیب به صاحبان زمین و سرمایه پرداخت می‌شود. کارآفرینان می‌توانند برای تأمین مالی فعالیت‌های خود وام بگیرند.تصمیم‌گیری در مورد نوع کالا، قیمت و میزان تولید بر اساس پیش‌بینی شرایط اقتصادی توسط کارآفرینان انجام می‌شود. سود و زیان، مکانیزم انتخابی برای تخصیص منابع در بازار هستند.نقش‌های مختلف در اقتصاد سرمایه داری (کارگران، صاحبان منابع، سرمایه‌داران و کارآفرینان) کارکردهایی هستند که افراد در معاملات و روابط اقتصادی ایفا می‌کنند. افراد می‌توانند همزمان نقش‌های مختلفی داشته باشند.سوسیالیسمدر سوسیالیسم، بخش‌های مختلف جامعه برای تولید یک محصول یا ارائه خدمات با یکدیگر متحد می‌شوند. تصمیمات تولیدی از طریق فرآیندی جمعی گرفته می‌شود و برخی از کارکردهای اقتصادی (مانند امنیت عمومی، آموزش و تأمین آب و برق) به طور مشترک انجام می‌شود. تأمین مالی این کارکردها از طریق مالیات بر درآمد یا سایر منابع (مانند مشاغل مستقل و شرکای تجاری خارجی) انجام می‌شود.سوسیالیسم مدرن عناصر خاصی از سرمایه داری (مانند مکانیسم بازار) را با کنترل متمرکز بر برخی منابع ترکیب می‌کند. تمرکز بیشتر کنترل اقتصادی، شباهت به کمونیسم را افزایش می‌دهد.کمونیسمکمونیسم یک سیستم اقتصادی است که در آن تقریبا تمام فعالیت‌های اقتصادی توسط برنامه‌ریزان مرکزی تحت حمایت دولت متمرکز و هماهنگ می‌شود. هدف این سیستم، استفاده از قدرت اقتصادی جامعه به نفع کل مردم است. اجرای کمونیسم در عمل بسیار دشوارتر از تئوری آن است. این سیستم به عدم وجود هرگونه نهاد رقیب برای به چالش کشید‌ن تخصیص منابع توسط دولت نیاز دارد.در عمل، نمونه‌های کمونیسم اقتصادی در دوران مدرن با حکومت‌های استبدادی همراه بوده‌اند. با این حال، تئوری کمونیسم لزوما به استبداد نیاز ندارد. کره شمالی یکی از کشورهایی است که در حال حاضر سیستم اقتصادی کمونیسم را اجرا می‌کند.اقتصاد سیاسی چیست؟شاخه‌ای از علوم اجتماعی است که به بررسی رابطه بین جمعیت یک کشور و دولت آن در هنگام اعمال سیاست‌های عمومی می‌پردازد. به عبارت دیگر، این رشته به دنبال درک تاثیرات متقابل سیاست و اقتصاد بر یکدیگر است.اقتصاد سیاسی به عنوان پایه‌ای برای علوم اجتماعی، به تحلیل مفاهیمی مانند قدرت، توزیع ثروت، عدالت و آزادی در زمینه اقتصادی می‌پردازد. انواع مختلفی از اقتصاد سیاسی وجود دارد که هر کدام به رویکردی خاص برای مطالعه این رابطه پیچیده می‌پردازند:• اقتصاد سیاسی لیبرالاقتصاد سیاسی لیبرال شاخه‌ای از اقتصاد سیاسی است که بر آزادی فردی و بازار آزاد تأکید دارد. این رویکرد معتقد است که بهترین راه برای ایجاد رفاه اقتصادی، حداقل دخالت دولت در اقتصاد است.• اقتصاد سیاسی مارکسیستیشاخه‌ای از اقتصاد سیاسی است که بر نابرابری اقتصادی و تضاد طبقاتی تأکید دارد. این رویکرد معتقد است که سرمایه‌داری، ذاتاً استثماری است و منجر به فقر و بیکاری می‌شود.• اقتصاد سیاسی نهادیاین نوع از اقتصاد سیاسی بر نقش نهادها در اقتصاد تمرکز دارد. نهادها شامل قوانین، هنجارها و سازمان‌ها هستند که تعاملات اقتصادی را شکل می‌دهند.جمع‌بندی مقاله اقتصاد چیست؟در این مقاله، به پاسخ سوال اقتصاد چیست پرداختیم. آموزش اقتصاد برای همه افراد مفید است. زیرا دانش اقتصادی به افراد کمک می‌کند تا زندگی بهتر و موفق‌تر داشته باشند.علم تخصیص بهینه منابع به نیازها و خواسته‌های نامحدود انسان است. علم اقتصاد به طور کلی به دو بخش اقتصاد خرد و اقتصاد کلان تقسیم می‌شود. اقتصاد خرد به بررسی رفتار افراد و خانوارها در بازار و تصمیم‌گیری آن‌‍ها در مورد تولید، مصرف و تخصیص منابع می‌پردازد. در حالی که اقتصاد کلان به بررسی عملکرد کل اقتصاد به عنوان یک سیستم می‌پردازد و مسائلی مانند رشد اقتصادی، تورم، بیکاری و سیاست‌های اقتصادی را بررسی می‌کند.برای سنجش عملکرد اقتصادی یک کشور شاخص‌های متنوعی وجود دارد که برخی از معروف‌ترین آن‌ها تولید ناخالص داخلی، شاخص قیمت مصرف کننده و … است. تا کنون انواع مختلفی از نظام اقتصادی ایجاد شد‌‌ه است. با این حال، هیچ نوع نظام اقتصادی کامل و ایده‌آل نیست و هر نوع اقتصاد مزایا و معایب خاص خود را دارد. انتخاب سیاست های اقتصادی مناسب، به شرایط و نیازهای هر کشور بستگی دارد.</description>
                <category>میلادرحمتی</category>
                <author>میلادرحمتی</author>
                <pubDate>Tue, 30 Apr 2024 16:15:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میلادرحمتی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69265456/%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%AA%DB%8C-wlhgagugedoi</link>
                <description>درآمد (Revenue) چیست؟حدود ۷۵٪ از کسب‌وکارهای نوپا در پنج سال اول خود به دلیل نداشتن درآمد پایدار شکست می‌خورند؟ این آمار تأمل‌برانگیز، دروازه‌ای به دنیای پیچیده و حیاتی درآمدزایی باز می‌کند. درآمد، خون حیات‌بخش به رگ‌های هر کسب‌وکاری است که نه‌تنها بقای آن را تضمین می‌کند بلکه زمینه‌ساز رشد و توسعه‌ی آینده‌ نیز می‌شود.در این مقاله، با هدف افزایش آگاهی و بهبود عملکرد مالی، انواع درآمدها و استراتژی‌های کلیدی برای بهینه‌سازی آن‌ها را بررسی خواهیم کرد. پس از مطالعه‌ی این نوشتار، شما با اطلاعات و ابزارهای لازم برای تقویت درآمدزایی کسب‌وکار خود مسلح خواهید شد.فهرست:1. درآمد چیست؟ درک عمیق از Revenue و نقش آن در توسعه پایدار2. شناسایی انواع درآمد؛ کلید رشد و استحکام مالی کسب‌وکارها3. چطور میزان درآمد را محاسبه کنیم؟4. چطور سند درآمد را در حسابداری ثبت کنیم؟5. ارسال صورت‌حساب برای مشتریان چه تأثیری بر معادله حسابداری دارد؟6. نکات مهم در مورد درآمد: شناخت منابع و تأثیر آن بر تصمیمات مالی7. ثبت ارائه خدمات در حسابداری؛ دقت بالا در ثبت درآمدها8. افزایش درآمد و بقای کسب‌وکار با استراتژی‌ها و نرم‌افزارهای حسابداری مدرندرآمد چیست؟ درک عمیق از Revenue و نقش آن در توسعه پایداردرآمد، پایه‌واساس مالی هر کسب‌وکاری است و به مجموع پولی اطلاق می‌شود که از فروش کالاها و ارائه خدمات به دست می‌آید. این مفهوم، یکی از مفروضات بنیادی حسابداری بوده که نشان‌دهنده میزان موفقیت یک شرکت در جذب منابع مالی از طریق فعالیت‌های اصلی خود است.درآمد در دو دسته کلی قرار می‌گیرد: درآمد عملیاتی و درآمد غیرعملیاتی. درآمد عملیاتی مستقیما از فعالیت‌های اصلی کسب‌وکار، مانند فروش کالا یا ارائه خدمات، به دست می‌آید.در مقابل، درآمد غیرعملیاتی شامل منابع درآمدی است که به‌طورمستقیم از فعالیت‌های اصلی کسب‌وکار ناشی نمی‌شود، مانند سود حاصل از سرمایه‌گذاری‌ها، اجاره املاک و موارد دیگر. این درک از درآمد و تفکیک آن به دو دسته، برای تجزیه و تحلیل صحیح وضعیت مالی و برنامه‌ریزی استراتژیک شرکت‌ها ضروری است. در ادامه مقاله به بررسی بیشتر انواع درآمدها می‌پردازیم.شناسایی انواع درآمد؛ کلید رشد و استحکام مالی کسب‌وکارهادرآمد از منابع گوناگونی نشات می‌گیرد: درآمد عملیاتی از فروش مستقیم کالا و خدمات، و درآمد غیرعملیاتی مانند سود سهام و اجاره‌ها. هر کدام نقش متفاوتی در سلامت مالی شرکت ایفا می‌کنند. در ادامه این بخش، با جزئیات بیشتری در مورد انواع درآمد و تأثیر آن‌ها بر کسب‌وکار صحبت خواهیم کرد.درآمد عملیاتی؛ رمز موفقیت کسب‌وکارهادرآمد عملیاتی، شاهراه اصلی تامین مالی برای هر کسب‌وکاری است که از فعالیت‌های اصلی شرکت مانند فروش کالاها و ارائه خدمات به دست می‌آید. این نوع درآمد، معیاری برای ارزیابی کارایی و پایداری مالی یک شرکت به شمار می‌رود، چرا که مستقیما نشان‌دهنده میزان موفقیت شرکت در اجرای ماموریت اصلی خود است.برای مثال: فرض کنید یک شرکت تولید کننده لباس، محصولات خود را به مشتریان ارائه می‌دهد. درآمد حاصل از فروش این لباس‌ها به‌عنوان درآمد عملیاتی شناخته می‌شود. این درآمد، نه‌تنها برای پوشش هزینه‌های جاری مانند دستمزد کارگران، خرید مواد اولیه و سایر هزینه‌های عملیاتی ضروری است، بلکه بخشی از آن سرمایه‌گذاری‌های آتی و توسعه کسب‌وکار را نیز تأمین می‌کند.استفاده از یک برنامه حسابداری کارآمد، در مدیریت درآمد عملیاتی و بهینه‌سازی جریان نقدی کسب‌وکار نقش اساسی دارد. خرید برنامه حسابداری نه‌تنها به شفاف‌سازی و دقت در ثبت تراکنش‌های مالی کمک می‌کند، بلکه امکان تحلیل دقیق‌تری از سودآوری و کارایی عملیاتی را فراهم می‌آورد.با استفاده از این ابزار، شرکت‌ها درک بهتری از عملکرد مالی خود کسب می‌کنند و برنامه‌ریزی مالی را با دقت بیشتری انجام می‌دهند، بدین ترتیب، خرید برنامه حسابداری به عنوان یک سرمایه‌گذاری هوشمندانه در نظر گرفته می‌شود که پتانسیل بهبود قابل توجهی در مدیریت درآمد عملیاتی دارد.درآمد غیرعملیاتی: عاملی تعیین‌کننده در بهبود ساختار مالی و تعهدات مالیاتی شرکت‌هادرآمد غیرعملیاتی، یکی از اجزای کلیدی در تقویت پایه مالی شرکت‌ها به شمار می‌رود و شامل درآمدهایی است که از منابع غیر از فعالیت اصلی کسب‌وکار به دست می‌آیند. این نوع درآمد شامل سودهای حاصل از سرمایه‌گذاری‌ها، درآمدهای اجاره‌ای و سودهای ناشی از فروش دارایی‌های ثابت می‌شود.از آنجا که این درآمدها به‌طورمستقیم از فعالیت‌های اصلی کسب‌وکار حاصل نمی‌شوند، مدیریت موثر آن‌ها به تنوع‌بخشی و افزایش امنیت مالی شرکت کمک می‌کند. با این‌حال، مهم است که شرکت‌ها نسبت به تعهدات مالیاتی مربوط به درآمد غیرعملیاتی آگاه باشند. درآمد غیرعملیاتی نیز مشمول مالیات بر درآمد است و باید به دقت در گزارش‌های مالی و محاسبات مالیاتی لحاظ شود.درآمد ناخالص؛ سنگ بنای تحلیل عملکرد مالی و تدوین استراتژی‌های حقوق و دستمزددرآمد ناخالص، شاخصی حیاتی در ارزیابی عملکرد مالی یک کسب‌وکار است و به مجموع درآمدهای حاصل از فروش کالا و خدمات قبل از کسر هرگونه هزینه یا مخارج اطلاق می‌شود. این معیار، بینش اولیه‌ای در مورد توانایی یک شرکت برای تولید درآمد از فعالیت‌های اصلی خود فراهم می‌کند و پایه‌ای برای تجزیه و تحلیل دقیق‌تر عملکرد مالی است.در حسابداری حقوق و دستمزد، درک درآمد ناخالص اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا مبنایی برای محاسبه سهم‌های مالیاتی و بیمه‌های اجتماعی کارکنان است. مدیریت صحیح درآمد ناخالص به بهینه‌سازی استراتژی‌های قیمت‌گذاری و کاهش هزینه‌ها کمک کرده و در نتیجه سودآوری کلی شرکت را افزایش می‌دهد. از این رو، تجزیه و تحلیل دقیق درآمد ناخالص برای تصمیم‌گیری‌های استراتژیک ضروری است.درآمد خالص؛ نقطه عطفی در ارزیابی سلامت مالی و تعیین موفقیت اقتصادی شرکت‌هادرآمد خالص که به‌عنوان سود خالص نیز شناخته می‌شود، نشان‌دهنده میزان درآمدی است که یک شرکت پس از کسر تمامی هزینه‌ها و مخارج از درآمد ناخالص به دست می‌آورد. این شاخص، شامل هزینه‌های مستقیم فروش، هزینه‌های اداری و عمومی، بهره‌ها، مالیات‌ها و سایر هزینه‌های احتمالی می‎شود.درآمد خالص اهمیت ویژه‌ای دارد زیرا ارزیابی دقیقی از عملکرد مالی یک کسب‌وکار را فراهم می‌کند و نشان‌دهنده توانایی شرکت برای تولید سود از فعالیت‌های اصلی خود است.به‌علاوه، این متغیر برای سرمایه‌گذاران و طرف‌های ذی‌نفع دیگر به‌عنوان یک معیار کلیدی برای ارزیابی سلامت مالی و پایداری یک شرکت به شمار می‌رود. در نهایت، درآمد خالص تصمیم‌گیری‌های استراتژیک، تقسیم سود و برنامه‌ریزی‌های آتی را راهنمایی می‌کند.چطور میزان درآمد را محاسبه کنیم؟برای محاسبه درآمدهایی که شرکت به دست می‌آورد دو روش اصلی وجود دارند که پرکاربردترین روش‌ها در کشور ما هستند. روش اول با عنوان حسابداری تعهدی شناخته می‌شود و روش دوم را با عنوان حسابداری نقدی می‌شناسند. در قسمت زیر هر دو نوع حسابداری درآمد را بررسی می‌کنیم.حسابداری تعهدیمهم‌ترین نکته در حسابداری تعهدی این است که بدانیم درآمد معاملات فارغ از اینکه در چه زمانی وجه آنها دریافت می‌شود، شناسایی می‌شوند. یعنی اگر حتی کالایی را به صورت قسطی فروختید، در حسابداری تعهدی باید کل درآمد مربوط به آن را در زمان فروش کالا شناسایی کنید.حسابداری نقدیدر حسابداری نقدی، حسابدار فقط زمانی یک درآمد را شناسایی می‌کند که پولی دریافت شده باشد و در غیر این صورت هیچ ثبتی صورت نمی‌گیرد؛ یعنی در مثال فروش کالای نسیه که در قسمت بالا آوردیم، پس از وصول هر قسط فقط درآمد مربوط به همان قسط شناسایی می‌شود و شناسایی کامل درآمدهای مربوط به آن معامله موکول به پرداخت همه قسط‌ها از سمت خریدار می‌شود.چطور سند درآمد را در حسابداری ثبت کنیم؟برای اینکه بدانیم نحوه ثبت سند درآمد در دفاتر حسابداری چگونه است، ابتدا باید ببینیم درآمد چه ماهیتی دارد. با توجه به اینکه درآمد ماهیتی سرمایه‌ای دارد، افزایش آن باعث بستانکار شدن حساب درآمد و کاهش آن باعث بدهکار شدن حساب درآمد می‌شود. در مثال زیر ثبت درآمد برای یک شرکت فرضی در دفتر روزنامه را می‌بینید. این شرکت 20 میلیون تومان بابت فروش کالا به یک شرکت دیگر دریافت کرده است:ارسال صورت‌حساب برای مشتریان چه تأثیری بر معادله حسابداری دارد؟برای اینکه بدانیم ارسال صورت‌حساب برای مشتری چه تأثیری بر معادله حسابداری دارد و چطور در دفتر روزنامه ثبت می‌شود باید بررسی کنیم که آن صورت‌حساب به چه شکلی پرداخت می‌شود.در صورتی که به ‌محض صدور صورت‌حساب، مبلغ آن توسط خریدار پرداخت شود در آن صورت مانند قسمت بالا ثبت آن را انجام می‌دهیم؛ یعنی مبلغ صورت‌حساب به عنوان بدهکار صندوق و بستانکار درآمد ثبت می‌شود. اما در صورتی که صورت‌حساب صادر شده اما وجه آن هنوز دریافت نشده است، باید حساب‌های دریافتنی را بدهکار و حساب درآمد را بستانکار کنید.یک حالت دیگر هم برای پرداخت صورت‌حساب وجود دارد. برای مثال ممکن است خریدار، بخشی از مبلغ را پرداخت کند و بخشی را موکول به آینده کند. برای ثبت این موارد باید صندوق و حساب‌های دریافتنی را بدهکار و درآمد خدمات را بستانکار کرد.نکات مهم در مورد درآمد: شناخت منابع و تأثیر آن بر تصمیمات مالیدرآمد، معیاری برای ارزیابی موفقیت کسب‌وکارها است. تفکیک درآمد عملیاتی از غیرعملیاتی، شناسایی منابع درآمد پایدار و درک تأثیر مالیات بر درآمد، از نکات کلیدی در مدیریت مالی است. در ادامه این بخش، قصد داریم به مهم‌ترین نکته‌های درآمد بپردازیم.تفکیک درآمد عملیاتی و غیرعملیاتی: کلید شناسایی منابع اصلی سودآوریتفکیک درآمد عملیاتی از غیرعملیاتی نقش مهمی در تجزیه و تحلیل افقی صورت‌های مالی ایفا می‌کند. این تفکیک، به سرمایه‌گذاران و مدیران امکان می‌دهد تا عملکرد اصلی کسب‌وکار را از فعالیت‌های جانبی یا فرصت‌های مالی گذرا، مجزا ببینند.درآمد عملیاتی، ناشی از فعالیت‌های اصلی و روزمره کسب‌وکار است، در حالی که درآمد غیرعملیاتی ممکن است شامل سود سرمایه‌گذاری‌ها، فروش دارایی‌ها یا سایر منابع غیر مرتبط با عملیات اصلی باشد. تجزیه و تحلیل افقی این صورت‌ها، به درک بهتری از ترندهای درآمدی و پایداری آن‌ها در طول زمان کمک می‌کند.اهمیت درآمد ناخالص و خالص در تجزیه و تحلیل دقیق کارایی کسب‌وکاردرآمد ناخالص و خالص دو شاخص کلیدی در ارزیابی عملکرد مالی یک کسب‌وکار هستند. درآمد ناخالص، که از کسر هزینه‌های مستقیم فروش از کل فروش به دست می‌آید، نشان‌دهنده کلیت توانایی یک شرکت در تولید درآمد از فروش محصولات یا خدمات خود است.این در حالی است که درآمد خالص، که از کسر کل هزینه‌ها و مخارج، از جمله هزینه‌های عملیاتی، مالیات‌ها و سایر هزینه‌ها از درآمد ناخالص به دست می‌آید، معیار دقیق‌تری از سودآوری و کارایی یک کسب‌وکار را ارائه می‌دهد. تجزیه و تحلیل عمودی صورت‌های مالی که در آن هر قلم در صورت سود و زیان به درصدی از درآمد ناخالص تبدیل می‌شود، ابزار مفیدی برای درک چگونگی تاثیر هزینه‌ها و درآمدهای مختلف بر سود خالص است.پایداری درآمد؛ کلید سلامت مالی و رقابت‌پذیری بلندمدت کسب‌وکارپایداری درآمد به قابلیت یک کسب‌وکار برای تولید درآمد به‌طورمستمر و با ثبات اشاره دارد، بدون آنکه دچار نوسانات شدید شود. این مفهوم بیانگر استحکام و سلامت مالی یک شرکت است و نشان‌دهنده توانایی آن در مقابله با چالش‌های اقتصادی و حفظ رقابت‌پذیری در بازار است.درآمد پایدار، نتیجه اجرای استراتژی‌های کسب‌وکار موفق، مدیریت هزینه‌های مؤثر و توانایی جذب و حفظ مشتریان است. شرکت‌هایی که از درآمد پایدار برخوردارند، معمولاً قادر به سرمایه‌گذاری در فرصت‌های رشد بلندمدت و ایجاد ارزش بیشتر برای سهامداران خود هستند.ثبت ارائه خدمات در حسابداری؛ دقت بالا در ثبت درآمدهابه این نکته بسیار مهم باید دقت کنید که ثبت ارائه خدمات مانند ثبت فروش کالا انجام می‌شود؛ بنابراین این موضوع که چه نوع خدمات یا کالایی می‌فروشیم هیچ تأثیری در نحوه ثبت آنها در دفاتر حسابداری ندارد. این مهم است که بدانید برای تشخیص چگونگی ثبت درآمد حاصل از خدمات، ابتدا باید بررسی کنید که درآمد حاصل از ارائه این خدمت محقق شده یا نه.در وهله بعدی با توجه به اینکه از حسابداری تعهدی یا حسابداری نقدی استفاده می‌کنید می‌توانید تصمیم بگیرید که از چه نوع ثبتی استفاده بکنید. اما به طور کلی از ثبت‌های حسابداری که در قسمت‌های بالاتر این مقاله توضیح دادیم می‌توانید برای ثبت ارائه خدمات نیز استفاده کنید.سخن پایانی به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران مالی و حسابداری، درآمد مهمترین قلمی است که در ترازنامه و صورت سود و زیان آورده می‌شود. بررسی انواع درآمد و آشنایی با ثبت حسابداری درآمد به همه متخصصین این حوزه کمک می‌کند تا به صورت دقیق‌تری امور حسابداری درآمد را انجام دهند و انواع درآمدها از جمله درآمدهای عملیاتی و غیرعملیاتی را به درستی شناسایی کنند.افزایش درآمد و بقای کسب‌وکار با استراتژی‌ها و نرم‌افزارهای حسابداری مدرندر این مقاله، به بررسی دقیق و عمیقی پیرامون مفهوم درآمد و اهمیت آن در استحکام و رشد کسب‌وکارها پرداختیم. تاکید بر این نکته بود که درآمد، نه‌تنها نشان‌دهنده موفقیت کسب‌وکار در جذب منابع مالی از طریق فعالیت‌های اصلی خود است، بلکه بقا و توسعه پایدار کسب‌وکار را نیز تضمین می‌کند.ما انواع درآمدها، شامل درآمد عملیاتی و غیرعملیاتی را شناسایی کرده و اهمیت تفکیک و درک صحیح آن‌ها برای تجزیه و تحلیل وضعیت مالی و برنامه‌ریزی استراتژیک کسب‌وکارها را مورد تاکید قرار دادیم. هدف از این بررسی، افزایش آگاهی و بهبود عملکرد مالی کسب‌وکارها بود تا آن‌ها بتوانند با استفاده از استراتژی‌های کلیدی، درآمدزایی خود را تقویت کنند.در نتیجه، آگاهی از این مفاهیم و استراتژی‌ها، گام اول برای موفقیت و پایداری در عرصه کسب‌وکار است. اما شناسایی و بهینه‌سازی درآمد تنها بخشی از معادله محسوب می‌شود. استفاده از ابزارها و نرم‌افزارهای حسابداری مدرن، برای مدیریت دقیق و کارآمد مالی ضروری است. این ابزارها کمک می‌کنند تا شما بتوانید با دقت بیشتری درآمدها و هزینه‌ها را رصد کرده، گزارش‌های مالی را تهیه کنید و تصمیمات مالی آگاهانه‌تری بگیرید.سوالات متداولدرآمد چیست و چه نقشی در کسب‌وکار دارد؟درآمد به مجموع پولی اطلاق می‌شود که از فروش کالاها و ارائه خدمات به دست می‌آید. این مفهوم، پایه‌واساس مالی هر کسب‌وکاری است و نشان‌دهنده میزان موفقیت شرکت در جذب منابع مالی از طریق فعالیت‌های اصلی خود است. درآمد، بقای کسب‌وکار را تضمین کرده و زمینه‌ساز رشد و توسعه آینده نیز می‌شود.انواع درآمد کدامند و چگونه از یکدیگر متفاوتند؟درآمد به دو دسته کلی درآمد عملیاتی و درآمد غیرعملیاتی تقسیم می‌شود. درآمد عملیاتی مستقیماً از فعالیت‌های اصلی کسب‌وکار، مانند فروش کالا یا ارائه خدمات، به دست می‌آید. در مقابل، درآمد غیرعملیاتی از منابعی غیر از فعالیت‌های اصلی کسب‌وکار نشأت می‌گیرد، مانند سود حاصل از سرمایه‌گذاری‌ها، اجاره املاک و موارد دیگر.چرا شناسایی و بهینه‌سازی انواع درآمد برای کسب‌وکارها مهم است؟شناسایی و بهینه‌سازی انواع درآمد به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا وضعیت مالی خود را دقیق‌تر تجزیه و تحلیل کنند و برنامه‌ریزی استراتژیک داشته باشند. این امر به شرکت‌ها اجازه می‌دهد تا درآمدزایی خود را از طریق فعالیت‌های اصلی و فرعی بهینه‌سازی کنند، ریسک‌ها را کاهش دهند و در نتیجه، پایداری و رشد آینده کسب‌وکار را تضمین کنند. بهینه‌سازی درآمد همچنین به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا جریان‌های نقدی خود را مدیریت کرده و سودآوری را افزایش دهند.چگونه می‌توان میزان درآمد یک شرکت را محاسبه کرد؟دو روش پرکاربرد برای محاسبه درآمد شرکت‌ها وجود دارد: حسابداری تعهدی که در آن درآمدها هنگام انجام معامله شناسایی و حسابداری نقدی که فقط درآمدهای دریافت شده نقدی تعیین می‌شوند.چگونه سند درآمد در حسابداری ثبت می‌شود؟ثبت سند درآمد بستگی به ماهیت درآمد دارد. افزایش درآمد باعث بستانکار شدن حساب درآمد می‌شود و برای ثبت در دفتر روزنامه، درآمدها به‌عنوان بستانکار و حساب‌های مربوط به دریافت‌ها به‌عنوان بدهکار ثبت می‌شوند.</description>
                <category>میلادرحمتی</category>
                <author>میلادرحمتی</author>
                <pubDate>Tue, 30 Apr 2024 16:09:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میلادرحمتی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69265456/%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%AA%DB%8C-tgzkb0vsx5gj</link>
                <description>انواع هزینه در حسابداری؛ حسابداری هزینه چیست؟هزینه یکی از اساسی‌ترین و مهم‌ترین مفاهیم در هر کسب‌وکار است. مفهوم هزینه در حسابداری نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در حسابداری هزینه عبارت است از مجموع مخارج اقتصادی که برای کسب درآمد بیشتر به یک تجارت وارد می‌شود. بدین منظور هر کسب‌وکار و تجارتی به دنبال کنترل و در نهایت کاهش هزینه‌ها برای بهبود عملکرد خود خواهد بود. در واقع برای افزایش سود کسب‌وکار باید کاهش هزینه‌ها بدون کاهش میزان درآمد باشد.در حسابداری هزینه‌ها شاخصی بسیار مهم و اساسی در پیشبرد اهداف کسب‌وکار محسوب می‌شوند بنابراین برای این بخش مهم از حسابداری قوانین ویژه‌ای مطرح شده است. بدین ترتیب لازم است علاوه بر آشنایی با ماهیت هزینه آن را شناخته و بتوانیم انواع هزینه‌ها را از یکدیگر تفکیک کنیم. در این مطلب از سری مقالات آموزش حسابداری قصد دارید به بررسی ماهیت هزینه‌ها در حسابداری پرداخته و انواع هزینه‌ها و همچنین نحوهٔ ثبت سند آن‌ها را بیان کنیم. با ما همراه باشید.فهرست:1. هزینه در حسابداری چیست؟2. منظور از کنترل هزینه چیست؟3. طبقه‌بندی هزینه ها در حسابداری بر اساس نوع فعالیت اقتصادی4. نحوه ثبت سند هزینه در حسابداری چگونه است؟5. نحوه ثبت سند حسابداری برگشت هزینه چگونه است؟6. ثبت هزینه حسابداری در نرم افزار سپیدارهزینه در حسابداری چیست؟هر واحد اقتصادی و کسب‌وکاری باید برای رسیدن به درآمد در طول فعالیت‌های اقتصادی خود اعم از خدمات، بازرگانی، تجارت و… مخارجی را متحمل شود که به این مخارج هزینه می‌گویند. حساب موقتی که دارای ماهیت بدهکار است هزینه نام دارد. به بیان دیگر مانده‌حساب هزینه به دلیل موقت بودن به دوره مالی بعد انتقال پیدا نخواهد کرد.انواع هزینه در حسابداری شامل تمامی مخارجی است که به‌صورت عینی انجام شده و به‌صورت ثابت از درآمد سازمان برای آن‌ها خرج می‌شود مانند حقوق کارکنان. اما برخی دیگر از مخارج غیر عینی که به‌مرور زمان از دارایی‌ها کم می‌شوند نیز به‌عنوان هزینه در نظر گرفته می‌شوند مثل استهلاک دستگاه‌ها. در نتیجه هر چیزی که مخارجی روی دست شما بگذارد هزینه محسوب شده و در حسابداری جزء بدهکاری‌ها ثبت خواهد شد.تقسیم‌بندی انواع هزینه‌ها بر اساس نظر مدیر مالی و همچنین نوع فعالیت هر شرکت انجام می‌شود. در برخی موارد از لحاظ رفتار نیز انواع هزینه‌ها مورد بررسی قرار خواهند گرفت. اما به‌طورکلی هزینه‌ها در حسابداری به چند دسته تقسیم‌بندی می‌شوند که در ادامه به بررسی آن‌ها خواهیم پرداخت. لازم است بدانید که تمامی کسب‌وکارها هزینه‌های یکسانی ندارند؛ به‌عنوان‌مثال یک شرکت تولیدی موظف به مدیریت هزینه‌های خاص مربوط به تولید است درصورتی‌که یک شرکت بازرگانی از این مورد معاف خواهد بود.منظور از کنترل هزینه چیست؟افزایش درآمد کسب‌وکار را به سود خواهد رساند و در مقابل افزایش هزینه باعث ایجاد ضرر و زیان خواهد شد. کسب بالاترین میزان سود در هر دورهٔ مالی جزو مهم‌ترین و اصلی‌ترین اهداف هر واحد اقتصادی است. این مهم با کنترل و کاهش هزینه‌ها و همچنین افزایش درآمد به وقوع می‌پیوندد. برای جلوگیری از پرداخت هزینه‌های اضافی لازم است ابتدا هزینه‌ها را شناخته و سپس آن‌ها را طبقه‌بندی کنیم. این امر هزینه‌های غیرقابل‌اجتناب را کنترل نموده و ثابت نگه می‌دارد.طبقه‌بندی هزینه ها در حسابداری بر اساس نوع فعالیت اقتصادیهمان‌طور که بیان شد هزینه‌ها در هر کسب‌وکار بر اساس نوع فعالیت اقتصادی آن کسب‌وکار طبقه‌بندی می‌شوند. به‌عنوان‌مثال هزینه‌های یک واحد خدماتی متفاوت از هزینه‌های یک واحد بازرگانی خواهد بود. علاوه بر این تغییرات واحدهای اقتصادی نیز بر هزینه‌ها مؤثر هستند. در کلیه مجموعه‌های اقتصادی هزینه‌ها به دودسته کلی تقسیم‌بندی می‌شوند که عبارت‌اند از:–          هزینه‌های ثابت در حسابداریبه هزینه‌هایی که در یک دوره طولانی بدون تغییر باقی می‌مانند هزینه‌های ثابت گفته می‌شود. این هزینه‌ها هیچ ربطی به میزان تولید و یا عرضه کالا و خدمات ندارند مانند هزینهٔ اجاره ساختمان.–          هزینه‌های متغیر در حسابداریهزینه‌هایی که وابسته به مقدار تولید یا عرضه کالا و خدمات هستند هزینه‌های متغیر نام دارند. هزینه‌های متغیر ارتباط مستقیمی با تولید و عرضه محصولات دارند به صورتی که کاهش و افزایش در میزان تولید و عرضه منجر به کاهش و افزایش در مقدار این هزینه‌ها می‌شود. فرض کنید یک کارگاه تولیدی ساعت کاری خود را از روزی ۷ ساعت به روزی ۱۰ ساعت افزایش داده است؛ اضافه کاری که این واحد تولیدی باید به کارگران پرداخت کند جزو هزینه‌های متغیر محسوب می‌شود. هزینه‌های ثابت و متغیر به دو دستهٔ جزئی‌تر تقسیم‌بندی می‌شوند که عبارت‌اند از: طبقه‌بندی هزینه‌ها در واحدهای اقتصادی و انواع هزینه‌ها در واحدهای تولیدی.طبقه‌بندی هزینه‌ها در واحدهای اقتصادیاین طبقه‌بندی به طور معمول برای تمامی واحدهای اقتصادی کاربرد داشته و به شرح ذیل است:۱. هزینه‌های عمومی و اداری Administrative Costsمخارجی که به‌صورت ثابت و دوره‌ای باید پرداخت شوند هزینه‌های عمومی و اداری نامیده می‌شوند. این هزینه‌ها عینی بوده و مقدار ثابتی دارند (ممکن است نوسان هم داشته باشند اما بسیار کم خواهد بود). هزینه‌های عمومی و اداری تأثیر مستقیمی بر فروش محصولات ندارند و جزء مخارج عمده یا کلی کسب‌وکار محسوب می‌شوند. این هزینه‌ها به تولید و فروش وابسته نبوده و در ارتباط با فعالیت‌های روزمره شرکت هستند. برخی از هزینه‌های عمومی و اداری عبارت‌اند از:هزینهٔ قبوض خدماتی شامل برق، آب، گاز، تلفن و…هزینهٔ ایاب‌وذهاب، تاکسی و…هزینه‌های مربوط به ملزومات مصرفی مانند لیوان یکبار مصرفهزینه‌های مربوط به پذیرایی، چای، تنقلات و…هزینه‌های مربوط به پست۲. هزینه توزیع و فروش در حسابداری Distribution Costsهزینه توزیع و فروش در شرکت‌هایی که درآمدزایی آن‌ها از طریق فروش کالا است و همچنین شرکت‌های بازرگانی جز انواع هزینه در حسابداری محسوب می‌شود. این هزینه‌ها عینی بوده و تأثیر مستقیمی بر قیمت فروش محصولات دارند به بیان دیگر هرقدر مبلغ این هزینه‌ها بالاتر باشد مبلغ فروش نیز بیشتر خواهد شد. هزینهٔ توزیع هزینه‌های مربوط به ارائه خدمات بوده که عینی و متغیر هستند. هزینه‌های توزیع نیز رابطه مستقیمی با سطح تولید دارند. برخی از هزینه‌های توزیع و فروش عبارت‌اند از:بسته‌بندی Packingانبارداری Warehousingحمل و نقل Transportationتبلیغات Promotionبازاریابی Marketing۳. هزینه‌های مالی در حسابداری Financial Costsمخارج تأمین مالی بر اساس استاندارد حسابداری شماره ۱۳ به شرح ذیل است:کارمزد و جرایم دیرکرد وام‌های مالی بلندمدت و کوتاه‌مدت و سود تضمین‌شدهٔ آن‌هامخارج جنبی وام‌های دریافتی از جمله حق تمبر اسناد تضمینی و حق ثبت در رابطه با قراردادهای مربوطهمخارج تأمین مالی خرید اقساطی و مخارج مربوط به قراردادهای اجاره به‌شرط تملیکمخارج مربوط به واحد مالی شرکت را هزینه‌های مالی می‌نامند. این هزینه‌ها عینی بوده و به‌منظور کسب درآمد و نظم دادن انجام می‌شوند. هزینه‌های مالی برای داشتن درآمد بیشتر و مدیریت این درآمد انجام می‌شوند و در صورت حذف آن‌ها نمی‌توان مدیریتی بر روی بخش مالی داشت.۴. هزینه استهلاک در حسابداری Depreciation Costsهزینهٔ استهلاک در حسابداری از طریق تقسیم ارزش واقعی آن دارایی بر مدت زمانی است که کار کرده است. این مدت‌زمان برحسب میزان تولید و یا زمان خواهد بود. هزینهٔ استهلاک نامشهود و غیرعینی است اما بااین‌وجود بودجه‌ای مستقل تحت عنوان ذخیره استهلاک برای آن در نظر گرفته خواهد شد تا در صورت بروز مشکلات بتوان از منابع آن برای حل این مشکلات استفاده کرد. برخی از هزینه‌های استهلاک عبارت‌اند از:هزینه فرسوده شدن اسباب و اثاث شرکتهزینه فرسوده شدن ساختمانهزینه فرسوده شدن وسایل نقلیههزینه فرسوده شدن ابزارآلات۵. هزینه حقوق و دستمزد در حسابداری Salary Costsیکی از ثابت‌ترین هزینه‌ها در هر شرکت هزینه حقوق و دستمزد است. هزینه‌های پرداخت شده به کارکنان برای جبران کارکرد آن‌ها که بر اساس قوانین بوده و ملاک آن قراردادی است که در ابتدای سال بین کارفرما و کارکنان منعقد می‌گردد هزینه حقوق و دستمزد نام دارد. هزینه حقوق و دستمزد هم جزء ثابت دارد و هم جزء متغیر، از این رو نمی‌توان آن را در دستهٔ هزینه‌های ثابت و یا متغیر قرار داد. بخش حقوق پایه، حق مسکن و برخی مزایای دیگر در این هزینه ثابت است اما هزینه‌های مربوط به‌اضافه کار، پاداش و امثالهم متغیر خواهد بود.۲)انواع هزینه در واحدهای تولیدیدر واحدهای تولیدی علاوه بر هزینه‌های ذکر شده هزینه‌های دیگری نیز مؤثر بر فرایند تولید هستند که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:–          هزینه مواد مستقیمهزینه مواد مستقیم یعنی هزینهٔ مواد اولیه‌ای که برای تولید یک محصول موردنیاز است. مانند ورقه‌های آهنی برای تولید اتومبیل.–          هزینه کار مستقیمحقوق و دستمزد تمامی افرادی که به طور مستقیم در تولید محصول ایفای نقش می‌نمایند هزینه کار مستقیم نام دارد.–          هزینه‌های سربار تولیدبرخی از هزینه‌ها به طور مستقیم در تولید محصول نقش ندارند اما در صورت نبود آن‌ها کار انجام نخواهد شد و در واقع مخارجی هستند که در اثر تولید وارد کار می‌شوند مانند هزینهٔ مصرف برق. به‌طورکلی تمامی هزینه‌ها به‌غیر از هزینه‌های کار و مواد مستقیم زیرمجموعه‌های هزینهٔ سربار هستند.انواع هزینه‌ها در حسابداری شرکت‌های خدماتیحسابداری شرکت‌های خدماتی به‌طورکلی متفاوت از حسابداری سایر شرکت‌ها است اما در این بین شباهت‌هایی نیز وجود دارد. در شرکت‌های خدماتی برخلاف شرکت‌های تولیدی حسابی روی فروش کالا انجام نخواهد شد بلکه هزینه‌ها در ازای خدمات ارائه شده است. به‌منظور محاسبهٔ قیمت تعیین شده برای این خدمات استانداردهایی وجود دارد که قانون آن‌ها را تعیین کرده است. به‌طورکلی حسابداری شرکت‌های خدماتی شامل سه مرحله است:در مرحلهٔ اول مجموعه اقدامات انجام شده در یک دورهٔ مشخص مالی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. همچنین مدارک بر اساس تاریخ سازمان‌دهی خواهند شد. در مرحلهٔ دوم ترازهای آزمایشی دفاتر موقت و کل آماده می‌شوند. گردش حساب و ستون‌های بستانکار و بدهکار نیز در این مرحله مورد سنجش قرار می‌گیرند. مرحلهٔ آخر مجموعه فعالیت‌های پایان سال مالی نظیر تهیه ترازنامه، سربرگ و بستن حساب‌های سود و زیان موقت است.انواع هزینه‌ها در حسابداری پیمانکاریهزینه‌های آشکار: هزینه‌های معمولی که در سندهای حسابداری ثبت می‌شوند و قابل‌اندازه‌گیری هستند.هزینه‌های پنهان: هزینه‌های غیراقتصادی که قابل ثبت و اندازه‌گیری نیستند. به‌عنوان‌مثال هزینهٔ ساخت جاده‌ای در وسط جنگل که علاوه بر هزینه‌های مادی هزینه‌های زیست‌محیطی نیز خواهد داشت که قابل‌اندازه‌گیری نبوده اما می‌تواند به آیندگان لطمه بزند.هزینه‌های ثابت: این هزینه‌ها بدون توجه به میزان تولید پرداخت خواهند شد. مثلاً هزینهٔ اجاره ماهیانه دفتر کار که باید پرداخت شود چه پروژه در حال اجرا و سوددهی باشد چه تعطیل و در ضرر و زیان.هزینه‌های متغیر: به میزان تولید و فعال‌بودن کار بستگی دارد مانند هزینهٔ خرید سیمان که به حجم کار و فعال‌بودن پروژه وابسته است.هزینه‌های جاری: هزینه‌هایی که در دورهٔ جاری به‌منظور کسب درآمد انجام می‌شوند.هزینه‌های سرمایه‌ای: هزینه‌ای است که برای خرید یک دارایی انجام شده و فایدهٔ آن بیش از یک دورهٔ مالی خواهد بود مانند خرید تجهیزات.هزینه‌های عملیاتی: این هزینه‌ها به طور مستقیم با تولید کالا و خدمات مرتبط هستند.هزینه‌های غیرعملیاتی: این هزینه‌ها به طور مستقیم با تولید کالا و خدمات مرتبط نیستند.نحوه ثبت سند هزینه در حسابداری چگونه است؟به‌منظور ثبت سند هزینه در حسابداری دو مرحله وجود دارد. ثبت شناسایی هزینه و ثبت هزینه با پرداخت. قبل از ثبت سند پرداخت، هر هزینه باید در دفاتر شناسایی هزینه ثبت شود حتی درصورتی‌که بخشی از آن باقی‌مانده و بخشی پرداخت شده باشد. شناسایی یعنی حسابدار یا واحد حسابداری باید مشخص کند هزینهٔ ذکر شده کدام حساب‌ها را تحت‌تأثیر قرار خواهد داد.ثبت شناسایی هزینه: هزینه‌های غیرعینی یا غیرمشهود در نرم‌افزار حسابداری به‌عنوان بدهکار ثبت می‌شوند. حساب استهلاک انباشته که ارزش دفتری دارایی‌ها را کاهش می‌دهد بستانکار خواهد شد. این هزینه استهلاک پرداخت نخواهد شد اما سازمان به شکلی این مورد را بدهکار است. اگر حقوق پرسنل به‌صورت دقیق در روز آخر ماه پرداخت نشود، این موضوع باید در سیستم ثبت شده و شرکت این مبلغ را بدهکار شود. پس از آن به‌محض پرداخت حقوق پرسنل شرکت بدهکاری خود را پرداخت نموده و هزینه‌ها را مدیریت خواهد کرد.ثبت هزینه با پرداخت: در حسابداری این نوع هزینه به‌محض اینکه پرداخت شود ثبت خواهد شد. مثلاً حسابداری حقوق و دستمزد که به‌محض پرداخت ماهیانه در سیستم حسابداری ثبت می‌شود. در نرم‌افزار حسابداری محل پرداخت بستانکار و هزینهٔ موردنظر به مبلغ اعمال شده به‌عنوان بدهکار ثبت خواهند شد.نحوه ثبت سند حسابداری برگشت هزینه چگونه است؟در برخی موارد ممکن است هزینهٔ اضافی پرداخت شده باشد که باید برگشت داده شود. چون ماهیت حساب هزینه بدهکار است می‌توان حسابی تحت عنوان (درآمدهای ناشی از برگشت هزینه) در بخش درآمد ایجاد نموده و این حساب را بستانکار کرد. اما چون حساب درآمد مشمول مالیات خواهد شد بستانکار شدن حساب هزینه با مستندات و مدارک لازم معقول‌تر خواهد بود.ثبت هزینه حسابداری در نرم افزار سپیدارپیشنهاد من این است که برای مدیریت هزینه‌های مالی خود با استفاده از نرم افزار حسابداری شرکتی و فروشگاهی سپیدار سیستم، دقت و صحت انجام امور مالی کسب و کارتان را دوبرابر کنید. سوالات متداولمنظور از کنترل هزینه چیست؟افزایش درآمد کسب‌وکار را به سود خواهد رساند و در مقابل افزایش هزینه باعث ایجاد ضرر و زیان خواهد شد. کسب بالاترین میزان سود در هر دورهٔ مالی جزو مهم‌ترین و اصلی‌ترین اهداف هر واحد اقتصادی است. این مهم با کنترل و کاهش هزینه‌ها و همچنین افزایش درآمد به وقوع می‌پیوندد. برای جلوگیری از پرداخت هزینه‌های اضافی لازم است ابتدا هزینه‌ها را شناخته و سپس آن‌ها را طبقه‌بندی کنیم.هزینه در حسابداری چیست؟هر واحد اقتصادی و کسب‌وکاری باید برای رسیدن به درآمد در طول فعالیت‌های اقتصادی خود اعم از خدمات، بازرگانی، تجارت و… مخارجی را متحمل شود که به این مخارج هزینه می‌گویند. حساب موقتی که دارای ماهیت بدهکار است هزینه نام دارد. به بیان دیگر مانده‌حساب هزینه به دلیل موقت بودن به دورهٔ مالی بعد انتقال پیدا نخواهد کرد.نحوه ثبت سند هزینه در حسابداری چگونه است؟به‌منظور ثبت سند هزینه در حسابداری دو مرحله وجود دارد. ثبت شناسایی هزینه و ثبت هزینه با پرداخت.</description>
                <category>میلادرحمتی</category>
                <author>میلادرحمتی</author>
                <pubDate>Tue, 30 Apr 2024 16:02:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میلادرحمتی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69265456/%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%AA%DB%8C-dnj8ebgsk2tf</link>
                <description>اصول یا مفروضات حسابداریمانند هر علم دیگری که اصولی دارد، حسابداری هم دارای اصولی است که از آن با نام اصول حسابداری یاد می‌شود. این اصول در علم حسابداری مانند قانون اساسی برای یک کشور است. یا مثلا وقتی در ریاضی می‌گوییم اعداد بر صفر بخش پذیر نیستند، یک اصل در ریاضی است. در منطق اصلی وجود دارد مبنی بر اینکه جمع نقیضین محال است، یعنی امکان ندارد در یک نقطه مکانی و زمانی از زمین هم شب باشد و هم روز!بنابراین وقتی به مفروضات اصول حسابداری می‌پردازیم، داریم از اصولی کلی صحبت می‌کنیم که بر روح این علم سوار است. پس با ما همراه باشید تا به صورت کامل درباره اینکه اصول حسابداری چیست توضیح دهیم.مفروضات حسابداری یا اصول حسابداری چیست؟یکی از سوالاتی که در چیستی حسابداری باید به آن پرداخت اصول این علم است. اصول حسابداری که در انگلیسی به آن GAAP (Generally accepted accounting principles) گفته می‌شود، قوانین و دستورالعمل‌هایی است که شرکت‌ها برای گزارش اطلاعات مالی باید از آن‌ها پیروی کنند. در واقع این اصول استاندارد، نوعی الگوی انجام کار هستند که مدیر مالی یک شرکت باید در بخش‌های مختلف حسابداری از آن‌ها استفاده کنند.در تعریف اصول حسابداری که به آن مفروضات حسابداری هم گفته می‌شود، باید به تعدادی دستورالعمل اشاره کنیم که در این میان بعضی از این اصول اهمیت بیشتری دارند.در خیلی از مطالب تنها به چهار اصل اشاره شده است؛ اما ما برای اینکه چیزی از قلم نیافتد، 8 اصل را بررسی کرده‌ایم، اصولی که کاربرد و اهمیت بسیاری در این علم دارد:اصل درآمد اصل تحقق (Revenue principle)اصل بهای تمام شده (cost principle)اصل هزینه (expense principle)اصل تطابق (matching principle)اصل عینیت (objectivity principle)اصل افشای کامل (Full Disclosure Principle)اصل تفکیک شخصیت (separate entity assumption)اصل استمرار یا تداوم فعالیت (continuity assumption)اول – اصل تحقق درآمد (Revenue Principle)طبق این اصل، درآمد تنها زمانی تحقق می‌یابد که شناسایی شود، یعنی چه پولی دریافت کرده باشید چه نه، آن درآمد باید شناسایی شده باشد.برای تجزیه و تحلیل معاملات مالی نیاز به محصول، خریدار و فروشنده داریم. یکی از اصول مهم حسابداری اصل درآمد است که در صورت فروش محصول یا ارائه خدماتی خاص مورد استفاده قرار می‌گیرد. در واقع مهمترین اصل در فرایند فروش اصل درآمد یا تحقق است.در مبانی حسابداری حصول درآمد ناشی از جمع‌آوری پول نقد نبوده و به شکلی از معامله اختصاص می‌یابد که خریدار، مالک قانونی کالا یا محصول فروخته شده از طرف فروشنده می‌شود.در اصل درآمد، تمام عملیات مربوط به کسب درآمد باید به صورت تکمیل شده و بدون نقص صورت بگیرد. همچنین این درآمد باید قابلیت اندازه‌گیری داشته باشد.روش‌های شناسایی درآمددر اصول حسابداری، درآمد به روش‌های مختلفی شناسایی می‌شود که در هر کدام از این روش‌ها به شکل ویژه‌ای ثبت می‌شود. در ادامه به بعضی از این روش‌ها اشاره می‌کنیم.وصول: در روش وصول، ثبت درآمد زمانی صورت می‌گیرد که وجه مورد نظر دریافت شده باشد.فروش: هر زمان معامله به فروش برسد، درآمد نیز در همان زمان به ثبت می‌رسد.تکمیل کار: بعضی از پروژه‌ها و خدمات مدت زمان زیادی طول می‌کشد تا به سرانجام برسند، در این موارد درآمد هنگامی ثبت می‌شود که کار تکمیل شده باشد.اقساط: با توجه به عنوان این روش، ثبت درآمد در طول زمان و با پرداخت اقساط انجام می‌شود.اصل دوم در اصول حسابداری – اصل بهای تمام شده (Cost Principle)در مفروضات حسابداری باید به اصل مهم دیگری تحت عنوان بهای تمام شده اشاره کنیم. منظور از بهای تمام شده، دارایی به دست آمده بر مبنای بهای تمام شده تاریخی آن است.در واقع بهای تمام شده بر اساس نرخ روز محاسبه نشده و منطبق با بهای تمام شده تاریخی دارایی مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. این اصل در ترازنامه پایان سال ذکر شده و مورد محاسبه قرار می‌گیرد.از مهم‌ترین مزایای این اصل در تعریف اصول حسابداری باید به حقیقی بودن و قابلیت رسیدگی آن اشاره کنیم.همچنین این اصل ارزش واقعی دارایی را نشان می‌دهد. از آنجا که اصل بهای تمام شده به صورت تاریخی مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد، تغییرات صورت گرفته ارزش پول در طول زمان بر روی آن اثری نخواهد داشت. در مورد ارزش دارایی نیز این امر صدق می‌کند.مثال برای اصل بهای تمام شده در اصول حسابداریشما برای ادامه فعالیت کسب و کار خود یک واحد آپارتمان تجاری در اختیار دارید، براساس اصل بهای تمام شده، این واحد آپارتمان باید در ترازنامه (بهای تمام شده تاریخی) لحاظ شود.اصل سوم در مفروضات حسابداری – اصل هزینه (Expense Principle)همان‌طور که از نام این اصل مشخص است، در ازای دریافت محصول یا خدماتی مشخص شما مجبور به پرداخت هزینه هستید. این اصل نقطه مقابل اصل درآمد بوده و دریافت هر نوع محصول و خدمات در کسب و کارهای مختلف شامل اصل هزینه می‌شود.این موضوع که هزینه در زمان مقرر یا چند روز بعد از دریافت پرداخت شود نقشی در ماهیت اصل هزینه نداشته و در نهایت در این معامله شخص باید هزینه دریافت خدمات یا محصول را بپردازد.چهارم – اصل تطابق درآمد و هزینه (Matching Principle)یکی دیگر از موارد مهم در مفروضات حسابداری، اصل تطابق هزینه با درآمد است. تمام داده‌ها در حسابداری زمانی تأیید و ثبت می‌شوند که در فرایند خرید و فروش، محصول یا خدماتی فروخته شده باشد و در مقابل هزینه‌ای پرداخت شده باشد.به عنوان مثال اگر شما صاحب کسب و کاری باشید، زمانی می‌توانید هزینه‌های پرداخت شده را با درآمد نهایی تطبیق دهید که هزینه‌های کلی را به عنوان شاخص در نظر بگیرید.به این ترتیب در تعریف اصول حسابداری، زمانی درآمد به ثبت می‌رسد که محصولی به فروش رسیده باشد و همچنین تأیید هزینه‌ها در صورت دریافت محصول ثبت می‌شود.سایت naukri.com نیز نکات جالبی درباره اصول حسابداری نوشته است؛ این سایت این اصول را توسعه داده و 12 مورد بر شمرده است، برای اطلاعات بیشتر می توانید این مقاله را بخوانید. [مقاله به زبان انگلیسی است.]پنجم – اصل عینیت در حسابداری (Objectivity Principle)مهم‌ترین نکته در مفروضات حسابداری، استفاده از داده‌های عینی است. در تمام گزارش‌های حسابداری از داده‌های عینی به جای‌داده‌های ذهنی استفاده می‌شود.به این جهت که میزان اعتماد و اطمینان بیشتری نسبت به اصل عینیت وجود دارد. در گزارش‌های مالی تمامی اعداد و داده‌ها باید قابلیت ردیابی داشته و به صورت حقیقی ثبت شده باشند.ششم – اصل افشای کامل (Full Disclosure Principle)بر اساس این اصل، تمامی گزارش‌ها، داده‌های مربوطه و رویدادهای مالی باید به صورت کامل و بدون پنهان ماندن واقعیت، ارائه شده و افشا شوند. در واقع این اطلاعات افشا شده نقش مهمی در تصمیم‌گیری‌ها و پیشرفت یک پروژه دارد.هفتم – اصل تفکیک شخصیت (Separate Entity Assumption)این اصل به تفکیک هویت کسب و کار از شخصیت صاحبان کسب و کارها می‌پردازد. در حسابداری هر کسب و کاری یک هویت مستقل دارد که بر اساس این اصل، تمام داده‌ها و اطلاعات مالی به صورت مجزا بررسی می‌شوند.هشتم- اصل تداوم فعالیت (Continuity Assumption)یکی دیگر از عناوین مهم، اصل استمرار یا تداوم است. بعضی از پروژه‌ها و شرکت‌ها تداوم فعالیت خود در حوزه مربوطه را برای سال‌های متمادی پیش‌بینی کرده‌اند.براساس این اصل می‌توان به جای بررسی و ثبت هزینه‌ها به صورت یک جا، اطلاعات و داده‌های مالی را در چندین دوره در طولانی مدت مورد بررسی قرار داد.نتیجه گیری از مطلب چیستی اصول حسابداریدر بالا به هشت اصل حسابداری پرداختیم. البته اصل دیگری هم وجود دارد به نام فرض واحد اندازه‌گیری (unit-of-measure assumption) که در واقع به پول رایج آن کشوری که کسب و کار در آن واقع شده اشاره می‌کند. به عنوان مثال در ایران که واحد پول ریال است باید به ریال و در اروپا باید به یورو، محاسبات انجام شود.قوانین و دستورالعمل‌های موجود در مفروضات حسابداری به مدیران مالی و حسابداران هر مجموعه در گزارش‌گیری دقیق و تجزیه و تحلیل کامل داده‌ها کمک می‌کند. این مفاهیم در بررسی دقیق و قانونی معاملات مالی نقش مهمی دارند.اصول حسابداری در نهاد یا منبع مشخصی به صورت رسمی ثبت نشده؛ اما این اصول در کشورهای مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرند.**یک حسابدار در اولین قدم‌های خود باید بداند اصول حسابداری چیست و با آن‌ها کاملا آشنایی داشته باشد. به نوعی این اصول، الفبای حسابداری است که و قواعد کلی حاکم بر روح این حرفه است.**امیدوارم با این مقاله و مطالب به شما کمکی کرده باشم.          rahmatim86@gmail.com</description>
                <category>میلادرحمتی</category>
                <author>میلادرحمتی</author>
                <pubDate>Tue, 30 Apr 2024 15:56:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میلادرحمتی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69265456/%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%AA%DB%8C-zygneewkejsg</link>
                <description>تعریف بازاریابی چیست؟ (بررسی مفاهیم اصلی بازاریابی از نگاه کاتلر)پیتر دراکر (پدر مدیریت نوین) معتقد است هر شرکتی (سازمان) دو وظیفه و ماموریت اصلی دارد: مارکتینگ و نوآوری.نوآوری را حتی می‌توان از روی کلمه هم معنی کرد: آوردن چیزی نو. به زبان ساده، وظیفهٔ هر سازمان ارائهٔ چیز جدیدی است و تکرار کارهایی که در گذشته به موفقیت منجر شده‌اند، چیزی به‌غیر از شکست به‌دنبال ندارد.بازگشایی یک سوپرمارکت، خشک‌شویی یا فروشگاه آنلاین به‌تنهایی به‌معنای جذب مشتری و کسب درآمد نیست. دلیل شکست این رویکرد هم بسیار روشن است: عدم‌توجه به این مسئله که مردم چرا باید از ما خرید کنند.آن دلیل خرید، همان چیز جدیدی است که ما ارائه می‌کنیم تا زندگی مردم را بهتر کنیم.ولی برگردیم به دومین وظیفه، یعنی بازاریابی. مفهومی که بارها دیده شده است با مفاهیمی مثل تبلیغات و فروش اشتباه گرفته می‌شود؛ اختلافی از متقاعدکردن مشتری تا به داشتن آنچه که مشتری می‌خواهد.بازاریابی کمک می‌کند به‌جای اینکه پول، زمان و منابع خود را برای متقاعدکردن مشتری هدر دهید، به‌دنبال چیزی باارزش‌تر برای او باشید و سپس محصول را بفروشید.به این ترتیب، محصول آسان‌تر، راحت‌تر و با هزینهٔ کمتر فروخته می‌شود.در این سال‌ها، بارها با این مسئله برخورد کردم که بازاریابی دست‌کم گرفته می‌شود یا فقط در یکی از زیرشاخه‌ها (تبلیغات) خلاصه می‌شود.به همین دلیل، تصمیم گرفتم به سراغ کتاب «مدیریت بازاریابی» کاتلر برم تا به شما کمک کنم یک بار برای همیشه به پاسخ درستی برای «بازاریابی چیست» برسید.مقدمه به‌اندازهٔ کافی کِش پیدا کرد (چاره‌ای نبود!)؛ پس بیایید برویم سراغ بررسی تعریف بازاریابی و اصول آن.فهرست مطالببازاریابی چیست؟مفاهیم اصلی بازاریابیتفاوت مفهوم بازاریابی با مفهوم فروش چیست؟بازاریابی چیست؟بازاریابی معادل کلمهٔ Marketing است که باید همین ابتدا یک «دست مریزاد» به این انتخاب بگویم.پسوند «یابی» در فارسی برای ساختن کلمه‌ای است که معنای «یافتن» و «پیداکردن» چیزی دهد؛ مثل دوست‌یابی، همسریابی، ریشه‌یابی و ارتفاع‌یابی.اینجا هم کلمهٔ ما از ۲ بخش «بازار» و «یابی» تشکیل شده است؛ یعنی «یافتن بازار».ولی چرا این کلمه انتخاب بسیار خوبی است؟ بیایید ابتدا ببینیم در کتاب «مدیریت بازاریابی» در تعریف «مارکتینگ چیست» چه آمده است:بازاریابی به‌معنای شناسایی و رفع نیازهای انسانی و اجتماعی به‌طور سودآور است.نیازهای انسانی، انگیزه و دلیلی پشت هر عمل و فعالیت ماست؛ کاری را می‌کنیم تا نیاز خاصی را برآورده کنیم. نیازهای اساسی لازمهٔ بقا و شکوفایی ماست؛ مثل غذا، پوشاک و پناهگاه.می‌توان گفت نیازهای انسانی همان نیاز هر فرد است؛ نیازی شخصی. با این حال، برخی نیازها در گرو روابط اجتماعی انسان است؛ مثلاً‌ شان و منزلت اجتماعی.مقدمه را یادتان است؟ بیایید ببینیم ۲ شرکت معروف گوگل و ایکه‌آ چگونه به ۲ وظیفهٔ اصلی خود عمل کردند.گوگل تشخیص داد مردم نیاز دارند به اطلاعاتی که در اینترنت است، بدون فوت وقت دسترسی داشته باشند. اینجا بود که موتور جست‌وجوی خود (نوآوری) را طراحی و عرضه کرد تا جست‌وجوها را سازمان‌دهی کند.ایکه‌آ هم متوجه شد مردم به‌دنبال اثاث خوب، ولی با قیمت پایین هستند (نیاز)؛ بنابراین به‌سراغ ایدهٔ خود رفت: قطعه‌قطعه‌کردن لوازم (نوآوری ?)این ۲ شرکت چه کردند؟ نیازی را شناسایی کردند و سپس راه‌حلی جدید و سودآور برای رفع آن ارائه کردند؛ همان نوآوری و بازاریابی.مدیران کسب‌وکارها گاهی اوقات بازاریابی را به‌عنوان «هنر فروش محصولات» در نظر می‌گیرند؛ بنابراین وقتی می‌شنوند فروش مهم‌ترین بخش بازاریابی نیست، شگفت‌زده می‌شوند.فروش فقط نوک کوه یخ بازاریابی است!‌ پیتر دراکر این مسئله را به‌خوبی شرح داده است:****می‌توان حدس زد همیشه نیاز به فروش وجود دارد؛ ولی هدف بازاریابی این است که فروش را زائد و اضافی نشان دهد.هدف اصلی این است که مشتری را به‌خوبی بشناسید و درک کنید محصول یا خدمت متناسب با او (نیاز یا خواسته‌‌ای که دارد) باشد؛ آن زمان است که محصول، خودش خودش را می‌فروشد.****و معتقد است در حالت ایدئال، بازاریابی باید به مشتریانی منجر شود که برای خرید آماده‌اند. تنها چیزی که پس از آن نیاز است، در دسترس قرار دادن محصول یا خدمت است.با این تفاصیل، می‌توان تعریف بازاریابی به زبان ساده را به این شکل بیان کرد:تلاش‌ها و فعالیت‌هایی که می‌کنیم تا یک «بازار» مناسب برای محصول دست‌وپا کنیم. ما برای این بازار و این بازار برای ما سودآور است و هر طرف برای دیگری یک فایده دارد.به عبارتی، برای رفع نیاز بازار باید بتوانیم ارتباطی بین ارزش محصول (کالا یا خدمتی که ارائه می‌کنیم) و آن نیاز برقرار کنیم؛ این تلاش، همان بازاریابی است.جلوتر، بعد از بررسی مفاهیم و اصول بازاریابی، یک تعریف جامع و کامل از آن ارائه می‌کنم؛ ولی فعلاً بیایید به ۲ سؤال مهم پاسخ دهیم.چه چیزی را بازاریابی می‌کنیم؟اجازه دهید باز هم از کتاب «مدیریت بازاریابی» کمک بگیریم. طبق گفته‌های کاتلر، بازاریاب‌ها ۱۰ چیز را بازاریابی می‌کنند:کالاغذاهای منجمد، کنسروها، خودرو، یخچال، تلویزیون، تخم‌مرغ و آهن.خدمتسرویس‌های خطوط هواپیمایی، هتل‌ها، آرایشگرها، سرویس‌های تعمیرات و نگهداری لوازم خانه و خودرو، حسابداری، بانکداری،  وکلا، مهندسان، پزشکان، برنامه‌نویس‌ها، مشاوران کسب‌وکار و بازاریاب‌ها.رویدادهارویدادهای مبتنی بر زمان مثل نمایشگاه‌های تجاری و سالگرد تاسیس شرکت، رویدادهای ورزشی مثل المپیک و رویدادهای محلی مثل نمایشگاه صنایع دستی.تجربهیک شرکت می‌تواند یک تجربه را ایجاد، صحنه‌سازی و به بازار عرضه کند. مثلاً والت دیزنی ورلد به مشتریان خود اجازه می‌دهد داستان پریان، کشتی دزدان دریایی یا یک خانه جن‌زده را تجربه کنند.یک مثال دیگر؟ صعود به قله دماوند با بزرگان کوهنوردی ایران!فردمدیر عامل، پزشک، ورزشکار، وکیل، سرمایه‌دار، نوازنده، هنرمند، بازیگر و دیگر افراد متخصص. (تام پیترز به هر فردی توصیه کرده است که به یک «برند» تبدیل شود)مکان‌هاکشورها، استان‌ها، شهرها، روستاها و حتی محله‌ها برای جذب گردشگر، مهاجر، کارخانه و تجار با یکدیگر رقابت می‌کنند. (نمونهٔ موفق آن در ایران «کیش» است)دارایی‌هااملاک، سهام یا اوراق قرضه.سازمان‌ها و تشکل‌هاموزه‌ها، سازمان‌های هنری، موسسه‌های خیریه و سازمان‌های مردم‌نهاد.اطلاعاتتمام اطلاعاتی که ایجاد و قیمت‌گذاری می‌شوند. مثلاً کتاب‌هایی که منتشر و در اختیار دانشجویان یا والدین دانش‌آموزها گذاشته می‌شوند یا اطلاعاتی برای تصمیم‌گیرنده‌های امور مالی، بهداشتی، مالیاتی یا… ارزشمند و مفید است.ایدهپشت پیشنهادات یک ایده است. برای مثال، لوازم آرایشی (کالا) در کارخانه تولید می‌شود و در داروخانه (محل فروش) امید (ایده) فروخته می‌شود.در مباحث اجتماعی و فرهنگی هم شاهد یک ایدهٔ قوی هستیم؛ مثلاً «هیچ‌کسی به دوست خود اجازه نمی‌دهد سیگار بکشد!»اغلب پیشنهادات ترکیبی از کالا، خدمت و ایده‌اند. منظور از پیشنهادات بازار، [به زبان ساده] ارزشی است که شما ارائه می‌کنید تا نیاز مشتریان در یک بازار را برآورده کنید. (جلوتر بیشتر صحبت خواهیم کرد)مثلاً رستوران را در نظر بگیرید:عرضه‌کنندهٔ محصول فیزیکی: قورمه‌سبزی، جوجه کباب و کوبیدهخدمات: خرید مواد اولیه، پخت و تدارک میز و صندلی برای نشستنایده: در وقت مشتری صرفه‌جویی می‌شودنمی‌توان همه‌چیز را در یک دسته قرار داد و اغلب اوقات ترکیبی از تمام ۱۰ مورد بالا بازاریابی می‌شود؛ چراکه حتی محصولات فیزیکی مثل اجاق گاز هم باز ارائه‌دهنده خدمتی مثل پخت‌وپز هستند.یعنی این محصول فیزیکی خود ناقل یک خدمت است. حتی مکان‌ها، افراد، سازمان‌ها و… هم از این قاعده مستثنی نیستند. مثلاً برای «رفع خستگی» به اکانت یوتیوبر (شخص) سر می‌زنیم تا یک نمایش بامزه ببینیم یا سری به یک منطقهٔ تفریحی در شمال (مکان) می‌زنیم.همیشه هم خبری از محصول فیزیکی نیست! مثلاً‌ کلیساها و مساجد بیشتر ارائه‌کننده خدمات هستند؛ خدماتی مثل موعظه، سرودخوانی، آموزش و مشاوره. ایده در اینجا «کمک به‌ هم‌نوع و رستگاری» است.اینجاست که پی به اشتباه برخی تولیدکننده‌های محصولات فیزیکی می‌بریم که خود را صرفاً تولیدکننده و عرضه‌کنندهٔ محصول می‌دانند! در صورتی که آن‌‌ها عرضه‌کنندهٔ راه‌حلی برای برطرف‌کردن نیاز بازارند.وظیفهٔ بازاریاب فروش مزایا یا خدمات محصول است و نه تشریح ویژگی‌های آن! یک نجار مته نمی‌خرد، بلکه او به‌دنبال ایجاد روزنه‌ای با قطر خاص است.برویم سراغ سؤال دوم!برای چه کسی بازاریابی می‌کنیم؟در بخش قبلی، دیدیم تعریف بازاریابی چیست؛ ولی یک چیز بی‌پاسخ مانده است: قرار است نیاز چه کسی را برطرف کنیم؟کاتلر این موضوع را به این شکل شرح می‌دهد:بازاریاب کسی است که به‌دنبال یک پاسخ (مثلاً توجه، خرید، رای یا کمک مالی) از طرف دیگر ماجرا (مشتری بالقوه) است.پس می‌توان گفت بازاریاب در تحریک تقاضا برای محصول مهارت دارد؛ ولی این دیدگاه بخش کوچکی از کاری است که او انجام می‌دهد.چون او به‌دنبال تاثیرگذاری در سطح، زمان و ترکیب تقاضا برای رسیدن به اهداف سازمان است.بازاریاب می‌تواند در جست‌وجوی یک یا چند مشتری بالقوه باشد؛ کسی که خواهان تبادل فایده است. به عبارتی، مشتری بالقوه از نظر بازاریاب، کسی است که دارای تمایل و توانایی بالقوه‌ای برای انجام مبادله است.حالا که پای تقاضا هم به داستان ما باز شد، بیایید به ۸ حالت تقاضا نگاه کنیم:​۱. تقاضای منفیمصرف‌کنندگان از محصول متنفرند و حتی ممکن است برای اجتتناب و دوری از آن هزینه کنند! یک مثال آن می‌شود واکسیناسیون. سال‌هاست مردم از واکسن فرار می‌کنند و این مسئله در دوران کرونا خودش را نشان داد.وظیفهٔ بازاریاب این است که ببیند چه چیزی در شکل‌گیری این تنفر نقش دارد و چگونه می‌توان نگرش و باور مردم را تغییر داد.۲. عدم‌تقاضایا مصرف‌کننده از وجود محصول آگاه نیست یا به آن علاقه ندارد؛ در هر ۲ حالت، تقاضایی برای این محصول وجود ندارد.۳. تقاضای نهفتهمصرف‌کنندگان یک نیاز (عمدتاً شدید و مبرم) دارند که محصولات موجود آن را برطرف نکرده‌اند؛ مثلاً سیگار بی‌ضرر!۴. تقاضای در حال کاهشمصرف‌کنندگان به دفعات کمتری خرید می‌کنند یا اصلاً نخریدن را شروع می‌کنند! بازاریاب باید علل را شناسایی کند.۵. تقاضای بی‌قاعدهخریدهای مصرف‌کنندگان در فصل‌ها، ماه‌ها، هفته‌ها، روزها و حتی ساعت‌های مختلف، متفاوت است.بازاریاب می‌تواند راه‌هایی مثل قیمت‌گذاری منعطف، تبلیغات یا مشوق‌های دیگر مثل تخفیف اتخاذ کند.۶. تقاضای کاملمصرف‌کنندگان تمام محصولات عرضه‌شده را به‌اندازهٔ کافی می‌خرند. بازاریاب وظیفه دارد این میزان از تقاضا را در مواجهه با افزایش رقابت و تغییر رفتار مصرف‌کننده در همین سطح نگه دارد.۷. تقاضای بیش از حدمصرف‌کنندگان بیش از میزان عرضه، به خرید تمایل دارند. بازاریاب می‌تواند به کاهش تبلیغات و افزایش قیمت روی بیاورد یا بخش‌هایی از بازار را که چندان سودآور نیستند، از برنامه حذف کند.۸. تقاضای مضر و ناسالممصرف‌کنندگان به استفاده از محصولی تمایل دارند که پیامدهای اجتماعی ناگواری دارد؛ مثلاً سیگار، نوشیدنی‌های الکی یا مواد مخدر.در این شرایط، بازاریاب‌ها برای مقابله با کمپین‌های مخالف مصرف چنین محصولاتی، به تکنیک ترس روی می‌آورند: قیمت را افزایش می‌دهند یا محصول نایاب می‌شود.در چند مورد اشاره کردم؛ ولی در هر حالت، بازاریاب وظیفه دارد علل زمینه‌ای چنین تقاضایی را شناسایی کند و برنامه‌ای برای تغییر میزان تقاضا به حالت مطلوب آماده کند.خب تا اینجا هم دیدید تعریف بازاریابی چیست و هم متوجه شدید می‌توانیم چه چیزی را برای چه کسی بازاریابی کنیم.به یک سری مفاهیم مثل نیاز، خواسته، تقاضا، پیشنهادات و مبادله اشاره کردیم. به همین خاطر، اگر موافق باشید مفاهیم و اصول بازاریابی را در ادامه با یکدیگر بررسی کنیم تا آن را بهتر درک کنید.مقاله پیشنهادی: ۱۲ استراتژی بازاریابی بانکی + اصول بازاریابی بانکی که باید رعایت کنید!مفاهیم اصلی بازاریابیبازاریابی بر پایهٔ یک سری مفاهیم و اصول شکل گرفته است که برای درک سازوکار آن، باید حتماً آن‌ها را بشناسید.در پایان این بخش، می‌توانیم تعریف بازاریابی را کامل کنیم و بعد ببینیم چه فرقی با تبلیغات دارد.نیاز، خواسته و تقاضانیاز را می‌توان به این شکل معنی کرد: ملزومات اساسی انسان مثل هوا، غذا، پوشاک و سرپناه.البته این تمام ماجرا نیست؛ چون انسان به تفریح، آموزش و سرگرمی هم نیاز شدید دارد.اگر نیاز به‌سمت چیز خاصی هدایت شود که ممکن است آن را برآورده کند، به خواسته تبدیل می‌شود.اجازه دهید تفاوت این ۲ را با یک مثال ذکر کنیم:یک مصرف‌کنندهٔ نیویورکی به غذا نیاز دارد؛ ولی ممکن است پیتزا، سیب‌زمینی سرخ‌کرده و آب‌جو بخواهد. یک فرد در خرم‌آباد هم به غذا نیاز دارد؛ ولی او احتمالاً برنج، کباب کوبیده و دوغ محلی می‌خواهد.پس می‌توان همین جا یک پرانتز باز کرد و به این مسئله اشاره کرد: خواسته‌های انسان توسط جامعه شکل می‌گیرند.تقاضا، خواسته‌ای برای یک محصول خاص است که انسان توانایی پرداخت هزینهٔ آن را دارد.مثلاً اغلب مردم ماشین‌های تولیدی بنز را می‌خواهند؛ ولی فقط تعداد کمی می‌توانند یکی بخرند.بنابراین شرکت‌ها باید نه‌تنها خواستهٔ مخاطب را در نظر بگیرند، بلکه باید میزان تمایل و توانایی خرید (تقاضا) را هم بسنجند.شاید این جمله را شنیده باشید:بازاریابان مردم را وادار می‌کنند چیزی را بخرند که نمی‌خواهند!این تعاریف پاسخ روشنی به این انتقادند؛ چون بازاریاب نیاز را ایجاد نمی‌کند، بلکه برای برآورده‌کردن آن، پیشنهادی ارائه می‌کند.نیاز از قبل وجود دارد. مثلاً ممکن است بازاریاب این ایده را ترویج کند که «مرسدس بنز» نیاز به «جایگاه و موقعیت اجتماعی بهتر» را رفع می‌کند؛ ولی آن‌ها چنین نیازی را خلق نمی‌کنند و در واقع، تلاش می‌کنند در خواسته تاثیر بگذارند.اشاره کردم منظور از بازاریابی تامین نیازها به‌گونه‌ای سودآور است؛ ولی تشخیص نیازها همیشه هم ساده نیست. گاهی اوقات، مشتری نیازی دارد که از آن بی‌خبر است یا از بیان آن عاجز است. شاید هم از کلماتی استفاده کند که خود آن‌ها به تفسیر نیاز داشته باشند.برای مثال، وقتی مشتری می‌گوید یک حولهٔ حمام زیبا، هتل آرام و تراکتور قدرتمند می‌خواهم، چه منظوری دارد؟به همین دلیل، بازاریاب باید این مسئله را بررسی کند تا بتواند محصول را به‌خوبی بازاریابی کند.ما می‌توانیم ۵ نوع نیاز را تشخیص دهیم:اعلام‌شده (من ماشین ارزان‌قیمت می‌خواهم یا من همبرگر می‌خواهم)واقعی (مشتری خودرویی می‌خواهد که هزینهٔ نگهداری آن کم باشد و نه قیمت آن)اعلام‌نشده (مشتری از فروشندهٔ ماشین یا همبرگر انتظار دارد خدمات خوبی ارائه کند)شوق و لذت (مشتری مایل است خودروی او GPS داشته باشد)*پنهانی (مشتری دوست دارد والدین و اطرافیان به او به چشم یک خریدار باهوش نگاه کنند)* شوق و لذت در واقع نیازی است که حیرت مشتری را به دنبال دارد. همین مسئله باعث می‌شود محصول برای او محبوب‌تر از بقیه شود.گاهی اوقات، پاسخ‌گویی صرف به نیازهای اعلام‌شده (به‌تنهایی) کم‌فروشی و فریب‌دادن تلقی یا به زیان مشتری ختم می‌شود.مثلاً اگر مشتری به مغازه مراجعه کند و بتونه برای چسباندن شیشه به چارچوب بخواهد (نیاز اعلام‌شده)، بهتر است صاحب مغازه یک پیشنهاد و راه‌حل بهتر مثل نوار چسب را پیشنهاد دهد و برای رفع «نیاز واقعی» تلاش کند.به‌طور کلی، بازاریاب با متناسب‌کردن، جذاب‌کردن و قابل‌تحمل‌کردن خرید یک محصول و همچنین سهولت دسترسی به آن در خواسته و تقاضای بازار هدف تاثیر می‌گذارد.برویم سراغ مفهوم بازار هدف و جایگاه آن در بازاریابی.بازار هدف، جایگاه‌یابی و بخش‌بندیدر مقالهٔ «مدل بازاریابی STP به زبان ساده (پیشنهاد جذاب کاتلر)»، دربارهٔ بخش‌بندی و جایگاه‌یابی مفصل صحبت کردم.البته این قصه ادامه پیدا کرد ?در ادامه، در مقالهٔ دیگر با عنوان « Target Market یا بازار هدف چیست؟ (+ راه‌های شناسایی بازار هدف)»، به راه‌های شناسایی بهترین بازار اشاره کردم.پیشنهاد می‌کنم حتماً این ۲ مقاله را مطالعه کنید؛ ولی اینجا یک توضیح کوتاه دربارهٔ این اصل مهم می‌دهم تا بازاریابی را بهتر درک کنید.کاتلر، من و شما به‌خوبی می‌دانیم تمام مردم یک رستوران، یک غذا، یک دانشگاه، یک شرکت، یک فیلم، یک آهنگ یا حتی یک ماشین مشابه را دوست ندارند.بنابراین بازاریاب با شناسایی تفاوت‌های ویژگی‌های جمعیت‌شناختی، روان‌شناختی و رفتاری مردم، بخش‌های متمایزی را شناسایی می‌کند.سپس تصمیم می‌گیرد کدام بخش برای او و او برای کدام بخش بیشترین منفعت و آورده را دارد؛ یک بازی دوطرفه!برای هر بخش متمایز – که به آن بازار هدف می‌گوییم – پیشنهاد مشخصی ارائه می‌کند که در ذهن همان افراد جای مشخصی را اشغال کند. این پیشنهاد حاوی مزایا و ویژگی‌های کلیدی و مهمی است که می‌خواهد بازار هدف او را با آن بشناسد.هاکوپیان محصولات خود را برای افرادی عرضه می‌کند که بیش از هر چیزی به‌دنبال رفع نیاز «شان و منزلت اجتماعی» هستند. به این ترتیب، پوشاک خود را به‌عنوان محصولی گران، شیک، لوکس و دست‌نیافتنی جایگاه‌یابی کرده است.البته همیشه فقط یک بخش خاص را هدف نمی‌گیریم. مثلاً بیمارستان چشم‌پزشکی نور با ارائهٔ تمام خدمات (از تشخیص گرفته تا جراحی‌های تخصصی) در یک ساختمان و قرارداد با ۵۴ بیمه، چندین بازار را هدف گرفته است.پیشنهادات و برندشرکت‌ها نیاز مشتریان خود را با ارائهٔ یک ارزش پیشنهادی برآورده می‌کنند که مجموعه‌ای از مزایایی است که آن نیاز را برطرف می‌کند.پیشنهاد بر پایه و اساس محصول شکل می‌گیرد که در بخش ابتدایی مقاله بررسی کردیم؛ پس می‌تواند هرکدام یا ترکیبی از آن‌ها باشد. مثلاً‌ ترکیبی از مزیتی مشهود (محصول فیزیکی) و نامشهود (خدمات و ایده) باشد.این مزایا همان چیزی هستند که شما را از سایر رقبا جدا می‌کنند و واضح‌ترین منفعتی است که مخاطب از طریق شما کسب می‌کند.برند پیشنهادی از طرف یک منبع شناخته‌شده است که در ذهن مردم همان ارزش پیشنهادی را تداعی می‌کند.مثلاً برند اپل پشت محصول یادآور یک محصول خلاقانه، باکیفیت، بادوام و گران است.کانال‌های بازاریابیبرای رسیدن به یک بازار هدف، بازاریاب از ۳ کانال بازاریابی استفاده می‌کند:کانال‌های ارتباطیپیام کسب‌وکار را به خریداران هدف و پاسخ آن‌ها را به کسب‌وکار می‌رسانند که عبارت‌اند از روزنامه، مجله، رادیو، تلویزیون، گوشی‌های هوشمند، بیلبورد، پوستر، بروشور و اینترنت.البته کسب‌وکارها از طریق ظاهر مغازه، سایت و سایر رسانه‌های خود، ایمیل، پیامک، بلاگ و تبلیغات هم سعی می‌کنند با خریداران بالقوه ارتباط برقرار کنند.کانال‌های توزیعکانال توزیع برای نمایش، فروش یا تحویل محصول به خریدار بالقوه است که می‌توانند مستقیم یا غیرمستقیم باشند. مثلاً اینترنت، تلفن، گوشی هوشمند و پست به‌عنوان کانال‌ مستقیم عمل می‌کنند.در مقابل، توزیع‌کننده‌ها، عمده‌فروش‌ها، خرده‌فروش‌ها و نمایندگی‌ها، کانال غیرمستقیم شناخته می‌شوند.کانال‌های خدماتیبرای انجام مبادله و معامله، بازاریاب‌ها از کانال‌های خدماتی هم استفاده می‌کنند که شامل انبارها، شرکت‌های حمل‌ونقل، بانک‌ها و شرکت‌های بیمه می‌شود.بازاریاب باید چه کند؟ وظیفهٔ بازاریاب این است که بهترین ترکیب از ۳ کانال بازار را برای رساندن پیشنهاد خود به بازار هدف پیدا کند.مقاله پیشنهادی: بازاریابی بیمه چیست؟ ۱۰ ایده بازاریابی و فروش بیمه!رسانه‌های پولی، اکتسابی و تحت‌مالکیتبا پیداشدن سروکلهٔ رسانه‌های دیجیتال، راه‌های جدیدی برای تعامل با مصرف‌کننده‌ها و مشتریان پیش روی بازاریاب‌ها قرار گرفت.این رسانه‌ها را ما در ۳ دسته قرار می‌دهیم:رسانه‌های پولی (Paid Media) به بازاریاب اجازه می‌دهند آگهی خود را به‌ازای پرداخت هزینه نمایش دهند؛ مثل تبلیغات کلیکی در سایت‌های پربازدید، تبلیغات اینفلوئنسری، تبلیغات در گوگل و برنامه‌های اسپانسری.انتخاب این رسانه‌ها و محتوایی که باید نمایش داده شود و زمان آن، در دست بازاریاب است؛ ولی محل نمایش آن خیر!رسانه‌های اکتسابی (Earned Media) به آن دسته از رسانه‌ها گفته می‌شود که دربارهٔ برند داوطلبانه صحبت می‌کنند. مثلاً یکی از نتایج وایرال مارکتینگ این است که رسانه‌های مختلف دربارهٔ آن کمپین خودجوش صحبت می‌کنند.این رسانه‌ها به کسب‌وکارها کمک می‌کنند هزینهٔ حضور در رسانه‌های پولی را کاهش دهند.نه انتخاب این رسانه‌ها و نه محتوایی که دربارهٔ برند منتشر می‌شود، در کنترل بازاریاب نیست. مثلاً‌ ممکن است مطلبی دربارهٔ معایب محصول بنویسند.و اما رسانهٔ تحت‌مالکیت (Owned Media)! رسانه‌ای است که خود برند صاحب آن است و همه‌چیز در کنترل اوست. برای نمونه هم می‌توان به سایت، بلاگ، کانال تلگرام، صفحهٔ اینستاگرام، لینکدین و توییتر و ایمیل اشاره کرد.ایمپرشن و تعاملکاتلر در کتاب مدیریت بازاریابی به این مسئله اشاره کرده است که بازاریابان امروزه به سه «صفحهٔ نمایش» برای دسترسی به مصرف‌کننده فکر می‌کنند: تلویزیون، اینترنت و موبایل.شاید شما هم جزو آن دسته از افراد باشید که تصور می‌کنند اینترنت و موبایل میزان تماشای تلویزیون را کاهش داده‌اند؛ ولی حداقل مطالعه‌ها و تجربهٔ کسب‌وکارهایی مثل دیجی‌کالا خلاف این موضوع را نشان می‌دهند.طبق تحقیقاتی که نتیجهٔ آن در کتاب مدیریت بازاریابی آمده است، سه‌پنجم مصرف‌کننده‌ها به‌طور هم‌زمان از دو صفحه نمایش موردنظر بازاریاب‌ها استفاده می‌کنند. (لازم به ذکر است این تحقیق برای سال ۲۰۱۲ است.)ولی بیشتر از این صفحهٔ نمایش، ۲ چیز برای ما خیلی اهمیت دارد: ایمپرشن و تعامل.ایمپرشن زمانی رخ می‌دهد که مصرف‌کننده پیام شما را ببیند. معیار مفیدی است تا دامنه و وسعت دسترسی یک ارتباط را بسنجید که می‌توان در تمام ارتباطات مقایسه شود.اما یک مشکل اساسی داریم: ایمپرشن هیچ کمکی به ما در درک نتیجهٔ مشاهدهٔ ارتباطات نمی‌دهد.یعنی شما نمی‌توانید ببینید چقدر این ارتباط تاثیرگذار بوده است و تا چه اندازه توانسته توجه مخاطب را جلب کند.اینجاست که پای تعامل به میان کشیده می‌شود. تعامل مقدار و میزان توجه و مشارکت فعال مشتری در یک ارتباط است.تعامل خیلی بهتر و بیشتر پاسخ مخاطب را منعکس می‌کند و به احتمال زیاد، برای بازاریاب ارزش ایجاد می‌کند.برخی معیارهای آنلاین برای سنجش تعامل عبارت‌اند از: لایک و کامنت اینستاگرام، نظرات وبلاگ، اشتراک‌گذاری ویدئو و کلیک‌کردن روی تبلیغ.ارزش و رضایتمشتری پیشنهادی را انتخاب می‌کند (برای آن هزینه می‌کند) که درک کند بیشترین ارزش را ارائه می‌کند (برای او بیشترین سود را دارد).ارزش، تفاوت مزایای مشهود و نامشهود (منافع) با هزینه است.اجازه دهید این مسئله را به زبان ساده تعریف کنم: ارزش چیزی است که مشتری می‌دهد و می‌گیرد؛ مزایا را می‌گیرد و در قبال آن‌ها هزینه می‌کند.این هزینه فقط پولی نیست که برای محصول خرج می‌کند، بلکه شامل زمان و انرژی هم می‌شود.برای مثال، بیایید خریدن کت‌وشلوار را از نظر خودم ? بررسی کنیم.هزینه‌ها:تحقیق و جست‌وجو دربارهٔ برند هاکوپیان (۲ ساعت)بررسی محصولات متنوع فروشگاه اینترنتی هاکوپیان و انتخاب گزینهٔ موردنظر (۳ ساعت)مقایسهٔ قیمت با سایر محصولات و بررسی ویژگی‌های آن‌ها (۲ ساعت)پیداکردن سایز مناسب از طریق راهنمای فروشگاه (۳۰ دقیقه)خریدن کت‌و‌شلوار به‌ قیمت ۱۷ میلیون تومانترس از انتخاب (کیفیت پارچه، سایز و…) تا زمان رسیدن کت‌وشلوار و امتحان آنمزایا:کیفیت بسیار خوب کت‌وشلوار و دوختبرآورده‌شدن نیازم (نشان‌دادن موقعیت اجتماعی)مرجوعی کالا تا ۷ روزگارانتی و خدمات پس از فروش تا ۲ ماهتحسین اطرافیان (خوشحال‌شدن از انتخاب)دفترچهٔ راهنما برای مراقبت از کت‌وشلواراین یک مثال بود تا ببینید چه عواملی در انتها به ارزش درک‌شده از طرف من منجر می‌شوند. مثلاً اگر گارانتی و خدمات پس از فروش و همچنین مرجوعی نبود، کفهٔ هزینه‌ها به‌شدت سنگینی می‌کرد (به‌دلیل ترس از انتخاب) و ممکن بود ارزش را مثل حالا درک نکنم.ارزش را می‌توان ترکیبی از ۳ پارامتر در نظر گرفت: کیفیت، خدمت و قیمت. کاتلر به این مسئله اشاره کرده است که ارزش درک‌شده با خدمت و کیفیت افزایش پیدا می‌کند و با قیمت کاهش.چرا؟ ارزش تفاوت منافع (کیفیت و خدمات مطلوب) و هزینه (قیمت) به دست می‌آید. پس اگر قیمت بالا باشد، هزینه بیشتر می‌شود و در نتیجه، ارزش کم می‌شود.ما می‌توانیم بازاریابی را به‌عنوان شناسایی، ایجاد، ارتباط، تحویل و نظارت بر همین ارزش در نظر بگیریم؛ چیزی که مخاطب درک می‌کند.رضایت منعکس‌کنندهٔ قضاوت یک فرد از عملکرد محصول (درک‌شده) در راستای انتظاراتی است که دارد.اگر عملکرد محصول در حد و اندازهٔ انتظار مشتری نباشد، مشتری ناامید می‌شود.برای مثال، همان کت‌وشلوار را در نظر بگیرید. اگر پارچه آن کیفیتی که من انتظار داشتم، نداشته باشد، قطعاً ناامید می‌شوم.حالا اگر عملکرد مطابق انتظارات مشتری باشد، مشتری یک مشتری راضی است. چه زمانی مشتری خوشحال داریم؟ زمانی که عملکرد فراتر از انتظارات مشتری باشد.زنجیره تامینزنجیره تامین (به زبان ساده) کانالی است که از مواد خام یا اجزای تشکیل‌دهنده تا محصول نهایی (که قرار است به خریدار منتقل شود) امتداد دارد.برای نمونه، برنج را در نظر بگیرید. وظیفهٔ کاشت، مراقبت و برداشت برعهدهٔ کشاورز است که در نهایت، آن را به کارخانه‌های برنج‌کوبی تحویل می‌دهد.پس از تحویل برنج، کشاورز آن را به خریدارها (کارخانه‌ها مثل طبیعیت و گلستان، تعاونی‌های دولتی یا واسطه‌ها که انبار و منابع کافی برای نگهداری و بسته‌بندی دارند) می‌فروشد. بسته‌بندی برنج و الک آن به‌منظور ارائهٔ محصولی باکیفیت برعهدهٔ آن‌هاست.در این مرحله، پای شرکت‌های لجستیکی برای حمل آن به فروشگاه و سایر شهرها به میان می‌آید؛ بخش جدانشدنی زنجیره تامین.در آخرین زنجیره، نوبت تحویل محصول به مشتری است: مستقیم (خرید مستقیم از کارخانه یا فروشگاه‌های خود خریدار یا خرید غیرمستقیم از طریق خرده‌فروشی).این یک مثال خیلی ساده و کوتاه بود تا به این موضوع اشاره کنم: هر شرکت درصد معینی از ارزش تولیدشده توسط این زنجیره را به دست می‌آورد. تمام تلاش شرکت این است که درصد بیشتری از این ارزش را از آنِ خود کند.رقابترقابت شامل تمام پیشنهادات قطعی و بالقوهٔ رقیب و جایگزین‌هایی است که یک خریدار شاید در نظر بگیرد. چند سطح مختلف می‌توان برای رقابت در نظر گرفت:رقابت برندها با یکدیگر که محصولات مشابه را با قیمتی مشابه به بخشی مشابه ارائه می‌کنند؛ مثل هواوی و شیائومی.اما این رقابت می‌تواند در صنعت رخ دهد؛ آن زمان پای تمام شرکت‌هایی در میان است که یک محصول تولید می‌کنند. مثلاً اپل، شیائومی، هواوی، نوکیا و سامسونگ.یک سطح از رقابت هم داریم که ۲ رقیب ۲ محصول متفاوت برای ۱ نیاز ارائه می‌کنند: مثلاً قایق‌های تندرو و اتومبیل‌های مسابقه‌ای یا ناشران کتاب چاپی و تولیدکننده‌های اپلیکیشن.بزرگترین سطح هم رقابت عمومی است. در اینجا هر شرکت با سایر شرکت‌ها بر سر هزار تومان یک مشتری می‌جنگد. تفاوت این سطح با سطح قبلی هم این است که در اینجا ممکن است محصول هر شرکت برای رفع یکی از نیازهای مخاطب مناسب باشد.محیط بازاریابیهر کسب‌وکار به محیطی که در آن فعالیت می‌کند، وابسته است. به‌ عبارتی، محیط بازاریابی شامل تمام عواملی است که فعالیت‌های بازاریابی را هدایت می‌کند و تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.کاتلر در کتاب خود محیط بازاریابی را ترکیبی از ۲ محیط اجرایی (خرد) و محیط گسترده (کلان) تعریف کرده است.محیط اجرایی شامل بازیگرانی است که در تولید، توزیع و ترویج پیشنهاد نقش و تاثیر دارند؛ مثل شرکت، تامین‌کننده، توزیع‌کننده، فروشنده و مشتریان هدف.به زبان ساده‌تر، محیط اجرایی همان عوامل بیرونی هستند که در تولید، بازاریابی، در دسترس بودن محصول، توزیع و مصرف آن تاثیر مستقیم می‌گذارند.محیط گسترده ولی از شش جز اصلی تشکیل شده است: جمعیتی، اقتصادی، طبیعی، تکنولوژیک، محیط سیاسی/حقوقی و محیط اجتماعی/فرهنگی.این ۶ جز می‌توانند تاثیر زیادی در بازیگران محیط خرد داشته باشند. بازیگران محیط خرد باید روندها و تحولات در این محیط‌ها را دقیق پیگیری کنند و برای سنجیدن فرصت‌ها آماده باشند.ن یک نگاه کوتاه به ۲ محیط می‌اندازم تا شما تاثیر آن‌ها را بیشتر درک کنید و پروندهٔ این بخش را می‌بندم:جمعیتیجمعیت اولین نیروی تاثیرگذار است؛ چون بازارها از مردم تشکیل شده‌اند. بازاریاب دقیقاً به اندازه و نرخ رشد جمعیت در شهرها، استان‌ها و کشورها علاقه‌مندست. ویژگی‌هایی مثل توزیع سنی، نژاد، سطوح مختلف آموزشی، خصوصیات مردم هر منطقه و الگوهای یکسان از جمله مواردی است که بازاریاب به آن توجه می‌کند.مثلاً ترکیب سنی مکزیک به ما می‌گوید محصولاتی مثل شیر، پوشک بچه، اقلام و ضروریات بچه‌های دبستانی و دبیرستانی و اسباب‌بازی برای این بازار مناسب است؛ چون جمعیت جوان است و رشد آن سریع.ولی در ژاپن برعکس این در جریان است! جمعیت پیر است و مصرف‌کنندهٔ کالاهای مخصوص بزرگ‌سالان به حساب می‌آیند.اغلب اوقات، ما یکی از گروه‌های سنی را از میان دیگران به‌عنوان بازار هدف – که در مقالهٔ بازار هدف هم این موضوع را کامل بررسی کردم – انتخاب می‌کنیم؛ مثلاً والدین کودک خردسال، زوج‌های بدون فرزند، مادران مسن‌.هر گروه به کالا و خدمات معینی نیاز دارد و رسانهٔ خاصی را بر دیگری ترجیح می‌دهد. این مسئله به بازاریاب اجازه می‌دهد چیزی را که عرضه می‌کنند، با بازارهای هدف وفق دهند.اقتصادیعلاوه بر جمعیت، قدرت خرید بازار هم اهمیت دارد. در هر اقتصادی، قدرت خرید فعلی به عواملی مثل درآمد جاری، قیمت‌ها، پس‌اندازها، بدهی‌ها و سیاست‌های دولتی وابسته است. بازاریاب باید روندها و جریان‌های اصلی کسب درآمد و الگوهای مصرف و هزینهٔ بازار هدف به‌شدت توجه کند.برای مثال، در یک اقتصاد معیشتی فقط نیازهای ضروری رفع می‌شود و واحدهای اجتماعی تولیدات خود را مصرف می‌کنند و مازاد آن را به‌صورت پایاپای با کالاها و خدمات ساده مبادله می‌کنند. چنین جوامعی نویدبخش فرصت‌های خوبی برای بازاریاب‌ها نیستند.در مقابل، اقتصاد صنعتی صادرکنندهٔ کالاهای صنعتی است. چنین اقتصادهایی کالاهای تولیدی را از یکدیگر می‌خرند و همچنین به دیگر اقتصادها صادر می‌کنند و به‌جای آن، مواد اولیه یا کالاهای پیش‌ساختهٔ موردنیاز را وارد می‌کنند.فعالیت‌های نسبتاً گسترده و متنوع تولیدی در کشورهای صنعتی و همچنین وجود یک طبقهٔ متوسط بزرگ، جاذبهٔ این کشورها برای فروش انواع کالا را دوچندان می‌کنند.تا کامل‌کردن تعریف بازاریابی، یک اصل دیگر باقی مانده است! امیدوارم تا اینجای مقاله خسته نشده باشید. اگر آماده‌اید این مفهوم اصلی را هم بررسی و کار را تمام کنیم ?مبادله و معاملهآدم‌ها برای به‌دست‌آوردن کالاهای موردنیاز و رفع نیازهایی که دارند، ممکن است به ۴ شیوه عمل کنند:تولید کالای موردنیاز (مثل شکار، ماهی‌گیری یا میوه‌چینی برای رفع گشنگی)زور، دزدی و غارت (واضح است! خیلی لطف کنند، به دیگری صدمه نمی‌زنند)تکدی (مثلاً برای رفع نیاز گرسنگی، از دیگری عاجزانه درخواست غذا می‌کنند و چیزی به‌غیر از تشکر نصیب طرف مقابل نمی‌شود)مبادله (به‌ازای گرفتن غذا، پول، کالا یا خدمت دیگری ارائه می‌کنند)بازاریابی زمانی به کار می‌آید که مردم برای تامین نیازهای خود تصمیم می‌گیرند مبادله کنند. مبادله را می‌توان به این شکل تعریف کرد:گرفتن چیزی مطلوب و مناسب از دیگری در مقابل پرداخت مابازای آن.بنابراین برای هر مبادله ۵ شرط ضروری و لازم است:حداقل ۲ طرف داردهریک باید برای مبادله با دیگری، چیز مفید و باارزشی در اختیار داشته باشدهرطرف باید دارای توانایی لازم برای مراوده و تحویل باشدهرکدام باید در رد یا قبول پیشنهاد طرف دیگر آزاد باشندمهم‌ترین شرط را بیایید جدا بیاوریم: مبادله زمانی شکل می‌گیرد که هرطرف آن باور داشته باشد انجام این مبادله برای او مناسب است و نسبت به انجام آن علاقه داشته باشد.حتی در بازاریابی خیریه‌ها و جمع‌آوری اعانه هم باز یک چیز باارزشی برای یک طرف وجود دارد: سپاسگزاری، حس خوب از مشارکت در یک کار نیک و شرکت در مراسم‌های خاص.مفهوم مبادله به مفهوم بازار ختم می‌شود:بازار متشکل از مشتریان بالقوه‌ای است که نیاز و خواسته‌ای مشترک دارند و برای تامین نیاز و خواستهٔ خود به انجام مبادله تمایل و توانایی این کار را دارند.خب، تقریباً به کامل‌شدن تعریف بازاریابی نزدیک می‌شویم. چرا؟ در بهترین حالت، یک شرکت باید در کنار سایر رقبا به یک بازار خدمت کند.پس هم شما و هم رقیب محصول تولیدی خودتان را همراه با پیام‌های مرتبط به‌طور مستقیم یا واسطه‌های بازاریابی برای مشتری (بالقوه) ارسال می‌کنید.موفقیت نسبی شما و رقبا در گرو عرضه‌کننده‌های آن و همچنین عوامل تاثیرگذار مثل جمعیتی، اقتصادی، طبیعی، تکنولوژیک، سیاسی/حقوقی و اجتماعی/فرهنگی است. پس ما می‌توانیم حالا بازاریابی را به زبان ساده تعریف کنیم:بازاریابی، فرایندی اجتماعی و مدیریتی است که با کمک آن، افراد و گروه‌ها نیازها و خواسته‌های خود را از طریق تولید، عرضه و مبادلهٔ کالاهای مفید و باارزش رفع و برآورده می‌کنند.یک سیستم بازاریابی ساده هم طبق تعاریف و مطالبی که تا حالا بررسی کردیم، به این صورت است:📷خب، ما دیگر می‌دانیم بازاریابی چیست و با مفاهیم اصلی آن هم آشنا شدیم؛ ولی چه فرقی با تبلیغات و فروش دارد؟دربارهٔ تبلیغات، قبلاً در مقالهٔ «بررسی ۶ تفاوت بازاریابی و تبلیغات» مفصل صحبت کرده‌ایم و تکرار آن اضافه‌کاری است. پیشنهاد می‌کنم حتماً آن را بخوانید.ولی بیایید تفاوت آن با فروش را با یکدیگر به‌عنوان آخرین بخش این مقالهٔ طولانی بررسی کنیم تا با دستِ پر اینجا را ترک کنید.تفاوت مفهوم بازاریابی با مفهوم فروش چیست؟بر اساس مفهوم فروش (فروشندگی):اگر مصرف‌کننده به حال خود رها شود، محصول را به اندازهٔ کافی نمی‌خرد؛ پس وظیفهٔ ما این است که فروش و تبلیغات تهاجمی را در پیش بگیریم.فرض بر این است مشتری معمولاً هنگام خرید از خود سستی و مقاومت نشان می‌دهد. برای ترغیب او به خرید باید به چرب‌زبانی متوسل شد.این مفهوم بیشتر دربارهٔ کالاهایی کاربرد دارد که مردم به خریدن آن‌ها کمتر فکر می‌کنند؛ مثل بیمه یا قبر!البته برای جمع‌آوری کمک‌های مالی و حتی در سیاست هم مفهوم فروشندگی به کار برده شده است.که یک مثال خوب برای درک این مفهوم است:کاندیداهای سیاسی از صبح تا آخر شب مصرانه مزایای خود را گوشزد می‌کنند. آن‌ها از این حوزه به آن حوزه می‌روند و با این و آن دست می‌دهند. بچه‌ها را در آغوش می‌گیرند، با حامیان مالی خود جلسه می‌گذارند، سخنرانی می‌کنند و هزاران کار دیگر که خودتان بهتر از من می‌دانید؛ مثل تبلیغات مستمر.عیوب کاندیداها هم از مردم مخفی می‌شود؛ چون هدف اصلی، عرضهٔ اوست و نارضایتی مردم پس از فروش اهمیت ندارد.چه قبل و چه بعد از انتخابات، به خواسته‌ها و نیازهای مردم توجه نمی‌شود. برخلاف بازاریابی، سعی می‌شود خواستهٔ کاندیدا یا حزب او را مردم قبول کنند و نه برعکس!شرکت‌ها هم به‌طور معمول زمانی که با مازاد تولید روبه‌رو می‌شوند، به این رویه پناه می‌برند. هدف آن‌ها بیشتر فروش محصولات است و نه آن چیزی که بازار می‌خواهد.در مقدمه و تعریف بازاریابی هم اشاره کردیم که وقتی می‌گوییم فروش بخش بااهمیت بازاریابی نیست، مردم تعجب می‌کنند. حالا می‌توانیم بگوییم حق دارند ?اگر دقت کنید، در حال حاضر همه سعی می‌کنند چیزی به ما بفروشند. همین مسئله باعث شده است که از نگاه مردم، بازاریابی همان فروش زوری و تبلیغات باشد.ولی شما به‌خوبی دیدید که کل بازاریابی بر پایه و اساس نیاز و خواستهٔ مشتری است تا بتوانیم محصولی مناسب با مشتری ارائه کنیم.زمانی که سونی واکمن و تویوتا لکسوس را به بازار معرفی کردند، با انبوهی سفارش مواجه شدند؛ چون آن‌ها با کمک بازاریابی، کالایی «درست» تولید کرده بودند.اگر فقط از بازاریابی، رویهٔ مصرانه فروشندگی و تبلیغات را دنبال کنیم، عواقب بدی در انتظار ماست؛ کوچکترین آن‌ها نارضایتی و تبلیغات دهان‌به‌دهان بد و نامطلوب است.مثل تبلیغات پیامکی یکی از قالی‌شویی‌ها که من را حسابی ناراحت کرده است. آن‌ها حتی به این مسئله توجه نکرده‌اند که به خدمت آن‌ها دسترسی ندارم؛ چون در آن شهر دیگر زندگی نمی‌کنم!یک تصور غلط و اشتباه این است که مشتری ناراضی، ناراحتی خود را از یاد می‌برد و بالاخره از ما خرید می‌کند؛ ولی این‌طور نیست. آن‌ها نه‌تنها خرید نمی‌کنند، بلکه نارضایتی را با دیگران هم در میان می‌گذارند.طبق نتایج تحقیقات، هر فرد ناراضی، ناراحتی خود را حداقل با ۱۰ نفر به اشتراک می‌گذارد.پروفسور تئودور لویت از هاوارد به‌خوبی تفاوت مفاهیم فروش و بازاریابی را بیان کرده است:در فروش، نیاز فروشنده در اولویت است؛ ولی بازاریابی به نیازهای خریدار توجه می‌کند. به عبارتی، مفهوم فروش درگیر نیاز فروشنده دربارهٔ تبدیل کالا به پول نقد است. در حالی که موضوع اصلی بازاریابی تامین نیازهای مشتری است؛ آن‌ هم با کالایی که عرضه می‌کند، همراه با تمام مراحل مختلف ایجاد، ارائه و مصرف آن.در تصویر زیر که مقایسهٔ تفاوت مفاهیم فروش و بازاریابی است، این مسئله به‌خوبی دیده می‌شود:فروش از درون به بیرون نگاه می‌کند؛ پس از کارخانه شروع و به‌وسیلهٔ فروشندگی و تبلیغات تلاش می‌شود محصول را به مشتری بقبولاند.در مقابل، بازاریابی از بیرون به درون نگاه می‌کند؛ بنابراین از یک بازار تعریف‌شده آغاز می‌شود و به نیازهای مشتریان توجه می‌شود؛ تمام فعالیت‌هایی را که در تصمیم‌گیری مشتری تاثیر می‌گذارند، یکپارچه و با تامین رضایت آن‌ها، سودآوری می‌کند.این هم از بخش پایانی مقاله!بازاریابی چیزی فراتر از فروش و تبلیغات است!در این مقاله، سعی کردم به شما به زبان ساده بگویم بازاریابی چیست و مفاهیم اصلی آن را بررسی کنم. دیدیم کهبازاریابی تامین نیازهای مشتریان هم‌زمان با کسب سود است.به همین دلیل است که همه‌چیز با تعیین بازار هدف شروع می‌شود. بازاری که برای ما سودآور است و در مقابل، ما هم می‌توانیم به خواستهٔ آن پاسخ دهیم.درک بازاریابی به من و شما کمک می‌کند محصولی «درست» ایجاد و ارائه کنیم؛ چیزی که خودش، خودش را بفروشد و به چرب‌زبانی و اصرار بیش از حد نیاز نداشته باشد. در این شرایط است که تبلیغات برای ما مفید خواهد بود.پس از بررسی تفاوت فروش با بازاریابی، فکر کنم به‌خوبی متوجه شدید که اگر هنگام تبلیغات به بازاریابی بی‌توجهی نکنید، هر پلتفرمی از جمله یکتانت می‌تواند برای شما درآمدزا و سودآور باشد.برای نوشتن این مقاله، از کتاب مدیریت بازاریابی و تجربهٔ خودم و عزیزانی مثل آقای دکترهوجقان و یونسی کمک گرفتم. امیدوارم این مقاله شروع خوبی برای شما باشد. اگر سؤالی بی‌پاسخ مانده است، حتماً در بخش نظرات بنویسید.ممنون از شما عزیزان ارادتمند رحمتی.</description>
                <category>میلادرحمتی</category>
                <author>میلادرحمتی</author>
                <pubDate>Sun, 28 Apr 2024 15:37:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میلادرحمتی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69265456/%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%AA%DB%8C-hkgrojornazo</link>
                <description>حسابداری صنعتی چیست؟ (وظایف و اهداف حسابداری صنعتی)فهرست:1. حسابداری صنعتی چیست؟2. پادکست آموزش حسابداری صنعتی3. توضیحات بیشتر در مورد تعریف حسابداری صنعتی4. وظایف حسابداری صنعتی چیست؟5. روش های حسابداری صنعتی – انواع هزینه یابی6. اهمیت و اهداف حسابداری صنعتی7. طبقه بندی هزینه‌ها در حسابداری صنعتی چگونه است؟8. طبقه بندی هزینه‌ها با توجه به حجم تولید9. مرکز هزینه چیست و شامل چه بخش هایی است؟10. اطلاعات یک مرکز هزینه از کجا بدست می‌آید؟11. اجزاء و عوامل حسابداری صنعتی12. ضایعات چیست و انواع آن کدام است؟13. ضایعات عادی و غیرعادی چیست؟14. ضرورت تهیه گزارش در واحدهای تولیدی15. انواع گزارش16. گزارشات درون سازمانی17. گزارش بیرون سازمانیحسابداری صنعتی چیست؟یکی از شاخه‌های علم حسابداری، حسابداری صنعتی است. حسابداری صنعتی در واقع وظیفه محاسبه بهای تمام شده محصولات را بر عهده دارد. از کاربرد‌های مهمی که حسابداری صنعتی دارد، می‌توان به ارزیابی در جهت ساخت کالاها به منظور کاهش هزینه‌ها و کنترل موجودی و تصمیم گیری دقیق در نحوه قیمت گذاری کالاها اشاره کرد. در واقع پیش بینی و برآورد هزینه‌های تولید از جمله اقدامات حیاتی در عرصه تولید و پیشرفت شرکت‌های تولیدی است. آن‌ها می‌بایست در مورد کنترل هزینه‌ها از بهای مواد اولیه خود آمار دقیقی را داشته باشند تا بتوانند تسلط بیشتری در تعیین قیمت منطقی و معقولانه کالا‌ها پیدا کرده و همچنین با ارزیابی بهای تمام شده مواد اولیه در راستای تولید، تصمیم‌های معقولانه و دقیق تری بگیرد.توضیحات بیشتر در مورد تعریف حسابداری صنعتیحسابداری صنعتی یکی از دشوارترین و در عین حال جذاب‌ترین انواع حسابداری است. حسابداری صنعتی یا حسابداری بهای تمام شده رشته ای از حسابداری مدیریت است که به تنظیم بودجه و تعیین هزینه‌های استاندارد، هزینه‌های واقعی عملیات، هزینه مراحل تولید، دوایر یا محصولات، تجزیه انحرافات و تعیین سودآوری یا مصرف وجوه اجتماعی مربوط می‌شود. برای رسیدن به این هدف‌ها، حساب‌ها طبقه بندی، ثبت، تجزیه، تحلیل و تفسیر می‌شوند تا ارتباط هر هزینه با مراحل تولید و توزیع کالا و خدمات مشخص شود. حسابداری صنعتی همان طور که از اسم آن هم مشخص است در ارتباط با صنعت و مؤسسات تولیدی کاربرد دارد. به همین دلیل این نوع از حسابداری بسیار مورد توجه مدیریت است.وظایف حسابداری صنعتی چیست؟به طور کلی خلاصه از مهمترین وظایف حسابداری صنعتی شامل موارد زیر است. به این معنی که تیم های حسابداری صنعتی موظف به انجام این امور هستند.همکاری در برنامه ریزی و اجرای برنامه‌ها و بودجه های سازمانجمع آوری، طبقه بندی و گزارش دهی از اطلاعاتی که به تصمیم گیری های مدیریتی در رابطه با راه حل‌ها یاری کننده استبرنامه ریزی و اجرای قوانین و ساختارهایی که علاوه بر بهبود وضعیت کنترل باعث کاهش هزینه‌ها نیز بشودتعیین ارزش موجودی های بخش های مختلف با هدف هزینه یابی و تعیین قیمت و همچنین کنترل میزان موجودیتعیین هزینه های انجام شده و به نسبت آن میزان سود به دست آمدهروش های حسابداری صنعتی – انواع هزینه یابیدر مؤسسات تولیدی یا کارخانه‌ها به علت نوع فعالیت و همچنین شکل فروش محصولات، نیاز مدیریت به اطلاعات بهای تمام شده تولیدات، بسیار دقیق و حساس است؛ زیرا در این نوع از مؤسسات به این دلیل که محصول نهایی از ترکیب مواد و هزینه‌های تبدیل که همان دستمزد نیروی کار مستقیم و هزینه‌های سربار است تولید می‌شود. به همین علت باید توجه خاصی به اقلام تشکیل دهنده بهای تمام شده داشته باشیم. از طرفی مدیریت در تلاش است تا با استفاده از روش‌های مختلف و حساب‌های کنترلی در هر زمان که نیاز باشد در کمترین فرصت اطلاعات مربوط به بهای تمام شده محصولات را در اختیار بگیرد. مسلماً این مسئله از وظایف اصلی حسابداران است. حسابداران با استفاده از روش‌های مختلف به این کار اقدام می‌کنند.روش‌های حسابداری صنعتی به 6 دسته تقسیم می‌شوند که به اختصار توضیحاتی در مورد آن‌ها داده خواهد شد که عبارت‌اند از:1 – هزینه یابی جذبیکلیه هزینه‌های تولیدی نظیر مواد مستقیم ـ دستمزد مستقیم، سربار متغیر ساخت، سربار ثابت ساخت،‌ در بهای تمام شده موجودی کالای در جریان ساخت منظور می‌گردد.2 – هزینه یابی مستقیم یا متغیرفقط آن قسمت هزینه‌های ساخت به محصولات منظور می‌گردد که مستقیماً با حجم تولید تغییر می‌نماید. در روش هزینه یابی مستقیم، دستمزد مستقیم سربار ساخت جزء یکی از هزینه‌های متغیر تولیدی است. این هزینه در حساب کالای در جریان ساخت و در بهای تمام شده موجودی های آخر دوره (صورتحساب سود و زیان) منظور می‌گردد.3 – هزینه یابی برآوردی یا تخمینیهزینه ای که برای یک قرارداد یا تصمیم خاص پیش بینی شده است.مخارجی که پس از فروش ایجاد می‌شود.4 – هزینه یابی سفارش کارمجموعه ای از قواعد و روش‌هایی برای جمع آوری، تشخیص، ثبت و تخصیص هزینه‌های تولید و همچنین تفکیک سفارش‌ها در فرآیند تولید از نقطه شروع تا خاتمه عملیات تولیدی است. در این روش هزینه‌های تولید هر سفارش به طور مجزا از سایر سفارش‌ها جمع آوری و ثبت می‌شود. اسناد و مدارک مورد نیاز در این روش، برگ درخواست مواد از انبار، کارت ساعت کار، برگه ساعات کارکرد کارگران و کارت سفارش کار است.5 – هزینه یابی مراحل تولید یا مرحله ایبعضی از مؤسسات تولیدی دیگر که تولیدات آن‌ها برای آن‌که تکمیل شود مراحل مختلفی را طی می‌کند و محصولات آن‌ها به صورت انبوه و یکسان تولید می‌شود از روش‌های هزینه یابی مرحله ای استفاده می‌کنند. کارخانجات نساجی، مواد شیمیایی، صنایع نفت، کفش و موارد مشابه نمونه‌های این نوع مؤسسات هستند.6 – هزینه یابی استانداردهزینه یابی استاندارد پیامد طبیعی کاربرد کنترل بودجه‌ای است. در کنترل بودجه ای نتایج واقعی عملیات یک دایره با نتایج برنامه ریزی شده مقایسه می‌شود، در حالی که در هزینه یابی استاندارد نتایج واقعی تولید و فروش یک محصول را با نتایج برنامه ریزی شده آن می‌سنجند. در روش هزینه یابی استاندارد، قیمت تمام شده پیش بینی و سپس عملکرد واقعی با آن مقایسه می‌گردد و علل این مغایرت مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.در مؤسسات تولیدی یا کارخانه‌ها به علت نوع فعالیت و همچنین شکل فروش محصولات، نیاز مدیریت به اطلاعات بهای تمام شده تولیدات، بسیار دقیق و حساس است؛ زیرا در این نوع از مؤسسات به این دلیل که محصول نهایی از ترکیب مواد و هزینه‌های تبدیل که همان دستمزد نیروی کار مستقیم و هزینه‌های سربار است تولید می‌شود به همین علت باید توجه خاصی به اقلام تشکیل دهنده بهای تمام شده داشته باشیم.عدم آگاهی از بهای تمام شده کالا نه تنها بر تصمیم گیری‌های مدیران در راستای تولید محصولات مشکلاتی را در پی دارد، بلکه می‌تواند باعث وقفه و یا توقف تولید شود. لازم به ذکر است بهای تمام شده می‌تواند هزینه‌هایی باشد که به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم در ساخت و تولید کالا نقش داشته باشد. در ادامه مقاله به بررسی انواع هزینه‌ها، طبقه بندی بر اساس ارتباط آن‌ها با تولید محصول و حجم تولیدی و ضرورت تهیه گزارش در واحد‌های تولیدی می‌پردازیم.اهمیت و اهداف حسابداری صنعتییکی از اصلی ترین اهداف حسابداری صنعتی تفکیک درآمد و هزینه و محاسبات سود و زیان ناشی از آن‌ها است و حسابداری صنعتی در جهت کاهش هزینه‌ها به تحلیل عناصر تشکیل دهنده یک محصول می‌پردازد و اطلاعات دقیقی از هزینه‌های هر مرحله از تولید یک محصول به طور مشخص تعیین می‌کند. بدین ترتیب در صورتی که کالایی هنوز در خط تولید قرار نگرفته باشد، آنالیز تحلیلی خط تولید، مقایسه روند فعالیت و تمامی محاسبات حسابداری آن در قسمت‌های مختلف قابل محاسبه است. در نهایت امکان گزارش گیری سود و زیان را به تفکیک هر محصول فراهم می‌سازد که بر استراتژی تولید، نحوه برنامه ریزی و سیاست گذاری سازمان تاثیرگذار است.حسابداری در ذات خود علم و مهارتی برای نظم و ترتیب دادن به اعداد، ارقام و داده‌هایی است که در ورای خود مبیّن یک وجه نقد یا ارزش فیزیکی هستند. به عبارتی دیگر، ما به این دلیل از حسابداری استفاده می‌کنیم تا بدانیم چقدر دارایی یا سرمایه به اشکال گوناگون داریم، در یک دوره مشخص چقدر سود یا ضرر کرده ایم، به چه افرادی به چه میزان بدهکار بوده و یا از چه اشخاصی به چه نحوی طلبکاریم و ده‌ها کاربرد دیگری که در صورت فقدان اطلاعات مربوط به هریک، ممکن است متحمل پرداختی‌های سنگینی به طرق گوناگون شویم.طبقه بندی هزینه‌ها در حسابداری صنعتی چگونه است؟در حسابداری صنعتی هزینه‌هایی مانند مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و سربار وجود دارد که در حسابداری مالی از آن‌ها استقاده نمی‌شود. برای درک بهتر از حسابداری صنعتی باید با روش‌های گوناگون طبقه بندی هزینه‌ها آشنا شوید.هزینه‌ها در حسابداری صنعتی بر اساس مبانی گوناگونی طبقه بندی می‌گردند. عمده ترین طبقه بندی هزینه به شکل زیر است:طبقه بندی طبیعی هزینه‌هاطبقه بندی هزینه‌ها بر اساس ارتباط آن‌ها با تولید محصولطبقه بندی هزینه‌ها بر اساس ارتباط با حجم و تعداد تولید1 – طبقه بندی طبیعی هزینه‌هادر این طبقه بندی هزینه‌ها به هزینه‌های ساخت (تولید) و هزینه‌های تجاری تفکیک می‌شود که به اختصار هر یک از آن‌ها را تعریف می‌کنیم.هزینه‌های ساخت: هزینه‌هایی که در جهت ساخت و تولید یک محصول به‌کار گرفته می‌شود مانند هزینه‌های مواد اولیه، دستمزد کارگران و هزینه‌های سربار ساخت (هزینه‌هایی که به طور غیر مستقیم در تولید محصولات نقش ایفا می‌کنند، به این‌گونه هزینه‌ها سربار ساخت و یا سر بار تولید می‌گویند) هزینه‌های ساخت گفته می‌شود.هزینه‌های تجاری: هزینه‌هایی هستند که بخش‌های غیر تولیدی مانند بخش اداری، بخش توزیع و فروش و سایر قسمت‌ها ایجاد می‌شوند و به این هزینه‌ها، هزینه‌های عملیاتی نیز گفته می‌شود.2 – طبقه بندی بر اساس ارتباط آن‌ها با تولیددر حسابداری صنعتی، هزینه‌ها بر اساس ارتباط با تولید به ۲ گروه هزینه‌های مستقیم و هزینه‌های غیر مستقیم تقسیم می‌شوند. در بحث طبقه بندی هزینه‌ها بر اساس ارتباط آنان با میزان تولید، علاوه بر مواد اولیه که در تولید محصول به مصرف می‌رسند هزینه‌هایی که در جهت تغییر شکل مواد اولیه و تبدیل آن به کالای ساخته شده به مصرف می‌رسند نیز مورد اهمیت است؛ بنابراین می‌توان هزینه‌ها را به دو دسته: هزینه‌های مستقیم و هزینه‌های غیر مستقیم طبقه بندی کرد.3 – هزینه‌های مستقیماین هزینه‌ها به دلیل ارتباط مستقیم با تولید و مشخص بودن آن در کالای تولید شده یا ارتباط با مرحله ای از تولید، هزینه مستقیم نامیده می‌شوند. بارزترین مورد از این هزینه‌ها، مواد اولیه به کار برده شده جهت تولید کالا و دستمزد مستقیم افراد مرتبط با تولید است. به عنوان مثال چوب استفاده شده در تولید مبلمان مواد هزینه مستقیم است. هزینه‌هایی که به طور مستقیم در تولید محصول نقش مستقیم دارند را هزینه‌های مستقیم می‌نامند که می‌توان به‌صورت ذیل طبقه‌بندی کرد:مواد مستقیم: مواد اولیه که مستقیم در تولید محصول به مصرف برسد مانند: آهن و سیمان آجر و گچ و… از جمله مواد مستقیم محسوب می‌شود.کار یا دستمزد مستقیم: نیرو‌های انسانی از جمله احتیاجاتی است که در هر واحد تولیدی استفاده می‌شود. مانند بنا و کارگران ساختمان که در تولید ساختمان نقش مهم را ایفا می‌کند. دستمزدی که به کارکنان و کارگران واحد تولیدی پرداخت می‌شود نیز از جمله دستمزد مستقیم است، که به عنوان هزینه مستقیم در نظر گرفته می‌شود.سایر: در برخی از واحد‌های تولیدی علاوه بر مواد اولیه و دستمزد کارکنان موارد دیگر موجودی است که شامل هزینه مستقیم است. برای مثال در واحد‌های تولید پسته ماشین‌هایی که برای جدا سازی پوست پسته از پسته استفاده می‌شود می‌توان جزیی از هزینه مستقیم در نظر گرفت.4 – هزینه‌ های غیر مستقیم یا سربار ساختهزینه‌های غیر مستقیم و یا سر بار ساخت هزینه‌های ناچیزی هستند که به‌طور مستقیم با محصول ارتباطی ندارند، اما در تولید محصول مؤثر هستند. هزینه‌های غیر مستقیم هزینه‌هایی هستند که ارتباط مستقیمی با تولید نداشته و در تولید محصول نیز نقش اصلی را ندارند هرچند برای تولید محصول لازم اند و در پروسه ساخت محصول ایجاد می‌شوند.این هزینه‌ها را به سادگی نمی‌توان به یک کالا یا مرحله از ساخت و یا سفارش معین و مشخص ارتباط داد؛ مانند هزینه‌های سوخت، روغن مصرفی جهت ماشین آلات تولیدی و سایر موارد مشابه و یا حقوق و دستمزد غیر مستقیم پرداختی در جهت تولید مانند حقوق سر کارگران که به عنوان هزینه‌های غیر مستقیم شناسایی می‌شوند و یا هزینه ی استهلاک ساختمان کارخانه که نمی‌توان آن را به یک تولید مشخص مرتبط کرد، همچنین مواد غیر مستقیمی که در جهت تولید مصرف می‌شوند نیز به عنوان هزینه‌های غیر مستقیم تلقی می‌شوند موادی مانند چسب مصرفی استفاده شده برای تولید مبلمان.همچنان که اشاره شد وجود این هزینه‌ها الزامی است ولی به دلیل نا چیز بودن و یا غیر الزامی بودن به یک محصول آن‌ها را به عنوان غیر مستقیم شناسایی می‌کنند به هزینه‌های غیر مسنقیم «هزینه سربار» یا «سر بار تولید» گفته می‌شود که می‌توان آن‌ها را نیز به‌صورت ذیل دسته بندی کرد:موارد غیر مستقیم: موادی است که به طور مستقیم در تولید محصول استفاده نمی‌شود، اما نمی‌توان از آن‌ها به سادگی صرف نظر کرد و باید جز هزینه‌های تولید در نظر گرفته شود؛ مانند: مواد شوینده برای تمیزی کارگاه و یا واحد تولیدیدستمزد غیر مستقیم: دستمزد غیر مستقیم که در کارخانجات و یا مراکز تولیدی استفاده می‌شود از جمله هزینه‌های غیر مستقیم است، که در تولید نقش مهمی را ایفا می‌کند مانند: هزینه بیمه کارکنان. ۲۳ % حق کارفرما که در گزارشات تجمعی نرم افزار حقوق و دستمزد قابل مشاهده است. که لحاظ کردن آن در حسابداری تولیدی دارای اهمیت میباشد.سایر: دیگر هزینه‌های موجود در واحد‌های تولیدی که به صورت غیر مستقیم در تولید محصولات موثر میباشد. مانند هزینه سرویس و نگه داری سالانه دستگاهای واحد‌های تولیدی و…طبقه بندی هزینه‌ها با توجه به حجم تولیداز آنجا که شرایط اقتصادی در بازار همیشه یکسان نیست بنابراین مدیران واحد‌های تولیدی همواره در تلاش‌اند که در ابتدای سال مالی جدید و یا بازه زمان‌های تعیین شده با در نظر گرفتن شرایط بازار، می‌بایست با توجه به حجم تولید شده و مصرف آن کالا در خصوص هزینه‌های تولید خود تغییرات لازمه را به عمل آورند. برای مثال برخی آنان در یک بازه زمانی ثابت هستند مانند اجاره کارگاه و… هزینه‌ها را به صورت ذیل دسته بندی باید کرد:1 – هزینه‌های ثابتهزینه‌هایی که همواره در حسابداری تولیدی لحاظ می‌گردند، هزینه‌های ثابت هزینه‌هایی هستند مانند هزینه اجاره کارگاه تولیدی و… که به حجم تولید شده ارتباط مستقیم ندارند، گفته می‌شود. از جمله هزینه‌های ثابت می‌توان، به حقوق کارکنان نیز اشاره کرد که این‌گونه هزینه‌ها به ‌صورت ثابت در نظر گرفته می‌شوند.2 – هزینه‌های متغیرهزینه‌های متغیر از جمله هزینه‌هایی هستند که به صورت مستقیم با تولید محصولات در ارتباط هستند و در صورت افزایش تولید محصول هزینه‌ها افزایش و با کاهش تولید محصول کاهش یافته است؛ مانند مواد اولیه که در تولید به مصرف می‌رسند، بنابراین این گونه هزینه‌ها همواره متغیر و وابسته به مقدار تولید محصول هستند. در ضمن باید توجه داشته باشید هزینه‌های ثابت خود به ۳ دسته تقسیم می‌شوند.هزینه‌های ثابت ظرفیت کارخانههزینه‌های ثابت بهره برداریهزینه‌های ثابت برنامه ای3 – هزینه‌های نیمه متغیراین دسته از هزینه‌ها هم می‌توانند ثابت باشند و هم متغیر و وابسته به مقدار تولید؛ برای مثال بسیاری از کارکنان بخش تولیدی علاوه بر دستمزد ثابت خود، به میزان فروش کالاهای تولیدی نیز دستمزد دریافت می‌نمایند که این نوع هزینه هم به‌صورت ثابت و هم متغیر است. به‌عنوان مثال می‌توان به برق مصرفی کارخانه اشاره کرد. برقی که جهت روشنایی سالن کارخانه به کار می‌رود تقریباً ثابت است؛ چه تولید کم و چه زیاد باشد ولیکن برق مصرفی ماشین آلات با تغییر در حجم و میزان تولید تغییر خواهد کرد؛ بنابراین هزینه برق مصرفی کارخانه می‌تواند نیمه متغیر باشد.مرکز هزینه چیست و شامل چه بخش هایی است؟فرض کنید حسابدار کارگاه تولیدی ما بخواهد بخش‌هایی را که دارای بار مالی هستند شناسایی کند. برای این کار باید حساب دقیق تمام بخش‌های کارگاه را وارد نرم افزار حسابداری کرده و به بررسی آن‌ها بپردازد. به این بخش‌ها مرکز هزینه گفته می‌شود؛ به عبارت دیگر مرکز هزینه بخش‌هایی از یک سازمان هستند که در آن هزینه می‌شود. یک مرکز هزینه می‌تواند هر بخش و یا عملکردی از سازمان باشد.در یک کسب و کار تولیدی تمام کارخانه، یک قسمت از آن یا یک سطح خاص از پروسه‌ی تولید بوده و در کسب و کارهای خدماتی می‌تواند یک فروشگاه، یا تعدادی از شعبات در یک ناحیه باشد. معمولاً مرکز هزینه همان مراکز تولید هستند که هرکدام ممکن است خود دارای زیر مجموعه‌های دیگری نیز باشد که چند مرکز هزینه دیگر را نیز در برمی‌گیرد؛ مثلاً مرحله‌ای از تولید یا بخشی از خط تولید و یا حتی ماشین آلات خاص یک بخش که زیرمجموعه‌ی یک دایره تولید هستند هرکدام خود به تنهایی می‌تواند یک مرکز هزینه به شمار آید.دریک برنامه حسابداری جامع هر چقدر مراکز هزینه بیشتری وجود داشته باشد حسابدار می‌تواند کنترل بیشتری روی هزینه‌های بنگاه اقتصادی داشته باشد. در نرم افزار حسابداری سرمایه می‌توان مراکز هزینه را به تفصیل مورد محاسبه و بررسی قرار داد. با تحلیل و بررسی هزینه‌ها برنامه حسابداری قادر خواهد بود مدیریت مرکز هزینه را در زمینه هزینه‌های خرج شده و هزینه‌های سرمایه گذاری شده در بازه‌های زمانی یک ماهه، سه ماهه، نیم سال و یا یک سال مالی به عهده بگیرد. این اطلاعات در برنامه حسابداری ثبت شده و به حسابدار کمک می‌کند:برای آینده برنامه ریزی کند.در تصمیم گیری‌ها به حسابدار کمک می‌کند.به کنترل هزینه‌ها منجر می‌شود.اطلاعات یک مرکز هزینه از کجا بدست می‌آید؟منابع اطلاعاتی برای تحلیل هزینه‌ها شامل موارد زیر است:سفارشات خریدهای آتی و صورتحساب‌های خریدهای پیشین برای مواد اولیه و مصارف جاریبرنامه زمانی پرداخت دستمزد نیروی کاررسید‌های نقدی و قبوض برای هزینه‌های جاریمیزان مبالغی که منجر به صرف هزینه می‌شود در مرکز هزینه مورد بررسی و تجزیه تحلیل قرار می‌گیرد. دیاگرام زیر نشان می‌دهد این پروسه چگونه میسر می‌شود. یک سیاست مالی ثابت باید با جزئیات نشان دهد کدام هزینه‌ها در مرکز هزینه ضروری است.اما مراکز هزینه باید دارای چه شاخص‌هایی باشد تا مدیر مالی یا حسابدار بتواند با بررسی آن سرمایه را کنترل نماید و اساساً چه پارامترهایی نیاز است تا بتوان یک بخش کارگاه و یا کسب و کار اقتصادی را مرکز هزینه نامید؟مراکز هزینه در بنگاه‌های اقتصادی معمولا در 3 دسته‌ی واحدهای تولیدی، خدماتی و اداری طبقه بندی می‌شوند.واحدهای تولیدی: واحدهایی هستند که در ساخت و تولید محصول و یا ارائه‌ی خدمت مستقیماً نقش دارند و تمام فعالیت‌های تولیدی یا خدماتی کارگاه در این بخش‌ها صورت می‌گیرد.واحدهای خدماتی: این واحدها در واقع مراکز خدمت رسان و پشتیبان هستند و به طور مستقیم در ساخت محصول دخیل نبوده اما به واحدهای دیگر که می‌توانند تولیدی و یا غیر تولیدی باشند خدمات ارائه می‌دهند.واحدهای اداری: واحدهای تشکیلاتی یک کسب و کار هستند که وظیفه رسیدگی به امور ستادی و مدیریتی بنگاه اقتصادی را بر عهده دارند.در نگاه کلی می‌توان مرکز هزینه را یک مخزن دانست که تمام هزینه‌های کسب و کار به آن سرریز می‌کند؛ و حسابدار برای رسیدن به یک برنامه حسابداری جامع ناگزیر از بررسی همه جانبه این مراکز است.اجزاء و عوامل حسابداری صنعتیعوامل اصلی بهای تمام شده به طور کلی 3 دسته زیر هستند که عبارتند از: مواد اولیه، دستمزد، سربار ( سایر هزینه‌های تولید)مواد اولیه به چند بخش تقسیم می‌شود؟مواد اولیه رکن اصلی تولید کالا و محصول است در ضمن می‌دانید که مواد اولیه تولید خود به 2 بخش زیر تقسیم می‌شود:مواد مستقیم: آن بخش از مواد مصرفی که از کالای ساخته شده جدایی ناپذیر است و مستقیماً در ساخت کالا نقش دارد را مواد مستقیم گویند به عنوان مثال آرد در ساخت نان مواد مستقیم تولید نان محسوب می‌گردد.مواد غیرمستقیم: آن بخش از مواد مصرفی که برای تکمیل کالا ضروری است ولیکن به علت مصرف ناچیز آن نتوان آن را به عنوان مواد مستقیم مصرفی تولید طبقه بندی کرد مواد غیرمستقیم محسوب می‌شود مانند مصرف میخ در ساخت میز و کمد چوبی.دستمزد ( کار) چه مفهومی دارد؟حقوق و حق‌الزحمه‌ای که در جریان تولید و ساخت برای تبدیل مواد به کالا به کارگران پرداخت می‌شود را به عنوان دستمزد تولید شناسایی می‌کنند. دستمزد نیز به دو بخش زیر تقسیم خواهد شد:دستمزد مستقیم دستمزدی است که بابت کاری پرداخته می‌شود که مستقیم صرف تبدیل مواد اولیه به کالای ساخته شده انجام می‌شود.دستمزد غیرمستقیم دستمزدی است که بابت کاری پرداخت می‌شود که مستقیماً در ساخت و ترکیب کالای ساخته شده نقش نداشته است؛ مانند حقوق نگهبانان و سرکارگران کارخانه و موارد دیگر.سایر هزینه‌ها (سربار ساخت)کلیه هزینه‌هایی که در جریان تولید اتفاق می‌افتد ولیکن نمی‌توان آن‌ها را به طور مستقیم و مشخص به اقلامی از تولید یا محصولی خاص اختصاص داد به عنوان سربار کارخانه یا سایر هزینه‌ها شناسایی می‎شوند نمونه‌های مشخص این هزینه‌ها؛ مواد غیرمستقیم تولید، دستمزد غیرمستقیم، هزینه تعمیرات و هزینه‌های استهلاک ماشین آلات، هزینه بیمه و سایر مواد مشابه است.ضایعات چیست و انواع آن کدام است؟در طی مراحل تولید به طور معمول مواردی مانند تبخیر شدن، شکست و صدمه دیدن، آب رفتگی و سایر موارد مشابه ممکن است روی دهد که باعث ضایع شدن و از بین رفتن بخشی از کالای در جریان تولید گردد که به آن ضایعات تولید گویند.ضایعات به طور کلی به 2 دسته تقسیم می‌شوند:ضایعات عادیضایعات غیرعادیضایعات عادی و غیرعادی چیست؟ضایعات عادی: ضایعاتی که با توجه به ماهیت عملیات تولیدی ایجاد می‌شود و جلوگیری از وقوع آن غیرممکن است به عنوان ضایعات عادی تولید و شناخته می‌شود. این‌گونه ضایعات به‌صورت یک هزینه جداگانه نشان داده نمی‌شود و ثبت جداگانه ای بابت آن صورت نمی‌پذیرد بلکه این ضایعات بر روی واحدهای سالم تولید شده سرشکن و تسهیم می‌گردد.البته بحث روش تسهیم ضایعات عادی به کالاهای سالم گسترده است چرا که باید زمان ایجاد ضایعات را شناسایی کرد یعنی تعیین نمود ضایعات در ابتدای عملیات یا طی عملیات رخ داده است که با توجه به اینکه از حوصله این کتاب خارج است از بیان آن خودداری می‌گردد و به نحوه نمایش آن در جدول مقداری گزارش هزینه تولید اکتفا خواهد شد.ضایعات غیرعادی: ضایعاتی که به دلایلی چون فقدان مهارت کافی کارگران و یا به صورت غیرعادی در تولید ایجاد می‌شود را به عنوان ضایعات غیرعادی شناسایی می‌کنند. باید توجه داشته باشید ضایعات غیرعادی را در حسابی با عنوان ضایعات غیرعادی شناسایی و ثبت می‌نمایند و در نهایت به سود و زیان نقل می‌دهند.ضرورت تهیه گزارش در واحدهای تولیدییکی از مهم ترین وظایف سازمان‌های تولیدی تهیه گزارشات در واحد‌های تولیدی خود هستند؛ که در پایان هر ماه باید گزارشات مورد نیاز را تهیه نمایند که این گزارشات را حسابداران و یا مدیران مالی سازمان‌ها بر پایه اصول حسابداری به صورت درون سازمانی و بیرون سازمانی تهیه می‌نمایند و در دسترس مدیران قرار می‌دهند.بدین وسیله مدیران می‌توانند به منظور دستیابی به نقاط قوت و ضعف سازمان تحلیل منطقی داشته باشند و همچنین به منظور کسب سود بیشتر در برنامه‌های آینده خود به مورد استفاده قرار گیرد.انواع گزارشهمان‌طور که در بالا اشاره شد گزارشات به دو صورت درون سازمانی و بیرون سازمانی تهیه می‌شوند که در قسمت پایین به شرح و بررسی این دو نوع گزارش پرداخته ایم.گزارشات درون سازمانیگزارشاتی مانند: گزارش مصرف مواد، موجودی، مواد اولیه انبار، خرید و بهای تمام شده کالا از جمله گزارشات درون سازمانی است.1 – گزارش مصرف موادگزارشاتی که از هزینه‌هایی مانند مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و سربار ساخت که جزء عوامل اساسی تولید محصول است تهیه و در پایان دوره به مدیران ارائه داده می‌شود بسیار حائز اهمیت است. در این گزارشات باید توجه داشت که علاوه بر مقدار مصرف، مواد مبلغ که در ساخت محصول به مصرف رسیده نیز حائز اهمیت است.2 – گزارش بهای تمام شده کالای ساخته شدهگزارشات بهای تمام شده کالاهای ساخته شده از جمله گزارشات درون سازمانی است که در پایان هر ماه امکان مقایسه بهای تمام شده محصولات ساخته شده هر ماه را به مدیران می‌دهد.گزارش بیرون سازمانیگزارشاتی مانند گزارشات دارایی که در آخر ماه تهیه و به ارگان‌های برون سازمانی ارائه داده می‌شوند گزارشات برون سازمانی گفته می‌شود که بر اساس استاندارد‌ها و اصول پذیرفته شده تهیه می‌شوند.1 – گزارش بهای تمام شده کالای فروش رفتهاین نوع گزارش در مؤسسات بازرگانی و تولیدی در پایان دوره مالی تهیه می‌گردد. در مؤسسات بازرگانی کالای خریداری شده بدون تغییر شکل برای فروش ارائه داده می‌شود ولی در واحد‌های تولیدی با تغییر شکل مواد اولیه کالا‌ها ساخته می‌شود، بدین دلیل ملاک حسابداری بهای تمام شده در این واحد‌ها بهای تمام شده کالای فروش رفته است. قابل ذکر است بهای تمام شده کالای فروش رفته متفاوت با مبلغ فروش کالا بوده و با توجه به روش‌های قیمت گذاری انبار (میانگین موزون، فایفو و لایفو) تعیین می‌گردد. این مبلغ از گزارشات نرم افزار انبارداری به دست می‌آید.2 – گزارش سود و زیانیکی دیگر از گزارشات برون سازمانی گزارشات سود و زیان سازمان‌ها است که در آخر سال مالی محاسبه می‌شود. گرچه مدیران سازمان‌ها در آخر هر ماه این گزارشات را از حسابداران و یا نرم افزار حسابداری دریافت کرده و با مقایسه سود و زیان ماه پیش می‌توانند نسبت به تولیدات آتی خود تصمیم گیری نمایند. به این صورت است که چنانچه مبلغ خالص فروش بیشتر از بهای تمام شده کالای فروش رفته باشد سازمان دارای سود خواهد بود و چنانچه مبلغ خالص فروش کمتر از بهای تمام شده کالا فروش رفته باشد سازمان دچار زیان شده است؛ که مدیران بر اساس این گزارشات نسبت به تولید بیشتر و سود سازمان و یا واحد خود و جلوگیری از زیان سازمان اقدام به عمل می‌آورند.جمع بندی درباره حسابداری صنعتیدر این مقاله من سعی کردم بخشی از اهمیت حسابداری صنعتی در بقاء یک سازمان و همچنین در تولید و تصمیم گیری‌های مدیران سازمان را بازگو نمایم. محاسبه بهای تمام شده کالا‌ها در سازمان امکان تصمیم گیری و برنامه ریزی دقیقی را در روند تولید سازمان‌ها و واحد‌های تولیدی در اختیار مدیران قرار می‌دهد. بهای تمام شده کالا می‌تواند نه تنها به صورت مستقیم بر روی کالا تولید شده تأثیر بگذارد بلکه به‌صورت غیر مستقیم نیز از تأثیرات بالایی برخوردار است. همچنین هزینه‌ها را با توجه به ارتباط آنان با تولید و حجم تولید نیز باید مورد بررسی قرار داد.بنابراین مدیران سازمان‌ها با در نظر گرفتن گزارشاتی که حسابداران در اختیارشان قرار می‌دهند نقاط قوت و نقص سازمان خود را بررسی و نسبت به ارتقا سطح کیفی، حجم تولید و همچنین تصمیماتی که منجر به تغییر سود و زیان سازمان و حجم کار واحد‌های تولیدی خود اقدام می‌نمایند.در این مقاله سعی دارم به تعریف حسابداری صنعتی و طبقه بندی آن بپردازیم. همچنین به تعریف هزینه‌ها و دسته بندی مختلف آن می‌پردازیم. با توجه به اهمیت موضوع، به تعریف اجزاء و عوامل حسابداری صنعتی هم پرداخته می‌شود.rahmatim86@gmil.com</description>
                <category>میلادرحمتی</category>
                <author>میلادرحمتی</author>
                <pubDate>Sun, 28 Apr 2024 15:14:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میلادرحمتی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69265456/%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%AA%DB%8C-nlwm1sr0mqsi</link>
                <description>چگونه حسابداری یک شرکت را آغاز کنیم؟در هر شرکتی به دلایل مختلفی ممکن است واحد حسابداری شروع به کار نکرده باشد و فرایندهای مالی و حسابداری در آن شرکت آغاز نشده باشد. برای مثال واحد مالی شرکتی که تازه‌ تأسیس شده است طبیعتاً مدتی طول می‌کشد تا شروع به کار کند. در برخی از شرکت‌ها هم به دلایل مختلفی مانند تعطیلی شرکت، برای مدتی  واحد مالی تعطیل می‌شود و پس از آن یک تیم جدید باید مسئولیت مدیریت امور مالی شرکت را به عهده بگیرد. در همه این موارد حسابدار و مدیر مالی جدیدی که به مجموعه اضافه می‌شود باید بداند که چگونه فرایند حسابداری را در آن شرکت آغاز کند و چه نکاتی باید رعایت شوند.حسابداری شرکتی چیست؟حسابداری شرکتی بر روی امور مالی مربوط به شرکت‌ها متمرکز است. در حقیقت فردی که حسابداری شرکتی را انجام می‌دهد مسئول محاسبه و ثبت دارایی‌ها و بدهی‌های مربوط به آن شرکت است. از مهم‌ترین وظایف فردی که حسابداری شرکتی انجام می‌دهد می‌توان به ثبت حقوق و دستمزد، خزانه، خریدوفروش، ایجاد صورت گزارش وجوه نقد، ترازنامه و تفسیر نتایج مالی  اشاره کرد. البته باید توجه کنید که شروع حسابداری در هر یک از شرکت‌های بازرگانی، تولیدی، پیمانکاری و خدماتی تفاوت‌هایی با یکدیگر می‌توانند دشته باشند.مهم‌ترین کارهایی که حسابدار شرکت باید انجام دهد چیست؟حسابدار شرکت وظایف مشخصی دارد که این موارد باید در طی یک ماه، یک فصل و یا یک سال مالی به صورت منظم انجام شوند. اولین موضوعی که باید توسط حسابدار شرکتی انجام شود، بررسی اطلاعات مالی شرکتی است که کار حسابداری آن را آغاز کرده است. علاوه بر این، حسابدار باید نیازمندی‌های شرکت را جهت بودجه‌بندی درک کند و پیش‌بینی درستی از بودجه  مورد نیاز برای فعالیت‌های یک سال شرکت داشته باشد. یکی دیگر از کارهایی که حسابدار شرکت باید به صورت ماهانه انجام دهد تهیه لیست حقوق و دستمزد و ارسال لیست مالیات بر درآمد برای سازمان امور مالیاتی است.در شرکت‌های کوچک و متوسط که تعداد نیروی انسانی واحد مالی آنها محدود است، حسابدار شرکت باید توانایی عارضه‌یابی در مورد فعالیت‌های شرکت را هم داشته باشد. عارضه‌یابی یعنی شناسایی ایراداتی که در فرایندهای مالی و حتی عملیاتی شرکت وجود دارند.مهم‌ترین کارهایی که حسابدار شرکت باید برای آغاز کار حسابداری انجام دهد شامل موارد زیر می‌شوند:استخدام حسابدار و مدیر مالیدر کسب‌وکارهایی که هنوز نیروی حسابداری ندارند و یا هنوز حسابدار به تعداد کافی استخدام نکرده‌اند، اولویت اصلی جذب حسابدار و مدیر مالی است. البته ممکن است که برای بسیاری از شرکت‌های متوسط و کوچک مقدور نباشد که در ابتدای کار یک مدیر مالی با تجربه استخدام کنند. در این‌گونه موارد باید با حداقل تعداد حسابدارها شروع به فعالیت کرد.تهیه دفاتر قانونیشما ممکن است به عنوان حسابدار در شرکتی استخدام شوید که تازه شروع به فعالیت کرده است. در این مورد باید دفاتر قانونی را تهیه و پلمپ کنید تا بتوانید عملیات ثبت اسناد در این دفاتر را شروع کنید. دفاتر قانونی جایی هستند که تمامی عملیات‌های شرکت که شامل هزینه‌ها و درآمدها می‌شوند در آنها ثبت خواهند شد. این دفاتر شامل دفتر کل، روزنامه و معین می‌شوند.خرید نرم‌افزار حسابداریبا توجه به حجم زیاد اسنادی که حسابدار باید ثبت کند و نیاز به تهیه گزارش‌های قانونی به صورت دوره‌ای، برای اینکه از هر گونه اشتباه جلوگیری کنید بهتر است که از سیستم‌های حسابداری استفاده کنید. برای خرید نرم‌ افزار حسابداری باید ابتدا نیازهای خودتان را مشخص کنید. برای مثال شرکت‌هایی که حجم کالای ورودی و خروجی انبار آنها زیاد است بهتر است که از نرم‌ افزار انبارداری هم استفاده کنند و شرکت‌های که کار پخش کالا را انجام می‌دهند نیز حتماً با استفاده از نرم‌افزار سفارش‌گیری و پخش می‌توانند فرایند پخش را ساده‌تر و بهینه‌تر انجام دهند.شرایط حسابداری برای شرکت‌های تازه تأسیس و پیش‌نیازهای آنیکی از وظایف مهم مدیران در شرک‌هایی که تازه تأسیس شده‌اند این است که برای شرکت یک فرایند مالی تعریف کنند و نیروهای متخصص در این حوزه را استخدام کنند. حسابداری برای شرکت تازه تأسیس هم در نظارت بر روی شرکت کمک می‌کند و هم در برنامه‌ریزی برای آینده کسب‌وکار کمک خواهد کرد. در صورتی که شرکتی نسبت به این موضوع بی‌توجه باشد بدون شک با دردسرهای بزرگی روبرو خواهد شد.نحوه ثبت حسابداری هزینه‌های تأسیس شرکتوقتی که یک شرکت تأسیس می‌شود، اولین کارهایی که حسابدارها باید انجام دهند این است که هزینه‌های مربوط به تأسیس را ثبت کنند. طبیعی است که اولین رویدادهای مالی هر شرکتی مربوط به هزینه‌هایی باشد که برای شروع روند درآمدزایی انجام می‌شوند. در این قسمت سه مورد از مهم‌ترین ثبت‌هایی که باید توسط حسابدار در زمان تأسیس شرکت انجام شوند را نام می‌بریم و نحوه ثبت آنها در دفاتر حسابداری را به شما نشان می‌دهیم.در گام اول راه‌اندازی یک کسب‌وکار معمولاً صاحبان آن شرکت، سرمایه اولیه‌ای را برای تأسیس شرکت اختصاص می‌دهند. این سرمایه در حساب بانکی شرکت واریز می‌شود. برای ثبت سرمایه اولیه در دفاتر حسابداری باید به صورت زیر عمل کنید:همان‌طور که در عکس بالا می‌بینید، حساب بانکی شرکت به میزان سرمایه اولیه که 250 میلیون تومان است بدهکار شده و سرمایه فردی که سرمایه‌گذاری کرده است به همان میزان بستانکار شده است.احتمالاً به دلیل اینکه منابع سرمایه‌گذاران کافی نیست، شرکت تصمیم به گرفتن وام از بانک خواهد گرفت. برای ثبت وام دریافت شده از بانک باید حساب بانکی شرکت را بدهکار و حساب وام پرداختنی به بانک X را بستانکار کنید. در مثال زیر فرض شده است که یک شرکت تازه تأسیس، 500 میلیون تومان از بانک وام دریافت کرده است. در جدول زیر می‌توانید ثبت‌هایی که بابت عملیات موردنظر در دفتر روزنامه انجام شده است را ببینید:علاوه بر این موارد، هر شرکتی برای شروع به کار نیاز به اقلام و اثاثیه خاصی دارد. در مثال زیر فرض کردیم که شرکت موردنظر مبلغ 25 میلیون تومان را به خرید لوازم اداری اختصاص داده است. برای ثبت این اقلام در دفاتر حسابداری طبق الگوی زیر باید عمل کنید:اثاثیه شرکت به مبلغ 25 میلیون تومان بدهکار شده و حساب بانکی شرکت به همان میزان بستانکار می‌شود.بررسی سیستم حسابداری یک شرکتحسابداری که در یک شرکت تازه تأسیس شروع به کار می‌کند باید به دلیل نبود سیستم حسابداری، یک نرم‌افزار حسابداری تهیه کند و یا در صورتی که سیستم مالی و حسابداری قبلاً خریداری شده است باید توانایی این سیستم و نحوه کار با بخش‌های مختلف آن را یاد بگیرد.چند ویژگی مهم وجود دارد که هر سیستم حسابداری باید آنها را داشته باشد تا به عنوان یک نرم افزار حسابداری پایدار و قابل اعتماد مورد استفاده قرار گیرد. مهم‌ترین ویژگی‌های یک نرم‌افزار حسابداری مناسب شامل موارد زیر می‌شوند:امنیت داده‌های شرکتقبل از اینکه برای شروع حسابداری در یک شرکت موارد مربوط به کاربرد نرم‌افزار حسابداری را بررسی کنید باید با تیم پشتیبانی آن نرم افزار صحبت کنید تا اطلاعات دقیقی در مورد امنیت داده‌هایی که وارد نرم‌افزار می‌کنید به دست آورید. اهمیت این موضوع وقتی بیشتر می‌شود که بدانیم مقدار زیادی از اطلاعاتی که در سیستم حسابداری شما وارد می‌شود، اطلاعاتی است که مربوط به شرکت‌های طرف حساب شما هست و در صورت افشای این اطلاعات، شرکت‌های موردنظر می‌توانند از شما شکایت کنند.به‌روزرسانی با توجه به تغییرات قوانینبرای حسابداری که در یک شرکت کار می‌کند بسیار مهم است که کار حسابداری شرکت را با نرم‌افزاری آغاز کنند که با توجه به تغییرات مستمر استانداردهای حسابداری و قوانین مالیاتی و راه‌اندازی سامانه‌های جدید مانند سامانه مؤدیان، تغییرات مورد نیاز در نرم‌افزار مالی اعمال شود. این تغییرات به صورت آپدیت یا همان به روز رسانی سیستم حسابداری در اختیار واحد مالی قرار می‌گیرند.امکان اتصال و یکپارچگی سیستم‌های مالیاینکه یک سیستم حقوق و دستمزد با دقت بسیار بالایی می‌تواند محاسبات و ثبت هزینه مربوط به حقوق و دستمزد را انجام دهد اتفاق بسیار خوبی است اما کافی نیست. برای مثال این سیستم باید امکان یکپارچه‌سازی با سیستم پیمانکاری و دارایی ثابت را داشته باشد تا بتواند هزینه‌های حقوق و دستمزد و دارایی‌ها را در محاسبات مربوط به بهای تمام شده پیمان وارد کند.سؤالات متداولمهم‌ترین وظایف حسابدار شرکتی چیست؟از مهم‌ترین وظایف فردی که حسابداری شرکتی انجام می‌دهد می‌توان به ثبت حقوق و دستمزد، بازرگانی، خزانه، خریدوفروش، ایجاد صورت گزارش وجوه نقد، ترازنامه و تفسیر نتایج مالی م اشاره کرد.ثبت خرید اثاثیه در دفاتر حسابداری چطور انجام می‌شود؟در زمانی که شرکت وسایلی را خرید می‌کند باید حساب اثاثیه شرکت بدهکار شود و حساب بانکی شرکت بستانکار شود.به روز رسانی نرم‌افزار حسابداری چه اهمیتی دارد؟برای حسابداری که در یک شرکت کار می‌کند بسیار مهم است که کار حسابداری شرکت را با نرم‌افزاری آغاز کنند که با توجه به تغییرات مستمر استانداردهای حسابداری و قوانین مالیاتی و راه‌اندازی سامانه‌های جدید مانند سامانه مؤدیان، تغییرات مورد نیاز در نرم‌افزار مالی اعمال شود. این تغییرات به صورت آپدیت یا همان به روز رسانی سیستم حسابداری در اختیار واحد مالی قرار می‌گیرند.</description>
                <category>میلادرحمتی</category>
                <author>میلادرحمتی</author>
                <pubDate>Sun, 28 Apr 2024 15:03:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میلادرحمتی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69265456/%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%AA%DB%8C-lkxrvewobbbh</link>
                <description>گر بیدل و بی دستم وز عشق تو پابستمبس بند که بشکستم، آهسته که سرمستمدر مجلس حیرانی، جانی است مرا جانیزان شد که تو می دانی، آهسته که سرمستمپیش آی دمی جانم، زین بیش مرنجانمای دلبر خندانم، آهسته که سرمستمساقی می جانان بگذر ز گران جاناندزدیده ز رهبانان ، آهسته که سرمستمرندی و چو من فاشی، بر ملت قلاشیدر پرده چرا باشی؟ آهسته که سرمستمای می بترم از تو من باده ترم از توپرجوش ترم از تو، آهسته که سرمستماز باده جوشانم وز خرقه فروشانماز یار چه پوشانم؟ آهسته که سرمستمتا از خود ببریدم من عشق تو بگزیدمخود را چو فنا دیدم، آهسته که سرمستمهر چند به تلبیسم در صورت قسیسمنور دل ادریسم، آهسته که سرمستمدر مذهب بی کیشان بیگانگی خویشانبا دست بر ایشان آهسته که سرمستمای صاحب صد دستان بی گاه شد از مستاناحداث و گرو بستان آهسته که سرمستم                         ***گر شرم همی از ان و این باید داشتپس عیب کسان زیر زمین باید داشتور آینه وار نیک و بد بنمائیچون آینه روی آهنین باید داشت            ***معشوقه به سامان شد تا باد چنین باداکفرش همه ی ایمان شد تا باد چنین باداملکی که پریشان شد از شومی شیطان شدباز ان سلیمان شد تا باد چنین بادایاری که دلم خستی در بر رخ ما بستیغمخواره یاران شد تا باد چنین باداهم باده جدا خوردی هم عیش جدا کردینک سرده ي مهمان شد تا باد چنین بادازان طلعت شاهانه زان مشعله خانههر گوشه چو میدان شد تا باد چنین بادازان خشم دروغینش زان شیوه شیرینشعالم شکرستان شد تا باد چنین باداشب رفت صبوح آمد غم رفت فتوح آمدخورشید درخشان شد تا باد چنین بادا</description>
                <category>میلادرحمتی</category>
                <author>میلادرحمتی</author>
                <pubDate>Sun, 28 Apr 2024 14:52:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میلادرحمتی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_69265456/%DB%8C%D8%A7-%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-hpqqts8qubcu</link>
                <description>جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم بی توبسکه هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرددل به دریای غم و غصه سپردم بی توتا به اینجا که به درد تو نخوردم آقاهیچ وقت از ته دل غصه نخوردم بی توچاره ای کن، گره افتاده به کار دل منراهی از کار دلم پیش نبردم بی توسالها می شود از خویش سؤالی دارممن اگر منتظرم از چه نمردم بی توبا حساب دل خود هرچه نوشتم دیدممن از این زندگیم سود نبردم بی توگذری کن به مزارم به خدا محتاجممن اگر سر به دل خاک سپردم بی تو               ****جانا ز فراق تو این محنت جان تا کیدل در غم عشق تو رسوای جهان تا کی+++چون جان و دلم خون شد در درد فراق توبر بوی وصال تو دل بر سر جان تا کی+++نامد گه آن آخر کز پرده برون آییآن روی بدان خوبی در پرده نهان تا کی+++در آرزوی رویت ای آرزوی جانمدل نوحه‌کنان تا چند، جان نعره‌زنان تا کی+++بشکن به سر زلفت این بند گران از دلبر پای دل مسکین این بند گران تا کی+++دل بردن مشتاقان از غیرت خود تا چندخون خوردن و خاموشی زین دلشدگان تا کی+++گر طالب دلداری از کون و مکان بگذرهست او ز مکان برتر از کون و مکان تا کی+++گر عاشق دلداری ور سوخته یاریبی ‌نام ‌و نشان می رو زین نام و نشان تا کی+++گفتی به امید تو بارت بکشم از جانپس بارکش ار مردی این بانگ و فغان تا کی+++عطار همی بیند کز بار غم عشقشعمر ابدی یابد عمر گذران تا کی</description>
                <category>میلادرحمتی</category>
                <author>میلادرحمتی</author>
                <pubDate>Sun, 28 Apr 2024 14:39:37 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>