<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سید امیر میرسلیمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_70055471</link>
        <description>در دل هر آدم حرف‌هایی است که هیچگاه بر زبان نمی‌آیند
امیرهستم، شاعر الفاظ عقیم.
 اینجا در نوشته‌هایم پژواک حرف‌های ناگفته‌ی خودتان را می شنوید.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 16:05:37</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>سید امیر میرسلیمی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_70055471</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دندان مزن مرا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_70055471/%D8%AF%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B2%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%A7-ivotmvfjjwzw</link>
                <description>چون سیب یخ زده بر  شاخه ی درخت .در انزوای زمستان سرددندان مزن مرا که سرمای قلب زخمی ام جز طعم سرد درد ،نصیبت نمی کند .دیر آمدی!جا مانده ام به روی  شاخه در انتظار دستهای تو یخ بسته قلب خسته من در ناکجای زمستان سرددندان مزن مرا جز طعم سرد درد، نصیبت نمی شود زنهار زنهار فریب روی سرخ مرا مخور این جای سیلی سرمای بهمن است .بهتر که در کنار پنجره ی بخار بسته اتاقدر حاشیه ی بی تفاوت هر گونه اتفاقبی آنکه دست مهربان را رها کنی یا تن به سردی این روزها روا کنی یا لب به گاز تن یخ زده ام  واکنی خوشتر که در امنیت گرمای تضمینی اتاقاز قاب پنجره تنها مرا نگاه کنی من تا بهار ، دوام نمی آورم تونیز دندان مسای برای سرخی تنم این یخ زده در حرمان آتش است این آخرین رمق به بازوی آرش استدندان مزن مرا .... جز طعم سرد درد نصیبت نمی شود</description>
                <category>سید امیر میرسلیمی</category>
                <author>سید امیر میرسلیمی</author>
                <pubDate>Fri, 28 Nov 2025 00:18:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلنوشته ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_70055471/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7-fwrftle6ekju</link>
                <description>«در دل آدمی حرف‌هایی است که هیچگاه بر زبان نمی‌آیند، و تنها نوشته میشوند.بعضی حرف‌ها مغرور تر از آنند که بر لب‌ها بنشینند و تنها در دامن نوشته‌ها متولد می‌شوند.»من آن حرفها را برای تو مینویسم، شاید پژواک ناگفته های تو باشد، در لهجه آشنای شاعری گمنام. برای درک هم، مهم نیست که همدیگر را بشناسیم همینکه حرف های آشنا داشته باشیم کافیست. 1404/09/05 ساعت 23:43مهم نیست که مرا بش</description>
                <category>سید امیر میرسلیمی</category>
                <author>سید امیر میرسلیمی</author>
                <pubDate>Thu, 27 Nov 2025 23:47:05 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>