<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sahar</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_70836536</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 03:35:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Sahar</title>
            <link>https://virgool.io/@m_70836536</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یادداشت کتاب انسان در جستجوی معنا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_70836536/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-wqvrdw8zybfk</link>
                <description>معرفی کتاب:کتاب انسان در جستجوی معنا، نوشته‌ی ویکتور فرنکل روان‌پزشک و نویسنده اتریشی است. کتاب در ایران توسط انتشارات مختلفی ترجمه شده است؛ یکی از انتشاراتی که آن را ترجمه کرده، نشر جامی با ترجمه امیر لاهوتی است.درباره کتاب:همه ما در زندگی برایمان پیش آمده لحظات سختی را سپری کنیم و آنقدر زندگی بر ما تنگ بگیرد که احساس کنیم قادر به ادامه دادن آن نیستیم. اما مجبور بودیم ادامه بدیم و برای زندگی بجنگیم. یا شاید پیش آمده بپرسیم دلیل این همه رنج کشیدن ما در طی دوران حیات‌مان چیست؟آقای فرنکل در این کتاب به تمامی این پرسش‌ها با تجربیات خود در اردوگاه کار اجباری و تحقیقاتش پاسخ داده است. در این کتاب می‌فهمیم، انسان اگر خودش بخواهد می‌تواند در سخت‌ترین شرایط زنده بماند و جان سالم به‌در ببرد و کرامت و شأن انسانی خود را در همان شرایط دشوار حفظ کند.خلاصه کتاب:نویسنده در ابتدای بخش اول، از زندگی خود در اردوگاه کار اجباری که توسط نازی‌ها به آنجا منتقل شده بود و اتفاقات و رنج‌های بسیاری که متحمل شد نوشته است. در کتاب می‌خوانیم انسان اگر بخواد چگونه تحت شرایط دشوار با حفظ وجدان خود برای زندگی مبارزه می‌کند.در بخش دوم کتاب دکتر فرنکل به توضیح مکتب روانشناسی خود، معنادرمانی یا لوگوتراپی می‌پردازد.  در معنادرمانی تمرکز بیشتر بر روی آینده فرد است و به فرد برای شناخت معنای هستی خویش و جستجوی او برای رسیدن به این معنا کمک می‌کند. در ادامه در کتاب می‌خوانیم تنش نتنها برای انسان بد نیست بلکه باعث تلاش بیشتر او برای رسیدن به هدف ارزشمند خود می‌شود.بریده‌هایی از کتاب:در بخشی از کتاب می‌خوانیم:&lt;&lt; زندگی فعال به انسان این فرصت را می‌دهد که با انجام کارهای خلاقانه به درک ارزش‌ها برسد. زندگی غیرفعال، که بر پایة لذات بنا شده باشد، نیز به انسان کمک می‌کند تا با تجربه کردن هنر، زیبایی و طبیعت به کمال دست یابد. اما زندگی‌ای که نه فعال باشد و نه غیرفعال، امکان بروز رفتارهای ارزشمندی را به انسان می‌دهد. مثلاً در گرایش انسان به وجود خویش، وجودی که به‌وسیلة نیروهای بیرونی محدود شده، زندگی خلاقانه و غرق در لذت از انسان گرفته شده است؛ اما تنها خلاقیت و لذات نیست که به زندگی معنا می‌بخشد. اگر زندگی دارای معناست پس رنج هم معنادار است و مانند مرگ و سرنوشت، جزئی جدانشدنی از زندگی‌ست. بدون مرگ و رنج زندگی انسان کامل نمی‌شود. انسان با درد و رنج سرنوشت خود را می‌پذیرد و حتی در سخت‌ترین شرایط برای پرمعناتر کردن زندگی به خود فرصت می‌دهد. او می‌تواند شجاع، باوقار و آزاد باشد و یا برای حفظ وجود خویش تمام کرامات انسانی را زیرپا بگذارد و تا ردیف حیوانات مقام خود را تنزل دهد. انسان در چنین شرایطی، یا از فرصت‌ها برای رسیدن به ارزش‌های اخلاقی که این دشواری‌ها برایش فراهم کرده استفاده می‌کند؛ و یا اینکه از آن‌ها چشم‌پوشی می‌کند و این تصمیم‌گیری نشان می‌دهد که شخص شایستگی رنج‌های خود را دارد یا نه.&gt;&gt;خواندن کتاب به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟این کتاب به علاوه‌بر اینکه به همه پیشنهاد می‌شود، به کسانی این روزها دچار بحران وجودی شده‌اند یا به چالشی برخورده‌اند پیشنهاد می‌شود. با خواندن کتاب اگر رنجی را درحال تحمل کردن آن هستید برایتان آسان‌تر می‌شود و درون‌تان برای تلاش بیشتر انگیزه به وجود می‌آورد. همچنین در این کتاب با گوشه‌ای از زندگی سخت و ظالمانه یهودیان که به دلیل اعتقاداتشان به اردوگاه کار اجباری آشویتس در زمان آلمان نازی فرستاده شدند آشنا می‌شوید و خواهید خواند چگونه در همان شرایط تاریک و ستم، امید می‌روید.‌این یادداشت برای چالش کتابخوانی طاقچه 1402 نوشته شده است.</description>
                <category>Sahar</category>
                <author>Sahar</author>
                <pubDate>Mon, 18 Mar 2024 20:21:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشت کتاب عقل و احساس اثر جین آستین</title>
                <link>https://virgool.io/@m_70836536/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D9%82%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-rpdy5osaxnft</link>
                <description>معرفی کتاب:کتاب اثری است از نویسنده توانمند انگلیسی جین آستین که توسط شهرزاد لولاچی ترجمه شده و نشر افق آن را منتشر کرده است. این کتاب اولین کتاب عاشقانه‌ی جین آستین است.درباره کتاب:این کتاب، کتابی است در ژانر عاشقانه‌ی کلاسیک که در سال 1811 برای اولین بار منتشر شده‌است. نویسنده داستان زندگی دو خواهر را روایت می‌کند که هر کدام شخصیت‌های متفاوتی دارند و در شرایط عاطفی مختلف واکنش متفاوتی از خود نشان می‌دهند.از این کتاب می‌توان سطح فکری مردم آن دوران انگلیس؛ ازدواج برای پول و ثروت، نادیده گرفتن نظر زن در ازدواج را برداشت کرد. همچنین نویسنده با مهارت تمام با خلق کردن مکالمه‌های مختلف شخصیت افراد در داستان را نشان داده است.خلاصه کتاب:در ابتدای داستان می‌خوانیم برادرناتنی دو خواهر از روی منفعت طلبی حق و اموال دو خواهر و مادرشان را می‌گیرد و آن‌ها ناچار به کمک خواستن از دیگر اقوام خود می‌شوند. خواهر کوچکتر (ماریان) نام دارد، او دختری سرکش است و هنر کنترل احساسات خود را ندارد اما خواهر بزرگتر که (النور) نام دارد، دختری عاقل و متین است و در شرایط حساس و سخت احساسات خود را مدیریت می‌کند. آن‌ها پس از نقل مکان از محل قبلی زندگی خود در بارتون اقامت می‌گزینند. خانواده‌ی دشوود در محل اقامت جدید با خانم جنکینز آشنا می‌شوند. او پیرزنی بیوه و مهربان اما کنجکاو است و مدام دوست دارد از روابط دیگران سر دربیاورد و آن‌ها را به یکدیگر معرفی کند! اما خانمی خوش قلب و دلسوز است.خانواده‌ی دشوود در محل زندگی جدید خود با افراد و خانواده‌های جدید آشنا می‌شوند و اتفاقات عاطفی و احساسی مختلفی برای دو خواهر پیش می‌آید.بریده‌هایی از کتاب:ابتدا النور به ماریان درباره‌ی نامزدی ادوارد خبر داد و اینکه از کی شروع شده. ماریان احساساتی شد و شروع به گریه‌زاری کرد و النور دیگر نتوانست جزئیات را به طور مرتب برایش تعریف کند. اولین سوالی که ماریان پرسید این بود: (النور، خودت چند وقت است که از این موضوع خبردار شده‌ای؟)- در چهارماه گذشته از موضوع باخبر بوده‌ام. وقتی لوسی در ماه نوامبر گذشته به عمارت بارتون آمد راز نامزدی‌شان را با من درمیان گذاشت.ماریان که از تعجب نمی‌توانست چیزی بگوید فقط به النور نگاه کرد و بعد از مکثی اصرار کرد: ( چه! وقتی در آن بدبختی من دلداری‌ام می‌دادی خودت چنین غم بزرگی در سینه داشتی؟ و من به تو غبطه می‌خوردم که خوشحالی!)- آن موقع صلاح نبود بدانی من هم موقعیتی بهتر از تو ندارم.ماریان دوباره بلند گفت:(چهار ماه! چقدر خونسرد! چقدر شاد! چه کسی به تو دلداری می‌داد؟)- همین که حس می‌کردم وظیفه‌ام را انجام می‌دهم کافی بود. به لوسی قول داده بودم رازش را حفظ کنم. من نسبت به خانواده و دوستانم موظف بودم جنجالی به پا نکنم که دیگر نتوانم فیصله‌اش دهم......این کتاب به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟این کتاب به تمامی علاقه‌مندان به ادبیات کلاسیک انگلیسی پیشنهاد می‌شود.پ.ن: پیشنهاد می‌شود به علت تعداد زیاد شخصیت‌ها در این رمان، اسم شخصیت‌ها و ارتباط‌شان با یکدیگر را روی کاغذ بنویسید! چون گاهی اوقات ممکن است کدام شخصیت چه نقشی دارد و ارتباط فامیلی‌اش چیست را فراموش کنید :)این یادداشت برای چالش کتابخوانی طاقچه 1402 نوشته شده است.</description>
                <category>Sahar</category>
                <author>Sahar</author>
                <pubDate>Sun, 18 Feb 2024 00:04:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشت کتابخانه نیمه شب (چالش کتابخوانی طاقچه 1402)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_70836536/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%A8-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-1402-sedobrvvq39b</link>
                <description>معرفی کتاب و افتخارات آن:کتاب (کتابخانه نیمه شب) اثری است از مت هیگ که در ایران توسط محمدصالح نورانی‌زاده ترجمه شده‌است. یکی از انتشاراتی که این کتاب را ترجمه کرده‌، انتشارات کوله‌پشتی است.این کتاب توسط نیویورک تایمز و واشگنتن پست به عنوان پرفروش‌ترین کتاب معرفی شده و همچین نقدهای مثبتی از نیویورک تایمز، گاردین، ساندی‌تایمز دریافت کرده‌است.درباره کتاب:در زندگی برای همه‌مان زیاد پیش آمده، از شرایط فعلی زندگی خود ناراضی باشیم و مدام انتخاب‌هایی که نکردیم را مورد بررسی قرار بدیم و خود را در شرایط مختلف تصور کنیم که اگر فلان انتخاب را می‌کردیم چی میشد؟اگر شما هم خود را به خاطر انتخاب‌هایی که نکردید مدام سرزنش می‌کنید، این کتاب برای شماست! این رمان به این می‌پردازد با انتخاب‌های مختلف چه چیزهایی می‌گرفتیم و چه چیزهایی از دست می‌دادیم و چه آدم‌هایی در زندگی‌مان ملاقات نمی‌کردیم و به‌طور کل چقدر زندگی‌مان عوض میشد! نتیجه این کتاب این است انتخاب‌هایی که کردیم را بپذیریم و سعی کنیم وضعیت فعلی خود را بهبود ببخشیم.خلاصه کتاب:این کتاب داستان دختری جوان به اسم نورا را روایت می‌کند، به علت انتخاب‌های خود از شرایط فعلی خود راضی نیست و روز به روز زندگی علیهش می‌شود و در نهایت به جایی می‌رسد که می‌خواهد به زندگی خود پایان بدهد.اما وقتی پس از خوردن قرص‌های زیاد برای خودکشی به خواب میرود، ناگهان سر از کتابخانه‌ای در می‌آورد که از بالا تا پایین آن را کتاب فرا گرفته و موضوع این کتاب‌ها چیزی نیست جز زندگی‌های مختلف او ! در این میان کتابدار کتابخانه، خانم الم کتابدار کتابخانه مدرسه اوست که در دوران مدرسه بسیار با یکدیگر صمیمی بودند؛ حال او در اینجا ظاهر شده و نقش راهنما برای دختر را دارد. نورا با برداشتن هر کتاب به زندگی‌های مختلف می‌رود و اگر زندگی را دوست داشت برای همیشه در آن می‌ماند و اگر دوست نداشت دوباره به کتابخانه باز می‌گردد. وقتی که به کتابخانه باز می‌گردد ساعت همان نیمه شب است.در میان با برداشتن کتاب‌های مختلف به زندگی‌های متفاوتی می‌رود و داستان‌هایی برای او رقم می‌خورد که بسیار جالب است....این کتاب به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟مهم نیست چه سن و سالی دارید، اگر مدام در حال سرزنش خود به خاطر انتخاب‌هایتان هستید، این کتاب برای شماست! پس از این کتاب به تفکر عمیق میروید و نگرشی جدید و تحول روحی در شما ایجاد می‌شود و حس خوبی از این کتاب می‌گیرید! آنقدر که دوست دارید بار دیگر این کتاب را مطالعه کنید :)بریده ای از کتاب:(حسرت خوردن برای زندگی‌های که تجربه‌شان نکرده‌ایم ساده است. گفتن اینکه کاش مهارت‌های متفاوتی به دست آورده بودیم یا به پیشنهادهای دیگری جواب مثبت داده بودیم آسان است. راحت است که آرزو کنیم کاش قبلا بیشتر تلاش می‌کردیم، اطرافیانمان را بیشتر دوست می‌داشتیم، در مسائل مالی دقت بیشتری به خرج می‌دادیم، محبوب‌تر می‌شدیم، در گروه موسیقی‌مان می‌ماندیم، به استرالیا می‌رفتیم، به پیشنهاد قهوه خوردن با کسی جواب مثبت می‌دادیم یا بیشتر یوگا کار می‌کردیم.....خیلی سخت نیست که خودمان را از دریچه چشم دیگران ببینیم و آرزو کنیم به همان شکلی بودیم که آن‌ها ما را می‌بینند.....مشکل اصلی حسرت زندگی‌هایی نیست که تجربه‌شان نکرده‌ایم. مشکل اصلی خود حسرت است. حسرت است که باعث می‌ شود در خود چروکیده و پژمرده شویم و حس کنیم بزرگ‌ترین دشمن خودمان و دیگران هستیم.ما نمی‌دانیم اگر زندگی‌مان را به شکل دیگری پیش برده بودیم، وضعیت بهتر میشد یا بدتر. بله، زندگی‌های متفاوت هم وجود دارند، اما زندگی ما هم در جریان است و همین جریان زندگی است که باید رویش تمرکز کنیم.....)این یادداشت برای چالش کتابخوانی طاقچه 1402 و همچنین معرفی کتاب نوشته شده است.</description>
                <category>Sahar</category>
                <author>Sahar</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jan 2024 16:00:09 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>