<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دختری از آن سو</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_70951328</link>
        <description>عزیزم ؛ این غم است که که مارا به یکدیگر محرَم میکند</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 06:25:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4786999/avatar/IbAz9n.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دختری از آن سو</title>
            <link>https://virgool.io/@m_70951328</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رد پایِ مرگ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_70951328/%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%90-%D9%85%D8%B1%DA%AF-oyocmumo0xia</link>
                <description>فراموشت نکرده ام به هیچ وجه ! ‌تو همیشه و تا ابد لبخند من خواهی بودهمانی که چشمان اشکین مرا بوسید همانی که بوسه زد بر زخم هایی که سالها سعی در پنهان کردنشان داشتم من همیشه دوستت خواهم داشت ثابتش خواهم کرد آیا تابحال صدایی بلند تر از چشم ها شنیده ای !؟ تا بحال کسی همزمان از دوپنجره خیس فریاد زده که دوستت دارم !؟ اما اینجا اما اکنون وضعیت خوبی ندارم مرا ببخش دستم از اشیا رد میشود رد میشود از تلفن نه ! باور کن فراموشت نکرده ام فقط کمی ...کمی مرده ام ! (( الهام گرفته شده ))</description>
                <category>دختری از آن سو</category>
                <author>دختری از آن سو</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2026 11:57:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق ؛</title>
                <link>https://virgool.io/@m_70951328/%D8%B9%D8%B4%D9%82-wnxdwa1l5kpn</link>
                <description>خداوند همه چیز را جفت آفرید ؛بجز بینی و دهن و قلب ، می‌دانی چرا !؟چون باید برای خودت یک هم نفس ، یک هم زبان و یک همدل پیدا کنیکسی که تورا برای تو بودنت بخواهدکسی که برایت آرامش بیاورد ،مستحق ستایش است ..... انسان ها رادر زیستن بشناس ...نه در گفتن ...در گفتار آراسته اند .کوروش می‌گوید :بودن با کسی که دوستش نداریو نبودن با کسی که دوستش داری ، همه اش رنج استپس اگر همچون خود نیافتی مثل خدا تنها باشو اگر یافتی،آن را چنان حافظ باشکه گویا جزئی از(( وجود توست ))(( الهام گرفته شده ))</description>
                <category>دختری از آن سو</category>
                <author>دختری از آن سو</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jun 2026 17:35:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پس از تو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_70951328/%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88-fduz2ahvppip</link>
                <description>قوری از چای لبریز میکنمولی سرعت اشک هایم بیشتر استچه سیرک دردناکی!زندگی را میگویمراحت گوشت از تن خود می‌برم ولی بند قلبم به قلبت بریدنی نیست ..میدانی دردناک ترین قسمتش کجاست !؟دردناک ترین قسمتش این بود که تیغ گرفته طرح پیاده کردم به تنمولی تیغی را که تو بر گردنم نهادی بوسیدم ...برایت از ماندن گفتمولی صدای تو بوی رفتن میدادتو ؛ تویی که دردها دادی و درمانی هنوزتویی که هیچ وقت معمولی نبودیو من هیچگاه بعد از تو معمولی نخواهم شد!آه ، هیچ حواسم نبوددو فنجان ریختم ....(( الهام گرفته شده ))</description>
                <category>دختری از آن سو</category>
                <author>دختری از آن سو</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jun 2026 21:31:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیاید ماهی بهتری باشیم🐟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_70951328/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-w3mjf8soywv9</link>
                <description>شاید من یه ماهی مجایی دیدم که یه ویروس هست که تو بدن ماهی وجود داره و تو معده پرنده ها رشد می‌کنه ، وقتی ویروس به یه سنی میرسه ماهی می‌ره سر آب که شکار پرنده ها شه عملا اون ویروس ماهی رو کنترل می‌کنه ، شاید گاهی حس کنم هر کدوم از ما اون ماهی هستیم یا لااقل خودم یه ماهی م ، از اول اول ویروسه کنترلش میکرد و در نهایت اونو نابود کرد ، راستش هر بار فکر کردن به این حقیقت که هیچ کنترلی رو افکارم ندارم منو به خاک میندازه ، خیلی وهم اوره که یه چیزی مدام کنترلت می‌کنه و مثل موریانه مغزتو میجوه،گاهی افکار میان و نمیرن و اینجاست که باید جیغ بکشیمیتونی کله تو بکوبی تو دیوار جیغ های هیستریکی بکشییا میتونی با یه لبخند ملیح و دستکش های توری چای عصرت رو هم بزنیدرسته که من همیشه مدل اول بودم ( دستکش توری ندارم ) ولی مدل دوم جوابه ، اینو بعد اون ضربه های دردناک یاد گرفتم که بی محلی به افکار همیشه و همیشه جوابهمثل کسی که هر روز در خونه تو بزنه و تو در رو باز نکنی ، بلاخره یه روز میرسه که دیگه نیاد ، اینبار من تا حدودی از پسش بر اومدم ، با اینکه افکارم چغر و بد بدن بودن اما با کمک تیم تخصصی نظریات من در آوردی خودم و چند تا دونه کوچولو های گرد تلخ تونستم نصف این مهمون های ناخونده رو بیرون بندازمهرچقدر بیشتر به افکارتون توجه کنید افکار شدید تر میان ، هرچقدر مقاومت کنید اون نیروهای بیشتری رو به کار می‌بره ، مدام تلاشش به اینه که تورو غرق کنه توی عمیق ترین قسمت خودششاید همه اینو درک نکنن اما مثل زندگی کردن با یه اهریمنهسرتونو‌ درد نیارمپس پیشنهادی که دارم اینهاگه مهمون ناخوانده توی ذهنتون زیاد میاد و می‌ره ، زرشک پلو نزارید جلو دستش ، صورت چین بندازید و رو برگردونید ولی با چماق دنبالش نیوفتید که دردسر میشه و آفت میشه در خونه تون ، اونقدر بی محلی کنید که بره ، این یکی از نظریات تخصصی من درآوردی من در راه درمان وسواس بودشاید اون سعی کنه ماهی باشیم باشه قبوله ما ماهی هستیم و ماهی ها هیچ وقت غرق نمیشن پس تا همیشه ادامه داریم و تا ابد و یک روز ادامه میدیم 🌱شما تجربه مشابه داشتید !؟اینم خودم گرفتم 🥲🌝</description>
                <category>دختری از آن سو</category>
                <author>دختری از آن سو</author>
                <pubDate>Fri, 29 May 2026 16:50:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگران</title>
                <link>https://virgool.io/@m_70951328/%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-rqvwhqpjdhvo</link>
                <description>بهترین گم شدهِ مندر جستجوی تو خودم را گم کرده امو از دیدن خودم در آیینه میترسممن کجاست !؟نگران این هستمکه در جستجوی تودر دور ترین کوچه دنیا به خانه ات برسمو تو به جستجویم رفته باشیچه غم بار وقتی نمی‌دانیگم کردی ای ، یا گم شده ای ...(الهام گرفته شده )</description>
                <category>دختری از آن سو</category>
                <author>دختری از آن سو</author>
                <pubDate>Fri, 29 May 2026 09:00:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به خودم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_70951328/%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-fo7ri1heykxe-fo7ri1heykxe-fo7ri1heykxe-fo7ri1heykxe</link>
                <description>فانوس کوچکپیامی برای من :سلام سلام به خودم و شمااگه زندگی من هزار تا بوده باشه خوشحالم که تو یکی از اون هزار تاییراستش خوشحالم که باهات آشنا شدمچون :تو همون دختر کلاس اولی هستی که دم در عروسک فروشی بست نشینی کرد که اونو داشته باشه، (عروسکه کالسکه داشت تازه )هنوزم همونی و خوشحالم هنوزم پای خواسته هات میمونی و براشون میجنگی و صبر میکنیمی‌دونم اینجا و در این لحظه قلبت خیلی شکسته ولی از بین ترک ها قول میدم گل اطلسی های قشنگی در بیانهمونی هستی که با همه عروسکاش نماز می‌خوند همونی که همه رو کنارش میخوابوند که بینشون فرق نزارهخوشحالم که واسه داشتن عروسک الاغ کوچولو تو سن ۱۸ سالگی گریه کردم چون فکر کردم هیچکی اونارو نمیخره و تنهانیادت باشه تو برای هر چیز کوچولوی زندگیت خیلی جنگیدی پس شاید واقعا یه خانوم شوالیه باشیپس اینبار اینجا رو جا نزن و از آقای کنکور حقتو بگیر(نمی‌دونم چرا اما بنظرم کنکور یه آقا با کت و شلوار قهوه ای و پیراهن سفیده و عینک‌های مستطیلی)یادت باشه همیشه چایی های بعد از ظهر سر جاش باشهیادت باشه همیشه گل شمعدونیه رو آب بدی و قربونش بری که اینقدر قشنگهیادت باشه بین کتابات فرق نزاری و همه رو بوس کنییادت باشه همیشه نصف شبا با چادر مامانت تو کوچه گربه هارو غذا بدینمازاتو با سرعت نور بخونی ولی یه ساعت التماس و خواهشت از خدا طول بکشه 😂درسته واقعا قلبت شکست دختر خوبدرسته که ضعیف و ساده توصیف میشیاما همون ساده و خانوم بمونکه قشنگی هرچیزی به سادگیشه ۱۸ سالهپ‌ن: برای چالشِ نامه</description>
                <category>دختری از آن سو</category>
                <author>دختری از آن سو</author>
                <pubDate>Mon, 25 May 2026 18:40:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرگ دوست داشتنی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_70951328/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%DB%8C-kqzirpepbjy2-kqzirpepbjy2-kqzirpepbjy2-kqzirpepbjy2</link>
                <description>حالا که مرده ام ، بیابیا برویمبعد مرگم قدمی بزنیمماه را بیاوریمو پاهایمان را تا ماهیان رودخانه دراز کنیمبعد موهایم را از روی لب هایم بزنی کناربعد دستت را میان هر دو دستم بگیرمبعد دستت را میان هر دو دستم بگیرمبعد دستت را ...لعنتیدستم از خواب بیرون مانده است ...((هیچ چیز مثل مرگ تازه نیست ))</description>
                <category>دختری از آن سو</category>
                <author>دختری از آن سو</author>
                <pubDate>Fri, 08 May 2026 22:10:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک تکه قلب</title>
                <link>https://virgool.io/@m_70951328/%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%DA%A9%D9%87-%D9%82%D9%84%D8%A8-qh1nkvf6qeoc</link>
                <description>نمیدانم این بار چه بر سر قلبم خواهد آمد حتی نمیدانم چه در انتظار من و تو و شاید (( ما )) خواهد بود !؟نمیدانم این درد و رنج بی پایان را اینبار روی کدام دوشم قرار دهم .هیچ نمیدانم . حتی تورا من باید تمامش کنم نباید اینطور میبود اما تو بسیار زیبایی؛و گاهی با خودم می‌اندیشم چه کسی میتواند از تو دست بکشد !؟ قطعا (( من )) نمیتوانم ! و بگذار کاش هایم را لا به لای دفتر نقاشی جا بگذارم .کاش بجای این همه رنج که  تمام وجودم را در آغوش کشیده تو بودی .کاش صدای خنده های تورا بجای این همه هیاهوهای ذهنم می‌شنیدم .کاش جسمم اینجا را ترک میکرد تا روحم تا ابد در آغوش تو زندگی کند ؛که هیچ لحظه ای برای من  زیبا تر در آغوش کشیدن توسط تو نبود ! دلتنگ تو هستم ...</description>
                <category>دختری از آن سو</category>
                <author>دختری از آن سو</author>
                <pubDate>Thu, 30 Apr 2026 19:00:41 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>