<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زهرا ابراهیم‌پور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_71507563</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:58:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/364696/avatar/9oomOv.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>زهرا ابراهیم‌پور</title>
            <link>https://virgool.io/@m_71507563</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گام سوم: به‌سوی دموکراسی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_71507563/third-step-wwvftxjlkk3b</link>
                <description>همان‌طور که در گام‌های پیشین گفتم، از ویژگی‌های بارز دوران سامانیان، رواداری و تساهل‌وتسامحی بود که روح حاکمیت در این دوره است. رواداری (Toleration) مفهومی نوین و حقوق‌بشری است به معنی اینکه به دیگران اجازه دهیم با وجود تفاوت عقاید، افکار و سبک زیستن‌شان با ما، در کنار ما زندگی و اندیشه‌هایشان را ابراز کنند. همین مفهوم است که پایه‌های دستیابی به صلح را مستحکم می‌سازد. سامانیان توانستند با بسط این عقیده، جامعه‌ای را که متشکل از فرهنگ‌های گوناگون بود، کنار هم جمع و متحد کنند. فکر می‌کنید در چنین فضای گشوده‌ای چه کسانی پرورش یافته‌اند؟ افرادی تملق‌گو و چاپلوس؟ افرادی کم‌مایه و نالایق؟ یا انسان‌هایی «بی‌بصیرت» و هرزه؟!این نام‌ها را با هم مرور کنیم: رودکی سمرقندی، ابوعلی‌سینا، جیهانی، زکریای رازی، بلعمی، فردوسی، دقیقی، بیرونی و...به اذعان بسیاری از محققان آگاه، دوران سامانیان، درخشان‌ترین دوره تاریخ ایرانِ پس از اسلام است؛ از این‌رو که بزرگ‌ترین دانشمندان، شاعران، طبیبان، مورخان و فیلسوفانِ آن روزِ جهان را از دل خویش برآورده است. در عصر تاریک اروپا، سامانیان مشغول احیای فرهنگ ایرانی زیر سایه اسلام بودند. دکتر شفیعی کدکنی در مقاله «ساختار ساختارها» می‌نویسد:«آنچه فرهنگ ایرانی و ساختار کلان آن را در عصر فردوسی و بیرونی برجستگی ویژه بخشیده است، آزادیِ خِرد است.»دانشمندان و نویسندگان در روزگار عقلانیت و آزادی اندیشه، نزد امیران (و نه پادشاهان) سامانی ارج و احترامی ویژه داشتند. وزیران ِ سامانی، عالمانی چون جیهانی‌ها و بلعمی‌ها بودند. آغاز دولت سامانی، عصری بود که تمایل بسیار به نگرش‌های عقلی، فلسفی، منطقی و طبیعی وجود داشت. در این جامعه، اندیشه و خرد، «اعتبار» بود. تعصب قومی و مذهبی در کمترین میزان خود بود؛ به‌گونه‌ای که در کتابخانه‌ها آثاری با دیدگاه‌های گوناگون و حتی مغایر با اسلام نگه‌داشته می‌شد و اهل‌علم آن کتاب‌ها را بی‌دردسر و مانع، مطالعه می‌کردند.«یکی از کامیابی‌های دولت سامانیان این بود که افکار سیاسی ـ اجتماعی برخوردار از تقدس و احترام و در عین حال منضبط و قانونی بودند. همین قضایا موجبات هدایت دولتِ رعیت و عدالت‌پرور سامانیان به‌سوی دموکراسی، اصول انسان‌دوستانه، نیکی، صلح و آسایش می‌شد.»[1]گفتم امیران، و نه «پادشاهان» سامانی... زیرا این حاکمانِ عالِم، خود را «امیر» نامیدند و از القاب پرطمطراق دوری می‌کردند؛ حاکمانی که دانشمندان برای حضور در پیشگاهشان، نیازی به پای‌بوسی و دست‌بوسی نداشتند و بلکه از این کار منع می‌شدند.حال فقط برای مقایسه با عصر کنونی، کافی است به یاد بیاوریم و مرور کنیم دانشمندانی را که مهجور کنج خانه‌ها یا زندان‌ها افتاده‌اند، مخترعانی را که پروانه اختراعشان خاک می‌خورد، مغزهایی را که از این خاک فرار می‌کنند، اساتیدی را که در دانشگاه جایی ندارند، نویسندگانی که کتاب‌هایشان مجوز نمی‌گیرند، روزنامه‌ها و تلویزیونی را که نمایندۀ تنها یک طیف خاص از جامعه‌اند، عقایدی را که فقط به‌جرم متفاوت‌بودن، به بند کشیده می‌شوند و مردمی را که تنها به‌خاطرِ گونه‌ای دیگر اندیشیدن، متهم‌اند که فریب غرب و رسانه‌های بیگانه را خورده‌اند.[1] ـ جواد هروی، تاریخ سامانیان، ص 65.</description>
                <category>زهرا ابراهیم‌پور</category>
                <author>زهرا ابراهیم‌پور</author>
                <pubDate>Mon, 31 Oct 2022 01:43:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گام دوم: راز دوام</title>
                <link>https://virgool.io/@m_71507563/%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D9%85-avxksqearwpj</link>
                <description>ثبت است بر جریدۀ عالم دوام ما...به تأیید متفکران بسیاری، دوام و قوام هر حکومتی در میزانِ نمایندگیِ ملتش است. یعنی اگر حکومتی، آینه‌ای باشد که همه مردمش را در خود منعکس کند، آن‌وقت می‌تواند امید به دوام داشته باشد. من الان با بقیه عواملِ دوام کاری ندارم؛ اما این نکته را از این جهت پررنگ می‌بینم که در تماشای راهِ آمده، این ویژگی، نداشتۀ مهم جمهوری اسلامی است.باز برمی‌گردم به تاریخ. دوره‌ای که در گام نخست درباره آن نوشتم، دوران «سامانیان» است؛ دودمانی که در حدود قرن‌های سوم تا چهارم هجری بر بخش‌هایی از ایران حاکم بودند. با عنایت به اینکه امرای این دودمان، افرادی ایرانی و مسلمان بودند اولویت پرداختن به آن دوره بیشتر می‌شود؛ زیرا در بافت فرهنگی و جغرافیایی و اعتقادی ایران، چنین ساختاری بنا شده است و اگر بنا بود به تحلیل مسائل کشورهای دیگر بپردازیم، عاقلانه‌تر بود که از تاریخ همان کشورها مثالی بیاوریم.کالبدشکافی آن دوره از تاریخ ایران و درک دلایل موفقیتش در حکمرانی در تمام حوزه‌های سیاسی ـ اجتماعی ـ فرهنگی به ما کمک می‌کند تا نقیض‌های آن را در روزگار امروز پیدا کنیم و خطاهای فکری و عملی سیاستمداران هم‌روزگار خویش را ببینیم.سامانیان در تاریخ ایران، از جهات زیادی ممتازند که یکی از آن جهات، آیینگی مردمان است. در ورق‌های کتاب‌هایی که درباره این دوران نوشته شده‌اند، حتما خواهید خواند که سامانیان به همه عقاید و باورهای موجود آن روزگار، فرصت ابراز و دیده و شنیده شدن می‌دادند. هرچند آن‌ها حکمرانانی مسلمان بودند و در مشروعیت دینی، به پشتوانه خلافت عباسیان دلگرم بودند، اما در کنش‌های سیاسی و اجتماعی، مستقل عمل می‌کردند و چندصدایی را در مرام سیاسی خویش پذیرفته بودند. یکی از دلایل چنین عملکردی، این بود که آل‌سامان از ماوراءالنهر برخاسته بودند؛ سرزمینی که از دیرباز محل عبور و مرور مسافران و تاجرانی از فرهنگ‌های گوناگون بود و پیش از اسلام نیز، تمام ادیان و باورها را در آغوش خود پذیرفته بود.نقشه قلمرو سامانیانسامانیان با چنین سابقه فکری‌ای، توانستند حکومتی یکپارچه و متحد را در محدوده جغرافیایی بسیار وسیعی سامان دهند؛ دیاری که مرکز و شرق ایران امروزی و کل ماوراءالنهر را شامل می‌شد. روشن است که اگر در آن دوره، کسی می‌خواست درباره اندیشه‌ها و اعتقاداتش حرف بزند و آن را تبلیغ کند آزاد بود و با او برخورد نمی‌شد. پذیرفتنی بود که کسی، دیگرگونه فکر کند و همه مثل هم نباشند!آزاداندیشی، رواداری و تساهل و تسامح فکری، خصیصه‌ای است که سامانیان به آن مشهورند. دقیقی، شاعر عهد سامانی، به‌جای تملق و مداحی، در کمال آزادی، عقیده و اندیشه خود را به دور از هرگونه تعصب و هراسی، این‌گونه می‌سراید:دقیقی چار خصلت برگزیده‌ستبه گیتی از همه خوبی و زشتیلب یاقوت‌رنگ و نغمۀ چنگمی خون‌رنگ و کیش زردهشتی [1]حالا شما فقط همین شعر (و متقابلا کشته نشدن و به انزوا کشیده نشدن دقیقی از جانب امرای سامانی) را مقایسه کنید با رفتار جمهوری اسلامی در قبال آن کاندیدای زردشتی شورای شهر یزد ـ سپنتا نیک‌نام! چه درمی‌یابید؟[1] جواد هروی، تاریخ سامانیان، صص 56-57.</description>
                <category>زهرا ابراهیم‌پور</category>
                <author>زهرا ابراهیم‌پور</author>
                <pubDate>Sat, 15 Oct 2022 01:28:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گام نخست: عقب‌ـ‌ــ‌گرد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_71507563/%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA-%D8%B9%D9%82%D8%A8-%D9%80-%D9%80%D9%80-%DA%AF%D8%B1%D8%AF-bneqj1b8pk3c</link>
                <description>1در روزهایی که پشت سر گذاشتیم، شما هم لابد شنیده‌اید اظهارنظر بعضی از اساتید دانشگاه یا نمایندگان مجلس را، که گفته‌اند این‌ها (=معترضان، مردم) می‌خواهند به سبک بی‌بندوباری فرنگی زندگی کنند، لخت شوند و مثل حیوانات هر شب با یک نفر بخوابند. از این‌ها که بگذریم، نهادهای حاکم و حتی برخی از دوستان نیز ـ با لحنی ملایم‌تر ـ می‌گویند: «اگر اعتراض مردم به حجاب اجباری (و پاره‌ای اعتراضات دیگر) را بپذیریم، به معنای عقب‌گرد به دوران پهلوی و قبل از انقلاب اسلامی 57 است. این یعنی نادیده گرفتن تمام دستاوردهای انقلاب.»در این یادداشت قصد دارم بگویم که عقب‌گرد و «بازگشت» لزوما امر بدی نیست. چه‌بسا این مفهوم همان «توبه»ای باشد که سال‌ها در درک آن اشتباه کرده‌ایم یا لااقل آن را کامل و از همه جوانبش ندیده‌ایم.2برای همه اگر نه، برای اغلب ما گاهی پیش آمده است به راهمان شک کنیم و فکر کنیم لازم است قدم‌هایی را که آمده‌ایم، برگردیم، پشت سر را بنگریم و از آن تجربه، برای طی‌کردن ادامه مسیر چیزی بیاموزیم. ممکن است در مسیر طی‌شده یک گامِ خطا، تمام راه را به بیراه برده باشد. آیا باید تا ترکستان برویم؟ معلوم است که نه! بنابراین، چیزی که ما را از آن می‌ترسانند (عقب‌گرد) نه ترسناک است و نه زیان‌بار؛ بلکه اولین دستاورد آن، آگاهی و آموزش است.اساساً مطالعه تاریخ هم از این رو توصیه شده و عبرت‌‌آموز و مفید است. از آن رو که می‌دانیم زمان گذرنده و برگشت‌ناپذیر است، قطعا وقتی می‌گوییم فلان اقدام‌ها در فلان دوره تاریخی سازنده بوده، نه قصد بازگرداندن آن دوره را داریم نه اصولا چنین کاری ممکن است. از این بازگشت به گذشته، صرفاً درس می‌گیریم و براساس آن طرحی برای قدم‌های آینده می‌آفرینیم.3با این مقدمه که گفتم، اجازه می‌دهید شما را نه به دوران پهلوی، که به حدود هزار سال قبل ببرم؟ سرزمینی آباد و پهناور را تصور کنید که خراسان بزرگ نامیده می‌شود و از خوارزم تا سیستان و از همدان تا فرغانه گسترده شده؛ در روزگاری که به ویژگی‌های برجسته‌ای ممتاز است و خروجیِ این دوره، آن‌قدر درخشان است که در تاریخ یگانه و بی‌تکرار مانده.امیرانی دانش‌دوست و ادب‌پرور بر سر کار حکومت‌اند؛ آن هم یک امارت اسلامی. این امیران، عالمان دینی، اندیشمندان و فلاسفه، دانشمندان، ادبا و علمای عصر را با آرا و عقاید گوناگون، گِرد هم آورده‌اند و دربار را به محلی برای رفت‌و‌آمد، اظهار عقاید و مباحثات ایشان تبدیل کرده‌اند. اما از این دوره، کمترین شعر مدحی مطوّلی از شاعران بنام باقی مانده است!خودم و شما را در انتهای گام اول، دعوت به تفکر می‌کنم در همین جملۀ آخر، که چرا؟... چرا دوره‌ای چنان درخشان، مدیحه‌سرا و مجیزگو نداشته است؟***طی این یادداشت‌ها که ادامه‌شان را در روزهای آینده منتشر خواهم کرد، به‌طور جزئی به ویژگی‌های این دوره می‌پردازم تا در این مسیر، بتوانیم گفت‌وگو کنیم و راهی برای آینده بیافرینیم.</description>
                <category>زهرا ابراهیم‌پور</category>
                <author>زهرا ابراهیم‌پور</author>
                <pubDate>Wed, 12 Oct 2022 22:58:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور غلط بنویسیم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_71507563/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%BA%D9%84%D8%B7-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-hdizfykiia2y</link>
                <description>اگر به شبکه‌های اجتماعی و نوشته‌های بسیاری از سایت‌ها و صفحات تولیدکننده‌های محتوای فارسی سری بزنید، راه و رسم غلط نوشتنِ تضمینی را خواهید آموخت! البته دامنه این غلط‌ها به برخی کتاب‌ها در نشر رسمی کشور هم رسیده است.مثلاً چندماه پیش، در اولین روزهای خانه‌نشینی کرونا، کتابی از نشر میلکان را می‌خواندم که تا دلتان بخواهد غلط املایی و ویرایشی داشت. پیدا بود که کتاب اصلاً ویراستاری نشده؛ کتاب‌های دیگری را هم دیده‌ام (حتی در میان کتاب‌های کودک) که غلط‌های نگارشی و ایراد «هکسره» داشته‌اند. بنابراین اگر می‌خواهید غلط نوشتن را یاد بگیرید، تمام محتوای متنیِ در دسترسِ این روزها، برای شما مناسب‌اند!آن روزها ایمیلی به نشر میلکان زدم و برخی از غلط‌های آن کتاب را با ارجاع به شماره صفحه، یادآور شدم؛ دوستان آن نشر محترم هم پاسخگو بودند و قول دادند در چاپ‌های بعدی، اشکالات را اصلاح کنند.ویراستاری اصلاً موضوع پیش پا افتاده‌ای نیست که سرسری از آن بگذریم. حتی اگر معتقد باشیم که با غلط‌نویسی‌ها، زبان فارسی در خطر نمی‌افتد، این نکته مهم را نباید از یاد برد که خوانایی و زیبایی و یکدستی نوشتار، در جذب مخاطب و اعتماد او به ما و کسب و کار ما نقش اساسی دارد. مدت‌ها فکر می‌کردم چطور می‌توانیم موضوع «هکسره» را در شبکه‌های اجتماعی طوری به دیگران آموزش بدهیم که جبهه نگیرند یا فکر نکنند آزادی‌شان را ازشان گرفته‌ایم. از سریال‌استوری استفاده کردم ـ روشی برای تولید محتوا که این روزها در فضای اینستاگرام با اقبال مواجه شده ـ و متوجه شدم بسیاری از مخاطبانِ ناآشنا با نگارش، اصلاً شیوه درست نوشتنش را نمی‌دانند. یکی از دوستان ویراستار و شاعرم در توئیتر این توئیتش را پین کرده:چرا همسرتون باید #هکسره رو رعایت کنه؟  برای این‌که نباید زیر پست‌هاتون ریپلای کنه:  آفتابه زندگیه من!صفحه‌هایی را هم دیدم که نوشتار درست پارسی، دغدغه‌شان بود. برای مثال یکی از صفحات خوب اینستاگرام به نام پرشینز اُوِرهِرد (Persians Overheard) دیالوگ‌های بامزه‌ای را منتشر می‌کند که در تاکسی، مترو، دانشگاه، پاساژ و هرجای دیگر از مردم شنیده می‌شود. این صفحه با مخاطبان زیادی که دارد، مروج «درست‌نویسی» هم هست؛ مثلاً هایلایتی با عنوان «درست بنویسیم» دارد یا در هنگام انتشار پیام‌های مخاطبان، غلط‌های نگارشی را با رنگ قرمز اصلاح می‌کند. حتی اگر کسی کامنتی با املای نادرست بگذارد، جریمه برایش در نظر گرفته‌اند! جالب است که این رویکرد، باعث دلزدگی مخاطب و فرار او از این صفحه نشده؛ بلکه او تلاش می‌کند درست نوشتن را تمرین کند. تولیدکنندگان محتوای فارسی وظیفه سنگینی دارند؛ آن‌ها باید ذائقه مخاطب را ارتقا بدهند نه اینکه کار خودشان را به سطح ذائقه فعلی مخاطب تنزل دهند.برای نوشتن و ویراستنِ نوشته قواعدی هست که بیش از هرکسی، ما تولیدکنندگان محتوا، باید با آن‌ها آشنا باشیم و رعایتشان کنیم. بسیار کم پیش آمده که در سایت‌های انگلیسی‌زبان، با غلط املایی مواجه شوم. پس چرا در میان فارسی‌نویس‌ها، این‌قدر سلیقه و حوصلۀ نوشتن اندک است و سایت‌ها و متن‌های فارسی پر از غلط‌اند؟ درست است که اغلب ما با مشکلاتی از قبیل حقوق‌های پایین برای نویسنده و تولیدکننده محتوا دست به گریبانیم و چنین دقت‌ها و ظرافت‌هایی طبیعتاً زمان بیشتری از ما می‌گیرد و ممکن است دستمزدمان را پایین‌تر بیاورد. در کوتاه‌مدت این دشواری‌ها وجود دارند اما شک نکنید در درازمدت، آن کسی برنده است که حرفه‌ای‌تر و اصولی‌تر کار می‌کند. شما با ظرافت‌های کار و تمایزهایتان است که می‌توانید به برندی شخصی تبدیل شوید. این تمایزها ساده به دست نمی‌آیند و تمرین و تن دادن به کار ِ دشوارتر را می‌طلبد.کتاب غلط ننویسیم، نوشته ابوالحسن نجفیهر وقتی و هر لحظه‌ای که شروع کنیم، مناسب‌ترین وقت برای یادگیری است. نصب یک کیبورد استاندارد، ممکن است تایپ را ـ به‌خصوص در مواردی مثل تایپ نیم‌فاصله با کلیدهای ترکیبی ـ برای شما سریع‌تر و ساده‌تر کند. کتاب‌های خوبی هم برای یادگیری اصول ویرایش و نگارش وجود دارند. یکی از بهترین‌ها، همین کتاب «غلط ننویسیم» نوشته ابوالحسن نجفی است. در اینجا می‌توانید خلاصه‌ای از این کتاب را ببینید. کتاب نگارش و ویرایش نوشته احمد سمیعی گیلانی هم می‌تواند کمکتان کند. همچنین برای کسانی که می‌خواهند از آخرین مصوبه‌های فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی برای سرهم‌نویسی و جدانویسی کلمات باخبر باشند و در نوشتارشان طبق آن عمل کنند فرهنگ املایی خط فارسی، نوشته علی‌اشرف صادقی و زهرا زندی مقدم مفید است.این‌همه گفتم؛ اما درواقع چیزی نگفتم. تمام حرفم در این مقاله بر سرِ صورتِ نوشتار بود. اگر مطلب آغازینم را بخوانید، می‌بینید که چقدر برای «کلمه» و تعمق در آن دغدغه دارم. کلمه کوچک‌ترین واحد معنادار زبان است و آجرهایی که با آن، متن را می‌سازیم. دوست می‌دارم که در نوشتارهای آتی، کمی عمیق‌تر از سطح، در متن و بطنِ کلمات به جست‌وجو بپردازیم و از بازی در صورت، به عمق‌کاوی و معنایابی برسیم. </description>
                <category>زهرا ابراهیم‌پور</category>
                <author>زهرا ابراهیم‌پور</author>
                <pubDate>Wed, 18 Nov 2020 02:00:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرآغاز</title>
                <link>https://virgool.io/@m_71507563/%D8%B3%D8%B1%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-o8gbjyufphje</link>
                <description>همیشه آغاز هر حرکتی، علاوه بر ذوق و شوق و تازگی، استرس هم دارد. استرسِ اینکه چطور شروع کنم، چطور، چقدر و برای چه کسانی بنویسم، آیا می‌توانم ادامه بدهم، به کجا می‌خواهم برسم و... اما از این استرس عبور کردم تا اجازه بدهم آنچه بنای گفتنش را دارم، گفته شود و به درون آنچه قرار است تجربه کنم، شیرجه بروم!من نویسنده هستم و مدت‌هاست سایت ویرگول را می‌شناسم و از نوشته‌های نویسندگان آن استفاده کرده‌ام. حالا هم به ویرگول وارد شده‌ام تا درباره چیزهایی بنویسم که زندگی مرا ـ که دنیای کاری هم جزئی از آن است ـ تغییر می‌دهند. آنچه زندگی ما را تغییر می‌دهد تجربه‌های ماست و هر نویسنده‌ای از تجربه‌هایش می‌نویسد؛ حتی تجربه‌هایی که در خیال خود به دست آورده و مفاهیمی که در ذهنش ادراک کرده. من با کلمات زندگی می‌کنم و در کلمات نفس می‌کشم و با کلمات فکر می‌کنم و با کلمات می‌نویسم. شاید این آغاز، بیش از هرچیز شرح این درهم‌آمیختگی با کلمات باشد.بگذاریم ماجراجویی آغاز شوددرباره کلمات، کمی بیشتر در اینجا نوشته‌ام که می‌توانید بخوانید.</description>
                <category>زهرا ابراهیم‌پور</category>
                <author>زهرا ابراهیم‌پور</author>
                <pubDate>Mon, 09 Nov 2020 12:01:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>