<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sahar</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_71510010</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:23:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Sahar</title>
            <link>https://virgool.io/@m_71510010</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نیوبیز به کجا رسید ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_71510010/%D9%86%DB%8C%D9%88%D8%A8%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF-q9egcf27vwqt</link>
                <description>جنگ شد و نیوبیز نیمه‌کاره ماند!همه‌چیز داشت خوب پیش می‌رفت؛ تیم با انرژی جلو می‌رفت، اما درست در لحظه‌ای که فکر می‌کردیم داریم به مراحل پایانی نزدیک می‌شویم، اوضاع عوض شد. جنگ همه‌چیز را متوقف کرد و مسابقه در تاریخ اصلی برگزار نشد. حالا بزرگ‌ترین دغدغه‌ی ما پیدا کردن یک تاریخ جایگزین مناسب است.این ترم برای من با تجربه‌ی متفاوتی همراه بود؛ حضور در تیم اجرایی مسابقه‌ی کدنویسی نیوبیز با مسئولیت بخش تدارکات. همان‌طور که در پست قبلی نوشتم، چالش اصلی این مسابقه نداشتن بودجه بود و باید هم اسپانسر جذب می‌کردیم و هم اقلام اهدایی و پذیرایی را با بهترین کیفیت و در عین حال متناسب با بودجه مدیریت می‌کردیم.در این مسیر با مهارت‌های نرم زیادی درگیر شدیم که به نظرم یکی از مهم‌ترین آن‌ها کار تیمی و هم‌فکری بود. اینکه بتوانیم با یک هم‌افزایی خوب، هر کس وظایف خودش را انجام بدهد و کار را پیش ببریم. اینکه بدانیم هر کسی در چه زمینه‌ای تخصص دارد و چه کاری از دستش برمی‌آید، و مهم‌تر از آن اینکه به هم اعتماد کنیم و یکدیگر را بپذیریم.  فضای تیم ما فضای هم‌فکری و همدلی بود. نمی‌گویم چالشی نداشتیم؛ چرا که در تقسیم وظایف و برنامه‌ریزی گاهی بحث‌هایی پیش می‌آمد، اما در نهایت سعی می‌کردیم جانب انصاف را بگیریم و به یک نتیجه‌ی معقول برسیم.با این حال، نگرانی دیگری هم برایم پیش آمده: تاریخ‌های پیشنهادی برای برگزاری دوباره بعد از امتحانات هستند؛ یعنی وقتی که خیلی از بچه‌ها احتمالاً می‌خواهند به سفر بروند یا از تعطیلات‌شان استفاده کنند و استراحت کنند. از طرفی، خستگی امتحانات و وقفه‌ای که در روند کار افتاد می‌تواند باعث شود انگیزه‌ی کافی برای شرکت در مسابقه نداشته باشند.در هر صورت ما همچنان بین خودمان و با اساتید و دانشکده در حال مشورت هستیم تا یک زمان مناسب پیدا کنیم. امیدوارم بتوانیم دوباره انرژی بچه‌ها را جمع کنیم و مسابقه را به بهترین شکل برگزار کنیم.در کل، تجربه‌ی نیوبیز برای من فقط یک پروژه‌ی درسی نبود. یاد گرفتم چطور در شرایط غیرمنتظره مثل توقف کامل برنامه، باید انعطاف‌پذیری داشت و دنبال راه‌حل بود. به نظرم این درس رسالت خودش را انجام داد، چون از اینجا به بعد دیگر نوشتن گزارش و گرفتن نمره نیست که اهمیت دارد، بلکه حس مسئولیت‌پذیری است که برای برگزاری نیوبیز حیاتی است. در هر صورت امیدوارم از پس مسئولیتی که پذیرفتیم بربیاییم و شرکت‌کنندگان راضی باشند.در آخر باید بگویم این آخرین گزارش من برای درس مهارت‌های نرم است، اما نیوبیز برای ما هنوز تمام نشده. </description>
                <category>Sahar</category>
                <author>Sahar</author>
                <pubDate>Sun, 17 Aug 2025 13:08:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرهنگ نیوبیز</title>
                <link>https://virgool.io/@m_71510010/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%86%DB%8C%D9%88%D8%A8%DB%8C%D8%B2-hx9vcqrc5zin</link>
                <description>این ترم در دانشکده‌ی کامپیوتر شهید بهشتی یه درس اختیاری جالب برگزار شد؛ به همت استاد علی‌اکبری و دوستشون جناب محمودی. اسم درس بود &quot;مهارت‌های شغلی&quot; که بیشتر روی مهارت‌های نرم تمرکز داشت یک کلاس پر از آموزش های غیر درسی برای پرورش مهارت های نرم. اما اتفاق جالبی که افتاد این بود که آخرش یه پروژه به ما محول شد بدون هیچ صورت‌مسئله‌ی مشخصی! فقط ازمون خواسته شد یه کاری کنیم که مهارت‌های نرممون درگیر بشه، گزارشش رو بنویسیم و توی شبکه‌های اجتماعی منتشر کنیم. راستش، اگه این شرایط نبود، خیلی سخت قبول می‌کردم که یه پست بنویسم و از تجربیاتم بگم ولی خب  نمره تونست مجبورم کنه:) به علت کم‌تجربگی احتمالاً این متن کلی باگ داره، از همین الان بابت وقتی که می‌گذارید معذرت می‌خوام! خب، موضوع پروژه‌ی ما به پیشنهاد یکی از بچه‌ها شد برگزاری نیوبیز؛ یه مسابقه‌ی کدزنی که هر سال توی دانشکده‌ی کامپیوتر شهید بهشتی برگزار می‌شه. ولی امسال یه مشکل داشتیم: کمبود بودجه! همین شد که چالش اصلی ما شکل گرفت.  اولین کاری که کردیم این بود که هزینه‌ها رو کاهش بدیم ولی کیفیت مسابقه رو حفظ کنیم. برای این کار، مجبور شدیم مذاکره کنیم، چونه بزنیم، مشورت بگیریم و پرس‌وجو کنیم تا اقلام پک رو با بهترین کیفیت متناسب با بودجه پیدا کنیم. راستش، از یه جایی به بعد دیگه خیلی حساس شده بودیم، دنبال این بودیم که یه جا پیدا کنیم که شده ۵۰۰۰ تومن هم ارزون‌تر بده! ولی ناگفته نماند بودجه‌ی محدود یه جورایی ذهن آدم رو باز می‌کنه؛ یادآوری می‌کنه که ۵۰۰۰ تومنم یه پتانسیلایی داره بالاخره! ولی خب، فقط کاهش هزینه‌ها کافی نبود. باید مسابقه رو جذاب نگه می‌داشتیم. برای همین  طوفان فکری راه انداختیم، ایده دادیم که فضای رویداد برای بچه‌ها جذاب بشه. مثلاً یکی از چیزایی که بهش رسیدیم این بود که توی جشن اختتامیه، یه سری پرونده‌های معمایی به بچه‌ها بدیم تا به صورت گروهی حل کنن، این‌طوری مراسم خشک و رسمی نمی‌شد! چند تا ایده‌ی دیگه هم درباره‌ی پک‌ها داشتیم که هنوز نهایی نشده، پس نمی‌تونیم اسپویل کنیم. ولی قول می‌دیم که تریلرش رو از طریق کانال انجمن منتشر کنیم:)))) حالا از این حرفا که بگذریم، تا اینجای کار پیشرفت پروژه رضایت‌بخش بوده. یکی از موفقیت‌های بزرگمون این بود که تونستیم شرکت لبنی پاک رو به عنوان اسپانسر داشته باشیم. این مسیر خودش پر از چالش بود، چون نه آشنایی‌ای داشتیم، نه روابطی از قبل، و مجبور شدیم برای جذب اسپانسر  مذاکره کنیم. بالاخره برای عملی کردن ایده‌هامون به بودجه‌ای بیشتر از اون چیزی که روش حساب کرده بودیم نیاز داشتیم. اگر بخوام از چالشای این مسیر بگم، تا اینجا بزرگ‌ترین مورد همین پیدا کردن اسپانسر بود، چراکه باید بدون هیچ مقدمه‌ای و بدون هیچ دیدگاه اولیه‌ای به نحوی مسابقه پرزنت می‌شد، اونم پشت تلفن، که طرف مقابل ارزش ایونت رو متوجه بشه و موافقت کنه. خب، این پررنگ‌ترین چالش بود برای من. ولی یقین دارم که در ادامه‌ی راه، در روز اجرا و هماهنگی و کار تیمی، چالش‌های خیلی بزرگ‌تری خواهیم داشت که به شخصه امیدوارم به نوبه‌ی خودم تأثیر مثبت در روند برگزاری داشته باشم. نهایتاً باید بگم که حداقل من از یک جایی به بعد، نیوبیز رو فقط یه پروژه‌ی درس مهارت‌های نرم نمی‌دیدم؛ بلکه خود نیوبیز برام مهم شده بود. انگار که یه درختی است که باید سیراب بشه، به بهترین نحو رشد کنه، سالیان سال قد بکشه و میوه بده. در این مسیر، به این نتیجه رسیدم که نیوبیز باید یه رسم بشه توی دانشکده‌ی کامپیوتر، مثل یه روتین سالیانه با بخش‌های جذاب ترکیب بشه و هر سال با یه رنگ و بوی جدید خودش رو نشون بده. این  دقیقا اون چیزیه که هدف تمام بچه‌هاست. اسم نیوبیز بیشتر از اینکه با مسابقه گره خورده باشه، با افراد تازه‌نفس ارتباط داره؛ کسایی که دوست دارند و علاقه‌مندند به حل کردن مسئله‌های بزرگ. ما یه سکوی پرتاب در اختیارشون قرار می‌دیم تا خودشون رو بشناسن و متوجه بشن در چه مرحله‌ای قرار دارند. فارغ از اسم مسابقه و رقابت، ما اینجاییم تا کنار هم رشد کنیم، حالا هر کس در مسیر خودش. امیدوارم فرهنگ نیوبیز در دانشکده به همین منوال تا سالیان سال نهادینه بشه، چراکه بستری برای پیشرفت هر جنس آدمی فراهم می‌کنه؛ از کدنویس گرفته تا اعضای تیم اجرایی.</description>
                <category>Sahar</category>
                <author>Sahar</author>
                <pubDate>Sun, 08 Jun 2025 02:20:59 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>