<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محتوا با مهدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_72054018</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 15:06:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>محتوا با مهدی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_72054018</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بدترین مصاحبه کاری عمرم رو رفتم و فهمیدم ...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_72054018/%D8%A8%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%85-%D8%B1%D9%88-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85-%D9%88-%D9%81%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%85-nsd1rp6xee3s</link>
                <description>بیکار شدیم توی این وضع و اوضاع، و همین‌طور که داشتم توی دیوار می‌گشتم یک عنوان شغلی دیجیتال مارکتینگ دیدم و گفتم: چی بهتر از این؟ هم تو کار دیجیتالم، هم تو کار مارکتینگ بودم. همون‌جا حس کردم شاید بالاخره یه چیز درست‌حسابی پیدا شده، برای همین شماره رو برداشتم و گفتم زنگ بزنم ببینم داستان چیه.فرم مصاحبهفرم مصاحبه رو که خانمه گذاشت جلوم، خیلی عجیب بود، چون دقیق نمی‌دونستم باید برای چه کاری استخدام بشم.و عجیب‌تر اینه که توی فرم وقتی ازت می‌پرسن:چرا ما باید شما رو استخدام کنیم؟ببخشید، من نمی‌دونم حتی برای چه شغلی اومدم، حالا باید جواب بدم که چرا باید من رو استخدام کنین؟سؤال‌ها رو که همین‌طور می‌خوندم عجیب‌تر می‌شد.ولی یک نکته‌ی خیلی عجیبی که همیشه توی این مصاحبه‌ها هست رو هیچ‌وقت نفهمیدم، اون هم اینه که شماره تلفن و کد ملی و این‌جور چیزها رو از من برای چی می‌خوای؟ ها؟تو که هنوز استخدامم نکردی!کد ملی به چه دردت می‌خوره؟مشخصات من به چه دردت می‌خوره؟و تیر آخر رو سؤال آخر صفحه‌ی دوم زد و قبل از این‌که ازم مصاحبه بشه، فهمیدم این‌جا به درد من نمی‌خوره:وقتی به یک تکه سیب نصف‌شده نگاه می‌کنی یاد چی می‌اُفتی؟اینجا مثلاً رفتن یک تکه از سؤالای روانشناسی رو توی گوگل پیدا کردند، چسبوندن ته مصاحبه.مطمئنم کسی که اینو طراحی کرده بوده، این‌طوری بهش دستور داده بودند که:«سی تا سؤال برای مصاحبه آماده کن، همییییین الاااااان!!»و اونم مجبور شده یک چیزایی سرهم بکنه و یک چیزایی بچپونه توش.مصاحبه اصلیمصاحبه اصلیوقتی رفتم وارد اتاق شدم، مدیری که نشسته بود شبیه غول بیابونی بود و قیافه‌ش دقیقاً شبیه همین عکسی بود که توی وبلاگ گذاشتم :))))))))رو‌به‌روش هم یک دونه از این کامپیوتر All in One های اپل بود که مفت نمی‌ارزه و از بس داغون و قدیمیه، همه روش ویندوز نصب می‌کنند؛ تازه اونم با مکافات کار می‌کنه.فکر می‌کنین اولین چیزی که شاکی شد چی بود؟این بود که چرا فرم رو کامل پر نکردم.چرا فرم رو کامل پر نکردی؟چرا شغل پدر رو ننوشتی؟ چکاره بوده؟و از این حرف‌ها…بعد که پرسیدم این‌جا کار چیه، و همین‌طور که بیشتر سؤال می‌کردم، بیشتر می‌فهمیدم توی چه آشغال‌دونی‌ای اومدم(اسم خودشونم گذاشته بودند «هلدینگ»).گفتم کارتون چیه و اینا، و توضیح داد که چهار قسمت هست که کار می‌کنند و دو قسمتش رو نیاز دارند.یکی قسمتش کار با وردپرس و این‌هاست که برای سایته.من گفتم ایام قدیم وب‌سایت داشتم و با جوملا کار کردم، ولی ظاهراً قانع‌کننده نبود و به هر نحوی می‌خواست من وارد اون قسمت نشم.قسمت دومش این بود که کار فروش توی مارکت‌پلیس‌ها مثل دیجی‌کالا رو می‌کردن و توی اون‌ها می‌فروختن (خسته نباشی).خیلی هم تأکید می‌کرد که کار توی این‌ها کار هر کسی نیست و یک تا سه ماه باید بیای کارآموزی.بعد هم گفت که تا شنبه وقت هست، اگه قبول می‌کنی تا شنبه اطلاع بده، و دو روز باید بیای تمرینی و بعدش تازه قرارداد بدون حقوق می‌بندیم به عنوان کارآموز تا یک سال :||||من که فهمیدم توی چه آشغال‌دونی‌ای اومدم، به محض این‌که از دفتر اومدم بیرون، با خودم گفتم:حتما بشین تا برگردم!ولی خب، از همین مصاحبه و وضعیت یک‌سری چیزها رو فهمیدم.مسخره‌بازی درنیاری، موفق می‌شیخیلی از کسب‌وکارهایی که باهاشون فعالیت داشتم و موفق شدند، یک نقطه‌ی مشترک داشتند و اونم این بود که مسخره‌بازی رو گذاشته بودند کنار.یادمه حتی یک هلدینگ بزرگ بین‌المللی بود توی تهران که هیچ مدرک و سفته‌ای از کارمنداش نمی‌گرفت، ولی قوانین سختی روی بهره‌وری و کار کردن داشت.و اصلاً وقتی می‌خوای یکی رو استخدام کنی، به‌نظرم باید برات مهم باشه که کار تو رو چطور راه می‌ندازه.وضعیت سربازی و شغل باباش به چه دردت می‌خوره؟اصلاً مهم‌ترین کار یک مدیر یا یک کارآفرین، به‌نظرم همین بخشه؛این‌که بتونه آدم‌های خوب و مناسب برای سیستمش استخدام کنه، بعد بهشون یاد بده چطور آدم‌های مثل خودشون رو استخدام کنند. همین.و همین، یک راهکار خیلی ساده و استراتژیک می‌شه برای موفقیت.</description>
                <category>محتوا با مهدی</category>
                <author>محتوا با مهدی</author>
                <pubDate>Thu, 07 May 2026 12:09:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زیر قولم زدم ولی خوشحالم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_72054018/%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%82%D9%88%D9%84%D9%85-%D8%B2%D8%AF%D9%85-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%AD%D8%A7%D9%84%D9%85-didofyvr6c6e</link>
                <description>خب قرار بود که هر روز پست بزارم ولی نشد، اما خوشحالم و دلیلش هم بهتون میگمراستش چند روز پیش تونستم اینترنت دسترسی پیدا کنم و یکم دق و دلی خودم رو خالی کردم و چرخ زدم اینور و اونوربرای همین از فرط خوشحالی زیر قولم زدم و برعکس همیشه که یک کاری رو انجام نمیدادم و خودم رو سرزنش میکردم ایندفعه به خودم گفتم فدای سرت همینه که هست، اصلا آدم آزاد تا حدی باید غیر قابل پیش بینی باشهپس فعلا تا بلاگ بعدی خداحافظ</description>
                <category>محتوا با مهدی</category>
                <author>محتوا با مهدی</author>
                <pubDate>Sat, 02 May 2026 00:20:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در ستایش سرعت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_72054018/%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B3%D8%B1%D8%B9%D8%AA-xlzlztxd0cjs</link>
                <description>توی این قسمت میخوام سرعت رو در برابر کیفیت قرار بدم و حتی تصمیم گرفتم برای این مقاله نیم ساعت بیشتر وقت نگذارم.راستش رو بخواید یکم تنبلی‌ام داشت می‌گرفت، ولی تصمیم گرفتم سریع‌تر یک مطلب از چیزهایی که خوندم و می‌دونم بنویسم تا بریم سراغ ادامه داستان. پس بریم که داشته باشیم.خب بریم سراغ نقل قول امروز که توی مطلب قبلی هم در موردش صحبت کردم“Speed is 4 billion times more important than perfection.”GaryVeeیکی از جملاتی که دقیقا خیلی زیاد روم تاثیر گذاشت همین جمله بود. اولین بار توی سری ویدئو های گری وی اوریجینال دیدمش که یک برنامه توی یوتیوب گری وی بود که قسمت های مهم سخنرانی هاش و حرف هاش رو جمع بندی میکرد میگذاشت. ولی خب چرا سرعت اینقدر مهم تر از کیفیته؟ بریم که داشته باشیمکیفیت برای اکثریت یک توهمهاین کار زیاد خوب نیست یا اینکار به نظرم با کیفیت نیست. این جمله رو معمولا از کارفرما میشنویم و یکی از رو مخ ترین جملاتی هست که یک کارمند یا کسی که کار فریلنسری میکنه میتونه بشنوه.خب احتمالا بپرسید مشکل کجاست؟ مشکل از اینجا شروع میشه که وقتی از کارفرما میپرسی کجاش مشکل داره؟ یا چطور میتونم بهترش کنم؟ احتمالا احمقانه ترین و مزخرف ترین جواب ممکن رو میشنوید مثل:نمیدونم بهم حس خوبی نمیدهیه طوری درستش کن دیگهفلان جاش رو درست کن یا اینجاش رو اینطوری کن اونجاش رو اونطوری کن ( تا اینکه کل پروژه به هم میریزه و نابود میشه)اتفاقی که همیشه دیدم و اکثر اوقات توی همه سطحی افتاده از برنامه نویسی و تدوین ویدئو و کار گرافیکی گرفته تا سطح بالاتر توی بیزینس و برندینگ و ... رو میشه توی یک جمله خلاصه کردکارفرما هیچ ایده ای نداره که کیفیت یعنی چیو خلاصه بهترین راهکار برای کسی که کار میکنه اینه که همیشه چند تا گزینه پیش رو داشته باشه که اگه گیر یک کارفرمای رو مخ افتاد سریع بتونه شغلش رو عوض کنه و بره پیش یکی دیگه.خب میخوام مطلب رو فعلا تا همینجا تموم کنم چون نیم ساعتم تموم شد. قسمت بعدی رو همینجا آپلود میکنم و یادم باشه در مورد قابل سنجش بودن سرعت نسبت به کیفیت صحبت کنم . فعلا</description>
                <category>محتوا با مهدی</category>
                <author>محتوا با مهدی</author>
                <pubDate>Mon, 27 Apr 2026 23:41:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیر موفقیت با قانون ۱۰ برابری گرنت کاردون</title>
                <link>https://virgool.io/@m_72054018/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%DB%B1%DB%B0-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D9%86%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88%D9%86-xupqnjmuhm18</link>
                <description>توی این قسمت میخوام قانون ده‌برابری گرنت کاردون رو به زبان ساده براتون توضیح بدم و همچنین تجربه من توی تولید محتوا و زندگی واقعی رو از این قانون باهاتون به اشتراک بذارم؛ پس بریم که داشته باشیم.گرنت کاردون کیه و من چطوری درگیر قانون ده‌برابری شدم؟من اوایل فقط با کتابش آشنا شده بودم.می‌دونستم یک کتاب داره به اسم «قانون ده‌برابری» و اینکه یوتیوبش خیلی معروفه و در زمینه املاک و موفقیت و … تولید محتوا هم می‌کنه. نسبت به کسایی که در مورد موفقیت حرف می‌زنن هم پولدارتره (ثروتش حدود ۵ میلیارد دلاره)، ولی در حد اسم فقط می‌شناختمش.تا این‌که امسال رفیقم گفت کتاب گرنت کاردون رو خونده و این ایده به ذهنش رسید که وقتی بقیه هفته‌ای سه چهار تا ریلز یا حداکثر روزی یک ریلز می‌گذارن، بیا کمک کن روزی چهار تا ریلز درست کنیم. من وقتی شنیدم، واقعاً باهاش موافق بودم، چون کارم خیلی از گری وی تأثیر گرفته.و گری وی هم یک جمله معروف داره که می‌گه:«سرعت، یک میلیون بار مهم‌تر از کیفیته.»پس دقیقاً ایده ذهنی دوتامون یکی شده بود و این شد که این ایده رو اجرا کردیم و هم‌زمان من رفتم یکم تحقیق کردم در مورد قانون ده‌برابری گرنت کاردون.ایده قانون ده برابری به زبان ساده گرنت کاردون علت اصلی موفق نشدن رو این می‌دونه که هدف‌گذاری‌هامون رو خیلی کوچک انتخاب می‌کنیم و بنابراین تلاشی هم که می‌کنیم کمتر از حالت معمول میشه.برای همین اگه هدف‌هات رو ده برابر کنی، در نتیجه مجبوری اقداماتت هم ده برابر کنی.این کار بهت هم انگیزه میده، هم در بدترین حالت اگه شکست بخوری، خیلی بیشتر از حالت عادی و یک فرد معمولی تلاش کردی.مثال ساده از قانون ده برابری گرنت کاردونخب به‌طور مثال در حالت معمول ممکنه هدف بگذاری که صبح یک کیلومتر پیاده‌روی کنی. خب ممکنه انجامش بدی و یا موفق میشی یا نمیشی. اما اگه هدفت رو بگذاری ده کیلومتر پیاده‌روی، خیلی بیشتر از حالت معمولت تلاش می‌کنی.ممکنه به هدفت نرسی، مثلا سه کیلومتر یا شاید پنج کیلومتر برسی؛ ولی از کسی که یک کیلومتر پیاده‌روی کرده، سه تا پنج برابر در همون روزهای اول جلوتری. اینطور شد که ما به‌جای اینکه هفته‌ای سه تا ریلز تولید کنیم، تصمیم گرفتیم روزی چهار تا محتوای مستقیم آپلود کنیم.نتیجه قانون x10 گرنت کاردونبعد از یکی دو ماه از اجرای قانون ده‌برابری گرنت کاردون، نتایج خیلی خوبی گرفتیم.رقیب اصلیمون که بیشتر از ما فالور داشت رو رد کردیم، کمپین فروش دو برابر شهریور ماه فروخت و بازخوردهایی که می‌گرفتیم خیلی بهتر شد.پس می‌تونیم نتیجه بگیریم که قانون ده‌برابری جواب می‌ده (حداقل برای ما).تبصره مهماین قانون نیازمند خودشناسی متوسط و متوسط‌روبه‌بالاست برای شخصی که امتحانش می‌کنه و به نظرم برای کسایی که مشکل استمرار دارند، می‌تونه حتی مضر هم باشه و ممکنه سریع کار رو رها کنند.خب این مطلب هم تموم شد. خوشحال می‌شم اگه تا اینجای متن خوندید، لایک کنین و به منم انگیزه بدید.</description>
                <category>محتوا با مهدی</category>
                <author>محتوا با مهدی</author>
                <pubDate>Mon, 27 Apr 2026 01:02:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتابخوانی روزانه‌ی من با کتاب « 12.5  اصل برای زندگی» اثر گری وی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_72054018/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-125-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%88%DB%8C-unuypezalaql</link>
                <description>مقدمهچون دیدم توی این مدت بیکارم گفتم شروع کنم یک کتاب رو بخونم و همزمان باهاش باهاتون حرف بزنم و تجربیات و احساسات خودم نسبت به قسمت های مختلف کتاب رو براتون بلاگ پست کنم. اسم اصلی کتاب هم هست:Twelve and a Half: Leveraging the Emotional Ingredients Necessary for Business Successکه به فارسی میشه دوازده و نیم اصل اهرم احساسی لازم برای موفقیت در بیزینس یا یک همچین چیزیکارمند هایی که برای شما کار میکنند عدد نیستند!شروع کتاب اینطوری شروع میشه که یکی از کارمندهای تازه کار اشتباهی با اکانت توییتر آژانس وینرمدیا (آژانس تبلیغاتی گری وی) یک توییت در انتقاد از یکی از مشتری ها میزنه و طوری به نظر میرسه انگار داره اون آژانس رو ضایع میکنه. اون آژانس از گری میخواد که اون کارمند رو اخراج کنه به خاطر کاری که کرده ولی گری وی بلافاصله رد میکنه.حرف اصلی گری وی اینه که کارمندها رو به دید عدد و رقم نگاه نمیکنه و به خاطر یک اشتباه کارمندی رو اخراج نمیکنه. اتفاقاً مسئولیت اشتباه کارمند رو کاملاً خودش قبول میکنه و میگه: «خیلی از کارمندهای من بد شروع کردند ولی بعدها به بهترین جایگاه توی شغل خودشون رسیدند.»این قسمت از محتوای کتاب منو یاد یکی از بدترین تجربیاتم اوایل کارم میندازه. اون موقع که تازه ادیت ویدئو رو شروع کردم، برای یکی از رفیقهام کار میکردم که توی کار سینما بود و واسطه کار من با کارفرمایی بود که براش کار میکردیم. چون ریلز اینستاگرام هنوز رایج نشده بود من باید پست های ویدئویی و اسلایدی بلند (بین ۵ تا هفت دقیقه) ادیت میزدم و کامل زیرنویس میزدم. تازه اون موقع اپلیکیشن های زیرنویس خودکار با هوش مصنوعی هم نبود و پریمیر هم قابلیت جایگذاری زیرنویس نداشت.حرفی که اون موقع یادم بود کارفرما همیشه بهم میزد این بود که: «فلان تدوینگر فیلم سینمایی یک ساعت و نیم فیلم رو توی دو ساعت ادیت میزنه، اونوقت تو ۵ دقیقه ویدئو برات سه ساعت طول میکشه؟»این که بفهمید شرایط چقدر غیر منطقی بود (البته اون موقع خودم نمیدونستم) اینو بدونید که یک تدوینگر حرفه ای ویدئو با درآمد +۳۰ میلیون تومن در ماه، همین الان حداکثر روزانه ۵ تا ویدئوی زیر یک دقیقه با زیرنویس ادیت میزنه!تفاوت مدیریت گری وی با کارفرمای اون زمانِ من دقیقاً تو همین نقطه است؛ گری وی شرایط انسانی کارمند رو درک می‌کنه، اما مدیر من فقط خروجی و اعداد رو می‌دید و دست به مقایسه‌های کاملاً غیرمنطقی می‌زد.دوازده و نیم شرط برای موفقیت«در ادامه گری وی به قول خودش 12.5 شرط لازمه‌ی موفقیت رو که خودش به کار برده معرفی می‌کنه که اتفاقاً نقطه ضعف خیلی از مدیران هم هست. لیست این 12. ویژگی از این قراره:۱. شکرگزاری۲. خودآگاهی۳. مسئولیت‌پذیری۴. خوش‌بینی۵. همدلی۶. مهربانی۷. سرسختی۸. کنجکاوی۹. صبر۱۰. یقین و باور۱۱. تواضع۱۲. بلندپروازیو اما اون نیمه (0.5): صراحتِ مهربانانه (انتقاد کردن بدون تخریب شخصیت طرف مقابل).در نگاه اول خیلی از این ویژگی‌ها ممکنه با هم متضاد باشند (مثل تواضع و بلندپروازی)، ولی گری وی میگه در ادامه بهتون یاد میدم که چطور این ویژگی‌ها رو با همدیگه ترکیب کنید و هر کدام رو در جای درست خودش استفاده کنید.«…البته که گری وی معتقده داشتن روحیه «صبر» پیش‌نیاز تمام این صفت‌هاست و بدون صبر، بلندپروازی هیچ معنایی نداره. به همین دلیل است که خیلی از کسایی که وارد کسب‌وکار میشن چون به دنبال نتیجه زودهنگام و سریع پولدار شدن هستند، با بی‌صبری تصمیم‌های غلطی می‌گیرند.متأسفانه توی ایران، صبور نبودن و عطش موفقیت زودهنگام، یکی از دلایل اصلیِ اینه که آدم‌ها موفق نمیشن یا مسیری که شروع کردن رو خیلی سریع رها می‌کنن. البته اینجا باید یک خط کشیِ مهم انجام بدیم: توقعِ «نتیجه نهایی سریع» با «بازخورد سریع گرفتن» از کار کاملاً متفاوته.به طور مثال، برای پروژه‌هایی که خودم دست می‌گیرم، خیلی برام مهمه که اولین فروش توی همون یکی دو ماه اول اتفاق بیفته؛ چون این بازخوردِ سریع نشون میده که محتوا مسیر درستی رو رفته و تأثیر خودش رو روی مخاطب گذاشته. ولی به خوبی می‌دونم که برای ثبات در فروش و رسیدن به یک بیزینس‌مدل مناسب و پایدار، حداقل بین شش ماه تا یک سال کارِ مداوم و صبر نیازه.»چرا صبر کردن باعث موفقیت میشه؟این دقیقاً همون نقطه‌ای است که گری وی در کتابش به زیبایی به آن اشاره می‌کند:«کسی که گمان می‌کند فرصتی برایش نمانده، دستپاچه می‌شود و بعید نیست هر لحظه تصمیم نادرستی بگیرد. من همیشه این‌طور فکر می‌کنم که فرصت زیادی پیش رو دارم. مهم نیست که تا چه حد تصورم درست باشد؛ مهم این است که در نتیجه‌ی چنین تصوری، هر روز روحیه‌ام بهتر از روز قبل است.»دیدگاهی که گری وی نسبت به صبر داره خیلی جالبه و در ادامه میگه:«خیلی از کارمندهای من بد شروع کردند، ولی بعدها به بهترین جایگاه توی شغل خودشون رسیدند.»این دیدگاهی هست که به نظرم توی موفق شدن خیلی از افراد تاثیر داره که منو یاد یک خاطره میندازه:من با یکی از رفیق‌هام کار می‌کردیم؛ یادمه کار تموم نشده بود، ولی طوری جلو رفته بود که ادامه روز با نهایت یکی دو ساعت کار جمع می‌شد (و من رفتم خوابیدم). بعدها توی یک مکالمه بهم گفت: «وقتی دیدم خوابیدی می‌خواستم بگیرم جرت بدم! ولی وقتی به این فکر کردم که هدفمون از انجام این کارها اینه که مدت خیلی زیادی با هم ادامه همکاری داشته باشیم، با خودم گفتم چرا که نه؟ بذار مهدی بخوابه و تهش باید ادامه کار رو خودش انجام بده.»به طور مثال برای همکاری بلند مدت گری وی توصیه میکنه که چانه زنی نکنید چون باعث میشه کسایی که میخوان توی بلند مدت باهاتون همکاری کنند به مشتریان دیگه میفروشند و کم کم شما رو جایگزین میکنند و برعکس وقتی یکمی سر کیسه رو شل کرده باعث شده بهترین جنسشون رو به جای بقیه به خود گری وی بفروشند.یا به طور خلاصه میگه آدم هایی که فقط نوک دماغشون رو میبینند، نمیتونند تصویر بلند مدت برای موفقیت رو ببینند اگه صبور نیستید حتی روی بلندپروازی های شما برای موفقیت هم تاثیر میگذارهخب تا همینجا کافیه، فعلا خسته شدمبه نظرم برای وبلاگ اول بد نبودبریم بقیه رو فردا مینویسمفعلا خداحافظ</description>
                <category>محتوا با مهدی</category>
                <author>محتوا با مهدی</author>
                <pubDate>Sun, 12 Apr 2026 12:33:57 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>