<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پیمان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_72356075</link>
        <description>ساکن جهانی نفرین‌شده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 06:23:57</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3343541/avatar/91sdcz.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پیمان</title>
            <link>https://virgool.io/@m_72356075</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جلال و مسالهٔ غرب‌زدگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_72356075/%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87%D9%94-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%B2%D8%AF%DA%AF%DB%8C-g58134mevdet</link>
                <description>به مناسبت ۱۸ شهریور، زادروز جلال، این یادداشت کوتاه به معرفی کتاب «آل‌احمد و گذار از سنت به تجدد» نوشتهٔ حسین قاضیان می‌پردازد.دربارهٔ جلال آل‌احمد بسیار گفته‌اند و شنیده‌ایم. عده‌ای می‌گویند متفکر شجاع و جسوری بوده است که زمانه‌اش را به‌خوبی می‌شناخت، عده‌ای دیگر او را به بدفهمی و سطحی‌نگری متهم می‌کنند. حسین قاضیان اما کاری به شخصیت آل‌احمد ندارد. او به قول خودش از «ورود به قلمرو تاریخ فکری» اجتناب کرده و در عوض کوشیده است که آرای آل‌احمد را فقط «بر اساس معیارهای جامعه‌شناختی» زیر ذره‌بین ببرد.کانون کتاب چنان‌که از نامش پیداست، بررسی گذار از سنت به تجدد است. مولف می‌کوشد با تحلیل اندیشه‌های آل‌احمد _ که یک روشن‌فکر اثرگذار بر جامعه ایرانی بوده _ در موضوع دیگری نیز تامل کند؛ اینکه جریان روشن‌فکری در ایران چه تصوری از مفهوم توسعه داشته است. او پس از طرح مباحث نظری دربارهٔ توسعه _ که امروز دیگر کمی کلاسیک به شمار می‌آیند _ دستگاه فکری جلال را مورد بررسی قرار می‌دهد. نتیجهٔ پایانی اما به دلخواه دوستداران آل‌احمد نیست. قاضیان معتقد است شیفتگی او به &quot;سنت&quot; مانع از آن می‌شود که پیوند سنت و تجدد را به‌درستی فهم کند. استفادهٔ ابزاری جلال از دین علیه غرب‌زدگی نیز عملاً به انسداد فکری او می‌انجامد.نهایتاً مولف نشان می‌دهد که نثر آل‌احمد به جای آنکه در پی استدلال و کاوش در موضوعات فلسفی و اجتماعی باشد، به دنبال اقناع خواننده است. در نتیجه، تفکرات جلال به دام ایدئولوژی و شعارزدگی می‌افتد و حاصلی جز استیصال او در تعریف و درک مفاهیم ندارد. او در آثارش دچار ابهام و تضاد فکری است و نتوانسته از مسائلی چون سنت، غرب‌زدگی، نقش دین و نهاد روحانیت، بحث تکنولوژی و... تحلیل عمیقی ارائه کند.برشی از کتاب: آل‌‌احمد بیگانه‌ترسی را علت نشناختن غرب قلمداد می‌کند و ترس از غرب را ناشی از نشناختن هیبت طلسم‌گونه‌ای که از این بابت پیدا کرده، می‌داند. اگر تحلیل او را ملاک داوری قرار دهیم، باید بگوییم ترس ناشی از جهل است و اکنون که آل‌احمد راز طلسم‌گونگی غرب را دریافته، باید بتواند بر آن غلبه کند؛ زیرا مطابق نظر وی به مدد آگاهی می‌توان بر ترس غلبه کرد. اما آنچه غریب می‌نماید این است که چرا آل‌احمد گام بعدی را برنمی‌دارد و اگر خود به وادی غرب‌شناسی پا نمی‌گذارد، چرا دست‌کم بر ضرورت پیمودن این راه تاکیدی بایسته ندارد؟ او حتی وقتی می‌خواهد به کار خود رنگ‌وبویی فلسفی بدهد، سراغ متفکران دست‌دوم غربی چون ارنست یونگر می‌رود.آل‌احمد در فصل پایانی &quot;غرب‌زدگی&quot; که گزارشی از آثار و عواقب شوم تکنولوژی در غرب است، با بدبینی غربیان نسبت به سرانجام کار تکنولوژی همراه می‌شود. او ماشین را محصول پراگماتیسم و سیانتیسم و پوزیتیویسم، و به طور کلی، محصول «دوران تجربه» می‌داند که دورهٔ سرآمدن روزگار ایمان و اعتقاد است. بدبینی آل‌احمد متاثر از رواج مکاتب و جنبش‌هایی است که در زمان تحریر &quot;غرب‌زدگی&quot; در حال اوج گرفتن بود. او به‌صراحت دیدگاه‌ها و دغدغه‌های این جنبش فکری و اجتماعی را گوشزد می‌کند و نهایتاً خود با آنان هم‌آوا می‌شود... اما یکباره فراموش می‌کند دردی که او از آن می‌نالد، دردی است روییده در زمینهٔ فرهنگ و تمدنی دیگر که با سرشت و سرنوشت تمدن ما کاملاً بیگانه است.</description>
                <category>پیمان</category>
                <author>پیمان</author>
                <pubDate>Sun, 08 Sep 2024 13:26:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بدون تاریخ، بدون امضا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_72356075/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7-r2dcicqv4rzo</link>
                <description>اخیراً مقاله‌ای در روزنامهٔ جام جم به چاپ رسیده است که عنوان «سینمای کمدی؛ بازگشت به خندهٔ حلال» بر پیشانی آن به چشم می‌خورد. مقاله‌ای که ظاهراً با هدف جریان‌شناسی ژانر کمدی در سینمای ایران نوشته شده است و مروری دارد بر فیلم‌های شاخص و برجستهٔ این ژانر در سال‌های بعد از انقلاب. من معتقدم که باید از چنین مقالات و پژوهش‌هایی استقبال کرد، اما در صورتی که مجهز به رویکردی محققانه باشند و از نگاه شخصی و دلبخواهی پرهیز کنند. در ادامه خواهم گفت که چرا مقالهٔ «سینمای کمدی؛ بازگشت به خندهٔ حلال» فاقد چنین رویکردی است.آغازی اشتباه این مقاله با قضاوت کلی مولف دربارهٔ سینمای پیش از انقلاب آغاز می‌شود: «گونهٔ کمدی تا آن زمان مملو از ابتذال [بود] و نگاهی ابزاری به زن داشت» اما این فقط بهانه‌ای است تا نویسندهٔ محترم از کنار فیلم‌های مهمی مانند زنبورک (فرخ غفاری)، خواستگار (علی حاتمی)، آقای هالو (داریوش مهرجویی)، سازش (محمد متوسلانی) و اسرار گنج درهٔ جنی (ابراهیم گلستان) عبور کند.کاربرد اصطلاحات غیرسینمایی از عنوان مطلب شروع می‌کنم. خندهٔ حلال چیست و آیا می‌توان به مفهومی مثل خندهٔ حرام نیز قائل بود؟ به همین سیاق، مولف هیچ ابایی از کاربرد اصطلاحات غیرسینمایی ندارد و سرتاسر مقاله‌اش را از صفت‌های بی‌ربط و نامفهوم انباشته است: فیلم هشدار دهنده، ژانر دفاع مقدس، کمدی اخلاق‌گرا و...فهم نادرست از فیلمفارسی «ده‌نمکی در اخراجی‌ها دست روی موضوعی گذاشت که تا پیش از آن در این گونه سابقه نداشت.» اتفاقاً حضور تیپ جاهل/لمپن در سینمای ایران پدیدهٔ تازه‌ای نیست و فیلم اخراجی‌ها (مسعود ده‌نمکی) که ادامهٔ جریان فیلمفارسی در سینمای بعد از انقلاب است، به همان کلیشه‌هایی روی می‌آورد که در فیلم‌های جاهلی دههٔ ۴۰ و ۵۰ به‌وفور یافت می‌شوند: همان مزه‌پرانی‌ها، همان لودگی‌ها، همان ترقص‌ها و همان عشق‌‌های پوشالی و ژست‌های ریاکارانه. تنها ویژگی فیلم اخراجی‌ها که شاید «بی‌سابقه» به نظر برسد، خروج جاهلان قصه از کاباره‌ها و حضور ایشان در خط مقدم جبهه است.«برخی فیلمسازان آثاری تولید کردند که زیرمتن‌های اجتماعی و اصطلاحاً دغدغه داشتند... [مثلاً] فیلم کما (آرش معیریان) در کنار موقعیت‌های طنز خود به مسائل اجتماعی و حتی سیاسی‌ می‌پرداخت.» صِرف اشاره به مشکلات جوانان و مسائل سیاسی جامعه، به هیچ رو، فضیلتی برای فیلم کما نیست و نمی‌تواند آن را به اثری مهم و تاثیرگذار با دغدغه‌های اجتماعی تبدیل کند. اگر موافق نظر نویسنده باشیم، احتمالاً باید از فیلم‌های منصور تهرانی و فرزان دلجو نیز با عناوینی مثل دغدغه‌مند و معناگرا یاد کنیم!«فیلم مهمان مامان (داریوش مهرجویی) از زاویه‌ای متفاوت به قشر فرودست جامعه می‌پردازد و از محدودیت‌هایی که این قشر از جامعه با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کند، موقعیت‌های کمدی خود را خلق می‌کند.» گویا نویسندهٔ محترم نمی‌داند که این یک الگوی رایج در بسیاری از فیلمفارسی‌ها بوده است و مختص به فیلم مهرجویی نیست. پیشنهاد می‌کنم که مهمان مامان را با فیلم گنج قارون مقایسه کنید. چیز متفاوتی می‌بینید؟«یکی از فیلم‌های مهم تاریخ سینمای کمدی ایران و دههٔ ۸۰ فیلم مارمولک (کمال تبریزی) بود.» فیلمی سرشار از اشتباهات ساختاری که می‌کوشد بیننده را از فرط پوچی و مسخرگی به خنده بیندازد، چگونه ممکن است فیلم مهمی باشد؟ اگر فیلم مارمولک در تاریخ سینمای ایران به شهرت رسیده، تنها به دليل انتخاب سوژه‌ای جنجال‌برانگیز است که ربطی به ارزش هنری آن ندارد. هنر این نیست که تیپ آشنای جاهل/لمپن را دوباره از فیلمفارسی‌ها بیرون بکشیم و چهار تا دیالوگ کلیشه‌ای در دهانش بگذاریم تا در یک پایان باسمه‌ای از کارهای بدش عبرت بگیرد و به تحول برسد.کلام آخر در نهایت، توجه شما را به جملاتی از استاد رضا درستکار جلب می‌کنم که توصیف کامل و دقیقی است از آنچه در سینمای ایران می‌گذرد: «در همهمهٔ فرهنگ پاپ‌کورنیِ این روزگار که از در تحقیر همه‌چیز وارد شده و بی‌خیالی و لودگی را ترویج می‌دهد و مسلط می‌شود، لذت بردن از هر چیزی با اینکه «عمیقاً باید سطحی بود» مترادف شده است. پس بی‌راه نیست که این‌قدر حوصله‌ها سر رفته‌اند و از مکث و تامل و اندیشه بیزار شده‌ایم... ارزشگذاری‌های رسمی و غیررسمیِ رسانه‌های مجازی و تشویق به بی‌خیالی در گسترهٔ فرهنگ شفاهی کار خودش را کرده است.» (دنیای تصویر، شمارهٔ ۱۳۴، شهریور ۱۳۸۳)</description>
                <category>پیمان</category>
                <author>پیمان</author>
                <pubDate>Sat, 22 Jun 2024 17:39:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>