<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Pantea</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_72456956</link>
        <description>یک دختر،همسر و مادر که حسرت مادرش به دلش مونده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:08:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2880514/avatar/F3H64V.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Pantea</title>
            <link>https://virgool.io/@m_72456956</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خستم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_72456956/%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%85-fkflmof1r4ll</link>
                <description>امروز دیگه احساس میکنم هیچ قدرتی ندارم ، حس میکنم دیگه هیچ کاری از دستم برنمیاد ، دیگه حوصله هیچ کاری و ندارم ، یه بغضی داره خفم میکنه ، دلم میخواد بخوابم بعد یکی بیدارم کنه بگه چته ؟ داشتی خواب میدیدیدلم میخواد یه مدت نباشم بعد ببینم یه نفر نگرانمه یکی زنگ بزنه بگه کجایی ؟ یکی بگه چته ؟ از چی ناراحتی ؟ بیا بغلم ، بعد من و بغل کنه منم گریه کنم از اون گریه ها که آخرش بگی آخیش کاش مامانم بود ، همه اینا بخاطر نبودن مادر کاش بود</description>
                <category>Pantea</category>
                <author>Pantea</author>
                <pubDate>Wed, 31 Jan 2024 12:51:17 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>