<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شادی صفوی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_72801230</link>
        <description>&quot;من می نویسم پس هستم&quot; فکر می کنم پیوند های عمیقی بین فیزیک و روانشناسی برقرار است سعی می کنم ارتباط بین مفاهیم در چارچوب فیزیکی و چارچوب روانی را با کمک ذهنم و تجربه ی زیستی ام کاوش کنم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:59:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1582084/avatar/CCeuxT.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شادی صفوی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_72801230</link>
        </image>

                    <item>
                <title>من می نویسم، پس هستم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_72801230/%D9%85%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%BE%D8%B3-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-r3z0ossqciw1</link>
                <description>من می نویسم، پس هستمفکر می کردم این جمله اولین بار به فکر خودم رسیده اما وقتی تیتر را در گوگل سرچ کردم پر بود از &quot;من می نویسم، پس هستم&quot;اما زیباست و چقدر خوب که آدمهایی اینطور فکر می کنند و خوشحالم که من هم به این جمله رسیده ام، امروز برای اولین بار در وبینار های رایگان اهل نوشتن استاد شاهین کلانتری شرکت کردم خیییییلی هیجان داشتم و بسیار لذت بردم. در این وبینار &quot;چرایی نوشتن&quot; بعنوان یک تمرین مطرح شد البته در آزاد نویسی روزانه ام بسیار راجع به نوشتن می نویسم و حالا دوست داشتم توضیح دهم که چرا با نوشتن، &quot;بودن&quot; را احساس می کنم.&quot;نوشتن&quot; برای من مانند اتساع زمان در نظریه نسبیت آلبرت انیشتین است انگار وقتی می نویسم همه چیز در ذهنم کش می آید و به من فرصت می دهد آنچه به آن می نگرم را دقیق تر درک کنم، آنچه می بینم... آنچه می شنوم.....آنچه احساس می کنم....آنچه فکر می کنم...آنچه انجام می دهم و...شبیه زمانی که چشم هایمان را می بندیم و خوراکی لذیذی را با &quot;تمام وجود&quot; مزه مزه می کنیم..................نوشتن مزه مزه کردن زندگی با تمام وجود است..............نوشتن = مزه مزه کردن زندگی نظر شما چیست؟منتظر دریافت دیدگاه دوستان عزیز هستمبا سپاسشادی صفویپی نوشت: تصویر ابتدایی برگرفته از https://readykids.com.au/و تصویر انتهایی بر گرفته از https://myloview.com/</description>
                <category>شادی صفوی</category>
                <author>شادی صفوی</author>
                <pubDate>Sun, 01 Jan 2023 00:13:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تخلیه تفاله های ذهنی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_72801230/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-zohkq1ha4tye</link>
                <description>تخلیه تفاله های ذهنیمن فکر می کنم، همانطور که بدن ما به تخلیه صحیح برای سلامتی و کارکرد بهتر نیاز دارد، ذهن ما نیز به &quot;تخلیه صحیح&quot; نیازمند است.و ای کاش همانطور که کودک انسانی در سه سالگی مورد آموزش توالت قرار می گرفت در سن مناسب هم راجع به توالت ذهنی  آموزش می دید و این فرآیند را مرحله به مرحله، طی می کرد. آنوقت دیگر به خود اجازه نمی داد در هر مکان و زمانی &quot;تفاله های ذهنی&quot; خود را بر سر این و آن بریزد.دیگر احساسات و افکار نگه داشته شده برای بیرون آمدن به ذهن فشار نمی آوردند و عملکرد آن را تحت تاثیر خود، قرار نمی دادند بصورتیکه همیشه بخشی از انرژی ذهن صرف نگه داشتن چیزی باشد که به آن نیاز ندارد و زائد است مانند بدن وقتی از رفتن به دستشویی امتناع می کند.در این متن، دوست دارم شما را با شیوه ای که از شاهین کلانتری گرامی در اسفندماه سال گذشته آموختم و تا کنون انجام داده ام البته با نام زیبای صفحات صبحگاهی خانم جولیا کامرون آشنا کنم.تنها عمل کردن به این موضوع در مدت چند ماه از من انسان دیگری ساخت و تغییرات محسوسی برایم پدید آورد.&quot;نوشتن سه صفحه آزادنویسی بعنوان اولین کار روزانه بعد از خواب شبانه&quot;البته من چون فرزند کوچک دارم به این نظم انجام نمیدادم و معمولا آخر شبها می نوشتم اما دستورالعمل صحیح را برای شما دوستان عزیزم، نقل قول می کنم.آزاد نویسی آنگونه من تجربه کرده ام معجزه می کند و چون ذهن شلوغی دارم بسرعت صفحات را پر می کردم، احساس سبکی و فراغت بعد از آن &quot;تجربه کردنی&quot; است.حدود 40 سال دارم و فکر می کنم همواره و از کودکی نیازمند آن بودم که در &quot;جایی مناسب&quot; ذهنم را  خالی کنم.شباهت های آموزش توالت جسمانی و آموزش توالت ذهنی:در فرآیند آموزش توالت به فرزندم  یاد می دهم بعد از پوشک دیگر نمی تواند در هر زمان و مکانی خودش را تخلیه کند، در فرآیند آموزش توالت ذهنی هم یاد گرفتم من نیز نمی توانم در هر زمان و مکانی ذهنم را تخلیه کنم.به فرزندم آموختم به نشانه های تخلیه توجه کند، نیاز &quot;بدنش&quot; را بشناسد و به دستشویی مراجعه کند، من نیز در حال آموختن هستم که به نشانه های &quot;تخلیه ذهنم&quot; توجه کنم، نیاز &quot;ذهنم&quot; را بشناسم و به کاغذ و قلم مراجعه کنم قبل از آنکه فشار احساسات و افکار بر من غلبه کند و بیرون بریزد و احساس ناخوشایندی به من و دیگری دست بدهد.توالت ذهنیآنچه بیان شد برداشت و تجربه ی شخصی من بود که دوست داشتم با شما دوستان عزیزم در میان بگذارم امیدوارم برای شما کاربردی و مفید باشد.منتظر دریافت نظر شما هستم.با سپاسشادی صفویپی نوشت: تصویر ابتدایی برگرفته از &quot;عکس ویسگون&quot;تصویر انتهایی برگرفته از &quot;https://tejaratnews.com/training/ &quot;</description>
                <category>شادی صفوی</category>
                <author>شادی صفوی</author>
                <pubDate>Wed, 07 Dec 2022 08:15:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعمال قدرت، ممنوع</title>
                <link>https://virgool.io/@m_72801230/%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9-l5pf3h6curue</link>
                <description>ارتباط متعادل/ارتباط سالم/ارتباط موثرشاید با تکنیک &quot;مطلقا ممنوع&quot; آشنا باشید، اولین تکنیک برای &quot;ارتباط موثر&quot;ارتباط سالم با همسر، کودک و بنظرم اول از همه برای ارتباط سالم با خودمانتکنیک مطلقا ممنوع شامل ممنوع بودن دادزدن، مقایسه کردن، سرزنش کردن، باید و نباید زیاد، نصیحت کردن، دستوردادن، تحقیر کردن و... می باشد.بعد از دو هفته &quot;کندوکاو&quot; احساسات، افکار و نیاز های خودم در موقعیت های دشوار با پسرم، همسرم و افراد دیگر در جامعه ( بعنوان تمرین جلسه ی نخست فرزندپروری در موسسه &quot;والد و کودک خلاق و نواندیش البرز&quot;) به این برداشت رسیدم که:&quot;ممنوعیت رفتارهای نامطلوب&quot; در ایجاد ارتباط سالم با &quot;خود و دیگری&quot; در یک عنوان خلاصه می شود: &quot;اعمال قدرت، ممنوع&quot;من آموخته ام: هنگامی که منطق ضعیف شود، قدرت به کار گرفته میشود.البته به اشتباه و شاید بطور ناخودآگاهاعمال قدرت به هر شکلی (دادزدن، تحقیر کردن، مقایسه کردن و...) بر روی خودمان و دیگران (همسر، فرزند، خواهر، برادر، دوست، همسایه و...) &quot;مجاز بودن همه چیز&quot; برای رسیدن به &quot;هدف&quot; را بدنبال دارد.تمرکز بیش از حد بر &quot;هدفی خاص&quot; ما را از توجه به &quot;کلیت موضوع&quot; منحرف می کند، این &quot;عدم تعادل در توجه&quot; به نوعی &quot;کوری موضعی&quot; یا به اصطلاح روانشناسان &quot; دیدگاه تونلی&quot; منجر می شود.https://accentonvisionabq.com/glaucomaگاهی فقط و فقط به &quot;درخت&quot; نگاه می کنیم و دیگر لکه های ابر در آسمان آبی، چمن های سرسبز و سایه ی درخت را نمی بینیم.شاید آنچه &quot;نادیده&quot; می گیریم از آنچه هدف می پنداریم مهمتر باشد و یا هم ارزش. مثلا وقتی کودکم در زمستان دوست دارد آب بازی کند و لگن را پر از آب می کند، من ترسان از سرماخوردگی و آسیب جسمانی او، بر سرش فریاد می زنم و می خواهم سلامت جسمی اش را تامین کنم. در این مثال به خودم اجازه داده ام بخاطر هدفم (سلامت جسمی کودکم) از رفتارهای ممنوعه استفاده کنم اما &quot;سلامت روانی کودکم&quot; را نادیده گرفته ام.وقتی بدانم از هر روشی برای &quot;هدف هر چند با ارزشم&quot; نمی توانم استفاده کنم، به یادگیری مهارت هایی نیاز دارم که مرا در &quot;حل مسئله&quot; یاری دهند. اکنون بعد از مشخص شدن &quot;موضوع مساله&quot; و &quot;بارش فکری&quot;، راه های پیش رویم به دو دسته ی &quot;راه های مجاز&quot; و &quot;راه های غیر مجاز&quot; تقسیم می شوند. می دانم برای &quot;اجرای راه حل های مجاز&quot; به تمرین های بسیار زیادی نیاز دارم تا &quot;الگو های جدید&quot; در ذهنم شکل بگیرند.برای آشنایی بیشتر با &quot;موسسه والد و کودک خلاق و نواندیش البرز &quot; (که به من، بعنوان یک مادر کمک می کند با یادگیری درس های تازه، از کودکی کودکانم بیشتر لذت ببرم) می توانید با شماره (09387697904) مدیریت محترم موسسه سرکار خانم گلسا غریب نواز کارشناس ارشد روانشناسی کودک، تماس بگیرید و یا از پیج موسسه در اینستاگرام دیدن فرمایید.موسسه واقع در فاز 4 مهرشهر کرج، نبش چهار راه درمانگاه، طبقه سوم ساختمان آریا، است.با سپاسشادی صفویپی نوشت: تصویر ابتدای متن برگرفته از https://www.athenahealth.com/home</description>
                <category>شادی صفوی</category>
                <author>شادی صفوی</author>
                <pubDate>Mon, 28 Nov 2022 22:25:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot;مادر مشاهده گر&quot; هستید یا &quot;مادر واکنش گر&quot; ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_72801230/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1-idafelpgifdi</link>
                <description>مشاهده گریمن فکر می کنم: &quot;انسان چند بعدی&quot; اگر بتواند ابعاد خود را در &quot;حالت تعادل&quot; نگه دارد، می تواند &quot;مشاهده گر&quot; باشد.بعد جسمانی، بعد روانی، بعد اجتماعی و بعد معنوی، ابعاد متفاوت انسانی هستند و همه مانند عناصر طبیعت آب، آتش، خاک و هوا برای رشد انسانی ضروری و مهم اند.این هفته در جلسه ی اول فرزند پروری &quot;موسسه والد و کودک خلاق و نواندیش البرز&quot; توسط مدرس دوره &quot;سرکار خانم گلسا غریب نواز&quot; با این دسته بندی آشنا شدم.غذای روانی کودک:اولین سوال جالب ایشان در کلاس این بود: آیا همانطور که به &quot;بعد جسمانی&quot; کودک خود توجه دارید به &quot;بعد روانی&quot; او نیز توجه می کنید؟ آیا همانطور که &quot;هر روز در هر شرایطی&quot; غذای جسم او را در سه وعده تهیه می کنید، &quot;غذای روان&quot; او را هم بطور روزانه در اختیارش قرار می دهید؟برای &quot;غذای روانی&quot; کودک دو موضوع، مشابه &quot;غذای جسمانی&quot; او، وجود دارد. اول، ظرف تمیزی که حاوی غذاست و دیگری غذای لذیذ برای کودک عزیزتانظرف تمیز از لحاظ روانی، وقتی مهیا می شود که در رابطه ی شما موارد ممنوعه و آسیب زننده ، وجود نداشته باشد مثل: داد زدن، مقایسه کردن و...و غذای لذیذ روانی برای کودک شما، &quot;وقت با کیفیتی&quot; است که برای او میگذارید تا هر طور که دوست دارد با شما خوش بگذراند و لذت ببرد.مشاهده ی خود:سوال مهم دیگر ایشان این بود که در آخرین &quot;موقعیت دشوار&quot; با کودکتان چه &quot;احساس و افکاری&quot; داشتید؟با این سوال در آخرین چالشم با پسرم، &quot;احساس دوست داشتنی نبودن و شکست&quot; را در خودم پیدا کردم که قبل از آن، از وجودشان آگاه نبودم.در طی هفته ی گذشته در چند موقعیت دشوار بعد از رفتار نامناسب پسرم، اولین جستجوی من &quot;کاوش احساس و افکارم در لحظه&quot; بود. تمرکز روی خودم و سعی در&quot;شناخت حالتم از بیرون&quot;، &quot;مشاهده گر درون&quot; من را فعال کرد و تمرکزم را از روی پسرم برداشت و فرصتی را ایجاد کرد که همیشه برای &quot;فکر کردن و تصمیم گیری منطقی در موقعیت&quot; کم داشتم. تعجب آور تر اینکه گاهی همین مکث و &quot;واکنشی عمل نکردن من&quot;، خود راه حل بود و تغییر حالت پسرم و &quot;آرامش او&quot; را بدنبال داشت.روشن شدن حقیقت: هفته ی گذشته ویسی را هم از موسس سایت &quot;قدرت نامحدود&quot; گوش میدادم که به &quot;مفهوم عمیق مدیتیشن&quot; اشاره می کرد. حسین نجفی گرامی،  &quot;مشاهده کردن خود و موقعیت اکنون و اینجا را از بیرون&quot; بعنوان یک توانمندی ذهنی معرفی می کرد و آن را &quot;روشن شدن حقیقت&quot; می دانست.تلفیق این دو آموزه در ذهن من بهمراه یک تمرین عملی &quot;ذهن آگاهی&quot; در کلاس فرزندپروری، تجربه ی تازه ای را در مواجهه با چالش های روزمره ی تکراری، برایم رقم زد که دوست داشتم با شما دوستان عزیز در میان بگذارم و از صمیم قلب مایلم نظر شما را نیز دریافت کنم. برای آشنایی بیشتر با &quot;موسسه والد و کودک خلاق و نواندیش البرز &quot; (که به من، بعنوان یک مادر کمک می کند با یادگیری درس های تازه، از کودکی کودکانم بیشتر لذت ببرم) می توانید با شماره (09387697904) مدیریت محترم موسسه سرکار خانم گلسا غریب نواز کارشناس ارشد روانشناسی کودک، تماس بگیرید و یا از پیج موسسه در اینستاگرام دیدن فرمایید.با سپاس شادی صفویپی نوشت: تصویر ابتدای متن برگرفته از &quot;https://www.psychologicalscience.org&quot;</description>
                <category>شادی صفوی</category>
                <author>شادی صفوی</author>
                <pubDate>Fri, 11 Nov 2022 23:56:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیر هوش مصنوعی بر &quot;روانشناسی&quot; در آینده، چگونه است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_72801230/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-qksjo1vye6ca</link>
                <description>هوش مصنوعی و روانشناسیآقای &quot;ایلان ماسک&quot;، شما چطور فکر می کنید؟آیا در آینده هوش مصنوعی جای روانشناسان را می گیرد؟چقدر می توانم برای دردودل کردن به یک هوش مصنوعی اعتماد کنم؟آیا هوش مصنوعی به سرعت عمل روانشناسان کمک می کند؟آیا روانشناسان هوش مصنوعی را دوست دارند و بعنوان دستیار او را می پذیرند؟هوش مصنوعی برای روانشناسان فرصت است یا تهدید؟برای نوشتن، چندین مقاله را خواندم و به جواب هیچیک از سوالاتم نرسیدم اما رخ دادن برخی پیش بینی ها در آینده ی نزدیک، برایم جالب بود. من هم مانند شما چیزهایی از عصر &quot;هوش مصنوعی&quot; و تاثیر آن بر زندگی روزمره انسان و تغییر مشاغل،  شنیده بودم اما فکر نمی کردم به این زودی ها اتفاق بیفتد. مطالعه برای نوشتن این مقاله، سبب شد بدانم موضوع جدی تر و نزدیک تر از تصور من است.در طی مطالعه ام راجع به تاثیر هوش مصنوعی بر روانشناسی :از تحلیل &quot;پست ها و تصاویر&quot; در شبکه های مجازی، خواندم که به &quot;تشخیص خودکشی&quot; منجر می شود همچنین تعیین ضربان قلب، حالات چهره و بدن مراجع، توسط هوش مصنوعی که مانند یک دستیار به روانشناسان کمک می کند.تا داده کاوی توسط هوش مصنوعی که بدنبال الگوریتم ها و ویژگی های افراد دارای &quot;اختلال های مختلف شخصیتی&quot; است که در صورت نیاز، کمک دهی فوری برایشان انجام شود همچنین تبدیل امواج مغزی به گفتار برای افراد ناتوان که بسیار امید بخش است.خواندم که بسیاری از مشاغل الگوپذیر با مهارت متوسط  از بین می روند و بسیاری مشاغل مرتبط با توسعه و کاربردهای هوش مصنوعی، ایجاد می شوند....اما دغدغه ی من، دگرگونی و یا دگردیسی دنیایی است که در آینده ی نزدیک قرار است در آن زندگی کنم. قبلا به این موضوع فکر کرده بودم که سرعت تغییر دنیا در 100 سال آینده بسیار بیش تر از سرعت تغییر آن در 100 سال گذشته است و شاید چالش میان &quot;من و دخترم&quot; بیش تر از چالش میان &quot;من و مادرم&quot; خواهد بود؟راه حل چیست؟ چگونه می توانم در جهان آینده که گویی در سیاره ی دیگری است پر از &quot;تفاوت و تنوع&quot; نسبت به دنیای امروز من، دخترم را درک کنم؟چه مهارت هایی را نیاز دارم بیاموزم و از همه مهم تر، کودکم را چگونه برای زندگی در آینده آماده کنم؟ آینده ای که شاید امروز حتی شغل مورد علاقه ی او را نتوانم حدس بزنم؟نظر شما چیست؟باسپاسشادی صفویپی نوشت: تصویر از سایت &quot;انگار که...&quot;</description>
                <category>شادی صفوی</category>
                <author>شادی صفوی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Nov 2022 23:36:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بارداری ذهنی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_72801230/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-fvy9du51tax8</link>
                <description>&quot;بارداری ذهنی&quot;آیا دچار &quot;بارداری ذهنی&quot; هستید؟بارداری ذهنی به مفهوم احساس یگانگی ذهنی با شخص دیگریست. توهم داشتن یک ذهن مشترک به داشتن یک احساس مشترک و یا یک فکر مشترک منجر می شود.آثار &quot;بارداری ذهنی&quot; چیست؟در دوره ی بارداری جسمانی مادر، تجربه ی یکی بودن دو بدن با یکدیگر طبیعی است اما با تولد نوزاد، این تجربه از لحاظ زیستی به پایان می رسد. دو جسم از یکدیگر جدا می شوند و نوزاد متولد می گردد اما شاید برای برخی از مادران، هنوز نوزاد بعنوان یک موجود جداپذیر و مستقل از بدنشان شناخته شده نیست... و تمایلی برای پایان دادن به دوران &quot;بارداری ذهنی&quot; و انجام &quot;زایمان روانی&quot; ندارند.اگر شما کسی را از لحاظ ذهنی و روانی باردار باشید: وقتی گرسنه هستید، احساس می کنید او نیز گرسنه است و اگر سیر باشید، احساس می کنید او نیز، حتما سیر است.(توهم احساسات جسمی مشترک)اگر ناراحت هستید، احساس می کنید او نیز میبایست ناراحت باشد و اگر شاد هستید او نیز منطقا و به طور طبیعی باید شاد باشد. (توهم احساسات روانی مشترک)و اما اگر اینطور نباشد چه؟درست حدس زدید، جنین روانی شما که اکنون در واقعیت شاید 50 سال دارد و کامله مردیست، هنوز خودش را به خوبی شما نمی شناسد!من تو را &quot;بهتر از خودت&quot; می شناسم، فرزندم:توهم آنکه &quot;جنین ذهنی&quot; من با وجود آنکه در واقعیت جهان مادی به دنیا آمده است و دهه هایی را هم زیسته، اما هنوز خودش را به خوبی نمی شناسد و به افکار و احساسات شخصی خودش آگاهی ندارد، من را به این باور بدیهی می رساند که من او را بهتر از خودش می شناسم و مسلما بهتر می دانم چه چیز برایش خوب و مناسب است ، چه چیز بد و نامناسب.شباهت &quot;زایمان روانی&quot; و زایمان جسمانی، چیست؟همانطور که زایمان جسمانی برای سلامت جسمی مادر و کودک ضروری است و ادامه ی آن بعد از زمان مقرر برای سلامت جسمانی هر دو نفر خطرناک است. زایمان روانی هم برای حفظ سلامت روانی مادر و کودک ضروری است و ادامه ی آن بعد از زمان مقرر برای سلامت روانی هر دو نفر خطرناک است و به نوعی مرگ روانی هر دوی آنها (از لحاظ هویت مستقل روانی) را به دنبال دارد.دیگر آنکه در زایمان جسمانی، وقتی مادر سنگینی حمل یک بدن دیگر را در بدن خود به پایان می رساند.سبکی جسمی را تجربه می کند و با در آغوش گرفتن نوزاد آرامش و شادی عمیق را احساس می کند.در فرآیند زایمان روانی نیز، وقتی مادر سنگینی حمل یک روان دیگر در روان خودش را به پایان می رساند، فراغت روانی را تجربه کرده و با مشاهده و پذیرش یک موجود جداپذیر از خود می تواند او را در آغوش گیرد و صلح و آرامش را احساس کند.سوال اساسی: آیا موفق شده اید &quot;کودک حرف شنو&quot; تربیت کنید؟وقتی شما کودک خود را هنوز در روانتان باردار هستید، بیان افکار، نظر و حتی احساس کودک بعنوان فردی مستقل و صرفا یک انسان دیگر موجب آزار و اذیت شماست و می تواند به راحتی مقابله ی تمام قد شما و او را در پی داشته باشد.این افکار و احساسات متفاوت می بایست حتما و فورا سرکوب شود و کودک به اصطلاح &quot;حرف شنو&quot; تربیت شود تا مورد پذیرش شما باشد و حتی لایق دوست داشتاما در طول این فرآیند کودک شخصیت مستقلی ندارد و فاقد احساسات، افکار و امیال اصیل است. از درون تهی است و مجبور است به جای والدین خود زندگی کند بهمراه یک سردرگمی بنیادین و همیشگی از مفهوم &quot;خود و دیگری&quot;میبایست کودکتان همانطور که شما می خواهید احساس کند، فکر کند، رفتار کند تا احساس &quot;امنیت اولیه&quot; و حتی &quot;بودن موجه&quot; داشته باشد.آیا تاکنون &quot;روان کودک&quot; خود را دیده اید؟بعد از طی فرآیند زایمان روانی، شما میتوانید روان متولد شده را ببینید و شروع به شناخت این موجود جدید کنید که دیگر احساس یکسانی با شما نداردشاید شما گرسنه باشید و کودکتان سیرشاید شما خوشحال باشید و کودکتان ناراحتآیا اکنون می توانید او را درک کنید؟...تصویر از سایت مادرشوزایمان طبیعی لازم است یا &quot;سزارین روانی&quot;؟وقتی نوزاد به طور طبیعی و در زمان مناسب از لحاظ جسمی به دنیا نیاید و در متولد شدن از لحاظ زیستی تاخیر داشته باشد، انجام جراحی سزارین برایش ضروری است تا بتواند &quot;زندگی جسمانی&quot; خود را شروع کند.شاید از لحاظ روانی هم وقتی کودک به طور طبیعی و در زمان مناسب متولد نمی شود، نیاز به جراحی روانی توسط یک متخصص و همکارانش داشته باشد مانند یک روان پزشک، روانشناس، روانکاو و یا یک مشاور...توجه:در این مقاله مثال &quot;مادر و کودک&quot; بدلیل نزدیک بودن به تجربه ی زیستی ما ذکر شده است اما این فرآیند می تواند بین پدر و کودک نیز اتفاق بیفتد حتی بین همسران و هر فرد مهم زندگی شما و دیگر آنکه این مقاله حاصل تجربه ی شخصی نویسنده است.با سپاسشادی صفویپی نوشت: تصویر آغازین برگرفته از سایت &quot;سینا پرس&quot;</description>
                <category>شادی صفوی</category>
                <author>شادی صفوی</author>
                <pubDate>Sun, 23 Oct 2022 17:02:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پازل های ذهنی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_72801230/%D9%BE%D8%A7%D8%B2%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-cjxrmmodbvxq</link>
                <description>پازل های ذهنیچگونه آنچه را که &quot;ندارم&quot; به کودکانم ببخشم؟دوست داشتن بی قید و شرطاجازه اشتباه کردنعادی بودن شکست برای آموختنمثبت نگریحل مسالهخلاقیتو...اینها بخشی از مواردی است که دوست دارم کودکانم آنها را تجربه کنند و داشته باشند. در پازل ذهن من، این بخش ها خالی است و من اطلاعات مبهمی از این قسمت ها دارم و حس عمیقی از تجربه ی آنها ندارم. چگونه می توانم برای نسل بعد، توضیحی واضح، گویا و ملموس داشته باشم؟ذهن کودک من چگونه است؟ آیا ذهن او هم مانند پازلی است که با هر تجربه، تکه ای از آن پر می شود و یا بصورت یکپارچه، همه ی قسمتهایش پر هستند؟ ذهن بزرگسالان دیگر چطور؟در جلسه ی والدین &quot;کلاس مهارت های زندگی برای کودکان 3 تا 11 ساله&quot; که در موسسه والد و کودک خلاق و نواندیش البرز برگزار می شود، سرکارخانم سعیده غریب نواز(کارشناس ارشد روانشناسی کودک) اینگونه توضیح دادند که وقتی برای کودک در رابطه با &quot;یک موضوع&quot; سناریویی طراحی می شود و در آن موقعیت، بازی میکنیم و آموزشی صورت می گیرد تنها تجربه ی &quot;یک موضوع&quot; در ذهن کودک می نشیند و حتی مثال های نزدیک، نیاز به طراحی دوباره و بازی در جلسات دیگر دارد. ما موضوعات را &quot;تک به تک&quot; با کودکان کار می کنیم زیرا فقط &quot;همان موضوع&quot; در ذهنشان جای می گیرد، مثلا در موضوع &quot;خودمراقبتی&quot;: یک بازی، برای زمانی طراحی می شود که یک غریبه به کودک پیشنهاد خوراکی می دهد، یک روز دیگر برای موقعیتی که یک غریبه به کودک پیشنهاد دادن اسباب بازی در ماشینش را می دهد، یک روز دیگر برای وقتی که غریبه می خواهد به زور کودک را بلند کند و با خود ببرد و همینطور برای احتمالات دیگر هم &quot;جداگانه&quot; سناریو طراحی می شود.من فکر می کنم ذهن بزرگسالان کمی متفاوت است زیرا موضوعات بسیاری را تا این سن، حس کرده، دیده و شنیده اند بنابراین وقتی موضوعی را تجربه می کنند، موضوعات نزدیک به آن را که قبلا تجربه کرده اند در ذهنشان تداعی می شود و با پیوند این تجربه ها نتایج جدیدی بدست می آید و استدلال های تازه شکل میگیرد.اما برای موضوعات و آموزش های جدید شباهتی دوباره با &quot;تکمیل شدن پازل های ذهنی&quot; مانند ذهن کودکان وجود دارد.بنظرم همانند سازی ذهن به یک پازل بزرگ که به صورت تکه تکه از تجربه ها پر می شود به ما کمک می کند ذهن خودمان، کودکمان و دیگر بزرگسالان و کودکان را بهتر درک کنیم.نظر شما چیست؟برای آشنایی بیشتر با &quot;موسسه والد و کودک خلاق و نواندیش البرز &quot; (که به من، بعنوان یک مادر کمک می کند با یادگیری درس های تازه، از کودکی کودکانم بیشتر لذت ببرم) می توانید با شماره (09387697904) مدیریت محترم موسسه سرکار خانم گلسا غریب نواز کارشناس ارشد روانشناسی کودک، تماس بگیرید و یا از پیج موسسه در اینستاگرام دیدن فرمایید.موسسه واقع در فاز 4 مهرشهر کرج، نبش چهار راه درمانگاه، طبقه سوم ساختمان آریا، است.با سپاسشادی صفوی</description>
                <category>شادی صفوی</category>
                <author>شادی صفوی</author>
                <pubDate>Sat, 03 Sep 2022 00:18:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خط کش های ذهنی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_72801230/%D8%AE%D8%B7-%DA%A9%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-qeujiuv5np72</link>
                <description>خط کش های ذهنیدر شهر من هر کس &quot;خط کش ذهنی&quot; خودش را دارد، دوست دارد همه چیز را با آن اندازه کند و آن را &quot;تنها واقعیت موجود&quot; می پندارد.من نیز هر روز، خط کش ذهنی خودم را بر می دارم و با آن خودم، همسرم و کودکانم را اندازه می زنم.سانت به سانت خط کشم را از کودکی ام تا به امروز ساخته ام و برایم مقدس است.در شهر من همگان اینگونه اند، هر روز خط کش های ذهنی مقدس خود را می سازند و استفاده می کنند.گویی خط کش ذهنی ام همه ی آن چیزیست که دارم، با آن همه چیز را می سنجم و بعد دوستش دارم و یا دوستش ندارم، درستش می پندارم و یا اشتباه در شهر من همه درست ها را دوست دارند و اشتباه ها را دوست ندارند و من نیز خودم را اینگونه دوست می دارم، وقتی درست باشم یعنی درست فکر کنم، درست احساس کنم و درست رفتار کنم.و وقتی اشتباه باشم یعنی اشتباه فکر کنم، اشتباه احساس کنم و اشتباه رفتار کنم آآآه، دیگر دوست داشتنی نیستم، خودم را دوست ندارم، نباید خودم را دوست داشته باشم چون اشتباه کرده ام.این قانون نانوشته ی شهر منست &quot;وقتی دوست داشتنی هستی که درست باشی&quot;و &quot;درست&quot; به معنی &quot;درست بودن&quot; در شهر است نه به معنی &quot;درست بودن&quot; در وجود خودت.اما، مگر اشتباه کردن بجز شبیه دانستن دو چیز متفاوت است؟چرا در شهر من و برای من اشتباه کردن به اندازه ی &quot;درست بودن&quot; ارزشمند نیست؟چرا اشتباه کردن &quot;حسگر آموزش&quot; من نیست که به من نشان دهد چه چیز را نیاز دارم، یاد بگیرم؟و چرا اشتباه کردن، اشتباه است؟در جلسه ی والدین &quot;کلاس های مهارت های زندگی برای کودکان 3 تا 11 ساله&quot; در موسسه والد و کودک خلاق و نواندیش البرز، سرکار خانم سعیده غریب نواز (کارشناس ارشد روانشناسی کودک) با این جمله، جلسه را به پایان برد: &quot;اشتباه خود را ببخشید تا بتوانید اشتباه کودکانتان را نیز ببخشید و به افزایش عزت نفس خود و کودکانتان کمک کنید&quot;و چقدر سخت است اشتباه خود را بخشیدن در شهر من که همه خط کش های ذهنی خود را برداشته و همه چیز را اندازه می زنند و بعضی ها حتی تلاش می کنند دیگران را به اندازه ی خط کش خود درآورند و تغییرشان دهند، بدون دیدن و شناخت طبیعت هر چیز...فکر می کنم درک این موضوع که &quot;اندازه ای اشتباه کردن برای نوع انسانی طبیعی است و برای آموختن حتی ضروری است&quot; به من کمک می کند، خودم را آسانتر ببخشم و به این سوال طلایی برسم که با وجود اشتباه خودم تا الان، راه حل چیست؟مثل کودکی که آب را می ریزد، هم می توان به او پرخاش کرد که &quot;چرا آب را ریختی؟&quot; و هم می توان با آرامش ، از او پرسید&quot;بنظرت الان، می توانی چه کار کنی؟&quot; و یا بصورت خلاقانه آموزش جدیدی دیگری داشت.بنظرم مفهوم &quot; بخشش اشتباهات خود&quot; به معنی نادیده گرفتن و انکار اشتباه ها نیست، بلکه به معنی عبور و رسیدن به مرحله ی بعدی یعنی &quot;یافتن راه حل&quot; و در پی آن &quot;آموزش هدفمند&quot; آن چیزی است که دقیقا به آن نیاز دارم.کاش شکست هایم را به اندازه ی پیروزی هایم دوست داشتم زیرا به من نشان می دهند چه چیز را بیاموزم تا پیروز شوم.مثل یک پیکان که به جهتی اشاره می کند،اشتباه کردن به نیاز من برای آموختن، اشاره می کند.عجیب است که &quot;راه پیروزی&quot; آموختن است و &quot;راه آموختن&quot; از جاده ی &quot;اشتباه کردن&quot; می گذرد.گاهی وسوسه می شوم اول همه چیز را بیاموزم و بعد شروع کنم به امید &quot;رویای اشتباه نکردن&quot; اما با این شیوه تعجب نمی کنم اگر هیچگاه به مرحله ی &quot;عمل کردن&quot; نرسم.به قول استاد نویسندگی خلاقم&quot; شاهین کلانتری&quot; گرامی: اول باید شروع کنید و بعد یاد بگیرید.(من با این تئوری، اکنون جرئت کرده ام و برای ذهن مشتاق تک تک خواننده های عزیز ، می نویسم)برای آشنایی بیشتر با &quot;موسسه والد و کودک خلاق و نواندیش البرز &quot; (که به من، بعنوان یک مادر کمک می کند با یادگیری درس های تازه، از کودکی کودکانم بیشتر لذت ببرم) می توانید با شماره (09387697904) مدیریت محترم موسسه سرکار خانم گلسا غریب نواز کارشناس ارشد روانشناسی کودک، تماس بگیرید و یا از پیج موسسه در اینستاگرام دیدن فرمایبا سپاسشادی صفویپی نوشت: تصویر برگرفته از سایت برایتو</description>
                <category>شادی صفوی</category>
                <author>شادی صفوی</author>
                <pubDate>Mon, 22 Aug 2022 19:11:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مادران، پادشاه کارهای ناپایدار</title>
                <link>https://virgool.io/@m_72801230/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-vaxqwstvp0k9</link>
                <description>تعادل پایدار و تعادل ناپایدارظرفها را می شویم، چرب می شوند.لباس ها را می شویم، کثیف می شوند.خانه را جارو می کنم، خرده می ریزد.غذا می پزم، خورده می شود.خانه را جمع می کنم، بهم می ریزد.و باز از اول شروع می کنم...هر روز و هر روز و هر روزچطور انجام کارهای تکراری خانه را جذاب می کنید؟با سپاسشادی صفویپی نوشت: تصویر برگرفته از سایت وکی پدیا</description>
                <category>شادی صفوی</category>
                <author>شادی صفوی</author>
                <pubDate>Mon, 11 Jul 2022 01:07:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کودک خوش غذا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_72801230/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%AE%D9%88%D8%B4-%D8%BA%D8%B0%D8%A7-djzxm5rs1d7j</link>
                <description>حلوای ترکیبیروش درست کردن حلوای ترکیبی ( حلوای شیر، حلوای سیاه، حلوای معجون ):مواد لازم:آرد گندم : 1 لیوانآرد جوانه گندم : 1/3 لیوانسویق کودک : 3/2 قاشق غذاخوریشیر : 3/2 لیوانارده : 1 قاشق غذاخوریشیره : به میزان دلخواهگلاب : 1 قاشق غذاخوریپودر نارگیل : 1 قاشق غذاخوریروغن زیتون : 1 قاشق غذاخورییه دختر دارم تا نداره , صورتی داره ماه نداره ... به نام&quot; پریا &quot; پریا خانوم ما، سه ساله هست و به عشق سلیقه ی منحصر به فردش در خوردن غذا،  به آشپزی علاقمند شدم و از سایت های معروف آشپزی مثل &quot;چی شی&quot; &quot;کوکپد&quot; &quot;نمناک&quot; و... بسیار آموختم.روش تهیه این حلوا بسیار آسان است : اول آرد گندم و جوانه ی گندم را مخلوط کردم و  به مدت نیم ساعت با شعله کم تفت دادم و الک کردم، شیر را هم گرم کردم و همه ی مواد را در یک ظرف ریختم و با چنگال بهم زدم تا یکدست شود، سپس در یخچال گذاشتم تا سرد شود.مقدار شیره، بستگی به سلیقه ی شما یا کودک تان دارد و اگر رنگ حلوا را تیره دوست دارید، کمی پودر کاکائو اضافه کنید و اگر روشن میپسندید، می توانید کمی زعفران (که از قبل در کمی یخ رنگ داده باشد) اضافه کنید.اگر بنظرتان حلوا هنوز رقیق است کمی سویق اضافه کنید و اگر غلیظ است، می توانید کمی شیر گرم اضافه کنید.امیدوارم این حلوا مورد پسند شما و کودکتان باشد. از آن لذت ببرید و طعم خاص آنرا تجربه کنید.با سپاسشادی صفوی</description>
                <category>شادی صفوی</category>
                <author>شادی صفوی</author>
                <pubDate>Mon, 11 Jul 2022 00:30:38 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>