<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های satar</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_74540126</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 10:18:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1713077/avatar/LKxQn8.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>satar</title>
            <link>https://virgool.io/@m_74540126</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقد وبرسی سریال یاغی</title>
                <link>https://virgool.io/Bartarinha/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88%D8%A8%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%DB%8C%D8%A7%D8%BA%DB%8C-durhvwqfcowx</link>
                <description>سریال یاغی بدون هیچ اغراقی، به دلایل لیست عوامل دست‌اندرکاری و نام کارگردانی که پشتِ کار قرار دارد، یکی از مورد انتظارترین محصولات دنیای تلویزیونی در سال ۱۴۰۱ شمسی است که خیلی از علاقه‌مندان به سینما و سریال‌های تلویزیونی منتظرش بوده‌اند. حال این سوال مطرح می‌شود که آیا محمد کارت توانسته از پس خلق یک سریال درام بربیاید؟محمد کارت قبلا شانس خود را در کارگردانی یک فیلم بلند با فیلم سینمایی شنای پروانه امتحان کرده بود. شنای پروانه نه تنها تبدیل به اثر موفق و جذابی شد، بلکه موفقیت این اثر موجب شد تا محمد کارت در مقام یک کارگردان بیشتر در عرصه هنر به چشم آید. این هنرمند قبل از کارگردانی اولین فیلم سینمایی بلند خود، چند فقره مستند نیز ساخته بود و حتی در عرصه بازیگری نیز فعالیت‌هایی هر چند کم از خود به یادگار گذاشت. با این اوصاف، محمد کارت به عنوان یک کارگردان اینبار شانسش را با کارگردانی سریال یاغی امتحان می‌کند؛ سریالی که از شبکه نمایش خانگی فیلیمو پخش می‌شود.داستان سریال یاغی حول محور شخصیتی به اسم جاوید می‌چرخد؛ پسربچه بدشانسی که بنا‌به‌دلایلی که در داستان توضیح داده می‌شود، شناسنامه نداشته و به همین منظور، مشقت و رنج‌های زیادی را در طول زندگی‌اش تحمل می‌کند. حال جاوید در تلاش است با تهیه شناسنامه، هویت و اصل و نسب پیدا کند. قصه سریال یاغی در قسمت اول تلاش می‌کند تا نقطه آغازی برای همگام شدن مخاطب با ماجراهای جاوید باشد. البته قسمت اول با ۱۰۰ دقیقه زمان خود کمی حوصله بیننده را سر می‌برد؛ چراکه سریال یاغی در قسمت اول بیشتر از این‌که قصه‌سرایی کند، فضاسازی کرده و تماشاگر را با شخصیت‌ها و جهان داستان آشنا می‌کند. با این حال، نه می‌دانیم در چه سالی هستیم و نه در چه نقطه از تهران. سریال یاغی در قسمت اول جغرافیای درستی از سناریو به ما نشان نمی‌دهد.سریال یاغی از جنبه فضاسازی و بستر روایت داستانی به شدت مشابه به فیلم شنای پروانه به حساب می‌آید. با این وجود، مدت زمان زیادی از قسمت اول را باید تماشا کرد تا بیننده متوجه حرفِ حساب داستان شود. بهانه اصلی برای قصه‌گویی، نداشتنِ شناسنامه است اما به نظر می‌رسد تعداد قسمت‌های سریال یاغی که احتمالا ۲۰ قسمت است، به صورت تمام و کمال در خدمتِ این موضوع و تلاش‌های جاوید برای یافتن یک هویت ساده نباشد.تیم بازیگری سریال یاغی از افراد مهم صنعت سینما و تلویزیون تشکیل شده و باید به انتخاب محمد کارت برای گردآوری این تیم تبریک گفت؛ چراکه هر بازیگر مطرح، به شدت مناسب نقشش بوده و می‌توان یک دنیای واقعی با شخصیت‌های باورپذیر را در سریال یاغی متصور شد. ضمن تماشای رویدادهای قسمت اول سریال یاغی، خودِ دوربین نیز به خوبی خط می‌دهد که هر شخصیت، چه ویژگی‌های رفتاری دارد. برای مثال علی شادمان، به عنوان یک جوان ساده و سختکوش در همان سکانس‌های اولیه، توجه مخاطب را به خود جلب می‌کند. حتی پارسا پیروزفر که حضور کوتاهی در قسمت اول داشته، تاثیر زیادی روی مخاطب می‌گذارد. نگاه نافذِ پارسا پیروزفر، همچنان برگ برنده این بازیگر در دزدیدن توجه مخاطبین است. با تمامی این موارد، امیر جعفری و در درجه بعدی مه‌لقا باقری دو بازیگر حائز اهمیت در قسمت اول هستند که پیشروی قصه و به جریان افتادن داستان کاملا روی دوش شخصیت‌هایشان سنگینی می‌کند.نگاه نافذِ پارسا پیروزفر، همچنان برگ برنده این بازیگر در دزدیدن توجه مخاطبین استاز لحاظ فنی، با اثری شسته و رفته طرف حساب هستیم. بامداد افشار در مقام آهنگساز سریال یاغی به شدت عملکرد درستی دارد. تدوینگر این پروژه یعنی اسماعیل علیزاده به خوبی به سکانس‌ها اشراف داشته و با ترانزیشن‌های جذاب و مطلوبی، سکانس‌ها را به هم مرتبط می‌سازد. از همه مهمتر، دوربینِ محمد کارت است که نه مستندگونه است و نه قاضی. دوربین در سریال یاغی، اغلب اوقات چیزی نزدیک به واقعیت را تعریف می‌کند؛ همان چیزی که ما در اصطلاح عامیانه از آن به عنوان «واقعیت جامعه» یاد می‌کنیم. برای مثال در قسمت نخست، دو شخصیت به شدت مذهبی معرفی می‌شود که در کمک کردن به جاوید، چندان روی خوش نشان نمی‌دهند. دوربین بلافاصله پس از درگیری‌ و سماجت جاوید و خواهر ناتنی‌اش با آنها، شخصیت‌های لجوج داستان را از یک نمای کلی‌تر در همان محیط نشان می‌دهد که از خدا و کائنات می‌خواهند گره از کار مردم باز کنند. محمد کارت چنین شخصیت‌هایی را تنها با چند تکنیک ساده به باد تمسخر می‌گیرد؛ شخصیت‌هایی که در ظاهر، یک تیپ شخصیتی دارند و در باطن یک تیپ شخصیتی دیگر.سریال یاغی شروع به نسبت ایده‌آل و جذابی دارد. با این‌که صرفا با توجه به قسمت اول دقیقا نمی‌توان متوجه حرفِ‌ حساب سریال شد، اما به نظر می‌رسد با یک محصول خوش‌ساخت، روایت مجذوب‌کننده و یک تیم بازیگری درجه یک روبه‌رو هستیم. باید منتظر ماند تا ببینیم سطح دغدغه‌مندی‌های محمد کارت در سریال یاغی تا کجا پیش می‌رود.عشق بین جاوید و ابرا تازه در قسمت دوم سریال یاغی جان می‌گیرد. آن عشقِ نخ‌نما و سطحی بین این دو شخصیت که در قسمت اول دیده بودیم، حالا رنگ و رویی بهتر به خود می‌گیرد. جاوید برای نشان دادن عشقش نسبت به ابرا، دست به اقدام خطرناکی می‌زند. همین اقدام موجب می‌شود تا با دایی‌های ابرا نیز در قسمت دوم آشنا شویم. افرادی که برای رسیدن به هدف خود دست به هر کاری می‌زنند اما جالب است که نسبت به حفظ آبرو به شدت واهمه دارند. از طرفی دیگر، با اسی نیز بیشتر آشنا می‌شویم؛ همان شخصیت مکار و دغل‌بازی که امیر جعفری نقشش را در سریال یاغی بازی می‌کند. با این‌که در سناریوی سریال این‌طور تعریف شده که جاوید، پسربچه‌ای به شدت ساده است، جای سوال دارد که چطور جاوید بعد از این همه سال هنوز نتوانسته به ذات اسی پی ببرد و به همین راحتی به او صد در صد اعتماد می‌کند. بیش از اندازه ساده لوح بودن جاوید، اندکی مخاطب را از فضای رئال سریال دور می‌کند.داستان سریال یاغی در قسمت دوم، به طور کامل به عشق بین جاوید و ابرا می‌پردازد. مرتب کردن سکانس‌های عاشقانه به صورت متوالی در قسمت دوم، این حدس را در ذهن مخاطب پرورش می‌دهد که در انتها باید با یک تراژدی و غم پرونده‌ی این عشق بسته شود. با این‌که مخاطب می‌تواند حدس بزند در انتهای قسمت دوم چه چیزی انتظارش را می‌کشد، محمد کارت سکانس پایانیِ قسمت دوم را به شیوه‌ای بی‌نظیر کارگردانی می‌کند؛ موسیقی، نوع فیلم‌برداری، فعالیت بازیگرها و صد البته افکت‌هایی که در صحنه تعبیه شده موجب می‌شود تا از تماشای پایان قسمت دوم لذت برده و برای تماشای ادامه سریال لحظه‌شماری کنیم.سریال یاغی در قسمت دوم نه تنها از ریتم نمی‌افتد، بلکه با معرفی شخصیت‌های بیشتر، بیننده را بیش از پیش با شخصیت‌ها و دنیای سریال آشنا می‌کند. با توجه به قسمت دوم، جریان اصلی قصه هنوز شروع نشده اما باید به عملکرد محمد کارت و تیمش تا به اینجای کار آفرین گفت.قسمت سوم سریال یاغی روی شخصیت جاوید تا حدود زیادی مانور می‌دهد اما نوبتی هم باشد، نوبت به شخصیت مرموز قصه یعنی «بهمن خان» است که پارسا پیروزفر نقشش را بازی می‌کند. همچنین شخصیت «طلا» با بازی طناز طباطبایی نیز به بیننده برای اولین بار در قسمت سوم معرفی می‌شود. کاراکتر طلا در اولین رونمایی‌اش جلو دوربین، اطلاعات مختصر و مفیدی را به بیننده ارائه می‌دهد. مخاطب کاملا متوجه می‌شود که به صورت کلی طلا چگونه شخصیتی دارد. هر چند سریال یاغی هنوز کار زیادی در پیش دارد تا به جوانب مختلف شخصیت‌ها هم بپردازد. بیننده در قسمت سوم علاوه بر شناختن طلا، بهمن خان را نیز کمی بهتر می‌شناسد. حداقل در نگاه اول این‌گونه به نظر می‌رسد که «بهمن خان»، شخصیتی پخته، عاقل، با پرستیژ و صد البته پر قدرت دارد. با این اوصاف این سریال از بابت شخصیت‌پردازی کار سختی در پیش دارد؛ چراکه علاوه بر پرداختن به شخصیت جاوید، باید به سایر شخصیت‌های معرفی شده – که کم هم نیستند – نیز به یک اندازه مانور دهد.سریال یاغی از جنبه بازیگری کارت‌های مهمی را تا پایان قسمت سوم هنوز رو نکرده است. با این اوصاف در قسمت سوم بازی عباس جمشیدی‌فر بیشتر به چشم می‌آید. او در نقش «علی آقا گرگین» در چند سکانس توانسته بازی جذابی از خود به نمایش بگذارد. از آن سمت، بازیگر نقش «حمید» نیز توانسته بازی باورپذیری داشته باشد. بر اساس آن‌چه در قسمت سوم سریال یاغی می‌بینیم، پارسا پیروزفر و طناز طباطبایی هنوز بازی درخشانی از خود نشان نداده‌اند. در هر صورت باید قبول کرد که بر اساس سه قسمت ابتدایی، علی شادمان در راس تیم بازیگری سریال یاغی به چشم می‌آید؛ بازیگری که برای فرو رفتن در نقش جاوید از جان مایه می‌گذارد.قسمت سوم سریال یاغی از حیث تکنیکی عالی است و از جنبه بازیگری با یک اثر تحسین‌برانگیز روبه‌رو هستیم. داستان سریال در هر قسمت جذاب‌تر می‌شود و برای تماشای قسمت‌های جدید لحظه‌شماری می‌کنیم.قسمت چهارم سریال یاغی رسما پرونده جاوید را پیرامون یافتن شناسنامه می‌بندد. قسمت سوم با یک هیجان مضاعف به پایان می‌رسد و سریال در قسمت چهارم نه تنها از ریتم نمی‌افتد، بلکه با ریتم بهتری قصه را روایت می‌کند. عذاب و رنجی که جاوید از بابت انتخابش پیرامون کشتی می‌گیرد را به زیبایی هر چه تمام‌تر در سکانس ابتدایی قسمت چهارم سریال یاغی به چشم می‌بینیم. همچنین پروسه معرفی شخصیت‌های بهمن خان و همسرش طلا به مخاطب نیز محتاطانه در پیش گرفته می‌شود. می‌گوییم «محتاطانه»؛ چراکه بر اساس یک فرضیه‌ای از سمت نگارنده‌ی این نقد و بررسی، زیر و بمِ شخصیت بهمن خان و طلا نباید کامل به بیننده معرفی شوند. بر اساس نوع ادا کردن دیالوگ‌ها توسط پارسا پیروزفر و طناز طباطبایی و همچنین یک خط دیالوگی که بین عاطی و طلا درباره شغل بهمن خان در ماشین BMW رد و بدل می‌‌شود، مخاطب ناخودآگاه احساس می‌کند که زیر کاسه‌، نیم‌کاسه‌ای قرار دارد. جاوید از سر استیصال تن به این موقعیت می‌دهد و این موضوع کاملا قابل درک است. اما بیننده ذهنش با کنار هم گذاشتن این قطعات پازل به کار می‌افتد که شاید بهمن خان و همسرش در ظاهر صرفا آدم‌های متشخص و خیری هستند و در باطن تن به کارهای غیر قانونی می‌دهند. اگر این فرض واقعا درست باشد، لو رفتن این نکته مهم پیش از موعد مقرر در سناریو، یک ایراد اساسی به شمار می‌رود؛ چراکه فهم این گزاره که بهمن خان در باطن اصلا آدم خوبی نیست موجب کاهش کنجکاوی بیننده می‌شود. کنجکاوی کمتر را نیز می‌توان به منزله کاهش جذابیت سریال از دید بیننده قلمداد کرد.عباس جمشیدی‌فر بدون هیچ بحثی، درخشان‌ترین ستاره قسمت چهارم سریال یاغی است. با این‌که او حضور کوتاهی در این قسمت دارد، ایفای نقش درست و به‌اندازه جمشیدی‌فر در نقش علی آقا گرگین توجه اکثر مخاطبین را به خود جلب می‌کند. شاه سکانسِ قسمت چهارم سریال در مشاجره گرگین با بهمن‌خان است که در نهایت با فریادِ پیروزفر بر سر جمشیدی‌فر و یک اکت دیگر، پلانِ مورد نظر به اتمام می‌رسد. از جنبه تکنیکی نیز تمام عناصر در خدمتِ نمایش به پایان رسیدنِ فلاکت‌های جاوید به کار گرفته می‌شوند؛ به خصوص یک موسیقی انگلیسی که با مضمون شروعِ یک زندگی تازه، پروسه تبدیل جاوید به یک کاراکتر جدید را پایه‌ریزی می‌کند. این‌که جاوید قرار است به‌واسطه حمایت بهمن خان و همسرش تبدیل به چه آدمی شود و این دو شخصیت چه انتظاراتی از جاوید در قسمت‌های جدید دارند، از جذابیت‌های سریال به حساب می‌آید. همچنین محمد کارت و عوامل این سریال توانسته‌اند ورزش کشتی را به شیوه‌ای کاملا جذاب و تماشایی به بیننده نشان دهند. حتی مخاطبی که با قوانین کشتی ناآشنا باشد نیز قادر است از تماشای سکانس‌های کشتی جاوید با سایرین نهایت لذت را ببرد. دوربینِ سریال یاغی در نمایش کشتی، هم در خدمتِ قصه‌گویی است و هم در خدمتِ نشان دادن خودِ ورزشِ کشتی و قوانین جذابش.پس از تماشای قسمت چهارم می‌توان ادعا کرد که داستان سریال یاغی با معرفی چند کاراکترِ به‌دردبخور، دستش کاملا باز است که با پرداختن به هر کاراکتر و تعاملاتش با دنیای داستان، جذابیتی جدید به سریال اضافه کند. باید منتظر ماند تا ببینیم هدف اصلی و دغدغه محمد کارت از کارگردانی چنین طرح داستانی چه چیزی خواهد بود.</description>
                <category>satar</category>
                <author>satar</author>
                <pubDate>Wed, 13 Jul 2022 10:56:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حد و مرز آدم ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_74540126/%D8%AD%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7-rvmmzzkgj1pm</link>
                <description>آ دم های که یادشان رفته از کجا آمدن و الان کجا هستن ; کسایی که از حد و مرز خود رد می شوندمثلا : اگر شما مدیر عامل یک شرکت باشید و به کارمند های خود رو بدهید می بینید که دیگه برای حرفتان احترام قائل نمی شوند ; و شما خودتان را هم  ج ر  بدهید کسی شما را جدی نمی گیرد.اما اگر شما شخصیت قوی داشته باشید ; و همان اول نگذارید که کارمندان خود از حد خود رد شوند دیگر مشکلاتی پیش نمی آید .    </description>
                <category>satar</category>
                <author>satar</author>
                <pubDate>Wed, 13 Jul 2022 10:32:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدمهای فضول و حسود</title>
                <link>https://virgool.io/@m_74540126/%D8%A2%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B6%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%AD%D8%B3%D9%88%D8%AF-w62pklgupny7</link>
                <description>فکر کنم همه ی ما تجربه ی برخورد با آدم های فضول رو داریم در محل کار ،در مدرسه، دانشگاه و.....حالا این ادم ها چه دوست ادم باشند چه دشمن فرقی نمی کنه دوست دارند در همه چی سرک بکشند توی همه چی فضولی کنند   اگر موقعیت طلایی روبه رو ادم باشه سیع میکنند انرا خراب کنند تا تو از انها بهتر نشوی من در محل کارم از این ادم ها زیاد هست ادم هایی که برای بالا بردن عتبار و مقام خود حاضرند هرکاری انجام دهندهر کسی رو خراب کنندادمهایی که همیشه درحال پ ا چ ه م ا ل ی هستندراستی مرز بین فوضولی و دلسوزی                خلی باریکه            هواستون باشه </description>
                <category>satar</category>
                <author>satar</author>
                <pubDate>Tue, 12 Jul 2022 15:39:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد وبرسی انیمیشن قرمز شدن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_74540126/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88%D8%A8%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%86-q6dljbo7jmoy</link>
                <description>کمتر شخصی را می‌توان پیدا کرد که با استرس‌ها و اضطراب‌های دوران نوجوانی آشنا نباشد. اصلا آیا چنین فردی وجود دارد؟ گاهی وقتی به دنیا می‌نگریم، به نظر می‌رسد که همه حداقل در بخشی از زندگی خود گرفتار «تلاش بی‌پایان برای جلب رضایت» هستند؛ جنگیدن مداوم برای دیده شدن و شاید حتی «کافی بودن».این نبرد می‌تواند بدون سروصدا و پشت لبخندهای ظاهری در جریان باشد؛ با استرس‌های پنهان‌شده در وجود انسان از قضاوت افراد ناشناس درباره‌ی ظاهر او یا موضوعات جدی‌تر مانند انتظارات اشخاصی همچون پدر و مادر. گویا همه انقدر خواسته‌های خود از تو را مشخص کرده‌اند و باید به این انتظارات پاسخ بدهی که هیچ راهی جز نقش‌آفرینی وجود ندارد. البته که در این بین، تلاش انسان برای راضی کردن خود نیز می‌تواند یک جنگ دردناک و مداوم باشد.سینما به‌لطف بهره‌برداری از داستان‌گویی استعاری و ترکیب آن با تصویرسازی‌هایی که کیلومترها جلوتر از کلمات قدم می‌زنند، قدرت ویژه‌ای برای همدردی با انسان‌های مختلف دارد. به همین خاطر یک فیلم می‌تواند حتی بدون پایان خوش، حال‌خوب‌کننده باشد. چون جایی میان آن همه استعاره به یاد بیننده می‌آورد که در این نبردها تنها نیست. اما به‌جای اینکه چنین کاری را با بیان مستقیم جمله در صورت مخاطب انجام بدهد، شخصیتی قابل هم‌ذات‌پنداری را معرفی می‌کند.Turning Red متعلق به این جنس از سینما است و فارغ از اینکه چه‌قدر از لحاظ ماندگاری به برترین آثار پیکسار نزدیک یا از آن‌ها دور شده، با وفاداری به یکی از اصول معنایی آثار این استودیو موفق به داستان‌سرایی درست می‌شود.هوشمندی این اثر از همان اسم‌گذاری فکرشده‌ی انیمیشن پیدا است؛ «قرمز شدن». چه‌قدر ما انسان‌ها در شرایط احساسی متفاوتی سرخ می‌شویم! این عبارت عملا طیف وسیعی از احساسات مثبت و منفی را توصیف می‌کند؛ از شرم و خشم تا ذوق کردن. فرقی ندارد که به چه دلیل و به چه شکل، رنگ صورت انسان این‌گونه تغییر کند. در هر حالت، تغییر به چشم می‌آید.افرادی که از آدم انتظار عملکرد بی‌نقص ربات‌گونه را دارند، از این رنگ قرمز متنفر هستند. زیرا رنگ رخسار خبر می‌دهد از سِر ضمیر. افراد مختلف وقتی به این قرمزی نگاه می‌کنند، خواسته یا ناخواسته به یاد می‌آورند که با یک انسان روبه‌رو هستند؛ انسانی که می‌تواند آسیب‌پذیر، عاشق، افسرده، خسته یا پرانرژی باشد؛ انسانی که احساس در وجود وی جریان دارد و قرار نیست هر روز نقش‌های خود در زندگی همه را به شکل بی‌نقص بازی کند.افراد گوناگون و شاید به‌خصوص بچه‌هایی که در نوعی از شرایط خانوادگی بیش از حد سخت‌گیرانه بزرگ می‌شود، بارها با این وحشت مطلق از بروز احساسات دست‌وپنجه نرم می‌کنند. پس با اینکه زنده هستند، ترجیح می‌دهند که دربرابر چشم بسیاری از افراد و مثلا والدین در نقش همان ربات متمرکز و موفق فرو بروند که هرگز رنگ صورت وی دچار تغییر نمی‌شود؛ گویا هرگز احساسات در وجودشان فوران نمی‌کند و هرگز تصمیم احساسی نمی‌گیرند.داستان انیمیشن Turning Red درباره‌ی می لی (Mei Lee) است؛ دختربچه‌ای ۱۳ساله که به خاطر یک نفرین خانوادگی، ناگهان می‌فهمد که بروز هرگونه احساسات شدید می‌تواند او را تبدیل به یک پاندا قرمز بزرگ کند.پیکسار در برخی از بهترین داستان‌گویی‌های سینمایی خود، استعاره‌ی قرارگرفته در عمق داستان را همان ابتدا به مخاطب معرفی می‌کند. چون این استودیو به‌دنبال داستان‌گویی پیچیده‌ای نیست که هر مخاطبی بعد از مدت‌ها موشکافی آن تازه بتواند متوجه ارزش محتوایی اثر شود.استعاره‌های پیکسار در خدمت ارائه‌ی بهترین و ساده‌ترین پیام‌های دل‌نشین به مخاطب بدون شعاری شدن اثر هستند. به همین خاطر Turning Red هم ابایی از رو بازی کردن ندارد و از تاکید روی نمادهای قرارگرفته در داستان لذت می‌برد. این خودآگاهی سبب می‌شود که در عین آشنایی بسیار زیاد بسیاری از مخاطب‌ها با اصل قصه و اهداف آن، نخستین ساخته‌ی بلند کارگردانی‌شده توسط دومی شی اثری با فرم سینمایی مناسب باشد و روی پای خود بایستد.(از این‌جا به بعد مقاله، بخش‌هایی از داستان انیمیشن Turning Red را اسپویل می‌کند)نزدیک بودن نمادسازی اصلی فیلم به درک تماشاگر سبب می‌شود که کارگردان فرصت زیادی برای مانور دادن روی جزئیات داشته باشد؛ تا بتواند همان‌قدر که می‌خواهد، به استعاره‌ی خود شاخ‌وبرگ بدهد. در دل این فرصت، قدرت انیمیشن‌سازی پیکسار فوران می‌کند و تصویرسازی‌ها به زیبایی قصه می‌گویند. برای نمونه تماشاگر بارها قبل از تبدیل شدن به پاندای قرمز هم جلوه‌ی سرحال و شاد مِی را دیده است. اما وقتی او به‌عنوان یک پاندا با خوشحالی در خیابان نعره می‌زند، کاملا مشخص است که او باید مدت‌ها ابعادی از وجود خود را مخفی می‌کرد. آن فریاد اغراق‌آمیز و ترکیب‌شده با درشتی ناگهانی چشم‌ها، به مدیوم انیمیشن تعلق دارد. مِی بالاخره می‌تواند اندکی از هویت پنهان‌شده زیر تخت را نشان دهد.در عین حال، فیلم نگاهی ساده‌لوحانه به موضوع ندارد. ماجرای تبدیل شدن مادر مِی به پاندای خطرناک و آسیب دیدن مادربزرگ به خاطر او، یادآور این حقیقت است که در جامعه‌ی امروز واقعا همه به یک اندازه برای نمایش تمام‌وکمال احساسات خود آماده نیستند. گاهی فراتر رفتن از تمامی حد و مرزها می‌تواند برای برخی از افراد کاملا غیر قابل کنترل باشد و آسیب‌هایی جدی به اشخاص گوناگون بزند.فیلم‌ساز با هوشمندی به سرعت سر نخ داستان‌گویی استعاری را به‌دست مخاطب می‌دهد و حالا بیننده انتخاب می‌کند که تا کجا مایل به کشیدن آن است. چرا نوجوان‌ها به این سرعت پاندا را در آغوش می‌کشند؟ چه‌قدر ساده دختری که هنوز در زندگی شخصی موفق به ابراز هویت کامل خود در خانه نشده است، خیلی خوب می‌تواند برای آن‌ها خود نماد زیبایی و آزادی باشد.البته که وقتی شخصیت در مرکز توجه قرار می‌گیرد، این نمایش کامل و بی‌پرده‌ی احساسات می‌تواند برای او گران تمام شود؛ مانند زمانی‌که با فاصله‌گیری از نقش‌های عادی و همیشگی، ناگهان به‌طور کامل کنترل خود را از دست می‌دهد و به یکی از دانش‌آموزها حمله‌ور می‌شود. در آن لحظه دیگر هیچ‌کس طرفدار پاندا قرمز نیست.تعلق هر اثر به مدیوم هنری خود از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. زیرا نشان می‌دهد که هنرمند با درک کامل از سبک مورد نظر خود برای تولید فیلم به سراغ آن رفت. پیکسار بارها و بارها قصه‌هایی را روایت کرد که بدون شک بدون انیمیشن‌سازی این استودیو نمی‌توانستند حتی به جایگاه فعلی خود نزدیک شوند. خوش‌بختانه باید گفت که چه وقتی قدم‌های پاندا مادر کل محیط را به لرزه درمی‌آورد و چه زمانی‌که مِی بارها در اتاق بین فرم‌های پاندا و انسان جابه‌جا می‌شود، به‌سادگی می‌توان Turning Red را با تمرکز روی هویت انیمیشنی آن ستایش کرد.(پایان اسپویل)جدا از پرداختن به تمام نقاط قوت انیمیشن Turning Red پیکسار، نباید یکی از کمبودهای آن را فراموش کرد؛ کمبودی که نه به خود محتوا و نه به نحوه‌ی ارائه‌ی محتوا، بلکه به عدم وجود تناسب کامل بین این دو مربوط می‌شود. واقعیت این است که برخلاف برترین انیمیشن‌های پیکسار که از گستردگی این جنس از آثار برای خلق فیلم‌هایی مناسب برای همه بهره می‌برند، Turning Red گاهی حتی مطمئن نیست که کدام مخاطب را هدف می‌گیرد.از یک طرف هیچ شکی وجود ندارد که بحث‌های مفهومی این روایت عملا کارکردی برای مخاطب خردسال ندارد و حداقل تماشاگرهای نوجوان به بالا را هدف می‌گیرد. از آن سو طی چندین و چند سکانس انیمیشن می‌بینیم نوع داستان‌گویی آن‌چنان با سلایق طبیعی بسیاری از افراد قرارگرفته در گروه مخاطب‌های هدف، جور درنمی‌آید. ماجرا هرگز در حدی نیست که تجربه‌ی اصلی را شدیدا خراب کند. اما بدون شک وجود این ناهماهنگی نه‌تنها تعداد تماشاگرهای اصلی اثر را پایین می‌آورد، بلکه میزان اعتماد برخی از مخاطب‌ها به عمق داستان‌گویی انیمیشن را هم کاهش می‌دهد.«قرمز شدن» به خاطر وجود نوعی تضاد بین بحث‌های داستانی و لحن قصه‌گویی، در مقایسه با برترین آثار پیکسار واقعا تعداد کمتری از مخاطب‌ها را هدف می‌گیردبااین‌حال نباید از یاد برد که پرداختن درست فیلم‌نامه به اصول، عقاید و رفتارهایی که می‌تواند در یک خانواده‌ی دو ملیتی در جریان باشد، مِی لی را واقعی‌تر می‌کند. همین واقعی بودن توانایی ایجاد ارتباط لازم بین مخاطب و اثر را دارد.چون به شکلی واضح سبب می‌شود که خود فیلم بیشتر از منابع الهام آن به چشم بیایند. تنظیمات داستانی مناسب، جسارت در به تصویر کشیدن شخصیت اصلی و انیمیشن‌سازی تماشایی پیکسار کنار نکات مثبت دیگری همچون موسیقی متن لودویگ گورنسن کاری کردند که آن «گروه مخاطب نسبتا خاص و مشخص انیمیشن قرمز شدن» بیشتر از حالت عادی، تعدادی قابل‌توجه از انسان‌ها را در خود جا بدهد.درخشان‌ترین نکته درباره‌ی داستان‌گویی Turning Red را می‌توان عدم تلاش کورکورانه برای ارائه‌ی راه‌حل دانست. گاهی یک تصویرسازی ساده با تمرکز روی ابعاد شخصی زندگی یک نفر می‌تواند به بهترین شکل ممکن، میلیون‌ها نفر را به سمت‌وسوی تفکر درست راجع به نبردهای درونی و بیرونی سخت خود ببرد.همین که Turning Red در پایان‌بندی مناسب خود به خوبی درک می‌کند که برخورد دو انسان متفاوت و گره‌خورده به یکدیگر می‌تواند راجع به موضوع یکسان شدیدا متفاوت با هم باشد، نشان می‌دهد که استودیو Pixar شرکت دیزنی همچنان تیمی است که به آدم‌ها اهمیت زیادی می‌دهد. همین ما را بس</description>
                <category>satar</category>
                <author>satar</author>
                <pubDate>Tue, 12 Jul 2022 14:53:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش نصب ماین کرافت</title>
                <link>https://virgool.io/GameWorld/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%86%D8%B5%D8%A8-%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%81%D8%AA-q4afxhayrouz</link>
                <description>روش نصب بازی ماینکرافت در PCدر عین حال، نسخه جاوا فقط به بازیکنان اجازه می‌دهد که با سایر پلیرهای جاوا بازی کنند. اما سرورهای عمومی بیشتری هم دارد و صحنه مودینگ آن هم بهتر اجرا می‌شود. اگر اطمینان ندارید که کدام گزینه را انتخاب کنید، ما توصیه می‌کنیم که حتما نسخه جاوا را نصب کنید، چرا که یک نسخه رایگان از Bedrock را هم در اختیار شما می‌گذارد.بازی ماینکرافت، خلاقیت را در سطح ویژه‌ای برای شما فراهم می‌کند و برای اینکه شما نیز بتوانید در آن نقش داشته باشید، توصیه می‌کنیم که مراحل ساده بعدی را طی کرده و بازی Minecraft را روی کامپیوتر خود دانلود و نصب کنید. پس با ما همراه شوید.۱. به وب سایت Minecraft برویداول از همه، شما باید به وب سایت اصلی Minecraft بروید. با این کار، یک تصویر بزرگ و استیو و الکس را خواهید دید که در دنیای بازی Minecraft بیشتر با آن‌ها آشنا خواهید شد و در سایت از شما استقبال می‌کنند. با نگاهی به سمت چپ، یک کادر سبز رنگ خواهید دید که عبارت get Minecraft در آن نقش بسته است. روی آن کلیک کنید.۲. کدام نسخه Minecraft برای شما مناسب‌تر است؟با کلیک روی دکمه get Minecraft باید انتخاب کنید که کدام نسخه ماینکرفت را دانلود می‌کنید. گزینه‌هایی که در اختیار شما قرار می‌گیرد، نسخه کامپیوتر، موبایل، کنسول و موارد دیگر هستند. نسخه‌های بسیار زیادی از ماینکرفت وجود دارد و از آن‌جایی که ما قصد داریم این بازی را روی کامپیوتر خودمان نصب کنیم، روی computer کلیک کنید.۳. نسخه Minecraft Java Edition مناسب‌تر است یا Minecraft Windows 10 (Bedrock)؟شما هنوز هم باید انتخاب کنید که کدام یک از نسخه‌ها برای شما مناسب‌تر است و قبلا هم در مورد این دو گزینه صحبت کرده بودیم. انتخاب بعدی که شما باید انجام دهید، این است که از بین نسخه جاوا یا بد راک کدام گزینه را می‌خواهید نصب کنید؟ اگر نسخه ویندوز ۱۰ را انتخاب کنید، با کلیک روی buy، به صفحه ماینکرفت مخصوص همین نسخه منتقل خواهید شد.مطلب : آموزش نصب اسنپ چت + معرفی کاملروی buy کلیک کنید تا سایت شما را به فروشگاه مایکروسافت لینک کند. از این صفحه می‌توانید همان نسخه‌ای از بازی را خریداری کنید که مخصوص ویندوز ۱۰ است و بلافاصله هم می‌توانید آن را نصب کنید. توجه داشته باشید که با دانلود و نصب این نسخه، روند نصب این بازی به پایان می‌رسد.با این حال، اگر قصد داریم که نسخه جاوا را دانلود کنید، روی آن نسخه در سمت چپ کلی کنید و وقتی که صفحه جدید لود شد، روی buy کلیک کنید. حال به ادامه مطلب توجه کرده و آن را پیگیری کنید.۴. ثبت نام برای Minecraft.Netهمان‌طور که گفتیم، کار در مرحله قبل برای کاربران ویندوز ۱۰ به پایان رسیده است، اما اگر نسخه جاوا را انتخاب کرده‌اید، هنوز هم چند کار برای دریافت این نسخه باقی مانده است. پس از اینکه روی دکمه buy کلیک کردید، باید یک حساب کاربری جدید با آدرس ایمیل و رمز عبور ثبت نام کنید. پسوردهای عمومی مجاز نخواهند بود و بنابراین نباید یک عبارت معنی‌دار مانند نام حیوانات و غیره را در این بخش وارد کنید.پس از اینکه همه فیلدها را پر کردید، روی Register کلیک کنید. در این صورت، یک تب جدید باز کنید و ایمیل خود را بررسی کنید. شما یک کد چهار حرفی دریافت خواهید کرد که اکنون باید آن را دوباره در سایت ماینکرفت وارد کنید تا وارد مرحله بعدی شوید. کد مربوطه را در کادر وارد کرده و گزینه Verify را انتخاب کنید.۵. خرید و نصب بازی ماینکرافتبا انجام دادن روال مراحل قبل، صفحه خرید برای شما فعال خواهد شد. باید در این بخش مشخصات کارت اعتباری بین‌المللی خود را وارد کرده و هزینه بازی را در کادر مربوطه چک کنید. زمانی که همه اطلاعات صحیح بودند، می‌توانید روی بنر purchase در پایین صفحه کلیک کنید. صبر کنید تا صفحه لود شود و در نهایت به صفحه purchade complete برسید.سپس روی download for Windows کلیک کنید. با این کار، فایلی به‌نام MinecraftInstaller.msi به‌صورت خودکار شروع به دانلود خواهد شد. روی آن فایل کلیک کنید تا بازی شروع به نصب شود. در ادامه همان مراحل نصب برنامه و بازی‌های دیگر را در ویندوز خود پیگیری خواهید کرد.با اتمام مراحل نصب، یک پنجره جدید باز خواهد شد که همان لانچر ماینکرفت است. شما با آدرس ایمیل و رمز عبور خود می‌توانید وارد شده و سپس روی Play کلیک کنید. اکنون نسخه جاوا بازی Minecraft روی کامپیوتر شما نصب شده و به سادگی می‌توانید وارد دنیای خلاقانه ماینکرفت شده و از تجربه آن لذت ببرید.در نظر داشته باشید که در این روش شما باید هزینه بازی را از طریق پلتفرم‌های پرداخت بین‌المللی پرداخت کنید. در صورت دلخواه، می‌توانید از سایت‌های دانلود ایرانی هم استفاده کرده و نسخه رایگان و کرک شده بازی را به سادگی دریافت کرده و از آن لذت ببرید. این موضوع کاملا به خود شما بستگی دارد. در ادامه بیشتر با بازی Minecraft آشنا خواهیم شد.بیشتر بخوانید: نقد و بررسی بازی Forza Horizon 4؛ جشنواره‌ای از هیجان و سرعتدانلود بازی Minecraftتوضیح بازی ماینکرفت کمی دشوار به نظر می‌رسد. از همان روزهای اولی که ماینینگ و سیستم کرفت ساده در این بازی برقرار بود، این بازی با توسعه بیشتری همراه شده و ویژگی‌های بیشتری به آن اضافه شده است. به عقیده بازیکنان و طرفداران ماینکرفت، این یک تجربه کاملا متفاوت است و بسیاری از گیمرها گول ظاهر ساده و پیکسلی آن را می‌خورند.در اصل، ماینکرفت هنوز هم یک عنوان سندباکس اکشن و ماجراجویانه است و بازیکنان قرار است که در دنیایی بی حد و حصر به نمایش خلاقیت خودشان بپردازند. در این بازی حد دلخواهی از فعالیت‌ها را خواهید داشت و می‌توانید با کرفت و نبرد با موجودات جهان بازی ادامه دهید.بیشتر بخوانید: بهترین بازی های ماشینی اندروید؛ ۳۸ بازی ریسینگ بیادماندنی!آرایه‌ای از حالت‌های مختلف در این بازی وجود دارد که تقریبا برای تمام گیمرها مناسب است. اگر قصد دارید که خلاقیت مثال زدنی خود را به گیمرهای دیگر نشان دهید، احتمالا دنیای بزرگ Minecraft همان چیزی است که به آن نیاز دارید. شما تصور ساخت هر سازه‌ای را می‌توانید در این بازی داشته باشید و محدودیتی وجود ندارد.اگر به دنبال چالش‌های بیشتر هستید، می‌توانید در بخش تلاش برای بقا این بازی هم شرکت کرده و با موجوداتی که شبانه به شما حمله می‌کنند، روبرو شوید. مطمئنا، ماینکرفت چیزهای بیشتری برای ارائه دادن دارد و آن‌طور که به چشم آن را می‌بینید، نیست. ظاهر بلوکی آن سبب می‌شود که بسیاری از گیمرها آن را یک ماجراجویی ساده و کودکانه به حساب بیاورند.دانلود بازی ماینکرافتاگر تاکنون بازی ماینکرفت را بازی نکرده‌اید، یا اینکه برای مدتی طولانی از آن دور بوده‌اید و حال قصد بازگشت به دنیای آن را دارید، یقینا از میزان پیشرفت و نوع تجربه‌ای که به شما می‌دهد، حس خوبی پیدا خواهید کرد. این بازی از زمان انتشار اولیه‌اش به طرز فوق‌العاده‌ای تکامل پیدا کرده است و طی یک پروسه طولانی مدت، توانسته است که یکی از پرفروش‌ترین بازی‌های تمام دوران باشد.در ادامه شما را بیشتر با روند توسعه این بازی آشنا خواهیم کرد تا با بازی مورد علاقه خود بیشتر آشنا شده و اطلاعات عمومی خود را در مورد آن بالا ببرید. همین اطلاعات کمک می‌کنند که با میزان بزرگ و مهم بودن این اثر آشنا شوید.توسعه بازی Minecraftماینکرفت توسط موجانگ و در سال ۲۰۰۹ ساخته شده است و زاییده تفکرات مارکوس پرسون بوده سات. این بازی به شدت از آثاری مانند Dward Fortness، Dungeon Keeper و Infiniminer الهام گرفته است، اما گیم‌پلی آزادانه و جهان سندباکس آن سبب می‌شود که اوج لذت و خلاقیت برای بازیکنان فراهم شود.این اولین بازی رسمی شرکت موجانگ بود و تاکنون بیش از ۱۸۰ میلیون نسخه از آن به فروش رفته و سبب شده است که لقب پرفروش‌ترین بازی تمام دوران را به خود اختصاص دهد. در نهایت، این مایکروسافت بود که موجانگ و بازی Minecraft را از پرسون و به مبلغ ۲.۵ میلیارد دلار خریداری کرد و پرسون به‌صورت رسمی از توسعه بازی کناره‌گیری کرد.ماینکرافت اکنون از چهار حالت Adventure، Creature، Hardcore و Spectator تشکیل یافته است و بازیکنان توسط آن می‌توانند تجربه بازی را کاملا مطابق با میل خودشان جلو ببرند. همچنین می‌توانید این بازی را به‌صورت آنلاین و با دوستان خود بازی کنید و هزاران ماد هم برای آن در دسترس قرار گرفته است.این مادهای محتواهای جدیدی را به دنیای شلوغ آن اضافه می‌کنندو ماینینگ و کرفتینگ، پایه و اساس بازی ماینکرفت را تشکیل می‌دهد و با کمی بازی کردن می‌توانید به آن تسلط کامل پیدا کنید. روند این بازی به اندازه کافی واضح است، اما دنیای ماینکرفت، وظایف ساده‌ای در قبال استخراج منابع و ساخت اشیا را نیز خواهد داشت.بیشتر بخوانید: آموزش نصب بازی فورتنایت روی کامپیوترشما به بیابان و جنگل خواهید رفت و می‌توانید از درختان برای جمع‌آوری چوب استفاده کنید. همین چوب‌ها تبدیل به تبر می‌شوند و به آرامی هم می‌توانید سلاح، زره، ابزارهای دیگر و مواد معدنی گران‌بها را از طریق آن‌ها ایجاد کنید. در طول مسیر خود، چندین پناهگاه هم وجود دارد که خودتان آن‌ها را خواهید ساخت و زمانی که از ماجراجویی دست کشیدید، می‌توانید به این پناهگاه‌ها یا همان خانه‌ها رفته و وسایل خود را در آن ذخیره کنید.جستجو و ساخت تکراری‌ترین کارهایی است که در گیم‌پلی اعتیادآور بازی تجربه خواهید کرد و همین سبب می‌شود که تخیل شما از محدودیت خارج شده و بتوانید مدام چیزهای بیشتری در جهان بازی بسازید.حتی اگر زیاد آدم خلاقی نیستید، می‌توانید با سراغ ماجراجویی در بخش Survival بروید. جهان خطرناکی در زیر جهان اصلی ماینکرفت وجود دارد و می‌توانید به دنیایی جهنمی و پر از گنجینه‌های باورنکردنی دسترسی پیدا کنید.البته فراموش نکنید که هیولاهای خطرناک هم در این جهان زندگی می‌کنند و باید از آن‌ها دوری کنید. می‌توانید از چند جهان پیش ساخته هم دیدن کنید که توسط بازیکنان دیگر ساخته شده‌اند. آن‌ها در واقع مراحلی را در همین جهان برای شما تدارک دیده‌اند و می‌توانید در مینی گیم‌های آن‌ها شرکت کنید. می‌توانید از پلیس‌ها دوری کرده و نقش دزد را در جهان بازی ایفا کنید. اگر برای فعال کردن قدرت تخیل خود، به الهام‌گیری از جهان‌های دیگر نیاز دارید، می‌توانید از مادهایی که بازیکنان دیگر ساخته‌اند برای این منظور استفاده کنید.بیشتر بخوانید: بهترین بازی های آفلاین اندروید؛ معرفی ۹ بازی پرطرفدارپیچیدگی در اوج سادگیبازی Minecraft از دنیایی تشکیل یافته که به‌صورت رویه‌ای ایجاد شده است و به این معنی است که هرگز با یک المان مشابه برای دو بار ملاقات نخواهید کرد. به‌علاوه، نزدیک به ۴۰۰ آیتم منحصربه‌فرد هم در بازی وجود دارد که بازیکنان فرصت‌های زیادی برای کشف و بازکردن قفل آن‌ها را خواهد داد.یکی از هوشمندانه‌ترین مواردی را به بازی اضافه شده است، Redstone است. این مورد در واقع نسخه ماینکرفت الکتریسیته است و کاربرد زیادی در جهان بازی دارد. بازیکنان می‌توانند از این المان برای ایجاد پازل‌های پیچیده، هزارتوها و ترن هوایی استفاده کنند. این المان ابزار بسیار مهمی برای خلاقیت در جهان ماینکرفت محسوب می‌شود.همین امکانات است که این بازی را از سایر آثار جدا می‌کند و می‌توانید آن را دوست داشته باشد. نه‌تنها آزادی نامحدود در اختیار شما قرار داده شده است، بلکه می‌توانید از ابزارهای قدرتمندی برای ایجاد هر چیزی در بازی استفاده کنید. شما می‌توانید وظایف اصلی ماینینگ و کرفت را در بازی انجام داده و جالب است بدانید که هیچ سقفی هم بالا سر شما وجود ندارد و تا بی‌کران می‌توانید ادامه دهید.بازی آزادانه در جهان ماینکرافتاگر نمی‌خواهید که خلاقیت خود را در جهان بازی به کار گیرید، هنوز هم روش‌های دیگری وجود دارد که شما در جهان خود غرق می‌کند. شما می‌توانید ساختمان‌های شگفت انگیز و هنرمندانه را در جهان بازی ایجاد کنید. می‌توانید از خلاقیت‌های پیچیده چشم پوشی کرده و تنها به کاوش در جهان بازی بپردازید.بخشی از حالت سرگرم کننده بازی، این است که در جهان آن کاوش کرده و سلاح‌های متفاوتی برای خود ایجاد کنید. این سلاح‌ها می‌توانند در سفر دور و دراز به شما کمک کنند. این بازی پاداش‌های متنوعی هم دارد و می‌توانید هر طور که دوست دارید آن‌ها را تجربه کنید. ماینکرفت هرگز حس اشتباه بازی کردن به شما نخواهد داد.شما می‌توانید از شکار الماس شروع کرده و به سیستم‌های غاری وسیع آن بروید. مزرعه ایجاد کرده و به پرورش دام یا ساخت یک خانه مشغول شوید. می‌توانید با دوستان خود سازه‌های ترکیبی ایجاد کرده و ماجراجویی‌های بیشتری را برای حواس پرتی خود انجام دهید.بیشتر بخوانید: آشنایی کامل با تمام وسایل و ابزار مورد نیاز استریمبا وجود اینکه بیش از ده سال از توسعه بازی گذشته است، اما هنوز هم این بازی تازگی دارد و دلیل آن هم همین عدم محدودیت در بازی است. سازندگان این بازی را برای پلتفرم‌های مختلف توسعه داده‌اند و می‌توانید طیف وسیعی از بازیکنان را در بخش آنلاین آن داشته باشید. شما می‌توانید دوستان خود را هم دعوت کرده و تجربه‌ای فراموش نشدنی را شکل دهید. ویژگی‌های کاملا سرگرم کننده و منحصربه‌فردی در انتظار شما قرار دارد.انجمن مادهای بازی Minecraft یکی از بزرگ‌ترین انجمن‌ها در کل صنعت بازی است و براساس علاقه و بودجه شما گزینه‌های جالبی فراهم شده است. پیشنهاد می‌کنیم که حتما سری به این انجمن‌ها زده و بر حسب سلیقه خود، یک یا چند ماد به بازی اضافه کنید. خودتان هم می‌توانید ماد تولید کرده و آن‌ها را در اختیار بازیکنان دیگر قرار دهید. این موارد سبب می‌شود که لذت بیشتری از بازی خود ببرید و محدودیت را کنار بگذارید.سخن آخرما در این مقاله سعی کردیم به آموزش نصب بازی ماینکرافت به طور جامع بپردازیم. در ادامه به میزان اهمیت این بازی در میان گیمرها اشاره می کنیم و تصمیم نهایی را برای نصب این بازی خلاقیت محور به خودتان محول می کنیم. یکی از بخش‌های مهمی که سبب اهمیت بیشتر این بازی شده است، حضور آن در کانتنت گیمینگ است. استریمرها و یوتیوبرهای بسیاری این بازی را به ویترین کار خود اضافه کرده‌اند و بینندگان بسیاری هم در سرتاسر جهان آن را تماشا می‌کنند. ماینکرافت یکی از پربازدیدترین ویدیوهای گیمینگ یوتیوب است و بزرگ‌ترین استریمرهای جهان هم معمولا به‌شکل مدام این بازی را برای بینندگان خود استریم می‌کنند.بیشتر بخوانید: ترفندهای بازی کال اف دیوتی موبایل؛ مثل یک کماندوی واقعی بجنگ!آن‌ها ماجراجویی و خلاقیت خودشان را در ماینکرفت در معرض نمایش قرار داده و لحظات جالبی را تولید می‌کنند. به‌همین دلیل، شما نیز می‌توانید با هدفی حرفه‌ای وارد عمل شده و با یادگیری حرفه‌ای این بازی، استریم و ساخت ویدیو را برای آن شروع کنید. محدودیتی در این زمینه وجود ندارد و با کمترین ابزارها هم می‌توانند جزو استریم کنندگان این بازی در پلتفرم‌هایی مانند یوتیوب یا توییچ باشید. همان‌طور که می‌دانید، حتی با گوشی خود هم می‌توانید ماینکرفت را تجربه کرده و در جهان بزرگ و زیبای آن قدم بزنید. کافی است که ویدیویی از بازی خود ضبط و روی آن صداگذاری کنید.شما نیز می‌توانید نظرات خود را در این رابطه با ما به اشتراک گذارید. به نظر شما دلیل اصلی موفقیت بزرگ ماینکرافت چه بوده است؟ تاکنون نامی از این بازی شنیده بودید؟ اگر تجربه یا خاطره خاصی با این بازی</description>
                <category>satar</category>
                <author>satar</author>
                <pubDate>Tue, 12 Jul 2022 14:34:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مجموع آثار چارلز بوکوفسکی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_74540126/%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%DA%86%D8%A7%D8%B1%D9%84%D8%B2-%D8%A8%D9%88%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%B3%DA%A9%DB%8C-z4cmwkdgjqgs</link>
                <description>
اداره پست/ بوکوفسکیساندویچ ژامبون/بوکوفسکیهالیوود/بوکوفسکیخوش شانس ها/بوکوفسکی/گزیده اشعار اعترافات/بوکوفسکیعامه پسند/بوکوفسکیعشق/ بوکوفسکیهزار پیشه/بوکوفسکیسوختن در آب ، غرق شدن در آتش/گذیده اشعارزیبا ترین زن شهر/ بوکوفسکی/اشعار</description>
                <category>satar</category>
                <author>satar</author>
                <pubDate>Tue, 12 Jul 2022 14:01:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عید قربان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_74540126/%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86-ctbp3lkj6yzr</link>
                <description>تا غزیه ازاونجا شروع شد که من تاصبح مراقب گوسفندی بودم که میخواستن فردا قربانی کنندتقریبا گوسفنده شبیه این بودصبحش که سر کار بودم عموم اومد دنبالم گفت :بیا تا نزدیک های فریمان باهم بریم من نمیدونستم که برای چه کاری میخوام برم پرسیدم برای چی گفت :حالا تو بیا بریم ضرر نمی کنی .من بعد چند  ثا نیه گفتم : نه عمو جان من نمییام بابام که همونجا نشسته بود گفت :اونجا نماز شکسته هست هابه بابام یکم نگاه کردم بعد به عموم گفتم باشه منم میام رفتیم سوار ماشین شدیم  بعد چند دقیقه که سوار ماشین شده بودیم هنوز ازخیابان امامرضا بیرون نیومده بودیم اذان گفت بعد عموم بهم یک نگاه کرد گفت اولین مسجدی که دیدی بهم بگو تا نگهدارم بعد اینکه رفتیم از مسجد بیرون و زدیم به دل جاده یک یکساعتی همینجوری داشتیم میرفتیم  که رسیدیم به فریمان من گفتم :خب عمو کجا کار داری شما عموم یکجا واستاد گفت :ستار بپر برو تخمه بگیر گفتم : عمو چه کاری شما برو کارتون رو انجام به ده مگه چقدر طول می کشه که میخوایم تخمه بخرم گفت تو بورو بخر کاری به این کارا نداشته باش گفتم باش اما به نظر من تخمه نخریم بعد عموم بهم یک نگا هی کرد که به اهن این نگاه رومیکرد آب می شدرفتم خریدم و اومدم سوار ماشین شدم و رفتیم بعد چند دقیقه  که راه افتادیم دیدم یه تابلو زده بهتربت جام 200 کیلومتربه عموم یک نگاهی کردم گفتم :مگه شما فریمان کار نداشتی گفت نه کی گفته که من فریمان کاردارمحاجی گفته بریم روستا  یک گوسفند بیاریم هم گفت گوسفند در انی از ثانیه پشمام ریخت چون من تنها کسی  (منظور از حاجی پدر بزرگ پدریم هستش)هستم که در خوانواده ازگوسفند بدش میاد بعد اینکه گوسفند روسوار ماشین کردن چون من حتی من نزدیکش هم نشدمداشتیم برمیگشتیم ماشین خیلی بوی آمونیاک میداد شانس ما گوسفنده هم میترسید م ی ش ا ش ی د خلاصه  باهر بدبختی بود رسیدیم به خونه بابابزرگم  خلاصه من قرار شد که تا صبح مواظب اقا گوسفنده باشم. </description>
                <category>satar</category>
                <author>satar</author>
                <pubDate>Tue, 12 Jul 2022 12:55:49 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>