<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Naqme♬♪</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_74826687</link>
        <description>گاهاً سرم برایِ نگه داشتنِ رویا هایِ درونِ ذهنم کوچک است..</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 05:02:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1565522/avatar/F3nWAy.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Naqme♬♪</title>
            <link>https://virgool.io/@m_74826687</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اَز مَن بَرایِ دریا..</title>
                <link>https://virgool.io/@m_74826687/%D8%A7%D9%8E%D8%B2-%D9%85%D9%8E%D9%86-%D8%A8%D9%8E%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%90-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7-jh1y3kz0irek</link>
                <description>تو دلم بارونِ آشوب میباره!.. انگار که یه ماهیِ زنده رو قورت دادم،حالا مونده تویِ گلوم و هی بالا پایین میپره!یا یه دخترِ کوچیک گم شده تو سرم و داره خفه میشه تو خلاء و پراکندگیِ فکرام..انگار یه پروانه داره غرق میشه تو غمِ قلبم.. یا انگار یه گنجیشک از آسمون اومده پناه اورده به دستایِ من،اما داره از سردیِ دستام یخ میزنه و من فقط نیگاش می کنم.. انگار که یه نغمه ام که تنها مونده بینِ هیاهویِ آدم ها و می خواد خودشو بندازه تو آغوشِ تنهاترِ دریا... اصن انگار یه نغمه ام که دور موندم از دریایِ خودم یا دریا که جدا افتاده از نغمه اش!...</description>
                <category>Naqme♬♪</category>
                <author>Naqme♬♪</author>
                <pubDate>Tue, 05 Jul 2022 23:34:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>:غَرق شُدِه دَر اَندوهِ چَشمانَت</title>
                <link>https://virgool.io/atighefroshi/%D8%BA%D9%8E%D8%B1%D9%82-%D8%B4%D9%8F%D8%AF%D9%90%D9%87-%D8%AF%D9%8E%D8%B1-%D8%A7%D9%8E%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%87%D9%90-%DA%86%D9%8E%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%8E%D8%AA-sxidvs2gwowu</link>
                <description>اینک،در این ساعت از شبکه جان به قلمم می افتد،هیچ چیز مگر خیالِ تو در ذهنم شناور نمی شود! و خیالِ تو چون اقیانوس بی پایان مرا غرقِ در خوشی میکند..که اینبار تویی که می نویسی،تویی که کلمات را کنار هم می چینی و تو،چه زیبا این کار را به انتها می رسانی! صبح می شود.. و تو بگو؛چه صبحی بخیر تر و خوش تر از صبحی که با تو آغاز شود؟ که تو آن را بخیر کنی،که نغمه ی خوشت را به آواز بخوانی و حسِ غلیظِ خوشی را روانه ی جانم کنی... تو آمدی،و به میمنتِ آمدنت نه این صبح را که تمامِ روز هایِ با تو بودن را لبریز از شور و شادی کردی!.. که آمدی و با برقِ غریبِ چشمانت،برقی نو را به چشمانم هدیه دادی... و اینبار،هیچکس را غیر از خیالِ خودت،لا به لایِ کلماتم پیدا نمی کنی! نمیدانم چگونه بگویمت:&quot;صبح بخیر&quot;چراکه بخیر تر از این صبح،صبحِ دگری نیست! در آن صبحی که فقط به تو صبح بخیر گفت،و چه صبحی بخیر تر این که با حرف هایِ تو صبح شده است.. اصلا همه چیز بخیر است هنگامِ کنارِ تو بودن،در این دورتر از هم بودن!!.. باورت می شود ای مقدس ترین واژه ی هستی؟! باورت می شود که با تو،من ناگفته ترین نوشته هایم را می نویسم و تو با هر لحظه بودنت،شعری می شوی جاری در قلب و روحِ تنهایِ من؟!.. دیگر اما من،همه چیز را باور می کنم.. چون با تو ترس و آشوب،معنایی ندارد!! چون هرآنچه نبود و نشد،حالا به اعجازِ آمدنِ تو آمده اند.. و زیبا تر از این صبح،صبحی در من بخیر نشده است! و ساده می گویمت؛ صبحت بخیر،عشق؛عاطفه و امید...</description>
                <category>Naqme♬♪</category>
                <author>Naqme♬♪</author>
                <pubDate>Wed, 11 May 2022 17:31:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیالِ تُو!</title>
                <link>https://virgool.io/atighefroshi/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84%D9%90-%D8%AA%D9%8F%D9%88-vvithojzcyeq</link>
                <description>وَ َقسم بِه لَحظِه ی فِشُردَنِ دَستانَم دَر آغوشِ دَستانِ تُو،کِه هیچ حِسی بِه لِطافَت وَ خوشیِ این لَحظِه وُجود نَداشتِه اَست وَ نَخواهَد داشت!..دَر آن دَم کِه سَردیِ هَمیشِگیِ دَستانَم غَرقِ گَرمایِ دَستانِ نَوازِشگَرِ تُو می شَوَد..وَ تَمامِ مَن دَر هَم می شِکَنَد وَ با گَرمایِ وُجودِ تُو بَنایی نو می سازَد، کِه تَوانَش را نَدارَم کِه نِگاهَم را بِه نِگاهِ دیوانِه کُنَندِه یِ تُو بِدَهَم اَمّا تَمامِ ذَراتِ وُجودَم غَرق شُدَن دَر ژَرفایِ چَشمانِ تُو را میخواهَد...کِه می خواهَم هیچ چیز نَباشَد بِه جُز چَشمانِ عَمیقِ تُو وَ دَستانِ پُر مِهرَت!..کِه مِهرَبان تَرینِ مَن! عَمیق تَرین نُقطِه یِ وُجودِ مَن!..چقَدر دِلَم &quot;تُو&quot; را می خواهَد وَ دَر کِنارِ &quot;تُو&quot; چِه بی پَروا می تَوان &quot;نَغمِه&quot; بود!!!...</description>
                <category>Naqme♬♪</category>
                <author>Naqme♬♪</author>
                <pubDate>Sat, 07 May 2022 19:21:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کَلَمات،تُو را می نِویسَند؟!ـ.</title>
                <link>https://virgool.io/atighefroshi/%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA%D8%AA%D9%88-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%80-us2vnefne2hq</link>
                <description>&quot;گفتی دوستت دارم!&quot;این تنها داشتنی و بیشترین دارایی این دنیاست،برایِ یک منِ محروم از تمامِ خودم و تنها چیز از تمامِ هیچی که مرا خسته از خودش کرده!..و تنها داشتنی که باور به داشتنش زیباتر از داشتنش هست...داشتنی که می شد تا ابد چون گنجی نهانش کرد؛از چشمِ تمامِ کسانی که کمین کرده اند برای نداشتنش..مرا بدار چون رازی در سینه ی من،که هر روز هزاران بار بیشتر ریشه می دواند؛آنگونه که جوانه هایش از شکافِ زخم هایِ تنم بیرون می‌آید برایِ نتیجه دادنِ جوانه هایی که از شیره ی جانم می مکند،تا هر کدام شعری شوند جاری برایِ یادآوریِ بودنِ &quot;تویی&quot; سرشار از منِ تو...دارایی که در آن حاظرم تا پایِ جان بردارش بروم و به دارِ آغوشت بیاویزم تمامیِ وجودم را..مرا بدار که دار و ندارم در این دنیایِ غریب،یک راز پر معناست،که هر روزش در من تداعیِ سالها خوشبختی در بهشتِ آرزوها و رویاهاست،و لحظه‌ای نبود تو،سالها نبودِ من است.!میانِ آتشِ وحشتناکِ دلتنگی ام..بمان!،و مرا پر از احساسِ زیباییِ وجودت کن،به راز؛که ذره ذره ی وجودم معبدی بنا شده به رمز،که مذهبش شعر است و مکتبش اسرارِ عشق...بمان،که با &quot;تو&quot; من داراترین خوشبختیِ خلقتم!. </description>
                <category>Naqme♬♪</category>
                <author>Naqme♬♪</author>
                <pubDate>Fri, 06 May 2022 15:20:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تُو دوری!</title>
                <link>https://virgool.io/atighefroshi/%D8%AA%D9%8F%D9%88-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C-atahzjd38agw</link>
                <description>دیگَرنَه حَرف هایِ مُبهَمَت را داشتَمنَه چَشمانَت رانَه دَستانِ گَرمَت راوَ نَه صِدایِ یَواشِ قَلبَت راوَ خواندَنَت دَر سُکوتی عَمیق دَر فاصِلِه ای طولانی،چون زیباییِ هَمیشِگی اَت،خارِقُ العادِه وَ با شُکوه اَست!...</description>
                <category>Naqme♬♪</category>
                <author>Naqme♬♪</author>
                <pubDate>Mon, 28 Mar 2022 14:47:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اِمروز؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_74826687/%D8%A7%D9%90%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-u9jhx5qt4dvc</link>
                <description>اَما اِمروز اَز هَمون اَوَلِش مَسخَرِه بود! اَز صُبحِ یَخبَندون اَز زیرِ پَتو دَراومَدَن تا لِباس پوشیدَن وَ سَوارِ ماشین شُدَن وَ راه اُفتادَن تو خیابوناَز اَوَلِشم اِستِرِس اِمتِحانِ زیست وَ فیزیک بیخیالَم نَشُد،هَرچی مَن بیخیالِ هَمِه میشَم،هَمِه چیزایی کِه نِمیخوام وِل کنِ مَن نیستَن. قانونِشِه فِکر کُنَم.. +دَرس خوندَم؟  _نَه+کِتابی کِه دِلَم میخواست رو خوندَم؟  _نَه+نِوشتَم یا هَرکارِ دیگِه ای کَردَم؟  _نَه+چیکار کَردَم؟  _خوابیدَم! فَرقی نَدارِه چِخَبَرِه  مَن دَر هَمِه ی حالَت ها پَناهِ اَوَل وَ آخَرَم خوابِ هَمَش خواب..فَقَط خواب!اَز فَرار کَردَن بِخاطرِ فِلان کار کُلِ روزَم رو می خوابَم..وَلی جَدیداً سَعی می کُنَم بِجَنگَم! اَز فِلان کار می خوام فَرار کُنَم؟؟پَس با کَلِه میرَم توشاین میشِه جَنگ! یِه وَقتایی اَمّا حالِ جَنگ رو هَم نَدارَم،چیکار می کُنَم؟! میخوابَم!یا سَعی می کُنَم حَدَاقَل اون کاری کِه دِلَم می خواد رو اَنجام بِدَم،اَصلا هَر کاری غِیر اَز خوابیدَن..اَز دَرس خوندَن خوشَم نِمیاد؛ ساعَت ۹ُ شَبِنَماز نَخوندَم،گُشنَمِه،اُتاقَمَم بِه هَم ریختَس،بابا میگِه بایَد بِریم خونِه عَمّه!اِمتِحانِ زیست دارَم وَ فیزیک. آخِه اَز دَرس خوندَن خوشَم نِمیاد!سَرَم دَرد میکُنه،تَه گِلومَم میسوزِه حَتمَاً سَرما خُوردَممیخوام بِخوابَم!!!!!گُفتَم اِمتِحانِ زیست وَ فیزیک دارَم؟ آخِه اَز دَرس خوندَن خوشَم نِمیاد......</description>
                <category>Naqme♬♪</category>
                <author>Naqme♬♪</author>
                <pubDate>Sun, 27 Mar 2022 22:20:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مَرا بخوان...</title>
                <link>https://virgool.io/atighefroshi/%D9%85%D9%8E%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-gruxo1pbkp9j</link>
                <description>می نِویسَمَت! چِراکِه باید باقی بِمانی،چِه دَر کِنارِ مَن،وَ چِه... تو لایقِ خواندِه شُدَن و باقی ماندَنی.. شایِستِه ی شِعر شُدَن و نِوشتِه شُدَنتو زیباتَرین کَسی هَستی کِه کَلَمات می تَوانَند بَرایَش نِوشتِه شَوَند.. وَ تو چِه بی رَحمانِهدَر کِنارِ مَن نیستی!!...</description>
                <category>Naqme♬♪</category>
                <author>Naqme♬♪</author>
                <pubDate>Sun, 27 Mar 2022 01:34:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اَز مَن بَرایِ هَرکَس کِه می تَوانَد بِخوانَد.</title>
                <link>https://virgool.io/atighefroshi/%D8%A7%D9%8E%D8%B2-%D9%85%D9%8E%D9%86-%D8%A8%D9%8E%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%90-%D9%87%D9%8E%D8%B1%DA%A9%D9%8E%D8%B3-%DA%A9%D9%90%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%8E%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%8E%D8%AF-%D8%A8%D9%90%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%8E%D8%AF-lr95oiyqcner</link>
                <description>گاهی لَحظاتی پیشِ رویِ تو دَر حالِ گُذَرَند،کِه یادآورِ تَلخ تَرین خوشی ها و خاطِرِه هایِ بودَنَت بودَند.. خاطِراتی کِه یاد آوَریشان چِنان لِذَتِ دَردناک یست؛ کِه گویی زَخمی عَمیق را بَر تَنَت آرام نَوازِش میکُنی.. آن هَم بِه دَستانِ کَسی کِه دَردهایَت را تَسکین می دَهَد. بِه دَردی کِه تو را خوش ست؛لَحظِه هایی کِه اَز نا اُمیدیَت لِذَت میبَری.. وَ شوقِ نِگاهِ تَکیدِه اَز غَمی کِه بَهانه ای بود ماندِگار بَرایِ دَرهَم دَریدَنِ بودَنَت،وَ دَلیلی بَرایِ ذَلیل کَردنِ هَر آنچِه کِه آرزویَت بود؛اینَک تو را سَخت تَر اَز هَر زَخمی می آزارَد.. اَما چارِه ای نَداری جُز مَرگِ خاموشی کِه خود را بِدآن دُچار ساختی،تَناقُضِ حِسِ شَدیدِ&quot;دِلبَستِگی&quot;وَ&quot;شِکَستِگی&quot;کِه نُقطِه عَطفِ عَواطِفَت می شَوَندوَ تو را شِکَنجِه می دَهَدتا فَریادِ بِزَنی وَ اِعتِراف کُنی تَمامِ رَنجی را کِه اینگونِه تو را دَر تار وَ پودِ یأس بِه خود گِرِفتِه؛چونان پَروانِه ای بال شِکَستِه کِه دَر تار هایِ عَنکَبوتی گِرِفتار آمَدِهوَ سایِه مَرگ بَر او سایِه اَفکَندِه وَ می دانَد هَر لَحظِه وَقتِ فَنا وَ نابودیَش نَزدیک تَر می شَوَد.. وَ دَر آن دَم این حَقیقَت را میفَهمَد کِه مُردَن اَز زِندِه بودَن آسان تَر ست...</description>
                <category>Naqme♬♪</category>
                <author>Naqme♬♪</author>
                <pubDate>Fri, 25 Mar 2022 20:26:41 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>