<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_75580692</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 05:03:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4746606/avatar/uzrPtK.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</title>
            <link>https://virgool.io/@m_75580692</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گاو سواران کرمانج،افسانه، روایت یا بخشی از تاریخ ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%DA%AF%D8%A7%D9%88-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-wohluctrz5cj</link>
                <description>🔸گاوسواران کرمانج؛ افسانه، روایت یا بخشی از تاریخ؟در میان روایت‌های شفاهی کرمانج‌های خراسان، داستانی قدیمی نقل می‌شود که برای بسیاری از مردم جالب و شنیدنی است. بر اساس این روایت، بخشی از نیاکان کرمانج‌ها در دوران کوچ‌های بزرگ خود از سرزمین‌های غربی، از جمله نواحی کردنشین و اطراف دریاچه ارومیه، با استفاده از گاو و گاومیش سفر می‌کردند. به همین دلیل در میان برخی طوایف و خاندان‌ها لقب‌هایی مانند «گاوسوار» یا «گاومیش‌سوار» رواج یافته است.یکی از روایت‌های مشهور به طایفه گاوستیانلو مربوط می‌شود. برخی بزرگان و راویان محلی معتقدند که این نام با واژه «گاو» ارتباط دارد و از این باور سرچشمه گرفته است که در مسیر طولانی کوچ، گاوهای این طایفه در حوالی دریاچه ارومیه خسته شده بودند و از آن زمان نام گاوستیانلو بر آنان نهاده شد. همچنین در برخی نقل‌های شفاهی، واژه «چمشگزک» نیز با گاوسواری یا گاومیش‌سواری ارتباط داده می‌شود.اما پرسش مهم این است که آیا چنین چیزی از نظر علمی امکان‌پذیر بوده است؟پاسخ مثبت است. گاو و گاومیش از حیوانات نیرومند به شمار می‌آیند و توان حمل وزن انسان را دارند. در بسیاری از مناطق جهان، از جمله آسیا و آفریقا، مردم در گذشته از این حیوانات برای حمل بار، کارهای کشاورزی و گاهی حتی سواری استفاده می‌کردند. بنابراین اصل گاوسواری یا گاومیش‌سواری امری ناممکن نبوده است.با این حال باید میان «امکان‌پذیری» و «اثبات تاریخی» تفاوت قائل شد. تاکنون سند تاریخی شناخته‌شده‌ای که به‌طور قطعی نشان دهد تمام کرمانج‌ها مسیر کوچ خود را بر پشت گاو یا گاومیش طی کرده‌اند، در دست نیست. بیشتر آنچه امروز درباره گاوسوار بودن برخی طوایف کرمانج گفته می‌شود، از روایت‌های شفاهی، خاطرات نسل‌های گذشته و فرهنگ عامه سرچشمه می‌گیرد.کوچ کرمانج‌ها به خراسان، به‌ویژه در دوران صفویه، موضوعی است که در منابع تاریخی ثبت شده است؛ اما این منابع بیشتر درباره زمان، مسیر و علت کوچ سخن گفته‌اند و کمتر به جزئیاتی مانند نوع حیوانات مورد استفاده اشاره کرده‌اند.از این رو می‌توان گفت که داستان گاوسوار بودن برخی کرمانج‌ها، بخشی از میراث شفاهی و هویت فرهنگی مردم ماست. چه این روایت‌ها بعدها با اسناد بیشتری تأیید شوند و چه تنها در حد یک خاطره جمعی باقی بمانند، ارزش آن‌ها در حفظ یاد و نام نیاکان و بازتاب شیوه زندگی آنان نهفته است.شاید روزی پژوهشگران با بررسی اسناد تاریخی، سفرنامه‌ها و روایت‌های محلی بتوانند پاسخ دقیق‌تری به این پرسش بدهند. اما تا آن زمان، داستان گاوسواران کرمانج همچنان یکی از روایت‌های جذاب و شنیدنی فرهنگ کرمانج خراسان باقی خواهد ماند.🖊خداداد امیریشاعر و نویسنده کرمانج#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2026 23:04:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا کرمانج های خراسان با گاو به خراسان آمدند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AC-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%DA%AF%D8%A7%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%86%D8%AF-kzm1qqghgalj</link>
                <description>🔸آیا کرمانج‌های خراسان با گاو به خراسان آمدند؟✍️ خداداد امیریشاعر و نویسنده کرمانجگاهی در برخی نوشته‌ها و روایت‌ها می‌خوانیم که کرمانج‌های خراسان از نواحی ترکیه و اطراف دریاچه ارومیه به خراسان کوچ کرده‌اند و در این کوچ، گاوهای خود را همراه داشته‌اند. حتی بعضی افراد نام‌هایی مانند «گاوستیانلو» را به «گاو خسته» نسبت می‌دهند و می‌گویند چون گاوهای آنان در مسیر طولانی خسته شده‌اند، این نام بر آنان نهاده شده است. همچنین درباره برخی طوایف، تعبیرهایی مانند «گاوسوار» یا «گاومیش‌سوار» نیز به کار می‌رود.اما این روایت‌ها چند پرسش مهم را در ذهن ایجاد می‌کند.اگر کرمانج‌ها واقعاً سوار گاو بوده‌اند، چرا از حیواناتی مانند اسب، قاطر و شتر استفاده نکرده‌اند؟ مگر پشت گاو برای سواری‌های طولانی مناسب است؟ آیا گاو به اندازه اسب سرعت و چابکی دارد؟اگر گفته شود که گاوها فقط ارابه‌ها را می‌کشیده‌اند، این موضوع قابل فهم‌تر است؛ زیرا در گذشته گاو یکی از حیوانات مهم برای کشیدن ارابه و حمل بار بوده است. اما کشیدن ارابه با گاوسوار بودن تفاوت دارد.از سوی دیگر، بسیاری از تاریخ‌نویسان نوشته‌اند که کرمانج‌ها برای پاسداری از مرزهای خراسان به این منطقه منتقل شدند. حال این پرسش مطرح می‌شود که آیا یک قوم مرزدار و جنگاور می‌تواند با گاو به میدان نبرد برود؟ آیا در طول تاریخ، سپاهیان بر پشت گاو جنگیده‌اند یا بر پشت اسب؟همه می‌دانیم که اسب از دیرباز همراه جنگاوران بوده است. سرعت، قدرت و توان رزمی اسب باعث شده که در بیشتر ارتش‌های جهان جایگاه ویژه‌ای داشته باشد. در مقابل، گاو حیوانی آرام و مناسب کارهای کشاورزی و حمل بار است.بنابراین شاید بهتر باشد میان «همراه داشتن گاو» و «گاوسوار بودن» تفاوت قائل شویم. ممکن است نیاکان کرمانج‌های خراسان در کوچ‌های خود گاوهای فراوانی داشته باشند و از آنها برای حمل بار و کشیدن ارابه استفاده کرده باشند، اما این موضوع به معنای آن نیست که آنان با گاو به جنگ می‌رفتند یا مسیرهای طولانی را بر پشت گاو طی می‌کردند.هدف از طرح این پرسش‌ها رد یا تأیید قطعی هیچ نظریه‌ای نیست. مقصود این است که درباره روایت‌های تاریخی با دقت بیشتری بیندیشیم و هر سخنی را بدون بررسی نپذیریم.تاریخ کرمانج‌های خراسان بخشی ارزشمند از هویت ماست. هرچه این تاریخ بر پایه پژوهش، سند و منطق استوارتر باشد، برای نسل‌های آینده ماندگارتر و قابل اعتمادتر خواهد بود.پس این پرسش همچنان باقی است:اگر کرمانج‌ها برای مرزداری و دفاع از خراسان آمده بودند، آیا منطقی است که وسیله اصلی آنان گاو بوده باشد، یا اینکه این روایت‌ها در گذر زمان دچار برداشت‌ها و تعبیرهای نادرست شده‌اند؟قضاوت را به خوانندگان و پژوهشگران تاریخ می‌سپاریم.🖊 خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2026 23:00:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درد دل یک شاعر کرمانج</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D9%84-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AC-k5j9fqyywuh5</link>
                <description>🔸درد دل یک شاعر کرمانجمن خداداد امیری هستم؛ شاعری از میان مردم کرمانج خراسان.سال‌ها پیش، نه برای شهرت، نه برای مقام و نه برای کسب منفعت، بلکه تنها از روی عشق به زبان مادری خود وارد عرصه شعر و نویسندگی شدم. تحصیلات دانشگاهی ندارم، اما عمر خود را با مطالعه، کتاب و تحقیق در زمینه دین، فرهنگ، تاریخ و زبان کرمانجی خراسان سپری کرده‌ام.بیشتر اشعار من درباره خداوند متعال، پیامبران الهی، ائمه اطهار(ع)، واقعه عاشورا، عید غدیر، عید قربان، داستان‌های دینی و مفاهیم عرفانی سروده شده‌اند. هدف من از سرودن شعر، زنده نگه داشتن باورهای دینی و میراث فرهنگی مردم کرمانج بوده است.از آغاز راه، تلاش کردم اشعار خود را به سبک استاد جعفرقلی زنگلی، شاعر نامدار کرمانج خراسان، بسرایم. شعرهای من بر پایه ساختار هفت‌هجایی، چهارده‌هجایی و پنج‌خشتی شکل گرفته‌اند؛ همان شیوه‌ای که به باور من به سنت شعری جعفرقلی نزدیک‌تر است.با این حال، هنگامی که وارد برخی کانال‌ها و گروه‌های ادبی کرمانجی شدم، با واقعیتی تلخ روبه‌رو گردیدم. بسیاری از کسانی که خود را پیرو راه جعفرقلی معرفی می‌کردند، شعرهایی با قالب‌ها و ساختارهایی متفاوت می‌سرودند؛ شعرهایی که از نگاه من شباهت چندانی به شیوه اصیل جعفرقلی نداشتند. اما در مقابل، من که تلاش می‌کردم همان مسیر را دنبال کنم، به دلیل تفاوت دیدگاه و شیوه نگارش مورد انتقاد قرار گرفتم.اختلاف دیگر بر سر رسم‌الخط بود. من همواره اشعارم را با خط فارسی ساده و روان نوشته‌ام تا مردم کرمانج خراسان بتوانند به آسانی آن‌ها را بخوانند و با آن ارتباط برقرار کنند. اما برخی افراد تنها یک نوع رسم‌الخط را معتبر می‌دانستند و هر دیدگاه دیگری را نمی‌پذیرفتند.آنچه بیش از همه مرا آزرد، مخالفت علمی یا ادبی نبود؛ زیرا اختلاف نظر در هر جامعه فرهنگی طبیعی است. ناراحتی من از آن بود که به جای گفت‌وگو و نقد منصفانه، گاهی با حذف، طرد و برچسب‌زنی مواجه شدم. حتی گاه چنان رفتار شد که گویی دفاع از رسم‌الخط فارسی یا پافشاری بر اصالت کرمانجی خراسان، جرمی نابخشودنی است.من هرگز ادعا نکرده‌ام که تنها راه درست، راه من است. اما معتقدم همان‌گونه که دیگران حق دارند شیوه و رسم‌الخط مورد نظر خود را انتخاب کنند، من نیز حق دارم به راهی که به آن باور دارم وفادار بمانم.درد من دشمنی با هیچ شاعر یا نویسنده‌ای نیست. درد من فراموش شدن اصالت‌هاست. اگر نسل امروز نتواند میان میراث گذشتگان و تغییرات جدید تعادل برقرار کند، بخشی از هویت فرهنگی ما به تدریج از میان خواهد رفت.با وجود همه این دشواری‌ها، همچنان به راه خود ادامه می‌دهم. همچنان برای خداوند، پیامبران، اهل بیت(ع)، فرهنگ کرمانج و زبان مادری‌ام شعر می‌سرایم و باور دارم که داور نهایی، نه گروه‌ها و نه کانال‌ها، بلکه مردم، تاریخ و آیندگان خواهند بود.🖊خداداد امیریشاعر و نویسنده کرمانج#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Sat, 30 May 2026 15:00:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقاله: حفظ زبان کرمانجی خراسان در برابر تهدیدات تحمیل فرهنگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%AD%D9%85%DB%8C%D9%84-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-j011podbvf2p</link>
                <description>🔸مقاله: حفظ زبان کرمانجی خراسان در برابر تهدیدات تحمیل فرهنگیمقدمه: زبان، نه تنها ابزاری برای ارتباط است، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی هر قوم و ملت است. زبان هر جامعه مانند آینه‌ای است که فرهنگ، باورها، آداب و رسوم آن را به نمایش می‌گذارد. در دنیای امروز، که فرهنگ‌ها و زبان‌ها تحت تأثیر جهانی شدن قرار گرفته‌اند، زبان‌های محلی و گویش‌های قومی ممکن است در معرض تهدید و فراموشی قرار گیرند. یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های امروزی زبان‌شناسان و فعالان فرهنگی، حفظ و نگهداری زبان‌های اقوام و ملت‌ها در برابر تهدیدات جهانی شدن و فشارهای زبانی است.خطرات تحمیل زبان‌های دیگر بر زبان کرمانجی خراسان: زبان کرمانجی خراسان، به عنوان یکی از گویش‌های اصیل و قدیمی زبان کرمانجی، میراث فرهنگی ارزشمندی است که نباید مورد تهدید قرار گیرد. یکی از بزرگترین چالش‌ها برای این زبان، تحمیل زبان‌های دیگر بر آن است. در این فرآیند، گاهی اوقات تلاش می‌شود که زبان‌هایی مانند کردی، که شباهت‌هایی به کرمانجی دارند، به عنوان یک زبان غالب و برتر شناخته شوند و در عین حال زبان کرمانجی خراسان نادیده گرفته یا تخریب شود.این نوع تحمیل زبان نه تنها بر اساس احترام به هویت زبانی و فرهنگی نیست، بلکه خطری جدی برای هویت فرهنگی مردم کرمانج است. اگر زبان کرمانجی خراسان مورد تهاجم قرار گیرد و تحت تاثیر زبان کردی یا زبان‌های دیگر قرار گیرد، چیزی جز از بین رفتن هویت و تاریخ یک ملت نخواهد بود. همان‌طور که در بسیاری از نقاط جهان دیده‌ایم، زمانی که زبان یک جامعه نابود می‌شود، تاریخ و فرهنگ آن نیز از بین می‌رود.اهمیت زبان کرمانجی خراسان در هویت قومی: زبان کرمانجی خراسان به‌عنوان یکی از گویش‌های خاص و اصیل کرمانجی، بخش جدایی‌ناپذیر از هویت مردم این منطقه است. این زبان نه تنها ابزار ارتباطی میان افراد است، بلکه حامل آداب و رسوم، افکار و باورهای نسل‌ها می‌باشد. برای مردم کرمانج، زبان کرمانجی خراسان یک میراث زبانی است که باید در برابر تهدیدات خارجی محافظت شود.وقتی که این زبان با تحمیل زبان‌های دیگر روبه‌رو می‌شود، در واقع در حال نابود شدن است. زبان‌ها زمانی از بین می‌روند که واژه‌ها، ساختار دستوری و ویژگی‌های خاص آن‌ها نادیده گرفته شوند یا فراموش شوند. این خطر می‌تواند به تدریج اتفاق بیفتد و در طول زمان، نسل‌های آینده ممکن است دیگر زبان مادری خود را یاد نکنند.ضرورت حفظ تنوع زبانی و فرهنگی: تنوع زبانی و فرهنگی باید به عنوان یک ارزش انسانی و نه تهدیدی برای یکپارچگی و وحدت ملی در نظر گرفته شود. زبان‌های مختلف باید در کنار هم و با احترام به تفاوت‌ها و ویژگی‌های خود، زندگی کنند. در حالی که وحدت ملی برای هر کشوری ضروری است، نباید این وحدت به قیمت تخریب زبان‌ها و گویش‌های محلی تمام شود.بلکه باید بدانیم که وحدت در تنوع قدرت بیشتری دارد. یک ملت زمانی واقعی متحد است که همه زبان‌ها و فرهنگ‌های آن به یک اندازه مورد احترام قرار گیرند و هیچ زبان یا فرهنگی از دیگری بالاتر یا پایین‌تر نباشد. در صورتی که یک زبان بر دیگری تحمیل شود، این نه تنها وحدت را از بین می‌برد، بلکه به آن آسیب می‌زند.نتیجه‌گیری: ما باید از زبان کرمانجی خراسان و دیگر زبان‌های محلی همچون گنجینه‌ای فرهنگی و تاریخی محافظت کنیم. این زبان‌ها نه تنها ارتباطات مردم را میسر می‌سازند، بلکه بخشی از هویت و فرهنگ آن‌ها هستند. هر گونه تحمیل زبانی که به تخریب و نابودی زبان کرمانجی خراسان منجر شود، نه تنها ظلم به زبان است، بلکه ظلم به تاریخ و هویت مردم کرمانج خواهد بود.در پایان، باید این پیام را در همه جا پخش کنیم که وحدت ملی نباید به‌معنای یکپارچگی زبانی باشد که در آن زبان‌های دیگر از بین بروند. بلکه این وحدت باید در احترام به تنوع فرهنگی و زبانی باشد، که در آن هر زبان و هر گویش در کنار یکدیگر زیبا و محترم خواهند بود.🖊با تقدیم احترام،خداداد امیریشاعر و نویسنده کرمانج#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Thu, 28 May 2026 16:30:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نفوذ کردی و زبان و آداب رسوم آن بر کرمانجی خراسان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D9%86%D9%81%D9%88%D8%B0-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-girrkcinjvqd</link>
                <description>🔸نفوذ کردی و زبان و آداب رسوم آن بر کرمانجی خراسانمقدمه: در طول تاریخ، فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف به دلیل موقعیت جغرافیایی و تبادلات فرهنگی با یکدیگر در تماس بوده‌اند. یکی از پدیده‌های فرهنگی که در سال‌های اخیر در کرمانجی خراسان رخ داده، نفوذ زبان کردی و آداب و رسوم کردی است. این نفوذ، به‌ویژه در میان نسل جدید، تغییرات زیادی را در زبان، فرهنگ و شیوه‌های زندگی مردم کرمانج خراسان به همراه داشته است.۱. نفوذ زبان کردی بر کرمانجی خراسان: زبان کرمانجی خراسان یکی از گویش‌های کهن و اصیل ایرانی است که از دیرباز در این منطقه تکلم می‌شده است. اما در چند دهه اخیر، زبان کردی به دلیل شباهت‌های زبانی، در بسیاری از مناطق کرمانجی‌نشین خراسان نفوذ کرده است. این نفوذ زبانی ابتدا در شهرها و سپس به تدریج در روستاها گسترش پیدا کرده است.زبان کردی با لهجه‌ها و گویش‌های مختلف خود، به تدریج وارد زندگی روزمره مردم کرمانجی خراسان شده و در کنار زبان کرمانجی خراسان قرار گرفته است. استفاده از کلمات کردی در مکالمات روزمره، به خصوص در بین نسل جوان‌تر، به امری طبیعی تبدیل شده است. این موضوع باعث شده تا زبان کرمانجی خراسان کم‌کم در معرض فراموشی قرار گیرد و نوجوانان بیشتر به زبان کردی تمایل پیدا کنند.۲. تغییرات در آداب و رسوم: نفوذ زبان کردی تنها به زبان محدود نمی‌شود، بلکه تأثیرات آن در آداب و رسوم مردم کرمانجی خراسان نیز مشاهده می‌شود. بسیاری از مراسم‌های فرهنگی و جشن‌ها که در گذشته مختص به فرهنگ کرمانجی خراسان بودند، حالا به‌طور فزاینده‌ای تحت تأثیر آداب و رسوم کردی قرار گرفته‌اند.برای مثال، رقص‌های سنتی کرمانجی خراسان که در دنیا  نظیر ندارند، به تدریج جای خود را به رقص‌های کردی داده‌اند. همچنین موسیقی کرمانجی که از ویژگی‌های خاص این منطقه است، تحت تأثیر موسیقی کردی قرار گرفته و در برخی مناطق، آوازهای کردی جایگزین آوازهای کرمانجی شده‌اند.در آداب عروسی، نیز شاهد تغییرات مشابهی هستیم. آداب خاص جشن‌های ازدواج کرمانجی خراسان که با موسیقی و رقص‌های خاص خود شناخته می‌شد، حالا بیشتر شبیه به جشن‌های کردی شده‌اند. همین تغییرات فرهنگی در طول زمان می‌تواند به فراموشی هویت فرهنگی کرمانجی خراسان منجر شود.۳. پوشش لباس و نمادهای فرهنگی: یکی دیگر از جنبه‌های قابل توجه نفوذ فرهنگ کردی در کرمانجی خراسان، تغییرات در پوشش لباس است. در گذشته، مردم کرمانجی خراسان لباس‌هایی خاص و سنتی داشتند که از مواد طبیعی و بومی منطقه تهیه می‌شد. این لباس‌ها به‌عنوان نماد فرهنگی و هویت اجتماعی شناخته می‌شدند.اما امروزه، با افزایش نفوذ فرهنگ کردی، بسیاری از جوانان کرمانجی خراسان به تقلید از لباس‌های کردی روی آورده‌اند. لباس کردی که در برخی مناطق زیبایی خاص خود را دارد، به تدریج جایگزین لباس‌های سنتی کرمانجی خراسان شده است. این تغییرات در پوشش، علاوه بر تأثیرات زیبایی‌شناسی، می‌تواند نشان‌دهنده تأثیرات فرهنگی باشد که مردم کرمانجی خراسان از فرهنگ کردی پذیرفته‌اند.۴. هشدار به کرمانج‌ها: ای کرمانج خراسان، به خود آیید! فرهنگ و زبان شما بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی ایران است و نباید اجازه دهید که به دلیل نفوذ فرهنگ‌های دیگر، از بین برود. هنوز زبان کرمانجی خراسان و آداب و رسوم اصیل آن در خطر فراموشی است. باید از فرهنگ خود دفاع کنید و نگذارید که نفوذ زبان و آداب و رسوم کردی، جایگزین هویت و تاریخ شما شود.۵. ضرورت حفاظت از فرهنگ کرمانجی خراسان: برای حفظ زبان و فرهنگ کرمانجی خراسان، نیاز به آگاهی‌بخشی و تلاش جمعی داریم. برگزاری جشنواره‌ها و مراسم فرهنگی که در آن زبان و فرهنگ کرمانجی خراسان ترویج شود، می‌تواند راهی مؤثر برای حفظ این میراث باشد. همچنین آموزش زبان کرمانجی در مدارس و کارگاه‌های فرهنگی برای جوانان، به حفظ زبان و آداب و رسوم کرمانجی خراسان کمک خواهد کرد.نتیجه‌گیری: نفوذ فرهنگ کردی بر کرمانجی خراسان، به‌ویژه در زبان، آداب و رسوم و پوشش لباس، تهدیدی برای هویت فرهنگی این مردم است. اما با آگاهی‌سازی، حفاظت از زبان و پوشش‌های سنتی و آداب و رسوم، می‌توان این تهدیدات را دفع کرد و هویت کرمانجی خراسان را به نسل‌های آینده منتقل کرد.با تقدیم احترام،خداداد امیریشاعر و نویسنده کرمانج#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Thu, 28 May 2026 12:10:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بی‌مهری به قلمِ تنها؛ دردِ یک شاعر کرمانج</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85%D9%90-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%90-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AC-usge3hekm5y0</link>
                <description>🔸بی‌مهری به قلمِ تنها؛ دردِ یک شاعر کرمانجدر روزگاری که واژه‌ها به تنهایی فریاد می‌زنند، و شعر، تنها پناهگاه دل‌های زخمی‌ست، سکوت دیگران دردناک‌تر از هر نقد و قضاوتی است. من، شاعری از دیار کرمانج‌های خراسان، با سال‌ها تلاش، واژه‌ها را به خدمت گرفتم تا فرهنگمان را زنده نگه دارم؛ نه برای شهرت، نه برای پاداش، بلکه برای دینی که بر دوش خود احساس می‌کردم.اما چه تلخ است که جز سایه‌ی بی‌وفایی، چیزی نصیبم نشد. نه از اهل قلم هم‌زبانم، نه از صاحبان تریبون، نه از آنان که سال‌ها نام «کرمانج» را بر دوش می‌کشند. گویا غرور، جای رفاقت را گرفته و بی‌تفاوتی، دیوار بلند میان دل‌ها ساخته است.تنها اندکانی، همانند زنده‌یاد احمد عضدی، همراه بودند؛ و مگر یک دل مهربان چقدر می‌تواند در برابر موج بی‌مهری‌ها تاب آورد؟دردناک‌تر آن‌که آن‌سوی خراسان، کرمانج‌های شاهین‌دژ از من حمایت کردند؛ اما هم‌زبانانم در زادگاه خود، به شعرهایم نگریستند، اما چیزی نگفتند. نه تأیید، نه نقد، نه حتی سلامی ساده.در این هیاهوی سکوت، ناچار شدم واژه‌ی «نویسنده کرمانج» را از کنار نام خود بردارم؛ زیرا آنچه در دل داشتم، با آنچه در عمل دیدم، هم‌خوانی نداشت.امروز شاید با نامی گمنام بنویسم، اما یقین دارم تاریخ، نیت‌ها را می‌بیند؛ و آینده، صدای خاموشان را بهتر می‌شنود.🖊 نویسنده: خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Sun, 24 May 2026 22:00:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیانیه‌ای از دلِ یک قلمِ خاموش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%84%D9%90-%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D9%84%D9%85%D9%90-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-zxyuhjmkihsz</link>
                <description>بیانیه‌ای از دلِ یک قلمِ خاموشخداداد امیری | شاعر و نویسنده کرمانجدر جهان واژه‌ها، گاهی صدای آدمی نه از فریاد، بلکه از سکوت شنیده می‌شود.و من، سال‌هاست که در سکوتی سنگین، مشغول نوشتن‌ام؛ بی‌هیاهو، بی‌ادعا، اما با دلی سرشار از ایمان به فرهنگ، هویت، و زبان مادری‌ام: کرمانجی خراسان.تمام آثارم در گوگل در دسترس‌اند.فقط یک واژه کافی‌ست:«خداداد امیری»یا «شاعر و نویسنده کرمانج»یا «اشعار کرمانجی»و دریچه‌ای گشوده می‌شود به دنیایی از شعر، پژوهش، افسانه، مثل و چیستان.با این حال، جای یک چیز هنوز خالی‌ست:حمایت، همدلی، و همراهیِ اهل قلم و فرهنگ کرمانج خراسان.نمی‌پرسم چرا.اما نمی‌توانم انکار کنم که سال‌ها سکوت از سوی کسانی که خود را «فرهیخته»، «محقق»، یا «شاعر» می‌نامند، زخمی‌ست که درمان نمی‌پذیرد.نه پیام تشویقی، نه همراهی قلمی، نه حتی یک جمله‌ی «خسته نباشی».آیا گناه من استقلال است؟این‌که عضو انجمن یا حلقه‌ای خاص نیستم؟یا شاید این‌که بی‌سر و صدا، اما با صداقت، قلم می‌زنم؟با این‌همه، دلم از مهربانی خالی نیست.در دوردست‌های شاهین‌دژ و خلخال، کسانی بودند که بی‌هیچ سابقه‌ای، بی‌هیچ وظیفه‌ای، دل به شعر من دادند، خواندند، پیام فرستادند، تشویق کردند.و این، برای من سرمایه‌ای‌ست از جنس ایمان و انگیزه.من گمنام نیستم؛من صدایی هستم که بی‌بلندگو، راه خود را می‌رود.صدایی که شاید دیر شنیده شود،اما بی‌تردید روزی در حافظه‌ی فرهنگ این سرزمین، جای خواهد گرفت.و آن روز، تاریخ خواهد پرسید:شما چه کردید برای زبان مادری‌تان؟🖊 خداداد امیری شاعر و نویسنده‌ی کرمانج#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Sun, 24 May 2026 21:50:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درخواست خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج از مسئولان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D9%88-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-wfrbhm9pqn5j</link>
                <description>در خواست خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج از مسئولاناینجانب خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانجشاعری محروم از دیار راز و جرگلان استان خراسان شمالیبه زبان کرمانجی شعر می سرایم!شعرهای من همه مذهبی می باشند تاکنون شعرهای زیادی در مورد خداوند متعال و انبیاء و امامان معصوم سروده و در فضای مجازی منتشر نموده ام!مانند: شعرهای کرمانجی،چیستان های کرمانجی ،ضرب المثل های کرمانجی ،نوحه های کرمانجی ،افسانه های کرمانجی و....اما شعرهای من به خط فارسی و ساده و روان نوشته می شود!چون من شعرهای خود را به رسم الخط کردی آرامی و لاتین نمی نویسم!عده ای از شاعران کرمانج نمی خواهند کهمن هم در جشنواره های آنها شرکت کنم!شعرهای من به گفته خودم به سبک جعفر قلی زنگلی سروده می شود!اما سبک شعر دیگر شاعران کرمانج با سبک من فرق دارد!چون شعر من با شعر آنها همخوانی ندارد!از من درخواست می کنند که یا باید من هم به سبک آنها شعر بسازم!یا اینکه از شاعری کنار بروم!اما من دوست دارم با همین سلیقه و همین خط و رسم الخط به کار خود ادامه دهم و شعرهای زیادی در مورد خداوند متعال و انبیاء و امامان معصوم به زبان کرمانجی خراسان به نظم و تصویر بکشم!من از مسئولان درخواست می کنم!لطفاً از من حمایت کنند!من بابت این کار هیچ حقوقی از آنها نمی خواهم!فقط یک احترام و مقام و منزلتی می خواهم!دوست دارم آنها شعر و آثار من را منتشر نمایند و دست من را بگیرند!🖊با تقدیم احترامخداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Thu, 21 May 2026 16:41:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جایگاه درخت داغداغان (تاوی) در فرهنگ کرمانجی خراسان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%BA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AC-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-kqbbnnnccbke-kqbbnnnccbke</link>
                <description>جایگاه درخت داغداغان (تاوی) در فرهنگ کرمانجی خراسان✍ نویسنده: خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانجدرخت داغداغان یا درخت طاغ یا تاوی،درختی است شبیه درخت نارون که در کوه های خراسان شمالی وجود دارد!میوه درخت این درخت شبیه میوه زیتون تلخ می باشد!با این تفاوت که میوه درخت زیتون تلخ ،تلخ است!اما میوه درخت داغداغان شیرین و خوشمزه است!رنگ میوه سبز رنگ و کمی نقره ای رنگ و بعد از رسیدن زرد رنگ می شود!پرندگان هم میوه داغداغان را می خورند!چوب درخت داغداغان (تاوی) خیلی محکم و مقاوم می باشد!این درخت در مناطق سخت و در کوهای خراسان شمالی می روید!به حدی مقاوم است که ریشه این درخت از وسط سنگ عبور می کند!در میان کرمانج های خراسان از چوب درخت داغداغان که به آن طاغان یا تاوی می گویند.مهره ای درست می کنند و برای چشم زخمی بر گردن گاو و گوسفند و نوزادان می آویزند!بعضی از چوب این درخت عصا درست می کنند و بعضی برای بستن مشک تلم زنی یک نوع چوب که در زبان کرمانجی به آن ( لولاوَه )گفته می شود،درست می کنند!بعد وسط آن را مستطیل شکل سوراخ می کنند و با یک چوب دیگر که در زبان کرمانجی (کِرِه) می گویند به هم وصل می کنند و مشک را به وسیله همین چوب با طناب به سه پایه ای که در زبان کرمانجی به آن ( سه پی) می گویند ، می آویزند!هرچند من این درخت را که جایگاه خاصی در میان کرمانج های خراسان دارد ،معرفی کردم!اما در بعضی مناطق کشور ایران هم این درخت وجود دارد و به نام های دیگری تلفظ می شود!🖊 نویسنده: خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Sun, 17 May 2026 11:10:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلام ویرگول؛ یک سوال؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-a96cyxnxxrer-a96cyxnxxrer</link>
                <description>سلام بر ویرگولویرگول یک مشکل دارد که وقتی کسی بخواهد وارد آن شود یا مطالب کسی را بخواند!وقتی که بر روی متن یا نوشته کلیک می شود!غیر از تبلیغات چیزی دیگر دیده نمی شود!🔹عده ای از مردم هم نمی دانند که بایددر گوشی موبایل خود تصویر یا متن را به بالا بکشند و آن را بخوانند یا ببینند!وقتی بار اول چشم شخصی به تبلیغات اولویرگول می افتد،چون اصل متن را ندیده و نمی تواند بخواند!از خواندن متن یا نوشته شخص صرف نظر می کند!🔹چه بسیار متن و نوشته های خواندنی و ارزشمندی که به علت همین تبلیغات اول ویرگول ، کسی نتوانست آنها را ببیند و بخواند!وقتی که تبلیغات اول ویرگول را دیدن اما خبری از نوشته و متن نبود!بی اختیار از کنار متن ها و نوشته های ارزشمند دانشمندان و پژوهشگران و ... عبور کردند!در خواست من این است!ویرگول این مشکل را حل کند!🖊با تقدیم احترامخداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Sat, 16 May 2026 11:50:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان پطروس فداکار امروزی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B7%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D9%81%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-pfkqbjs7ak5u</link>
                <description>🔸 داستان پطروس فداکار امروزی✍ نویسنده: خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانجپدر پطروس کشاورزی می کرد.او زمین و باغ بزرگی داشت.چند سال باران نبارید و آب کشاورزی کم شد.پدر پطروس در داخل زمین یک چاه کند و بیل مکانیکی آورد و یک آب انبار درست کرد.پدر پطروس یک موتور آبیاری خرید و با آن آب را از چاه می کشید و در آب انبار ذخیره می کرد.وقتی که آب انبار پر از آب می شد!فلکه آب را باز می کرد و زمین و باغ را با آن آبیاری می کرد!در نبود پدر پطروس ،پطروس از آب انبار سرکشی می کرد!روزی پطروس برای سرکشی به آب انبار رفت!یک سوراخ در آب انبار ایجاد شده بود!پطروس این بار به جای اینکه انگشت خود را داخل سوراخ کند، یک چوب به داخل سوراخ کوبید و جلوی چکه کردن آب را گرفت!باغ پدر پطروس پر از درختان میوه های رنگارنگ بود!پطروس هم که به مدرسه می رفت !در مدرسه با عده‌ای از همکلاسی های نا اهل دوست و رفیق شد.دوستان نا اهل پطروس را معتاد کردند.روزی پطروس با رفیقان خود سوار موتور سیکلت شدند و به میان باغ پدر پطروس رفتند.دوستان پطروس از درختان بالا رفتند و تا می توانستند از میوه های باغ خوردند!بعد در زیر درختان آتش روشن کردند و سرگرم کشیدن مواد مخدر شدند و عرق خوردند!وقتی که مست شدند ،درختان را به آتش کشیدند!وقتی که پطروس به این کار اعتراض کرد!دوستان نااهل با پطروس درگیر شدند و با چاقو به او حمله کردند و پطروس را کشتند و جنازه پطروس را به داخل آب انبار پرت کردند تا وانمود کنند که پطروس به داخل آب انبار رفته چون شنا بلد نبوده،در آنجا غرق شده است!بعد رفیقان نااهل سوار موتور های خود شدند و از آنجا فرار کردند!وقتی که پدر پطروس به میان باغ رفت ،جنازه پطروس را در میان آب انبار دید!سریع به پلیس زنگ زد و جریان را گفت!جنازه پطروس را به پزشک قانونی بردند!مشخص شد که توسط عده‌ای به قتل رسیده است!با پیگیری پلیس قاتلان پطروس دستگیر شدند و روانه زندان شدند!بعد پطروس را بردند بر روی بلندترین تپه روستا دفن کردند و بر روی مزار پطروس نوشتند:«قهرمان فداکاری که توسط معتادان خلافکار به شهادت رسید!»حتی بر روی تابلوی مدرسه روستا نوشتند(مدرسه شهید پطروس فداکار)بعد عده ای به این کار اعتراض کردند که چرا پطروس که توسط عده‌ای از جوانان معتاد و خلافکار به قتل رسیده ، او را شهید حساب کردند!مگر پطروس چه فداکاری از خود نشان داده بود!وقتی که این طور دیدند ، داستان پطروس را که در زمان های قدیم در میان کتابهای درسی نوشته شده بود!از میان کتابهای درسی حذف کردند!🖊 نویسنده: خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Fri, 15 May 2026 16:11:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درس خواندن در روستاها در زمانهای گذشته</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-qtqnhwf4vuay</link>
                <description>🔸درس خواندن در روستاها در زمانهای گذشته در زمانهای گذشته کتاب های درسی تا هفت پشت انسان هم تغییر نمی کرد.حتی عده ای می توانستند کتاب های خود را برای نوه و نتیجه خود به ارث باقی بگذارند.هر کسی معلم روستایی می شد.در روستا به او مدیر می گفتند.به ناظر آموزش و پرورش راهنما می گفتند.کسی که شغل او معلمی بود در روستا در خانه یکی از مردم روستایی زندگی می کرد و خورد و خوراک او توسط دانش آموزان به نوبت از اهالی روستا تأمین می شد.دانش آموزان که به مدرسه می رفتند مدرسه در زمستان که مانند حالا امکانات نداشت و بخاری هیزمی بود که باید هر دانش آموزی حداقل چند دانه چوب با خودش به مدرسه می برد.مدرسه را هم باید به نوبت جارو می کردند.مدیر که به بچه درس یاد می داد باید آن را حفظ می کردند.این قدر مشق به دانش آموزان می دادند که توان نوشتن آن نبود.چون برق نبود ، شب با نور شمع یا فانوس و یا چراغ گرد سوز مشق می نوشتند.اگر دانش آموزی مشق نمی نوشتتوسط مدیر مدرسه کتک می خورد مدیر آن زمان بدترین جنایت را به کار می برد.مداد یا خودکار را لای انگشت دانش آموز می گذاشت و آن را فشار می داد این کار باعث شکستگی استخوان انگشتان دست می شد.یا اینکه یک ترکه چوب از درختان بید یا درختی شبیه ارغوان که در زبان محلی چوک می گویند بچه ها را کتک می زد.حتی با سیلی هم می زد.بچه ها از ترس مدیر شبها در خواب جیغ می کشیدند و بعضی دیگر در خواب می شاشیدند و رختخواب خود را تر می کردند.موهای بچه ها هم باید کوتاه می شد.بعضی که قیچی یا ماشین اصلاح نداشتند با قیچی پشم بری گوسفندان سرخود را می تراشیدند.تا مدتها مردم به این بچه ها که کچل شده بودند می خندیدند .بعضی بچه ها فقیر بودند لباس و کیف و کفش مناسب نداشتندیا اینکه توان تهیه قلم و کاغذ و دفتر را نداشتند.اما مدیر این چیزها سرش نمی رفت بچه ها را کتک می زد چه بسیار پسران و دخترانی که در زمان های گذشته توسط همین مدیران بی رحم ناقص عضو شده اند.حقوق مدیران آن زمان مانند حالا نبود به حساب او واریز کنند یک مأمور آموزش و پرورش می آمد که به او راهنما می گفتند او از دانش آموزان سوال های درس می پرسید.اگر بلد بودند کمی پول نقد به مدیر می داد و یک انعامی هم اضافه می کرداما اگر دانش آموزان درس بلد نبودند او پول کمتری به مدیر می داد.اب خوردن مدیر هم توسط بچه های مدرسه تأمین می شد.آنها یا با الاغ و یا پیاده از چشمه برای مدیرآب می آوردند.اما خود دانش آموزان محروم بودند مدیر یک گالن یا پارچ پر آب می کرد با یک ظرف برای خوردن.این کار باعث می شد تمام بچه ها مریض و ویروس سرماخوردگی یا بیماری دیگر شوندآن زمان در روستاها دکتر و امکانات هم نبود.🖊 نویسنده: خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Thu, 14 May 2026 23:00:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شناسنامه فرهنگی و ادبی خداداد امیری – شاعر و نویسنده کرمانج</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%E2%80%93-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D9%88-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AC-qnu7aiizntci</link>
                <description>🔸شناسنامه فرهنگی و ادبیخداداد امیری – شاعر و نویسنده کرمانج▫️نام کامل: خداداد امیری▫️لقب فرهنگی: شاعر و نویسنده کرمانج▫️تاریخ تولد: جمعه، چهارم تیرماه ۱۳۵۰ هجری شمسی▫️تاریخ میلادی: ۲۵ ژوئن ۱۹۷۱▫️تاریخ قمری: ۲۲ ربیع‌الثانی ۱۳۹۱ هجری قمری▫️سال تولد در تقویم دوازده‌گانه حیوانی: 🐖 سال خوک▫️زادگاه: روستای فرح‌دین، شهرستان راز و جرگلان، استان خراسان شمالی – ایران▫️ملیت: ایرانی▫️زبان مادری: کرمانجی (گویش کرمانجی خراسانی)🔹 زمینه فعالیت: خداداد امیری یکی از شاعران و نویسندگان نامدار کرمانج در خطه‌ی خراسان است که آثار ادبی خود را به زبان کرمانجی خراسانی، با حفظ ساختار سنتی شعر کرمانج و در سبک ادبی جعفرقلی زنگلی می‌سراید. اشعار او دارای ساختار هفت‌پاره (چهارده جزء در هر بیت) با قافیه یکنواخت هستند و مضامین آنها شامل موضوعات مذهبی، عرفانی، تاریخی، تمثیلی، اسطوره‌ای و آیینی می‌شود.از ویژگی‌های برجسته‌ی اشعار وی، پرداختن به زندگی پیامبران (حضرت نوح، حضرت سلیمان، حضرت ابراهیم و...)، اهل بیت (حضرت علی، حضرت فاطمه، امام حسین و...) و وقایع تاریخی مانند عاشورا، نوروز، عید قربان و عید غدیر است.🔹 اجرا و صوت: ایشان بخشی از اشعار خود را با صدای خود قرائت و اجرا کرده‌اند، اما نوازنده نیستند.🔹رسم‌الخط و زبان نوشتار: تمام آثار خداداد امیری با رسم‌الخط فارسی ساده و روان منتشر می‌شوند. وی به استفاده از الفبای کردی آرامی یا گویش‌های غیرخراسانی علاقه‌ای ندارد و به اصالت گویش کرمانجی خراسانی وفادار است.#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Thu, 14 May 2026 22:40:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نفرین پیامبر و دگرگونی جهان(روایتی از نیاکان)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%DA%AF%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DB%8C%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%86-yox30vce23rf</link>
                <description>🔸 نفرین پیامبر و دگرگونی جهانروایتی از نیاکان✍ نویسنده: خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانجمی‌گویند روزی پیامبری، مهمان قارون شد.همان قارونی که زمین از سنگینی گنج‌هایش به ناله آمده بود.اما دلش خشک‌تر از کویر بود و چشمش کورتر از شب.وقتی پیامبر به خانه‌اش رسید، قارون گربه‌ای را سر برید و گوشتش را با بی‌اعتنایی جلو پای پیامبر انداخت.انگار که پیامبر هم گرسنه‌ای بی‌پناه باشد، نه فرستاده‌ی حق!اما پیامبر، به جای خشم، گوشت گربه را برداشت، بر گوشه عبایش گذاشت و بلند گفت:«پیشت!»گربه جان گرفت. برخاست، نگاهی انداخت، و از خانه بیرون دوید.تمام خانه در سکوت فرو رفت.قارون وقتی که به نزد پیامبر آمد ، پیامبر گفتگربه ات کو!قارون گفت کشتم!پیامبر صدا زد گربه از انباری قارون آمد دم تکان داد!پیامبر گفت تو که گفتی گربه را کشتی!پس این گربه نیست ، پس چیست!در همین هنگام، عروس قارون، که از روزنه‌ای در بالا مهمان را زیر نظر داشت، سرش را آهسته بیرون آورد... و دوباره پنهان شد.نه برای احترام.برای فضولی.پیامبر نگاهی به خانه انداخت.به قارون.به دل‌های سخت.به بی‌رحمی‌ای که حتی حیوان را هم از امنیت خانه محروم کرده بود.و گفت:«نفرین بر خانه‌ای که عدالت را ذبح می‌کند! نفرین بر ثروتی که رحم نمی‌شناسد!»و همان‌جا، نفرینش جاری شد...زمین لرزید.دیوارها صدا دادند.و از آن پس، دنیا دیگر آن دنیای پیشین نبود...🔸 گربه‌ها شدند پلنگ و گربه‌وحشی🔸 سگ‌ها شدند گرگ🔸 گاوها، خوک شدند و بوفالو🔸 گوسفندان، بزکوهی و میش‌کوهی🔸 مرغ‌ها پر کشیدند و به کوه‌ها و دشت‌ها رفتند؛ کبک شدند، قرقاول، مرغابی!عده‌ای به خشکی پناه بردند، عده‌ای به آب!و عروسِ قارون؟شد کلپاسه؛ سوسماری خزنده،که تا امروز هم، سرش را بالا و پایین می‌کند،انگار هنوز دنبال رد نگاه پیامبر است.📌 این روایت، برگرفته از حکایت‌های شفاهی نیاکان است؛ بازآفرینی شده توسط خداداد امیری، شاعر و نویسنده کرمانج.#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Thu, 14 May 2026 21:11:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان روباه و کلاغ و گوشی موبایل  ( بر اساس شعر روباه و زاغ)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D9%88-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%BA-%D9%88-%DA%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D8%B2%D8%A7%D8%BA-tbilyzurug19</link>
                <description>🔸 داستان روباه و کلاغ و گوشی موبایل( بر اساس شعر روباه و زاغ)✍ نویسنده: خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانجیکی بود یکی نبود.پیرمرد کشاورزی در میان باغ خود مشغول کار بود.او در موقع استراحت به سایه درختی رفتگوشی خود را به زیر سرش گذاشته و به خواب رفت.کلاغی که در بالای درخت بود پایین پرید و گوشی پیرمرد را به نوک گرفت و به بالای درخت کنار باغ پرید.روباهی از آنجا می‌گذشت ، روباه گوشی را در دست کلاغ دید و به زیر درخت رفت و به کلاغ گفت سلام دوست عزیز ، چه گوشی قشنگی داری!گوشی ات را به من می دهی یک زنگ به خانواده ام بزنم!کلاغ گفت: نه من این گوشی را تازه خریدم و گوشی خود را به کسی نمی دهم.روباه گفت پس بیا پایین تا باهم یک عکس یادگاری بگیریم!کلاغ گفت نه من پایین نمی آیم در همان جاواستا تا من از این بالا عکس تو را بگیرمروباه گفت نه اگر تو از بالا عکس مرا بگیریعکس من کوچک می افتد!شما بیایید پایین من بالای درخت بروم و عکس شما را بگیرم!کلاغ کفت نه بازهم عکس من کوچک می افتد!خلاصه کلاغ گوشی را نداد !روباه گفت پس یک آهنگ شاد بگذار تا برقصیم!کلاغ یک آهنگ شاد پخش کرد و روباه هم در زیر درخت می رقصید!شارژ گوشی تمام شد در همان حالت کلاغ هر کاری کرد گوشی روشن نشد!کلاغ ناراحت شد و به روباه گفت شما نمی توانی این گوشی را روشن کنی این گوشی که روشن نمی شود!روباه به کلاغ گفت بیا پایین و گوشی را به من بده تا آن را روشن کنم!گوشی را از آن بالا پرت نکنی که گوشی می شکند!کلاغ از بالای درخت به پایین ترین شاخه درخت آمد و گوشی را یواش پرت کرد جلوی روباه!از آن طرف پیرمرد از خواب بیدار شد و هرچه گشت گوشی خود را ندید!پیرمرد ناراحت شده و سر گرم کار شد ، از آن طرف روباه گوشی را از کلاغ گرفت!روباه وارد باغ پیرمرد شد و یواشکی رفت گوشی را در روبروی چشم پیرمرد داخل علف های هرز گذاشت!روباه خودش هم در جایی پنهان شد.پیرمرد در همان حالت که مشغول کار بود گوشی خود را در داخل علف های هرز پیدا کرد و آن را گرفت و به برق وصل کرد تا شارژ شود!پیرمرد خودش هم به خواب رفت تا کمی استراحت کند!گوشی که خوب شارژ شد ، روباه یواشکی آمد تا گوشی را بردارد!از آن طرف کلاغ که کینه روباه را در دل داشتبالای درخت آمده و از بالای درخت قار و قار کرد و یک گردو به نوک گرفت و به سر پیرمرد کوبید!پیرمرد هراسان از خواب پرید و روباه را دید که می خواهد گوشی او را بردارد!پیرمرد که ناراحت شده بود چماقی برداشت این قدر روباه را کتک زد تا روباه خود را به مردنی زد!پیرمرد از دم روباه گرفت و آن را به بیرون باغ پرت کرد!روباه وقتی که دید نجات پیدا کرده از جایشبلند شد تا برود!از آن طرف کلاغ بالای سر روباه آمده و خوشحالی می کرد و به روباه گفت حقت بود که گوشی پیرمرد را دزدیدی!روباه به کلاغ گفت گوشی را تو دزدیده بودیاما من فقط می خواستم گوشی را شارژ کنم اما از دست پیرمرد کتک خوردم!🖊 نویسنده: خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج#روباه_و_کلاغ_و_گوشی_موبایل#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Thu, 14 May 2026 16:11:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعری درباره به تمام زبانها احترام بگذاریم   به زبان کُرمانجی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D8%B4%D8%B9%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A8%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%8F%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C-gbnprh7kpcu9</link>
                <description>🔸 شعری درباره به تمام زبانها احترام بگذاریم به زبان کُرمانجی سَلام دَه کْـِم لَه کُـلِ خانْگ و بِـرِه وَه حُرمَت لَـه طِـه لَـهجَـه زِمـانِـه ، نَواشَه بِکْـِئن تـهـمـت نَواشَه بَـنـدَه ی خَـدی ، ژَه هَـوّ بُـوِِن ناراحت خَـدِی لـهجَـه جاری کْـِر ، لَـه زِمانِـه نَـه مِـلّـت **** موجودِه کُره ی زمین ، هَم خشکی و هم آوّی رَش و سیس و سور و زَر ، لَه جَم خَدی مساوی کُـلِ وَه  بـیـر  طِـیـنِـنَـه ، ذِکـرا حـقّ  و  ناوّا  وی خَـدی لَـه روی قیامـت ، دَه گـیـنِـه  حساوِه  وی پـاداشــی خَــه دَوّیـنِـن ، اَوّ لَـه رویـی قـیامَـت **** 🖊شاعر: خداداد امیری شاعر و نویسنده کُرمانج #کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Wed, 13 May 2026 15:40:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علم حضرت ابوالفضل (ع): حقیقتی فراموش‌شده</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B9-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D8%B4%D8%AF%D9%87-trbnbtiffy4e</link>
                <description>🔸 علم حضرت ابوالفضل (ع): حقیقتی فراموش‌شدهامروزه بسیاری از مردم، علم‌های سنگین و پنجره‌شکل فلزی را به نام علم حضرت ابوالفضل (ع) می‌شناسند؛ در حالی‌که با نگاهی به تاریخ واقعی کربلا و منابع معتبر، درمی‌یابیم که علم واقعی حضرت عباس (ع) چیزی بسیار ساده‌تر، سبک‌تر و شبیه همان علم‌هایی بوده است که هنوز هم در روستاهای ما دیده می‌شود.علم اصلی، سبک، قابل حمل روی اسب، چوبی و پوشیده با پارچه سبز یا سیاه بوده است؛ و گاه دستی پارچه‌ای یا چوبی به عنوان نماد به آن متصل می‌شد. این علم‌ها نماد وفاداری، هدایت و ایستادگی بودند، نه سازه‌های فلزی با ده‌ها نماد پیچیده.سؤال ساده‌ای باید پرسید:اگر واقعاً علم حضرت ابوالفضل (ع) فلزی، بزرگ و پنجره‌مانند بود،چگونه ممکن بود پس از قطع دست راست، آن را با دست چپ بلند کند؟و سپس، پس از آنکه هر دو دستش قطع شد، با بازوان خود آن علم را نگه دارد؟این حقیقت ساده، نشان می‌دهد که علم واقعی کربلا، نه ابزاری سنگین و نمایشی، بلکه پرچمی سبک اما سنگین از وفا، اخلاص و فداکاری بود.بیایید نمادها را از نو بشناسیم،و از ظاهر، به باطن حماسه برگردیم.✍️ خداداد امیری – شاعر و نویسنده کرمانج#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2026 15:31:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از دشواری‌ها تا درخشش؛ مسیر خداداد امیری در شعر کرمانج خراسان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B4%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B4%D8%B4-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AC-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-oxicg0ldw4ef</link>
                <description>🔸از دشواری‌ها تا درخشش؛ مسیر خداداد امیری در شعر کرمانج خراسانشعر کرمانج خراسان برای من نه سرگرمی بود، نه تفنن؛بلکه مسیر زندگی و هویت فرهنگی است.در طول سال‌ها، با وجود دشواری‌ها و بی‌اعتنایی برخی، همچنان پشت کلمات ایستاده‌ام تا صدای کرمانج خراسان خاموش نشود.در مسیر شعر و نوشتن، تشویق همیشه همراه نبوده است.گاه سکوت بود،گاه زخم‌زبان،و گاهی حتی بی‌مهری از سوی بعضی آشنایان اهل قلم.اما همیشه باور داشتم که هر کاری که از دل برای حفظ و ثبت فرهنگ کرمانج انجام شود، بی‌اثر نمی‌ماند.امروز شاید جمعی محدود بخوانند،اما نام خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج در جستجوهای گوگل کنار کلیدواژه‌هایی مثل «شعر کرمانج»، «شعر کرمانج خراسان» و «شاعر کرمانج» دیده می‌شود.این درخشش نتیجه سال‌ها تلاش، صبر و پشتکار است و نشان می‌دهد مسیر درست، همیشه راه خود را پیدا می‌کند.من نه از مخالفت هراسی دارم، نه از تنهایی.مسیر من مسیر ریشه‌دار فرهنگی است؛درختی که در خاک فرهنگ کرمانج خراسان ریشه دارد، با بادهای تند نمی‌افتد و همواره بالنده می‌ماند.این متن روایت تلاش، ایستادگی و مسیر روشن یک شاعر مستقل است، کسی که با عشق به شعر کرمانج خراسان، نام و میراث فرهنگی خود را ثبت کرده است.✍ خداداد امیریشاعر و نویسنده کرمانج خراسان#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2026 12:01:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعری درباره حسنک امروزی به زبان کرمانجی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D8%B4%D8%B9%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%B3%D9%86%DA%A9-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C-fon9gzmlllpp-fon9gzmlllpp</link>
                <description>🔸شعری درباره حسنک امروزیبه زبان کرمانجیکوچی یی مَه هَوو هَووپشیکی مَه مَوو مووخَوَر ژَه حسنک نَوو🔸🔹🔸کَری مَه یی هارَه هارَهپَز و دَوار بارَه بارَهدیکی مَه ژی قارَه قاَره🔹🔸🔹گولِکی مَه بورَه بورَهشَمال تِیِه هورَه هورَهنانی کوکب ژی که شورَه🔸🔹🔸هَسپی مَه ژی که رنگ سورَهحسنک کِه ژه وان دورَهسر گرم بویِه لَه بافورَه🔹🔸🔹دَوار پَز بِر فروشی یِهژَه وان کِرَه چشم پوشی یِهسَرِه وی لَه سَر گوشی یِه🔸🔹🔸معتاد بویِه شالاتانَهدهَ گَری یِه پَه لاتانَهلَه پارکان و حَیاتانَه🔹🔸🔹ترجمه: توله سگ ما از گرسنگی واق واق می کردگربه ما میو میو می کرداما خبری از حسنک نبود!الاغ ما از گرسنگی عرعر می کردگاو و گوسفند ماما می کردندخروس ما قوقولی قوقو می کردگوساله ما بار بار می کردباد تندی می آمدنان کوکب خانم هم که دیگر خوردنی نیست شور است!اسب ما هم که سرخ رنگ استاما حسنک از حیوانات دور است!حسنک سرگرم وافور شده است!او گاو و گوسفند را به  فروش گذاشتو از آنها چشم پوشی کرد!حسنک همیشه سرش داخل گوشی موبایل است!حسنک دیگر به حیوانات سر نمی زند!حسنک دیگر معتاد خطرناکی شده است!او با معتاد ها در کوچه و خیابان و پارک هاسرگرم کشیدن مواد مخدر است!🖊 شاعر: خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Mon, 11 May 2026 15:00:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افسانه چوپان دروغگو و ریزعلی خواجوی در عصر سوءاستفاده از اعتماد مردم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75580692/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%88%D9%BE%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA%DA%AF%D9%88-%D9%88-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%A1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-bxqeau4psuyd</link>
                <description>🔸افسانه چوپان دروغگو و ریزعلی خواجوی در عصر سوءاستفاده از اعتماد مردمداستان‌های کهن همواره آینه‌ای برای عبرت و اندیشه بوده‌اند. اما گاه همین افسانه‌ها در دل زمانه دگرگون می‌شوند و رنگ واقعیت به خود می‌گیرند؛ واقعیتی تلخ‌تر و پیچیده‌تر از روایت‌های گذشته. حکایت «چوپان دروغگو و ریزعلی خواجوی امروزی» نمونه‌ای از این بازآفرینی اجتماعی است.داستانی که حقیقت امروز را فریاد می‌زنددر داستانی که به قلم اینجانب نگاشته شده، چوپان دروغگو که روزگاری به‌خاطر یک دروغ، اعتبارش را نزد مردم از دست داده بود، اکنون حق خود را طلب می‌کند. اما جامعه‌ای که او را دروغگو می‌پندارد، حتی حقیقت را نیز از زبانش باور نمی‌کند و به همین بهانه، حق او را پایمال می‌کند.در مقابل، ریزعلی خواجوی که روزگاری قهرمان فداکار خطه‌اش بود، به‌خاطر فقر و بی‌توجهی جامعه، به راه خلاف کشیده می‌شود. اما چون نامش در تاریخ به‌عنوان یک فداکار ثبت شده، هیچ‌کس گمان نمی‌برد که او دست به دزدی بزند. این تضاد دردناک، بیانگر معضلی بزرگ در جامعه ماست: سوءاستفاده از اعتماد مردم و دفن شدن حقیقت در میان باورهای پوسیده.قهرمانانی که از قهرمانی خود سوءاستفاده می‌کننددر این روزگار، عده‌ای از قهرمان بودن و ایثارگری گذشته‌ی خود به‌عنوان سپری برای کارهای خلاف استفاده می‌کنند. افرادی که روزی به‌حق در دل مردم جای داشتند، اکنون با تکیه بر همان اعتبار، به خیانت و فساد مشغول‌اند و کسی به آن‌ها شک نمی‌کند. مانند برخی جانبازانی که از نام جانبازی بر علیه همسایگان و مردم سوءاستفاده می‌کنند و چون عنوان جانباز دارند، جامعه حرف شاکیان را باور نمی‌کند.دروغگویانی که هرگز شنیده نمی‌شونددر نقطه‌ی مقابل، افرادی قرار دارند که گذشته‌ی آن‌ها به دروغ آلوده شده و اکنون حتی اگر حقیقت را فریاد بزنند، کسی سخنشان را جدی نمی‌گیرد. چوپان دروغگو در این داستان، نماد همه‌ی انسان‌هایی است که قربانی یک اشتباه شده‌اند و جامعه از همین نقطه‌ضعف سوءاستفاده می‌کند تا حقوقشان را زیر پا بگذارد.حقیقتی که زیر خاکستر تعصب دفن می‌شوداین داستان، نقدی بر جامعه‌ای است که گاه با چشم بسته به قضاوت می‌نشیند. دزدی که ظاهرش موجه است، مورد اعتماد می‌ماند و مظلومی که پیش‌تر خطایی کرده، هیچ‌گاه باور نمی‌شود. نتیجه این تعصب، زنده‌به‌گور شدن حقیقت و تکرار ظلم است.🖊 نویسنده: خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج🆔 @khodadad_amiri 📖</description>
                <category>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</category>
                <author>خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج</author>
                <pubDate>Mon, 11 May 2026 14:46:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>