<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مارکوپولو خفته</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_75668944</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 07:16:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2257647/avatar/v1IaiC.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مارکوپولو خفته</title>
            <link>https://virgool.io/@m_75668944</link>
        </image>

                    <item>
                <title>منه عزیز</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75668944/%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-m6xakqy4tr6a</link>
                <description>منه عزیز من نمیتونم حرفای قشنگ بهت بزنم ولی میتونم بهت بگم:میدونم سخته و داری رو تردمیل میدویی میدونم داری تمام تلاشتو میکنی تو همین طبقه بمونی ولی سقف میاد پایینتر!ولی ببین تا اینجا اومدی و خیلی چیزا رو پشت سر گذاشتی پس بازم میتونیاصلا اشکالی نداره، بشین غصه بخور، گریه کن، از تو تختت نیا بیرون، جواب هیشکی روهم نده. نیاز داری بهش ولی نذار تو منجلابش غرق شی.قرار نیست فقط واسه بقیه حرفای قشنگ بزنیم یه منه عزیز هست که هرروز به این حرفا احتیاج داره.</description>
                <category>مارکوپولو خفته</category>
                <author>مارکوپولو خفته</author>
                <pubDate>Sun, 05 Mar 2023 02:44:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>20 minutes</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75668944/20-minutes-b6nwfhfvo5v3</link>
                <description>صبح اینطوری بیدار میشم که مریم داره باز یکیو اخراج میکنه و یه چمدون دقیقن از جلو صورتم پرت میشه به یه سمت دیگه و خوب نمیتونی هیچی بگی چون نفر بعدیی که چمدونش پرت میشه تویی! خودتو میرسونی جلو در سرویس که میبینی صدای اب میاد در میزنی یکی با موهای کفی درو باز میکنه با لبخند ژکوند میگه الان میام بیرون و الان به بیست دیقه ای زمان میبره درحالی که مثانت داره منفجر میشه جلو اینه با صورتت ور میری.سرکار هم لحظه شماری میکنی تموم شه که یه مشتری میاد سرت غر میزنه تعیین تکلیف میکنه علنن یه پاشو میزاره اینور یه پاشو میزاره اونور می*رینه تو اعصابت، خلاصه اخر شب روونه میشی سمت خونه قسمت خوبش ایناس که اسمون صافه و ستاره ها رو میبینی و موزیک لیل پیپ پلیه  اره کلش می ارزه به همون بیست دقیقه اخر شب میدونم بیش از حد خوش بینانه‌س شاید بگی چقد ابلهه این بشر ولی خوشبختی هیچ وخت پایدار نبوده ساختنیم نیست چون هرچیزی امکان داره خرابش کنه فقط اون لحظه باید لذتشو ببری، میدونم اره سخته ولی حس زنی رو دارم که سرطان داره ولی حاملس</description>
                <category>مارکوپولو خفته</category>
                <author>مارکوپولو خفته</author>
                <pubDate>Sun, 05 Mar 2023 02:38:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دفترچه یادداشت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_75668944/%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1%DA%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-c4hvfqzjdggu</link>
                <description>یک دفترچه یادداشت قدیمی را پیدا میکنم با این نوشته های معما گونه:نارنگی در کیسه نایلون.همه جا گرد و خاک سیاه. کروپ، توپ‌ها، تسلیحات، تخت های روان.دو میلیارد دلار.وسواس ضدعفونی!Do good things. speak good words. think good thoughts.تن تو: پسر آسمانجاما_ کوه، فوجی_ قلهناگا_کوه، ساکی_پرنده.و ناگهان به یاد می آورم: این ها یادداشت هایی از موزه اتمی در ناکازاکی اند؛ جایی که بمب‌ها افتادند. کروپ، توپ ها . ما آن ها را ساختیم. آمریکایی ها آن ها را پرتاب کردند. دو میلیارد دلار هزینه برداشت.همه جا گرد و خاک سیاه.</description>
                <category>مارکوپولو خفته</category>
                <author>مارکوپولو خفته</author>
                <pubDate>Sat, 04 Mar 2023 23:30:39 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>