<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های BAKOGHO</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_77794652</link>
        <description>.   .   .   .   .</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-29 18:28:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2839076/avatar/Ymmxil.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>BAKOGHO</title>
            <link>https://virgool.io/@m_77794652</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مای هیرو آکادمی جدید ( معرفی 3</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77794652/%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D8%A2%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-3-cmlfdjnsjwpn</link>
                <description>こんにちは、今日は鈴木彩夏の伝記を紹介したいと思います。気に入っていただければ幸いです「いいね！」とコメントを忘れずに。___________________________________نام:آیاکانام خانوادگی : سوزوکیسن : 4کوسه : طبیعت اخلاق : میانگرا - خوش بین - پر انرژی - فعالعلایق : گیاهان - دوستاش - غذاهای گیاهی تنفر : کسانی که در طبیعت آشغال میندازند - موهای طبیعیشدرباره : آیاکا در خانواده ای دزد بزرگ میشود . خانواده او از راه دزدی پول به دست می آوردند . یک شب موقع شام در خانه را زدند . مادر آیاکا در را باز کرد و بلافاصله صدای جیغش شنیده شد . پدرش و خودش به سمت در رفتند و دیدند ماموران انتظامی مادرش را به قتل رسانده بودند . پدرش با اشاره به آیاکا گفت فرار کند و وی به حرفش گوش کرد و فرار کرد . از آن به بعد وی تحت تعقیب بود و برای اینکه شناسایی نشود ، از آنجا رفت و در یک خانه نزدیک به یوکوهاما به زندگی ادامه داد ولی چون صاحبخانه آنجا از رنگ موی آیاکا ( سبز ) موهایش را صورتی کردو او را به مدرسه شبانه روزی فرستاد . </description>
                <category>BAKOGHO</category>
                <author>BAKOGHO</author>
                <pubDate>Wed, 27 Mar 2024 18:54:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مای هیرو آکادمی جدید ( معرفی 2 )</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77794652/%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D8%A2%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-2-annfnm6quarf</link>
                <description>こんにちは、今日はアカリの伝記を共有したいと思います。気に入っていただければ幸いです「いいね！」とコメントを忘れずに。___________________________________________نام : آکاری نام خانوادگی : ناکاموراسن : 4کوسه : ذهن خوانیاخلاق : برونگرا - شوخ - مهربون - خلاق - پایهعلایق : دوستاش - اوهاگی ( یه نوع شیرینی ژاپنی ) - هنر تنفر : ( دختر گلمون انقدر که پاکه از هیچ کسی نفرت نداره )درباره : آکاری یه دختره که از یتیم خونه آوردنش . اون تا 3 سالگی خانواده داشت ولی یه روز وقتی داشتن با هم میرفتن مسافرت تصادفی رخ میده و اون یتیم میشه و یک سال توی یتیم خونه بزرگ میشه . وقتی به سن 4 میرسه کسایی که اونجا از بچه ها مراقبت میکردن متوجه ضریب هوشی بالای اون میشن و اونو به مدرسه شبانه روزی میارن .</description>
                <category>BAKOGHO</category>
                <author>BAKOGHO</author>
                <pubDate>Wed, 27 Mar 2024 11:40:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طنز انیمه 2</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77794652/%D8%B7%D9%86%D8%B2-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-2-brhzlyjrb8x0</link>
                <description>احساس می کنم به من زل زده 📷 こんにちは、皆さん、これはあなたです。これは最も珍しいアニメのジョークです。____________________ ___ ____ ___ __ __منطق اینو نمیدونموقت قیافه نیشینویامعلم رودخونه ای 😂_________________________________________امیدوارم خوشتون اومده باشه خب دیگه ما رفتیم سایونارا</description>
                <category>BAKOGHO</category>
                <author>BAKOGHO</author>
                <pubDate>Thu, 14 Mar 2024 08:03:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی انیمه شیطان کش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77794652/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B4-nnvgklrcfkid</link>
                <description>سلام امروز میخوام بهتون یه انیمه ی باحال معرفی کنم ______________________________________________شیطان کش در مورد پسری به اسم کامادو تانجیرو هست که حس بویایی خیلی قوی ای دارد و با خانواده اش در کوهستان زندگی میکند. کامادو تانجیروروزی از روزها تانجیرو برای فروختن زغال به شهر می رود . کارش تا شب طول می کشد و وقتی که می خواهد به کلبه اش در بالای کوهستان برود مردی که در کلبه ای پایین کوهستان زندگی می کرد مانع این کار میشود .تانجیرو شب را در خانه آن مرد سپری می کند اما وقتی به نزدیکی خانه میرسد بوی خون را احساس می کند . . ._______________________________________اگر می خواهید بقیه ی ماجرا را بفهمید ابتدا انیمه را پیدا کرده و سپس آن را ببینیدتا جریان را متوجه شوید .  مانگاش رو هم فراموش نکنید . </description>
                <category>BAKOGHO</category>
                <author>BAKOGHO</author>
                <pubDate>Thu, 14 Mar 2024 07:49:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رنگ موی انیمه ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77794652/%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-syhwg1hshaxs</link>
                <description>こんにちは友達、今日はアニメの髪の色とその意味をいくつか紹介したいと思います。気に入っていただければ幸いです。____________________________________در مورد ایدا قضیه فرق دارهبرید پایین چالش داریم ____________________________________امیدوارم خوشتون اومده باشه و اطلاعات خوبی بدست اورده باشید تا پارت های بعدی بدرود.چالش : اگر بهت میگفتن از بین     گوجو ساتورو   .   دازای اوسامو   ،   لیوای اکرمن   ،     شوتو تودوروکی   یکی رو انتجاب کنی کدوم رو انتخاب میکردی ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ </description>
                <category>BAKOGHO</category>
                <author>BAKOGHO</author>
                <pubDate>Wed, 13 Mar 2024 21:17:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طنز انیمه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77794652/%D8%B7%D9%86%D8%B2-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-x35zyt3yw9he</link>
                <description>こんにちは、皆さん、これはあなたです。これは最も珍しいアニメのジョークです。_____________________________________________________برو پایین چالش داریم_____________________________________________________امیدوارم از این طنز ها خوشتون بیاد تا یک پارت دیگر سایوناراچالش : بنویس  من .... بزار تا سه خط بعدش رو کیبوردت بنویسه ?</description>
                <category>BAKOGHO</category>
                <author>BAKOGHO</author>
                <pubDate>Thu, 14 Sep 2023 10:59:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مای هیرو آکادمی جدید ( پارت دوم )</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77794652/%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D8%A2%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-s8ceqkyefied</link>
                <description>سلامی دوباره به شما خوانندگان عزیزخب بریم برای شروع __________________________________________از زبان میاکو تا این کلمه رو شنیدم بغض گلومو گرفت . آخه برای چی ؟ منم یکی از اعضای این خانواده...._ هوی بچه به چی زل زدی؟_ ام هیچی !_ خوبه ، من میرم، تو هم کارت تموم شد بیا.چی ؟ همین ؟ رشته افکارم رو پاره میکنی و میری :-|واقعا بدجنسی . حسابت رو میرسم باباچند دقیقه بعد... با هر بدبختی ای که بود وسایلم رو جمع کردم ، واقعا کار سختیه!داشتم از اتاق میومدم بیرون که پام به چمدون گیر کرد و بوم  خوردم زمین به ثانیه هم نکشید که کل خانواده بالا سرم اومدن ؛ وای سرم گیج رفت یهو بابا اومد بالا سرم و گفت : دست و پا چلفتی ، پاشو بریم .واقعا حرفت غیر منطقی بود. حداقل بهم دلداری میدادی .بعد از اینکه دوباره وسایلم رو با کمک فیومی مرتب کردم (وسایلش موقع زمین خوردن پخش زمین شد) با همه خدافظی کردم و راهی اون مدرسه شدیم.بعداز یکی دو ساعت رسیدیم به اون مدرسه شبانه روزی رسیدیم.کلاس میاکو این شکلیههمون اول که وارد مدرسه شدم بابام رفت. من هم به طرف کلاس حرکت کردم .در زدم و اومدم تو . وای کلاس چقدر بزرگه ●●روی اولین صندلی خالی ای که دیدم نشستم . ولی طولی نکشید که یه دختر بچه هم سن خودم رو دیدم که با عصبانیت به من گفت : هی پیشی کوچولو اینجا جای منه زود باش از روش پاشو .میخواستم بهش بگم من زود تر روی صندلی نشستم که یک دختر دیگه از ناکجا آباد پیداش شد و گفت : میاکو زود تر روی صندلی نشست .چی؟ این دیگه کیه؟ اسم منو از کجا میدونه ؟ کوسه داره یا نه ؟ اسمش چیه ؟ چند سالشه ؟ اینجا چیکار میکنه ..._اسم من آکاری ناکامورائه و کوسم ذهن خوانیه ! باهام دوست میشی ؟آکاری ناکامورا_منم میاکو تودوروکی ام و کوسم گرگه ، حتما ? _هی میگم . . . میشه . . با منم ..دوست شید . . . البته اگه مشگلی نیست .من و آکاری برگشتیم و یه دختر که روی سرش گل گذاشته بود رو دیدیم !آیاکا سوزوکیمن و آکاری با هم : حتما_ممنون._اسمت چیه ؟_کوست چیه؟_اسم آیاکا سوزوکی هست و کوسم هم طبیعته ( میتونه گل و درخت و هر چیزی که بهش مربوط هست رو درست کنه )_اسم منم میا ..._ بچه ها بشینید سر جاهاتون !سه تامون برگشتیم و یک خانم که مشخص بود معلممونه رو دیدیم_ اسم من هارو آئوکی هست ولی شما به من بگید هارو سنسه .هارو سنسه (روی تخته چیزی نیست )_ من خودم رو معرفی کردم حالانوبت شماست که خودتون وکوستون رو معرفی کنید !*چند دقیقه بعد از زبان آکاری*چند دقیقه گذشت و ردیف اول خودشون رومعرفی کردندوحالا نوبت من و میاکوئه_من میاکو تودوروکی هستم و کوسه ام گرگ هستش. حالا نوبت منه : من آکاری ناکامورا هستم و کوسه ام ذهن خوانی هستش ._ اسم من آیاکا سوزوکیه و کوسه ام طبیعت هست._اسم من ...________________________________________________خب دوستان شرایت پارت بعدی :●5لایک●●5 کامت●خب تا پارت بعد سایونارا•</description>
                <category>BAKOGHO</category>
                <author>BAKOGHO</author>
                <pubDate>Sun, 03 Sep 2023 17:25:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مای هیرو آکادمی جدید ( پارت اول )</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77794652/%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D8%A2%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-nyd1sphaiu7v</link>
                <description>سلام بدون هیچ حرف اضافه ای میریم برای شروع_______________________________________________________________*از زبان میاکو* ( اینجا میاکو 4 سالشه )داشتم توی راهرو قدم میزنم که صدای دعوا های مامان بابا رو شنیدمولی من امیدوار بودم که یه روز این دعوا تموم بشه. توی این فکر ها بودم که صدایی شنیدم : هی میاکو چرا وسط راهرو وایسادی ؟میاکو در اون لحظهبا حالتی ناراحت گفتم :فیومی به نظرت دعوا های مامان بابا تموم میشه؟فیومی لبخندی زد و گفت : حتما -راستی کارم داشتی؟-هوم..... آها میخواستم بگم میخوایم بازی کنیم توهم میای؟حالت ناراحتم تبدیل به خوشحالی شد و گفتم : حتماداشتم با بچه ها بازی میکردم اون موقع آرزو کردم که این لحظه ها تموم نشه! بعد نگاهم به شوتو افتاد که بابا داره مثل همیشه میبردش برای تمرین .*چند روز بعد*اندور: هوی دختر باید وسایلت رو جمع کنی ، قراره بری یه جای دیگه!تعجب کردم ! من که جز اینجا جایی رو ندارم گفتم : کجا؟-مدرسه شبانه روزی-چرا-چون این خانواده جایی برای تو ندارهتا این کلمه به گوشم خورد ..._____________________________________________________________________خوانندگان عزیز من به عنوان نویسنده ای کرم ریز ( خیلی زیاد ) شمارا منتظر پات بعد خواهم گذاشت</description>
                <category>BAKOGHO</category>
                <author>BAKOGHO</author>
                <pubDate>Tue, 29 Aug 2023 18:54:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مای هیرو آکادمی جدید( معرفی )</title>
                <link>https://virgool.io/@m_77794652/%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D8%A2%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-lp33vkxwzq5c</link>
                <description>میاکو تودوروکی سلام، داستان من درباره مای هیرو آکادمی هستشهمتون این انیمه رو دیدین . این داستان یک شخصیت اضافه داره _______________________________________________________________نام : میاکو تودوروکی کوسه : گرگ -یخ درباره کوسه :میتونه فاصله ی زیادی رو بپره _ با پنجه هاش هر چیزی رو پاره یا نابود بکنه _حس بویایی و شنوایی و بیناییش چند برابرمیشه _ دم و گوش و پنجه و دندان نیش بلند در میاره.سن : 15تولد : 10 مارسشیپ : کوتا ایزومی  ( شوخی کردم ) باکوگو کاتسوکیکلاس : 1. B (با یکی از بچه های A .1 به دلایلی تعویض میشه)اخلاق : درون گرا _ خلاق _منطقی_باهوشعلایق :  گربه سانان _ غذاهای سرد _مادر - خواهر - برادراش_یو . ای _ کوسشتنفرات : باباش - حیوانات - پرندگان - حشرات - ناتسو(خیلی زیادد)____________________________________________________________ممنون که تا اینجا اومدید لطفا تو بخش نظرات بگید چطور بود تا پارت های بعدی جانهراستی این اولین پستمه  لایک فراموش نشه</description>
                <category>BAKOGHO</category>
                <author>BAKOGHO</author>
                <pubDate>Fri, 25 Aug 2023 15:13:33 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>